7 ژوئیه (گریگوری) /20 ژوئیه (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
اوّل قرنتیان 1:‏1-‏9

[1] پولس به ارادهٔ خدا رسول خوانده شده عیسی مسیح و سوستِنِس برادر، [2] به کلیسای خدا که در قُرِنتُس است، از مقدّسین در مسیح عیسی که برای تقدّس خوانده شده‌اند، با همهٔ کسانی که در هر جا نام خداوند ما عیسی مسیح را می‌خوانند که خداوند ما و خداوند ایشان است. [3] فیض و سلامتی از جانب پدر ما خدا و عیسی مسیح خداوند بر شما باد. [4] خدای خود را پیوسته شکر می‌کنم دربارهٔ شما برای آن فیض خدا که در مسیح عیسی به شما عطا شده است، [5] زیرا شما از هر چیز در وی دولتمند شده‌اید، در هر کلام و در هر معرفت. [6] چنانکه شهادت مسیح در شما استوار گردید، [7] به حدّی که در هیچ بخشش بی‌نصیب نیستید و منتظر مکاشفهٔ خداوند ما عیسی مسیح می‌باشید. [8] که او نیز شما را تا آخر استوار خواهد فرمود تا در روز خداوند ما عیسی مسیح بی‌ملامت باشید. [9] امین است خدایی که شما را به شراکت پسر خود عیسی مسیح خداوند ما خوانده است.

متّی 13:‏24-‏30

[24] و مَثَلی دیگر به جهت ایشان آورده، گفت: «پادشاهی آسمان مردی را مانَد که تخم نیکو در زمین خود کاشت. [25] و چون مردانش در خواب بودند، دشمنش آمده، در میان گندم، علفهای هرز ریخته، برفت. [26] و وقتی که گندم رویید و خوشه برآورد، علفهای هرز نیز ظاهر شد. [27] پس نوکران صاحب‌خانه آمده، به وی عرض کردند: ‘ای آقا، مگر تخم نیکو در زمین خویش نکاشته‌ای؟ پس علفهای هرز از کجا پدید آمد؟’ [28] ایشان را فرمود: ‘این کار دشمن است.’ عرض کردند: ‘‌آیا می‌خواهی برویم آنها را جمع کنیم؟’ [29] فرمود: ‘نه! مبادا وقت جمع کردن علفها، گندم را با آنها برکنید. [30] بگذارید که هر دو تا وقت محصول با هم نمو کنند و در موسم محصول، دروگران را خواهم گفت که اوّل علفها را جمع کرده، آنها را برای سوختن بافه‌ها ببندید، اما گندم را در انبار من ذخیره کنید.’»

تقویم قدیم
اوّل قرنتیان 9:‏13-‏18

[13] آیا نمی‌دانید که هر که در خدمت معبد مشغول باشد، از معبد می‌خورد و هر که خدمت قربانگاه کند، از قربانگاه سهمی می‌دارد. [14] و همچنین خداوند فرمود که «هر که به انجیل اعلام نماید، از انجیل روزی یابد». [15] لیکن من هیچ‌یک از اینها را استفاده نکردم و این را به این قصد ننوشتم تا با من چنین شود، زیرا که مرا مُردن بهتر است از آنکه کسی فخر مرا باطل گرداند. [16] زیرا هرگاه مژده دهم، مرا فخر نیست چونکه مرا ضرورت افتاده است، بلکه وای بر من اگر مژده ندهم. [17] زیرا هرگاه این را به میل خود کنم، پاداشی دارم. لیکن اگر با کراهت باشد، وکالتی به من سپرده شد. [18] در این صورت، مرا چه مزد است؟ اینکه چون مژده می‌دهم، انجیل مسیح را رایگان سازم و از حق خود در آن استفاده نکنم.

متّی 16:‏1-‏6

[1] آنگاه فریسیان و صدوقیان نزد او آمده، از روی امتحان از وی خواستند که نشانه‌ای آسمانی برایشان ظاهر سازد. [2] ایشان را جواب داد که «در وقت عصر می‌گویید: ‘هوا خوش خواهد بود، زیرا آسمان سرخ است.’ [3] و صبحگاهان می‌گویید: ‘امروز هوا بد خواهد شد، زیرا که آسمان سرخ و گرفته است.’ ای ریاکاران! می‌دانید که سیمای آسمان را چگونه تعبیر کنید، اما تعبیر علامات زمانها را نمی‌دانید! [4] فرقهٔ شریر زناکار نشانه‌ای می‌طلبند و نشانه‌ای به ایشان عطا نخواهد شد، جز نشانه‌ٔ یونس پیامبر.» پس ایشان را رها کرده، روانه شد. [5] و شاگردانش چون به آن طرف می‌رفتند، فراموش کردند که نان بردارند. [6] عیسی ایشان را گفت: «آگاه باشید که از خمیرمایهٔ فریسیان و صدوقیان دوری کنید!»

مناسبت و قدیسین روز

شهیدهٔ بزرگ مقدس، دومنیکا

در زمان امپراتوران دیوکلتیان و دامادش ماکسیمیان، که هر دو دشمنان مسیح بودند، در آناتولی دو سالمند پارسا به نام‌های دوروتئوس و اوسبیا زندگی می‌کردند. آنان مسیحیانی دیندار، ثروتمند، اما بی‌فرزند بودند. با دعاهای بی‌وقفه، از خداوند فرزندی درخواست کردند و خدا دختری مقدس، دومنیکا، را به آنان عطا کرد.
دومنیکا از همان کودکی خود را به خدا تقدیم کرد و از هر آنچه کودکان سرکش انجام می‌دادند، دوری می‌جست. هنگامی که به سن بلوغ رسید و از نظر جسم و جان زیبا شد، خواستگاران بسیاری برای ازدواج با او آمدند؛ اما همه را رد کرد و گفت: «من خود را به خداوند مسیح نامزد کرده‌ام و هیچ آرزویی جز این ندارم که به‌عنوان باکره جان خود را تقدیم او کنم.»
یکی از خواستگارانی که پاسخ رد شنیده بود، دومنیکا و والدینش را به جرم مسیحی بودن نزد امپراتور دیوکلتیان گزارش داد. امپراتور دستور داد پدر و مادر او را شکنجه کنند و سپس آنان را به شهر ملیطه تبعید کرد. آنان پس از تحمل رنج‌های بسیار برای مسیح، در همان‌جا درگذشتند. دیوکلتیان، دومنیکا را برای محاکمه نزد ماکسیمیان فرستاد. چون او با شجاعت ایمان خود را به مسیح اعتراف کرد، ماکسیمیان فرمان داد او را بر زمین بخوابانند و با تازیانه‌های چرمی که از پوست گاو ساخته شده بود، به‌شدت شلاق بزنند. سپس او را ابتدا به فرمانده‌ای به نام هیلاریون و پس از مرگ او به آپولونیوس سپرد. هر دو با بی‌رحمی و به هر شیوهٔ ممکن او را شکنجه کردند، اما هیچ‌یک نتوانست ایمانش را متزلزل سازد. روزی که دومنیکا در زندان، سراسر زخمی و مجروح افتاده بود، خداوند عیسی مسیح بر او ظاهر شد، زخم‌هایش را شفا داد و فرمود: «دومنیکا، از شکنجه‌ها مترس؛ زیرا فیض من با توست.» و حقیقتاً فیض مسیح او را از آتش و از چنگال حیوانات وحشی نجات داد؛ همان حیواناتی که داوران بی‌ایمان یقین داشتند او را خواهند کشت. وقتی بت‌پرستان دیدند که او به شکلی معجزه‌آسا نجات یافته است، بسیاری به مسیح ایمان آوردند و همگی به فرمان حاکمان گردن زده شدند. دومنیکا به آپولونیوس گفت: «به هیچ روشی نمی‌توانی مرا از ایمانم بازگردانی. اگر مرا در آتش بیندازی، سه جوان مقدس الگوی من هستند. اگر مرا نزد حیوانات وحشی بیندازی، دانیال نبی الگوی من است. اگر مرا به دریا بیفکنی، یونس نبی را به یاد می‌آورم. و اگر مرا با شمشیر بکشی، به یاد پیشروِ گرامیِ خداوند، یحیی تعمیددهنده، خواهم بود. برای من، زندگی یعنی مردن برای مسیح.»
آنگاه آپولونیوس فرمان داد او را گردن بزنند. دومنیکا زانو زد، دستانش را به سوی آسمان بلند کرد و دعا نمود که خداوند بر همهٔ کسانی که یاد او را گرامی می‌دارند، رحمت آورد و روح او را در کنار ارواح پدر و مادرش آرامش بخشد. پس از پایان دعا، پیش از آنکه شمشیر بر گردنش فرود آید، روح خود را به خدا سپرد. دومنیکا در سال ۲۸۹ میلادی، در شهر نیکومدیا، با شرافت به شهادت رسید و وارد شادی جاودانی خداوند شد.

پدر مکرم، توماس اهل مالئا

توماس در آغاز، فرمانده‌ای نظامی بود که به سبب شجاعت و ثروتش شهرت داشت. مردی تنومند بود و دشمنانش از او هراس داشتند. اما هنگامی که محبت مسیح را بیش از دنیا و هر آنچه در دنیا بود دوست داشت، همه‌چیز را رها کرد و به بیابان رفت. در آنجا رهبان شد و خود را وقف زندگی زاهدانه کرد. روزی ایلیای نبی بر او ظاهر شد و او را به کوهی به نام مالئا، در نزدیکی کوه مقدس آتوس، هدایت کرد. او در آنجا، تنها و دور از مردم، فقط با خدا زندگی می‌کرد و شب و روز در دعا به سر می‌برد. اما هرچند می‌خواست از چشم مردم پنهان بماند، نتوانست ناشناخته بماند. وقتی مردم از قداست زندگی او آگاه شدند، بیماران خود را نزد او آوردند. قدیس توماس هرگونه بیماری و رنج را شفا می‌داد. حتی پس از رحلت او در قرن دهم، آثار مقدسش همچنان به همهٔ کسانی که با ایمان آنها را تکریم می‌کردند، یاری می‌رساند.

شهیدان مکرم، اپیکتتوس و آستیوس

آستیوس تنها فرزند پدر و مادری به نام‌های اسکندر و مارسلینا بود. کاهن اپیکتتوس او را با ایمان مسیح آشنا کرد، تعمید داد و سپس او را راهب ساخت. آن دو بعدها از ناحیهٔ شرقی سکیتیه به شهر آلمیریدا (رامزینای امروزی)، در دهانهٔ رود دانوب و کنار دریای سیاه، رفتند و در آنجا ساکن شدند. حدود سال ۲۹۰ میلادی، به سبب ایمانشان به مسیح شکنجه شدند و سرانجام گردن زده شدند. پس از شهادتشان، هر دو با شکوهی عظیم بر پدر و مادر آستیوس ظاهر شدند. در نتیجه، اسکندر و مارسلینا نیز به مسیح ایمان آوردند و به دست اسقف اونجِلوس تعمید یافتند. خود اسقف اونجِلوس نیز بعدها برای مسیح گردن زده شد؛ همان کسی که درباره‌اش در سرودهای کلیسا گفته می‌شود: «اونجِلوس، فرشته‌ای دیگر.»


سرود ستایش

قدیسه دومنیکا

دومنیکا، تنها فرزند خانواده،
که پدر و مادرش نیز برای ایمان جان دادند؛
پدر و مادری که خود قدیسان خدا بودند.
دومنیکا، که اکنون یتیم شده بود،
هرچه داشت به فقیران بخشید؛
تنها بدنش و جامه‌اش برایش باقی ماند،
و همان را نیز برای مسیح قربانی کرد.
دومنیکا، پاک همچون شبنم،
فریب‌های دنیا را رد کرد،
وسوسه‌های انسان‌ها را نپذیرفت،
و تهدیدهای زندگی زمینی را ناچیز شمرد.
او به استقبال رنج رفت،
چنان‌که گویی به جشن عروسی می‌رود؛
شکنجه‌ها و زخم‌های عمیق را تحمل کرد،
در حالی که نام شیرین عیسی او را نیرو می‌بخشید.
دردهای تلخ،
تحقیرهای سخت،
همه را تحمل کرد،
زیرا به زندگی جاودان در ملکوت خدا یقین داشت.
تمام بدنش از خون سرخ شده بود،
اما شادی بهشت از هر چیز شیرین‌تر است.
ای دومنیکا،
برگزیدهٔ خدا،
ای شهیدهٔ شگفت‌انگیز مسیح!
با شمشیر از زمین رانده شدی،
اما در آسمان تاج جلال بر سر نهادی.
به ما بیاموز که ایمان را گرامی بداریم.
ما را تشویق کن که در راه ایمان، جان خود را نیز تقدیم کنیم.
با دعاهای خود ما را یاری ده،
ای شمع روحانیِ درخشان،
در میان شمع‌های فروزان فردوس.


تأمل

نمونهٔ زندگی قدیسهٔ دومنیکا، این باکرهٔ زیبا، و همچنین قدیس آستیوس، آن جوان ثروتمند، که هر دو برای مسیح خداوند شکنجه و مرگ را پذیرفتند، ما را به این اندیشه می‌رساند که در تمام تاریخ، هیچ نیرویی با قدرت مسیح قابل مقایسه نیست. به یاری مسیح، جوانان توانستند نخست بر نفس خود پیروز شوند و از این راه، بر همه‌چیز دیگر نیز غلبه کنند. پیروزی بر خویشتن، بزرگ‌ترین پیروزی است. کلیسا هزاران و هزاران نفر از چنین پیروزمندان را در میان خود دارد.
قدیس کیپریان دربارهٔ باکرگی می‌نویسد: «غلبه بر لذت، بزرگ‌ترین لذت است؛ و هیچ پیروزی‌ای بزرگ‌تر از پیروزی بر خواهش‌های نفس نیست. کسی که بر دشمنی بیرونی غلبه کند، از دیگری نیرومندتر است؛ اما کسی که بر هوس‌های خود پیروز شود، از خودِ خویش نیرومندتر است. هر شر دیگری آسان‌تر از لذت شکست می‌خورد؛ زیرا سایر بدی‌ها نفرت‌انگیزند، اما لذت، فریبنده است. هر کس خود را از خواهش‌ها آزاد کند، از ترس نیز آزاد می‌شود؛ زیرا ترس از خواهش‌ها سرچشمه می‌گیرد.»


تعمق

دربارهٔ معجزهٔ جاری شدن آب از صخرهٔ حوریب تفکر کن (خروج ۱۷):

۱. اینکه بنی‌اسرائیل، از شدت تشنگی، شک کردند که آیا خدا با آنان هست یا نه، و بر ضد موسی شکایت کردند.
۲. اینکه موسی، به فرمان خدا، عصای خود را بر صخره زد و آب از آن جاری شد.
۳. اینکه چگونه دل من نیز به سبب شک، همچون سنگ سخت می‌شود، و هنگامی که فیض ایمان آن را لمس می‌کند، چشمه‌های اشک از آن جاری می‌شود.


موعظه

-دربارهٔ شیر خالصِ کلام-

« چون کودکان نوزاده، مشتاق شیر روحانی و پاک باشید تا از آن برای نجات رشد کنید، اگر به راستی چشیده‌اید که خداوند مهربان است.» (اول پطرس ۲:‏۲–۳)

رسول بزرگ، مسیحیان را همچون نوزادان تازه‌متولدشده می‌بیند. تعمید، تولدی تازه است و از همان لحظه، زندگی نوین انسان آغاز می‌شود. همان‌گونه که نوزاد جسمانی با غذایی نرم تغذیه می‌شود، نوزاد روحانی نیز باید با خوراکی ملایم پرورش یابد. رسول چه غذایی را برای مسیحیان توصیه می‌کند؟ «شیر روحانی و پاکِ کلام.»
کودک جسمانی با شیر معمولی تغذیه می‌شود؛ اما آن شیر تنها تصویری از شیر حقیقیِ کلام است که روح انسان باید از آن تغذیه کند. این شیر خالص چیست؟
خود رسول پاسخ می‌دهد: «اگر چشیده‌اید که خداوند مهربان است.»
پس این شیر، خودِ خداوند عیسی مسیح است؛ زنده و حیات‌بخش. سخنان مسیح همان شیر خالص و پاک هستند.
خوشا به حال شما، ای برادران، اگر جان خود را با سخنان مسیح، همچون شیری شیرین، تغذیه کنید؛ زیرا آنگاه جانتان بارور و مبارک خواهد شد و برای ملکوت خدا آماده خواهید گشت. معجزات مسیح نیز همان شیر خالص و پاک هستند. خوشا به حال شما اگر جان خود را با این شیر شیرین تغذیه کنید؛ زیرا همانند فرشتگانی خواهید شد که شب و روز معجزات خدا را می‌ستایند. بدن و خون مسیح نیز همان شیر خالص و پاک هستند. خوشا به حال شما اگر از این شیر روحانی تغذیه کنید؛ زیرا اعضای بدن زنده و جاودانی مسیح در آسمان خواهید شد. پیروزی رستاخیز مسیح بر مرگ نیز همان شیر خالص و پاک است. خوشا به حال شما اگر از این شیر تغذیه کنید؛ زیرا حتی در همین زندگی نیز همچون پیروزمندان گام خواهید برداشت و در جهان آینده در سمت راست مسیحِ پیروز خواهید ایستاد.
ای برادران، تمام وجود مسیح همان شیر خالص و پاک است. بیش از هر چیز دیگر مشتاق این شیر باشید تا برای نجات رشد کنید. این تنها خوراکی است که انسان را به نجات می‌رساند؛ و هر چیز دیگر، تنها برای فساد و قبر است.
ای خداوند عیسی، ای برّهٔ خدا، ای شیرخالص و پاک، ما را از وجود خودت سیر گردان، همان‌گونه که رسولان مقدست را تغذیه کردی، تا ما نیز آن‌قدر رشد کنیم که شایستهٔ نجات شویم.

جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد . آمین.

error: Content is protected !!