آیات روز
تقویم جدید
فیلیپیان 1:1-7
“پولس و تیموتائوس، غلامان عیسی مسیح، به همهٔ مقدسین در مسیح عیسی که در فیلپی میباشند با اسقفان و شماسان. فیض و سلامتی از جانب پدر ما خدا و عیسی مسیح خداوند بر شما باد. هرگاه شما را به یاد میآورم، خدای خود را شکر میگذارم، و پیوسته در هر دعای خود برای تمامی شما به شادی دعا میکنم، به خاطر مشارکت شما برای انجیل از روز اوّل تا به حال. چونکه به این اعتماد دارم که او که عمل نیکو را در شما شروع کرد، آن را تا روز عیسی مسیح به کمال خواهد رسانید. چنانکه مرا سزاوار است که دربارهٔ همه شما همین فکر کنم، زیرا که شما را در دل خود میدارم که در زنجیرهای من و در دفاع و اثبات انجیل همهٔ شما با من شریک در این نعمت هستید. ”
لوقا 3:19-22
“امّا هیرودیس تیترارک چون به سبب هیرودیا، زن برادر او فیلپس و سایر بدیهایی که هیرودیس کرده بود از وی توبیخ یافت، این را نیز بر همه افزود که یحیی را در زندان حبس نمود. امّا چون تمامی قوم تعمید یافته بودند و عیسی هم تعمید گرفته دعا میکرد، آسمان شکافته شد و روحالقدس به شکل جسمانی، مانند کبوتری بر او نازل شد. و صدایی از آسمان دررسید که «تو پسر حبیب من هستی که به تو خشنودم.»”
تقویم قدیم
یوحنا 20:19-31 (انجیل صبح)
یوحنا 20:19-31 (انجیل صبح)“و در شام همان روز که یکشنبه بود، هنگامی که درها بسته بود، جایی که شاگردان به خاطر ترس یهود جمع بودند، ناگاه عیسی آمده، در میان ایستاد و به ایشان گفت: «سلام بر شما باد!» و چون این را گفت، دستها و پهلوی خود را به ایشان نشان داد و شاگردان چون خداوند را دیدند، شاد گشتند. باز عیسی به ایشان گفت: «سلام بر شما باد! چنانکه پدر مرا فرستاد، من نیز شما را میفرستم.» و چون این را گفت، دمید و به ایشان گفت: «روحالقدس را بیابید. گناهان آنانی را که بخشیدید، برای ایشان بخشیده شد و آنانی را که بستید، بسته شد.» امّا توما که یکی از آن دوازده بود و او را دوقلو میگفتند، وقتی که عیسی آمد با ایشان نبود. پس شاگردان دیگر به او گفتند: «خداوند را دیدهایم.» به ایشان گفت: «تا در دو دستش جای میخها را نبینم و انگشت خود را در جای میخها نگذارم و دست خود را بر پهلویش ننهم، ایمان نخواهم آورد.» و بعد از هشت روز باز شاگردان با توما در خانهای جمع بودند و درها بسته بود که ناگاه عیسی آمد و در میان ایستاده، گفت: «سلام بر شما باد!» پس به توما گفت: «انگشت خود را به اینجا بیاور و دستهای مرا ببین و دست خود را بیاور و بر پهلوی من بگذار و بیایمان مباش، بلکه ایمان دار.» توما در جواب وی گفت: «ای خداوند من و ای خدای من!» عیسی گفت: «ای توما، بعد از دیدنم ایمان آوردی؟ خوشا به حال آنانی که ندیده ایمان آورند.» و عیسی معجزات دیگر بسیار نزد شاگردان نمود که در این کتاب نوشته نشد. لیکن این قدر نوشته شد تا ایمان آورید که عیسی، مسیح و پسر خدا است و تا ایمان آورده به اسم او حیات یابید.”
غَلاطیان 1:11-19
“امّا ای برادران، شما را اعلام میکنم از انجیلی که من به آن مژده دادم که به راه انسان نیست. زیرا که من آن را از انسان نیافتم و نیاموختم، مگر به مکاشفه عیسی مسیح. زیرا سرگذشت سابق مرا در دین یهود شنیدهاید که بر کلیسای خدا بینهایت جفا مینمودم و آن را ویران میساختم، و در دین یهود از اکثر همسالان قوم خود پیشی میجستم و در پیروی از سنتهای اجداد خود بسیار غیور میبودم. امّا چون خدا که مرا از شکم مادرم برگزید و به فیض خود مرا خواند، راضی شد که پسر خود را در من آشکار سازد تا در میان غیریهودیان به او مژده دهم، در آن وقت با جسم و خون مشورت نکردم و به اورشلیم هم نزد آنانی که قبل از من رسول بودند نرفتم، بلکه به عرب شدم و باز به دمشق مراجعت کردم. پس بعد از سه سال، برای ملاقات پِطرُس به اورشلیم رفتم و پانزده روز با وی به سر بردم. امّا از سایر رسولان جز یعقوب برادر خداوند را ندیدم. ”
لوقا 6:31-36
“و چنانکه میخواهید مردم با شما عمل کنند، شما نیز به همانطور با ایشان رفتار نمایید. «زیرا اگر کسانی را دوست بدارید که شما را دوست دارند، شما را چه فخر است؟ زیرا گناهکاران هم آنهایی را که دوستشان دارند، محبّت میکنند. و اگر نیکویی کنید با هر که به شما نیکویی کند، چه فخر دارید؟ چونکه گناهکاران نیز چنین میکنند. و اگر قرض دهید به آنانی که امید پس گرفتن از ایشان دارید، شما را چه فخر است؟ زیرا گناهکاران نیز به گناهکاران قرض میدهند تا از ایشان عوض گیرند. بلکه دشمنان خود را محبّت نمایید و نیکویی کنید و بدون امید عوض، قرض دهید زیرا که پاداش شما عظیم خواهد بود و پسران خدای متعال خواهید بود، چونکه او با ناسپاسان و بدکاران مهربان است. پس رحیم باشید چنانکه پدر شما نیز رحیم است. (متّی 7:1-5)”
مناسبت و قدیسین روز

شهیده مقدس خاریتینا
خاریتینا در کودکی یتیم شد و مردی برجسته و مسیحی به نام کلودیوس او را به فرزندی پذیرفت و مانند دختر خود بزرگ کرد. خاریتینا دختری آرام، فروتن، مطیع و ساکت بود. او شب و روز شریعت خدا را مطالعه میکرد و نذر کرده بود که زندگی خود را در پاکدامنی سپری کند و عروس حقیقی مسیح باشد. از آنجا که خاریتینا دیگران را نیز به ایمان مسیحی هدایت میکرد، دومتیوس، حاکمِ امپراتور دیوکلتیان، از او باخبر شد، سربازانی فرستاد تا او را از پدرخواندهاش بگیرند و او را برای محاکمه نزد خود آوردند. قاضی از او پرسید: «ای دختر جوان، آیا درست است که تو مسیحی هستی و دیگران را فریب میدهی و آنان را به این ایمان ناپاک میکشانی؟» خاریتینا با شجاعت پاسخ داد: «درست است که من مسیحی هستم، اما اینکه دیگران را فریب میدهم دروغ است؛ بلکه من کسانی را که در گمراهی هستند، با هدایت آنان به سوی مسیح خود، به راه حقیقی رهنمون میشوم.» قاضی شریر او را محکوم کرد. موهایش را تراشیدند و زغالهای گداخته بر سرش ریختند. با این حال، او به قدرت خدا نجات یافت. او را به دریا افکندند، اما خدا بار دیگر او را نجات داد. او را به چرخ بستند و شروع به چرخاندن آن کردند، اما فرشتهای از جانب خدا چرخ را متوقف کرد و خاریتینا آسیبی ندید. سپس قاضی فاسد چند جوان بیبندوبار را فرستاد تا به او هتک حرمت کنند. قدیسه خاریتینا از این بیحرمتی بیمناک شد و از خدا دعا کرد که پیش از آنکه آن فاسدان بتوانند بدن باکره او را بیحرمت کنند، روحش را بپذیرد. هنگامی که زانو زده بود و به درگاه خدا دعا میکرد، روحش از بدنش جدا شد و به پادشاهی جاودان مسیح منتقل گردید.

شهید مقدس کاهن دیونیسیوس، اسقف اسکندریه
دیونیسیوس در اسکندریه، از والدینی بتپرست و برجسته، به دنیا آمد. او در فلسفه یونانی تحصیل کرد و سپس نزد اوریگن به مطالعه پرداخت. هنگامی که جوان بود، نامههای رسول پولس را خواند، به مسیح ایمان آورد و توسط دمتریوس، اسقف اسکندریه، تعمید یافت. در سال ۲۴۷، دیونیسیوس اسقف اسکندریه شد و در شرایطی بسیار دشوار، بهعنوان شبانی حقیقی، به خدا و قوم خدا خدمت کرد. از بیرون، کلیسا توسط بتپرستان مورد آزار و شکنجه قرار میگرفت و از درون نیز بهوسیله بدعتگذاران دچار تفرقه شده بود. افزون بر این، طاعون برای چندین سال جمعیت را بهشدت کاهش داد. دیونیسیوس به مدت سه سال، بهدست مؤمنان در خارج از اسکندریه پنهان شد تا پیش از زمان مقرر خود کشته نشود. او در طول آن سه سال، نامهها و نوشتههای بسیاری برای گله خود نوشت و آنان را تعلیم داد و تشویق کرد که از ایمان راستین ارتدوکس پاسداری کنند. در میان نوشتههای او، چندین قانون وجود دارد که کلیسا آنها را پذیرفت. نامه او بر ضد نوواتیان نیز نوشتهای قانونی به شمار میآید. او هفده سال کلیسا را هدایت کرد و در سال ۲۶۵ به آرامش رسید.

مکرم اودوکیموس از واتُپِدی
در سال ۱۸۴۱، هنگامی که استخواندان واتُپِدی در حال بازسازی بود، کارگران یادگارهای مردی را در حالت زانوزده پیدا کردند. او شمایل تئوتوکوسِ مقدس را در دستان خود داشت که بر سینهاش قرار گرفته بود. از این یادگارها عطری شگفتانگیز متصاعد میشد. راهبان نمیدانستند این مرد مقدس چه کسی بوده یا چه زمانی زندگی میکرده است؛ بنابراین نام اودوکیموس را بر او نهادند و یادگارهایش را به کلیسا منتقل کردند، جایی که تا امروز باقی ماندهاند. شفای بسیاری از بیماریها بر سر این یادگارها رخ داده است. حتی اکنون نیز میتوان این کلمات را که بر تابوت نقرهای او حک شدهاند، خواند: «این تابوت برای سر گرامی قدیس اودوکیموس، توسط راهب گابریل ساخته شد؛ همان کسی که این قدیس او را از بیماری سختی شفا داد.»

قدیسین دامیان، ارمیا و متی
آنان دارای موهبت دیدن امور پنهان و معجزهگر بودند و در صومعه غارهای کییف زندگی میکردند. همه آنان در قرن یازدهم میزیستند.
سرود ستایش
شهید مقدس خاریتینا
خاریتینای شکنجهشده، پوشیده از خون،
بر زانوهای خود به درگاه خدای متعال دعا کرد:
«ای خدای متعال و بسیار رحیم، خالق من،
مرا نیز در شمار شهیدانت قرار ده!
ای مسیح شیرین، تو برای من بر صلیب رنج کشیدی،
و اکنون من نیز آرزو دارم برای تو رنج بکشم.
ای نجاتدهنده، به باکره خود نزدیک باش
و از من محافظت کن، مبادا شریران مرا بیحرمت کنند.
بهتر است بدنم را با آتشی بیرحمانه بسوزانند،
بهتر است آن را در دریای نیلگون غرق کنند،
تا اینکه با عملی شرمآور آن را بیحرمت کنند،
در برابر فرشتگان آسمانی و قدیسان پارسا.»
خداوند مطابق دعای خاریتینا عمل کرد
و بیدرنگ روح او را در بهشت پذیرفت.
تأمل
هرگاه انسانها برای جستوجوی حقیقت تلاش بسیار کنند و هیچ چیز دیگری را بر حقیقت ترجیح ندهند، خدا به شیوه ملایم خود به استقبال آنان میآید. این امر در زندگی قدیس دیونیسیوس اسکندریه برای ما آشکار است. دیونیسیوس، هنگامی که هنوز جوان و بتپرست بود، تمام ادبیات یونانی را میخواند و در جستوجوی حقیقت بود. هنگامی که از آنها خشنود نشد، هر چیزی را که به دستش میرسید مطالعه میکرد. و مطابق تدبیر خدا، با زن فقیری دیدار کرد که پیشنهاد کرد چند نامه را که به دست نوشته شده بودند و از آنِ رسول مقدس پولس بودند، به او بفروشد. دیونیسیوس با خشنودی آنها را خرید و خواند. این نامهها چنان او را تحت تأثیر قرار دادند که آن زن را پیدا کرد و از او پرسید آیا نوشتههای بیشتری از این دست وجود دارد که بتوان به دست آورد. زن او را نزد کاهنی مسیحی راهنمایی کرد و آن کاهن همه نامههای پولس را به او داد. دیونیسیوس پس از آنکه همه آنها را با دقت خواند، به مسیح ایمان آورد و بدون هیچ تردیدی تعمید یافت. واقعه دیگری نیز وجود دارد: در شهر ارسینوئه، بدعت هزارهگرایی گسترش یافته بود. این بدعت تعلیم میداد که مسیح بهزودی خواهد آمد و پادشاهیای زمینی را به مدت هزار سال بر روی زمین برقرار خواهد کرد. شخصی به نام کوراکیون در رأس این بدعت قرار داشت. قدیس دیونیسیوس به ارسینوئه رفت تا ذهن هزارهگرایان را تغییر دهد و از گسترش این بدعت جلوگیری کند. در گردهمایی بزرگی از هزارهگرایان و مسیحیان راستباور، دیونیسیوس با کوراکیون و دیگر رهبران هزارهگرایان به بحث و مناظره پرداخت. این مناظره سه روز کامل به طول انجامید. (چه شور و حرارتی مسیحیان باستان در جستوجوی حقیقت از خود نشان میدادند!) خدا از طریق دعاهای قدیس دیونیسیوس، بر تلاش و شور آنان برکت بخشید. در پایان مناظره، کوراکیون و همه هزارهگرایان دیگر تعلیم نادرست خود را رد کردند و تعلیم ارتدوکس قدیس دیونیسیوس را پذیرفتند.
تعمق
در توبه پادشاه منسی و بخشش خدا نسبت به او تفکر کنید (دوم تواریخ ۳۳):
۱. چگونه منسی، هنگامی که بهعنوان برده در سرزمینی بیگانه زندگی میکرد، گناه خود را شناخت، توبه کرد و برای بخشش از خدا دعا نمود؛
۲. چگونه خدا او را بخشید و از بندگی آزاد کرد؛
۳. چگونه پس از آن، منسی تا روز مرگش آنچه را در نظر خداوند نیکو بود انجام داد و در آرامش سلطنت کرد.
موعظه
درباره نیکیای که آشکار شده است
«بسیاری میگویند: چه کسی نیکیای به ما نشان خواهد داد؟»
(مزمور ۴ :۶)
برادران من، نیکویی خدا عظیم است. چه کلماتی میتوانند آن نیکویی را بیان کنند؟ نیکویی پادشاهی آسمانی با فرشتگان آتشینش، قدیسان شگفتانگیزش و شیرینی بهشت عظیم است. چه کسی میتواند این نیکویی را توصیف کند؟ حیات جاودان در نزدیکی خدا و فرشتگان خدا، در جمع قدیسان و پارسایان، نیکویی بزرگی است. نیکویی بزرگ دیگری، دیدار دوباره ما با خویشاوندان و دوستانمان در جهان آسمانی خواهد بود؛ با والدینمان، فرزندانمان و محبوبترین کسانمان که با رفتن خود ما را در اندوه و سوگ باقی گذاشتند. چه کسی همه آن نیکی را به ما نشان خواهد داد؟ بسیاری در زمان پادشاه داوود این را پرسیدند و بسیاری نیز امروز چنین میپرسند. چه کسی آن را به ما نشان خواهد داد تا ایمان بیاوریم و امیدوار باشیم؟
آن نیکی به ما مسیحیان نشان داده شده است و ما در انتظار هیچ چیز والاتری نیستیم، جز خداوند مسیح؛ او شاهد حقیقی همه این نیکیها، و ای برادران، شاهد حقیقی و خداوند همه این نیکیهاست. خداوند دلسوز، حتی پیش از آمدنش به زمین، این نیکی را به پیامبران برگزیده خود نشان داد. از این رو داوود به خدا میگوید: «خداوندا، نور چهره خود را بر ما بتابان.» (مزامیر ۴: ۶)
این پاسخ به کسانی است که میپرسند: «چه کسی نیکیای به ما نشان خواهد داد؟» خود خدا آن نیکی را به ما نشان داده است. نور چهره خداوند بر ما نقش بسته، در قلبهای ما حک و کنده شده است و در آن نور، آن نیکیای را میشناسیم که تنها آسمان میتواند عطا کند. برادران، آیا برای کسانی که آمدن مسیح به زمین را شنیدهاند، اما با این حال میپرسند: «چه کسی نیکیای به ما نشان خواهد داد؟» درمانی وجود دارد؟ اگر مسیح آنچه را نیکوست، با تولد باشکوه خود، معجزات باشکوه خود، رستاخیز باشکوه خود و کلیسای مقدس خود نشان نداده و آشکار نکرده بود، زمین تاریک نمیتوانست آن را نشان دهد، زیرا قادر به چنین کاری نیست؛ انسانها نیز نمیتوانستند آن را نشان دهند، زیرا آن را نمیشناسند. با این حال، برای همه، حتی برای سرسختترین ناباوران، تا لحظه مرگ درمانی وجود دارد. این درمان در توبه از بدیهای خود، در پاکسازی قلب و در بهجا آوردن فرمانهای مسیح است. شخص سالم میتواند نور چهره خداوند را ببیند؛ اما کسی که در روح بیمار است، کسی که قلبش ناپاک است یا اندیشهای نادرست دارد، نمیتواند آن را ببیند.
ای خداوند، خدای ما، نور فرشتگان و انسانها؛ یاریمان کن تا نوری را که به ما بخشیدهای و بهوسیله آن نیکی آسمانی را میبینیم، با تاریکی گناهمان تیره نکنیم. ای بسیار رحیم، ما را از این نیکیها محروم مکن.
جلال و ستایش تا ابد از آنِ تو باد. آمین.