4 ژانویه(گریگوری) / 17 ژانویه(جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
یوحنا 20:‏11-‏18(انجیل صبح)

[11] امّا مریم بیرون قبر، گریان ایستاده بود و چون می‌گریست به سوی قبر خم شده، [12] دو فرشته را که لباس سفید در بر داشتند، یکی به طرف سر و دیگری به ‌جانب پاها، در جایی که بدن عیسی گذارده بود، نشسته دید. [13] ایشان به او گفتند: «ای زن، برای چه گریانی؟» به ایشان گفت: «خداوند مرا برده‌اند و نمی‌دانم او را کجا گذارده‌اند.» [14] چون این را گفت، به عقب ملتفت شده، عیسی را ایستاده دید، لیکن نشناخت که عیسی است. [15] عیسی به او گفت: «ای زن، برای چه گریانی؟ که را می‌جویی؟» چون او گمان کرد که باغبان است، به او گفت: «ای آقا، اگر تو او را برداشته‌ای، به من بگو او را کجا گذارده‌ای تا من او را بردارم.» [16] عیسی به او گفت: «ای مریم!» او برگشته، گفت: «رَبّونی!» (یعنی ‘‌ای استاد’) [17] عیسی به او گفت: «مرا لمس مکن، زیرا که هنوز نزد پدر خود بالا نرفته‌ام. و لیکن نزد برادران من رفته، به ایشان بگو که نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما می‌روم.» [18] مریم مَجدَلیه آمده، شاگردان را خبر داد که «خداوند را دیدم و به من چنین گفت.»

دوم تیموتائوس 4:‏5-‏8(رساله، یکشنبه قبل از تئوفانی)

[5] لیکن تو در همه ‌چیز هشیار بوده، متحمّل زحمات باش و کار مبشر را به جا آور و خدمت خود را به‌ کمال رسان. [6] زیرا که من الان همچون هدیه ریختنی ریخته شده‌ام و وقت رحلت من رسیده است. [7] به جنگ نیکو جنگ کرده‌ام و دوره خود را به‌ کمال رسانیده، ایمان را محفوظ داشته‌ام. [8] بعد از این تاج عدالت برای من حاضر شده است که خداوند، آن داور عادل در آن روز به من خواهد داد؛ و نه به من فقط، بلکه نیز به همهٔ کسانی که ظهور او را دوست می‌دارند.

مَرقُس 1:‏1-‏8(انجیل، یکشنبه قبل از تئوفانی)

[1] سرآغاز انجیل عیسی مسیح پسر خدا. [2] چنانکه در اِشَعیای نبی نوشته شده است، «اینک رسول خود را پیش روی تو می‌فرستم تا راه تو را پیش تو مهیا سازد. [3] صدای ندا کننده‌ای در بیابان که ‘راه خداوند را حاضر سازید و طریقهای او را راست نمایید.’» [4] یحیی تعمید‌دهنده در بیابان ظهور کرد و به جهت بخشش گناهان به تعمید توبه موعظه می‌نمود. [5] و تمامی مرز و بوم یهودیه و تمامی سکنه اورشلیم نزد او بیرون شدند و به گناهان خود اعتراف کرده، در رود اُردن از وی تعمید می‌یافتند. [6] و یحیی را لباس از پشم شتر و کمربند چرمی بر کمر می‌بود و خوراک وی از ملخ و عسل صحرایی. [7] و موعظه می‌کرد و می‌گفت که «بعد از من کسی تواناتر از من می‌آید که لایق آن نیستم که خم شده، بند نعلین او را باز کنم. [8] من شما را به آب تعمید دادم. لیکن او شما را به روح‌القدس تعمید خواهد داد.»

تقویم قدیم
اوّل تسالونیکیان 5:‏ 14-‏23

[14] لیکن ‌ای برادران، از شما خواهش داریم که سرکشان را تنبیه کنید و کم‌جرأتان را تشویق نمایید و ضعیفان را حمایت کنید و با همهٔ مردم تحمّل نمایید. [15] به هوش باشید که کسی با کسی به سزای بدی، بدی نکند، بلکه دائم با یکدیگر و با همه مردم در‌ پی نیکویی بکوشید. [16] پیوسته شادمان باشید. [17] همیشه دعا کنید. [18] در هر امری شکرگزار باشید که این است ارادهٔ خدا در حق شما در مسیح عیسی. [19] روح را خاموش مکنید. [20] نبوتها را خوار مشمارید. [21] همه‌ چیز را بیازمایید، و به آنچه نیکو است، بچسبید. [22] از هر نوع بدی دوری کنید. [23] امّا خود خدای سلامتی شما را به تمامی مقدس گرداند و روح و نفس و بدن شما به طور کامل، بی‌عیب محفوظ باشد در وقت آمدن خداوند ما عیسی مسیح.

اول تیموتائوس 3:‏ 14 - 4: 5(رساله، شنبهٔ قبل از تئوفانی)

[14] این به تو می‌نویسم به امید آنکه به زودی نزد تو آیم. [15] لیکن اگر تأخیر اندازم، تا بدانی که چگونه باید در خانهٔ خدا رفتار کنی که کلیسای خدای زنده و ستون و بنیاد حقیقت است. [16] به یقین که راز دینداری عظیم است که خدا در جسم آشکار شد و در روح، تصدیق کرده شد و به فرشتگان ظاهر گردید و به ملّتها موعظه کرده و در دنیا ایمان آورده و به جلال بالا برده شد.

[1] و لیکن روح آشکارا می‌گوید که در زمان آخر بعضی از ایمان برگشته، به ارواح فریبنده و تعالیم شیاطین گوش خواهند نمود، [2] به ریاکاری دروغگویان که وجدانهای خود را از کار انداخته‌اند؛ [3] که ازدواج را منع می‌کنند و امر می‌نمایند به دوری از خوراکهایی که خدا آفرید برای مؤمنین و آگاهان از حقیقت تا آنها را به شکرگزاری بخورند. [4] زیرا که هر مخلوق خدا نیکو است و هیچ‌ چیز را رد نباید کرد، اگر به شکرگزاری پذیرند، [5] زیرا که از کلام خدا و دعا تقدیس می‌شود.

لوقا 18:‏2-‏8

[2] پس گفت که «در شهری یک قاضی بود که نه ترس از خدا و نه باکی از انسان می‌داشت. [3] و در همان شهر بیوه‌زنی بود که پیش وی مرتب آمده می‌گفت: ‘داد مرا از دشمنم بگیر.’ [4] قاضی تا مدّتی به وی اعتنا ننمود و لکن بعد از آن با خود گفت: ‘هرچند از خدا نمی‌ترسم و از مردم باکی ندارم، [5] لیکن چون این بیوه‌زن مرا زحمت می‌دهد، به داد او می‌رسم، مبادا پیوسته آمده مرا به رنج آورد.’ [6] خداوند گفت: ‘بشنوید که این قاضی بی‌انصاف چه می‌گوید؟ [7] و آیا خدا برگزیدگان خود را که شبانه‌روز به او فریاد می‌کنند، دادرسی نخواهد کرد؟ آیا برایشان همچنان تأخیر خواهد نمود؟ [8] به شما می‌گویم که به زودی دادرسی ایشان را خواهد کرد. لیکن چون پسر انسان آید، آیا ایمان را بر زمین خواهد یافت؟»

متّی 3:‏1-‏11(انجیل، شنبهٔ قبل از تئوفانی)

[1] در آن روزها، یحیای تعمید‌دهنده در بیابان یهودیه ظاهر شد و موعظه کرده، می‌گفت: [2] «توبه کنید، زیرا پادشاهی آسمان نزدیک است.» [3] زیرا همین است آنکه اِشَعیای نبی از او خبر داده، می‌گوید: «صدای ندا کننده‌ای در بیابان که ‘راه خداوند را آماده کنید و طریق‌های او را هموار نمایید.’» [4] و این یحیا لباس از پشم شتر می‌داشت، و کمربند چرمی بر کمر و خوراک او از ملخ و عسل صحرایی می‌بود. [5] در این وقت، اورشلیم و تمام یهودیه و جمیع حوالی اُردن نزد او بیرون می‌آمدند، [6] و به گناهان خود اعتراف کرده، در اُردن از وی تعمید می‌یافتند. [7] پس چون بسیاری از فریسیان و صدوقیان را دید که برای تعمید وی می‌آیند، به ایشان گفت: «ای افعی‌زادگان، چه کسی شما را اعلام کرد که از غضب آینده بگریزید؟ [8] اکنون ثمرهٔ شایسته توبه بیاورید، [9] و این سخن را به‌ خاطر خود راه مدهید که پدر ما ابراهیم است، زیرا به شما می‌گویم خدا قادر است که از این سنگها فرزندان برای ابراهیم به وجود آورد. [10] و هم‌اکنون تیشه بر ریشهٔ درختان نهاده شده است، پس هر درختی که ثمرهٔ نیکو نیاورد، بریده و در آتش افکنده شود. [11] من شما را به آب برای توبه تعمید می‌دهم. لیکن او که بعد از من می‌آید از من تواناتر است که لایق برداشتن کفشهایش نیستم؛ او شما را به روح‌القدس و آتش تعمید خواهد داد.

مناسبت و قدیسین روز

مجمع [سیناکسیس] هفتاد رسولِ مقدس

علاوه بر دوازده رسولِ بزرگ، خداوند هفتاد رسولِ کوچک‌تر را نیز برگزید و آنان را برای بشارتِ انجیل فرستاد: «بروید، اینک من شما را چون برّه‌ها در میان گرگان می‌فرستم» (لوقا ۱۰: ۳)

اما همان‌گونه که یهودا، یکی از دوازده، از خداوند جدا شد، چنین نیز با برخی از آن هفتاد تن رخ داد که نه با نیتِ خیانت، بلکه به سببِ ضعفِ انسانی و سستیِ دل، خداوند را ترک کردند. «در همان وقت بسیاری از شاگردانش بازگشتند و دیگر با او همراهی نکردند» (یوحنا ۶ :۶۶). چنان‌که جای یهودا با رسولی دیگر پر شد، جای آن رسولانِ کوچک‌تر نیز با دیگر برگزیدگان پر گردید. این هفتاد رسولِ کوچک‌تر همان کاری را انجام دادند که دوازده رسولِ بزرگ انجام می‌دادند؛ آنان همکارِ دوازده در گسترش و استقرارِ کلیسای خدا در جهان بودند. رنج‌ها و بدخواهی‌های بسیار از سوی انسان‌ها و شیاطین تحمل کردند، اما ایمانِ استوار و محبتِ سوزان‌شان به خداوندِ قیام‌کرده، ایشان را پیروز بر جهان و وارثانِ پادشاهیِ آسمان ساخت.

اِوستاتیوس، اسقف اعظمِ صرب‌ها

اوستاتیوس در ناحیهٔ بودیم از پدر و مادری خداترس زاده شد. در جوانی در زِتا ملبّس به لباسِ رهبانیت گردید؛ سپس در صومعهٔ هیلندار [کوه آتوس] به زهدی برتر روی آورد. با گذشت زمان، اوستاتیوس رئیسِ صومعهٔ هیلندار شد. به‌عنوان رئیس، به اسقفیِ زِتا برگزیده شد و پس از مدتی به مقامِ اسقف‌اعظمیِ صرب‌ها رسید. اوستاتیوس مردی بسیار بخشنده بود که گلهٔ مسیح را با غیرت و محبت شبانی می‌کرد. او در سال ۱۲۷۹ میلادی به آرامی درگذشت. در کهنسالی، پیش از مرگ فریاد زد: «ای خداوند، جانم را به دستانِ تو می‌سپارم.» آثارِ مقدسِ او زیرِ کفِ کلیسای پاتریارکیِ پِچ به خاک سپرده شده است.

قدیس دژان دارادا (خواجهٔ ملکه کَنداس)

رسولِ فیلیپُس این مردِ سیاه‌پوست، که خواجه بود، را تعمید داد. پس از تعمید، او به سرزمینِ خود بازگشت و به موعظهٔ مسیح پرداخت. او نخستین رسولِ ایمان در میان سیاه‌پوستانِ اتیوپی بود.
«آنگاه فرشتهٔ خداوند با فیلیپُس سخن گفت: برخیز و به سوی جنوب، به راهی که از اورشلیم به غزه می‌رود—راه بیابانی—برو. او برخاست و روانه شد. و اینک مردی حبشی، خواجه‌ای از درباریانِ کَنداس، یعنی ملکهٔ حبشیان، که بر همهٔ خزانهٔ او گماشته بود، برای عبادت به اورشلیم آمده و بازمی‌گشت. او بر ارابهٔ خود نشسته، اشعیای نبی را می‌خواند. روح به فیلیپُس گفت: نزدیک شو و با این ارابه همراه شو. فیلیپُس شتافت و شنید که او اشعیای نبی را می‌خواند و گفت: آیا آنچه می‌خوانی می‌فهمی؟ پاسخ داد: چگونه بتوانم، مگر آنکه کسی مرا راهنمایی کند؟ پس از فیلیپُس خواست که سوار شود و کنار او بنشیند. بخشی از کتاب که می‌خواند این بود: “چون گوسفندی به مذبح برده شد، و چون بره‌ای که در برابر پشم‌چین خاموش است، دهان نگشود. در خواریِ او عدالت از او گرفته شد. چه کسی از نسلِ او سخن خواهد گفت؟ زیرا جانش از زمین برداشته شد.” خواجه به فیلیپُس گفت: از تو می‌پرسم، نبی این را دربارهٔ که می‌گوید؟ دربارهٔ خود، یا دربارهٔ دیگری؟ آنگاه فیلیپُس دهان گشود و از همین نوشته آغاز کرده، عیسی را به او بشارت داد. در راه به آبی رسیدند؛ خواجه گفت: اینک آب! چه چیز مانع تعمیدِ من است؟ پس فرمان داد ارابه بایستد و هر دو به آب فرود آمدند و فیلیپُس او را تعمید داد. چون از آب بیرون آمدند، روحِ خداوند فیلیپُس را ربود و خواجه دیگر او را ندید؛ اما شادمانه راهِ خود را ادامه داد. فیلیپُس به اَزُتوس رسید و تا قیصریه، در همهٔ شهرها به بشارتِ خبرِ خوش پرداخت» (اعمال رسولان ۸:‏ ۲۶–۴۰). این خواجه به شهادت رسید و شایستهٔ پادشاهیِ خدا گردید.


سرود ستایش

هفتاد رسولِ مقدّس

ای شوالیه‌های صلیب، ای پسرانِ نور،
ای فرزندانِ آینده، شما هنوز نگذشته‌اید؛
زیرا مرده نیستید، همان‌گونه که مسیح مرده نیست،
بلکه با حیاتی می‌زیید که هرگز زوال نمی‌پذیرد.
خداوند، آن تاج‌بخش، شما را به زیبایی تاج‌گذاری کرد،
زیرا نامِ او را با صدای بلند اعلام نمودید
در برابرِ قیصران و شاهزادگان، در برابرِ جلادانِ هراس‌انگیز.
خدا را خدمت کردید، امّا جهان با رنج پاداش‌تان داد.

در قدم‌های مسیح گام برداشتید، ای زنبورانِ مسیح!
جهان را از عسل پُر کردید؛ ظرف‌ها را سرشار ساختید!
جان‌ها را تسلّی دادید؛ شهوات را آرام نمودید،
با شیرینیِ انجیلی، زندگی را شیرین کردید،
با عطرِ مسیح، زمین را خوشبو ساختید،
نمک و نور و بخور برای جهان بودید.

ای هفتاد همنشین، همه با محبّتی یگانه،
چون شاخه‌ها با درخت، به مسیح پیوسته بودید؛
ای هفتاد ستاره، گردِ خورشید—مسیح—
و آنجا فرشتگان‌اند و باکرهٔ اقدس،
آنجا شادیِ ناگفتنی و سروری نادیده است،
ای پیروزمندانِ باشکوهِ این زمانِ گذرا.
ای رسولانِ مقدّس، جلال و سپاس بر شما باد.
از خونِ شما، عدالت شکوفا شد.


تأمل

خداوند دعای عادلان را می‌شنود. این حقیقت به‌روشنی در زندگیِ موسی، ایلیا و دیگر عادلان و پیامبرانِ عهدِ عتیق، و نیز در زندگیِ رسولان و قدیسان دیده می‌شود. هنگامی که قدیسه ژنوویو به‌عنوان راهبه‌ای زاهد در پاریس می‌زیست، چنین شد که آتیلا با قوم هون‌های وحشیِ خود پاریس را محاصره کرد. ترس و وحشت سراسر شهر را فرا گرفت و مردم هر لحظه انتظارِ سقوطِ شهر را می‌کشیدند. آنگاه قدیسه ژنوویو مردم را فراخواند تا روزه بگیرند و به خدا دعا کنند تا بلا دفع شود. بسیاری از مردان و زنان به دعوتِ این قدیسه پاسخ دادند و به روزه و دعا پرداختند. خودِ ژنوویو بیش از همه روزه گرفت و با حرارتِ بسیار به درگاهِ خدا دعا کرد. اندکی بعد، دشمن بی‌هیچ دلیلِ ظاهری از پاریس روی گرداند و به جایی دیگر رفت. آنچه شمشیرِ بسیاری از گناهکاران نمی‌تواند انجام دهد، دعای انسانِ عادل می‌تواند.


تعمق

درباره غنایِ قدرت، حکمت و محبتِ خدا:

۱. این غنا در قدرت، حکمت و محبت در طبیعتِ آفریده‌شده آشکار است؛
۲. این غنا از قدرت، حکمت و محبت از طریقِ خداوند عیسی مسیح به جهان مکشوف می‌گردد.


موعظه

دربارهٔ شهروندانِ جهانِ دیگر

«آنان از این جهان نیستند، چنان‌که من از این جهان نیستم» (یوحنا ۱۷: ۱۶).

مسیحِ خداوند از این جهان نیست؛ بلکه تنها جامهٔ این جهان را بر تن دارد. او فرمانده‌ای است که لباسِ بنده را پوشیده تا اسیرِ گرفتارِ گناه، ماده و شیطان را نجات دهد. همان‌گونه که فرمانده است، سربازانش نیز چنین‌اند. آنان، از نظرِ روح، از این جهان نیستند: اسیر نیستند بلکه آزادند؛ برده نیستند بلکه سرورند؛ فاسدشدنی نیستند بلکه جاودان‌اند؛ ساقط نیستند بلکه نجات‌یافته‌اند. چنین‌اند همهٔ کسانی که مسیح آنان را فراخوانده، از حیاتِ نامیرا چشیده، جهان را با میلِ خود ترک کرده، با او متحد شده و تا پایانِ زندگیِ زمینی خویش به او وفادار مانده‌اند.

ابّا موسی گفت: «هیچ‌کس نمی‌تواند به سپاهِ مسیح درآید مگر آنکه سراسر چون آتش باشد؛ مگر آنکه از افتخارها و آسایش بیزار گردد، همهٔ خواهش‌های جسمانی را قطع کند، و تمامیِ فرامینِ خدا را نگاه دارد.» یهودا فراخوانده شد، امّا سقوط کرد و زندان را بیش از دربارِ شاهانه دوست داشت؛ بردگی را بیش از آزادی، فساد را بیش از جاودانگی، و هلاکت را بیش از نجات. امّا دیگر فراخواندگانِ رسولی—بزرگ و کوچک—تا پایان به او وفادار ماندند و پیروزی یافتند؛ از این رو هم بر زمین در میانِ انسان‌ها و هم در آسمان در میانِ فرشتگان جلال یافته‌اند. به همین سبب است که هم بر زمین و هم در آسمان ستوده و مبارک‌اند. آنان که به‌دستِ جهان جلال می‌یابند، با جهان هلاک می‌شوند؛ امّا آنان که به‌دستِ مسیح جلال می‌یابند، به‌وسیلهٔ مسیح نجات می‌یابند. جلالِ جهان مرگ است، امّا جلالِ مسیح حیات است—حیاتِ جاودان و بی‌مرگ.

ای خداوندِ نامیرا، هرچند به‌حسبِ جسم و گناه از این جهانیم، ما را در سپاهِ خود بپذیر—سپاهِ روح، قدرت، حکمت و محبتی که از این جهان نیست—تا حتی آن‌گاه که نسبت به جهان می‌میریم، در پادشاهیِ نامیرای تو، با فرشتگان، رسولان و قدیسان، به‌واسطهٔ محبت و دعاهای رسولانِ مقدّسِ تو، زنده بمانیم.

جلال و ستایش تا ابد از آنِ تو باد. آمین.

error: Content is protected !!