آیات روز
تقویم جدید
یوحنا 10: 9-16 (انجیل صبح )
[9] من درهستم هرکه از من داخل گردد نجات یابد و بیرون و درون خرامد و علوفه یابد. [10] دزد نمی آید مگرآنکه بدزدد و بکشد و هلاک کند. من آمدم تاایشان حیات یابند و آن را زیادتر حاصل کنند. [11] «من شبان نیکو هستم. شبان نیکو جان خودرا در راه گوسفندان مینهد. [12] اما مزدوری که شبان نیست و گوسفندان از آن او نمی باشند، چون بیند که گرگ میآید، گوسفندان را گذاشته، فرار میکند و گرگ گوسفندان را میگیرد وپراکنده میسازد. [13] مزدور میگریزد چونکه مزدور است و به فکر گوسفندان نیست. [14] من شبان نیکو هستم و خاصان خود را میشناسم وخاصان من مرا میشناسند. [15] چنانکه پدر مرامی شناسد و من پدر را میشناسم و جان خود رادر راه گوسفندان مینهم. [16] و مرا گوسفندان دیگر هست که از این آغل نیستند. باید آنها را نیزبیاورم و آواز مرا خواهند شنید و یک گله و یک شبان خواهند شد.
اول یوحنا 1: 8-2: 6
[8] اگر گوییم که گناه نداریم خود را گمراه میکنیم و راستی در ما نیست. [9] اگر به گناهان خود اعتراف کنیم، او امین و عادل است تا گناهان ما را بیامرزد و ما را از هر ناراستی پاک سازد. [10] اگر گوییم که گناه نکردهایم، او را دروغگو می شماریم و کلام او در ما نیست.
[1] ای فرزندان من، این را به شما مینویسم تاگناه نکنید؛ و اگر کسی گناهی کند، شفیعی داریم نزد پدر یعنی عیسی مسیح عادل. [2] واوست کفاره بجهت گناهان ما و نه گناهان ما فقطبلکه بجهت تمام جهان نیز. [3] و از این میدانیم که او را میشناسیم، اگر احکام او را نگاه داریم. [4] کسیکه گوید او را میشناسم و احکام او رانگاه ندارد، دروغگوست و در وی راستی نیست. [5] لکن کسیکه کلام او را نگاه دارد، فی الواقع محبت خدا در وی کامل شده است و از این میدانیم که در وی هستیم. [6] هرکه گوید که در وی میمانم، به همین طریقی که او سلوک مینمود، اونیز باید سلوک کند.
عبرانیان 13: 17-21 (رساله، قدیس)
[17] مرشدان خود را اطاعت و انقیاد نمایید زیراکه ایشان پاسبانی جانهای شما را میکنند، چونکه حساب خواهند داد تا آن را به خوشی نه به ناله بهجا آورند، زیرا که این شما را مفید نیست. [18] برای ما دعا کنید زیرا ما را یقین است که ضمیر خالص داریم و میخواهیم در هر امر رفتارنیکو نماییم. [19] و بیشتر التماس دارم که چنین کنید تا زودتر به نزد شما باز آورده شوم. [20] پس خدای سلامتی که شبان اعظم گوسفندان یعنی خداوند ما عیسی را به خون عهدابدی از مردگان برخیزانید، [21] شما را در هر عمل نیکو کامل گرداناد تا اراده او را بهجا آورید وآنچه منظور نظر او باشد، در شما بعمل آوردبوساطت عیسی مسیح که او را تا ابدالاباد جلال باد. آمین.
مرقس 13: 31-14: 2
[31] آسمان و زمین زایل میشود، لیکن کلمات من هرگز زایل نشود. [32] ولی از آن روز و ساعت غیر از پدرهیچکس اطلاع ندارد، نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم. [33] «پس برحذر و بیدار شده، دعا کنیدزیرا نمی دانید که آن وقت کی میشود. [34] مثل کسیکه عازم سفر شده، خانه خود را واگذارد وخادمان خود را قدرت داده، هر یکی را به شغلی خاص مقرر نماید و دربان را امر فرماید که بیداربماند. [35] پس بیدار باشید زیرا نمی دانید که در چه وقت صاحبخانه میآید، در شام یا نصف شب یا بانگ خروس یا صبح. [36] مبادا ناگهان آمده شما را خفته یابد. [37] اما آنچه به شما میگویم، به همه میگویم: بیدار باشید!»
[1] و بعد از دو روز، عید فصح و فطیر بودکه روسای کهنه و کاتبان مترصد بودندکه به چه حیله او را دستگیر کرده، به قتل رسانند. [2] لیکن میگفتند: «نه در عید مبادا در قوم اغتشاشی پدید آید.»
لوقا 6: 17-23 (انجیل، قدیس)
[17] و با ایشان به زیر آمده، بر جای همواربایستاد. و جمعی از شاگردان وی و گروهی بسیاراز قوم، از تمام یهودیه و اورشلیم و کناره دریای صور و صیدون آمدند تا کلام او را بشنوند و ازامراض خود شفا یابند. [18] و کسانی که از ارواح پلید معذب بودند، شفا یافتند. [19] و تمام آن گروه میخواستند او را لمس کنند. زیرا قوتی از وی صادر شده، همه را صحت میبخشید. [20] پس نظر خود را به شاگردان خویش افکنده، گفت: «خوشابحال شماای مساکین زیراملکوت خدا از آن شما است. [21] خوشابحال شماکه اکنون گرسنهاید، زیرا که سیر خواهید شد. خوشابحال شما که الحال گریانید، زیرا خواهیدخندید. [22] خوشابحال شما وقتی که مردم بخاطرپسر انسان از شما نفرت گیرند و شما را از خودجدا سازند و دشنام دهند و نام شما را مثل شریربیرون کنند. [23] در آن روز شاد باشید و وجدنمایید زیرا اینک اجر شما در آسمان عظیم میباشد، زیرا که به همینطور پدران ایشان با انبیاسلوک نمودند.
تقویم قدیم
یوحنا 10: 9-16 (انجیل صبح )
یوحنا 10: 9-16 (انجیل صبح )[9] من درهستم هرکه از من داخل گردد نجات یابد و بیرون و درون خرامد و علوفه یابد. [10] دزد نمی آید مگرآنکه بدزدد و بکشد و هلاک کند. من آمدم تاایشان حیات یابند و آن را زیادتر حاصل کنند. [11] «من شبان نیکو هستم. شبان نیکو جان خودرا در راه گوسفندان مینهد. [12] اما مزدوری که شبان نیست و گوسفندان از آن او نمی باشند، چون بیند که گرگ میآید، گوسفندان را گذاشته، فرار میکند و گرگ گوسفندان را میگیرد وپراکنده میسازد. [13] مزدور میگریزد چونکه مزدور است و به فکر گوسفندان نیست. [14] من شبان نیکو هستم و خاصان خود را میشناسم وخاصان من مرا میشناسند. [15] چنانکه پدر مرامی شناسد و من پدر را میشناسم و جان خود رادر راه گوسفندان مینهم. [16] و مرا گوسفندان دیگر هست که از این آغل نیستند. باید آنها را نیزبیاورم و آواز مرا خواهند شنید و یک گله و یک شبان خواهند شد.
عبرانیان 13: 17-21 (رساله، قدیس)
عبرانیان 13: 17-21 (رساله، قدیس)[17] مرشدان خود را اطاعت و انقیاد نمایید زیراکه ایشان پاسبانی جانهای شما را میکنند، چونکه حساب خواهند داد تا آن را به خوشی نه به ناله بهجا آورند، زیرا که این شما را مفید نیست. [18] برای ما دعا کنید زیرا ما را یقین است که ضمیر خالص داریم و میخواهیم در هر امر رفتارنیکو نماییم. [19] و بیشتر التماس دارم که چنین کنید تا زودتر به نزد شما باز آورده شوم. [20] پس خدای سلامتی که شبان اعظم گوسفندان یعنی خداوند ما عیسی را به خون عهدابدی از مردگان برخیزانید، [21] شما را در هر عمل نیکو کامل گرداناد تا اراده او را بهجا آورید وآنچه منظور نظر او باشد، در شما بعمل آوردبوساطت عیسی مسیح که او را تا ابدالاباد جلال باد. آمین.
لوقا 6: 17-23 (انجیل، قدیس)
لوقا 6: 17-23 (انجیل، قدیس)[17] و با ایشان به زیر آمده، بر جای همواربایستاد. و جمعی از شاگردان وی و گروهی بسیاراز قوم، از تمام یهودیه و اورشلیم و کناره دریای صور و صیدون آمدند تا کلام او را بشنوند و ازامراض خود شفا یابند. [18] و کسانی که از ارواح پلید معذب بودند، شفا یافتند. [19] و تمام آن گروه میخواستند او را لمس کنند. زیرا قوتی از وی صادر شده، همه را صحت میبخشید. [20] پس نظر خود را به شاگردان خویش افکنده، گفت: «خوشابحال شماای مساکین زیراملکوت خدا از آن شما است. [21] خوشابحال شماکه اکنون گرسنهاید، زیرا که سیر خواهید شد. خوشابحال شما که الحال گریانید، زیرا خواهیدخندید. [22] خوشابحال شما وقتی که مردم بخاطرپسر انسان از شما نفرت گیرند و شما را از خودجدا سازند و دشنام دهند و نام شما را مثل شریربیرون کنند. [23] در آن روز شاد باشید و وجدنمایید زیرا اینک اجر شما در آسمان عظیم میباشد، زیرا که به همینطور پدران ایشان با انبیاسلوک نمودند.
مناسبت و قدیسین روز

شهید مقدس آگاتا
آگاتا، این دوشیزه باشکوه و شهید راه مسیح، در شهر پالرمو در سیسیل از پدر و مادری نجیبزاده و ثروتمند متولد شد. هنگامی که امپراتور دسیوس جفا علیه مسیحیان را آغاز کرد، قدیس آگاتا بازداشت و نزد قاضی کوئینتیان به محاکمه کشیده شد. قاضی با دیدن سیمای زیبای آگاتا، مایل بود او را به همسری خود درآورد. وقتی او این پیشنهاد را داد، آگاتا پاسخ داد که او عروس مسیح است و نمیتواند به نامزد خود بیوفا باشد. کوئینتیان او را در معرض شکنجههای بیرحمانه قرار داد. آگاتا مورد تمسخر قرار گرفت، تازیانه خورد، به درختی بسته شد و تا جاری شدن خون شلاق خورد. پس از آن، قاضی دوباره سعی کرد او را متقاعد کند که منکر مسیح شود تا از شکنجه و رنج بیشتر در امان بماند. عروس مسیح در پاسخ گفت: «این شکنجهها برای من بسیار سودمند است. همانطور که گندم پیش از پاک شدن از کاه نمیتواند به انبار برسد، روح من نیز نمیتواند وارد به بهشت شود مگر آنکه بدنم پیش از آن با شکنجهها فروتن گردد.» سپس شکنجهگر دستور داد پستانهای او را ببرند و او را به زندان بیندازند. قدیس پیتر در زندان بر آگاتا ظاهر شد و سلامتی و تندرستی بدنش را به او بازگرداند. آگاتا بار دیگر برای شکنجه برده شد و دوباره به زندان افکنده شد؛ جایی که در سال ۲۵۱ در شهر کاتانیا، در طول سلطنت امپراتور دسیوس، روح خود را به خدا سپرد. پس از مرگ او، کوئینتیانِ شکنجهگر به سمت پالرمو رفت تا اموال او را غصب کند. با این حال، در طول راه، اسب او و اسبهای سربازانش از خشم وحشی شدند. صورت کوئینتیان گاز گرفته شد، به زمین پرتاب شد و زیر پا لگدمال گشت تا مرد. مجازات خداوند برای جنایت وحشیانهای که علیه قدیس آگاتا مرتکب شده بود، بی درنگ بود.

شهید مقدس تئودولا
تئودولا در زمان سلطنت امپراتور شرور روم، دیوکلتیان، برای مسیح رنج کشید. تئودولا در طول شکنجههایش، یکی از شکنجهگرانش به نام هلادیوس را به هوش آورد و او را به ایمان مسیحی هدایت کرد. هنگامی که هلادیوس آشکارا به ایمان خود به مسیح اعتراف کرد، گردن زده شد. تئودولا در محاکمهاش بسیار شجاعانه رفتار کرد، به همین دلیل قاضی او را مجنون خواند. تئودولا در پاسخ گفت: «این شما هستید که خدای یگانه و حقیقی را فراموش کردهاید و در برابر سنگهای بیجان سجده میکنید و مجنون هستید.» سپس قاضی تئودولا را تحت شکنجههای بیرحمانه قرار داد که او قهرمانانه آنها را تحمل کرد. او با قهرمانیاش در حین تحمل شکنجه، بسیاری را شگفتزده کرد و به مسیح ایمان آوردند. در میان این افراد، دو شهروند برجسته به نامهای ماکاریوس و اواگریوس بودند. تئودولا به همراه این دو و بسیاری دیگر، به درون کوره آتش انداخته شد، جایی که همگی با عزت جان باختند و شایسته پادشاهی مسیح گشتند.

قدیس پلیوکتوس، پاتریارک کونستانتینوپل
پلیوکتوس به دلیل ذهن بزرگ، غیرت مذهبی و فصاحت کلامش، «یوحنای زریندهان دوم» نامیده میشد. در زمانی که پاتریارک پلیوکتوس بر کلیسا ریاست میکرد و امپراتور کنستانتین پورفیروگنیتوس بر امپراتوری حکومت میکرد، شاهزاده خانم روسی، اولگا، به کونستانتینوپل سفر کرد و در سال ۹۵۷ غسل تعمید یافت. پاتریارک او را تعمید داد و امپراتور پدرخواندهاش شد. قدیس پلیوکتوس به او با کلامی نبوی گفت: «تو در میان زنان روسیه مبارک هستی، زیرا نور را دوست داشتی و تاریکی را دور افکندی. فرزندان روسیه تا آخرین نسل تو را برکت خواهند داد.» پلیوکتوس از میان راهبان ساده، در سال ۹۴۶ به مقام پاتریارکی ارتقا یافت. او تا زمان مرگش در سال ۹۷۰ بر تخت پاتریارکی باقی ماند.
سرود ستایش
قدیس آگاتا
تاریک است سیاهچال، درخشان است شهید،
در تاریکی، قدیس آگاتا میدرخشد.
بر فراز حیاط سیاهچال، غرق در نور،
شکنجهگر آنجاست، پوشیده از شرم،
در فکر شکنجههای جدید برای دوشیزه آگاتا.
او خود را عذاب میدهد و در اندیشه فرو میرود، در میان نور، تاریک شده است.
سیاهچال برای او که با مسیح ازدواج کرده، روشن است،
در حالی که قصر برای دشمن عدالت، جایگاه_ ناامیدی _ است!
قدیس تئودولا
تاریک است سیاهچال؛ درخشان است شهید.
کبوتر پاک، قدیس تئودولا، مسیح را دنبال کرد،
به محض آنکه از او شنید.
به خاطر مسیح، جمعیت او را به تاریکی راندند،
اما تئودولا با شادی ایستاد،
با شادی ایستاد، بدون ترس از هیچکس،
در حالی که دشمنانش، پر از کینه
و در ناامیدی مطلق در میان قصر فریبنده،
فقط به فکر شر هستند و فقط به بدی خدمت میکنند.
همه چیز برای آنها پوچ است، و از همه چیز شکایت میکنند،
زیرا خدا را ندارند، زیرا مسیح را نمیشناسند.
همه ی رازهای زندگی را آنها به اشتباه میخوانند!
تأمل
راهبان از آبا ایسحیریون بزرگ پرسیدند: «ما چه کردهایم؟» ایسحیریون پاسخ داد: «ما فرمانهای خدا را انجام دادهایم.» «و آنهایی که پس از ما میآیند چه خواهند کرد؟» «آنها همان کاری را خواهند کرد که ما انجام دادهایم، اما تنها نصف آن را.» «و آنهایی که پس از آنها میآیند؟» «پیش از پایان زمان، آنها قاعده رهبانی را رعایت نخواهند کرد، اما مصیبتها و وسوسههایی بر آنها نازل خواهد شد که با صبر در برابر آن حملات و وسوسهها، خود را از ما و پدرانمان در ملکوت خدا برتر خواهند ساخت.»
تعمق
تعمق درباره خداوند عیسی بهعنوان تنها روشنکننده حقیقی:
۱. بهعنوان روشنکننده هر شخص؛
۲. بهعنوان روشنکننده جامعه و همه بشریت؛
۳. بهعنوان روشنکنندهای که ذهن، قلب و اراده انسان را با نور ابدی روشن میکند.
موعظه
— درباره مرگ به عنوان خواب—
«دوست ما ایلعازر در خواب است، اما میروم تا او را از خواب بیدار کنم» (یوحنا ۱۱: ۱۱).
خداوندِ حیات، مرگ را خواب میخواند. اوه، چه تسلی وصفناپذیری برای ماست! اوه، چه خبر شیرینی برای جهان! بنابراین، مرگِ جسمانی به معنای نابودی انسان نیست، بلکه صرفاً خوابی است که تنها او میتواند انسان را از آن بیدار کند؛ او که با کلام خود، نخستین خاک را به حیات برانگیخت.
هنگامی که خداوند بانگ برآورد: «ایلعازر!»، آن مرد بیدار شد و زیست. خداوند نام هر یک از ما را میداند. اگر آدم نام تمام مخلوقات خدا را میدانست، چرا خداوند نام هر یک از ما را نداند؟ او نه تنها میداند، بلکه ما را به نام میخواند. اوه، ای صدای شیرین و حیاتبخشِ تنها دوستدار بشر! این صدا میتواند از سنگها، پسران خدا بیافریند. پس چرا او نتواند ما را از خوابِ گناهآلودمان بیدار کند؟
گفته شده است که مردی سنگی برداشت تا برادرش را بکشد، اما در آن لحظه گویی صدای مادرش را شنید که او را به نام میخواند. او تنها صدای مادرش را شنید و دستش شروع به لرزیدن کرد. سنگ را انداخت و از نیت پلیدش شرمسار شد. صدای مادرش او را از ارتکاب گناهی مرگبار بیدار کرد. اگر صدای یک مادر نجات میدهد و از مرگ بیدار میکند، چقدر بیشتر صدای آفریدگار و حیاتبخش!
هرگاه خداوند بر کسی که جسماً مرده بود بانگ میزد، آن شخص بیدار میشد و برمیخاست. اما همه آن کسانی که روحاً مرده بودند، هنگامی که خداوند بر آنها بانگ میزد، بیدار نمیشدند و برنمیخاستند. برای این بیداری، برای این رستاخیز، رضایتِ ارادهی فرد مرده ضروری است. «ای یهودا، آیا پسر انسان را با بوسهای تسلیم میکنی؟» (لوقا ۲۲: ۴۸). اینگونه آن صدای حیاتبخش بانگ برآورد، اما آن مردِ مرده [یهودا] مرده باقی ماند و آن گناهکار بیدار نشد. «شائول، شائول، چرا بر من جفا میکنی؟» (اعمال ۹: ۴). همان صدای حیاتبخش بانگ برآورد و آن که در گناه به خواب رفته بود بیدار شد، و آن مرده جان گرفت. در حقیقت، خوابِ گناه عمیقتر از خوابِ مرگ است، و آن که در گناه به خواب رفته به آسانی بیدار نمیشود.
ای خداوندِ شیرین، ما را از خوابِ گناه بیدار کن؛ ما را بیدار کن ای خداوند!
جلال و ستایش تا ابد از آنِ تو باد. آمین.