آیات روز
تقویم جدید
رومیان 4:4-12
[4] لیکن برای کسی که عمل میکند، مزدش نه از راه فیض، بلکه از راه طلب محسوب میشود. [5] و امّا کسی که عمل نکند، بلکه ایمان آورد به او که بیدینان را عادل میشمارد، ایمان او عدالت محسوب میشود. [6] چنانکه داوود نیز خوش به حالی آن کس را بیان می دارد که خدا برای او عدالت محسوب میدارد، بدون اعمال: [7] «خوشا به حال کسانی که خطایای ایشان بخشیده شد و گناهانشان پوشانیده گردید. [8] خوشا به حال کسی که خداوند گناه را به وی حساب نفرماید.» [9] پس آیا این خوش به حالی بر اهل ختنه گفته شد یا برای ختنهناشدگان نیز؟ زیرا میگوییم ایمان ابراهیم به عدالت حساب گشت. [10] پس در چه حالت حساب شد، وقتی که او در ختنه بود یا در ختنهناشدگی؟ در ختنه نه، بلکه در ختنهناشدگی [11] و نشانهٔ ختنه را یافت تا مُهر باشد بر آن عدالت ایمانی که در ختنهناشدگی داشت، تا او همه ختنهناشدگان را که ایمان آورند، پدر باشد تا عدالت برای ایشان هم حساب شود؛ [12] و پدر اهل ختنه نیز یعنی آنانی را که نه فقط ختنه شدهاند، بلکه گام هم برمیدارند در جای گام ایمانی که پدر ما ابراهیم در ختنهناشدگی داشت.
متّی 7:15-21
[15] «اما از انبیای دروغین دوری کنید، که به لباس گوسفندان نزد شما میآیند، ولی در باطن، گرگان درنده میباشند. [16] ایشان را از میوههای ایشان خواهید شناخت. آیا انگور را از خار و انجیر را از خس میچینند؟ [17] همچنین هر درخت نیکو، میوه نیکو میآورد و درخت بد، میوه بد میآورد. [18] نمیتواند درخت خوب میوه بد آورد، و نه درخت بد میوه نیکو آورد. [19] هر درختی که میوه نیکو نیاورد، بریده و در آتش افکنده شود. [20] پس از میوههای ایشان، ایشان را خواهید شناخت. [21] «نه هر که مرا ‘خداوند، خداوند’ گوید، داخل پادشاهی آسمان گردد، بلکه آنکه اراده پدر مرا که در آسمان است، بهجا آورد.
تقویم قدیم
رومیان 9:18-33
[18] بنابراین هر که را میخواهد، رحم میکند و هر که را میخواهد، سنگدل میسازد. [19] پس مرا میگویی: «دیگر چرا ملامت میکند؟ زیرا کیست که با ارادهٔ او مقاومت نموده باشد؟» [20] نه، بلکه تو کیستی ای انسان، که با خدا جرّ و بحث میکنی؟ «آیا ساخته شده به سازنده میگوید که چرا مرا چنین ساختی؟» [21] یا کوزهگر اختیار بر گل ندارد که از یک خمیره ظرفی عزیز و ظرفی ذلیل بسازد؟ [22] و اگر خدا چون اراده نمود که غضب خود را آشکار سازد و قدرت خویش را بشناساند، ظروف غضب را که برای هلاکت آماده شده بود، به حلم بسیار متحمّل گردید، [23] و تا دولت جلال خود را بشناساند بر ظروف رحمتی که آنها را از قبل برای جلال حاضر نمود. [24] و آنها را نیز دعوت فرمود یعنی ما نه از یهود فقط، بلکه از غیر یهودیان نیز. [25] چنانکه در هوشع هم میگوید: «آنانی را که قوم من نبودند، ‘قوم خود’ خواهم خواند و او را که دوست نداشتم، ‘محبوبه خود’. [26] و «جایی که به ایشان گفته شد که: ‘شما قوم من نیستید’، در آنجا ‘پسران خدای زنده’ خوانده خواهند شد.» [27] و اِشَعیا نیز در حق اسرائیل ندا می کند که «هرچند تعداد بنیاسرائیل مانند ریگ دریا باشد، لیکن تنها باقیماندگانی از آنها نجات خواهند یافت؛ [28] زیرا خداوند حکم خود را بدون هیچ تأخیر، تمام و کمال بر زمین به عمل خواهد آورد.» [29] و چنانکه اِشَعیا پیش خبر داد که: «اگر خداوند لشکرها برای ما نسلی نمیگذارد، بدون شک مثل سُدوم میشدیم و مانند عَمورَه میگشتیم.» [30] پس چه گوییم؟ ملّتهایی که در پی عدالت نرفتند، عدالت را حاصل نمودند، یعنی عدالتی که از ایمان است. [31] لیکن اسرائیل که در پی شریعت عدالت میرفتند، به شریعت عدالت نرسیدند. [32] از چه سبب؟ از این جهت که نه از راه ایمان، بلکه از راه اعمال شریعت آن را طلبیدند. زیرا که به سنگ لغزش، لغزش خوردند. [33] چنانکه نوشته شده است که: «اینک در صهیون یک سنگ لغزش و صخره لغزش مینهم و هر که بر او ایمان آورد، خجل نخواهد گردید.»
متّی 11:2-15
[2] و چون یحیا در زندان اعمال مسیح را شنید، شاگردان خود را فرستاده [3] به او گفت: «آیا آنکه باید بیاید، تویی یا منتظر دیگری باشیم؟» [4] عیسی در جواب ایشان گفت: «بروید و یحیی را از آنچه شنیده و دیدهاید، اطلاع دهید؛ [5] که کوران بینا میگردند و لنگان راه میروند و جذامیان پاک و کران شنوا و مردگان زنده میشوند و فقیران بشارت میشنوند؛ [6] و خوشا به حال کسی که به خاطر من نلغزد.» [7] و چون ایشان میرفتند، عیسی با آن جماعت در مورد یحیا آغاز سخن کرد که «به جهت دیدن چه چیز به بیابان رفته بودید؟ آیا نیای را که از باد در جنبش است؟ [8] اگر نه، به جهت دیدن چه چیز بیرون شدید؟ آیا مردی را که لباس فاخر در بر دارد؟ اینک آنانی که لباس فاخر میپوشند، در خانههای پادشاهان میباشند. [9] لیکن به جهت دیدن چه چیز بیرون رفتید؟ آیا نبی را؟ بلی به شما میگویم فردی از نبی برتر را! [10] زیرا همان است آنکه دربارهٔ او نوشته شده است: ‘اینک من رسول خود را پیش روی تو میفرستم تا راه تو را پیش روی تو آماده سازد.’ [11] به راستی به شما میگویم که از اولاد زنان، بزرگتری از یحیای تعمید دهنده برنخاست، لیکن کوچکترین در پادشاهی آسمان، از وی بزرگتر است. [12] و از دوران یحیای تعمید دهنده تا الان، پادشاهی آسمان مورد خشونت واقع شده و زورمندان بر آن ستم میکنند. [13] زیرا جمیع انبیا و تورات تا یحیا نبوت میکردند. [14] و اگر خواهید قبول کنید، یحیا همان ایلیا است که باید بیاید. [15] هر که گوش شنوا دارد، بشنود.
مناسبت و قدیسین روز

قدیس کیریل، اسقف اعظم اسکندریه
کیریل از خانوادهای اشرافی بود و خویشاوند نزدیک تئوفیلوس، پاتریارک اسکندریه، به شمار میرفت. پس از درگذشت او، به مقام پاتریارکی منصوب شد. در طول زندگی خود سه مبارزه دشوار را رهبری کرد: با بدعتگذاران نوواتیانی، با بدعتگذار نستوریوس، و با یهودیان اسکندریه.
نوواتیانیان از روم برخاسته بودند و نام خود را از نوواتیان، کشیش و رهبر این بدعت، گرفته بودند. آنان به فضایل خود میبالیدند، لباسهای سفید میپوشیدند، ازدواج دوم را ممنوع میدانستند و معتقد بودند که نباید برای کسانی که مرتکب گناهی مرگبار شدهاند دعا کرد. همچنین باور داشتند کسانی که یک بار از کلیسا جدا شدهاند، حتی اگر با تلخی توبه کنند، نباید دوباره به کلیسا پذیرفته شوند. کیریل آنان را شکست داد و همراه با اسقفشان از اسکندریه بیرون راند.
اما مبارزه با یهودیان دشوارتر و خونینتر بود. از زمان تأسیس شهر به دست اسکندر مقدونی، یهودیان در اسکندریه قدرت فراوانی داشتند. نفرت آنان نسبت به مسیحیان بسیار شدید و کور بود. آنان مسیحیان را با نیرنگ، مسموم کردن و مصلوب کردن بر صلیبها به قتل میرساندند. پس از مبارزهای طولانی و دشوار، کیریل در دوران امپراتور تئودوسیوس دوم موفق شد یهودیان را از اسکندریه بیرون کند.
اما مبارزه او با نستوریوس، پاتریارک کونستانتینوپل، در شورای سوم جهانی کلیسا در افسس در سال ۴۳۱ پایان یافت. خود کیریل ریاست این شورا را بر عهده داشت و همزمان به درخواست پاپ سلستین روم، که به دلیل کهولت سن قادر به حضور نبود، نماینده او نیز بود.
نستوریوس محکوم، تکفیر و به فرمان امپراتور به مرزهای شرقی امپراتوری تبعید شد و در آنجا مرگی هولناک یافت؛ زیرا کرمها زبان او را خوردند، همان زبانی که با آن به مقدسترین والدهٔخدا توهین کرده و او را «مسیحزا» به جای «خدازا» نامیده بود.
پس از پایان این نبرد، کیریل در آرامش زندگی کرد و با غیرت فراوان از گله مسیح مراقبت نمود. او در سال ۴۴۴ به سوی خداوند شتافت. گفته میشود دعای «شاد باش، ای تئوتوکوس و باکره» را او تألیف کرده است.

قدیس کیریلِ دریاچه سفید
کیریل از خانوادهای اشرافی بود و در مسکو متولد و پرورش یافت. او در صومعه سیمونوف به رهبانیت درآمد و زندگی زاهدانهای در پیش گرفت که دیگر راهبان را به شگفتی وامیداشت. برای پنهان کردن فضایل خود، خود را به دیوانگی میزد. او شخصاً با قدیس سرگیوس رادونژ دیدار کرد و تعلیمات سودمند بسیاری از او دریافت نمود. برخلاف میل خود، به ریاست صومعه انتخاب شد. او پیوسته به مقدسترین تئوتوکوس دعا میکرد تا راهی را به او نشان دهد که بتواند در سکوت به زندگی زاهدانه بپردازد.
شبی نور عظیمی دید و صدایی شنید که میگفت: «ای کیریل، از اینجا برو و به دریاچه سفید برو!»
او نیز همراه یک همنشین از صومعه سیمونوف خارج شد، به منطقه دریاچه سفید رفت و در میان جنگلهای انبوه کاج زندگی زاهدانه خود را آغاز کرد. با گذشت زمان، آن خلوتگاه کوچک به صومعهای بزرگ تبدیل شد.
کیریل مکرم از خدا موهبت بزرگ معجزهگری را دریافت کرد. او بیماران را شفا میداد و معجزات بسیار دیگری نیز انجام میداد. او در سال ۱۴۲۹، در نودسالگی، درگذشت و به حضور خداوندی شتافت که در تمام زندگی خود با تمام وجود او را دوست میداشت.
سرود ستایش
قدیس کیریل اسکندریه
قدیس کیریل، استوار و تزلزلناپذیر،
با ایمان خود جهان را به شگفتی واداشت.
این قهرمان، خود را با صلیب گرانبها محافظت میکرد؛
او علیه دشمنان کلیسا سلاح برگرفت،
علیه یهودیان، دشمنان سرسخت صلیب.
او بر نوواتیانیان نیز تاخت،
آنان که به خود میبالیدند،
برای رحمت حد و مرز تعیین میکردند،
گناهکاران را پیش از داوری محکوم میساختند،
و قدرت خدا را برای انجام معجزات انکار میکردند.
اما کیریل بیش از همه درخشید
آنگاه که در برابر نستوریوس برخاست،
ویرانگر ایمان ارتدکس،
و کفرگوی نسبت به مادر خدا.
مادر خدا به کیریل یاری رساند
تا بر هر نیروی شیطانی غلبه کند
و کلیسای مقدس را از کاه و خس پاک سازد.
همه این امور به یاری مادر باکره خدا انجام شد.
کیریل، شوالیه ارتدکسی بود؛
از همین رو کلیسا او را جلال میدهد
و بیوقفه به او دعا میکند
تا ما را از شورشها و حملات شیطانی محافظت کند.
ای کیریل، ستارهای در میان ستارگان،
بهوسیله دعاهای خود ما را یاری فرما.
تأمل
ما گناه میکنیم اگر وظیفهٔ خود بدانیم که از کسانی نفرت داشته باشیم که خویشاوندان ما از آنان نفرت دارند. این نفرت مانند یک بیماری خانوادگی به ما منتقل میشود. همانگونه که محبت خویشاوندان خود را به ارث میبریم، نفرتهای آنان را نیز به ارث میبریم. گاهی حتی بزرگترین غولهای روحانی نیز به این ضعف گرفتار شدهاند. پاتریارک تئوفیلوس از قدیس یوحنای زریندهان خوشش نمیآمد و تا زمان مرگ، دشمن سرسخت او باقی ماند. قدیس کیریل، خویشاوند و جانشین او بر تخت اسکندریه، این نفرت نسبت به یوحنای مقدس زریندهان را به ارث برد و برای مدت طولانی آن را در دل خود نگاه داشت. قدیس ایسیدور پلوسیوم بیهوده به کیریل اندرز میداد که نظر خود را دربارهٔ زریندهان تغییر دهد و نام او را در فهرست قدیسان وارد کند، اما کیریل نمیتوانست کینهٔ خود را کنار بگذارد. آنگاه مریمِ مقدسِ سراسر پاک، همان کسی که کیریل برای جلال و تکریم او با نسطوریوس بسیار مبارزه کرده بود، در رؤیایی بر کیریل ظاهر شد؛ همراه با انبوهی از فرشتگان، و در میان آنان یوحنای زریندهان نیز در شکوهی عظیم حضور داشت. آن بانوی مقدس و سراسر پاک از زریندهان خواست که کیریل را ببخشد. سپس زریندهان به سوی کیریل آمد و آن دو یکدیگر را در آغوش گرفتند و بوسیدند. این رؤیا احساسات کیریل را نسبت به زریندهان کاملاً دگرگون کرد و او با شرمساری توبه نمود، زیرا شتابزده از او نفرت ورزیده بود. از آن پس، کیریل تا پایان عمر خود هر آنچه در توان داشت انجام داد تا زریندهان را به عنوان یکی از قدیسان بزرگ خدا جلال دهد.
تعمق
درباره شفای معجزهآسای مرد لال و دیوزده (متی ۹ :۳۲):
۱. چگونه خداوند دیو را از او بیرون راند و مرد لال به سخن آمد؛
۲. چگونه ابلیس با تمام قدرت خود میکوشد روح مرا لال سازد تا خداوند را تمجید نکند؛
۳. چگونه خداوند، اگر من بخواهم، میتواند تنها با یک کلام روح ناپاک را از من بیرون براند و مرا به چنگی برای جلال خدا تبدیل کند.
موعظه
-دربارهٔ آنان که مرگ را دوست دارند-
«همهٔ آنان که از من نفرت دارند، مرگ را دوست میدارند» (امثال ۸: ۳۵).
خداوند، آفرینندهٔ آسمان و زمین، اینگونه از طریق پیامبر خود سخن میگوید. کسی که از حکمت خدا نفرت دارد، از خدا نفرت دارد؛ و کسی که از خدا نفرت دارد، جز مرگ چه چیزی برای دوست داشتن دارد؟ آیا هر آنچه بیرون از خداوند است، مرگ نیست؟
خورشید و ستارگان، دریاها و کوهها، حیوانات و گیاهان، همهٔ اینها جز غباری مرده نیستند که به قدرت خدا، به کلام خدا و به حکمت خدا شکل گرفته و حیات یافتهاند. کسی که خدا را دوست ندارد، نه تنها خدا را دوست ندارد، بلکه هیچیک از آنچه از خداست را نیز دوست نمیدارد: نه زیبایی ستارگان را، نه نظم دریاها و کوهها را، و نه نیروی حیاتبخشی را که در جانوران و گیاهان وجود دارد.
کسی که خدا را دوست ندارد، خدا را از طبیعت کنار میگذارد و از آن دور میسازد. پس چه چیزی باقی میماند؟ تنها غباری مرده، بیشکل و تاریک؛ تنها مرگ. حتی آن غبار نیز آفریدهٔ خداست، و کفرگوی خدا باید آن غبار را نیز به خدا بازگرداند، و آنگاه هرچه باقی بماند همان را دوست بدارد. چه چیزی باقی میماند؟ تنها آنچه با خدا ارتباطی ندارد؛ یعنی مرگ، گناه و ابلیس.
کسی که خدا را دوست ندارد، در حقیقت مرگ، گناه و ابلیس را دوست دارد. هر کفرگوی خدا، اسباببازی ابلیس، ثمرهٔ گناه و مهرهٔ مرگ است.
ای خداوندِ محبتکننده، اگر تو را خوار بشماریم، دیگر هیچکس و هیچچیز برای دوست داشتن نخواهیم داشت. زیرا هرچه را بر روی زمین دوست میداریم، به خاطر تو دوست میداریم، و توانایی محبت کردن نیز از توست. نادان است کسی که پرتوها را دوست بدارد اما خورشید را خوار بشمارد، و قطرهای آب را دوست بدارد اما چشمه را حقیر بداند.
ای خداوندِ سراسر محبت، ما را از محبتِ حیاتبخش نسبت به خودت سرشار ساز.
جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد . آمین.