9 ژانویه(گریگوری) / 22 ژانویه(جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
یعقوب 2:‏1-‏13

[1] ای برادران من، ایمان خداوند ما عیسی مسیح، رب جلال را با ظاهربینی مدارید. [2] زیرا اگر به کنیسه شما شخصی با انگشتری زرّین و لباس نفیس داخل شود و فقیری نیز با پوشاک ناپاک درآید [3] و به صاحب لباس فاخر متوجّه شده، گویید: «در این جای نیکو بنشین» و به فقیر گویید: «تو در آنجا بایست، یا زیر پای انداز من بنشین»، [4] آیا در خود تبعیض قائل نمی‌شوید و داوران خیالات فاسد نشده‌اید؟ [5] ‌ای برادران عزیز، گوش دهید. آیا خدا فقیران این جهان را برنگزیده است تا دولتمند در ایمان و وارث آن پادشاهی که به دوستداران خود وعده فرموده است، بشوند؟ [6] لیکن شما فقیر را حقیر شمرده‌اید. آیا دولتمندان بر شما ستم نمی‌کنند و شما را به محکمه‌ها نمی‌کِشند؟ [7] آیا ایشان به آن نام نیکو که بر شما نهاده شده است، ناسزا نمی‌گویند؟ [8] امّا اگر آن شریعت شاهانه را مطابق کتاب به‌‌جا آورید، یعنی «همسایهٔ خود را مثل نفس خود محبّت نما»، نیکو می‌کنید. [9] لیکن اگر ظاهربینی کنید، گناه می‌کنید و شریعت شما را به خطاکاری محکوم می‌سازد. [10] زیرا هر که تمام شریعت را نگاه دارد و در یک جزو بلغزد، از جانب تمامی آن محکوم می‌شود. [11] زیرا او که گفت: «زنا مکن»، نیز گفت: «قتل مکن». پس هرچند زنا نکنی، اگر قتل کردی، از شریعت سرپیچی نمودی. [12] همچنین سخن گویید و عمل نمایید مانند کسانی که بر ایشان داوری به شریعت آزادی خواهد شد. [13] زیرا آن داوری بی‌رحم خواهد بود بر کسی‌ که رحم نکرده است و رحم بر داوری پیروز خواهد شد.

مَرقُس 9:‏33-‏41

[33] و وارد کَفَرناحوم شده، چون به خانه وارد شد، از ایشان پرسید که «در بین راه با یکدیگر چه مباحثه می‌کردید؟» [34] اما ایشان خاموش ماندند، از آنجا که در راه با یکدیگر گفتگو می‌کردند در اینکه کیست بزرگترین. [35] پس نشسته، آن دوازده را طلبیده، به ایشان گفت: «هر‌ که می‌خواهد اوّل باشد، آخر و غلام همه بُوَد.» [36] پس طفلی را برداشته، در میان ایشان بر پا نمود و او را در آغوش کشیده، به ایشان گفت: [37] «هر که یکی از این کودکان را به اسم من قبول کند، مرا قبول کرده است و هر‌ که مرا پذیرفت، نه مرا بلکه فرستنده مرا پذیرفته باشد.» [38] آنگاه یوحنا ملتفت شده، به او گفت: «ای استاد، شخصی را دیدیم که به نام تو دیوها بیرون می‌کرد و پیروی ما نمی‌نمود؛ و چون پیروی ما نمی‌کرد، او را ممانعت نمودیم.» [39] عیسی گفت: «او را منع مکنید، زیرا هیچ‌ کس نیست که معجزه‌ای به نام من بنماید و بتواند بعد از آن در حق من بد گوید. [40] زیرا هر‌ که ضدّ ما نیست، با ماست. [41] و هر‌ که شما را از این‌رو که از آنِ مسیح هستید، کاسه‌ای آب به اسم من بنوشاند، به راستی به شما می‌گویم اجر خود را از دست نخواهد داد.

تقویم قدیم
یعقوب 4: ‏7- 5: 9

[7] پس خدا را اطاعت نمایید و با ابلیس مقاومت کنید تا از شما بگریزد. [8] و به خدا نزدیکی جویید تا به شما نزدیکی نماید. دستهای خود را پاک سازید، ای گناهکاران، و دلهای خود را تمیز کنید، ای دودلان. [9] خود را خوار سازید و ناله و گریه نمایید و خنده شما به ماتم و خوشی شما به غم تبدیل شود. [10] در حضور خدا فروتنی کنید تا شما را سرافراز فرماید. [11] ‌ای برادران، یکدیگر را ناسزا مگویید، زیرا هر که برادر خود را ناسزا گوید و بر او قضاوت کند، شریعت را ناسزا گفته و بر شریعت قضاوت کرده باشد. لیکن اگر بر شریعت قضاوت کنی، به جا آورنده شریعت نیستی، بلکه داور هستی. [12] صاحب شریعت و داور، یکی است که بر رهانیدن و هلاک کردن قادر می‌باشد. پس تو کیستی که بر همسایه خود داوری می‌کنی؟ [13] امّا شماها، ای کسانی که می‌گویید: «امروز و فردا به فلان شهر خواهیم رفت و در آنجا یک سال به سر خواهیم برد و تجارت خواهیم کرد و نفع خواهیم برد»، [14] و حال آنکه نمی‌دانید که فردا چه می‌شود؛ از آن رو که حیات شما چیست؟ مگر بخاری نیستید که اندک زمانی آشکار است و بعد ناپدید می‌شود؟ [15] به عوض آنکه باید گفت که «اگر خداوند بخواهد، زنده می‌مانیم و چنین و چنان می‌کنیم.» [16] امّا اکنون به تکبّر خود فخر می‌کنید و هر چنین فخر بد است. [17] پس هر که نیکویی ‌کردن بداند و به عمل نیاورد، او را گناه است.

[1] شما، ای دولتمندان، به خاطر مصیبتهایی که بر شما وارد می‌آید، گریه و شیون نمایید. [2] ثروت شما فاسد و لباس شما بیدخورده می‌شود. [3] طلا و نقره شما را زنگ می‌خورد و زنگ آنها بر شما شهادت خواهد کرد و مثل آتش، گوشت شما را خواهد خورد. شما در زمان آخر ثروت اندوخته‌اید. [4] اینک مزد عمله‌هایی که کشتزارهای شما را درو کرده‌اند و شما آن را به فریب نگاه داشته‌اید، فریاد برمی‌آورد و ناله‌های دروگران، به گوشهای خداوند لشکرها رسیده است. [5] بر روی زمین به تجمّل و کامرانی مشغول بوده، دلهای خود را برای روز کشتار پروردید. [6] مرد عادل را محکوم کردید و او را به قتل رسانیدید. او با شما مقاومت نمی‌کند. [7] پس‌ ای برادران، تا هنگام آمدن خداوند صبر کنید. اینک دهقان انتظار می‌کشد برای محصول گرانبهای زمین و برایش صبر می‌کند تا باران اوّلین و آخرین را بیابد. [8] شما نیز صبر نمایید و دلهای خود را قوی سازید زیرا که آمدن خداوند نزدیک است. [9] ‌ای برادران، از یکدیگر شکایت مکنید، مبادا بر شما داوری شود. اینک داور بر در ایستاده است.

مَرقُس 11:‏27-‏33

[27] و باز به اورشلیم آمدند. و هنگامی که او در معبد قدم می‌زد، سران کاهنان و کاتبان و مشایخ نزد وی آمده، [28] گفتندش: «به چه قدرت این کارها را می‌کنی و کیست که این قدرت را به تو داده است تا این کارها را به‌جا آری؟» [29] عیسی در جواب ایشان گفت: «من از شما نیز سخنی می‌پرسم، مرا جواب دهید تا من هم به شما گویم به چه قدرت این کارها را می‌کنم. [30] تعمید یحیی از آسمان بود یا از انسان؟ مرا جواب دهید.» [31] ایشان در دلهای خود تفکّر نموده، گفتند: «اگر گوییم ‘از آسمان بود’، بدون شک گوید ‘پس چرا به او ایمان نیاوردید’. [32] و اگر گوییم ‘از انسان بود’،» از خلق ترس داشتند از آنجا که همه یحیی را پیامبری برحق می‌دانستند. [33] پس در جواب عیسی گفتند: «نمی‌دانیم.» عیسی به ایشان جواب داد: «من هم شما را نمی‌گویم که به کدام قدرت این کارها را به‌ جا می‌آورم.»

مناسبت و قدیسین روز

شهید مقدس پولیوکتوس

شهر ارمنیِ ملیتینه، همچون سراسر سرزمین ارمنستان، به خون مسیحیان آغشته شد. نخستین خونی که برای مسیح در این شهر ریخته شد، خون قدیس پولیوکتوس بود، در سال ۲۵۹، در زمان سلطنت والِریان. در ملیتینه دو دوست بودند: نئارخوس و پولیوکتوس. هر دو افسر بودند—نئارخوس تعمید یافته بود و پولیوکتوس هنوز تعمید نگرفته بود. هنگامی که فرمان امپراتور دربارهٔ آزار و شکنجهٔ مسیحیان صادر شد، نئارخوس خود را برای مرگ آماده کرد؛ اما اندوهی بزرگ در دل داشت، زیرا نتوانسته بود دوستش پولیوکتوس را به ایمان راستین هدایت کند. وقتی پولیوکتوس سبب اندوه نئارخوس را فهمید، وعده داد که ایمان را بپذیرد.

روز بعد، پولیوکتوس این رؤیا را برای نئارخوس بازگو کرد: خودِ خداوند در نور بر او ظاهر شده، جامه‌های کهنه‌اش را از تنش درآورده و او را به جامه‌هایی نو و درخشان آراسته و بر زین اسبی بالدار نشانده بود. پس از این، پولیوکتوس به شهر رفت، فرمان امپراتور دربارهٔ شکنجهٔ مسیحیان را پاره کرد و بسیاری از تندیس‌های بت‌ها را درهم شکست. او شکنجه شد و به مرگ محکوم گردید. هنگامی که او را به محل اعدام می‌بردند، نئارخوس را در میان جمعیت دید و با شادی به او فریاد زد: «خودت را نجات بده، دوست عزیزم! پیمان محبت را که میان ما بسته شد، به یاد داشته باش!» بعدها، قدیس نئارخوس نیز به‌عنوان شهید مسیح، در آتش جان سپرد. یادبود قدیس نئارخوس در ۲۲ آوریل برگزار می‌شود.

راهب پارسا اِوستراتیوس

اوستراتیوس اهل طَرسوس بود. او زاهدی بزرگ و مردی اهل دعا بود. در طول هفتاد و پنج سالی که در صومعه زیست، هرگز به پهلوی چپ نخوابید، بلکه همیشه به پهلوی راست می‌آرمید. در تمام خدمات الهی، از آغاز تا پایان، پیوسته در دل تکرار می‌کرد: «خداوندا، رحم فرما!» او در نود و پنج سالگی در خداوند آرام گرفت.

قدیس فیلیپ، متروپولیتن مسکو

فیلیپ در ۱۱ فوریهٔ ۱۵۰۷ به دنیا آمد. روزی در کودکی، هنگامی که در کلیسا ایستاده بود، شنید که کاهن از انجیل می‌خواند: «هیچ‌کس نمی‌تواند دو ارباب را خدمت کند» (متی ۶: ۲۴). این سخن او را سخت ترساند، گویی تنها برای او گفته شده بود، و در همان لحظه به وسیلهٔ آن روشن شد. سپس به صومعهٔ سولوِتسکی کناره گرفت و پس از دوره‌ای طولانی و دشوارِ نوآموزی، به جرگهٔ راهبان درآمد.

با گذشت زمان، فیلیپ رئیس صومعه شد و همچون خورشید درخشید، و آوازهٔ او به سراسر روسیه رسید. از این‌رو، تزار ایوان مخوف در سال ۱۵۶۶ او را فراخواند تا کرسی خالیِ متروپولیتن مسکو را بپذیرد. اما این مرد مقدس نتوانست در برابر ستمگری‌های تزار بی‌تفاوت بماند و بی‌هراس او را پند داد و سرزنش کرد. تزار شاهدان دروغین علیه فیلیپ فراهم آورد، او را از مقامش برکنار کرد، دستور داد جامه‌ای ساده و کهنهٔ رهبانی بر تنش کنند و در ۲۳ دسامبر ۱۵۶۹ او را در تور زندانی ساخت. مالیوتا اسکوراتوف، از نزدیکان تزار، به سلول فیلیپ آمد و او را با بالش خفه کرد. اندکی بعد، همهٔ کسانی که با فیلیپ دشمنی کرده بودند، به مرگ‌هایی شوم دچار شدند. پس از چند سال، پیکر قدیس که سالم، فاسدناشده و خوشبو یافت شد، به صومعهٔ سولوِتسکی منتقل گردید.


سرود ستایش

قدیسان نئارخوس و پولیوکتوس

نئارخوس و پولیوکتوس، سربازان قیصر،
سربازان پادشاه آسمانی شدند.
یکی با آب تعمید یافت، و دیگری با خون خود؛
دومی از اولی پیشی گرفت و اول شد.
آه، مبارک است این رقابت،
این شتاب قهرمانانه به سوی پادشاهی مسیح!
پولیوکتوس همهٔ غنایم این جهان را رد کرد—
همهٔ چیزهایی که چون باد می‌آیند و می‌روند—
و در برابر رنجی کوتاه، پادشاهی جاودان را خرید.
این معامله برای او، معامله‌ای درخشان بود.
برای خاطر حیات جاودان، بگذار علف بریده شود!
در برابر رنجی گذرا، جلالی که هرگز زوال نمی‌یابد!
برای ما دعا کن، ای سرباز مسیح،
تا هیچ‌یک از جان‌های ما هلاک نشود!


تأمل

کلیسای ارتدوکس، در حالی که انسان‌ها را به محبت کامل تعلیم می‌دهد، هم‌زمان اطاعت کامل را نیز به آنان می‌آموزد—اطاعتی که از آن نظم و هماهنگی در میان ایمانداران جاری می‌شود. اسقفان اطاعت خود را به خداوند بدهکارند. کاهنان اطاعت خود را به اسقفان بدهکارند. ایمانداران اطاعت خود را هم به اینان و هم به آنان بدهکارند. قدیس ایگناتیوس از انطاکیه دربارهٔ این موضوع می‌نویسد: «از شما خواسته می‌شود که بدون ریا اطاعت کنید؛ زیرا کسی که اسقفِ قابل رؤیتِ خود را فریب دهد، آن نادیدنی را نیز خوار می‌شمارد… از شما می‌خواهم بکوشید همه‌چیز را در یگانگیِ خداپسندانه به انجام رسانید—زیر ریاست اسقفان که جای مسیح را می‌گیرند، و کاهنانی که جماعت رسولان را تشکیل می‌دهند—و چنین نیندیشید که هر کاری که به‌تنهایی و جداگانه انجام می‌دهید، درست است.»


تعمق

در همهٔ فضیلت‌ها در شخص خداوند عیسی مسیح:
۱. چگونه هر فضیلتی در او کامل و بی‌نقص است، چنان‌که در هیچ‌کس دیگری در تاریخ جهان چنین نیست؛
۲. اینکه چگونه همهٔ فضیلت‌ها به‌گونه‌ای شگفت‌انگیز یکدیگر را کامل می‌کنند، چگونه یکی در دیگری نفوذ می‌کند، و یکی در دیگری عمل کرده، درخشان می‌شود.


موعظه

— دربارهٔ دغدغه برای نجات همسایگانمان —

«هیچ‌کس نفع خود را نطلبد، بلکه هر کس نفع دیگری را»
(اول قرنتیان ۱۰: ۲۴).

این اصلِ قدیسان خداست، چه در گذشته و چه اکنون، همیشه و تا ابد. این اصلی است که جامعه بر آن بنا می‌شود. بر این اصل می‌توان کامل‌ترین، خداپسندترین و کامیاب‌ترین جامعهٔ انسانی را استوار ساخت. این اصلِ نجات‌بخش برای هر نوع دشواری است که انسان‌های معاصر، بی‌پیروزی و بی‌امید، با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند. جان مقدس نگران این است که بی‌خانمان شب را کجا بگذراند، گرسنه چگونه سیر شود، و برهنه چگونه پوشانده شود. جان مقدس نگران است و به درگاه خدا دعا می‌کند تا همسایگانش نجات یابند؛ تا دل‌هایشان از محبت خدا پر شود؛ تا ذهن‌هایشان به سوی خدا هدایت گردد؛ تا شریران از راه شرارت بازگردند؛ تا آنان که در ایمان متزلزل‌اند استوار شوند؛ تا آنان که استوار شده‌اند پایدار بمانند؛ تا مردگان روی خدا را ببینند؛ و تا زندگان در کتاب حیات در پادشاهی نور نوشته شوند.

اما ای برادران، هوشیار باشید و ببینید که اصل ویرانگر و ضد‌اجتماعیِ شیطان چگونه می‌تواند با همان واژه‌ها، کلمه به کلمه، بیان شود. این اصل شیطانی می‌گوید: هیچ‌کس نباید به بدن خود بنگرد تا آن را از گناه پاک نگاه دارد، بلکه هر کس باید به بدن‌های دیگران بنگرد تا آن‌ها را تباه و نابود کند. هیچ‌کس نباید به جان خود بنگرد تا ببیند چگونه آن را نجات دهد؛ بلکه هر کس باید به جان دیگری بنگرد تا آن را سیاه کند، لعنت نماید، تهی سازد و نابود کند. هیچ‌کس نباید به خانهٔ خود بنگرد تا آن را بنا و نوسازی کند؛ بلکه هر کس باید به خانهٔ دیگری بنگرد تا آن را بسوزاند و ویران سازد. هیچ‌کس نباید به انبارهای خود بنگرد تا آن‌ها را پر کند؛ بلکه باید به انبارهای دیگران بنگرد تا از آن‌ها بدزدد و خالی‌شان کند.

ببینید، ای برادران، که چگونه این اصل می‌تواند یا اصلِ خیر باشد یا اصلِ شر؛ این شمشیری دو‌ دم است، یا فرشته است یا شیطان. بنگرید که چگونه این اصل، در روح و شکل شیطانی‌اش، امروز از هر سو قدرت گرفته است!

ای خداوند، ای روح‌القدس، که از زبان رسول خدا این کلمات مقدس را چون پرتوهای روشن خورشید به جهان فرستادی تا ما را روشن کنند و نسوزانند، اکنون ما را یاری فرما تا آن‌ها را در معنای درست و آسمانی‌شان به‌جا آوریم—به جلال خدای سه‌گانه و برای نجات جان‌های ما.
جلال و ستایش تا ابد از آن تو باد. آمین.

error: Content is protected !!