آیات روز
تقویم جدید
دوّم قرنتیان 1:12-20
دوّم قرنتیان 1:12-20[12] زیرا که فخر ما این است، یعنی شهادت وجدان ما که به قدّوسیت و صداقت خدایی، نه به حکمت جسمانی، بلکه به فیض الهی در جهان رفتار نمودیم، علاوه بر این نسبت به شما. [13] زیرا چیزی به شما نمینویسیم مگر آنچه میخوانید و به آن اعتراف میکنید و امیدوارم که تا به آخر اعتراف هم خواهید کرد. [14] چنانکه تا حدی اعتراف کردید که محل فخر شما هستیم، چنانکه شما نیز ما را میباشید در روز عیسی خداوند. [15] و به این اعتماد قبل از این خواستم به نزد شما آیم تا نعمتی دیگر بیابید [16] و از راه شما به مقدونیه بروم و باز از مقدونیه نزد شما بیایم و شما مرا به سوی یهودیه بدرقه کنید. [17] پس چون این را خواستم، آیا دو دلی کردم یا قصد من قصد بشری باشد تا آنکه به نزد من ‘بلی، بلی’ و ‘نه، نه’ باشد. [18] لیکن خدا امین است که سخن ما با شما ‘بلی’ و ‘نه’ نیست. [19] زیرا که پسر خدا عیسی مسیح که ما یعنی من و سیلوانُس و تیموتاوس در میان شما به وی موعظه کردیم، ‘بلی’ و ‘نه’ نشد، بلکه در او همیشه ‘بلی’ شده است. [20] زیرا چندان که وعدههای خدا است، همه در او ‘بلی’ و از این جهت در او ‘آمین’ است تا خدا از ما تمجید یابد.
متّی 22:23-33
[23] و در همان روز صَدّوقیان که منکر قیامت هستند، نزد او آمده سؤال نموده [24] گفتند: «ای استاد، موسی گفت: ‘اگر کسی بیاولاد بمیرد، میباید برادرش زن او را به زنی گیرد تا نسلی برای برادر خود باقی گذارد. [25] باری در میان ما هفت برادر بودند که اولین زنی گرفته بِمُرد و چون اولادی نداشت، زن را به برادر خود باقی گذاشت. [26] و همچنین دومین و سومین تا هفتمین. [27] و آخر از همه آن زن نیز مرد. [28] پس او در قیامت زن کدامیک از آن هفت خواهد بود، زیرا که همه او را داشتند؟» [29] عیسی در جواب ایشان گفت: «گمراه هستید از اینرو که کتاب و قوت خدا را درک نکردهاید. [30] زیرا که در قیامت نه زن میگیرند و نه شوهر میکنند، بلکه مثل فرشتگان خدا در آسمان میباشند. [31] اما در مورد قیامت مردگان، آیا نخواندهاید کلامی را که خدا به شما گفته است: [32] ‘من هستم خدای ابراهیم و خدای اسحاق و خدای یعقوب’؟ خدا، خدای مردگان نیست، بلکه خدای زندگان است.» [33] و آن گروه چون شنیدند، از تعلیم او متحیر شدند.
تقویم قدیم
دوّم قرنتیان 7:1-10
دوّم قرنتیان 7:1-10[1] پس ای عزیزان، چون این وعدهها را داریم، خود را از هر نجاست جسم و روح تمیز بسازیم و قدوسیت را در خداترسی به کمال رسانیم. [2] ما را در دلهای خود جا دهید. بر هیچکس ظلم نکردیم و هیچکس را فاسد نساختیم و هیچ کس را زیان نرساندیم. [3] این را از روی انتقاد نمیگویم، زیرا پیش گفتم که در دل ما هستید تا در مرگ و حیات با هم باشیم. [4] مرا بر شما اعتماد تام و دربارهٔ شما فخر کامل است. از تسلّی سیر گشتهام و در هر زحمتی که بر ما میآید، شادی زیاد میکنم. [5] زیرا چون به مقدونیه هم رسیدیم، جسم ما آرامی نیافت، بلکه در هر چیز زحمت کشیدیم؛ در ظاهر، نزاعها و در باطن، ترسها بود. [6] لیکن خدایی که تسلّی دهنده افتادگان است، ما را به آمدن تیطُس تسلی بخشید. [7] و نه از آمدن او تنها، بلکه به آن تسلّی نیز که او در شما یافته بود، چون ما را آگاه ساخت از شوق شما و اندوه عمیقتان و غیرتی که درباره من داشتید، به گونهای که بیشتر شادمان گردیدم. [8] زیرا که هرچند شما را به آن نامه غمگین ساختم، پشیمان نیستم، اگر چه پشیمان هم بودم، زیرا یافتم که آن نامه شما را اگر هم به کوتاه زمانی غمگین ساخت. [9] اکنون شادمانم، نه از آنکه غم خوردید، بلکه از اینکه غم شما به توبه انجامید، زیرا که غم شما برای خدا بود تا به هیچ وجه زیانی از ما به شما نرسد. [10] زیرا غمی که برای خداست سرچشمهٔ توبه میباشد به جهت نجات که از آن پشیمانی نیست؛ امّا غم دنیوی سرچشمه مرگ است.
مَرقُس 1:29-35
مَرقُس 1:29-35[29] و از کنیسه بیرون آمده، بیدرنگ با یعقوب و یوحنا به خانه شمعون و آندریاس وارد شدند. [30] و مادرزن شمعون تب کرده، خوابیده بود. بیدرنگ عیسی را از حالت او خبر دادند. [31] عیسی نزدیک شده، دست او را گرفته، برخیزانیدش که همان وقت تب از او قطع شد و به خدمتگذاری ایشان مشغول گشت. [32] شامگاه چون آفتاب به مغرب شد، تمامی مریضان و دیوزدگان را پیش او آوردند. [33] و تمام شهر بر درِ خانه ازدحام نمودند. [34] و عیسی بسیاری از کسانی را که به انواع امراض مبتلا بودند، شفا داد و دیوهای بسیاری بیرون کرده، نگذارد که دیوها حرف زنند، زیرا که او را شناختند. (متّی ۴: ۲۳-۲۵، لوقا ۴: ۴۲-۴۴) [35] بامدادان عیسی قبل از سپیدهٔ صبح برخاسته، بیرون رفت و به محل خلوتی آمده، در آنجا به دعا مشغول شد.
مناسبت و قدیسین روز

شهید بزرگوار راهب، دومتیوس
دومتیوس در زمان امپراتور کنستانتین، در سرزمین پارس و از خانوادهای بتپرست متولد شد. او در جوانی با ایمان مسیحی آشنا شد، بتپرستی را ترک کرد و تعمید گرفت. دومتیوس چنان به ایمان حقیقی عشق ورزید که همه چیزهای دنیوی را ترک کرد و در صومعهای در نزدیکی شهر نیسیبیس راهب شد. او مدتی در میان برادران زندگی کرد، سپس برای زندگی در سکوت نزد پیر روحانی، ارشمندریت اوربل، رفت (گفته شده است که او شصت سال تنها غذای خام میخورد). پیر اوربل، دومتیوس را شماس کرد و هنگامی که میخواست او را مجبور کند مقام کاهنی را بپذیرد، دومتیوس به کوهی دورافتاده رفت و در غاری ساکن شد. او با روزه، دعا، شبزندهداریهای تمامشب و اندیشههای الهی، به چنان درجهای از کمال رسید که بهطور معجزهآسا بیماران را شفا میداد. هنگامی که جولیان مرتد به آن مناطق آمد، درباره دومتیوس شنید و کسانی را فرستاد تا او و دو شاگردش را در غاری زنده دفن کنند. بدینگونه این قدیس خدا در سال ۳۶۳ میلادی رحلت کرد و به ملکوت خداوند وارد شد.

راهب اور، عابد بیابان تِبایِد
اور با سختترین ریاضتها به کمال روحانی رسید. هنگامی که در تنهایی خود استوار شد و به قداست دست یافت، بهتدریج چندین صومعه بنا کرد و رهبر و آموزگاری برجسته برای بسیاری از راهبان شد. روفینوس که او را ملاقات کرده بود، اور را چنین توصیف میکند: «در ظاهر، مانند فرشتهای از خدا بود؛ پیرمردی نود ساله با ریشی بلند که همچون برف سفید بود. چهرهاش شگفتانگیز بود و نگاهش با درخششی فرابشری میتابید.» او اغلب فرشتگان خدا را میدید. بهویژه تلاش میکرد هرگز سخنی خلاف حقیقت نگوید. او وسوسههای بزرگی از سوی شیاطین داشت، اما با هوشیاری و شجاعت بر همه آنها پیروز شد. او هر روز عشای ربانی دریافت میکرد.
روزی یکی از شاگردانش به او یادآوری کرد که عید رستاخیز فرا رسیده و باید آن را جشن گرفت. اور با شنیدن این سخن بیرون آمد، دستانش را به سوی آسمان بلند کرد و سه روز بدون توقف دعا کرد. سپس برای شاگردش توضیح داد: «برای راهب، جشن رستاخیز مسیح این است: اینکه ذهن خود را بالا ببرد و آن را با خدا متحد سازد.»
او در سنین بسیار پیری، حدود سال ۳۹۰ میلادی، در خداوند آرام گرفت.

شهدای مقدس مارینوس و آستریوس
مارینوس سرباز بود و آستریوس سناتور رومی. در زمان امپراتور گالینوس، قدیس مارینوس در قیصریه فلسطین خدمت سربازی میکرد. او بهخاطر ایمان مسیحی خود گردن زده شد. آستریوس، سناتور و همچنین مسیحی، در هنگام شهادت او حضور داشت. او ردای سناتوری خود را درآورد و بدن شهید را با آن پوشاند. سپس بدن او را بر دوش خود حمل کرد و با احترام دفن نمود. بتپرستان با دیدن این عمل، او را نیز گردن زدند. آن دو در حدود سال ۲۶۰ میلادی با افتخار برای مسیح جان سپردند.

راهب پوئمن، بسیار بیمار
پوئمن از جوانی بیمار و مشتاق زندگی رهبانی بود. او برای درمان به لاورای غارهای کییف برده شد و تا زمان مرگ در آنجا ماند. پوئمن بیشتر از خدا بیماری میخواست تا سلامتی. در شب، فرشتگان بر او ظاهر شدند و او را راهب کردند. آنان همچنین به او اطلاع دادند که تا پایان زندگی بیمار خواهد بود و درست پیش از مرگ سلامتی خود را باز خواهد یافت. و چنین شد. پوئمن بیست سال در بستر بیماری بود. او در طول زندگیاش معجزات انجام داد و دارای موهبت نادری برای شناخت امور پنهان بود. درست پیش از مرگ، کاملاً سالم از بستر برخاست و بلافاصله برای خود قبری آماده کرد. او در سال ۱۱۱۰ میلادی در خداوند آرام گرفت.
سرود ستایش
قدیس اور، عابد بیابان تِبایِد
برای جلال و افتخار راهبان،
اور، آن پیر خردمند و بزرگترین در میان راهبان،
با رنج فراوان و آههای بسیار،
به کمال یک راهب حقیقی رسید.
روزی از او خواستند:
«کلمهای به ما بگو!»
او گفت:
«راست بگویید و هرگز دروغ نگویید.
من مردی را میشناسم که هرگز سوگند نخورد،
هرگز دروغ نگفت،
و هرگز برای دیگری آرزوی بدی نکرد.»
پس از گفتن این سخن، پیر خاموش شد.
سپس قدیس سیسوئس از اور پرسید:
«ای پدر، به من تعلیمی بده.»
اور پاسخ داد:
«همانگونه زندگی کن که میبینی من زندگی میکنم!»
سیسوئس گفت:
«واضحتر به من بگو چگونه باید تو را ببینم؟
آیا هر انسانی رازی در درون خود پنهان ندارد؟»
اور دوباره گفت:
«این را به تو میگویم:
از میان همه آفریدههای خدا،
من خود را بدترین آنها میدانم.»
اور به شاگردش پولس چنین تعلیم داد:
«از هر گناهی به آسانی فرار خواهی کرد،
اگر تنها از سخنان بد دوری کنی؛
زیرا هر گناه دیگری از این شرارت جوانه میزند.
گفتوگوی بد، مرگ روح انسان است؛
هر بذر نیکی را در قلب خفه میکند.
یک چیز دیگر نیز میگویم و کافی است:
تمام افکار بیهوده را دور کن؛
خواستههای نادرست را رد کن؛
از وابستگیهای مادی فاصله بگیر،
و به امور غیرمادی دست خواهی یافت، ای فرزند من.»
تأمل
نه درباره عادلان نگران باش و نه به گناهکاران حسادت کن. همیشه به یاد داشته باش که خداوند عیسی مسیح، بهوسیله رستاخیز خود، بر مرگی شرمآور پیروز شد؛ اما هیرودیس، یهودا، نرون، جولیان مرتد، والریان، لئوی ارمنی و دیگر دشمنان مسیح، موفقیتها و پیروزیهای خود را با مرگهای شرمآورشان برای همیشه نابود کردند. حسودان، قدیس نارسیسوس پاتریارک را تهمت زدند و شایعه کردند که پاکدامنی خود را از دست داده است. نارسیسوس بیگناه به بیابان رفت. او سالهای بسیاری را در سکوت گذراند و با صبر منتظر ماند تا خدا اراده خود را آشکار کند. سه پاتریارک پس از او آمدند تا اینکه شاهدانی برای اثبات بیگناهی او پیدا شدند. سپس همه از او خواستند که از بیابان بازگردد و دوباره بر تخت پاتریارکی بنشیند. بدینگونه خدا عادلان را توجیه میکند. امپراتور خونریز والریان با شور شیطانی، مسیحیان سراسر جهان متمدن را میکشت. پایان زندگی او چگونه بود؟ او در جنگ شکست خورد و به اسارت شاپور، پادشاه پارس، درآمد. شاپور نمیخواست فوراً او را بکشد، بلکه از او بهعنوان چهارپایه هنگام سوار شدن بر اسب استفاده میکرد. هر روز خدمتکاران پادشاه، والریان را همراه اسبها میآوردند و شاپور پای خود را بر گردن امپراتور روم میگذاشت تا آسانتر سوار اسب شود. کسی که بذر بدی میکارد، محصول بدی درو خواهد کرد.
تعمق
درباره رحمت خدا نسبت به حنای نازا، مادر سموئیل، تفکر کن (اول سموئیل ۱):
۱. چگونه حنا نازا بود و در اندوه خود از خدا درخواست کرد که پسری به او عطا کند و وعده داد او را وقف خدا کند؛
۲. چگونه خدا دعای حنا را شنید و او پسری به دنیا آورد و او را سموئیل نامید (یعنی «خواستهشده از خدا» یا «شنیدهشده از خدا»)؛
۳. چگونه حنا سموئیل را به معبد آورد و او را به خدا تقدیم کرد.
موعظه
-درباره شریعت جدید از صهیون-
«زیرا از صهیون شریعت بیرون خواهد آمد،
و کلام خداوند از اورشلیم.» (اشعیا ۲: ۳)
نبی درباره شریعتی جدید و کلامی جدید سخن میگوید. شریعت قدیم بر کوه سینا داده شد؛ شریعت جدید از صهیون خواهد آمد. شریعت قدیم بهوسیله موسی داده شد؛ شریعت جدید را خود خداوند مسیح خواهد آورد. اولی در ابتدا فقط برای یهودیان بود، اما دومی برای همه مردم، برای تمام بشریت خواهد بود. گرچه این سخنان نبی برای ما امروز روشن است، یهودیان نتوانستند آن را درک کنند و حتی امروز نیز درک نمیکنند. معنای این سخنان بهسبب قلبهای سختشان از آنان پوشیده مانده است. این سخنان را به چه کسی نسبت میدهند؟ به هیچکس. چگونه آن را تفسیر میکنند؟ آن را تفسیر نمیکنند. مانند نابینایی که از کنار دری باز عبور میکند، از کنار این سخنان میگذرند. اگر میتوانستند این سخنان را بفهمند، آیا با نبی و با آن کسی که دربارهاش نبوت شده بود چنین رفتار میکردند؟ آیا اشعیا را اره میکردند و مسیح را بر صلیب میکشیدند؟ یهودیان شریعت موسی را تنها شریعت نهایی خدا میدانستند. به همین دلیل نتوانستند نبوت درباره شریعت جدید از صهیون، از خانه داوود، را درک کنند؛ زیرا داوود صهیون را جلال داده بود. اما اگر یهودیان نمیدانستند که شریعت جدید از طریق شریعت قدیم آشکار خواهد شد، ما مسیحیان شریعت قدیم را از طریق شریعت جدید درک میکنیم. آنان درختی بدون میوه داشتند، اما ما درخت و میوه را داریم. آنان تصویری بدون حقیقت داشتند، اما ما هم تصویر و هم حقیقت را داریم. آنان تنها به وعدهها تکیه داشتند (و حتی آنها را اشتباه فهمیدند)، اما ما وعدهها و تحقق آنها را داریم.
ای خداوند بینهایت بخشنده، که ما را با شریعت روحانی و کلام حیاتبخش خود غنی ساختهای، تنها تو را میپرستیم و تنها به سوی تو دعا میکنیم. به ما حکمت و قدرت عطا کن تا مطابق شریعت تو زندگی کنیم و کلام مقدست را نگاه داریم، تا در برابر تو که ما را غنی ساختهای، فقیر نشویم.
جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد . آمین.