7 مارس (گریگوری) /20 مارس (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
عبرانیان 3:‏12-‏16

[12] ‌ای برادران، مواظب باشید مبادا در یکی از شما دل شریر و بی‌ایمان باشد که از خدای زنده منحرف شوید. [13] بلکه هر روزه همدیگر را نصیحت کنید مادامی که «امروز» خوانده می‌شود، مبادا کسی از شما به فریب گناه سختدل گردد. [14] از آن رو که در مسیح شریک گشته‌ایم اگر به ابتدای اعتماد خود تا به آخر سخت چسبیده شویم. [15] چونکه گفته می‌شود: «امروز اگر صدای او را بشنوید، دل خود را سخت مسازید، چنانکه در وقت شعله‌ور ساختن خشم او.» [16] پس که بودند که شنیدند و خشم او را شعله‌ور ساختند؟ آیا تمام آن گروه نبودند که توسط موسی از مصر بیرون آمدند؟

اوّل تسالونیکیان 4:‏13-‏17 (رساله درگذشته‌گان )

[13] امّا ‌ای برادران، نمی‌خواهیم شما از حالت خوابیدگان بی‌خبر باشید که مبادا مثل دیگران که امید ندارند، غمگین شوید. [14] زیرا اگر باور می‌کنیم که عیسی مرد و برخاست، به همینطور نیز خدا آنانی را که در عیسی خوابیده‌اند، با وی خواهد آورد. [15] زیرا این را به شما از کلام خدا می‌گوییم که ما که زنده و تا آمدن خداوند باقی باشیم، بر خوابیدگان پیشی نخواهیم جست. [16] زیرا خود خداوند با فرمانی بلندآواز و با آوای رئیس فرشتگان و با شیپور خدا از آسمان فرود خواهد آمد و مردگان در مسیح اوّل خواهند برخاست. [17] آنگاه ما که زنده و باقی باشیم، با ایشان در ابرها ربوده خواهیم شد تا خداوند را در هوا استقبال کنیم و همچنین همیشه با خداوند خواهیم بود.

مَرقُس 1:‏35-‏44

[35] بامدادان عیسی قبل از سپیدهٔ صبح برخاسته، بیرون رفت و به محل خلوتی آمده، در آنجا به دعا مشغول شد. [36] و شمعون و رفقایش در‌ پی او شتافتند. [37] چون او را یافتند، گفتند: «همه در جستجوی تو هستند.» [38] عیسی به ایشان گفت: «به دهات مجاور هم برویم تا در آنها نیز موعظه کنم، زیرا که به خاطر همین کار آمده‌ام.» [39] پس در تمام جلیل در کنیسه‌های ایشان وعظ می‌نمود و دیوها را اخراج می‌کرد. [40] و فردی جذامی پیش عیسی آمده، خواهش کرد و زانو زده، به او گفت: «اگر بخواهی، می‌توانی مرا پاک سازی!» [41] عیسی شفقت نموده، دست خود را دراز کرد و او را لمس نموده، گفت: «می‌خواهم. پاک شو!» [42] و چون سخن گفت، در همان لحظه جذام از او رفت و پاک گشت. [43] عیسی او را قدغن کرد و بی‌درنگ مرخص فرموده، [44] گفت: «به هوش باش و کسی را خبر مده، بلکه رفته خود را به کاهن بنما و آنچه موسی فرموده، به خاطر پاکی خود بگذران تا برای ایشان گواهی باشد.»

یوحنا 5:‏24-‏30 ( انجیل درگذشته‌گان )

[24] به راستی به شما می گویم، هر ‌که کلام مرا بشنود و به فرستندهٔ من ایمان آورد، حیات جاودانی دارد و در داوری نمی‌آید، بلکه از مرگ تا به حیات منتقل گشته است. [25] به راستی به شما می‌گویم که ساعتی می‌آید، بلکه اکنون است که مردگان صدای پسر خدا را می‌شنوند و هر ‌که بشنود، زنده گردد. [26] زیرا همچنان‌که پدر در خود حیات دارد، همچنین پسر را نیز عطا کرده است که در خود حیات داشته باشد. [27] و به او قدرت بخشیده است که داوری هم بکند، زیرا که پسر انسان است. [28] و از این تعجّب مکنید، زیرا ساعتی می‌آید که در آن تمامی کسانی که در قبرها می‌باشند، صدای او را خواهند شنید، [29] و بیرون خواهند آمد؛ هر ‌که اعمال نیکو کرد، برای زنده شدن به حیات و هر ‌که اعمال بد کرد، برای زنده شدن به جهت داوری. [30] من از خود هیچ نمی‌توانم کرد، بلکه چنانکه شنیده‌ام، داوری می‌کنم و داوری من عادل است، زیرا که اراده خود را طالب نیستم، بلکه ارادهٔ پدری که مرا فرستاده است.

تقویم قدیم
ِشعیا 29:‏13-‏23

[13] و خداوند می‌گوید: «چونکه این قوم به دهان خود به من نزدیکی می‌جویند و به لبهای خویش مرا تمجید می‌نمایند، اما دل خود را از من دور کرده‌اند و ترس ایشان از من وصیتی است که از انسان آموخته‌اند. [14] بنابراین اینک من بار دیگر با این قوم عمل عجیب و غریب به جا خواهم آورد و حکمت حکیمان ایشان پوچ و فهم فهیمان ایشان پوشیده خواهد شد.» [15] وای بر آنانی که مشورت خود را از خداوند بسیار عمیق پنهان می‌کنند و کارهای ایشان در تاریکی می‌باشد. و می‌گویند: «کیست که ما را ببیند؟ و کیست که ما را بشناسد؟» [16] ‌ای زیر و زبرکنندگان هر چیز! آیا کوزه‌گر مثل گِل محسوب شود؟ یا ساخته شده، درباره سازنده خود گوید: «مرا نساخته است»؟ و یا تصویر درباره نقش کننده‌اش گوید که «فهم ندارد»؟ [17] آیا در اندک زمانی واقع نخواهد شد که لبنان به بوستان تبدیل گردد و بوستان به جنگل محسوب شود؟ [18] و در آن روز، کران کلام کتاب را خواهند شنید و چشمان کوران از میان ظلمت و تاریکی خواهد دید. [19] و حلیمان شادمانی خود را در خداوند زیاده خواهند کرد و مسکینان مردمان در قدوس اسرائیل شادی خواهند نمود. [20] زیرا که ستمگران نابود و مسخره​کنندگان معدوم خواهند شد و پیروان شرارت ریشه​کن خواهند گردید. [21] که انسان را به سخنی مجرم می‌سازند و برای کسی ‌که در محکمه حکم می‌کند، دام می‌گسترانند و عادل را به پوچی منحرف می‌سازند. [22] بنابراین خداوند که ابراهیم را فدیه داده است، درباره خاندان یعقوب چنین می‌گوید: «از این به بعد یعقوب خجل نخواهد شد و رنگ چهره‌اش دیگر نخواهد پرید. [23] بلکه چون فرزندان خود را که عمل دست من می‌باشند در میان خویش بیند، آنگاه ایشان اسم مرا تقدیس خواهند نمود و قدوس یعقوب را تقدیس خواهند کرد و از خدای اسرائیل خواهند ترسید.

پیدایش 12:‏1-‏7

[1] و خداوند به اَبرام گفت: «از ولایت خود و از زادگاه خویش و از خانه پدر خود به سوی زمینی که به تو نشان دهم، بیرون شو [2] و از تو قومی بزرگ پیدا کنم و تو را برکت دهم و نام تو را بزرگ سازم و تو برکت خواهی بود. [3] و برکت دهم به آنانی که تو را برکت دهند و لعنت کنم به آنکه تو را لعنت کند. و از تو تمامی طوایف جهان برکت خواهند یافت.» [4] پس اَبرام، چنانکه خداوند به او فرموده بود، روانه شد. و لوط همراه او رفت. و اَبرام هفتاد و پنج ساله بود، هنگامی که از حَران بیرون آمد. [5] و اَبرام زن خود سارای و برادرزاده خود لوط و همه اموال اندوخته خود را با اشخاصی که در حَران پیدا کرده بودند، برداشته، به مقصد زمین کنعان بیرون شدند و به زمین کنعان داخل شدند. [6] و اَبرام در زمین می‌گشت تا مکان شِکیم تا بلوطستان موره. و در آن وقت کنعانیان در آن سرزمین بودند. [7] و خداوند بر اَبرام آشکار شده، گفت: «به نسل تو این سرزمین را می‌بخشم.» پس اَبرام در آنجا قربانگاهی برای خداوند که بر او آشکار شد، بنا نمود.

امثال سلیمان 14:‏15-‏26

[15] مرد جاهل هر سخن را باور می‌کند، امّا مرد زیرک در رفتار خود دقّت می‌نماید. [16] مرد حکیم می‌ترسد و از بدی دوری می‌نماید، امّا احمق بی‌دقّت و سر به هوا است. [17] شخص تندخو، احمقانه رفتار می‌نماید و فرد حیله‌گر منفور است. [18] نصیب جاهلان حماقت است، امّا معرفت، تاج زیرکان خواهد بود. [19] بدکاران در حضور نیکان خم می‌شوند، و شریران نزد دروازه‌های عادلان می‌ایستند. [20] همسایه فقیر نیز از او نفرت دارد، امّا دوستان شخص دولتمند بسیارند. [21] هر ‌که همسایه خود را حقیر شمارد، گناه می‌ورزد، امّا خوشا به حال کسی ‌که بر فقیران ترحم نماید. [22] آیا صاحبان تدبیر فاسد گمراه نمی‌شوند؟ امّا برای کسانی که تدبیر نیکو می‌نمایند، رحمت و راستی خواهد بود. [23] در هر مشقتی منفعت است، امّا سخن خالی تنها به فقر می‌انجامد. [24] تاج حکیمان دولت ایشان است، امّا حماقت احمقان، حماقت است و بس. [25] شاهد امین جانها را نجات می‌بخشد، امّا هر که به دروغ سخن می‌گوید، فریبکار است. [26] در ترس خداوند اعتماد قوی است و فرزندان او را پناهگاه خواهد بود.

مناسبت و قدیسین روز

هفت شهید-اسقف مقدس خِرسون

باسیل، افرایم، اوژن، الپیدیوس، آگاتادوروس، ائتریوس و کاپیتو

همهٔ اینان در زمان‌های گوناگون اسقف شهر خرسون بودند و همگی به دست بی‌ایمانان—یهودیان، یونانیان یا سکاها—رنج کشیدند و به شهادت رسیدند؛ تنها ائتریوس در آرامش درگذشت.

آنان از سوی پاتریارک اورشلیم به عنوان مبلغ به این سرزمین وحشی و ناآرام فرستاده شدند تا نور انجیل را بتابانند.

باسیل پسر یک شاهزاده را از مردگان برخیزانید. یهودیان خشمگین شدند و او را متهم کردند. پاهایش را بستند و در کوچه‌های شهر کشیدند تا جان سپرد.

افرایم گردن زده شد.

اوژن، الپیدیوس و آگاتادوروس با چوب زده شدند و سپس سنگسار گشتند تا روحشان را به خدا سپردند.

ائتریوس در زمان فرمانروایی کنستانتین بزرگ می‌زیست. در آزادی و آرامش کلیسا را اداره کرد، کلیسایی بزرگ در خرسون بنا نمود و به آرامی درگذشت.

کاپیتو واپسین ایشان بود که برای سکاهای وحشی منصوب شد. آنان از او نشانه‌ای خواستند تا ایمان آورند و پیشنهاد کردند که در کورهٔ آتش داخل شود. اگر نسوزد، ایمان خواهند آورد.

کاپیتو با دعاهای سوزان و امید به خدا، پالیوم اسقفی خود را بر دوش انداخت، نشان صلیب بر خود کشید و وارد کورهٔ افروخته شد. حدود یک ساعت در میان شعله‌ها ماند بی‌آنکه آسیبی به بدن یا جامه‌اش رسد. سالم بیرون آمد. مردم یک‌صدا فریاد زدند:
«خدا یکی است، خدای مسیحیان، عظیم و توانا، که بندهٔ خود را در کورهٔ آتش حفظ می‌کند!»

پس از آن، بسیاری در شهر و پیرامون آن تعمید یافتند. این معجزه در شورای نیقیه اول به‌تفصیل بازگو شد و حاضران ایمان استوار قدیس کاپیتو را ستودند.

اندکی بعد، کاپیتو هنگام سفر در کنار رود دنیپر به دست سکاهای بت‌پرست گرفتار شد و او را غرق کردند. این هفت شهید-اسقف در آغاز قرن چهارم رنج کشیدند.

قدیس محترم امیلیانوس

امیلیانوس در رم زاده شد و در جوانی به گناهان بزرگ افتاد. اما چون به خود آمد، از گناه دست کشید و تنها اندیشهٔ داوری خدا او را به لرزه می‌انداخت. بی‌درنگ وارد صومعه شد و با روزه، شب‌زنده‌داری و اطاعت، جسم خویش را مهار کرد. در هر کار نیک نمونه‌ای برای برادران بود.

شب‌ها پنهانی از صومعه بیرون می‌رفت و در غاری نزدیک به دعا می‌ایستاد. یک شب رئیس صومعه پنهانی او را دنبال کرد و دید که در اشک و خشوع دعا می‌کند. ناگهان نوری آسمانی، روشن‌تر از خورشید، سراسر کوه—به‌ویژه غار و امیلیانوس—را فرا گرفت. آوازی از آسمان شنیده شد:
«امیلیانوس، گناهانت آمرزیده شد.»

رئیس، هراسان، بازگشت و فردا آنچه دیده و شنیده بود برای برادران بازگفت. از آن پس، احترام فراوانی برای امیلیانوس قائل شدند. او سالیان دراز زیست و سرانجام در خداوند آرامید.


سرود ستایش

قدیس امیلیانوس

امیلیانوس، گناهکاری بزرگ، و از گناه، جانش دردمند است، امیلیانوس، دل شکسته برای بخشش، به خدا دعا می‌کند:
ای برترین، ای شگفت‌انگیزترین،
کسی که خورشید، از او نور دارد،
کسی که گروه کُرِ فرشتگان، از او بیداری‌‌،
و هستی، شادی و تابش دریافت می‌کند!
خدایا، تنها برای تو مهم است، توبه کنان، به سوی تو بازمی‌گردم، تنها به تو سپاس می‌گویم که اکنون، زندگی را حقیقتاً درمی‌یابم.
اشک‌ها، اشک‌ها، اشک‌ها، می‌ریزم، تن و روان اکنون در روزه‌اند،
بینایی از جهان، و شنود من پنهان ،
ببخش، ای خدا، ببخش، ببخش!
برای رحمت تو، من مزرعه‌ای هستم، علف‌های هرز مرا بِکَن و مرا پرورش ده،
بگذار جانم زنده باشد، و تن رنج بکشد و درد حس کند.
از همهٔ مردمان، من بدترینم،
بنگر، خود را داوری می‌کنم،
ای خدا، فقط مرا داوری نکن
از تو می‌ترسم، تنها از تو!


تأمل


طنابی ضخیم از رشته‌های نازک و فیبردار کنف ساخته می‌شود. یک فیبر نازک نمی‌تواند شما را نگه دارد و نه می‌تواند شما را خفه کند. زیرا شما به آسانی، گویی به شوخی، آن را پاره می‌کنید و خود را از آن رها می‌سازید. اگر با طناب ضخیمی بسته شده باشید، می‌توانید محکم نگه داشته شوید و حتی با آن خفه شوید. نه می‌توانید به آسانی آن را پاره کنید و نه خود را از آن رها سازید. همانطور که طناب ضخیم از فیبرهای نازک و ضعیف تشکیل شده است، شهوات انسان نیز از گناهان جزئی تشکیل شده است. انسان می‌تواند از آغازِ گناهان جزئی دست بردارد و روی برگرداند. اما، هنگامی که گناه پس از گناه تکرار می‌شود، بافت قوی‌تر و قوی‌تر می‌شود تا در پایان شهوتی ایجاد می‌شود که سپس انسان را به نوعی هیولا تبدیل می‌کند که فقط خودش می‌داند چگونه. شما نمی‌توانید به آسانی آن را قطع کنید، و نه از آن فاصله بگیرید، نه می‌توانید از آن جدا شوید. آه، ای کاش مردمان احتیاط می‌کردند و مراقب آغاز گناهان می‌بودند! سپس، مجبور نبودند برای رهایی از شهوات رنج زیادی را تحمل کنند. یک راهب از کوه مقدس گفت: «بریدن شهوات ریشه‌دار به اندازه بریدن انگشتان دست دشوار است.» قدیس امیلیانوس برای رهایی از شهوات گناه آلود، با اندیشیدن به افکار مرگ و، به طور قابل درک، توسط فیض خدا، یاری شد، بدون آن بسیار دشوار است که خود را از زنجیرهای شهوت رها کرد. بسیار اندیشیدن به مرگ قریب الوقوع، توبه کردن و التماس فیض از خدای قادر، این سه، انسان را از بندگی گناه نجات می‌دهند. از قدیس سیسوئس پرسیده شد: «چه زمانی می‌توان شهوات را ریشه کن کرد؟» قدیس پاسخ داد: «به محض اینکه یک شهوت در شما ریشه دواند، فوراً آن را ریشه کن کنید.»


تعمق



تعمق درباره خداوند عیسی در دعا در باغ جتسیمانی:

چگونه همهٔ اینها به خاطر من و تو بود. به خاطر گناهان من و گناهان تو. و به خاطر نجات من و نجات تو!

چگونه او بر روی صورت خود می‌افتد و سه بار دعا می‌کند، «ای پدر من، اگر ممکن است، این جام از من بگذرد» (متی 26: 39)، و دوباره، «آنچه ارادهٔ توست انجام شود» (متی 26 :42).

چگونه او در دعا عرق می‌ریزد، «و عرقش همچون قطرات خون بر زمین می‌چکید » (لوقا 22 :44).


موعظه

-درباره دست خیانتکار –

«اینک دست آن‌کس که قصد تسلیم من دارد، با دست من در یک سفره است» (لوقا 22: 21)


برای یک فرمانده، دشوارترین کار آن است که جنگ را در حالی پیش ببرد که دشمنی درون اردوگاه دارد. نه‌تنها دشمنان بیرونی، بلکه دشمنان درونی از میان خودی‌ها. یهودا در شمار خودی‌ها محسوب می‌شد، اما او دشمنی از درون بود. صفوف دشمنان گرداگرد مسیح را گرفتند و به او هجوم آوردند، و از درون، یهودا در حال آماده کردن خیانت بود. دست او بر سفره‌ای بود که مسیح آن را برکت داده بود، اما افکارش با دشمنانی که بدترین شرارت، نفرت و کینه را علیه خداوند مهربان در دل داشتند، همسو بود.
آیا امروز نیز این‌گونه نیست که دست بسیاری از خائنان به مسیح بر سر سفره با اوست؟ کدام سفره نیست که از مسیح نیست؟ بر سر کدام سفره نیست که هدایای او نیست؟ او صاحب خانه است و مهمانان خود را تغذیه و سیر می‌کند. مهمانان چیزی از خود ندارند، هیچ چیز! همهٔ خوبی‌ها و همهٔ فراوانی‌هایی که به آنان داده می‌شود، از دست مسیح به آنان داده می‌شود. بنابراین، آیا این‌گونه نیست که مسیح در هر سفره‌ای به عنوان صاحب خانه و به عنوان خدمتکار حضور دارد؟ بنابراین، آیا این‌گونه نیست که دست‌های همه کسانی که حتی امروز به مسیح خیانت می‌کنند نیز بر سر سفره با اوست؟ آنان نان او را می‌خورند و بر ضد او سخن می‌گویند. آنان خود را با آفتاب او گرم می‌کنند و به نام او تهمت می‌زنند. آنان هوای او را تنفس می‌کنند و بر ضد کلیسای او قیام می‌کنند. آنان با رحمت او زندگی می‌کنند و او را از خانه‌های خود، از مدرسه‌های خود، از دادگاه‌های خود، از کتاب‌های خود و از دل‌های خود بیرون می‌کنند. آنان عمداً و با بدخواهی احکام او را زیر پا می‌گذارند و قانون او را مسخره می‌کنند. آیا آنان خائنان به مسیح و پیروان یهودا نیستند؟ از آنان نترسید! خدا فرمان نداده است که ما از آنان بترسیم بلکه منتظر بمانیم تا پایان آنان را ببینیم. خداوند ما از یهودا نترسید و از همهٔ گروه‌های خائن تا پایان زمان نمی‌ترسد. او پایان آنان را می‌داند و او از پیش پیروزی خود را در دستان خود دارد. بنابراین، شما نیز نترسید. با وفاداری به مسیح خداوند بچسبید، هم زمانی که به نظر شما می‌رسد که اهداف او در جهان موفق و پیش می‌روند و هم، دوباره، زمانی که به نظر شما می‌رسد که اهداف او فرو می‌ریزند و از بین می‌روند. نترسید! اگر بترسید، شاید دست شما در زیر دست یهودا بر سر سفره مسیح یافت شود.

ای خداوند، پیروزمند مطلق، ما را با قدرت و رحمت خود حمایت کن.


جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد. آمین.

error: Content is protected !!