8 اوت (گریگوری) /21 اوت (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
رومیان 15:‏30-‏33

[30] لیکن ای برادران، از شما التماس دارم که به خاطر خداوند ما عیسی مسیح و به محبّت روح القدس، برای من نزد خدا در دعاها جدّ و جهد کنید، [31] تا از نافرمانان یهودیه آزاد شوم و خدمت من در اورشلیم مقبول مقدسین افتد [32] تا مطابق ارادهٔ خدا با خوشی نزد شما برسم و با شما استراحت یابم. [33] و خدای سلامتی با همهٔ شما باد، آمین.

متّی 17:‏24-‏18: 4

[24] و چون ایشان وارد کَفَرناحوم شدند، مأموران اخذ مالیات دو دِرْهَم نزد پطرس آمده، گفتند: «آیا استاد شما دو دِرهم را نمی‌دهد؟» [25] گفت: «بلی.» و چون به خانه درآمده، عیسی بر او پیشی گرفته، گفت: «ای شمعون، چه گمان داری؟ پادشاهان جهان از چه کسان باج و خراج می‌گیرند؟ از فرزندان خویش یا از بیگانگان؟» [26] پطرس به وی گفت: «از بیگانگان.» عیسی به او گفت: «پس یقین، پسران آزادند! [27] لیکن مبادا که ایشان را برنجانیم. به کناره دریا رفته، قلابی بینداز و اولین ماهی که بیرون می‌آید، گرفته و دهانش را باز کرده، مبلغ چهار درهم خواهی یافت. آن را برداشته، برای من و خود به ایشان بده!»
[1] در همان ساعت، شاگردان نزد عیسی آمده، گفتند: «چه کس در پادشاهی آسمان بزرگتر است؟» [2] آنگاه عیسی طفلی طلب نموده، در میان ایشان برپا داشت [3] و گفت: «به راستی به شما می‌گویم تا عوض نشوید و مثل طفل کوچک نگردید، هرگز داخل پادشاهی آسمان نخواهید شد. [4] پس هر‌ که مثل این بچّهٔ کوچک خود را فروتن سازد، همان در پادشاهی آسمان بزرگتر است.

تقویم قدیم
دوّم قرنتیان 7:‏10-‏16

[10] زیرا غمی که برای خداست سرچشمهٔ توبه می‌باشد به جهت نجات که از آن پشیمانی نیست؛ امّا غم دنیوی سرچشمه مرگ است. [11] زیرا اینک همین ‌که غم شما برای خدا بود، چگونه شور و شوق، بلکه اشتیاق، بلکه خشم، بلکه ترس، بلکه اشتیاق برای اثبات بی‌گناهی، بلکه غیرت، بلکه انتقام را در شما پدید آورد. در هر چیز خود را ثابت کردید که در این امر آزاد هستید. [12] باری هرگاه به شما نوشتم، به جهت آن خطاکار و یا آنکه خطا بر او واقع شد، نبود، بلکه تا غیرت شما به ما، به خودتان در حضور خدا آشکار شود. [13] و از این جهت تسلّی یافتیم، لیکن در تسلی خود شادی ما از خوشی تیطُس بی‌نهایت زیاده گردید، چونکه روح او از همگی شما آرامی یافته بود. [14] زیرا اگر دربارهٔ شما به او فخر کردم، خجل نشدم، بلکه چنانکه همهٔ سخنان را به شما به راستی گفتیم، همچنین فخر ما به تیطُس راست شد. [15] و خاطر او به سوی شما زیادتر مایل گردید، چونکه اطاعت همه شما را به یاد می‌آورد که چگونه به ترس و لرز او را پذیرفتید. [16] شادمانم که در هر چیز بر شما اعتماد دارم.

مَرقُس 2:‏18-‏22

[18] و شاگردان یحیی و فریسیان روزه می‌داشتند. عده‌ای آمده، به عیسی گفتند: «چگونه است که شاگردان یحیی و فریسیان روزه می‌دارند، امّا شاگردان تو روزه نمی‌دارند؟» [19] عیسی به ایشان گفت: «آیا ممکن است پسران خانهٔ عروسی مادامی که داماد با ایشان است، روزه بدارند؟ زمانی که داماد را با خود دارند، نمی‌توانند روزه‌ دارند. [20] لیکن روزهایی می‌آید که داماد از ایشان گرفته شود. در آن روزها روزه خواهند داشت. [21] و هیچ‌ کس بر جامه کهنه، پاره‌ای از پارچه نو وصله نمی‌کند، وگرنه آن وصله نو، از آن کهنه جدا می‌گردد و دریدگی بدتر می‌شود. [22] و کسی شراب نو را در مشکهای کهنه نمی‌ریزد و گرنه آن شراب نو مشکها را می‌درد و شراب ریخته، مشکها تلف می‌گردند. بلکه شراب نو را در مشکهای نو باید ریخت.»

مناسبت و قدیسین روز

قدیس امیلیانِ معترف، اسقف کیزیکوس

امیلیان در زمان سلطنت امپراتور شریر لئوی ارمنی، که از مخالفان شمایل مقدس بود، به‌عنوان اسقف شهر کیزیکوس خدمت می‌کرد. از آنجا که حاضر نشد فرمان‌های امپراتور را، که دستور می‌داد شمایل‌های مقدس از کلیساها برداشته شوند، بپذیرد، همراه با دیگر اسقفان ارتدوکس به تبعید فرستاده شد. او پنج سال در تبعید به سر برد و برای محبت مسیح، دردها، رنج‌ها و خواری‌های بسیاری را تحمل کرد. سرانجام در سال ۸۲۰ میلادی درگذشت و به جمع شهروندان آسمانی پیوست.

قدیس میرون، معجزه‌گر و اسقف کرت

میرون، که مردی کشاورز و متأهل بود، با شادی و سخاوت، محصول زمین خود را میان نیازمندان تقسیم می‌کرد. روزی با گروهی غریبه و دزد روبه‌رو شد که گندم‌های خرمن او را می‌دزدیدند. بدون آنکه خود را معرفی کند، به آنان کمک کرد تا کیسه‌هایشان را پر کنند، آنها را بر دوش بگذارند و با آسودگی بگریزند. به سبب فضیلت برجسته‌اش، نخست به مقام کاهنی منصوب شد و سپس به اسقفی تقدیس گردید. او معجزه‌گری بزرگ بود و به نام خداوند عیسی مسیح، کارهای نیک و شگفت بسیاری انجام داد. میرون در حدود سال ۳۵۰ میلادی، در حالی که نزدیک به صد سال داشت، در آرامش به خداوند پیوست.

قدیس گریگوری سینایی

گریگوری را «سینایی» می‌نامند، زیرا در کوه سینا رهبانیت را پذیرفت. در زمان سلطنت امپراتور آندرونیکوس پالایولوگوس (حدود سال ۱۳۳۰)، برای دیدار صومعه‌های کوه آتوس و آموختن بیشتر دربارهٔ دعای ذهنی و تأمل روحانی به آنجا رفت. در آن زمان، این دو شیوهٔ مهم زندگی روحانی تقریباً در میان راهبان آتوس ناشناخته بود. تنها کسی که آنها را به‌درستی می‌شناخت و به کمال به آنها عمل می‌کرد، قدیس ماکسیموس کاپسوکالیویا بود. گریگوری تعلیم خود دربارهٔ دعای ذهنی را در همهٔ سلول‌های رهبانی و صومعه‌های کوه آتوس گسترش داد. برجسته‌ترین شاگرد او، کالیستوس، پاتریارک کونستانتینوپل بود که بعدها زندگی‌نامهٔ استاد خود را نوشت. پس از آن، گریگوری به مقدونیه و دیگر سرزمین‌های بالکان رفت و جماعت‌های رهبانی‌ای بنیان نهاد که در آنها راهبان به دعای ذهنی می‌پرداختند. بدین ترتیب، او افراد بسیاری را در تعمیق زندگی دعا و رسیدن به نجات یاری داد. نوشته‌های او دربارهٔ دعای ذهنی و ریاضت روحانی در مجموعهٔ فیلوکالیا حفظ شده است. از جمله، او سرود تثلیث اقدس با عنوان «شایسته و بحق است» را سرود که در مراسم نیمه‌شب یکشنبه‌ها خوانده می‌شود. گریگوری یکی از بزرگ‌ترین زاهدان و آموزگاران روحانی بالکان بود. پس از عمری طولانی، سرشار از تلاش و خدمت، در آرامش درگذشت و در ملکوت خدا ساکن شد.

شهیدان جدید مقدس، تریاندافیلیوس و اسپاسو

تریاندافیلیوس در زاگورا و اسپاسو در رادوویسته، از اسقفی استرومیتسا، به دنیا آمدند. هر دو از قوم اسلاو بودند و جوانانی ساده‌دل و فروتن؛ اما محبت آنان به مسیح از این جهان و از جان خودشان گرانبهاتر بود. آنان جان خود را فدا کردند، اما هرگز مسیح را انکار نکردند. هر دو به دست ترکان عثمانی، به سبب ایمان مسیحی، به شهادت رسیدند: تریاندافیلیوس در کونستانتینوپل، در سال ۱۶۸۰. اسپاسو در تسالونیکی، در سال ۱۷۹۴.

شهید مقدس گورمیزداس

گورمیزداس از اشراف دربار امپراتور ایران، یزدگرد، بود. چون حاضر نشد ایمان مسیحی خود را انکار کند، امپراتور مقام، ثروت و دارایی‌هایش را از او گرفت و او را به چوپانی و نگهداری از دام‌ها گماشت. امپراتور گمان می‌کرد گورمیزداس آن‌قدر برای مقام و ثروت خود دلتنگ خواهد شد که سرانجام بت‌ها را خواهد پرستید. اما گورمیزداس با آرامش از دام‌ها نگهداری می‌کرد و ایمان خود را استوار نگاه داشت. به همین سبب، امپراتور او را به شکنجه‌های بسیار سخت سپرد؛ شکنجه‌هایی که بدن شهید مسیح را فرسوده ساخت، اما نتوانست روح او را تغییر دهد. سرانجام، در سال ۴۱۸ میلادی، اندکی پس از شهادت قدیس عبدوس اسقف (۳۱ مارس)، او را کشتند. گورمیزداس بر زمین به شهادت رسید و در آسمان جلال یافت.


سرود ستایش

قدیس گریگوری سینایی

سیناییِ حکیم، راهبان را تعلیم می‌داد،
و با زندگی خویش، سخنان خود را تأیید می‌کرد:
«بی‌هوسی نسبت به امیال،
سرزمین موعود است؛
و روحی که از امیال آزاد شده،
به‌وسیلهٔ روح‌القدس روشن می‌شود.
انسان زمانی از هجوم اندیشه‌ها رها می‌شود،
که ذهن او در دعا، در قلبش آرام گیرد.
اندیشه‌های گناه‌آلود،
پیشگام همهٔ امیالی هستند
که روح را زیر سلطهٔ شیاطین نگاه می‌دارند.
همهٔ ما بیماریم،
اما داروی پزشک الهی آماده است،
برای شفای ما و بازگرداندن سلامتی‌مان.

نام عیسی را در قلب خود بر زبان آور،
و آن نام،
همچون آتش،
تمام امیال را خواهد سوزاند.
بگذار آن نام نیرومند،
با درخشندگی آسمانی،
همراه هر نفست
در قلبت به حرکت درآید.
اگر خداوند عیسی را در قلب خود نداشته باشی،
تمام ریاضت‌های دیگر،
مانند آب خواهند بود.
تنها عیسی می‌تواند
در درون من،
آب وجودم را
به شراب حقیقی تبدیل کند.
تمام ذهن خود را،
همچون پرنده‌ای که در آشیانه آرام می‌گیرد،
در قلبت جای ده،
و با دعای بی‌وقفه،
عیسی را جلال بده:
«ای خداوند عیسی مسیح،
بر منِ گناهکار رحم فرما.»
بگذار دعا آرام و بدون شتاب باشد،
تا آنکه قلب،
از دعا،
شعله‌ور گردد؛
آنگاه ذهن،
به آسمان خواهد نگریست
و زمین را از یاد خواهد برد.»


تأمل

موسی به بنی‌اسرائیل گفت: «امروز حیات و مرگ، برکت و لعنت را پیش روی شما نهاده‌ام. پس حیات را برگزینید تا زنده بمانید.» (تثنیه ۳۰ :۱۹) در زندگی انسان، لحظه‌های سرنوشت‌سازی وجود دارد که در آنها حقیقتاً باید میان زندگی و مرگ یکی را انتخاب کند. یهودا، در یکی از همین لحظه‌های تعیین‌کننده، اسیر حرصِ نقره شد و مرگ را برگزید؛ یعنی گناه طمع. هنگامی که فرمانده می‌خواست سربازی به نام مارینوس (یادبود ۷ اوت) را به درجهٔ افسری ارتقا دهد، حسودان او را به‌عنوان یک مسیحی معرفی کردند. فرمانده سه ساعت به او فرصت داد تا میان زندگی و مرگ یکی را انتخاب کند: یا مسیح را انکار کند، یا کشته شود. مارینوس نزد اسقف محل، تئوتکنوس، رفت و از او راهنمایی خواست. اسقف او را به کلیسا برد، در برابر انجیل مقدس قرار داد و نخست به انجیل و سپس به شمشیری که بر کمر مارینوس آویخته بود اشاره کرد و گفت: «ای مرد شجاع، یکی از این دو را انتخاب کن: یا شمشیر را برگیر و مدتی کوتاه به پادشاه زمینی خدمت کن و پس از مرگ تا ابد هلاک شوی؛ یا سرباز پادشاه آسمانی باش، جان خود را برای نام مقدسی که در این کتاب نوشته شده فدا کن و با او در حیات جاودان سلطنت نما.» مارینوس بی‌درنگ تصمیم خود را گرفت، انجیل مقدس را بوسید و از راه مرگ، وارد حیات جاودان شد.


تعمق

دربارهٔ معجزه‌آسای خدا بر کودک سموئیل تفکر‌کن (اول سموئیل ۳):
۱. چگونه شبی، هنگامی که سموئیل خوابیده بود، خداوند سه بار او را به نام صدا زد.
۲. چگونه خداوند داوری خود را بر خاندان عیلی، به سبب فساد پسرانش، و نیز بر تمام اسرائیل، به سموئیل اعلام کرد.
۳. چگونه خداوند نخواست بر عیلیِ کاهن اعظم یا پسرانش ظاهر شود، بلکه خود را به کودکی پاک و بی‌گناه، یعنی سموئیل، آشکار ساخت.


موعظه

-دربارهٔ صلح‌آفرینی مسیح-
«و شمشیرهای خود را برای گاوآهن، و نیزه‌های خود را برای اره‌های باغبانی خواهند کوبید؛ امتی بر امتی شمشیر نخواهد کشید و دیگر جنگ را نخواهند آموخت.» (اشعیا ۲: ۴)
پیامبر با چه روشنی مسیحِ صلح‌آفرین را دید! او یکایک ویژگی‌های نجات‌دهنده را آشکار ساخت. نخست، او را به‌عنوان قانون‌گذار شریعت جدید معرفی کرد؛ شریعتی برای همهٔ ملت‌های زمین. سپس برتری او را بر همهٔ بلندی‌های زمینی و تاریخی نشان داد. و در این آیه، او را صلح‌آفرینی معرفی می‌کند که قدرت و محبتش شمشیرها را به گاوآهن و نیزه‌ها را به ابزار هرس تبدیل خواهد کرد. آیا این پیشگویی بزرگ تحقق یافته است؟ آری، تحقق یافته است، هرچند هنوز جنگ‌ها وجود دارند. جنگ‌های میان ملت‌های مسیحی همانند جنگ‌های بت‌پرستان نیست.
بت‌پرستان با غرور می‌جنگند، اما مسیحیان با شرمساری. ادیان بت‌پرستی تنها جنگجویان را شایستهٔ بهشت خود می‌دانند، اما ایمان مسیحی، آسمان را به قدیسان وعده می‌دهد. همان‌گونه که مسیحیان گاهی از روی ضعف، دیگر گناهان بت‌پرستان را نیز مرتکب می‌شوند، گاه گناه جنگ را نیز انجام می‌دهند. اما خدا دل انسان را می‌آزماید و می‌داند که بت‌پرستان با چه روحیه‌ای گناه می‌کنند و مسیحیان با چه روحیه‌ای. فریسیان مسیح را انکار کردند و پطرس نیز او را انکار کرد. اما فریسیان از روی دشمنیِ بی‌توبه انکار کردند، در حالی که پطرس از روی ضعف و شرمساری انکار نمود، سپس توبه کرد و دوباره به او اعتراف نمود. ای برادران، دربارهٔ شمشیرها و نیزه‌های امیال گناه‌آلود چه بگوییم، همان‌هایی که با آنها روح خود و روح دیگران را می‌کشیم؟
آه، چه زمانی این شمشیرها را به گاوآهن تبدیل خواهیم کرد تا اعماق جان ما را شخم بزنند و بذر نیکوی مسیح را در ما بکارند؟ و چه زمانی نیزه‌ها را به ابزار هرس تبدیل خواهیم کرد تا علف‌های هرز روح خود را جمع کرده و در آتش بسوزانیم؟ تنها در آن هنگام، صلح مسیح در جان ما ساکن خواهد شد، همان‌گونه که در جان قدیسان ساکن بود. و آنگاه چه کسی حتی به جنگ با همسایهٔ خود یا با ملت‌های دیگر خواهد اندیشید؟
آه، رؤیای اشعیا، پسر آموص، پیامبر خدا، چه شگفت‌انگیز است!
ای خداوند، سلاح‌های جنگ را که در درون ماست، به وسیلهٔ آتش کلام خویش به ابزارهای صلح تبدیل فرما.

جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد . آمین.

error: Content is protected !!