7 فوریه (گریگوری) / 20 فوریه (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
دوم تیموتائوس 3: 1-9

[1] اما این را بدان که در ایام آخر زمانهای سخت پدید خواهد آمد، [2] زیرا که مردمان، خودپرست خواهند بود و طماع ولافزن و متکبر و بدگو و نامطیع والدین و ناسپاس و ناپاک [3] و بیالفت و کینه دل و غیبتگو و ناپرهیزو بیمروت و متنفر از نیکویی [4] و خیانت کار وتندمزاج و مغرور که عشرت را بیشتر از خدادوست میدارند؛ [5] که صورت دینداری دارند، لیکن قوت آن را انکار میکنند. از ایشان اعراض نما. [6] زیرا که از اینها هستند آنانی که به حیله داخل خانهها گشته، زنان کم عقل را اسیر میکنندکه بار گناهان را میکشند و به انواع شهوات ربوده میشوند. [7] و دائم تعلیم میگیرند، لکن هرگز به معرفت راستی نمی توانند رسید. [8] و همچنانکه ینیس و یمبریس با موسی مقاومت کردند، ایشان نیز با راستی مقاومت میکنند که مردم فاسدالعقل و مردود از ایمانند. [9] لیکن بیشتر ترقی نخواهندکرد زیرا که حماقت ایشان بر جمیع مردم واضح خواهد شد، چنانکه حماقت آنها نیز شد.

لوقا 20: 46-21: 4

[46] «بپرهیزید از کاتبانی که خرامیدن در لباس دراز را میپسندند و سلام در بازارها وصدر کنایس و بالا نشستن در ضیافتها را دوست میدارند. [47] و خانه های بیوهزنان را میبلعند ونماز را به ریاکاری طول میدهند. اینها عذاب شدیدتر خواهند یافت.»
[1] و نظر کرده دولتمندانی را دید که هدایای خود را در بیتالمال میاندازند. [2] و بیوهزنی فقیر را دید که دو فلس در آنجا انداخت. [3] پس گفت: «هرآینه به شمامی گویم این بیوه فقیر از جمیع آنها بیشترانداخت. [4] زیرا که همه ایشان از زیادتی خود درهدایای خدا انداختند، لیکن این زن از احتیاج خود تمامی معیشت خویش را انداخت.

تقویم قدیم
زکریا 8: 7-17

[7] «یهوه صبایوت چنین میگوید: اینک من قوم خود را از زمین مشرق و از زمین مغرب آفتاب خواهم رهانید. [8] و ایشان را خواهم آورد که دراورشلیم سکونت نمایند و ایشان قوم من خواهندبود و من براستی و عدالت خدای ایشان خواهم بود. [9] یهوه صبایوت چنین میگوید: دستهای شما قوی شودای کسانی که در این ایام این کلام را از زبان انبیا شنیدید که آن در روزی که بنیادخانه یهوه صبایوت را برای بنا نمودن هیکل نهادند واقع شد. [10] زیرا قبل از این ایام مزدی برای انسان نبود و نه مزدی به جهت حیوان؛ و بهسبب دشمن برای هرکه خروج و دخول میکردهیچ سلامتی نبود و من همه کسان را به ضدیکدیگر واداشتم. [11] اما الان یهوه صبایوت میگوید: من برای بقیه این قوم مثل ایام سابق نخواهم بود. [12] زیرا که زرع سلامتی خواهد بودو مو میوه خود را خواهد داد و زمین محصول خود را خواهد آورد و آسمان شبنم خویش راخواهد بخشید و من بقیه این قوم را مالک جمیع این چیزها خواهم گردانید. [13] و واقع خواهد شد چنانکه شماای خاندان یهودا وای خاندان اسرائیل در میان امتها (مورد)لعنت شدهاید، همچنان شما را نجات خواهم داد تا (مورد) برکت بشوید؛ پس مترسید ودستهای شما قوی باشد. [14] زیرا که یهوه صبایوت چنین میگوید: چنانکه قصد نمودم که به شما بدی برسانم حینی که پدران شماخشم مرا به هیجان آوردند و یهوه صبایوت میگوید که از آن پشیمان نشدم. [15] همچنین در اینروزها رجوع نموده، قصد خواهم نمود که به اورشلیم و خاندان یهودا احسان نمایم. پس ترسان مباشید. [16] و این است کارهایی که بایدبکنید: با یکدیگر راست گویید و در دروازه های خود انصاف و داوری سلامتی را اجرا دارید. [17] و در دلهای خود برای یکدیگر بدی میندیشید و قسم دروغ را دوست مدارید، زیراخداوند میگوید از همه این کارها نفرت دارم.»

زکریا 8: 19-23 (عصر)

[19] «یهوه صبایوت چنین میگوید: روزه ماه چهارم و روزه ماه پنجم و روزه ماه هفتم و روزه ماه دهم برای خاندان یهودا به شادمانی و سرور وعیدهای خوش مبدل خواهد شد پس راستی وسلامتی را دوست بدارید. [20] یهوه صبایوت چنین میگوید: بار دیگر واقع خواهد شد که قومها و ساکنان شهرهای بسیار خواهند آمد. [21] و ساکنان یک شهر به شهر دیگر رفته، خواهندگفت: بیایید برویم تا از خداوند مسالت نماییم ویهوه صبایوت را بطلبیم و من نیز خواهم آمد. [22] و قوم های بسیار و امت های عظیم خواهندآمد تا یهوه صبایوت را در اورشلیم بطلبند و ازخداوند مسالت نمایند. [23] یهوه صبایوت چنین میگوید در آن روزها ده نفر از همه زبانهای امتها به دامن شخص یهودی چنگ زده، متمسک خواهند شد و خواهند گفت همراه شما میآییم زیرا شنیدهایم که خدا با شمااست.»

مناسبت و قدیسین روز

قدیس پارتنیوس، اسقف لامپساکوس

پارتنیوس فرزند یک شماس از شهر ملیتوپولیس بود. او در کودکی کلام انجیل را به خوبی به یاد می‌سپرد و برای عمل به آن تلاش می‌کرد. او در نزدیکی دریاچه‌ای ساکن شد و در آنجا ماهیگیری می‌کرد؛ سپس ماهی‌ها را می‌فروخت و پول آن را میان فقرا تقسیم می‌کرد. به مشیت الهی او به عنوان اسقف لامپساکوس برگزیده شد. او شهر را از بت‌پرستی پاک کرد، معابد بت‌پرستان را بست، کلیساهای بسیاری بنا نهاد و مؤمنان را در ایمان تقویت کرد. او از طریق دعا، هر نوع بیماری را شفا می‌داد و به‌ویژه بر ارواح خبیثه قدرت داشت. در یک موقعیت، هنگامی که می‌خواست روح پلیدی را از مردی مجنون بیرون براند، آن روح پلید از او تمنا کرد که چنین نکند. پارتنیوس به او گفت: «من مرد دیگری را به تو می‌دهم که بتوانی وارد او شوی و در او ساکن گردی.» روح پلید از او پرسید: «این مرد کیست؟» قدیس پاسخ داد: «من آن مرد هستم. وارد شو و در من ساکن شو!» با شنیدن این سخن، روح پلید گویی که با آتش سوخته باشد گریخت و فریاد زد: «چگونه می‌توانم به خانه خدا وارد شوم؟» قدیس پارتنیوس عمری طولانی داشت و در کارهایش عشق وافری به خدا و انسان نشان داد. پارتنیوس در قرن چهارم میلادی به آرامش ابدی مسیح وارد شد.

لوقایِ مکرم از هلاس

لوقا در کاستوریا متولد شد. او حتی در کودکی هرگز تمایلی به چشیدن گوشت نداشت و همیشه زندگی خود را در عفت و دعا سپری می‌کرد. یک بار، لوقا برای کاشتن دانه‌های گندم به مزرعه رفت. اما در طول راه، بخش بزرگی از دانه‌های گندم را میان فقرا تقسیم کرد و بخش کوچکی را که باقی مانده بود کاشت. خداوند از همان مقدار اندک بذر، محصولی عظیم‌تر از آنچه پیش‌تر از کل بذرها به دست می‌آمد، به او بخشید. پس از آن، لوقا مادر بیوه خود را ترک کرد و به صومعه رفت. مادر اندوهگین صمیمانه به درگاه خدا دعا کرد تا راز مکان پسرش را بر او آشکار کند. خداوند دعاهای مادر را شنید. رییس صومعه در سه شب متوالی در خواب دید که زنی به تندی او را سرزنش می‌کند که چرا تنها پسرش را از او گرفته است. پس از آن رییس صومعه به لوقا دستور داد که فوراً نزد مادرش بازگردد. لوقا رفت، با مادرش دیدار کرد و بار دیگر از او جدا شد، اما این بار برای همیشه. او خود را با روزه گرفتن در کوهی معروف به کوه یوحنا (در نزدیکی کورنت) به ریاضت انداخت. او شب‌ها به درگاه خدا دعا می‌کرد و روزها در باغ و مزرعه کار می‌کرد، نه برای خودش بلکه برای مستمندان و میهمانان. خودِ لوقا تنها از نانی که از جو تهیه می‌شد تغذیه می‌کرد. خداوند به او موهبت انجام معجزات را عطا کرد. لوقا در سال ۹۴۶ در آرامش رحلت کرد. هر از گاهی از بقایای پیکر او عطر (مُر) جاری می‌شد.

بانو ماستریدیایِ مکرم

ماستریدیا در اورشلیم زندگی می‌کرد و در آنجا زندگی زاهدانه و سخت‌گیرانه‌ای داشت. مرد جوانی عاشق او شد و شروع به آزار او کرد. ماستریدیا برای نجات خود و آن جوان از گناه، سبد کوچکی از لوبیای خیسانده برداشت و به بیابان پناه برد. او هفده سال را در بیابان سپری کرد و در تمام این مدت، به قدرت خدا، نه ذخیره لوبیای او تمام شد و نه لباس‌هایش فرسوده گشت. ماستریدیا در حدود سال ۵۸۰ در آرامش درگذشت.

1003 شهید نیکومدیا

همگی آن‌ها در طول سلطنت امپراتور دیوکلتیان در راه مسیح رنج کشیده و به شهادت رسیدند.


سرود ستایش

شهیدان مقدس نیکومدیا 

شهر نیکومدیا مانند ستاره‌ای می‌درخشید —  
پایتخت شرق، مانند ستاره صبح.  
اما یک روز، به اراده دوکلیانوس،  
چهار درباری سر بریده شدند.  
اوسبیوس، واسا، اوتیحیوس، شجاعان،  
و باسیلیدس شگفت‌انگیز، با جلالی بی‌زوال،  
برای مسیح سر بریده شدند.  
و بدین ترتیب، نیکومدیا تاریک شد.  
آن چهار سر، پایان وحشت نبود،  
بلکه تنها اولین شکوفه‌های چمن‌زنی بودند:  
هزار غلام، خدمتکار و مطیعان،  
که با وفاداری به چهار شهید خدمت کرده بودند.  
هزار نفر به عنوان یکی، و سه نفر دیگر،  
سر و صدا به پا کردند، گویی شراب نوشیده بودند.  
نه، آن‌ها شراب ننوشیده بودند، بلکه حقیقت آن‌ها را مست کرده بود،  
با خون و پیروزی پسر خدا.  
«ای امپراتور بی‌دین، ما نیز مسیحی هستیم.  
ما نیز مسیحی هستیم، هر چه می‌خواهی انجام ده!  
ما می‌خواهیم به آن مکان برویم  
که استاد متبارک ما رفت.»  
ای شجاعت شگفت‌انگیز! ای وفاداری شگفت‌انگیز!  
اما این باعث نشد که بی‌رحمی امپراتور کاهش یابد.   
هزار روح از زمین جدا شدند،  
و دروازه‌های بهشت به روی آن‌ها گشوده شد.


تأمل

قدیس ایزیدور پلوسیوم برخی از آیات کتاب مقدس را اینگونه تفسیر می‌کند: دو زن که گندم آسیاب می کنند؛ یکی گرفته می شود و دیگری رها خواهد شد (متی ۲۴: ۴۱). این بدان معناست که بسیاری خود را به زندگی روحانی اختصاص می‌دهند، اما با اهداف مختلف — برخی با صداقت و پایداری، و برخی دیگر با سهل‌انگاری و بیهودگی. اولی‌ها به ملکوت خدا وارد خواهند شد، و دیگران باقی خواهند ماند. دعای جام به چه معناست؟ و چرا خداوند دعا کرد که این جام رنج از او دور شود (متی ۲۶: ۴۲). این بدان معناست که هیچ‌کس نباید به دنبال مصیبت باشد، اما وقتی مصیبت می‌آید، یک مسیحی باید آن را بپذیرد و با شجاعت تحمل کند. در مورد پنج باکره نادان (متی، فصل ۲۵)، قدیس ایزیدور می‌گوید: «در واقع، همه آن‌ها باکره گی خود را حفظ کرده بودند، اما فضایل دیگر، به ویژه محبت، را نداشتند. باکره گی به تنهایی برای ورود به ملکوت خدا کافی نیست. باکره بودن اگر با غرور و خودخواهی همراه باشد، هیچ فایده‌ای ندارد.»


تعمق

تعمق درباره خداوند عیسی به عنوان بذرافشان: 
۱. به عنوان بذرافشانی که بذر او به آرامی و مطمئن رشد می‌کند؛ 
۲. به عنوان بذرافشان تعلیم جدید، قدرت جدید و نظم جدید؛ 
۳. به عنوان بذرافشان غذای روحانی جدید، که بشر تا پایان زمان از آن تغذیه خواهد شد.


موعظه

— درباره کوته‌فکران، که جنایت برای آنان نزدیک‌تر از عشق به خداست—

«اما قصد کشتن مرا دارید، زیرا کلام من در شما جایی ندارد» (یوحنا ۸:۳۷).

چرا کلام مسیح نتوانست در میان مشایخ یهود چیره شود؟ زیرا آنان چنان لبریز از کینه بودند که فضایی برای بذر الهی، برای مژده الهی، در ایشان وجود نداشت. هر آنچه در جان‌های آنان می‌رویید، کشتِ شیطان، یعنی ضد مسیح بود. به همین دلیل بود که آنان در پیِ کشتن مسیح بودند. خداوند از طریق مزمورنویسِ مبارک می‌فرماید: «فارغ شوید (خود را خالی کنید) و بدانید که من خدا هستم» (مزمور ۴۶:۱۰). بنابراین، لازم است که انسان خود را از هر آنچه مخالف خداست خالی کند؛ یعنی از هر آنچه در ما مانع از سکنا گزیدنِ نورِ معرفت خدا می‌شود. وقتی انسان خود را از آن تهی سازد، آنگاه و تنها آنگاه می‌تواند درک کند که خدا، خداست. تا زمانی که روحِ انسان لبریز از افکار بی‌خدایانه، احساسات بی‌خدایانه و تمایلات بی‌خدایانه است، انسان کاملاً از شنیدن یا دریافت کلام خدا ناتوان است. وقتی مردم خدا را در درون خود ندارند، تحت تأثیر تکانه‌ای جهنمی عمل می‌کنند تا خدا را از روحِ کسی که او را داراست، ریشه‌کن کنند. «قصد کشتن مرا دارید». چرا؟ زیرا حتی یک کلام الهیِ مسیح نتوانست در قلب‌های بی‌خدای آنان پناه یا پذیرشی بیابد. مشایخ یهود که هیچ وجه اشتراکی با مسیحِ خداوند نداشتند، از همان آغاز قادر نبودند هیچ نوع رابطه دوستانه‌ای با او داشته باشند.
ای خداوند عیسی، نجات‌دهنده مبارک ما، یاری‌مان ده تا خود را از تمام بذرهای گناه‌آلود خالی کنیم، تا کلام مقدس تو بتواند در ما وارد شود و ما را روشن، تقویت و رستاخیز نماید.
جلال و ستایش تا ابد از آنِ تو باد. آمین.

error: Content is protected !!