8 مارس (گریگوری) /21 مارس (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
لوقا 24:‏36-‏53 ( انجیل صبح )

[36] و ایشان در این گفتگو می‌بودند که ناگاه عیسی خود در میان ایشان ایستاده، به ایشان گفت: «سلام بر شما باد.» [37] امّا ایشان لرزان و ترسان شده گمان بردند که روحی می‌بینند. [38] به ایشان گفت: «چرا مضطرب شدید و برای چه در دلهای شما شک‌ها روی می‌دهد؟ [39] دستها و پایهایم را ملاحظه کنید که من خود هستم و دست بر من گذارده ببینید، زیرا که روح گوشت و استخوان ندارد، چنانکه می‌نگرید که در من است.» [40] این را گفت و دستها و پایهای خود را به ایشان نشان داد. [41] و چون ایشان هنوز از خوشی تصدیق نکرده، در عجب مانده بودند، به ایشان گفت: «چیز خوراکی در اینجا دارید؟» [42] پس قدری از ماهی بریان و از شانهٔ عسل به وی دادند. [43] پس آن را گرفته پیش ایشان بخورد. [44] و به ایشان گفت: «همین است سخنانی که وقتی با شما بودم گفتم ضروری است که آنچه در تورات موسی و نوشته​های انبیا و زبور درباره من نوشته شده است، به انجام رسد.» [45] و در آن وقت ذهن ایشان را روشن کرد تا کتب را بفهمند. [46] و به ایشان گفت: «بر همین منوال نوشته شده است و به اینطور سزاوار بود که مسیح عذاب کشد و روز سوم از مردگان برخیزد. [47] و از اورشلیم شروع کرده، موعظه به توبه و بخشش گناهان در همه قومها به نام او کرده شود. [48] و شما شاهد بر این امور هستید. [49] و اینک، من موعود پدر خود را بر شما می‌فرستم. پس شما در شهر اورشلیم بمانید تا وقتی که به قوت از بالا آراسته شوید.» [50] پس ایشان را بیرون از شهر تا بِیت‌عَنیا برد و دستهای خود را بلند کرده، ایشان را برکت داد. [51] و چنین شد که در حین برکت دادن ایشان، از ایشان جدا گشته، به سوی آسمان بالا برده شد. [52] پس او را پرستش کرده، با خوشی عظیم به سوی اورشلیم برگشتند. [53] و پیوسته در معبد مانده، خدا را حمد و سپاس می‌گفتند.

عبرانیان 1:‏10-‏2: 3

[10] و نیز می‌گوید: «تو، ‌ای خداوند، در ابتدا زمین را بنا کردی و آسمانها ساخته شده به دستهای توست. [11] آنها فانی، لیکن تو باقی هستی و تمامی آنها چون جامه، مندرس خواهد شد [12] و مثل ردا آنها را خواهی پیچید و تغییر خواهند یافت. لیکن تو همان هستی و سالهای تو تمام نخواهد شد.» [13] و به کدام‌یک از فرشتگان هرگز گفت: «بنشین به ‌دست راست من تا آن هنگام دشمنان تو را پای انداز تو سازم»؟ [14] آیا همگی ایشان روحهای خدمتگذار نیستند که برای خدمت آنانی که وارث نجات خواهند شد، فرستاده می‌شوند؟ [1] بنابراین لازم است که به دقّت بیشتر آنچه را شنیدیم گوش دهیم، مبادا که از آن منحرف شویم. [2] زیرا هر گاه کلامی که به واسطهٔ فرشتگان گفته شد برقرار گردید، به گونه‌ای که هر سرپیچی و نافرمانی را جزای عادل می‌رسید، [3] پس ما چگونه رستگار گردیم اگر از چنین نجاتی عظیم غافل باشیم؟ که در ابتدا سخن به آن از خداوند بود و بعد کسانی که شنیدند، بر ما ثابت گردانیدند؛

عبرانیان 7: 26-8: 2 (رساله قدیس)

[26] زیرا که ما را چنین رئیس کاهنی شایسته است، قدّوس و بی‌آزار و بی‌عیب و از گناهکاران جدا شده و از آسمانها بلندتر گردیده، [27] که هر روز محتاج نباشد به مثال آن سران کاهنان که اوّل برای گناهان خود و بعد برای قوم قربانی بگذراند، چونکه این را یک بار فقط به‌ جا آورد هنگامی که خود را به قربانی گذرانید. [28] از آن رو که شریعت مردمانی را که ضعفها دارند کاهن می‌سازد، لیکن کلام قسم که بعد از شریعت است، پسر را که تا به ابد کامل شده است. [1] پس مقصود عمده از این کلام این است که برای ما چنین رئیس کاهنی هست که در آسمانها به ‌دست راست تخت مقام عظمت نشسته است، [2] که خادم مکان اقدس و آن خیمه حقیقی است که خداوند آن را برپا نمود نه انسان.

مَرقُس 2:‏1-‏12

[1] و بعد از چندی، عیسی باز وارد کَفَرناحوم شده، چون خبر پیچید که در خانه است، [2] بی‌درنگ جمعی ازدحام نمودند به قسمی که بیرون در نیز گنجایش نداشت و عیسی برای ایشان کلام را بیان می‌کرد. [3] که ناگاه بعضی نزد وی آمدند و مفلوجی را به ‌دست چهار نفر برداشته، آوردند. [4] و چون به ‌سبب جمعیّت نتوانستند نزد او برسند، طاق جایی را که عیسی در آنجا بود، باز کرده و شکافته، تختی را که مفلوج بر آن خوابیده بود، پایین فرستادند. [5] عیسی چون ایمان ایشان را دید، مفلوج را گفت: «ای فرزند، گناهان تو بخشیده شد.» [6] لیکن بعضی از کاتبان که در آنجا نشسته بودند، در دل خود تفکر نمودند [7] که «چرا این شخص چنین کفر می‌گوید؟ غیر از خدای واحد، کیست که بتواند گناهان را ببخشد؟» [8] همان دم عیسی در روح خود فهمید که با خود چنین فکر می‌کنند، به ایشان گفت: «از بهر ‌چه این خیالات را به ‌خاطر خود راه می‌دهید؟ [9] کدام آسانتر است؟ مفلوج را گفتن ‘گناهان تو بخشیده شد’؟ یا گفتن ‘برخیز و بستر خود را برداشته برو’؟ [10] لیکن تا بدانید که پسر انسان را قدرت بخشیدن گناهان بر روی زمین هست.» مفلوج را گفت: [11] «تو را می‌گویم؛ برخیز و بستر خود را برداشته، به خانه خود برو!» [12] مفلوج برخاست و بی‌درنگ بستر خود را برداشته، پیش روی همه روانه شد به طوری که همه حیران شده، خدا را تمجید نمودند و گفتند: «مثل این امر هرگز ندیده بودیم!»

یوحنا 10:‏9-‏16 (انجیل قدیس)

[9] من در هستم هر ‌که از من داخل گردد، نجات یابد و بیرون و درون خرامد و علوفه یابد. [10] دزد نمی‌آید مگر آنکه بدزدد و بکشد و هلاک کند. من آمدم تا ایشان حیات یابند و آن را به فراوانی حاصل کنند. [11] «من شبان نیکو هستم. شبان نیکو جان خود را در راه گوسفندان می‌نهد. [12] امّا مزدوری که شبان نیست و گوسفندان از آنِ او نمی‌باشند، چون بیند که گرگ می‌آید، گوسفندان را گذاشته، فرار می‌کند و گرگ گوسفندان را می‌گیرد و پراکنده می‌سازد. [13] مزدور می‌گریزد، چونکه مزدور است و به فکر گوسفندان نیست. [14] من شبان نیکو هستم و خاصّان خود را می‌شناسم و خاصّان من مرا می‌شناسند. [15] چنانکه پدر مرا می‌شناسد و من پدر را می‌شناسم و جان خود را در راه گوسفندان می‌نهم. [16] و مرا گوسفندان دیگر هست که از این آغل نیستند. باید آنها را نیز بیاورم و صدای مرا خواهند شنید و یک گله و یک شبان خواهند شد.

تقویم قدیم
عبرانیان 6:‏9-‏12

[9] امّا ‌ای عزیزان، در حق شما چیزهای بهتر و چیزهای متعلّق به نجات را یقین می‌داریم، هر‌چند به اینطور سخن می‌گوییم. [10] زیرا خدا بی‌انصاف نیست که عمل شما و آن محبّت را که به اسم او از خدمت مقدّسین که در آن مشغول بوده و هستید و آشکار کرده‌اید، فراموش کند. [11] لیکن آرزوی این داریم که هر یک از شما همین جد و جهد را برای یقین کامل امید تا به انتها آشکار نمایید، [12] و تنبل مشوید بلکه نمونه گیرید از آنانی که به ایمان و صبر وارث وعده‌ها می‌باشند.

اوّل قرنتیان 15:‏47-‏57 (رساله درگذشتگان)

[47] انسان اوّل از زمین است، خاکی؛ انسان دوّم از آسمان است. [48] چنانکه خاکی است، خاکیان نیز چنان هستند و چنانکه آسمانی است، آسمانی‌ها همچنان می‌باشند. [49] و چنانکه صورت خاکی را گرفتیم، صورت آسمانی را نیز خواهیم گرفت. [50] لیکن ‌ای برادران، این را می‌گویم که گوشت و خون نمی‌تواند وارث پادشاهی خدا شود و فاسد وارث بی‌فسادی نیز نمی‌شود. [51] به شما رازی می‌گویم که همه نخواهیم خوابید، لیکن همه متبدّل خواهیم شد. [52] در لحظه‌ای، در یک چشم به هم زدن، به محض نواختن شیپور آخر، زیرا شیپور به صدا در خواهد آمد، و مردگان، بی‌فساد خواهند برخاست و ما متبدل خواهیم شد. [53] زیرا که می‌باید این فاسد بی‌فسادی را بپوشد و این فانی به بقا آراسته گردد. [54] امّا چون این فاسد، بی‌فسادی را پوشید و این فانی، به بقا آراسته شد، آنگاه این کلامی که نوشته شده است به انجام خواهد رسید که «مرگ در پیروزی بلعیده شده است.» [55] «‌ای مرگ، پیروزی تو کجا است و ‌ای مرگ، نیش تو کجا؟» [56] نیش مرگ گناه است و قوت گناه، شریعت. [57] لیکن شکر خدا را که ما را توسط خداوند ما عیسی مسیح پیروزی می‌دهد.

یوحنا 5:‏24-‏30 (انجیل درگذشتگان)

[31] و باز از نواحی صور روانه شده، از راه صِیدون در میان حدود دِکاپولیس به دریای جلیل آمد. [32] آنگاه کری را که لکنت زبان داشت نزد وی آورده، التماس کردند که دست بر او گذارد. [33] پس او را از میان جماعت به خلوت برده، انگشتان خود را در گوشهای او گذاشت و آب دهان انداخته، زبانش را لمس نمود؛ [34] و به سوی آسمان نگریسته، آهی کشید و به او گفت: «اِفَّتَح!» یعنی «باز شو!» [35] در ساعت گوشهای او گشاده و گرفتگی زبانش برطرف شده، به درستی شروع به سخن گفتن نمود. [36] پس ایشان را قدغن فرمود که هیچ‌ کس را خبر ندهند؛ لیکن چندان‌ که بیشتر ایشان را قدغن نمود، زیادتر او را شهرت دادند. [37] و بی‌نهایت متحیّر گشته می‌گفتند: «همه کارها را نیکو کرده است؛ کران را شنوا و گنگان را گویا می‌گرداند!»

یوحنا 5:‏24-‏30

[24] به راستی به شما می گویم، هر ‌که کلام مرا بشنود و به فرستندهٔ من ایمان آورد، حیات جاودانی دارد و در داوری نمی‌آید، بلکه از مرگ تا به حیات منتقل گشته است. [25] به راستی به شما می‌گویم که ساعتی می‌آید، بلکه اکنون است که مردگان صدای پسر خدا را می‌شنوند و هر ‌که بشنود، زنده گردد. [26] زیرا همچنان‌که پدر در خود حیات دارد، همچنین پسر را نیز عطا کرده است که در خود حیات داشته باشد. [27] و به او قدرت بخشیده است که داوری هم بکند، زیرا که پسر انسان است. [28] و از این تعجّب مکنید، زیرا ساعتی می‌آید که در آن تمامی کسانی که در قبرها می‌باشند، صدای او را خواهند شنید، [29] و بیرون خواهند آمد؛ هر ‌که اعمال نیکو کرد، برای زنده شدن به حیات و هر ‌که اعمال بد کرد، برای زنده شدن به جهت داوری. [30] من از خود هیچ نمی‌توانم کرد، بلکه چنانکه شنیده‌ام، داوری می‌کنم و داوری من عادل است، زیرا که اراده خود را طالب نیستم، بلکه ارادهٔ پدری که مرا فرستاده است.

مناسبت و قدیسین روز

قدیس تئوفیلاکتوس، اسقف نیکومدیا

هنگامی که طراسیوس، مشاور امپراتور، که فردی غیرروحانی بود، به مقام پاتریارک کونستانتینوپل برگزیده شد، بسیاری از دوستان و ارادتمندانش همراه او یا به دست او رهبانیت پذیرفتند. در میان آنان تئوفیلاکتوس نیز بود. طراسیوس او را به اسقفی نیکومدیا منصوب کرد. تئوفیلاکتوس به‌عنوان اسقف، شبانی نیکو برای گلهٔ خویش بود و نسبت به نیازمندان و فقرا مهربانی و شفقتی کم‌نظیر نشان می‌داد.

پس از درگذشت طراسیوس، نیقیفوروس بر تخت پاتریارکی نشست. اندکی بعد، لئوی ارمنی که طرفدار شمایل‌شکنی بود، به سلطنت رسید و طوفانی سخت در کلیسای مسیح برپا کرد. هرچند شمایل‌شکنی در شورای نیقیه دوم محکوم شده بود، لئو دوباره آن را برقرار ساخت و در پی براندازی ارتدوکسی برآمد. قدیس تئوفیلاکتوس آشکارا در برابر امپراتور ایستاد. چون امپراتور کوتاه نیامد، او گفت: «ای امپراتور، ویرانی بزرگی ناگهان بر تو خواهد آمد و کسی نخواهد بود که تو را از آن برهاند.» به سبب همین سخنان، به فرمان امپراتور از مقام خود برکنار و تبعید شد. سی سال در تبعید، با رنج‌ها و خواری‌های بسیار زیست و سرانجام حدود سال ۸۴۵ میلادی جان خود را به خداوند سپرد.

کاهن شهید تئودورتوس

امپراتور کنستانتین بزرگ در انطاکیه کلیسای جامع باشکوهی بنا کرد که مردم آن را «کلیسای زرین» می‌نامیدند، زیرا بیرون و درون آن با طلا آراسته شده و با زیورهای زرین و سیمین فراوان مزین بود. امپراتور زمین‌های بسیاری برای تأمین معاش خادمان آن وقف کرد.

نگهداری خزانه و اشیای گران‌بهای کلیسا بر عهدهٔ کاهنی با ایمان و پارسا به نام تئودورتوس بود.

وقتی جولیان مرتد به سلطنت رسید، مسیح را انکار کرد و با آنکه تعمید یافته بود، آزار مسیحیان را برانگیخت. عموی او، که او نیز جولیان نام داشت، به انطاکیه آمد و شروع به غارت کلیسای زرین کرد.

او تئودورتوس را احضار کرد و او را به انکار مسیح فراخواند. اما تئودورتوس نه‌تنها انکار نکرد، بلکه امپراتور را به سبب ارتداد و بازگشت به بت‌پرستی نکوهش کرد و او را به سگی تشبیه نمود که به قی خود بازمی‌گردد.

هنگامی که آن عموی شریر در بی‌حرمتی در کلیسا ادرار کرد، قدیس تئودورتوس مرگی هولناک را برای او پیشگویی نمود—و چنین نیز شد.

تئودورتوس در سال ۳۶۲ میلادی به سبب ایمانش با تبر گردن زده شد و به ملکوت پرجلال مسیح پادشاه رفت.

از همان زمانی که قاضی جولیان در کلیسا بی‌حرمتی کرد، دچار دردهای سخت در پایین‌تنه شد. بدنش از کرم‌ها خورده شد و در عذابی هولناک جان داد. همچنین، طبق پیشگویی قدیس، فلیکس، دستیار او، اندکی پس از شهادت این مرد عادل، بر اثر خونریزی از دهان درگذشت.


سرود ستایش

مرثیهٔ آدم

آدم بیرون از بهشتِ تهی، دست‌ها را در هم فشرده بود؛
تبعیدشده و بیگانه، دردی ژرف در دل داشت.
فرشتگان آسمان—یاران دیروزش—
چون رؤیاهایی زیبا از او دور شدند؛
دور از رانده‌شده، دور از ملعون،
او که تا دیروز مالک توانای بهشت بود!

آدم بر صخرهٔ سرد می‌گریست:
«وای بر فرزندانم! وای بر منِ گناهکار!
برای لحظه‌ای آفریدگارم را خوار شمردم،
تا در سراسر روزها و شب‌ها و قرن‌های دراز
از سوی آفریده‌ها خوار شوم.

به‌جای خدا، مار را همدم خویش ساختم!
به‌جای فرمانروایی بر همهٔ مخلوقات،
اکنون همه بر من فرمان خواهند راند:
باد و گرما، عناصر طبیعت،
جانوران و عقرب‌ها، خزندگان و ماران.

به‌جای آزادی—اینک ترس مرا فراگرفته،
اندیشه‌ام را پریشان و استخوانم را سرد می‌کند.
تنها یکی می‌تواند یاری دهد:
همان که آزردمش. رحم کن، ای خدا!»


تأمل


بیش از مادرت به خداوند اعتماد کن. همه چیز را به او اعتراف کن. او به تو خیانت نخواهد کرد. همه فرامین او را به عنوان امورِ سودمند در آغوش بگیر. آنان تو را فریب نخواهند داد. به همان اندازه که به خدا اعتماد داری، نسبت به دشمنانت، نسبت به بدنت، جهان و شیاطین نیز هوشیار باش. این همه را قدیس پرشکوه خدا، اِفرام سوری، بسیار بهتر بیان کرده است و می‌گوید: “
در پذیرفتن فرمان‌های خدا، سادگی داشته باش، و در دفع نیرنگ‌های دشمنانه، زیرکی داشته باش (همچون کبوتر و مار باش) .”


تعمق


تعمق درباره خداوند عیسی در باغ جتسیمانی:

چگونه ما نیز تنبل می‌شویم و هوشیار نیستیم و به خدا دعا نمی‌کنیم، زیرا هنگامی که وسوسه فرا می‌رسد، خداوند مسیح را ترک می‌کنیم.

چگونه او مکرراً به شاگردان فرمان می‌دهد که بیدار باشند و به خدا دعا کنند.

چگونه او سه بار از دعای با عرق خونین خود برمی‌خیزد، به سوی شاگردان می‌رود و می‌بیند که آنان خواب هستند.

چگونه همه آنان مغلوب وسوسه شدند زیرا معلم خود را ترک کردند، و فرار کردند زیرا آماده غلبه بر ترسِ از مردمان نبودند.


موعظه

-درباره رؤیت چشم‌ها و رؤیت جان –

«ذات غلام پذیرفته، به شباهت آدمیان درآمد» (فیلیپیان 2 : 7)
این را پولس رسول می‌گوید، همان رسولی که درباره خداوند عیسی گفت: «او صورت خدای نادیده است و نخست زادهٔ تمامی آفریدگان» (کولسیان 1: 15)، و «الوهیت با همهٔ کمالش به صورت جسمانی در مسیح ساکن است» (کولسیان 2: 9). این است خداوند بر اساس ذات خود و بر اساس طبیعت درونی خود اما «درآمده به شباهت آدمیان ». مردمانی که دل‌هایشان مانند سنگ سخت شده و ذهن‌هایشان تاریک شده است، اشیاء اطراف خود را فقط از طریق چشمان خود تشخیص می‌دهند. چنین مردانی، در آن روزها، با چشمان خود می‌نگریستند و عیسی را به عنوان یک مرد می‌دیدند. به آنان داده نشده بود که چیزی بیشتر درباره او بدانند جز آنچه چشمان فیزیکی‌شان می‌دید. انسانی فیزیکی، عیسی را می‌دید و فقط جسم را می‌نگریست اما در آن جسم نه خدا را می‌دید و نه انسانی کامل و بی گناه را.
حتی امروز، هر کسی که فقط بر اساس آنچه می‌بیند قضاوت می‌کند، همه آنچه را که نمی‌تواند در دیگر مردمان ببیند از عیسی انکار می‌کند. هیچ کس نمی‌تواند حقیقت را درباره خداوندی که او را فقط با چشمان خود قضاوت می‌کند بگوید. آنچه چشمان می‌توانند از او ببینند، تنها حجاب کوچکی است که در پشت آن اسرار جاودانه آسمان و بزرگترین اسرار زمان و زمین پنهان شده است. برای دیدن آنچه در او پنهان است، در پشت حجاب فیزیکی، باید رؤیت روحانی داشت، که روح خدا در دل انسان است، روحی که حجاب را کنار می زند و اسرار را آشکار می‌کند.

ای خداوند، شیرین‌ترین راز، ما را شایسته دیدار روح مقدس خود گردان.


جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد. آمین.

error: Content is protected !!