9 مارس (گریگوری) /22 مارس (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
لوقا 21:‏12-‏ 19 ( انجیل صبح,شهید )

[12] و قبل از این همه، بر شما دست درازی خواهند کرد و جفا نموده شما را به کنیسه‌ها و زندانها خواهند سپرد و در حضور پادشاهان و والیان به خاطر نام من خواهند برد. [13] و این برای شما به شهادت خواهد انجامید. [14] پس در دلهای خود قرار دهید که برای جواب دادن پیشتر اندیشه نکنید، [15] زیرا که من به شما زبانی و حکمتی خواهم داد که همه دشمنان شما با آن مقاومت و مباحثه نتوانند نمود. [16] و شما را والدین و برادران و خویشان و دوستان تسلیم خواهند کرد و بعضی از شما را به قتل خواهند رسانید. [17] و تمامی مردم به جهت نام من شما را نفرت خواهند کرد. [18] ولی مویی از سر شما گم نخواهد شد. [19] جانهای خود را به صبر دریابید.

اشعیا 8: 13-9: 7

[13] یهوه صِبایوت را مقدّس شمارید و او ترس و هراس شما باشد. [14] و او برای شما مکان مقدس خواهد بود، اما برای هر دو خاندان اسرائیل، سنگ لغزش و صخره لغزش‌دهنده، و برای ساکنان اورشلیم دام و تله. [15] و بسیاری از ایشان لغزش خورده، خواهند افتاد و شکسته شده و به دام افتاده، گرفتار خواهند گردید.» [16] شهادت را به هم بپیچ و شریعت را در میان شاگردانم مُهر کن. [17] من برای خداوند که روی خود را از خاندان یعقوب مخفی می‌سازد، انتظار کشیده، امیدوار او خواهم بود. [18] اینک من و پسرانی که خداوند به من داده است، از جانب یهوه صِبایوت که در کوه صَهیون ساکن است، به جهت اسرائیل نشانه‌ها و علامتها هستیم. [19] و چون ایشان به شما گویند که «از احضار کنندگان ارواح و جادوگرانی که جیک‌جیک می‌کنند و ورد می‌خوانند، سؤال کنید»، آیا قوم از خدای خود سؤال ننمایند؟ و آیا به جهت زندگان از مردگان باید سؤال باید نمود؟ [20] به شریعت و شهادت توجه نمایید و اگر مطابق این کلام سخن نگویند، برای ایشان روشنایی نخواهد بود. [21] آنان با پریشانی و گرسنگی در آن خواهند گشت و هنگامی که گرسنه شوند، خویشتن را خشمگین خواهند ساخت و پادشاه و خدای خود را لعنت کرده، به بالا خواهند نگریست. [22] و به زمین نظر خواهند انداخت و اینک تنگی و تاریکی و ظلمت پریشانی خواهد بود، و به تاریکی غلیظ رانده خواهند شد. [1] لیکن برای او که در تنگی می‌بود، تاریکی نخواهد شد. در زمان پیشین سرزمین زِبولون و سرزمین نَفتالی را ذلیل ساخت، اما در زمان آخر آن را به راه دریا به آن طرف اردن، و جلیل ملتها محترم خواهد گردانید. [2] قومی که در تاریکی روان می‌بودند، نور بزرگی خواهند دید و بر ساکنان سرزمین ظلمت غلیظ نور خواهد تابید. [3] تو قوم را بسیار ساخته، شادی ایشان را زیاد گردانیدی. به حضور تو شادی خواهند کرد، مثل شادمانی وقت درو و مانند کسانی که در تقسیم نمودن غنیمت شادی می‌نمایند. [4] زیرا که یوغ بار او را و عصای گردنش یعنی عصای جفا کننده او را شکستی، چنانکه در روز شکست مِدیان کردی. [5] زیرا همه چکمه‌های جنگاوران در غوغای جنگ، و همه لباسهای به خون آغشته، چون هیزم آتش برای سوختن خواهند بود. [6] زیرا که برای ما کودکی زاده و پسری به ما بخشیده شد؛ سلطنت بر دوش او خواهد بود، و اسم او ‌”مشاور شگفت‌انگیز“ و ”خدای قدیر“ و ”پدر سرمدی“ و ”سرور صلح و سلامتی“ خوانده خواهد شد. [7] افزونی سلطنت و صلح او را بر تخت داوود و بر مملکت او انتها نخواهد بود، تا آن را به انصاف و عدالت از الان تا به ابد برقرار و استوار نماید. غیرت یهوه صِبایوت این را به جا خواهد آورد.

پیدایش 6: 9-22

[9] این است پیدایش نوح. نوح مردی عادل بود، و در عصر خود کامل. و نوح با خدا راه می‌رفت. [10] و نوح سه پسر آورد: سام و حام و یافث. [11] و زمین نیز به نظر خدا فاسد گردیده و زمین از ظلم پر شده بود. [12] و خدا زمین را دید که اینک فاسد شده است، زیرا که تمامی بشر راه خود را بر زمین فاسد کرده بودند. [13] و خدا به نوح گفت: «پایان تمامی بشر به حضورم رسیده است، زیرا که زمین به سبب ایشان پر از ظلم شده است. و اینک من ایشان را با زمین هلاک خواهم ساخت. [14] پس برای خود یک کشتی از چوب کوفر بساز، و حجره‌ها در کشتی بنا کن و درون و بیرونش را قیراندود نما. [15] و آن را به این ترکیب بساز که طول کشتی سیصد ذراع باشد، و عرضش پنجاه ذراع و ارتفاع آن سی ذراع. [16] و روزنه‌ای برای کشتی بساز و آن را به ذراعی از بالا تمام کن. و در کشتی را در جنب آن بگذار، و طبقات پایینی و وسطی و بالایی بساز. [17] زیرا اینک من طوفان آب را بر زمین می‌آورم تا هر جسدی را که روح حیات در آن باشد، از زیر آسمان هلاک گردانم. و هر‌ چه بر زمین است، خواهد مرد. [18] لیکن عهد خود را با تو استوار می سازم، و به کشتی در خواهی آمد، تو و پسرانت و همسرت و همسران پسرانت با تو. [19] و از جمیع حیوانات، از هر جانداری، جفتی از همه به کشتی در خواهی آورد، تا با خویشتن زنده نگاه داری. آنها نر و ماده خواهند بود. [20] از پرندگان به جنسهای آنها، و از چارپایان به جنسهای آنها، و از همه خزندگان زمین به جنسهای آنها، جفت جفت از همه نزد تو آیند تا زنده نگاه داری. [21] و از هر آذوقه‌ای که خورده شود، بگیر و نزد خود ذخیره نما تا برای تو و آنها خوراک باشد.» [22] پس نوح چنین کرد و به هر چه خدا او را امر فرمود، عمل نمود.

امثال 8: 1-21

[1] آیا حکمت ندا نمی کند، و بصیرت صدای خود را بلند نمی‌نماید؟ [2] به‌ سر مکانهای بلند، به کناره راه، در میان طریق‌ها می‌ایستد. [3] به ‌جانب دروازه‌ها به دهنه شهر، نزد ورودی دروازه‌ها صدا می‌زند. [4] که شما را‌ ای مردمان، می‌خوانم و صدای من به آدمیان است. [5] ‌ای جاهلان، زیرکی را بفهمید و ‌ای احمقان، عقل را درک نمایید. [6] بشنوید، زیرا که از امور ارزنده سخن می‌گویم و گشادن لبهایم گفتن درستی‌ها است. [7] دهانم به حقیقت سخن می‌گوید و لب‌هایم از شرارت بیزار است. [8] همه سخنان دهانم بر‌حق است و در آنها هیچ‌ چیز کج یا منحرف نیست. [9] تمامی آنها نزد مرد فهیم واضح است و نزد یابندگان معرفت درست است. [10] رهنمود مرا قبول کنید و نه نقره را، و معرفت را بیشتر از طلای خالص. [11] زیرا که حکمت از لعلها بهتر است و همه نفایس را به او برابر نتوان کرد. [12] من حکمتم، در زیرکی سکونت دارم و معرفت تدبیر را یافته‌ام. [13] ترس خداوند، بیزار بودن از بدی است. غرور و تکبّر و راه بد و دهان دروغگو را نفرت می‌دارم. [14] مشورت و حکمت کامل از آن من است. من فهم هستم و قوت از آن من است. [15] به من پادشاهان سلطنت می‌کنند و داوران به عدالت حکم می‌دهند. [16] به من سروران حکمرانی می‌نمایند و شریفان و تمامی داوران جهان. [17] من دوست می‌دارم آنانی را که مرا دوست می‌دارند. و هر‌ که مرا به جد و جهد بطلبد، مرا خواهد یافت. [18] دولت و جلال با من است؛ توانگری جاودانی و عدالت. [19] ثمره من از طلا و زر ناب بهتر است و حاصل من از نقره خالص. [20] در طریق عدالت می‌خرامم، در میان راه‌های انصاف، [21] تا میراث را نصیب دوستداران خود گردانم و خزینه‌های ایشان را پر سازم.

اِشعیا 43:‏9-‏14 (شهیدان)

[9] تمامی قومها با هم جمع شوند و قبیله‌ها فراهم آیند. پس در میان آنها کیست که از این خبر دهد و امور اولین را به ما اعلام نماید؟ شاهدان خود را بیاورند تا تصدیق شوند یا گوش نموده، اقرار بکنند که این راست است. [10] یهوه می‌گوید که «شما و خادم من که او را برگزیده‌ام، شاهدان من می‌باشید. تا دانسته، به من ایمان آورید و بفهمید که من او هستم و پیش از من خدایی شکل نگرفته و بعد از من هم نخواهد شد. [11] من، من یهوه هستم و غیر از من نجات‌دهنده‌ای نیست. [12] من اخبار نموده و نجات داده‌ و اعلام نموده‌ام و در میان شما خدای غیر نبوده است. خداوند می‌گوید: «شما شاهدان من هستید و من خدا هستم. [13] و از امروز نیز من او می‌باشم و کسی ‌که از دست من تواند رهانید، نیست. من عمل خواهم نمود و کیست که آن را رد نماید؟» [14] خداوند که ولی شما و قدوس اسرائیل است، چنین می‌گوید: «به خاطر شما به بابل فرستادم و همه ایشان را مثل فراریان فرود خواهم آورد وکلدانیان را نیز در کشتیهای شادی ایشان.

حکمت سلیمان 3: 1-9


۱ روح افراد عادل و صالح در دست خداست و آنها هرگز متحمل درد و عذاب نخواهند شد. ۲ از دید افراد جاهل و بی خرد به نظر میرسد که آنها مرده اند؛ و عزیمت آنها از این زندگی به سرای باقی بدبختی آنها محسوب می شود. ۳ وقتی آنها این دنیا را ترک میکنند به نظر افراد ناصالح، نیستی و نابودی است، اما در واقعیت آنها در آرامش هستند. ۴ ممکن است به دید دیگران اینچنین بیاید که گویا مجازات شده اند، اما آنها امید زندگی ابدی را دارند. ۵ آنها اندکی تادیب شدند، اما به فراوانی با چیزهای خوب پاداش داده میشوند، زیرا خداوند آنها را آزمایش نموده و دانست که لایق این هستند تا در کنار او باشند. ۶ او آنها را مانند طلا در کوره آزمایش کرده و کاملا مانند یک قربانی سوختنی ۱ می پذیرد. ۷ سیس هنگامی که زمان داوری فرا میرسد، آنها در برابر شریران مانند جرقه های آتش در میان کاه خشک هستند که ایشان را به آتش کشیده و میسوزانند. خدا پرستان تمامی ملل را داوری خواهند کرد و بر مردم اقتدار خواهند داشت و خداوند تا ابد بر آنها حکمرانی خواهد کرد. ۹ کسانی که به خداوند اعتماد دارند، حقیقت را خواهند شناخت و آنهایی که به او وفادار هستند تا ابد در محبت او باقی خواهند ماند. لطف و رحمت متعلق به مقدسین اوست و نگاه خداوند دائما بر برگزیدگان خود است.

حکمت سلیمان 5: 15-6: 3

۱۵ در مقابل اشخاص صالح تا ابد زندگی می کنند. پاداش آنها از جانب خداوند می آید. خداوند تعالی از آنها مراقبت و محافظت میکند ۱۶ به همین دلیل آنها یک دیهیم شکوهمند و یک تاج سلطنتی درخشان را از خود خداوند دریافت می کنند. خداوند با دست راست خود آنها را پناه داده و با بازوی راست خود از آنها محافظت میکند ۱۷ خداوند غیرت خود را همانند یک سلاح قدرتمند بر خواهد گرفت. او آفرینش را برای نبرد با دشمنان خود مسلح خواهد کرد. ۱۸ او عدالت را همچون یک زره بر تن کرده و داوری راستین را مانند کلاهخود بر سر خواهد گذاشت. ۱۹ او قدوسیت را به عنوان سپری در دست می گیرد که هرگز نمی توان آن را شکست داد. ۲۰ او خشم شدید خود را به یک شمشير برنده تبدیل میکند جهان هستی به او خواهد پیوست تا دشمنان نادان و بیخرد او را شکست دهند. ۲۱ صاعقه ها و آذرخشها با دقت و بر اساس هدف تعیین شده به جهش در می آیند و همانند تیری که از یک کمان خمیده پرتاب شود از میان ابرها به بیرون پرتاب خواهند شد و هر بار هدف خود را مورد اصابت قرار خواهند داد ۲۲ رگبار تگرگ بر روی آنها چنان فرو خواهد بارید که گویی از منجنیقی شلیک شده که هرگز از پرتاب باز نمی ایستد. آبهای دریا بر عليه آنها با خشم به خروش خواهد آمد و آب رودخانه ها بالا آمده و بی رحمانه آنها را در خود غرق خواهند کرد. ۲۳ باد قدرتمندی بر عليه آنها خواهد وزيد و مانند گردبادی آنها را پراکنده خواهد ساخت. ظلم و ستم از سراسر زمین برچیده شده و شرارت از تاج و تخت قدرتمندان به زیر انداخته خواهد شد.
[۶] ۱ پس شما ای پادشاهان گوش فرا داده و بیاموزید. ای شما که در گوشه و کنار زمین قضاوت میکنید، تعلیم بگیرید. ۲ شما که بر قشرهای مختلف اقتدار دارید و به داشتن قدرت بر فراز ملل افتخار می کنید خوب توجه کنید ۳ خداوند به شما اقتدار داده تا حکومت کنید. خدای متعال قدرت خود را به شما داده است. او با دقت کارهای شما را مورد بررسی قرار داده و در مورد برنامه های شما بازخواست خواهد کرد.

عبرانیان 12:‏1-‏10 (رساله شهیدان)

[1] بنابراین چونکه ما نیز چنین ابر شاهدان را گرداگرد خود داریم، هر بار سنگین و گناهی را که ما را سخت می‌پیچد، دور بکنیم و با صبر در آن میدان که پیش روی ما گذاشته شده است، بدویم [2] و به سوی رهبر و کامل کنندهٔ ایمان یعنی عیسی چشم بدوزیم که به خاطر آن خوشی که پیش رو داشت، بی‌حرمتی را ناچیز شمرده، متحمّل صلیب گردید و به ‌دست راست تخت خدا نشسته است. [3] پس تفکّر کنید در او که متحمّل چنین مخالفتی بود که از گناهکاران به او پدید آمد، مبادا در جانهای خود ضعف کرده، خسته شوید. [4] هنوز در مبارزه با گناه تا به حد خون مقاومت نکرده‌اید [5] و نصیحتی را فراموش نموده‌اید که با شما چون با پسران گفتگو می‌کند که «ای پسر من، تنبیه خداوند را خوار مشمار و وقتی که از او سرزنش یابی، خسته خاطر مشو. [6] زیرا هر ‌که را خداوند دوست می‌دارد، توبیخ می‌فرماید و هر فرزند مقبول خود را به شلاق می‌زند.» [7] اگر متحمّل تنبیه شوید، خدا با شما مثل با پسران رفتار می‌نماید. زیرا کدام پسر است که پدرش او را تنبیه نکند؟ [8] لیکن اگر بی‌تنبیه می‌باشید، که همه از آن بهره یافتند، پس شما حرام‌زادگانید، نه پسران. [9] و دیگر پدران جسم خود را وقتی داشتیم که ما را تنبیه می‌نمودند و ایشان را احترام می‌نمودیم، آیا از طریق برتر پدر روحها را اطاعت نکنیم تا زنده شویم؟ [10] زیرا که ایشان اندک زمانی، موافق صلاحدید خود ما را تنبیه کردند، لیکن او به خاطر فایده تا شریک قدّوسیت او گردیم.

متّی 20:‏1-‏16 (انجیل شهیدان)

[1] «زیرا پادشاهی آسمان صاحب‌خانه‌ای را ماند که بامدادان بیرون رفت تا کارگر برای تاکستان خود به مزد بگیرد. [2] پس با کارگران، روزی یک دینار قرار داده، ایشان را به تاکستان خود فرستاد. [3] و قریب به ساعت سوم بیرون رفته، بعضی دیگر را در بازار بیکار ایستاده دید. [4] ایشان را نیز گفت: ‘شما هم به تاکستان بروید و آنچه حق شما است به شما می‌دهم.’ پس رفتند. [5] باز قریب به ساعت ششم و نهم رفته، همچنین کرد. [6] و قریب به ساعت یازدهم رفته، چند نفر دیگر بیکار ایستاده یافت. ایشان را گفت: ‘برای چه تمامی روز در اینجا بیکار ایستاده‌اید؟’ [7] گفتندش: ‘هیچ‌کس ما را به مزد نگرفت.’ به ایشان گفت: ‘‌شما نیز به تاکستان بروید و حق خویش را خواهید یافت.’ [8] و چون وقت شام رسید، صاحب تاکستان به ناظر خود گفت: ‘مزدوران را طلبیده، از آخرین گرفته تا اولین مزد ایشان را بده.’ [9] پس یازده ساعتیان آمده، نفری یک دینار یافتند. [10] و اولین آمده، گمان بردند که بیشتر خواهند یافت. ولی ایشان نیز نفری یک دینار یافتند. [11] اما چون گرفتند، به صاحب‌خانه شکایت نموده، [12] گفتند که ‘این آخرین، یک ساعت کار کردند و ایشان را با ما که متحمّل سختی و حرارت روز گردیده‌ایم، مساوی ساخته‌ای؟’ [13] او در جواب یکی از ایشان گفت: ‘ای رفیق، بر تو ظلمی نکردم. مگر به یک دینار با من قرار ندادی؟ [14] حق خود را گرفته برو. می‌خواهم به این آخری مثل تو دهم. [15] آیا مرا جایز نیست که از مال خود آنچه خواهم بکنم؟ مگر چشم تو بد است از آن رو که من نیکو هستم؟’ [16] بنابراین اولین، آخرین و آخرین، اولین خواهند شد. زیرا خوانده‌شدگان بسیارند و برگزیدگان کم.»

تقویم قدیم
یوحنا 20:‏11-‏18 (انجیل صبح)

[11] امّا مریم بیرون قبر، گریان ایستاده بود و چون می‌گریست به سوی قبر خم شده، [12] دو فرشته را که لباس سفید در بر داشتند، یکی به طرف سر و دیگری به ‌جانب پاها، در جایی که بدن عیسی گذارده بود، نشسته دید. [13] ایشان به او گفتند: «ای زن، برای چه گریانی؟» به ایشان گفت: «خداوند مرا برده‌اند و نمی‌دانم او را کجا گذارده‌اند.» [14] چون این را گفت، به عقب ملتفت شده، عیسی را ایستاده دید، لیکن نشناخت که عیسی است. [15] عیسی به او گفت: «ای زن، برای چه گریانی؟ که را می‌جویی؟» چون او گمان کرد که باغبان است، به او گفت: «ای آقا، اگر تو او را برداشته‌ای، به من بگو او را کجا گذارده‌ای تا من او را بردارم.» [16] عیسی به او گفت: «ای مریم!» او برگشته، گفت: «رَبّونی!» (یعنی ‘‌ای استاد’) [17] عیسی به او گفت: «مرا لمس مکن، زیرا که هنوز نزد پدر خود بالا نرفته‌ام. و لیکن نزد برادران من رفته، به ایشان بگو که نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما می‌روم.» [18] مریم مَجدَلیه آمده، شاگردان را خبر داد که «خداوند را دیدم و به من چنین گفت.»

اِشعیا 43:‏9-‏14 (شهیدان)

[9] تمامی قومها با هم جمع شوند و قبیله‌ها فراهم آیند. پس در میان آنها کیست که از این خبر دهد و امور اولین را به ما اعلام نماید؟ شاهدان خود را بیاورند تا تصدیق شوند یا گوش نموده، اقرار بکنند که این راست است. [10] یهوه می‌گوید که «شما و خادم من که او را برگزیده‌ام، شاهدان من می‌باشید. تا دانسته، به من ایمان آورید و بفهمید که من او هستم و پیش از من خدایی شکل نگرفته و بعد از من هم نخواهد شد. [11] من، من یهوه هستم و غیر از من نجات‌دهنده‌ای نیست. [12] من اخبار نموده و نجات داده‌ و اعلام نموده‌ام و در میان شما خدای غیر نبوده است. خداوند می‌گوید: «شما شاهدان من هستید و من خدا هستم. [13] و از امروز نیز من او می‌باشم و کسی ‌که از دست من تواند رهانید، نیست. من عمل خواهم نمود و کیست که آن را رد نماید؟» [14] خداوند که ولی شما و قدوس اسرائیل است، چنین می‌گوید: «به خاطر شما به بابل فرستادم و همه ایشان را مثل فراریان فرود خواهم آورد وکلدانیان را نیز در کشتیهای شادی ایشان.

حکمت سلیمان 3: 1-9


۱ روح افراد عادل و صالح در دست خداست و آنها هرگز متحمل درد و عذاب نخواهند شد. ۲ از دید افراد جاهل و بی خرد به نظر میرسد که آنها مرده اند؛ و عزیمت آنها از این زندگی به سرای باقی بدبختی آنها محسوب می شود. ۳ وقتی آنها این دنیا را ترک میکنند به نظر افراد ناصالح، نیستی و نابودی است، اما در واقعیت آنها در آرامش هستند. ۴ ممکن است به دید دیگران اینچنین بیاید که گویا مجازات شده اند، اما آنها امید زندگی ابدی را دارند. ۵ آنها اندکی تادیب شدند، اما به فراوانی با چیزهای خوب پاداش داده میشوند، زیرا خداوند آنها را آزمایش نموده و دانست که لایق این هستند تا در کنار او باشند. ۶ او آنها را مانند طلا در کوره آزمایش کرده و کاملا مانند یک قربانی سوختنی ۱ می پذیرد. ۷ سیس هنگامی که زمان داوری فرا میرسد، آنها در برابر شریران مانند جرقه های آتش در میان کاه خشک هستند که ایشان را به آتش کشیده و میسوزانند. خدا پرستان تمامی ملل را داوری خواهند کرد و بر مردم اقتدار خواهند داشت و خداوند تا ابد بر آنها حکمرانی خواهد کرد. ۹ کسانی که به خداوند اعتماد دارند، حقیقت را خواهند شناخت و آنهایی که به او وفادار هستند تا ابد در محبت او باقی خواهند ماند. لطف و رحمت متعلق به مقدسین اوست و نگاه خداوند دائما بر برگزیدگان خود است.

حکمت سلیمان 5: 15-6: 3

۱۵ در مقابل اشخاص صالح تا ابد زندگی می کنند. پاداش آنها از جانب خداوند می آید. خداوند تعالی از آنها مراقبت و محافظت میکند ۱۶ به همین دلیل آنها یک دیهیم شکوهمند و یک تاج سلطنتی درخشان را از خود خداوند دریافت می کنند. خداوند با دست راست خود آنها را پناه داده و با بازوی راست خود از آنها محافظت میکند ۱۷ خداوند غیرت خود را همانند یک سلاح قدرتمند بر خواهد گرفت. او آفرینش را برای نبرد با دشمنان خود مسلح خواهد کرد. ۱۸ او عدالت را همچون یک زره بر تن کرده و داوری راستین را مانند کلاهخود بر سر خواهد گذاشت. ۱۹ او قدوسیت را به عنوان سپری در دست می گیرد که هرگز نمی توان آن را شکست داد. ۲۰ او خشم شدید خود را به یک شمشير برنده تبدیل میکند جهان هستی به او خواهد پیوست تا دشمنان نادان و بیخرد او را شکست دهند. ۲۱ صاعقه ها و آذرخشها با دقت و بر اساس هدف تعیین شده به جهش در می آیند و همانند تیری که از یک کمان خمیده پرتاب شود از میان ابرها به بیرون پرتاب خواهند شد و هر بار هدف خود را مورد اصابت قرار خواهند داد ۲۲ رگبار تگرگ بر روی آنها چنان فرو خواهد بارید که گویی از منجنیقی شلیک شده که هرگز از پرتاب باز نمی ایستد. آبهای دریا بر عليه آنها با خشم به خروش خواهد آمد و آب رودخانه ها بالا آمده و بی رحمانه آنها را در خود غرق خواهند کرد. ۲۳ باد قدرتمندی بر عليه آنها خواهد وزيد و مانند گردبادی آنها را پراکنده خواهد ساخت. ظلم و ستم از سراسر زمین برچیده شده و شرارت از تاج و تخت قدرتمندان به زیر انداخته خواهد شد.
[۶] ۱ پس شما ای پادشاهان گوش فرا داده و بیاموزید. ای شما که در گوشه و کنار زمین قضاوت میکنید، تعلیم بگیرید. ۲ شما که بر قشرهای مختلف اقتدار دارید و به داشتن قدرت بر فراز ملل افتخار می کنید خوب توجه کنید ۳ خداوند به شما اقتدار داده تا حکومت کنید. خدای متعال قدرت خود را به شما داده است. او با دقت کارهای شما را مورد بررسی قرار داده و در مورد برنامه های شما بازخواست خواهد کرد.

عبرانیان 6:‏13-‏20

[13] زیرا وقتی که خدا به ابراهیم وعده داد، چون به بزرگتر از خود قسم نتوانست خورد، به خود قسم خورده، گفت: [14] «بدون شک من تو را برکت عظیمی خواهم داد و تو را بی‌نهایت کثیر خواهم گردانید.» [15] و همچنین چون صبر کرد، آن وعده را یافت. [16] زیرا مردم به آنکه بزرگتر است، قسم می‌خورند و نهایت هر مجادله ایشان قسم است تا اثبات شود. [17] از این رو، چون خدا خواست که عدم تغییر ارادهٔ خود را به وارثان وعده به تأکید بی‌شمار آشکار سازد، قسم در میان آورد. [18] تا به دو امر بی‌تغییر که ممکن نیست خدا در مورد آنها دروغ گوید، تسلّی قوی حاصل شود برای ما که پناه بردیم تا به آن امیدی که در پیش ما گذارده شده است، محکم بچسبیم [19] و آن را مثل لنگری برای جان خود استوار و پایدار داریم که در درون پرده داخل شده است، [20] جایی که آن پیشرو برای ما داخل شد یعنی عیسی که بر رتبه مِلکیصِدِق، رئیس کاهنان گردید تا به ابد.

اِفِسُسیان 5:‏8-‏19

[8] زیرا که پیشتر ظلمت بودید، لیکن اکنون در خداوند نور می‌باشید. پس چون فرزندان نور رفتار کنید. [9] زیرا که میوهٔ نور در کمال، نیکویی و عدالت و حقیقت است. [10] و تشخیص دهید که پسندیدهٔ خداوند چیست. [11] و در کارهای بی‌ثمر ظلمت شریک مباشید، بلکه آنها را افشا کنید، [12] زیرا کارهایی که ایشان پنهانی می‌کنند، حتّی سخن از آنها هم زشت است. [13] لیکن هر چیزی که افشا شود، از نور آشکار می‌گردد، زیرا که هر چه آشکار می‌شود، نور است. [14] بنابراین می‌گوید: ‌ «ای تو که خوابیده‌ای، بیدار شده، از مردگان برخیز تا مسیح بر تو درخشد.» [15] پس باخبر باشید که چگونه به دقت رفتار نمایید، نه چون جاهلان، بلکه چون حکیمان. [16] و زمان را دریابید، زیرا این ‌روزها شریر است. [17] از این جهت بی‌فهم مباشید، بلکه بفهمید که ارادهٔ خداوند چیست. [18] و مست شراب مشوید که در آن هرزگی‌هاست، بلکه از روح پر شوید. [19] و با یکدیگر به مزامیر و نغمه‌ها و سرودهای روحانی گفتگو کنید و در دلهای خود به خداوند بسرایید و بخوانید.

عبرانیان 12:‏1-‏10 (رساله شهیدان)

[1] بنابراین چونکه ما نیز چنین ابر شاهدان را گرداگرد خود داریم، هر بار سنگین و گناهی را که ما را سخت می‌پیچد، دور بکنیم و با صبر در آن میدان که پیش روی ما گذاشته شده است، بدویم [2] و به سوی رهبر و کامل کنندهٔ ایمان یعنی عیسی چشم بدوزیم که به خاطر آن خوشی که پیش رو داشت، بی‌حرمتی را ناچیز شمرده، متحمّل صلیب گردید و به ‌دست راست تخت خدا نشسته است. [3] پس تفکّر کنید در او که متحمّل چنین مخالفتی بود که از گناهکاران به او پدید آمد، مبادا در جانهای خود ضعف کرده، خسته شوید. [4] هنوز در مبارزه با گناه تا به حد خون مقاومت نکرده‌اید [5] و نصیحتی را فراموش نموده‌اید که با شما چون با پسران گفتگو می‌کند که «ای پسر من، تنبیه خداوند را خوار مشمار و وقتی که از او سرزنش یابی، خسته خاطر مشو. [6] زیرا هر ‌که را خداوند دوست می‌دارد، توبیخ می‌فرماید و هر فرزند مقبول خود را به شلاق می‌زند.» [7] اگر متحمّل تنبیه شوید، خدا با شما مثل با پسران رفتار می‌نماید. زیرا کدام پسر است که پدرش او را تنبیه نکند؟ [8] لیکن اگر بی‌تنبیه می‌باشید، که همه از آن بهره یافتند، پس شما حرام‌زادگانید، نه پسران. [9] و دیگر پدران جسم خود را وقتی داشتیم که ما را تنبیه می‌نمودند و ایشان را احترام می‌نمودیم، آیا از طریق برتر پدر روحها را اطاعت نکنیم تا زنده شویم؟ [10] زیرا که ایشان اندک زمانی، موافق صلاحدید خود ما را تنبیه کردند، لیکن او به خاطر فایده تا شریک قدّوسیت او گردیم.

مَرقُس 9:‏17-‏31

[17] یکی از آن میان در جواب گفت: «ای استاد، پسر خود را نزد تو آوردم که روحی گنگ دارد، [18] و هر جا که او را بگیرد می‌اندازدش، چنانچه کف برآورده، دندانها به هم می‌ساید و خشک می‌گردد. پس شاگردان تو را گفتم که او را بیرون کنند، نتوانستند.» [19] او ایشان را جواب داده، گفت: «ای فرقه بی‌ایمان، تا کی با شما باشم و تا چه حد متحمّل شما شوم؟ او را نزد من آورید.» [20] پس او را نزد وی آوردند. روح چون عیسی را دید، در دم پسر را به تشنج انداخت تا بر زمین افتاده، کف برآورد و می‌غلطید. [21] پس از پدر وی پرسید: «چند وقت است که او را این حالت است؟» گفت: «از طفولیت. [22] و بارها او را در آتش و در آب انداخت تا او را هلاک کند. حال اگر می‌توانی بر ما ترحّم کرده، ما را یاری فرما.» [23] عیسی وی را گفت: «اگر می‌توانی ‌ایمان آری، مؤمن را همه‌ چیز ممکن است.» [24] بی‌درنگ پدر طفل فریاد برآورده، گریه‌کنان گفت: «ایمان می‌آورم‌، ای خداوند، بی‌ایمانی مرا امداد فرما.» [25] چون عیسی دید که گروهی گرد او به شتاب می‌آیند، روح پلید را نهیب زده، به وی فرمود: «ای روح گنگ و کر، من تو را امر می‌کنم: از او در آی و دیگر داخل او مشو!» [26] روح فریاد زده و پسر را به شدّت متشنج نموده، بیرون آمد و او مانند مرده گشت، چنانکه بسیاری گفتند که فوت شد. [27] امّا عیسی دستش را گرفته، برخیزانیدش که برپا ایستاد. [28] و چون به خانه وارد شد، شاگردانش در خلوت از او پرسیدند: «چرا ما نتوانستیم او را بیرون کنیم؟» [29] ایشان را گفت: «این جنس به هیچ‌وجه بیرون نمی‌رود جز به دعا.» (متّی ۱۷: ۲۲‏-۲۳، لوقا ۹: ۴۴‏-۴۵) [30] و از آنجا روانه شده، در جلیل می‌گشتند و نمی‌خواست کسی او را بشناسد، [31] زیرا که شاگردان خود را اعلام فرموده، می‌گفت: «پسر انسان به‌دست مردم تسلیم می‌شود و او را خواهند کشت و بعد از مقتول شدن، روز سوم خواهد برخاست.»

متّی 4:‏25- 5: 12 (انجیل قدیس)

[25] و گروهی بسیار از جلیل و دِکاپولس و اورشلیم و یهودیه و آن طرف اُردن در عقب او روانه شدند. [1] عیسی گروهی بسیار دیده، بر فراز کوه آمد و وقتی که او بنشست، شاگردانش نزد او حاضر شدند. [2] آنگاه دهان خود را گشوده، ایشان را تعلیم داد و گفت: [3] «خوشا به حال مسکینان در روح، زیرا پادشاهی آسمان از آن ایشان است. [4] خوشا به حال ماتمیان، زیرا ایشان تسلی خواهند یافت. [5] خوشا به حال حلیمان، زیرا ایشان وارث زمین خواهند شد. [6] خوشا به حال گرسنگان و تشنگان عدالت، زیرا ایشان سیر خواهند شد. [7] خوشا به حال رحم کنندگان، زیرا بر ایشان رحم کرده خواهد شد. [8] خوشا به حال پاک دلان، زیرا ایشان خدا را خواهند دید. [9] خوشا به حال صلح کنندگان، زیرا ایشان پسران خدا خوانده خواهند شد. [10] خوشا به حال زحمت کشان برای عدالت، زیرا پادشاهی آسمان از آن ایشان است. [11] خوشحال باشید چون شما را فحش گویند و جفا رسانند و به خاطر من هر سخن بد به ضدّ شما به دروغ بگویند. [12] خوش باشید و شادی عظیم نمایید، زیرا اجر شما در آسمان عظیم است. زیرا که به همینطور بر انبیا قبل از شما جفا می‌رسانیدند.

متّی 20:‏1-‏16 (انجیل شهیدان)

[1] «زیرا پادشاهی آسمان صاحب‌خانه‌ای را ماند که بامدادان بیرون رفت تا کارگر برای تاکستان خود به مزد بگیرد. [2] پس با کارگران، روزی یک دینار قرار داده، ایشان را به تاکستان خود فرستاد. [3] و قریب به ساعت سوم بیرون رفته، بعضی دیگر را در بازار بیکار ایستاده دید. [4] ایشان را نیز گفت: ‘شما هم به تاکستان بروید و آنچه حق شما است به شما می‌دهم.’ پس رفتند. [5] باز قریب به ساعت ششم و نهم رفته، همچنین کرد. [6] و قریب به ساعت یازدهم رفته، چند نفر دیگر بیکار ایستاده یافت. ایشان را گفت: ‘برای چه تمامی روز در اینجا بیکار ایستاده‌اید؟’ [7] گفتندش: ‘هیچ‌کس ما را به مزد نگرفت.’ به ایشان گفت: ‘‌شما نیز به تاکستان بروید و حق خویش را خواهید یافت.’ [8] و چون وقت شام رسید، صاحب تاکستان به ناظر خود گفت: ‘مزدوران را طلبیده، از آخرین گرفته تا اولین مزد ایشان را بده.’ [9] پس یازده ساعتیان آمده، نفری یک دینار یافتند. [10] و اولین آمده، گمان بردند که بیشتر خواهند یافت. ولی ایشان نیز نفری یک دینار یافتند. [11] اما چون گرفتند، به صاحب‌خانه شکایت نموده، [12] گفتند که ‘این آخرین، یک ساعت کار کردند و ایشان را با ما که متحمّل سختی و حرارت روز گردیده‌ایم، مساوی ساخته‌ای؟’ [13] او در جواب یکی از ایشان گفت: ‘ای رفیق، بر تو ظلمی نکردم. مگر به یک دینار با من قرار ندادی؟ [14] حق خود را گرفته برو. می‌خواهم به این آخری مثل تو دهم. [15] آیا مرا جایز نیست که از مال خود آنچه خواهم بکنم؟ مگر چشم تو بد است از آن رو که من نیکو هستم؟’ [16] بنابراین اولین، آخرین و آخرین، اولین خواهند شد. زیرا خوانده‌شدگان بسیارند و برگزیدگان کم.»

مناسبت و قدیسین روز

چهل شهید مقدس سباستِه

همگی آنان سربازان ارتش روم بودند و استوارانه به خداوند ما عیسی مسیح ایمان داشتند. در زمان آزار مسیحیان در دوران فرمانروایی لیسینیوس، ایشان را نزد فرمانده بردند. چون او تهدید کرد که مقام نظامی‌شان را از آنان خواهد گرفت، یکی از ایشان، قدیس کاندیدوس، پاسخ داد: «نه تنها مقام سربازی، بلکه بدن‌های ما را نیز از ما بگیر، زیرا هیچ چیز برای ما عزیزتر و گرامی‌تر از مسیح خدای ما نیست.»

پس از آن فرمانده دستور داد شهیدان را سنگسار کنند. اما سنگ‌هایی که به سوی ایشان پرتاب می‌شد، بازمی‌گشت و به خود سنگ‌اندازان اصابت می‌کرد. حتی یکی از سنگ‌ها به چهرهٔ فرمانده خورد و دندان‌هایش را شکست. شکنجه‌گران خشمگین، همچون درندگان، آنان را بستند و به دریاچه‌ای افکندند و نگهبانانی گماشتند تا کسی نگریزد. سرمایی سخت درگرفت و آب پیرامون بدن‌های شهیدان یخ بست. برای افزایش رنج آنان، گرمابه‌ای در کنار دریاچه روشن کردند تا شاید یکی از ایشان مسیح را انکار کند.

یکی از چهل تن لغزید، از آب بیرون آمد و به گرمابه رفت. ناگهان نوری شگفت از آسمان تابید که آب و بدن شهیدان را گرم ساخت، و سی‌ونه تاج از آسمان بر سر آنان فرود آمد. یکی از نگهبانان چون این را دید، جامه از تن برکند، نام خداوند عیسی را اعتراف کرد و به دریاچه درآمد تا شایستهٔ تاج چهلم شود. و همان تاج بر او فرود آمد.

فردای آن روز مردم شهر با شگفتی دیدند که شهیدان هنوز زنده‌اند. داوران فرمان دادند ساق پاهایشان را بشکنند و بدن‌هایشان را به آب اندازند تا مسیحیان نتوانند پیکرها را بازیابند. در روز سوم، شهیدان بر پطرس، اسقف آن شهر، ظاهر شدند و از او خواستند استخوان‌هایشان را گرد آورد. اسقف شبانه با خادمان خود رفت و دید که استخوان‌های شهیدان در آب چون شمع می‌درخشند. هر استخوان جداشده بر سطح آب می‌آمد و نور می‌افشاند. او آنها را جمع کرد و با احترام به خاک سپرد. این شهیدان در سال ۳۲۰ میلادی رنج کشیدند و تاج جلال جاودان یافتند.

قدیس مکرم فیلوروموس

او در قرن چهارم در غلاطیه زندگی زاهدانه داشت و نفس خود را ریاضت می‌داد. گفته‌اند که در همهٔ فضایل چنان کامل شده بود که بیشتر به فرشته می‌مانست تا انسان. بیش از همه به سبب صبرش مشهور بود. در زمان جولیان مرتد آزار دید و برای مسیح رنج‌های بسیار کشید. پس از مرگ آن ستمگر، در آرامش زیست و بسیاری را سود رسانید و در هشتادسالگی در خداوند آرمید.

قدیس قیصاریوس

قدیس قیصاریوس (†۳۶۹)، برادر گریگوری نازیانزی، نویسنده‌ای الهیاتی نیز بود. او از جمله کوشید به این پرسش پاسخ دهد که آدم و حوا چه مدت در بهشت ماندند پیش از آنکه رانده شوند. برخی شش ساعت، برخی بیست‌وچهار ساعت و برخی سه روز گفته‌اند. قیصاریوس بر آن بود که این مدت چهل روز بوده است؛ زیرا همان‌گونه که خداوند ما چهل روز در بیابان روزه گرفت و وسوسه شد، آدم قدیم در فراوانی بهشت تاب نیاورد، اما آدم جدید در گرسنگی و تشنگی بیابان بر شیطان پیروز شد.


سرود ستایش

چهل شهید مقدس
شهدا در دریاچه زنجیر شده با یخ، با استحکام به ایمان مقدس می‌چسبند، با امید روشن شده‌اند، به خداوند عزیز، فریاد زدند: تو، ای کسی که جهان را شگفت زده کردی با قربانی و رستاخیز هولناک خود، ای تو، ما را زنده کن!
ای که گنبدِ آسمان و هرچه آفریده شده، تو را جلال می‌دهند،،
ببین، مُغاک، آتش، تگرگ، برف، یخ و گرما تو را جلال می‌دهند!!
به موسیِ بزرگ، خادمِ خویش، یاری رساندی،
و یوشَعِ پسرِ نون، و پس از آن ِالیشَع،
که طبیعت، آب‌ها را آرام و آن را قسمت کند،
اکنون، به مؤمنانِ خویش یاری رسان، همچنان که تاکنون یاری رسانده‌ای،
مگذار که یخبندان از انسان قوی‌تر باشد،
تا ما، چهل شهید، موضوعِ استهزاء نگردیم؛

ای قادر، اگر بخواهی، می‌توانی، زیرا تو بر همه چیز حکمرانی می‌کنی،
تو، هرگاه که بخواهی، می‌توانی یخ را به گرما و گرما را به یخ تبدیل کنی؛
به خاطرِ نامِ تو، سرما ما را همچون دیوی خشمگین می‌بلعد—
آه، یاری ده ما را، تا نامِ قادرِ مطلق ستوده شود!
شهیدان در دریاچه، در بندِ سرما،
از آسمان، به نورِ خدا، گرم شدند،
با شکوه افتادند و چهل شهید باقی ماندند.
به ترس و وحشت و شرمِ ناباورانِ تاریک‌شده.


تأمل


گنجینه‌های روحانیِ خود را پنهان کن و آنها را بیهوده آشکار مکن. ببین، چگونه مردمان ثروتِ مادیِ خویش را پنهان و مخفی می‌کنند و چگونه، هنگامی که مجبور می‌شوند آشکار کنند چه مقدار دارند، همیشه مقدارِ بیشتر را پنهان می‌کنند و تنها مقدارِ کمتر را آشکار می‌سازند. اندک‌اند شمارِ مردانی که می‌خواهند همه آنچه را که دارند آشکار کنند، و اندک‌ترند کسانی که بیش از آنچه واقعاً دارند آشکار می‌کنند. این را جهان بیهوده و بی‌معنی می‌داند. این به وضوح به تو نشان می‌دهد که چگونه نیاز داری ثروتِ روحانیِ خود را پنهان کنی، یعنی فضایل، اعمال نیک، روزه‌ها، شب زنده‌داری‌ها و دعاهای خود را. چرا فرزندان خردمندِ این جهان ثروت مادیِ خود را آشکار نمی‌کنند؟ به دو دلیل: تا دزدان از آن خبردار نشوند و حسادتِ مردمانِ شرور را بر نیانگیزند. دزدانِ حسود و رشک‌بران نیز در پیِ گنجینه‌های روحانی وجود دارند. آنها ارواحِ حسادت‌اند. به محض اینکه گنجینه روحانیِ خود را آشکار کنی، آنها تلاش خواهند کرد آن را بی‌ارزش جلوه دهند و به هدر دهند. به محض اینکه آن را بدون نیاز آشکار کنی [اجازه بده بگوییم، از روی غرور، تا مورد ستایش قرار گیری]، آنها آن را تصاحب کرده و خوار می‌شمارند؛ و تو، ای مردِ ثروتمندِ گنجینه روحانی، به طور نامحسوس و ناگهانی فقیر خواهی شد. بسیاری که از نظر روحانی ثروتمند بودند، قدیسان، خود را در برابر جهان احمق جلوه می‌دادند تا با احمق به نظر رسیدن، خِرد و قدرتِ بزرگِ خود را در درون خود پنهان کنند. ابا اشعیا می‌نویسد،
“آن اعمالِ نیکی که در خفا انجام می‌شوند، بیشتر خدا را خشنود می‌سازند.” قدیس نیلوس سینایی می‌گوید، “پوستِ پوشیده بر بدن سفید است، اما پوستِ برهنه خشک و سیاه است.” همچنین است اعمالِ نیکِ پنهان و آشکارِ ما.


تعمق


تعمق درباره خداوند عیسی در دستان دشمنان خدا که در خانه قیافا گرد آمدند:
۱. چگونه همه آنها با عجله به دنبال شاهدانِ دروغین گشتند، زیرا می‌خواستند به هر وسیله‌ای که شده مسیح را بکشند.
۲. چگونه به صورت او آب دهان انداختند و به صورت او سیلی زدند.
۳. چگونه خداوندِ ما همه اینها را با نجابتِ وصف‌ناپذیر و بدون خشم تحمل می‌کند.


موعظه

-درباره استقامت تا به آخر-

“اما هر که تا به پایان پایدار بماند، نجات خواهد یافت” (متی ۲۴: ۱۳).

ای خداوند شگفت‌انگیز، تو همه چیز را تحمل کرده‌ای، همه را تا به انتها.
به همین دلیل است که نه‌تنها مبارک شدی، بلکه سرچشمه برکات برای تمامی مردمانی که در تمام اعصار و قرون، خیر خود را می‌طلبند، گشتی.
رسولان همه چیز را تا به آخر تحمل کردند و وارد ابدیتِ مبارک شدند. قدیسان با کمال میل سختی‌ها و رنج‌ها را تا به آخر تحمل کردند و هم در آسمان و هم بر روی زمین تجلیل شدند.
شهیدان با کمال میل همه دردها را تا به آخر تحمل کردند و وارثانِ مشترکِ پادشاهی مسیح شدند.
هر بنیان‌گذارِ یک سازمانِ جدید، پیروانی را برای خود استخدام می‌کند و وعده ثمرات خوب و لذت‌های فراوان می‌دهد، اما عمداً درباره سختی‌ها و زحماتی که به آن ثمرات و لذت‌ها منجر می‌شوند سکوت می‌کند. خداوندِ ما عیسی تنها کسی است که تمام حقیقت را برای پیروانِ خود گفت، هم جنبه تلخ و هم جنبه شیرینِ حقیقت. او وعده ثمره بدون خدمت، یا جلال بدون رنج، یا آرامش نهایی بدون راهِ پر از خار، یا پیروزی بدون مبارزه، یا لذت بدون تلخی، یا پادشاهی بدون اشک و انکارِ نفس را نداد.
اگرچه خداوندِ ما سختی‌های بسیاری را که بر سر پیروانش خواهد آمد برشمرد، اما در پایان آنها را بدون تسلی رها نمی‌کند. او به رنج‌های آنها معنا می‌بخشد و آنها را در تاریکی رها نمی‌کند. او می‌گوید، “هر که تا به پایان پایدار بماند، نجات خواهد یافت.” آن برکتی که در انتظار کسانی است که تا به پایان استقامت می‌کنند چیست که او، عیسی به طور کامل آشکار کرد و تا به امروز شاهدِ آن بوده‌اند و بسیاری از قدیسان شاهد آن هستند، کسانی که یا در جلال به مومنان از دنیای دیگر ظاهر شده‌اند یا کسانی که، در حالی که هنوز در جسم بودند، در روح به رؤیت آن جلال و برکتی که در انتظار مؤمنان، برگزیدگان و استقامت‌کنندگان است، ارتقا یافتند؟؟
ای خداوند، تو نیروی ما هستی. به ما کمک کن تا با این ایمان که تو در کنار ما هستی، تا پایان پایدار بمانیم.


جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد. آمین.

error: Content is protected !!