8 ژوئن (گریگوری) /21 ژوئن (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
رومیان 2:‏28-‏3: 18

[28] زیرا آنکه در ظاهر است، یهودی نیست و آنچه در ظاهر در جسم است، ختنه نه! [29] بلکه یهود آن است که در باطن باشد و ختنه آنکه قلبی باشد، در روح، نه در حرف که تعریف آن نه از انسان، بلکه از خداست.
[1] پس برتری یهود چیست؟ و یا از ختنه چه فایده؟ [2] بسیار از هر جهت؛ اوّل آنکه به ایشان کلام خدا امانت داده شده است. [3] زیرا که چه بگوییم اگر بعضی ایمان نداشتند؟ آیا بی‌ایمانی ‌ایشان امانت خدا را باطل می‌سازد؟ [4] به هیچوجه! بلکه خدا راستگوست و هر انسان دروغگو، چنانکه نوشته شده است: «تا اینکه در سخنان خود برحق شوی و در داوری خود غالب آیی.» [5] لیکن اگر ناراستی ما عدالت خدا را ثابت می‌کند، چه گوییم؟ آیا خدا ظالم است وقتی که غضب می‌نماید؟ به طور انسان سخن می‌گویم. [6] به هیچوجه! در این صورت خدا چگونه دنیا را داوری خواهد کرد؟ [7] زیرا اگر به دروغ من، راستی خدا برای جلال او افزون شود، پس چرا بر من نیز چون گناهکار حکم شود؟ [8] و چرا نگوییم، چنانکه بعضی بر ما تهمت می‌زنند و گمان می‌برند که ما چنین می‌گوییم: «بدی بکنیم تا نیکویی حاصل شود»؟ محکومیت ایشان به انصاف است. [9] پس چه گوییم؟ آیا برتری داریم؟ نه به هیچوجه! زیرا پیش ادعا وارد آوردیم که یهود و یونانی هر دو به گناه اسیرند. [10] چنانکه نوشته شده است که «کسی عادل نیست، یکی هم نه! [11] کسی فهیم نیست، کسی خواستار خدا نیست. [12] همه گمراه و همگی باطل گردیده‌اند. نیکوکاری نیست یکی هم نه!» [13] «گلوی ایشان گور گشاده است و به زبانهای خود فریب می‌دهند.» «زهر مار در زیر لب ایشان است؛» [14] «دهان ایشان پر از لعنت و تلخی است.» [15] «پایهای ایشان برای خون ریختن شتابان است؛ [16] هلاکت و پریشانی در راههای ایشان است [17] و راه سلامتی را ندانسته‌اند.» [18] خداترسی در چشمانشان نیست.»

متّی 6:‏31-‏34، 7: 9-‌ 11

[31] پس اندیشه مکنید و مگویید چه بخوریم یا چه بنوشیم یا چه بپوشیم. [32] زیرا که در طلب همه این چیزها اقوام بت‌پرست می‌باشند. اما پدر آسمانی شما می‌داند که بدین همه‌چیز احتیاج دارید. [33] لیکن اوّل پادشاهی خدا و عدالت او را بطلبید که این همه برای شما افزون خواهد شد. [34] پس در اندیشه فردا مباشید زیرا فردا اندیشه خود را خواهد کرد. بدی امروز برای امروز کافی است.
[9] و کدام آدمی است از شما که پسرش نانی از او خواهد و سنگی به او دهد؟ [10] یا اگر ماهی خواهد، ماری به او بخشد؟ [11] پس هرگاه شما که شریر هستید، دادن بخشش‌های نیکو را به اولاد خود می‌دانید، چقدر زیاده پدر شما که در آسمان است، چیزهای نیکو را به آنانی که از او می‌طلبند، خواهد بخشید!

تقویم قدیم
مَرقُس 16:‏9-‏20 (انجیل صبح)

[9] و صبحگاهان، روز اوّل هفته چون برخاسته بود، نخستین به مریم مَجدلیه که از او هفت دیو بیرون کرده بود، ظاهر شد. [10] و او رفته یاران او را که گریه و ماتم می‌کردند، خبر داد. [11] و ایشان چون شنیدند که زنده گشته و به او ظاهر شده بود، باور نکردند. [12] و بعد از آن به صورت دیگر به دو نفر از ایشان در هنگامی که به دهات می‌رفتند، ظاهر گردید. [13] ایشان رفته، دیگران را خبر دادند، لیکن ایشان را نیز تصدیق ننمودند. [14] و بعد از آن به آن یازده هنگامی که به غذا نشسته بودند، ظاهر شد و ایشان را به‌ خاطر بی‌ایمانی و سختدلی ایشان توبیخ نمود زیرا به آنانی که او را برخاسته دیده بودند، تصدیق ننمودند. [15] پس به ایشان گفت: «در تمام عالم بروید وتمامی خلایق را به انجیل موعظه کنید. [16] هر‌ که ایمان آورده، تعمید یابد، نجات یابد و اما هر‌ که ایمان نیاورد، بر او حکم خواهد شد. [17] و این نشانه‌ها همراه ایمانداران خواهد بود که به نام من دیوها را بیرون کنند و به زبانهای تازه حرف زنند [18] و مارها را بردارند و اگر زهر قاتلی بخورند، ضرری به ایشان نرساند و هرگاه دستها بر مریضان گذارند، شفا خواهند یافت.» [19] و عیسی خداوند بعد از آنکه به ایشان سخن گفته بود، به سوی آسمان بالا برده شد و به‌ دست راست خدا بنشست. [20] و ایشان بیرون رفته، در هر جا موعظه می‌کردند و خداوند با ایشان کار می‌کرد و با آیاتی که همراه ایشان می‌بود، کلام را ثابت می‌گردانید.

رومیان 5:‏1-‏10

[1] پس چونکه به ایمان عادل شمرده شدیم، نزد خدا سلامتی داریم به وساطت خداوند ما عیسی مسیح، [2] که به وساطت او دخول نیز یافته‌ایم به‌وسیلهٔ ایمان در آن فیضی که در آن پایداریم و به امید جلال خدا فخر می‌نماییم. [3] و نه این تنها، بلکه در مصیبتها هم فخر می‌کنیم، چونکه می‌دانیم که مصیبت صبر را پیدا می‌کند، [4] و صبر امتحان را و امتحان امید را. [5] و امید باعث شرمساری نمی‌شود، زیرا که محبّت خدا در دلهای ما به روح‌القدس که به ما عطا شد، ریخته شده است. [6] زیرا هنگامی که ما هنوز ناتوان بودیم، در زمان معین، مسیح برای بی‌دینان وفات یافت. [7] زیرا بعید است که برای شخص عادل کسی بمیرد، هرچند در راه مرد نیکو ممکن است کسی نیز جرأت کند که بمیرد. [8] لیکن خدا محبّت خود را در ما ثابت می‌کند از اینکه هنگامی که ما هنوز گناهکار بودیم، مسیح در راه ما مُرد. [9] پس چقدر بیشتر الان که به خون او عادل شمرده شدیم، به‌وسیله او از غضب نجات خواهیم یافت. [10] زیرا اگر در حالتی که دشمن بودیم، به وساطت مرگ پسرش با خدا صلح داده شدیم، پس چقدر بیشتر بعد از صلح یافتن به وساطت حیات او نجات خواهیم یافت.

متّی 6:‏22-‏33

[22] «چراغ بدن چشم است. پس هرگاه چشمت سالم باشد، تمام بدنت روشن بود؛ [23] اما اگر چشم تو فاسد است، تمام جسدت تاریک می‌باشد. پس اگر نوری که در تو است ظلمت باشد، چه ظلمت عظیمی است! [24] «هیچ‌کس دو آقا را خدمت نمی‌تواند کرد، زیرا یا از یکی نفرت می‌دارد و با دیگری محبّت، و یا به یکی می‌چسبد و دیگر را حقیر می‌شمارد. محال است که خدا و ممونا را خدمت کنید. [25] «بنابراین به شما می‌گویم، از بهر جان خود اندیشه مکنید که چه خورید یا چه آشامید و نه برای بدن خود که چه بپوشید. آیا جان از خوراک و بدن از پوشاک بهتر نیست؟ [26] مرغان هوا را نگاه کنید که نه می‌کارند و نه می‌دروند و نه در انبارها ذخیره می‌کنند و پدر آسمانی شما آنها را روزی می‌دهد. آیا شما از آنها به مراتب بهتر نیستید؟ [27] و کیست از شما که به نگرانی بتواند ذراعی بر قامت خود افزاید؟ [28] و برای لباس چرا می‌اندیشید؟ به سوسنهای چمن دقت کنید، چگونه نمو می‌کنند! نه زحمت می‌کشند و نه می‌ریسند! [29] لیکن به شما می‌گویم سلیمان هم با همه جلال خود چون یکی از آنها آراسته نشد. [30] پس اگر خدا علف صحرا را که امروز هست و فردا در تنور افکنده می‌شود، چنین بپوشاند، ای کم‌ایمانان، آیا شما را به مراتب بهتر نخواهد پوشانید؟ [31] پس اندیشه مکنید و مگویید چه بخوریم یا چه بنوشیم یا چه بپوشیم. [32] زیرا که در طلب همه این چیزها اقوام بت‌پرست می‌باشند. اما پدر آسمانی شما می‌داند که بدین همه‌چیز احتیاج دارید. [33] لیکن اوّل پادشاهی خدا و عدالت او را بطلبید که این همه برای شما افزون خواهد شد.

مناسبت و قدیسین روز

قدیس افرایم، پاتریارک انطاکیه

در زمان فرمانروایی امپراتور بیزانسی آناستاسیوس، افرایم فرماندار نواحی شرقی امپراتوری بود. او به سبب پارسایی بسیار و بخشندگی‌اش نزد همگان شناخته شده و مورد احترام بود. هنگامی که لازم شد شهر انطاکیه، که بر اثر زلزله و آتش‌سوزی ویران شده بود، بازسازی شود، امپراتور این مسئولیت را به افرایم سپرد. افرایم این وظیفه را با کوشش و محبت انجام داد.
در میان سنگ‌تراشان عادی، اسقفی نیز حضور داشت که به دلایلی نامعلوم کرسی اسقفی خود را ترک کرده و همچون یک کارگر ساده مشغول کار شده بود، و هیچ‌کس نمی‌دانست که او اسقف است.
روزی آن مرد پس از کار سخت، همراه دیگر کارگران برای استراحت دراز کشید و به خواب رفت. افرایم نگاهی به او انداخت و دید که ستونی از آتش از آن مرد تا آسمان بالا می‌رود. شگفت‌زده و هراسان، او را فراخواند و از وی خواست سوگند بخورد و حقیقت را بگوید. آن مرد ابتدا امتناع کرد، اما سرانجام اعتراف نمود که اسقف است و به افرایم پیشگویی کرد که به‌زودی به مقام پاتریارکی انطاکیه منصوب خواهد شد. (در آن زمان، کرسی پاتریارکی خالی بود، زیرا پاتریارک سالخورده، اوفراسیوس، در زلزله جان باخته بود.)
همان‌گونه که پیشگویی شده بود، افرایم به عنوان پاتریارک انتخاب و تقدیس شد.
به سبب نیکویی، پاکی و غیرتش برای ایمان ارتدوکس، خداوند موهبت بزرگ معجزه‌آفرینی را به او عطا کرد. روزی برای آنکه یک بدعت‌گذار را متقاعد کند که ایمان ارتدوکس حق است، ردای پاتریارکی خود را در آتش افکند و به درگاه خدا دعا کرد. ردای او سه ساعت در میان آتش ماند و هیچ آسیبی ندید. بدعت‌گذار با دیدن این معجزه شگفت‌زده شد و از بدعت خود دست کشید.
قدیس افرایم در سال ۵۴۶ میلادی در آرامش درگذشت و به پادشاهی خدا وارد شد.

زوسیماس فینیقی مکرم

مکرم زوسیماس در روستای سیندا، در نزدیکی شهر صور، به دنیا آمد. او در صومعه خود زندگی زاهدانه‌ای را سپری می‌کرد. از آنجا که وجدانش از هر گناهی پاک بود، با روح خود می‌توانست امور دوردست را درک کند و از رویدادهای جهان آگاه شود. به همین سبب، ویرانی انطاکیه را بر اثر زلزله پیش‌بینی کرد و مشاهده نمود. او با تلخی بسیار گریست، بر زمین افتاد و از خدا خواست که آن شهر به طور کامل نابود نشود.
روزی شیری در راه الاغ او را کشت و خورد. قدیس به شیر فرمان داد که به جای الاغ به او خدمت کند و بارهایش را حمل نماید. شیر در برابر قدیس همچون بره‌ای رام شد، بار را بر دوش گرفت و آن را تا دروازه شهر قیصریه حمل کرد. در آنجا زوسیماس او را آزاد کرد و رهایش ساخت.
مکرم زوسیماس در قرن ششم میلادی در آرامش درگذشت.

شهید عظیم تئودور استراتلاتس

یاد این قدیس در ۸ فوریه نیز گرامی داشته می‌شود و زندگی او در آن روز شرح داده شده است. اما در ۸ ژوئن، انتقال بقایای مقدس او از هراکلیون به اوخائیتا یادبود گرفته می‌شود.
پیش از شهادتش، قدیس تئودور در وصیت‌نامه خود به واروس، خدمتکارش، چنین سفارش کرد:
«جسد مرا در اوخائیتا، در زمین اجدادی‌ام، به خاک بسپار.»

قدیس آناستاسیوس سینایی درباره یکی از معجزات شمایل تئودور چنین نوشته است:
در شهر کارسات، نزدیک دمشق، کلیسایی به نام قدیس تئودور استراتلاتس وجود داشت. هنگامی که ساراسن‌ها دمشق را فتح کردند، گروهی از آنان همراه زنان و فرزندانشان در آن کلیسا ساکن شدند.
بر دیوار کلیسا تصویری از قدیس تئودور نقش بسته بود. یکی از ساراسن‌ها تیری به سوی آن تصویر پرتاب کرد و تیر به صورت قدیس اصابت نمود. در همان لحظه، خون از تصویر جاری شد. اندکی بعد، تمام آن گروه ساراسن که در کلیسا ساکن بودند، از میان رفتند.
قدیس آناستاسیوس می‌گوید که شخصاً در آن کلیسا حضور یافته بود و تصویر قدیس را بر دیوار و آثار خون خشک‌شده را با چشمان خود دیده بود.


سرود ستایش

قدیس افرایم، پاتریارک انطاکیه

قدیس افرایم، سرشار از پارسایی،
سربازی بود در برابر بدکاران،
در برابر بدعت‌های گناه‌آلود و نابخردانه.

او سرباز کلیسا بود؛
همان کلیسایی که مسیح آن را خرید و جاودانه جلال بخشید
به وسیلهٔ خون گران‌بهای خویش که بر صلیب ریخته شد.

افرایم گله را از گرگ‌ها محافظت می‌کرد
و لانه‌های عنکبوتان را نابود می‌ساخت.

قدیس افرایم، برگزیدهٔ خدا،
نوری در انطاکیه بود.

از دهان او کلیسا می‌درخشید،
همان‌گونه که در روزگار زرین‌دهانِ باشکوه می‌درخشید.

خداوند با قدرت شفابخشیِ معجزه‌آسا
کسی را جلال بخشید که خدا را جلال داده بود.

ای افرایم، ستارهٔ روزگار پرافتخار گذشته؛
ای افرایم، شکوه کلیسای ارتدوکس.


تأمل

ترس در رنج کشیدن و ترس از رنج نکشیدن، در حقیقت یک ترس واحد هستند؛ و این ترس نشان‌دهندهٔ نگرانی انسان روحانی است از اینکه مبادا خدا از او دور شده باشد.
هنگامی که قدیسه کاترین شکنجه‌های سخت و فراوانی را تحمل می‌کرد، خداوند بر او ظاهر شد. او از خداوند پرسید: «ای خداوند، تا اکنون کجا بودی تا در این همه رنج مرا تسلی دهی؟» خداوند پاسخ داد: «من اینجا، در قلب تو بودم.»

اما همان‌گونه که رنج‌ها می‌توانند ترس به دل انسان روحانی بیندازند، گاهی نیز هنگامی که برای مدت طولانی هیچ رنجی به سراغ او نمی‌آید، ترسی بزرگ بر او مستولی می‌شود.

روزی راهبی وارد کلیسایی در اسکندریه شد و زنی را دید که در برابر شمایل نجات‌دهنده زانو زده بود، اشک می‌ریخت و با صدای بلند می‌گفت: «ای خداوند، مرا ترک کرده‌ای! ای مهربان، بر من رحم کن!»
پس از پایان دعا، راهب از او پرسید: «چه کسی به تو ستم کرده است که این‌گونه با تلخی نزد خدا شکایت می‌کنی؟»
زن پاسخ داد: «تا امروز هیچ‌کس به من ستم نکرده است؛ و درست به همین دلیل گریه می‌کنم. زیرا خدا مرا ترک کرده است. سه سال است که هیچ رنجی برای من نفرستاده است. در این مدت نه خودم بیمار شده‌ام، نه پسرم، و نه حتی یکی از چهارپایان خانه‌ام از میان رفته است.»


تعمق

درباره شفای معجزه‌آسای دو مرد نابینا (متی ۹: ۲۷):

1. چگونه آن دو نابینا از خداوند درخواست کردند که چشمانشان را بگشاید؛

2. چگونه خداوند چشمان آنان را لمس کرد و بر حسب ایمانشان با آنان رفتار نمود، و آنان بینا شدند؛

3. چگونه خداوند می‌تواند جان نابینای مرا نیز لمس کند و بینایی روحانی‌ام را بازگرداند، اگر با ایمان به سوی او فریاد برآورم.


موعظه

-درباره پادشاهِ پادشاهان-

«به‌واسطهٔ من پادشاهان سلطنت می‌کنند، و امیران عدالت را برقرار می‌سازند.
به‌واسطهٔ من حاکمان فرمانروایی می‌کنند و بزرگان، و همهٔ داوران زمین.
من آنان را که مرا دوست می‌دارند، دوست می‌دارم.» (امثال ۸ :‏۱۵–۱۷)

هیچ پادشاهی گمان نکند که به‌وسیلهٔ حکمت و قدرت خود فرمانروایی می‌کند، زیرا به دست ضعیفان و نادانان مورد تمسخر قرار خواهد گرفت. هیچ حاکمی گمان نکند که به‌وسیلهٔ عقل و ارادهٔ خویش عدالت را در میان مردم برقرار می‌سازد، زیرا این حماقتی است که حتی کودکان نیز آن را پوچ می‌شمارند. هیچ امیر، فرمانروا یا قاضی‌ای گمان نکند که برخلاف اراده و رحمت خدا، به اراده و رحمت شخص دیگری حکومت می‌کند، زیرا همهٔ آنان که خدا را فراموش می‌کنند، بر یخی که بر آن می‌لغزند به شکلی هلاکت‌بار آسیب خواهند دید.
خداوند می‌فرماید: «من آنان را که مرا دوست می‌دارند، دوست می‌دارم.» خداوند این سخن را پیش از همه به پادشاهان، امیران و داوران بشر می‌گوید. زیرا اگر آنان خداوند را دوست بدارند، نزد خداوند بسیار عزیز خواهند بود. اگر خداوند را دوست بدارند، مردمی که بر آنان حکومت می‌کنند و درباره‌شان داوری می‌نمایند نیز خداوند را دوست خواهند داشت. و اگر مردم خداوند را دوست بدارند، پادشاهان، امیران و داوران خود را نیز دوست خواهند داشت.
هر اندازه که انسانی به قدرت و اقتدار بر مردم برکشیده می‌شود، به همان اندازه باید از مردمی که بر آنان برتری یافته است به خدا نزدیک‌تر باشد.

ای برادران من، خداوند برای ما بر صلیب مصلوب شد و بدین‌گونه محبت خود را نسبت به ما آشکار ساخت. او که برای ما مصلوب شد، به‌راستی بیش از کسی ما را دوست می‌دارد که فقط در کنار سفره با ما شادی می‌کند. پس اگر ما نسبت به دوستانی که با ما بر سر سفره شادمانی می‌کنند چنین محبت داریم، چگونه نباید او را دوست بداریم که از روی محبت به ما بر صلیب مصلوب شد؟

ای خداوند متبارک، دیدگان روحانی ما را بگشا تا تمامی ژرفای بی‌کران محبت تو را ببینیم و دل‌های ما به محبت تو افروخته شود!

جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد . آمین.

error: Content is protected !!