آیات روز
تقویم جدید
اوّل یوحنا 3:21-4: 6(عصر)
[21] ای عزیزان، هرگاه دل ما، ما را محکوم نکند، در حضور خدا اعتماد داریم. [22] و هر چه درخواست کنیم، از او مییابیم، از آن جهت که فرامین او را نگاه میداریم و به آنچه پسندیده اوست، عمل مینماییم. [23] و این است فرمان او که به اسم پسر او عیسی مسیح ایمان آوریم و یکدیگر را محبّت نماییم، چنانکه به ما امر فرمود. [24] و هر که فرامین او را نگاه دارد، در او ساکن است و او در وی؛ و از این میشناسیم که در ما ساکن است، یعنی از آن روح که به ما داده است.
[1] ای عزیزان، هر روح را قبول مکنید، بلکه روحها را بیازمایید که از خدا هستند یا نه. زیرا که انبیای دروغین بسیار به جهان بیرون رفتهاند. [2] به این، روح خدا را میشناسیم: هر روحی که به عیسی مسیح ظاهر شده در جسم بشری اقرار نماید، از خداست [3] و هر روحی که عیسای ظاهر شده در جسم بشری را انکار کند، از خدا نیست. و این است روح ‘ضدّمسیح’ که شنیدهاید که او میآید و الان هم در جهان است. [4] ای فرزندان، شما از خدا هستید و بر ایشان غلبه یافتهاید، زیرا او که در شماست، بزرگتر است از آنکه در جهان است. [5] ایشان از دنیا هستند از این جهت سخنان دنیوی میگویند و دنیا ایشان را میشنود. [6] ما از خدا هستیم و هر که خدا را می شناسد، ما را میشنود و آنکه از خدا نیست، ما را نمیشنود. روح حقیقت و روح گمراهی را از این تشخیص میدهیم.
اوّل یوحنا 4:11-16
[11] ای عزیزان اگر خدا با ما چنین محبّت نمود، ما نیز میباید یکدیگر را محبّت نماییم. [12] کسی هرگز خدا را ندید؛ اگر یکدیگر را محبّت نماییم، خدا در ما ساکن است و محبّت او در ما کامل شده است. [13] از این میدانیم که در او ساکنیم و او در ما، زیرا که از روح خود به ما داده است. [14] و ما دیدهایم و شهادت میدهیم که پدر پسر را فرستاد تا نجاتدهنده جهان بشود. [15] هر که اقرار میکند که عیسی پسر خداست، خدا در او ساکن است و او در خدا. [16] و ما دانسته و باور کردهایم آن محبّتی را که خدا با ما نموده است. خدا محبّت است و هر که در محبّت ساکن است، در خدا ساکن است و خدا در او.
یوحنا 21:15-25 (انجیل صبح)
[15] و بعد از غذا خوردن، عیسی به شَمعون پطرس گفت: «ای شَمعون، پسر یونا، آیا مرا بیشتر از اینها محبّت مینمایی؟» به او گفت: «بلی، ای خداوند، تو میدانی که تو را دوست میدارم.» به او گفت: «برّههای مرا خوراک بده.» [16] باز دوّمین بار به او گفت: «ای شَمعون، پسر یونا، آیا مرا محبّت مینمایی؟» به او گفت: «بلی، ای خداوند، تو میدانی که تو را دوست میدارم.» به او گفت: «گوسفندان مرا شبانی کن.» [17] مرتبه سوّم به او گفت: «ای شَمعون، پسر یونا، مرا دوست میداری؟» پطرس غمگین گشت، زیرا مرتبه سوم به او گفت «مرا دوست میداری؟» پس به او گفت: «ای خداوند، تو بر همه چیز آگاه هستی. تو میدانی که تو را دوست میدارم.» عیسی به او گفت: «گوسفندان مرا خوراک ده. [18] به راستی به تو میگویم، وقتی که جوان بودی، کمر خود را میبستی و هر جا میخواستی، میرفتی؛ ولی زمانی که پیر شوی، دستهای خود را دراز خواهی کرد و دیگران تو را بسته به جایی که نمیخواهی، تو را خواهند برد.» [19] و به این سخن اشاره کرد که به چه نوع مرگ خدا را جلال خواهد داد و چون این را گفت، به او فرمود: «از عقب من بیا.» [20] پطرس ملتفت شده، آن شاگردی که عیسی او را دوست می داشت، دید که از عقب میآید؛ و همان بود که بر سینه عیسی وقت شام تکیه میزد و گفت: «ای خداوند، کیست آن که تو را تسلیم میکند.» [21] پس چون پطرس او را دید، به عیسی گفت: «ای خداوند، و او چه شود؟» [22] عیسی به او گفت: «اگر بخواهم که او بماند تا باز آیم، تو را چه؟ تو از عقب من بیا.» [23] پس این سخن در میان برادران شهرت یافت که آن شاگرد نخواهد مرد. لیکن عیسی به او نگفت که نمیمیرد، بلکه «اگر بخواهم که او بماند تا باز آیم، تو را چه؟» [24] و این همان شاگرد است که به این چیزها شهادت داد و اینها را نوشت و میدانیم که شهادت او راست است. [25] و دیگر کارهای بسیار عیسی به جا آورد که اگر یک به یک نوشته شود، گمان ندارم که جهان هم گنجایش نوشتهها را داشته باشد.
اعمال رسولان 10:44-11: 10
[44] این سخنان هنوز بر زبان پطرس بود که روحالقدس بر همهٔ آنانی که کلام را شنیدند، نازل شد. [45] و مؤمنان از اهل ختنه که همراه پطرس آمده بودند، در حیرت افتادند از آنکه بر غیریهودیان نیز عطای روحالقدس فرو ریخته شد، [46] زیرا که ایشان را شنیدند که به زبانها صحبت کرده خدا را تمجید میکردند. [47] آنگاه پطرس گفت: «آیا کسی میتواند آب را منع کند، برای تعمید دادن اینانی که روحالقدس را چون ما نیز یافتهاند؟» [48] پس فرمود تا ایشان را به نام عیسی مسیح تعمید دهند. آنگاه از او خواهش نمودند که روزی چند توقف نماید.
[1] پس رسولان و برادرانی که در یهودیه بودند، شنیدند که غیریهودیان نیز کلام خدا را پذیرفتهاند. [2] و چون پطرس به اورشلیم آمد، اهل ختنه از او انتقاد کرده [3] گفتند که «به نزد اشخاص ختنه ناشده رفته، با ایشان غذا خوردی!» [4] پطرس از اوّل همه را به ایشان بیان کرده، گفت: [5] «من در شهر یافا دعا میکردم که ناگاه در عالم رویا چیزی را دیدم که نازل میشود مثل سفرهای بزرگ به چهار گوشه از آسمان آویخته که بر من میرسد. [6] چون بر آن نیک نگریسته، دقت کردم، چارپایان و وحوش و خزندگان و مرغان هوا را دیدم. [7] و صدایی را شنیدم که به من میگوید: ‘ای پطرس برخاسته، سر بِبُر و بخور.’ [8] گفتم: ‘به هیچوجه، ای خداوند، زیرا هرگز چیزی حرام یا ناپاک به دهانم نرفته است.’ [9] بار دیگر ندا از آسمان در رسید که ‘آنچه خدا پاک نموده، تو حرام مخوان.’ [10] این سه دفعه واقع شد که همه باز به سوی آسمان بالا برده شد.
اوّل یوحنا 1:1-7 (رساله، یوحنای رسول)
[1] آنچه از ابتدا بود و آنچه شنیدهایم و به چشم خود دیده، آنچه بر آن نگریستیم و دستهای ما لمس کرد، دربارهٔ کلمهٔ حیات. [2] و حیات آشکار شد و آن را دیدهایم و شهادت میدهیم و به شما خبر میدهیم از حیات جاودانی که نزد پدر بود و بر ما آشکار شد. [3] از آنچه دیده و شنیدهایم، شما را اعلام مینماییم تا شما هم با ما شراکت داشته باشید. و امّا شراکت ما با پدر و با پسرش عیسی مسیح است. [4] و این را به شما مینویسم تا خوشی ما کامل گردد. [5] و این است پیغامی که از او شنیدهایم و به شما اعلام مینماییم، که خدا نور است و هیچ ظلمت در او هرگز نیست. [6] اگر گوییم که با او شراکت داریم، در حالی که در ظلمت زندگی میکنیم، دروغ میگوییم و به حقیقت عمل نمیکنیم. [7] لیکن اگر در نور زندگی میکنیم، چنانکه او در نور است، با یکدیگر شراکت داریم و خون پسر او عیسی ما را از هر گناه پاک میسازد.
یوحنا 8:12-20
یوحنا 8:12-20[12] پس عیسی باز به ایشان خطاب کرده، گفت: «من نور عالم هستم. کسی که مرا پیروی کند، در ظلمت نگردد، بلکه نور حیات را یابد.» [13] آنگاه فریسیان به او گفتند: «تو بر خود شهادت میدهی، پس شهادت تو راست نیست.» [14] عیسی در جواب ایشان گفت: «هرچند من بر خود شهادت میدهم، شهادت من راست است، زیرا که میدانم از کجا آمدهام و به کجا خواهم رفت، لیکن شما نمیدانید از کجا آمدهام و به کجا می روم. [15] شما مطابق جسم حکم میکنید امّا من بر هیچکس حکم نمیکنم. [16] و اگر من حکم دهم، حکم من راست است، از آنرو که تنها نیستم، بلکه من و پدری که مرا فرستاد. [17] و نیز در شریعت شما نوشته شده است که شهادت دو کس حق است. [18] من بر خود شهادت میدهم و پدری که مرا فرستاد نیز برای من شهادت میدهد.» [19] به او گفتند: «پدر تو کجا است؟» عیسی جواب داد که: «نه مرا میشناسید و نه پدر مرا. هرگاه مرا می شناختید، پدر مرا نیز میشناختید.» [20] و این کلام را عیسی در محل صندوق هدایا گفت، وقتی که در معبد تعلیم میداد و هیچکس او را نگرفت، برای آنکه وقت او هنوز نرسیده بود.
یوحنا 19:25-27 ، 21: 24- 25 (انجیل، یوحنای رسول)
[25] و پای صلیب عیسی، مادر او و خواهر مادرش، مریم زن کلوپاس و مریم مَجدَلیه ایستاده بودند. [26] چون عیسی مادر خود را با آن شاگردی که دوست میداشت ایستاده دید، به مادر خود گفت: «ای زن، اینک پسر تو.» [27] و به آن شاگرد گفت: «اینک مادر تو.» و در همان وقت آن شاگرد او را به خانهّ خود برد.
[24] و این همان شاگرد است که به این چیزها شهادت داد و اینها را نوشت و میدانیم که شهادت او راست است. [25] و دیگر کارهای بسیار عیسی به جا آورد که اگر یک به یک نوشته شود، گمان ندارم که جهان هم گنجایش نوشتهها را داشته باشد.
تقویم قدیم
اِشعیا 2:2-3 (عصر)
[2] و در دوران آخر واقع خواهد شد که کوه خانه خداوند بر قله کوهها استوار خواهد شد و فوق تپهها برافراشته خواهد گردید و تمامی قومها به سوی آن روان خواهند شد. [3] و قوم های بسیار عزیمت کرده، خواهند گفت: «بیایید تا به کوه خداوند و به خانه خدای یعقوب برآییم تا طریقهای خویش را به ما تعلیم دهد و در راههای وی گام برداریم.» زیرا که شریعت از صَهیون، و کلام خداوند از اورشلیم صادر خواهد شد.
اِشعیا 62:10-63: 3، 7-9
[10] بگذرید! از دروازهها بگذرید! راه قوم را آماده سازید و شاهراه را بسازید! بسازید! سنگها را برچیده، بیرقی به جهت قومها برپا نمایید. [11] اینک خداوند تا کرانهای زمین اعلان کرده است، پس به دختر صَهیون بگویید: «اینک نجات تو میآید. اینک مزد او همراهش و مکافات او پیش رویش میباشد.» [12] و ایشان ”قوم مقدس“ خوانده خواهند شد، و ”فدیه شدگان خداوند.“ و تو ”مطلوب“ و ”شهر غیر متروک“ نامیده خواهی شد.
[3] «من حوض شراب را به تنهای لگدکوب نمودم و هیچیک از قومها با من نبود و ایشان را به غضب خود پایمال کردم و به شدت خشم خویش لگدکوبشان نمودم و خون ایشان به لباس من پاشیده شد، تمامی جامه مرا بیالود.
[7] محبتهای خداوند را، کارهای ستودنی خداوند را اعلام خواهم نمود، مطابق هر آنچه خداوند برای ما عمل نموده است و به موجب احسان فراوانی که برای خاندان اسرائیل مطابق رحمتها و فراوانی محبت خود به جا آورده است. [8] زیرا گفته است: «ایشان قوم من میباشند، و پسرانی که خیانت نخواهند کرد.» پس نجاتدهنده ایشان شده است. [9] او در همه تنگیهای ایشان به تنگ آورده شد و فرشته حضور وی ایشان را نجات داد. در محبت و حلم خود ایشان را فدیه داد و در تمامی روزهای قدیم، متحمل ایشان شده، ایشان را برداشت.
زکریا 14:1 ,4 ,8-11
[1] اینک روز خداوند میآید و غنیمت تو در میانت تقسیم خواهد شد.
[4] و در آن روز پایهای او بر کوه زیتون که از طرف مشرق به مقابل اورشلیم است، خواهد ایستاد و کوه زیتون در میانش از مشرق تا مغرب از هم جدا شده، دره بسیار عظیمی خواهد شد و نصف کوه به طرف شمال و نصف دیگرش به طرف جنوب حرکت خواهد کرد.
[8] و در آن روز، آبهای زنده از اورشلیم جاری خواهد شد که نیمی از آنها به سوی دریای شرقی و نیمی دیگر از آنها به سوی دریای غربی خواهد رفت؛ در تابستان و در زمستان چنین واقع خواهد شد. [9] یهوه بر تمامی زمین پادشاه خواهد بود. در آن روز یهوه واحد خواهد بود و اسم او واحد. [10] و تمامی زمین از جِبَع تا رِمّون که به طرف جنوب اورشلیم است، همچون عَرَبه به دست تبدیل خواهد شد و اورشلیم برقرار شده، در مکان خود از دروازه بنیامین تا جای دروازه اول و تا دروازه گوشه و از برج حَنَنئیل تا حوضهای شرابگیری پادشاه مسکون خواهد شد. [11] و در آن ساکن خواهند شد و دیگر لعنت نخواهد بود. و اورشلیم در امنیت مسکون خواهد شد.
اوّل یوحنا 3:21-4: 6
[21] ای عزیزان، هرگاه دل ما، ما را محکوم نکند، در حضور خدا اعتماد داریم. [22] و هر چه درخواست کنیم، از او مییابیم، از آن جهت که فرامین او را نگاه میداریم و به آنچه پسندیده اوست، عمل مینماییم. [23] و این است فرمان او که به اسم پسر او عیسی مسیح ایمان آوریم و یکدیگر را محبّت نماییم، چنانکه به ما امر فرمود. [24] و هر که فرامین او را نگاه دارد، در او ساکن است و او در وی؛ و از این میشناسیم که در ما ساکن است، یعنی از آن روح که به ما داده است.
[1] ای عزیزان، هر روح را قبول مکنید، بلکه روحها را بیازمایید که از خدا هستند یا نه. زیرا که انبیای دروغین بسیار به جهان بیرون رفتهاند. [2] به این، روح خدا را میشناسیم: هر روحی که به عیسی مسیح ظاهر شده در جسم بشری اقرار نماید، از خداست [3] و هر روحی که عیسای ظاهر شده در جسم بشری را انکار کند، از خدا نیست. و این است روح ‘ضدّمسیح’ که شنیدهاید که او میآید و الان هم در جهان است. [4] ای فرزندان، شما از خدا هستید و بر ایشان غلبه یافتهاید، زیرا او که در شماست، بزرگتر است از آنکه در جهان است. [5] ایشان از دنیا هستند از این جهت سخنان دنیوی میگویند و دنیا ایشان را میشنود. [6] ما از خدا هستیم و هر که خدا را می شناسد، ما را میشنود و آنکه از خدا نیست، ما را نمیشنود. روح حقیقت و روح گمراهی را از این تشخیص میدهیم.
اوّل یوحنا 4:11-16
[11] ای عزیزان اگر خدا با ما چنین محبّت نمود، ما نیز میباید یکدیگر را محبّت نماییم. [12] کسی هرگز خدا را ندید؛ اگر یکدیگر را محبّت نماییم، خدا در ما ساکن است و محبّت او در ما کامل شده است. [13] از این میدانیم که در او ساکنیم و او در ما، زیرا که از روح خود به ما داده است. [14] و ما دیدهایم و شهادت میدهیم که پدر پسر را فرستاد تا نجاتدهنده جهان بشود. [15] هر که اقرار میکند که عیسی پسر خداست، خدا در او ساکن است و او در خدا. [16] و ما دانسته و باور کردهایم آن محبّتی را که خدا با ما نموده است. خدا محبّت است و هر که در محبّت ساکن است، در خدا ساکن است و خدا در او.
اوّل یوحنا 4:20-5: 5
[20] اگر کسی گوید که «خدا را محبّت مینمایم» و از برادر خود نفرت کند، دروغگوست، زیرا کسی که برادری را که دیده است محبّت ننماید، چگونه ممکن است خدایی را که ندیده است، محبّت نماید؟ [21] و این فرمان را از او یافتهایم که هر که خدا را محبّت مینماید، برادر خود را نیز محبّت بنماید.
[1] هر که ایمان دارد که عیسی، مسیح است، از خدا مولود شده است؛ و هر که پدر را محبّت مینماید، فرزند او را نیز محبّت مینماید. [2] از این میدانیم که فرزندان خدا را محبّت مینماییم، چون خدا را محبّت مینماییم و احکام او را به جا میآوریم. [3] زیرا همین است محبّت خدا که فرامین او را نگاه داریم و فرامین او سنگین نیست. [4] زیرا آنچه از خدا مولود شده است، بر دنیا پیروز میگردد؛ و پیروزیای که دنیا را به زانو درآورده است، ایمان ماست. [5] کیست آنکه بر دنیا پیروز گردد؟ جز آنکه ایمان دارد که عیسی پسر خداست.
مَرقُس 16:9-20 (انجیل صبح)
[9] و صبحگاهان، روز اوّل هفته چون برخاسته بود، نخستین به مریم مَجدلیه که از او هفت دیو بیرون کرده بود، ظاهر شد. [10] و او رفته یاران او را که گریه و ماتم میکردند، خبر داد. [11] و ایشان چون شنیدند که زنده گشته و به او ظاهر شده بود، باور نکردند. [12] و بعد از آن به صورت دیگر به دو نفر از ایشان در هنگامی که به دهات میرفتند، ظاهر گردید. [13] ایشان رفته، دیگران را خبر دادند، لیکن ایشان را نیز تصدیق ننمودند. [14] و بعد از آن به آن یازده هنگامی که به غذا نشسته بودند، ظاهر شد و ایشان را به خاطر بیایمانی و سختدلی ایشان توبیخ نمود زیرا به آنانی که او را برخاسته دیده بودند، تصدیق ننمودند. [15] پس به ایشان گفت: «در تمام عالم بروید وتمامی خلایق را به انجیل موعظه کنید. [16] هر که ایمان آورده، تعمید یابد، نجات یابد و اما هر که ایمان نیاورد، بر او حکم خواهد شد. [17] و این نشانهها همراه ایمانداران خواهد بود که به نام من دیوها را بیرون کنند و به زبانهای تازه حرف زنند [18] و مارها را بردارند و اگر زهر قاتلی بخورند، ضرری به ایشان نرساند و هرگاه دستها بر مریضان گذارند، شفا خواهند یافت.» [19] و عیسی خداوند بعد از آنکه به ایشان سخن گفته بود، به سوی آسمان بالا برده شد و به دست راست خدا بنشست. [20] و ایشان بیرون رفته، در هر جا موعظه میکردند و خداوند با ایشان کار میکرد و با آیاتی که همراه ایشان میبود، کلام را ثابت میگردانید.
یوحنا 21:15-25 (انجیل صبح)
[15] و بعد از غذا خوردن، عیسی به شَمعون پطرس گفت: «ای شَمعون، پسر یونا، آیا مرا بیشتر از اینها محبّت مینمایی؟» به او گفت: «بلی، ای خداوند، تو میدانی که تو را دوست میدارم.» به او گفت: «برّههای مرا خوراک بده.» [16] باز دوّمین بار به او گفت: «ای شَمعون، پسر یونا، آیا مرا محبّت مینمایی؟» به او گفت: «بلی، ای خداوند، تو میدانی که تو را دوست میدارم.» به او گفت: «گوسفندان مرا شبانی کن.» [17] مرتبه سوّم به او گفت: «ای شَمعون، پسر یونا، مرا دوست میداری؟» پطرس غمگین گشت، زیرا مرتبه سوم به او گفت «مرا دوست میداری؟» پس به او گفت: «ای خداوند، تو بر همه چیز آگاه هستی. تو میدانی که تو را دوست میدارم.» عیسی به او گفت: «گوسفندان مرا خوراک ده. [18] به راستی به تو میگویم، وقتی که جوان بودی، کمر خود را میبستی و هر جا میخواستی، میرفتی؛ ولی زمانی که پیر شوی، دستهای خود را دراز خواهی کرد و دیگران تو را بسته به جایی که نمیخواهی، تو را خواهند برد.» [19] و به این سخن اشاره کرد که به چه نوع مرگ خدا را جلال خواهد داد و چون این را گفت، به او فرمود: «از عقب من بیا.» [20] پطرس ملتفت شده، آن شاگردی که عیسی او را دوست می داشت، دید که از عقب میآید؛ و همان بود که بر سینه عیسی وقت شام تکیه میزد و گفت: «ای خداوند، کیست آن که تو را تسلیم میکند.» [21] پس چون پطرس او را دید، به عیسی گفت: «ای خداوند، و او چه شود؟» [22] عیسی به او گفت: «اگر بخواهم که او بماند تا باز آیم، تو را چه؟ تو از عقب من بیا.» [23] پس این سخن در میان برادران شهرت یافت که آن شاگرد نخواهد مرد. لیکن عیسی به او نگفت که نمیمیرد، بلکه «اگر بخواهم که او بماند تا باز آیم، تو را چه؟» [24] و این همان شاگرد است که به این چیزها شهادت داد و اینها را نوشت و میدانیم که شهادت او راست است. [25] و دیگر کارهای بسیار عیسی به جا آورد که اگر یک به یک نوشته شود، گمان ندارم که جهان هم گنجایش نوشتهها را داشته باشد.
اعمال رسولان 1:1-12
[1] کتاب اوّل را نوشتم، ای تِئوفیلوس، دربارهٔ همهٔ اموری که عیسی به عمل نمودن و تعلیم دادن آنها شروع کرد. [2] تا آن روزی که رسولان برگزیده خود را به روحالقدس حکم کرده، بالا برده شد. [3] که به ایشان نیز بعد از عذاب کشیدن خود، خویشتن را زنده ظاهر کرد به دلیلهای بسیار که در مدّت چهل روز بر ایشان ظاهر میشد و دربارهٔ امور پادشاهی خدا سخن میگفت. [4] و چون با ایشان جمع شد، ایشان را قدغن فرمود که «از اورشلیم جدا مشوید، بلکه منتظر آن وعدهٔ پدر باشید که از من شنیدهاید. [5] زیرا که یحیی به آب تعمید میداد، لیکن شما بعد از اندک ایّامی، به روحالقدس تعمید خواهید یافت.» [6] پس آنانی که جمع بودند، از او سؤال نموده، گفتند: «ای خداوند، آیا در این وقت پادشاهی را بر اسرائیل باز برقرار خواهی داشت؟» [7] عیسی به ایشان گفت: «از شما نیست که زمانها و اوقاتی را که پدر در قدرت خود نگاه داشته است، بدانید. [8] لیکن چون روحالقدس بر شما میآید، قوّت خواهید یافت و شاهدان من خواهید بود، در اورشلیم و تمامی یهودیه و سامره و تا آن سر جهان.» [9] و چون این را گفت، وقتی که ایشان نگاه میکردند، بالا برده شد و ابری او را از چشمان ایشان در ربود. [10] و چون به سوی آسمان چشم دوخته بودند، هنگامی که او میرفت، ناگاه دو مرد سفیدپوش نزد ایشان ایستاده، [11] گفتند: «ای مردان جلیلی، چرا ایستاده به سوی آسمان نگاه میکنید؟ همین عیسی که از نزد شما به آسمان بالا برده شد، باز خواهد آمد، به همین طوری که او را به سوی آسمان روانه دیدید.» [12] آنگاه آنها به اورشلیم مراجعت کردند، از کوهی که زیتون خوانده میشد، که نزدیک به اورشلیم به مسافت سفر یک روز سبّت است.
اوّل یوحنا 1:1-7 (رساله، یوحنای رسول)
[1] آنچه از ابتدا بود و آنچه شنیدهایم و به چشم خود دیده، آنچه بر آن نگریستیم و دستهای ما لمس کرد، دربارهٔ کلمهٔ حیات. [2] و حیات آشکار شد و آن را دیدهایم و شهادت میدهیم و به شما خبر میدهیم از حیات جاودانی که نزد پدر بود و بر ما آشکار شد. [3] از آنچه دیده و شنیدهایم، شما را اعلام مینماییم تا شما هم با ما شراکت داشته باشید. و امّا شراکت ما با پدر و با پسرش عیسی مسیح است. [4] و این را به شما مینویسم تا خوشی ما کامل گردد. [5] و این است پیغامی که از او شنیدهایم و به شما اعلام مینماییم، که خدا نور است و هیچ ظلمت در او هرگز نیست. [6] اگر گوییم که با او شراکت داریم، در حالی که در ظلمت زندگی میکنیم، دروغ میگوییم و به حقیقت عمل نمیکنیم. [7] لیکن اگر در نور زندگی میکنیم، چنانکه او در نور است، با یکدیگر شراکت داریم و خون پسر او عیسی ما را از هر گناه پاک میسازد.
لوقا 24:36-53
[36] و ایشان در این گفتگو میبودند که ناگاه عیسی خود در میان ایشان ایستاده، به ایشان گفت: «سلام بر شما باد.» [37] امّا ایشان لرزان و ترسان شده گمان بردند که روحی میبینند. [38] به ایشان گفت: «چرا مضطرب شدید و برای چه در دلهای شما شکها روی میدهد؟ [39] دستها و پایهایم را ملاحظه کنید که من خود هستم و دست بر من گذارده ببینید، زیرا که روح گوشت و استخوان ندارد، چنانکه مینگرید که در من است.» [40] این را گفت و دستها و پایهای خود را به ایشان نشان داد. [41] و چون ایشان هنوز از خوشی تصدیق نکرده، در عجب مانده بودند، به ایشان گفت: «چیز خوراکی در اینجا دارید؟» [42] پس قدری از ماهی بریان و از شانهٔ عسل به وی دادند. [43] پس آن را گرفته پیش ایشان بخورد. [44] و به ایشان گفت: «همین است سخنانی که وقتی با شما بودم گفتم ضروری است که آنچه در تورات موسی و نوشتههای انبیا و زبور درباره من نوشته شده است، به انجام رسد.» [45] و در آن وقت ذهن ایشان را روشن کرد تا کتب را بفهمند. [46] و به ایشان گفت: «بر همین منوال نوشته شده است و به اینطور سزاوار بود که مسیح عذاب کشد و روز سوم از مردگان برخیزد. [47] و از اورشلیم شروع کرده، موعظه به توبه و بخشش گناهان در همه قومها به نام او کرده شود. [48] و شما شاهد بر این امور هستید. [49] و اینک، من موعود پدر خود را بر شما میفرستم. پس شما در شهر اورشلیم بمانید تا وقتی که به قوت از بالا آراسته شوید.» [50] پس ایشان را بیرون از شهر تا بِیتعَنیا برد و دستهای خود را بلند کرده، ایشان را برکت داد. [51] و چنین شد که در حین برکت دادن ایشان، از ایشان جدا گشته، به سوی آسمان بالا برده شد. [52] پس او را پرستش کرده، با خوشی عظیم به سوی اورشلیم برگشتند. [53] و پیوسته در معبد مانده، خدا را حمد و سپاس میگفتند.
یوحنا 19:25-27 ، 21: 24- 25 (انجیل، یوحنای رسول)
[25] و پای صلیب عیسی، مادر او و خواهر مادرش، مریم زن کلوپاس و مریم مَجدَلیه ایستاده بودند. [26] چون عیسی مادر خود را با آن شاگردی که دوست میداشت ایستاده دید، به مادر خود گفت: «ای زن، اینک پسر تو.» [27] و به آن شاگرد گفت: «اینک مادر تو.» و در همان وقت آن شاگرد او را به خانهّ خود برد.
[24] و این همان شاگرد است که به این چیزها شهادت داد و اینها را نوشت و میدانیم که شهادت او راست است. [25] و دیگر کارهای بسیار عیسی به جا آورد که اگر یک به یک نوشته شود، گمان ندارم که جهان هم گنجایش نوشتهها را داشته باشد.
مناسبت و قدیسین روز

رسول و انجیلنگار مقدس یوحنا
روز عید این رسول و انجیلنگار بزرگ در ۲۶ سپتامبر گرامی داشته میشود. این روز (۸ می) یادبود معجزهای است که بر سر مزار او رخ داد.
هنگامی که یوحنا بیش از صد سال داشت، هفت تن از شاگردان خود را برداشت، به بیرون شهر افسُس رفت و به آنان دستور داد قبری به شکل صلیب حفر کنند. سپس این پیر مقدس زنده در آن قبر رفت و دفن شد. بعدها، هنگامی که مؤمنان قبر یوحنا را گشودند، بدن او را نیافتند. هر سال در روز ۸ می، غباری از قبر او برمیخیزد که بهوسیلهٔ آن بیماران از بیماریهای گوناگون شفا مییابند.

آرسنیوس کبیرِ مکرم
این قدیس بزرگ در خانوادهای اشرافی در روم به دنیا آمد. او هم در علوم دنیوی و فلسفه و هم در حکمت روحانی بهخوبی تعلیم یافته بود. او تمام بیهودگیهای دنیا را ترک کرد و خود را وقف خدمت کلیسا نمود و شماسِ یکی از کلیساهای بزرگ روم شد. مجرد، گوشهنشین، آرام و پارسا بود و میخواست تمام عمر خود را به همین شکل بگذراند. اما تدبیر الهی مسیر زندگی او را بهگونهای دیگر هدایت کرد. امپراتور تئودوسیوس او را بهعنوان آموزگار و مربی پسرانش، آرکادیوس و هونوریوس، برگزید و او را به مقام سناتوری رساند و او را در میان ثروت، احترام و تجمل فراوان قرار داد. اما بهجای آنکه این امور او را خشنود سازد، قلب او را سنگین کرد.
روزی آرکادیوس خطایی مرتکب شد و آرسنیوس او را تنبیه کرد. آرکادیوس که آزرده شده بود، نقشهای وحشتناک برای انتقام از استاد خود کشید. وقتی آرسنیوس از این موضوع آگاه شد، لباس گدایی پوشید و به ساحل دریا رفت. در آنجا سوار کشتی شد و به مصر رفت. پس از رسیدن به صحرای معروف اسکیت، شاگرد یوحنای کوتاهقامت شد و خود را وقف زندگی زاهدانه کرد.
او خود را مرده میدانست و وقتی کسی به او خبر داد که یکی از خویشاوندان ثروتمندش مرده و همهٔ داراییاش را برای او به ارث گذاشته است، پاسخ داد: «من پیش از او مردهام؛ پس چگونه میتوانم وارث او باشم؟»
او در حجرهای همچون قبر محبوس میزیست؛ در تمام روز سبدهایی از برگ نخل میبافت و شبها به دعا میپرداخت. از مردم و هرگونه گفتوگو با آنان دوری میکرد. تنها در روزهای عید از حجره خارج میشد تا در کلیسا شرکت کند و عشای ربانی مقدس را دریافت نماید.
برای دوری از تنبلی، بارها از خود میپرسید:
«ای آرسنیوس، چرا به بیابان آمدی؟»
او پنجاهوپنج سال در بیابان بهعنوان زاهد زندگی کرد و در تمام این مدت الگویی برای راهبان و مایهٔ افتخار رهبانیت بود. در مجموع، آرسنیوس صد سال زندگی کرد و پس از سالها رنج و ریاضت، در سال ۴۴۸ در آرامش درگذشت و به ملکوت مسیح خداوند، که او را با تمام دل و جان و عقل خود دوست داشت، منتقل شد.

قدیسه امیلیا
امیلیا مادر باسیل کبیر بود. او در جوانی میخواست تا پایان عمر باکره بماند، اما مجبور به ازدواج شد. امیلیا نه فرزند به دنیا آورد و آنان را چنان با روح مسیح پرورش داد که پنج تن از آنان به قدیسان مسیحی تبدیل شدند: باسیل کبیر، گریگوری نیسایی، پطرس اسقف سباستیه، ماکرینا و تئوسویا.
در سالهای پیری، امیلیا صومعهای تأسیس کرد و همراه دخترش ماکرینا در آن زندگی نمود. او در ۸ می سال ۳۷۵ در خداوند آرام گرفت.

آرسنیوسِ مکرم، دوستدار زحمت
آرسنیوس راهبی در صومعهٔ غارهای کییف بود. او هرگز به خود استراحت نمیداد و پیوسته کار میکرد. او تنها یکبار در روز، پس از غروب خورشید، غذا میخورد. او زندگی زاهدانهای داشت و در قرن چهاردهم درگذشت.

شهدا در دره فریدن
این شهدای مقدس در دره ایرانی فریدن به دست ایرانیان (قرن هفدهم) رنج کشیدند.
سرود ستایش
قدیس آرسنیوس
آرسنیوسِ باشکوه که جهان او را تمجید میکرد،
از جلال گریخت و با خود گفت:
برای انسانها و جهان، خود را مرده بدان،
نه سخن حکیمانه بگو و نه جاهلانه.
برای سخنی، در برههای از زندگی پشیمان شدم،
ولی از سکوت، هرگز پشیمان نگشتم.
اگر دلم را به خدا نبندم،
نمیتوانم زندگی پرهوس را ترک کنم.
اگر اندیشههایم تنها خدا را تمجید کنند،
هوا و هوسهای بیرونی مرا ترک خواهند کرد.
زمانت را با دعا و کار پر کن،
کمتر بخواب و بیشتر تلاش کن.
آرسنیوسِ گناهکار، چرا بازایستادهای؟
چرا به بیابان آمدی، بگو؟
نه برای بیکاری، بلکه برای نجات جان،
نه برای خواب، بلکه برای توبه.
خود را بهسرعت شفا ده و جان را زنده کن:
خداوندا رحم کن! ببخش و رحم فرما!
تأمل
راهبی نزد قدیس آرسِنیوس شکایت کرد که هنگام خواندن کتاب مقدس، نه قدرت کلمات را حس میکند و نه لطافتی در دلش مییابد. قدیس بزرگ در پاسخ به او گفت: «فرزندم، فقط بخوان! شنیدهام افسونگرانِ مارها، هنگام افسونکردن، کلماتی را بر زبان میآورند که خودشان معنی آنها را نمیدانند، اما مارها با شنیدن آن کلمات، قدرتشان را حس میکنند و رام میشوند. همینگونه است با ما؛ وقتی همواره کلمات کتاب مقدس را بر زبان داریم، حتی اگر قدرت آنها را حس نکنیم، ارواح پلید میلرزند و میگریزند، زیرا تاب شنیدن کلمات روحالقدس را ندارند.»
فرزندم، فقط بخوان! روحالقدس که این کلمات الهی را از طریق مردان الهامیافته نگاشته، خواهد شنید، خواهد فهمید و شتابان به یاریت خواهد آمد؛ و شیاطین نیز خواهند فهمید، خواهند حس کرد و از تو خواهند گریخت. یعنی: آنکه او را برای یاری میخوانی، خواهد فهمید؛ و آنانی که میخواهی از خود برانی نیز خواهند فهمید. و هر دو هدف برآورده خواهد شد.
تعمق
تعمق درباره نزول روحالقدس بر رسولان:
۱. چگونه زبانه های آتشین بر رسولان ظاهر شد، بهگونهای که بر هر یک از ایشان زبانه ای قرار گرفت؛
۲. چگونه رسولان از روحالقدس پر شدند و به سخن گفتن به زبانهای گوناگون پرداختند، آنگونه که روحالقدس به ایشان الهام میکرد.
موعظه
ـ درباره شرارت بهعنوان ثمره افکار انسان ـ
«ای زمین، بشنو! اینک من بلایی بر این قوم میآورم، یعنی ثمره افکارشان را، زیرا به سخنان من گوش ندادند و شریعت مرا نپذیرفتند، بلکه آن را رد کردند.» (ارمیا ۶: ۱۹)
ای برادران، آیا میبینید شرارت در کجا میروید و کجا به بار مینشیند؟ نه در آغوش خدا، بلکه در افکار انسانها. شرارت توسط نیروهای شیطانی یا از طریق شهوات جسم در ذهن انسانها کاشته میشود. شرارت در افکار انسان رشد میکند، گسترش مییابد، چند برابر میشود، شکوفه میزند، برگ درمیآورد و در نهایت میوه میدهد. در زمان مناسب، خدا به انسان هشدار میدهد که از افکار شریرانه خود دست بردارند تا شرارت در جانشان نرسد و میوه تلخ و مرگبار نیاورد. در زمان مناسب، خدا قائن را هشدار داد، اما او نخواست گوش کند و اجازه داد افکار شریرانهاش نسبت به برادرش، میوه شرارت را به بار آورد: برادرکُشی.
افکار شریرانه چیست؟ همه افکاری که برخلاف شریعت خدا و کلام خداست. افکار شریرانه، قانون خودساخته انسان است که در مخالفت با خدا و برخلاف شریعت او برای خود مینویسد. بنابراین، اگر انسانی با اراده مصمم تصمیم بگیرد که به شریعت خدا پایبند بماند، آنگاه افکار شریرانه همچون سایههایی ضعیف خواهند بود که بهسرعت پدیدار شده و به همان سرعت نیز ناپدید میشوند. در این صورت، انسان بر افکار خود مسلط خواهد بود، زیرا خدا را بهعنوان سرور خود حس میکند. آنگاه قانون، قانون خداست و افکار شریرانه انسان بیارزش و پوچ میشود.
«اینک بلایی بر این قوم میآورم»، خداوند میفرماید. چه بلایی؟ «ثمره افکارشان را.» یعنی: من به ایشان اجازه میدهم فقط آنچه را که خود کاشته و پروراندهاند درو کنند، زیرا شرارت نه بذر من است و نه محصول من. شرارتی که من بر بیقانونان میفرستم، همان ثمره افکار خودشان است. باید از روی افکارشان تخمین میزدند که چه نوع شرارتی بر سرشان خواهد آمد، همانگونه که کشاورز از روی بذرش میداند چه چیزی برداشت خواهد کرد.
ای خداوندِ حلیم و بیریا، ما را از شرارت خودمان که تنها خود در درونمان پروراندهایم نجات بده. از تو میخواهیم، میوههای شریرانه را از میان بردار و ما را یاری کن تا بذر شرارت را از جانمان ریشهکن کنیم.
جلال و سپاس تا ابد از آنِ تو باد. آمین.