7 ژانویه(گریگوری) / 20 ژانویه(جولیان)

آیات روز
اعمال رسولان 19:‏1-‏8 (رساله پیشرو)

[1] و چون اپلس در قُرِنتُس بود، پولُس در نواحی بالا گردش کرده، به اِفِسُس رسید. و در آنجا شاگرد چند یافته، [2] به ایشان گفت: «آیا هنگامی که ایمان آوردید، روح‌القدس را یافتید؟» به وی گفتند: «حتّی نشنیدیم که روح‌القدس هست!» [3] به ایشان گفت: «پس به چه چیز تعمید یافتید؟» گفتند: «به تعمید یحیی.» [4] پولُس گفت: «یحیی البته تعمید توبه می‌داد و به قوم می‌گفت به آن کسی ‌که بعد از من می‌آید، ایمان بیاورید؛ یعنی به عیسی.» [5] چون این را شنیدند، به نام خداوند عیسی تعمید گرفتند [6] و چون پولُس دست بر ایشان نهاد، روح‌القدس بر ایشان ریخته شد و به زبانها صحبت نموده نبوت کردند. [7] و همهٔ آن مردمان حدود دوازده نفر بودند. [8] سپس پولُس به کنیسه وارد شده، مدّت سه ماه به دلیری سخن می‌راند و در امور پادشاهی خدا مباحثه می‌نمود و دلیل قاطع می‌آورد.

یعقوب 3:‏1-‏10

[1] ای برادران من، بسیار معلّم نشوید، چونکه می‌دانید که بر ما معلمان داوری سخت‌تر خواهد شد. [2] زیرا همگی ما بسیار می‌لغزیم. و اگر کسی در سخن‌گفتن نلغزد، او مرد کامل است و می‌تواند لگام تمام بدن خود را بکشد. [3] و اینک لگام را بر دهان اسبان می‌زنیم تا مطیع ما شوند و تمام بدن آنها را برمی‌گردانیم. [4] اینک کشتی‌ها نیز چقدر بزرگ است و از بادهای سخت رانده می‌شود، لیکن با سُکّان کوچک به هر طرفی که ارادهٔ ناخدا باشد، برگردانیده می‌شود. [5] همچنان زبان نیز عضوی کوچک است و سخنان کبرآمیز می‌گوید. اینک آتش کمی چه جنگل بزرگی را می‌سوزاند! [6] و زبان آتشی است! آن عالم ناراستی در میان اعضای ما زبان است که تمام بدن را آلوده می‌کند و دایرهٔ کائنات را می‌سوزاند و جهنم است که آن را می‌افروزد. [7] زیرا که هر طبیعتی از وحوش و پرندگان و خزندگان و حیوانات دریایی از طبیعت انسان رام می‌شود و رام شده است. [8] لیکن زبان را کسی از مردمان نمی‌تواند رام کند. شرارتی سرکش و پر از زهر قاتل است! [9] خداوند و پدر را به آن متبارک می‌خوانیم و به همان مردمان را که به صورت خدا آفریده شده‌اند، لعنت می‌گوییم. [10] از یک دهان برکت و لعنت بیرون می‌آید! ای برادران، شایسته نیست که چنین شود.

یوحنا 1:‏29-‏34 (انجیل پیشرو)

[29] و در فردای آن روز یحیی عیسی را دید که به ‌جانب او می‌آید. پس گفت: «اینک برّهٔ خدا که گناه جهان را برمی دارد! [30] این است آنکه من دربارهٔ او گفتم که مردی بعد از من می‌آید که پیش از من شده است، زیرا که بر من پیشی داشت. [31] و من او را نشناختم، لیکن تا او به اسرائیل ظاهر گردد، برای همین من آمده به آب تعمید می‌دادم.» [32] پس یحیی شهادت داده، گفت: «روح را دیدم که مثل کبوتری از آسمان نازل شده، بر او قرار گرفت. [33] و من او را نشناختم، لیکن او که مرا فرستاد تا به آب تعمید دهم، همان به من گفت: ‘بر هر کس بینی که روح نازل شده، بر او قرار گرفت، همان است او که به روح‌القدس تعمید می‌دهد.’ [34] و من دیده شهادت می‌دهم که این است پسر خدا.»

مَرقُس 11:‏11-‏23

[11] و عیسی وارد اورشلیم شده، به معبد رفت و همه ‌چیز را از نظر گذراند. چون وقت شام شد با آن دوازده به بِیت‌عَنیا رفت. [12] بامدادان چون از بِیت‌عَنیا بیرون می‌آمدند، گرسنه شد. [13] ناگاه درخت انجیری که برگ داشت از دور دیده، آمد تا شاید چیزی بر آن بیابد. امّا چون نزد آن رسید، جز برگ بر آن هیچ نیافت، زیرا که موسم انجیر نرسیده بود. [14] پس عیسی توجّه نموده، به آن فرمود: «از این پس تا به ابد، هیچ‌کس از تو میوه نخواهد خورد.» و شاگردانش شنیدند. [15] پس وارد اورشلیم شدند. و چون عیسی داخل معبد گشت، به بیرون کردن آنانی که در معبد خرید و فروش می‌کردند، شروع نمود و میزهای صرّافان و تختهای کبوترفروشان را واژگون ساخت، [16] و نگذاشت که کسی با ظرفی از میان معبد بگذرد، [17] و تعلیم داده، گفت: «آیا نوشته شده نیست که خانهٔ من خانهٔ عبادت تمامی قومها نامیده خواهد شد؟ امّا شما آن را لانهٔ دزدان ساخته‌اید.» [18] چون سران کاهنان و کاتبان این را بشنیدند، به دنبال آن شدند که او را چطور هلاک سازند زیرا که از وی ترسیدند چون که همه مردم از تعلیم وی متحیّر می‌بودند. [19] چون شام شد، از شهر بیرون رفت. [20] صبحگاهان، در راه، درخت انجیر را از ریشه خشک یافتند. [21] پطرس به‌ خاطر آورده، وی را گفت: «ای استاد، اینک درخت انجیری که نفرینش کردی، خشک شده!» [22] عیسی در جواب ایشان گفت: «به خدا ایمان آورید، [23] زیرا به راستی به شما می‌گویم هر‌ که به این کوه گوید: ‘کنده شده، به دریا افکنده شو’ و در دل خود شک نداشته باشد، بلکه یقین دارد که آنچه گوید می‌شود، به راستی هر‌ آنچه گوید، به او عطا شود.

مناسبت و قدیسین روز

قدیس یحییِ تعمیددهنده

از آن‌جا که نقش اصلی یحیی در زندگی‌اش در روزِ تئوفانی (ظهور خدای تثلیث) تحقق یافت، کلیسا از همان نخستین زمان‌ها روزِ پس از تئوفانی را به یادبود او اختصاص داده است. رخدادی مرتبط با دستِ پیشرو نیز با این عید پیوند دارد. لوقای انجیل‌نگار آرزو داشت پیکر یحیی را از سباسته—جایی که این نبی بزرگ به فرمان هیرودیس سر بریده شد—به انطاکیه، زادگاهش، منتقل کند. او موفق شد، اما تنها توانست یکی از دستان او را به دست آورد و منتقل کند؛ دستی که تا سدهٔ دهم در انطاکیه نگهداری می‌شد. پس از آن، این دست به کنستانتینوپل منتقل شد و در زمان ترکان ناپدید گردید.
اعیاد قدیس یحیی در طول سال چندین بار برگزار می‌شود، اما این روز، ۷ ژانویه، بیشترین «سِوِچارا»* را دارد. در میان شخصیت‌های انجیلی که پیرامون نجات‌دهنده قرار دارند، یحییِ تعمیددهنده جایگاهی کاملاً یگانه دارد: هم از حیث چگونگی ورودش به جهان، و هم از حیث شیوهٔ زندگی‌اش در این جهان؛ هم به سبب نقش او در تعمید مردم برای توبه؛ هم به سبب تعمید دادن مسیح؛ و سرانجام به سبب پایانِ تراژیک زندگی‌اش. پاکی اخلاقی او چنان بود که به‌راستی می‌توانست—چنان‌که کتاب‌مقدس او را می‌نامد—فرشته خوانده شود، نه انسانی فانی. قدیس یحیی به‌ویژه از همهٔ انبیا بدین‌سان متمایز است که این امتیاز را داشت تا با دستِ خود، آن‌که را درباره‌اش نبوت کرده بود، به جهان نشان دهد.
گفته می‌شود که هر سال در عید این قدیس، اسقف دستِ قدیس یحیی را در برابر مردم می‌آورد. گاه دست گشوده به نظر می‌رسید و گاه مشت‌شده. در حالت نخست، نشانهٔ سالی پربار و پربرکت بود، و در حالت دوم، نشانهٔ سالی کم‌ثمر و قحطی.

*) یعنی آن ارتدوکس‌های صرب که قدیس یحیی تعمیددهنده را به‌عنوان «کرِسنا اسلاوا»، یا قدیسِ حامی خانوادهٔ خود گرامی می‌دارند. «کرِسنا اسلاوا» روزی است که خانواده‌های ارتدوکس صرب تعمید نیاکان خود به مسیحیت را گرامی می‌دارند.—مترجم

شهید مقدس آتاناسیوس

این شهیدِ مسیح مردی ساده و فقیر بود، اما در ایمان غنی و به‌واسطهٔ روح خدا حکیم. روزی آتاناسیوس ناخواسته با ترکى وارد گفت‌وگویی دربارهٔ ایمان شد. آن ترک تحصیل‌کرده و چیره‌دست در سخن بود، اما آتاناسیوس با تمام توان کوشید حقیقت ایمان مسیحی و برتری آن را بر اسلام برجسته سازد و استوار کند. پس از آن از یکدیگر جدا شدند.
روز بعد آتاناسیوس را نزد قاضی فراخواندند. همان ترک در آن‌جا به‌عنوان شاکی ایستاده بود. هنگامی که قاضی از آتاناسیوس خواست ایمان به مسیح را—چنان‌که گمان می‌رفت روز پیش در برابر همراهش انجام داده—انکار کند و اسلام را بپذیرد، آتاناسیوس فریاد زد: «ترجیح می‌دهم هزار بار بمیرم تا ایمان به مسیح را انکار کنم.» به‌سبب این اعتراف، او به مرگ محکوم شد و در سال ۱۷۰۰ در اسمیرنا سر از تنش جدا کردند. پیکرش در کلیسای قدیسه پاراسکِوی در همان شهر به خاک سپرده شد.


سرود ستایش

قدیس یحیی، پیشرو و تعمیددهنده

سی سال روزه و سکوت—
حتی جانوران کوهستان نیز تاب چنین چیزی را ندارند!
شیر گرسنگی خود را با موسیقیِ غرش فرو می‌نشاند،
و درخت آنگاه که باد نزدیک می‌شود خش‌خش می‌کند.
اما تو نه خش‌خش می‌کنی، نه غرش می‌کنی و نه ناله.
نه نوحه‌ات و نه سرودت در بیابان طنین می‌افکند!
به من بگو، آیا انسان هستی؟ نامت چیست؟
آیا هرگز خواهی خواست با کسی سخن بگویی؟
«صدا، صدا، صدا: من صدا هستم—
اما او کلمهٔ خداست.
من برای فرزندان اسرائیل فرستاده شدم تا فریاد برآورم:
توبه کنید، ای قوم؛ اینک او می‌آید.
ثمرهٔ نیکو بیاورید، هر یک به اندازهٔ توان خود.
اینک، اینک او می‌آید—ای شگفتیِ شگفتی‌ها!
در میان آب، آتشی از آسمان نهفته است!
اینک، برهٔ خدا در میان گرگ‌ها گام برمی‌دارد.
ای گرگ‌ها، خوی گرگ‌گونهٔ خود را در آب پاک کنید!»
سی سال سکوت و روزه:
از بدن تو چه باقی مانده است جز صدایت؟
بدن پژمرده‌ات تنها سایه‌ای از صدای توست،
که این خبر را اعلام می‌کند: اینک خدا به سوی ما آمده است!
بدن پژمرده‌ات نی‌ای بود که هیرودیس آن را شکست.
اما صدا همچنان ادامه دارد و کسی نمی‌تواند آن را خاموش کند.
آن صدای کیست که حتی قرن‌ها در برابرش می‌لرزند؟
شیری گرسنه! نه، نه—مردی با ایمان.


تأمل

قدیس باسیل کبیر گفت: «انسان چیزی دیدنی نیست.» همان‌گونه که یک خانه به خانه‌ای دیگر شباهت دارد، ظاهر بیرونیِ یک انسان نیز به ظاهر انسان دیگر شبیه است. به خانه بر حسب کسی که در آن ساکن است احترام داده می‌شود؛ انسان نیز چنین است، بر حسب روحی که در او ساکن است. برای دیدِ جسمانی آشکار است که خانه صاحب نیست، بلکه تنها خانه‌ای است که صاحب در آن ساکن است؛ اما تنها برای دیدِ روحانی آشکار است که بدن انسان نیست، بلکه تنها خانه‌ای است که انسان در آن ساکن است.


تعمق

درباره رفتنِ خداوند به کوه وسوسه:
۱. چگونه او پس از تعمید، بی‌درنگ خود را به روزه و دعا می‌سپارد؛
۲. چگونه برای انسانی که تعمید یافته است، شیطان به‌ویژه در زمان روزه و دعا نیرنگ‌های خود را به کار می‌برد؛
۳. چگونه او—ملایم چون بره، اما قاطع چون سرور—همهٔ وسوسه‌های شیطان را رد می‌کند.


موعظه

دربارهٔ تسلیم شدن به ارادهٔ خدا

«ارادهٔ تو چنان‌که در آسمان است، بر زمین نیز کرده شود»
(متی ۶: ۱۰).

مبارک باد یحیی تعمیددهنده، زیرا او پیش از آمدن انجیل، انجیل را به انجام رساند! او که به بیابان رفت، خود را به‌طور کامل، هم در جسم و هم در جان، به ارادهٔ خدا سپرد. ارادهٔ خدا هم در بدن او بر زمین و هم در آسمانِ جانش تحقق یافت. نه گرسنگی و نه جانوران وحشی در تمام سال‌هایی که در بیابان گذراند به بدن او آسیبی نرساندند. جانش نیز نه از نومیدی در تنهایی آسیب دید و نه از غرور در رؤیاهای آسمانی. او نه نان از انسان طلب کرد و نه دانش. خدا هر آنچه برای او لازم بود عطا کرد، زیرا او خود را به‌طور کامل به ارادهٔ خدا سپرده بود.
او نه گام‌های خود را به سوی بیابان هدایت کرد و نه از بیابان دور ساخت. سکانِ نادیدنی از بالا زندگی‌اش را هدایت می‌کرد. زیرا آنگاه که لازم بود از بیابان بیرون آید و به استقبال خداوند برود، گفته شده است: «کلام خدا بر یحیی نازل شد» (لوقا ۳ :۲). یحیی همچون جوانی بی‌گناه، دربارهٔ ارتباط خود با قوای آسمانی ساده سخن می‌گوید: «و من او را نشناختم؛ لیکن او که مرا فرستاد تا به آب تعمید دهم، همان به من گفت: بر هر کس بینی که روح نازل شده، و بر او قرارگرفت، همان است او که به روح‌القدس تعمید می‌دهد. و من دیده شهادت می‌دهم که این است پسر خدا» (یوحنا ۱ :۳۳–۳۴). با چه لطافت و سادگی دربارهٔ امور آسمانی سخن می‌گوید! و چه هراس‌انگیز چون شیر است آنگاه که بر بی‌عدالتی انسان‌ها، بر هیرودیس و هیرودیاس، می‌تازد! بره و شیر با هم در او ساکن‌اند. آسمان به او به همان نزدیکی است که مادر به کودک خویش. ارادهٔ خدا برای او همان‌قدر دست‌یافتنی و روشن است که برای فرشتگان در آسمان.
ای خداوندِ بس دانا، زندگی ما گناهکاران را در بیابانِ این زندگی بر طبق ارادهٔ خود هدایت کن، چنان‌که زندگی قدیس یحیی تعمیددهنده را هدایت کردی.
جلال و ستایش تا ابد از آن تو باد. آمین.

error: Content is protected !!