27 دسامبر(گریگوری) / 9 ژانویه(جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
اول تیموتائوس 6:‏11-‏16(رسالهٔ شنبه بعد از میلاد مسيح)

[11] ولی تو، ‌ای مرد خدا، از اینها بگریز و عدالت و دینداری و ایمان و محبّت و صبر و تواضع را پیروی نما. [12] و جنگ نیکوی ایمان را بکن و به دست آور آن حیات جاودانی را که برای آن دعوت شدی و اعتراف نیکو کردی در حضور شاهدان بسیار. [13] تو را سفارش می‌کنم به حضور آن خدایی که همه را زندگی می‌بخشد و مسیح عیسی که در‌ پیش پُنتیوس پیلاتُس اعتراف نیکو نمود، [14] که تو این حکم را بی‌لکه و به دور از ملامت حفظ کنی تا به ظهور خداوند ما عیسی مسیح. [15] که آن را، آن متبارک و قادر یکتا و شاه شاهان و خداوند خداوندان در زمان معین به ظهور خواهد آورد. [16] که تنها فناناپذیر و ساکن در نوری است که نزدیک آن نتوان شد و هیچ انسانی او را ندیده و نمی‌تواند دید. او را تا به ابد حرمت و قدرت باد. آمین.

اِفِسُسیان 2:‏11-‏13

[11] بنابراین به یاد آورید که شما در زمان گذشته، ای غیریهودیان در جسم که آنانی که به اهل ختنه نامیده می‌شوند، امّا ختنه ایشان در جسم و ساخته شده به ‌دست است، شما را ختنه ناشده می‌خوانند، [12] که شما در آن زمان از مسیح جدا و از شهروندی خاندان اسرائیل، اجنبی و از عهدهای وعده بیگانه و بی‌امید و بی‌خدا در دنیا بودید. [13] لیکن اکنون در مسیح عیسی شما که در آن وقت دور بودید، به خون مسیح نزدیک شده‌اید.

متّی 12:‏15-‏21(انجیلِ شنبه بعد از میلاد مسيح)

[15] عیسی این را درک نموده، از آنجا روانه شد و گروهی بسیار از عقب او آمدند. پس جمیع ایشان را شفا بخشید، [16] و ایشان را قدغن فرمود که او را شهرت ندهند. [17] تا تمام گردد کلامی که به زبان اِشَعیای پیامبر گفته شده بود: [18] «اینک خادم من، که او را برگزیدم و حبیب من، که جانم از او خرسند است. روح خود را بر او خواهم نهاد تا انصاف را بر ملتّها اعلام نماید. [19] نزاع و فغان نخواهد کرد و کسی صدای او را در کوچه‌ها نخواهد شنید. [20] نی خرد شده را نخواهد شکست و فتیلهٔ نیم‌سوخته را خاموش نخواهد کرد تا آنکه انصاف را به پیروزی برآورد. [21] و به نام او ملّتها امید خواهند داشت.»

لوقا 16:‏10-‏15

[10] آنکه در اندک امین باشد، در امر بزرگ نیز امین بود و آنکه در کم خائن بود، در زیاد هم خائن باشد. [11] و هرگاه در مال نا به حق امین نبودید، کیست که مال حقیقی را به شما بسپارد؟ [12] و اگر در مال دیگری امانتداری نکردید، کیست که مال خاص شما را به شما دهد؟ [13] هیچ خادم نمی‌تواند دو آقا را خدمت کند. زیرا یا از یکی نفرت می‌کند و با دیگری محبّت، یا با یکی می‌پیوندد و دیگری را حقیر می‌شمارد. خدا و پول را نمی‌توانید خدمت نمایید.» [14] و فریسیانی که پول دوست بودند، همه این سخنان را شنیده، او را استهزا نمودند. [15] به ایشان گفت: «شما هستید که خود را پیش مردم عادل می‌نمایید، لیکن خدا آگاه از دلهای شماست. زیرا که آنچه نزد انسان مرغوب است، نزد خدا مکروه است.

تقویم قدیم
یعقوب 2:‏1-‏13

[1] ای برادران من، ایمان خداوند ما عیسی مسیح، رب جلال را با ظاهربینی مدارید. [2] زیرا اگر به کنیسه شما شخصی با انگشتری زرّین و لباس نفیس داخل شود و فقیری نیز با پوشاک ناپاک درآید [3] و به صاحب لباس فاخر متوجّه شده، گویید: «در این جای نیکو بنشین» و به فقیر گویید: «تو در آنجا بایست، یا زیر پای انداز من بنشین»، [4] آیا در خود تبعیض قائل نمی‌شوید و داوران خیالات فاسد نشده‌اید؟ [5] ‌ای برادران عزیز، گوش دهید. آیا خدا فقیران این جهان را برنگزیده است تا دولتمند در ایمان و وارث آن پادشاهی که به دوستداران خود وعده فرموده است، بشوند؟ [6] لیکن شما فقیر را حقیر شمرده‌اید. آیا دولتمندان بر شما ستم نمی‌کنند و شما را به محکمه‌ها نمی‌کِشند؟ [7] آیا ایشان به آن نام نیکو که بر شما نهاده شده است، ناسزا نمی‌گویند؟ [8] امّا اگر آن شریعت شاهانه را مطابق کتاب به‌‌جا آورید، یعنی «همسایهٔ خود را مثل نفس خود محبّت نما»، نیکو می‌کنید. [9] لیکن اگر ظاهربینی کنید، گناه می‌کنید و شریعت شما را به خطاکاری محکوم می‌سازد. [10] زیرا هر که تمام شریعت را نگاه دارد و در یک جزو بلغزد، از جانب تمامی آن محکوم می‌شود. [11] زیرا او که گفت: «زنا مکن»، نیز گفت: «قتل مکن». پس هرچند زنا نکنی، اگر قتل کردی، از شریعت سرپیچی نمودی. [12] همچنین سخن گویید و عمل نمایید مانند کسانی که بر ایشان داوری به شریعت آزادی خواهد شد. [13] زیرا آن داوری بی‌رحم خواهد بود بر کسی‌ که رحم نکرده است و رحم بر داوری پیروز خواهد شد.

مَرقُس 12:‏1-‏12

[1] پس به مَثَل‌ها به ایشان آغاز سخن نمود که «شخصی تاکستانی غرس نموده، حصاری گرد آن کشید و چَرخُشتی بساخت و برجی بنا کرده، آن را به دهقانان سپرد و سفر کرد. [2] و در موسم، نوکری نزد دهقانان فرستاد تا از میوهٔ باغ از باغبانان بگیرد. [3] امّا ایشان او را گرفته، زدند و تهی‌دست روانه نمودند. [4] باز نوکری دیگر نزد ایشان روانه نمود. او را نیز سنگسار کرده، سر او را شکستند و بی‌حرمت کرده، برگردانیدندش. [5] پس یک نفر دیگر فرستاده، او را نیز کشتند و بسیاری دیگر را، که بعضی را زدند و بعضی را به قتل رسانیدند. [6] و بالاخره یک پسر عزیز خود را باقی داشت. او را نزد ایشان فرستاده، گفت: ‘پسر مرا حرمت خواهند داشت.’ [7] لیکن دهقانان با خود گفتند: ‘این وارث است؛ بیایید او را بکشیم تا میراث از آنِ ما گردد.’ [8] پس او را گرفته، به قتل رسانیدند و او را بیرون از تاکستان افکندند. [9] پس صاحب تاکستان چه خواهد کرد؟ او خواهد آمد و آن باغبانان را هلاک ساخته، باغ را به دیگران خواهد سپرد. [10] آیا این نوشته را نخوانده‌اید: ‘سنگی که معمارانش رد کردند، همان سر زاویه گردید؟ [11] این از جانب خداوند شد و در نظر ما عجیب است.» [12] آنگاه خواستند او را گرفتار سازند، امّا از خلق می‌ترسیدند، زیرا می‌دانستند که این مثل را برای ایشان آورد. پس او را واگذارده، برفتند.

مناسبت و قدیسین روز

اولین شهید، استفان نخستین شماس

استفان از خویشاوندان پولس رسول بود و از آن یهودیانی که در استان‌های هلنی زندگی می‌کردند. استفان نخستین دربین هفت شماسی بود که رسولان مقدس آنان را دست‌گذاری کرده و برای خدمت به نیازمندان در اورشلیم منصوب کردند. به همین سبب او «نخستین شماس» نامیده می‌شود. به قدرت ایمانش، استفان معجزات بزرگ در میان مردم انجام می‌داد. یهودیان شرور با او مجادله می‌کردند، اما همواره از حکمت و قدرت روحی که از طریق او عمل می‌کرد، شکست می‌خوردند. آنگاه یهودیان ننگین، که به تهمت و افتراء خو گرفته بودند، مردم و مشایخ را بر ضد استفانِ بی‌گناه تحریک کردند و او را چنین بدنام ساختند که گویا به خدا و به موسی کفر گفته است. شاهدان دروغین نیز به‌سرعت پیدا شدند و سخنان آنان را تأیید کردند.

استفان سپس در برابر مردم ایستاد و همگان دیدند که چهرهٔ او همچون «چهرهٔ فرشته‌ای» بود (اعمال ۶ :۱۵)، یعنی صورت او با نور فیض روشن شده بود، همان‌گونه که چهرهٔ موسی هنگام سخن‌گفتن با خدا نورانی می‌شد. استفان دهان گشود و کارهای نیک و معجزات بسیاری را که خدا در گذشته برای قوم اسرائیل انجام داده بود، و نیز جنایات بسیار و مقاومت این قوم در برابر خدا را برشمرد. او به‌ویژه آنان را به‌سبب کشتن مسیحِ خداوند سرزنش کرد و ایشان را «خیانت‌پیشه و قاتل» نامید (اعمال ۷ :۵۲). و هنگامی که آنان از خشم دندان بر هم می‌فشردند، استفان آسمان‌های گشوده و جلال خدا را دید. آنچه را دید به یهودیان اعلام کرد: «اینک آسمان‌ها گشوده و پسر انسان را می‌بینم که به دست راست خدا ایستاده است!» (اعمال ۷ :۵۶).

آنگاه مردان خبیث او را بیرون از شهر برده و سنگسار کردند تا جان سپرد. در میان آزاردهندگان او، خویشاوندش شائول نیز حضور داشت، که بعدها پولس رسول شد. در آن زمان، مریم مادر مقدس خدا، از روی سنگی در فاصله‌ای دور همراه با یوحنای الهیدان، شاهد شهادت این نخستین شهید برای حقیقتِ پسر و خدای خویش بود و برای استفان نزد خدا دعا می‌کرد. این رویداد یک سال پس از فرود آمدن روح‌القدس بر رسولان رخ داد. گمالیئیل، از بزرگان یهود و مسیحی‌ای پنهانی، پیکر مقدس استفان را مخفیانه برداشت و در ملک شخصی خود به خاک سپرد. بدین‌سان این نخستین شهید مسیحی با جلال آرمید و جایگاه خود را در پادشاهی مسیحِ خدا گرفت.

شهدای زاهد، تئودور و تئوفانسِ داغ‌خورده

تئودور و تئوفانس دو برادرِ خونی بودند که در فلسطین زاده شده و در هر دو حکمت، هم دنیوی و هم روحانی، تعلیم یافته بودند. آنان راهبانِ جامعهٔ سابای مقدس بودند و بعدها به مقام کاهنی رسیدند. این دو در دفاع از آیکون‌ها زیر سلطهٔ سه امپراتور ـ لئون ارمنی، میخائیل بلبوس و تئوفیلوس ـ سخت رنج کشیدند. تئوفیلوسِ دیوانه آنان را با دستان خود زد و دستور داد با میلهٔ آهنین آیات تمسخرآمیز بر چهره‌شان داغ کنند؛ ازاین‌رو آنان «داغ‌خورده» نامیده شدند.

آنان در شهر آپامیهٔ بیتینیا به زندان انداخته شدند. تئودور در همان‌جا بر اثر دردها و زخم‌ها جان داد. تئوفانس هنگامی‌که در زمان سلطنت تئودور و میخائیل آزاد شد، به‌دست پاتریارک متودیوس به مقام متروپولیتن نقیه منصوب گردید. تئودور مقدس در سال ۸۳۳ درگذشت. این دو برادر شگفت برای مسیح رنج کشیدند و پاداشی شگفت از او در پادشاهی جاویدِ نور دریافت کردند.


سرود ستایش

اولین شهید مقدّس، استفان نخستینِ شماسان

بر استفان، که به وسیلهٔ روح روشن شده بود،
یهودیانِ قاتل هجوم آوردند.
استفانِ خون‌آلود زانو زد
و با صدای بلند نزد خدا فریاد زد:
«ای خداوندی که بر صلیب آمرزیدی
بزرگ‌ترین گناهی را که زمین را لرزاند،
بزرگ‌ترین گناهی را که آسمان به چشم دید،
تو قاتلانِ خود را آمرزیدی.
اکنون، ای بسیار بخشنده، گناهکارانِ مرا نیز بیامرز!
این گناه ـ در برابر آن گناه چه اندازه است؟
و من ـ در برابر پروردگارم چه هستم؟»
این را گفت و روح خود را به خدا سپرد.
مشایخِ خشمگین، ترسو و زشت‌منش،
پس از کشتن او پراکنده شدند.
سپس از آسمان فرشتگان فرود آمدند
و گردِ پیکرِ نخستین شهید حلقه زدند.
آنان سرودی را به صورت هم‌آواز بر او خواندند
و روح بهشتی او را به آسمان بردند.


تأمل

روایتی از کودکِ الهی، مسیح خداوند:
دو پیامبر بزرگ، اشعیا و ارمیا، پیشگویی کردند که خداوند به مصر خواهد آمد و حضور او معابد بت‌پرستان را خواهد لرزاند و بت‌ها را نابود خواهد کرد. اشعیا نوشت: «اینک خداوند بر ابری تیز می‌آید و به مصر وارد می‌شود و بت‌های مصر از حضور او خواهند لرزید» (اشعیا ۱۹ :۱؛ نیز ارمیا ۱۲–۱۳ : ۴۳).

وقتی آن پناه‌جویانِ الهی به شهر هِرموپولیس (قاهره) رسیدند و به معبدی بت‌پرست نزدیک شدند، ناگهان همهٔ بت‌های آن معبد فرو ریختند و خرد شدند. پالادیوسِ مقدس در تاریخ لائوسیاک خود می‌نویسد: «ما آن معبد بت‌پرست را دیدیم که همهٔ بت‌های تراشیده‌شده‌اش هنگام آمدن نجات‌دهنده به زمین افتادند.»

در محلی به نام سیرین، ۳۶۵ بت وجود داشت. وقتی مریمِ بسیار مقدس طفلِ الهی را در آغوش داشت و وارد آن معبد شد، تمام آن بت‌ها بر زمین افتادند و شکستند. همهٔ بت‌ها در سراسر مصر به همین گونه فرو ریختند.

ارمیای نبی، که در سالخوردگی در مصر زندگی می‌کرد، به کاهنان بت‌پرست مصر پیشگویی کرده بود که همهٔ بت‌ها فرو خواهند ریخت و همهٔ تصاویر تراشیده‌شده نابود خواهند شد، در زمانی که مادری باکره، با کودکی که در آخور به دنیا آمده، به مصر بیاید. کاهنانِ بت‌پرست این پیشگویی را خوب به یاد داشتند. بر اساس آن، تصویری ساختند از باکره‌ای که بر تختی دراز کشیده و در کنار او در آخور، کودک خردسال در قنداق است. آنان این تصویر را گرامی می‌داشتند. بطلمیوس پادشاه از کاهنان پرسید این تصویر چه معنایی دارد. آنان پاسخ دادند که این رازی است که پیامبری به پدرانشان خبر داده و آنان در انتظار تحقق این راز هستند.

و حقیقتاً این راز تحقق یافت و نه فقط در مصر، بلکه در سراسر جهان آشکار شد.


تعمق

دربارهٔ حکمتِ مریمِ بسیار مقدس:

۱. این‌که چگونه با فرشتهٔ خدا به حکمت سخن گفت (لوقا ۱ :۲۸–۳۸)

۲. این‌که چگونه همهٔ آنچه در هنگام تولدِ عیسی مسیحِ خداوند رخ داد و همهٔ آنچه دربارهٔ او گفته می‌شد را در دلِ خود می‌اندیشید

۳. و این‌که چگونه در قانای جلیل، به حکمت به خادمان گفت هر چه او به شما می‌گوید، انجام دهید.


موعظه

–دربارهٔ باکرهٔ بسیار مقدس، مادر مقدس خدا–

«جانِ من خداوند را تمجید می‌کند »(لوقا ۱ :۴۶)

ای برادران، در مجموع تنها چند کلمه از سخنان مادر بسیار مقدس خدا، در اناجیل ثبت شده است. همهٔ سخنان او مربوط به بزرگداشتِ خداست. او در برابر انسان‌ها خاموش بود، اما جانش بی‌وقفه با خدا سخن می‌گفت. هر روز و هر ساعت، دلیلی تازه و انگیزه‌ای نو برای بزرگداشتِ خدا می‌یافت. اگر می‌توانستیم همهٔ بزرگداشت‌های او را در سراسر زندگی‌اش بشناسیم و ثبت کنیم، آه، چه کتاب‌های بی‌شماری لازم می‌بود! اما حتی با همین یک بزرگداشتی که او در حضور خویشاوندش الیزابت، مادرِ پیامبر بزرگ و پیشرو، یحیی تعمیددهنده، بر زبان آورد، هر مسیحی می‌تواند دریابد که جانِ بس‌مقدسِ او چه گلِ خوشبو و خداپسندی بوده است. این تنها یکی از سرودهای شگفت‌انگیزِ روحِ مادر مقدس خداست که از طریق انجیل به ما رسیده است. با این حال، چنین سرودهایی در طول زندگیِ آن بس‌مبارک، بی‌شمار بودند. حتی پیش از آن‌که انجیل را از لبانِ پسرش بشنود، می‌دانست چگونه با خدا سخن بگوید و او را مطابق با تعلیمِ انجیل جلال دهد. این شناخت از روح‌ قدوس خدا به او رسیده بود، که فیضش پیوسته همچون آبِ زلال در ظرفی پاک در او جاری می‌شد. جانِ او در تمام زندگی‌اش خدا را با سرودها بزرگ می‌داشت، و از این‌رو خدا او را برتر از کروبیان و سرافین بزرگ داشت. همچنین، ما که کوچک و گناهکاریم، همان خداوند در ملکوتِ خویش ما را که او را بزرگ می‌داریم بزرگ خواهد داشت، اگر بکوشیم این زندگیِ کوتاه را با بزرگداشتِ خدا در اعمال، سخنان، اندیشه‌ها و دعاهای خود پر کنیم.

ای مادر مقدس خدا، بس‌مقدس، بس‌پاک و بس‌مبارک، ما را با بال‌های دعاهایت بپوشان.

تو را و پسر تو و خداوندِ ما را تا ابدالآباد جلال و ستایش تا باد. آمین.

error: Content is protected !!