7 ژوئن (گریگوری) /20 ژوئن (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
اِشعیا 43:‏9-‏14 (عصر)

[9] تمامی قومها با هم جمع شوند و قبیله‌ها فراهم آیند. پس در میان آنها کیست که از این خبر دهد و امور اولین را به ما اعلام نماید؟ شاهدان خود را بیاورند تا تصدیق شوند یا گوش نموده، اقرار بکنند که این راست است. [10] یهوه می‌گوید که «شما و خادم من که او را برگزیده‌ام، شاهدان من می‌باشید. تا دانسته، به من ایمان آورید و بفهمید که من او هستم و پیش از من خدایی شکل نگرفته و بعد از من هم نخواهد شد. [11] من، من یهوه هستم و غیر از من نجات‌دهنده‌ای نیست. [12] من اخبار نموده و نجات داده‌ و اعلام نموده‌ام و در میان شما خدای غیر نبوده است. خداوند می‌گوید: «شما شاهدان من هستید و من خدا هستم. [13] و از امروز نیز من او می‌باشم و کسی ‌که از دست من تواند رهانید، نیست. من عمل خواهم نمود و کیست که آن را رد نماید؟» [14] خداوند که ولی شما و قدوس اسرائیل است، چنین می‌گوید: «به خاطر شما به بابل فرستادم و همه ایشان را مثل فراریان فرود خواهم آورد وکلدانیان را نیز در کشتیهای شادی ایشان.

حکمت سلیمان 3: 1-9

۱ روح افراد عادل و صالح در دست خداست، و انها هرگز متحمل درد و عذاب نخواهند شد. ۲ از دید افراد جاهل و بی خرد به نظر می رسد که آنها مرده اند؛ و عزیمت آنها از این زندگی به سرای باقی بدبختی آنها محسوب می شود. ۳ وقتی آنها این دنیا را ترک میکنند به نظر افراد ناصالح نیستی و نابودی است، اما در واقعیت آنها در آرامش هستند. ۴ ممکن است به دید دیگران اینچنین بیاید که گویا مجازات شده اند، اما آنها امید زندگی ابدی را دارند. ۵ آنها اندکی تادیب شدند، اما به فراوانی با چیزهای خوب پاداش داده می شوند زیرا خداوند آنها را آزمایش نموده و دانست که لایق این هستند تا در کنار او باشند. ۶ او آنها را مانند طلا در کوره آزمایش کرده و کاملا مانند یک قربانی سوختنی ۱ می پذیرد. ۷ سپس هنگامی که زمان داوری فرا می رسد، آنها در برابر شریران مانند جرقه های آتش در میان کاه خشک هستند که ایشان را به آتش کشیده و میسوزانند. خدا پرستان تمامی ملل را داوری خواهند کرد و بر مردم اقتدار خواهند داشت و خداوند تا ابد بر آنها حکمرانی خواهد کرد. ۹ کسانی که به خداوند اعتماد دارند، حقیقت را خواهند شناخت و آنهایی که به او وفادار هستند تا ابد در محبت او باقی خواهند ماند. لطف و رحمت متعلق به مقدسین اوست و نگاه خداوند دائما بر برگزیدگان خود است.

حکمت سلیمان 5: 15-6: 3

۱۵ در مقابل اشخاص صالح تا ابد زندگی می کنند. پاداش آنها از جانب خداوند می آید. خداوند تعالی از آنها مراقبت و محافظت میکند. ۱۶ به همین دلیل آنها یک دیهیم شکوهمند و یک تاج سلطنتی درخشان را از خود خداوند دریافت می کنند. خداوند با دست راست خود آنها را پناه داده و با بازوی راست خود از آنها محافظت می کند. ۱۷ خداوند غیرت خود را همانند یک سلاح قدرتمند بر خواهد گرفت. او آفرینش را برای نبرد با دشمنان خود مسلح خواهد کرد. ۱۸ او عدالت را همچون یک زره بر تن کرده و داوری راستین را مانند کلاه خود بر سر خواهد گذاشت. ۱۹ او قدوسیت را به عنوان سپری در دست می گیرد که هرگز نمیتوان آن را شکست داد. ۲۰ او خشم شدید خود را به یک شمشير برنده تبدیل می کند. جهان هستی به او خواهد پیوست تا دشمنان نادان و بیخرد او را شکست دهند. ۲۱ صاعقه ها و آذرخش ها با دقت و بر اساس هدف تعیین شده به جهش در می آیند و همانند تیری که از یک کمان خمیده پرتاب شود از میان ابرها به بیرون پرتاب خواهند شد و هر بار هدف خود را مورد اصابت قرار خواهند داد. ۲۲ رگبار تگرگ بر روی آنها چنان فرو خواهد بارید که گویی از منجنیقی شلیک شده که هرگز از پرتاب باز نمی ایستد آبهای دریا بر علیه آنها با خشم به خروش خواهد آمد، و آب رودخانه ها بالا آمده و بی رحمانه آنها را در خود غرق خواهند کرد. ۲۳ باد قدرتمندی بر علیه آنها خواهد وزيد و مانند گرد بادی آنها را پراکنده خواهد ساخت ظلم و ستم از سراسر زمین برچیده شده و شرارت از تاج و تخت قدرتمندان به زیر انداخته خواهد شد.
۱ پس شما ای پادشاهان گوش فرا داده و بیاموزید. ای شما که در گوشه و کنار زمین قضاوت می کنید، تعلیم بگیرید. ۲ شما که بر قشرهای مختلف اقتدار دارید و به داشتن قدرت بر فراز ملل افتخار می کنید خوب توجه کنید. ۳ خداوند به شما اقتدار داده تا حکومت کنید. خدای متعال قدرت خود را به شما داده است. او با دقت کارهای شما را مورد بررسی قرار داده و در مورد برنامه های شما بازخواست خواهد کرد

متّی 28:‏16-‏20 (انجیل صبح)

[16] امّا یازده رسول به جلیل بر کوهی که عیسی ایشان را نشان داده بود، رفتند. [17] و چون او را دیدند، پرستش نمودند. لیکن بعضی شک کردند. [18] پس عیسی پیش آمده به ایشان خطاب کرده گفت: «تمامی قدرت در آسمان و بر زمین به من داده شده است. [19] پس رفته همهٔ قومها را شاگرد سازید و ایشان را به اسم پدر و پسر و روح‌القدس تعمید دهید. [20] وایشان را تعلیم دهید که همه آنچه را که به شما حکم کرده‌ام، حفظ کنند. و اینک من هر روزه تا پایان این عصر همراه شما می‌باشم.»

عبرانیان 11:‏33-‏12: 2

[33] که از ایمان، تسخیر ممالک کردند و به کارهای نیک پرداختند و وعده‌ها را پذیرفتند و دهان شیران را بستند، [34] شعله‌های آتش را خاموش کردند و از دم شمشیرها جان به در بردند و از ضعف، توانایی یافتند و در جنگ شجاع شدند و لشکرهای بیگانگان را تار و مار کردند. [35] زنان، مردگان خود را به قیامتی باز‌ یافتند، لیکن دیگران شکنجه شدند و رهایی را قبول نکردند تا به قیامت نیکوتر برسند. [36] و دیگران از استهزاها و تازیانه‌ها بلکه از بندها و زندان آزموده شدند. [37] سنگسار گردیدند و با ارّه دو پاره گشتند. سختیها بر سرشان ریخت و به شمشیر مقتول گشتند. در پوستهای گوسفندان و بزها محتاج و مظلوم و ذلیل و آواره شدند. [38] آنانی که جهان لایق ایشان نبود، در صحراها و کوه‌ها و غارها و شکافهای زمین پراکنده گشتند. [39] پس همهٔ ایشان با اینکه از ایمان شهادت داده شدند، وعده را نیافتند. [40] زیرا خدا برای ما چیزی نیکوتر حاضر کرده است تا آنکه بدون ما کامل نشوند.
[1] بنابراین چونکه ما نیز چنین ابر شاهدان را گرداگرد خود داریم، هر بار سنگین و گناهی را که ما را سخت می‌پیچد، دور بکنیم و با صبر در آن میدان که پیش روی ما گذاشته شده است، بدویم [2] و به سوی رهبر و کامل کنندهٔ ایمان یعنی عیسی چشم بدوزیم که به خاطر آن خوشی که پیش رو داشت، بی‌حرمتی را ناچیز شمرده، متحمّل صلیب گردید و به ‌دست راست تخت خدا نشسته است.

متّی 10:‏32-‏33 ,37-‏38، 19:‏27-‏30

[32] پس هر‌ که مرا پیش مردم اقرار کند، من نیز در حضور پدر خود که در آسمان است، او را اقرار خواهم کرد. [33] اما هر‌ که مرا پیش مردم انکار نماید، من هم در حضور پدر خود که در آسمان است، او را انکار خواهم نمود.
[37] و هر‌ که پدر یا مادر را بیش از من دوست دارد، لایق من نباشد و هر‌ که پسر یا دختر را از من زیاده دوست دارد، لایق من نباشد. [38] و هر‌ که صلیب خود را برنداشته، از عقب من نیاید، لایق من نباشد.
[27] آنگاه پطرس در جواب گفت: «اینک ما همه‌ چیز را ترک کرده، تو را پیروی می‌کنیم. پس ما را چه خواهد بود؟» [28] عیسی ایشان را گفت: «به راستی به شما می‌گویم شما که مرا پیروی نموده‌اید، در جهان تازه وقتی که پسر انسان بر تخت جلال خود نشیند، شما نیز بر دوازده تخت نشسته، بر دوازده قبیلهٔ اسرائیل داوری خواهید نمود. [29] و هر‌ که به خاطر اسم من، خانه‌ها یا برادران یا خواهران یا پدر یا مادر یا زن یا فرزندان یا زمینها را ترک کرد، صد چندان خواهد یافت و وارث حیات جاودانی خواهد گشت. [30] لیکن بسیاری که اولین هستند، آخرین می‌گردند و آخرین، اولین!

تقویم قدیم
رومیان 3:‏28-‏4: 3

[28] زیرا یقین می‌دانیم که انسان بدون اعمال شریعت، محض ایمان عادل شمرده می‌شود. [29] آیا او خدای یهود است فقط؟ مگر خدای غیریهودیان هم نیست؟ البته خدای غیریهودیان نیز است. [30] زیرا واحد است خدایی که اهل ختنه را از ایمان، و ختنه ناشدگان را به ایمان عادل خواهد شمرد. [31] پس آیا شریعت را به ایمان باطل می‌سازیم؟ به هیچوجه! بلکه شریعت را استوار می‌داریم.
[1] پس چه چیز را بگوییم، که پدر ما ابراهیم به حسب جسم یافت؟ [2] زیرا اگر ابراهیم به اعمال عادل شمرده شد، جای فخر دارد امّا نه در نزد خدا. [3] زیرا کتاب چه می‌گوید؟ «ابراهیم به خدا ایمان آورد و آن برای او عدالت محسوب شد.»

متّی 7:‏24-‏8: 4

[24] پس هر‌ که این سخنان مرا بشنود و آنها را به‌ جا آرد، او را به مردی دانا تشبیه می‌کنم که خانه خود را بر سنگ بنا کرد. [25] و باران باریده، سیلابها روان گردید و بادها وزیده، به آن خانه زور آورد و خراب نگردید، زیرا که بر سنگ بنا شده بود. [26] و هر‌ که این سخنان مرا شنیده، به آنها عمل نکرد، به مردی نادان ماند که خانه خود را بر شن بنا نهاد. [27] و باران باریده، سیلابها جاری شد و بادها وزیده، به آن خانه زور آورد و خراب گردید و خرابی آن عظیم بود.»
[1] و چون او از کوه به زیر آمد، گروهی بسیار از عقب او روانه شدند. [2] که ناگاه یک جذامی آمد و او را پرستش نموده، گفت: «ای آقا، اگر بخواهی، می‌توانی مرا پاک سازی.» [3] عیسی دست آورده، او را لمس نمود و گفت: «می‌خواهم؛ پاک شو!» که بی‌درنگ جذام از او پاک گشت. [4] عیسی به او گفت: «دقّت کن که کسی را اطلاع ندهی، بلکه رفته، خود را به کاهن نشان بده و آن هدیه‌ای را که موسی فرمود، تقدیم کن تا برایشان گواهی باشد.»

مناسبت و قدیسین روز

شهید مقدس تئودوتوسِ آنکیرا

این شهید مسیح در خفا مسیحی بود و به همین سبب به کلیسا یاری می‌رساند و پیکرهای شهیدان مقدس را با احترام به خاک می‌سپرد. بدین‌گونه، او اجساد هفت دوشیزه‌ای را که برای مسیح رنج کشیده و به شهادت رسیده بودند دفن کرد. هنگامی که بت‌پرستان از این موضوع آگاه شدند، او را تحت شکنجه‌های سخت قرار دادند و به قتل رساندند. (برای اطلاعات بیشتر دربارهٔ قدیس تئودوتوس، به ۱۸ مه مراجعه کنید.)

شهیدان مقدس کیریاکا، والریا و ماریا

این سه شهیده همگی اهل قیصریهٔ فلسطین بودند. هنگامی که آزار و شکنجهٔ مسیحیان آغاز شد، از شهر خارج شدند و به کلبه‌ای پناه بردند. آنان در آنجا پیوسته با روزه و اشک و دعا از خدا می‌خواستند که ایمان مسیح در سراسر جهان گسترش یابد و آزار کلیسا پایان پذیرد.

در نتیجهٔ تهمت و بدگویی دیگران، آنان را دستگیر کرده، به محاکمه کشاندند و تحت شکنجه قرار دادند. سرانجام در میان درد و رنج، در سال ۳۰۴ میلادی به شهادت رسیدند. بدین‌سان این دوشیزگان جلیل، تاج‌های شهادت را دریافت کردند.

شهیدِ مقدس مارسلوس، پاپ روم

در دوران حکومت ماکسیمیان، مارسلوس محکوم شد که در مکانی معین به نگهداری دام‌ها بپردازد. ماکسیمیان برای خشنود ساختن دیوکلتیان، که او را شریک سلطنت خود کرده بود، ساخت حمام‌های عمومی بزرگ روم، موسوم به «ترمه‌ها» را آغاز کرد و مسیحیان را مجبور ساخت همان‌گونه که فرعون در مصر عبرانیان را به کار اجباری وامی‌داشت، در این پروژه کار کنند.

در آن زمان بسیاری از مسیحیان جان باختند. در میان شهیدان، شماس مقدس کیریاکوس نیز بود که قدرت بزرگی بر ارواح شریر داشت و آرتمیا، دختر تسخیرشدهٔ دیوکلتیان، و نیز یوویا، دختر امپراتور ایران را شفا داده و هر دو را تعمید داده بود.

همچنین آرتمیا؛ شماسان سیسینیوس، اسماراگدوس و لارگیوس، همراهان کیریاکوس؛ شماس آفرونیانوس؛ دو سرباز رومی تازه‌تعمیدیافته، پاپیوس و مائوروس؛ پیرمرد ساتورنینوس؛ کرسنتیانوس؛ و دو دوشیزهٔ مبارک، پریسیلا و لوچینا که با ثروت خود گورستانی برای شهیدان مسیحی ساخته بودند، همگی به شهادت رسیدند.

پاپ مقدس مارسلوس مدت طولانی به نگهداری دام‌ها مشغول بود و سرانجام بر اثر گرسنگی، تحقیر و شکنجه‌های سربازان، در آرامش چشم از جهان فروبست و روح خود را به خدا سپرد.

شهیدِ مقدس مارسلینوس، پاپ روم

مارسلینوس پیش از پاپ مارسلوس بر تخت پاتریارکی روم نشسته بود. هنگامی که امپراتور دیوکلتیان او را احضار کرد و با شکنجه تهدید نمود، مارسلینوس برای بت‌ها قربانی تقدیم کرد و در نتیجه، امپراتور جامه‌ای گران‌بها به او بخشید.

اما مارسلینوس به شدت توبه کرد و همانند پطرس رسول، شب و روز بر انکار مسیح گریست و سوگواری نمود.

در آن زمان شورایی از اسقفان در کامپانیا برگزار شده بود. پاپ جامهٔ پشمینهٔ توبه پوشید، خاکستر بر سر ریخت و وارد شورا شد و در برابر همه به گناه خود اعتراف کرد و از آنان خواست دربارهٔ او داوری کنند.

پدران شورا پاسخ دادند که خود باید دربارهٔ خویش داوری کند.

آنگاه مارسلینوس گفت:

«من خود را از مقام کاهنی محروم می‌کنم، مقامی که شایستگی آن را ندارم؛ و افزون بر این، اجازه ندهید پس از مرگ دفن شوم، بلکه بگذارید بدنم طعمهٔ سگ‌ها گردد.»

پس از گفتن این سخنان، هر کس را که جرأت کند بدن او را دفن کند، مورد نفرین قرار داد.

مدتی بعد نزد امپراتور دیوکلتیان رفت، جامهٔ گران‌بها را در برابر او افکند، ایمان خود به عیسی مسیح را آشکارا اعلام کرد و بت‌ها را لعنت نمود.

امپراتور خشمگین فرمان داد مارسلینوس را همراه با سه مرد نیکوکار دیگر، یعنی کلودیوس، کیرینوس و آنتونینوس، شکنجه کرده و بیرون شهر به قتل برسانند.

اجساد آن سه نفر فوراً دفن شد، اما پیکر پاپ به مدت سی‌وشش روز بر زمین باقی ماند.

سپس قدیس پطرس بر پاپ جدید، مارسلوس، ظاهر شد و فرمان داد بدن مارسلینوس دفن شود و گفت:

«هر که خود را فروتن سازد، سرافراز خواهد شد.» (لوقا ۱۸:۱۴)

مکرم دانیالِ اسکیتیس

دانیال رئیس صومعهٔ مشهور اسکیتیس در مصر بود. او شاگرد قدیس آرسنیوس و آموزگار بسیاری از راهبان بود. بسیاری از سخنان و تعالیم او همچون ستارگان راهنما برای راهبان به شمار می‌آیند.

روزی که اقوام مهاجم به اسکیتیس حمله کردند، برادران از او خواستند همراه آنان بگریزد. او پاسخ داد:

«اگر خدا از من مراقبت نکند، زندگی کردن چه فایده‌ای دارد؟»

دانیال همچنین می‌گفت:

«هرچه بدن تو چاق‌تر شود، جان تو لاغرتر می‌شود.»

او چهل سال زندگی رهبانیِ اشتراکی داشت، اما بعدها در سال ۴۲۰ میلادی به بیابان کناره‌گیری کرد.

اتفاقاً زمانی در اسکندریه حضور داشت که یک پدرشوهر شرور، به سبب پاکدامنی عروسش، قدیسه توماسیا (۱۳ آوریل) را به قتل رساند. دانیال و شاگردش این شهیده را به خاک سپردند.


سرود ستایش

قدیس مارسلینوس

ای گناهکار، ناامیدی را از خود دور کن
و توبه را به خدا تقدیم نما.
ناامیدی، شادیِ شیطان است.

بنگر، مارسلینوس یک اسقف اعظم بود،
و هنگامی که او را برای شکنجه بردند،
در برابر امپراتور، خداوند را انکار کرد.

اما خود را به ناامیدی نسپرد،
بلکه آشکارا به آن گناه هولناک اعتراف کرد
و آن را با خون خویش، در جلال، شست.

ای گناهکار، دلسرد مشو،
و گناهانت را همچون مار پنهان مکن.

گناه پنهان، ماری در آغوش است!
قلب گناهکاران پنهان‌کار را می‌خورد.

پطرس گناه کرد، اما بی‌درنگ گناه را دور افکند؛
توبه‌کنندگان حقیقی چنین می‌کنند.

اگر یک رسول و یک پاپ گناه کردند
و از سوی خدا آمرزیده شدند،
پس چگونه ممکن است برای تو آمرزش نباشد؟

فقط توبه کن، اما دیر مکن.

مرگی تلخ می‌تواند تو را دیر برساند
و برای همیشه از خدا جدا سازد.

به‌سرعت، به‌سرعت، ناامیدی را دور کن،
و به‌سرعت توبه را تقدیم نما!


تأمل

در درون قدیسان، وجدانی بسیار حساس و بیدار وجود دارد. آنچه مردم عادی گناهی کوچک می‌پندارند، قدیسان آن را خطایی بزرگ می‌دانند.

درباره آبا دانیال گفته شده است که در سه نوبت دزدان او را اسیر کرده و به جنگل بردند. خوشبختانه در دو بار نخست توانست خود را از بردگی نجات دهد، اما بار سوم هنگامی که می‌خواست بگریزد، سنگی به سوی یکی از آنان پرتاب کرد، او را کشت و فرار نمود.

این قتل همچون سربی سنگین بر وجدان او فشار می‌آورد. سرگردان از اینکه چه باید بکند، نزد پاتریارک اسکندریه، تیموتائوس، رفت، به گناه خود اعتراف کرد و راهنمایی خواست. پاتریارک او را دلداری داد و از هرگونه توبه‌نامه و مجازات کلیسایی معاف کرد.

اما وجدانش همچنان آرام نمی‌گرفت. پس نزد پاپ روم رفت. پاپ نیز همان سخنی را گفت که پاتریارک تیموتائوس گفته بود. با این حال، دانیال راضی نشد. سپس به ترتیب نزد دیگر پاتریارک‌ها در قسطنطنیه، انطاکیه و اورشلیم رفت و نزد همه آنان اعتراف کرد و راهنمایی خواست، اما باز هم آرامش نیافت.

سرانجام به اسکندریه بازگشت و خود را به عنوان یک قاتل به مقامات معرفی کرد. مأموران او را بازداشت کردند. هنگامی که در برابر حاکم محاکمه شد، تمام ماجرا را بازگو کرد و از او خواست که برای نجات جانش از آتش جاودانی، او را به مرگ محکوم کند.

حاکم از شنیدن این سخنان شگفت‌زده شد و به او گفت:

«برو ای پدر، و برای من نزد خدا دعا کن؛ حتی اگر هفت نفر دیگر را هم کشته باشی!»

دانیال از این پاسخ نیز راضی نشد. پس تصمیم گرفت یک جذامی را در حجره خود بپذیرد و تا زمان مرگش از او پرستاری کند، و پس از مرگ او، جذامی دیگری را به خدمت بگیرد. او همین کار را انجام داد و بدین‌گونه وجدان خویش را آرام ساخت.


تعمق

به شفای معجزه‌آسای زن مبتلا به خون‌ریزی تأمل کن:

1. چگونه آن زن با ایمانی عظیم، لبهٔ جامهٔ خداوند عیسی را لمس کرد و شفا یافت؛

2. چگونه جان من نیز تا زمانی که بردهٔ جسم و خون است، همانند آن زن مبتلا به خون‌ریزی است؛

3. چگونه جان من می‌تواند تنها با یک لمس از سوی مسیح خداوند، شفا یافته و حیات تازه پیدا کند.


موعظه

دربارهٔ الگو گرفتن از مورچه

«ای تنبل، نزد مورچه برو،
راه‌های او را بنگر و حکمت بیاموز.»
(امثال ۶:۶)

ارادهٔ آفریننده‌ای که ما را به این جهان فرستاده این است که تا زمانی که در این جهان هستیم، کار کنیم. خودِ خداوند عیسی فرمان می‌دهد: «کار کنید؛ بیدار باشید!»

او کسانی را که استعدادهای سپرده‌شده به آنان را افزایش می‌دهند می‌ستاید و تنبلانی را که استعدادهای خود را در خاک پنهان می‌کنند محکوم می‌سازد. او زمان حضور خود بر زمین را «خدمت» می‌نامد و می‌گوید که نیامده است تا به او خدمت شود، بلکه آمده است تا خدمت کند.

او پدر آسمانی خویش را نمونه قرار می‌دهد و می‌فرماید:

«پدر من تا کنون کار می‌کند و من نیز کار می‌کنم.»
(یوحنا ۵:۱۷)

و به شاگردانش فرمان می‌دهد:

«تا زمانی که نور دارید، کار کنید.»

آه، چه شرمساری بزرگی برای انسان است که مورچه، این آفریدهٔ بی‌عقل، به عنوان نمونهٔ کوشش و سخت‌کوشی برای او قرار داده شود. اما هنگامی که انسان نمی‌داند چگونه از کوشش خدا الگو بگیرد، لازم است دست‌کم از مورچه الگو بگیرد.

مورچه تمام تابستان کار می‌کند و برای زمستان خود آذوقه فراهم می‌سازد. ای برادران، آیا ما نیز ذخیره‌ای برای زمستان ابدی خود آماده می‌کنیم؛ ذخیره‌ای که پس از مرگ آن را بگشاییم و ارائه کنیم؟

آه، مبادا با دستان خالی در حضور او حاضر شویم؛ همان کسی که تا زمانی که در این زندگی هستیم، با دستانی پر به ما عطا می‌کند!

تنبلی یکی از گناهان مرگبار است، زیرا جان انسان را می‌میراند. جان تنبل، آشیانهٔ رذایل است؛ جان تنبل، مسکن شیطان است.

ای خداوند قادر مطلق، تو که در عین حال سراسر آرامش و سراسر عمل هستی، ما را از تنبلی ویرانگر رهایی بخش و به‌وسیلهٔ روح‌القدس خود به سوی هر کار نیکو به حرکت آور، برای نجات جان‌های ما.

جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد . آمین.

error: Content is protected !!