31 می (گریگوری) /13 ژوئن (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
یوحنا 20:‏19-‏23 (انجیل صبح )

[19] و در شام همان روز که یکشنبه بود، هنگامی که درها بسته بود، جایی که شاگردان به خاطر ترس یهود جمع بودند، ناگاه عیسی آمده، در میان ایستاد و به ایشان گفت: «سلام بر شما باد!» [20] و چون این را گفت، دستها و پهلوی خود را به ایشان نشان داد و شاگردان چون خداوند را دیدند، شاد گشتند. [21] باز عیسی به ایشان گفت: «سلام بر شما باد! چنانکه پدر مرا فرستاد، من نیز شما را می‌فرستم.» [22] و چون این را گفت، دمید و به ایشان گفت: «روح‌القدس را بیابید. [23] گناهان آنانی را که بخشیدید، برای ایشان بخشیده شد و آنانی را که بستید، بسته شد.»

اعمال رسولان 2:‏1-‏11

[1] و چون روز پِنطیکاست رسید، به یکدل در یکجا بودند. [2] که ناگاه صدایی چون صدای وزیدن باد شدید از آسمان آمد و تمام آن خانه را که در آنجا نشسته بودند، پر ساخت. [3] و زبانه‌های تقسیم شده، مثل زبانه‌های آتش به ایشان ظاهر گشته، بر هر یکی از ایشان قرار گرفت. [4] و همه از روح‌القدس پر گشته، به زبانهای مختلف، به گونه‌​ای که روح به ایشان قدرت تلفظ بخشید، به سخن ‌گفتن شروع کردند. [5] و مردم یهود دیندار از هر ملّت زیر آسمان در اورشلیم ساکن بودند. [6] پس چون این صدا بلند شد، گروهی فراهم شده در حیرت افتادند، زیرا هر کس واژهٔ خود را از ایشان شنید. [7] و همه مبهوت و متعجّب شده به یکدیگر می‌گفتند: «مگر همهٔ اینها که حرف می‌زنند، جلیلی نیستند؟ [8] پس چون است که هر یکی از ما واژهٔ خود را که در آن تولّد یافته‌ایم، می‌شنویم؟ [9] پارتیان و مادیان و عیلامیان و ساکنان بین‌النهرین و یهودیه و کاپادوکیه و پُنطُس و آسیا [10] و فریجیه و پامفلیه و مصر و نواحی لیبی که متصل به قیرَوان است و غریبان از روم یعنی یهودیان و جدیدان [11] و اهل کریت و عرب اینها را می‌شنویم که به زبانهای ما از کارهای پر قدرت خدا سخن می‌گویند.

یوحنا 7:‏37-‏52 ، 8:12

[37] و در روز آخر که روز بزرگ عید بود، عیسی ایستاده، ندا کرد و گفت: «هر ‌که تشنه باشد، نزد من آید و بنوشد. [38] کسی ‌که به من ایمان آورد، چنانکه کتاب می‌گوید، از بطن او نهرهای آب زنده جاری خواهد شد.» [39] امّا این را گفت درباره روح که هر ‌که به او ایمان آرد، او را خواهد یافت، زیرا که روح‌القدس هنوز عطا نشده بود، چونکه عیسی تا به حال جلال نیافته بود. [40] آنگاه بسیاری از آن گروه، چون این کلام را شنیدند، گفتند: «در حقیقت این شخص همان نبی است.» [41] و بعضی گفتند: «او مسیح است.» و بعضی گفتند: «مگر مسیح از جلیل خواهد آمد؟ [42] آیا کتاب نگفته است که از نسل داوود و از بِیت‌لِحِم، دِهی که داوود در آن بود، مسیح ظاهر خواهد شد؟» [43] پس دربارهٔ او در میان مردم اختلاف افتاد. [44] و بعضی از ایشان خواستند او را بگیرند، ولی هیچ‌‌کس بر او دست نینداخت. [45] پس خادمان نزد سران کاهنان و فریسیان آمدند. آنها به ایشان گفتند: «برای چه او را نیاوردید؟» [46] خادمان در جواب گفتند: «هرگز کسی مثل این شخص سخن نگفته است!» [47] آنگاه فریسیان در جواب ایشان گفتند: «آیا شما نیز گمراه شده‌اید؟ [48] مگر کسی از سرداران یا از فریسیان به او ایمان آورده است؟ [49] لیکن این گروه که شریعت را نمی‌دانند، ملعون می‌باشند.» [50] نیقودیموس، آنکه در شب نزد او آمده و یکی از ایشان بود، به ایشان گفت: [51] «آیا شریعت بر کسی حکم جاری می‌کند جز آنکه اوّل سخن او را بشنوند و دریابند که چه کرده است؟» [52] ایشان در جواب وی گفتند: «مگر تو نیز جلیلی هستی؟ تحقیق کن و ببین، زیرا که هیچ پیامبری از جلیل برنخاسته است.»
[12] پس عیسی باز به ایشان خطاب کرده، گفت: «من نور عالم هستم. کسی ‌که مرا پیروی کند، در ظلمت نگردد، بلکه نور حیات را یابد.»

تقویم قدیم
رومیان 3:‏19-‏26

[19] الآن آگاه هستیم که آنچه شریعت می‌گوید، به اهل شریعت خطاب می‌کند تا هر دهانی بسته شود و تمام دنیا زیر محکومیت خدا آیند. [20] از آنجا که به کارهای شریعت هیچ بشری در حضور او عادل شمرده نخواهد شد، چونکه از شریعت دانستن گناه است. [21] لیکن اکنون بدون شریعت، عدالت خدا آشکار شده است، چنانکه تورات و انبیا بر آن شهادت می‌دهند؛ [22] یعنی عدالت خدا که به وسیلهٔ ایمان به عیسی مسیح است، به همه و تمامی آنانی که ایمان آورند. زیرا که هیچ تفاوتی نیست: [23] زیرا همه گناه کرده‌اند و از جلال خدا کم‌ آورده‌اند، [24] و به فیض او به رایگان عادل شمرده می‌شوند به‌وسیله آن فدیه‌ای که در عیسی مسیح است. [25] که خدا او را از قبل معین کرد تا کفّاره باشد به واسطه ایمان به وسیلهٔ خون او تا آنکه عدالت خود را آشکار سازد، به خاطر فرو گذاشتن خطایای سابق در حین تحمّل خدا، [26] برای اظهار عدالت خود در زمان حاضر، تا او عادل شود و عادل شمارد هر کسی را که به عیسی ایمان آورد.

متّی 7:‏1-‏8

[1] «داوری مکنید تا بر شما داوری نشود. [2] زیرا بدان طریقی که داوری کنید، بر شما نیز داوری خواهد شد و به آن پیمانه‌ای که اندازه گیرید، برای شما اندازه خواهند گرفت. [3] و چون است که خس را در چشم برادر خود می‌بینی و چوبی را که چشم خود داری، نمی‌یابی؟ [4] یا چگونه به برادر خود می‌گویی ‘بگذار تا خس را از چشمت بیرون کنم’ و اینک چوب در چشم تو است؟ [5] ‌ای ریاکار، اوّل چوب را از چشم خود بیرون کن، آنگاه نیک خواهی دید تا خس را از چشم برادرت بیرون کنی! [6] «آنچه مقدّس است، به سگان مدهید و نه مرواریدهای خود را پیش گرازان اندازید، مبادا آنها را پایمال کنند و برگشته، شما را بدرند. [7] «بطلبید که به شما داده خواهد شد؛ بجویید که خواهید یافت. بکوبید که در به رویتان باز کرده خواهد شد. [8] زیرا هر‌ که بطلبد، یابد و کسی ‌که بجوید، به دست آورد و هر‌ که بکوبد، برای او گشوده شود.

مناسبت و قدیسین روز

قدیس رسول هِرماس

هِرماس یکی از هفتاد رسول بود. او در رسالهٔ قدیس پولس به رومیان ذکر شده است (رومیان ۱۶: ۱۴). هِرماس از نظر تولد یونانی بود، اما مدت طولانی در روم زندگی کرد. او اسقف فیلیپوپولیس بود و زندگی‌اش را به صورت شهادت‌گونه به پایان رساند. او کتابی بسیار آموزنده به نام «چوپان» را بر اساس مکاشفات یک فرشتهٔ خدا تألیف کرد. هِرماس مردی ثروتمند بود، اما به سبب گناهان خود و گناهان پسرانش به فقر شدید افتاد. یک‌بار در هنگام دعا، مردی با جامهٔ سفید و عصایی در دست بر او ظاهر شد و به او گفت که او فرشتهٔ توبه است و فرستاده شده که تا پایان زندگی با او باشد.

فرشته به او دوازده فرمان داد:
۱. به خدا ایمان داشته باش؛
۲. ساده و بی‌ریا زندگی کن؛ بدگویی نکن؛ به همهٔ نیازمندان صدقه بده؛
۳. حقیقت را دوست بدار و از دروغ دوری کن؛
۴. پاکدامنی را در افکارت حفظ کن؛
۵. صبر و سخاوت را بیاموز؛
۶. بدان که یک روح نیک و یک روح بد هر انسان را همراهی می‌کند؛
۷. از خدا بترس و از شیطان نترس؛
۸. هر کار نیکی انجام بده و از هر کار بدی دوری کن؛
۹. با ایمان از عمق جان به خدا دعا کن، تا دعایت مستجاب شود؛
۱۰. از افسردگی، که خواهر شک و خشم است، دوری کن؛
۱۱. پیامبران راست و دروغ را آزمایش کن؛
۱۲. از هر میل بد دوری کن.

قدیس شهید هِرمِیاس

هِرمِیاس تا پیری به عنوان سرباز امپراتوری خدمت کرد، و در آن هنگام برای مسیح پادشاه به شهادت رسید. چون قاضیِ شریر تلاش کرد او را از ایمان مسیحی بازگرداند و او را وادار به قربانی کردن برای بت‌ها کند و موفق نشد، دستور داد دندان‌های هرمِیاس را با سنگ بشکنند و پوست صورتش را با چاقو بکنند. سپس او را در کورهٔ آتش انداختند، اما فیض خدا او را حفظ کرد و او سالم ایستاد. بعد به فرمان قاضی، نوشیدنی سمی تلخی را که یک جادوگر داده بود نوشید، اما آن زهر هیچ آسیبی به او نرساند. با دیدن این، جادوگر چنان شگفت‌زده شد که آشکارا مسیح را اعتراف کرد و فوراً گردن زده شد.
سپس هر دو چشم هرمِیاس را از حدقه بیرون آوردند، اما او اندوهگین نشد. بلکه فریاد زد:
«این چشم‌های جسمانی را برای خودت بگیر که به پوچی دنیا نگاه می‌کنند. من در دل خود چشم‌هایی دارم که با آن‌ها نور حقیقت را به روشنی می‌بینم.»

سپس او را وارونه از پا آویزان کردند، و کسانی که این کار را کردند کور شدند و در اطراف او سرگردان شدند. هرمِیاس آنان را فراخواند، دست‌هایش را بر آنان گذاشت و با دعا به خدا بینایی‌شان را بازگرداند. با دیدن این همه، قاضی همچون شیر خشمگین شد، چاقویی کشید و سر این مرد خدا را برید. مسیحیان پنهانی بدن هرمِیاس را برداشتند و با احترام دفن کردند. آثار او به همهٔ بیماران و رنج‌دیدگان شفا می‌بخشید. قدیس هرمِیاس در سال ۱۶۶، در زمان امپراتور آنتونینوس، به شهادت رسید.

قدیس شهید فیلسوفوس

این شهید مسیح در نزدیکی اسکندریه به دنیا آمد. در زمان آزار مسیحیان، قدیس فیلسوفوس نمی‌خواست در برابر شاهزادگان و قاضیان بت‌پرست، مسیح خداوند را انکار کند. به همین سبب بت‌پرستان او را به شکنجه‌های سخت سپردند. پس از شکنجه‌های گوناگون، او را بر تختی نرم گذاشتند، دست و پایش را بستند و زنی بدکاره را نزد او آوردند تا او را به گناه وسوسه کند.

وقتی قدیس فیلسوفوس احساس کرد که از تماس دست آن زن میل شهوت در او برانگیخته می‌شود، زبانش را میان دندان‌هایش گذاشت، آن را گاز گرفت و به صورت آن زن تف کرد. به این ترتیب آن میل در او خاموش شد و آن زن چنان وحشت‌زده شد که فوراً از او گریخت. سپس او را در حدود سال ۲۵۲، در حالی که هنوز جوان بود، گردن زدند و به جایگاه زندگی ابدی در پادشاهی جاودان وارد شد.


سرود ستایش

قدیس هرمِیاس و جادوگر

آن جادوگر پیر و شریر، زهرآگین و دروغگو؛
در همه‌چیز کوچک، اما در ترس بزرگ—
زهر تلخ را به هرمِیاس مقدس داد:
از این زهر، حتی مارها نیز می‌گریختند!

هرمِیاس زهر را نوشید: مرگ او را نگرفت،
و آن جادوگر پیر این را دید و تمام بدنش لرزید.
گفت: «آه، چه معجزهٔ شگفت‌انگیزی!»
«این زهر بر سرباز خدا هیچ قدرتی ندارد!»

ای روزهای تاریک زندگی‌ام پنهان شوید،
ای سال‌های ننگین عمرم نابود شوید!
تمام زندگی‌ام را در فریب‌های بیهوده گذراندم،
و عمرم را در خدمت این بت‌های بی‌عقل صرف کردم.

و امروز با ترسی عظیم می‌بینم
که خدای هرمِیاس، تنها خدای حقیقی است.
مسیح مصلوب، پروردگار آسمان‌ها—
تنها معجزات او حقیقی‌اند.

از این پس من از آنِ مسیحم؛ ای مسیح مرا ببخش.
مرا، به‌عنوان کوچک‌ترین بنده‌ات بپذیر، ای نیکوکار.
گناهان بسیارم را ببخش، مرا ببخش.
برای تو بدن و استخوان‌های بی‌جانم را قربانی خواهم کرد!

پیرمرد با توبه‌ای تلخ این سخنان را گفت،
و همان‌دم از دروغ و ترس پاک شد.
آشکارا خود را در شمار مسیحیان قرار داد.
شمشیر درخشید و او را با خونش تعمید داد.


تأمل

این زندگی یک نبرد روحانی است. یا پیروزی، یا شکست! اگر پیروز شویم، تا ابد از ثمرات پیروزی بهره‌مند خواهیم شد؛ اما اگر شکست بخوریم، تا ابد در وحشت‌های نابودی گرفتار خواهیم بود. این زندگی، دوئلی است میان انسان و هر آنچه که با امر الهی در تضاد است. خدا، یاوری قادر مطلق است برای هر که با صداقت او را برای کمک بخواند. پدر جان کِرونستات می‌گوید: «این زندگی شوخی یا بازیچه نیست، اما مردم آن را به شوخی و بازی می‌گیرند. با زمان ارزشمندی که برای آمادگی برای ابدیت به ما داده شده، بازی می‌کنند؛ با حرف‌های پوچ وقت می‌گذرانند. همچون مهمان گرد هم می‌آیند، می‌نشینند و وراجی می‌کنند، سپس به شکل‌های گوناگون سرگرم بازی می‌شوند؛ به تئاتر می‌روند و در آنجا خود را سرگرم می‌سازند. تمام زندگی برای ایشان یک سرگرمی است. اما وای بر آنان که تنها سرگرم خویش‌اند.»


تعمق

تعمق دربارۀ فیض خداوند روح‌القدس در راز مقدس تدهین :
۱. چگونه این فیض از طریق روغن تقدیس‌شده عمل می‌کند؛
۲. چگونه مطابق با دعا و ایمان، هر بیماری و هر ناتوانی را شفا می‌بخشد


موعظه

ـ درباره راز مقدس تدهین ـ
«و بسیاری از بیماران را با روغن تدهین کردند و شفا دادند» (مرقس ۶:‏ ۱۳).
رسولان مقدس این کار را انجام دادند و به ما نیز امر شده که همان را انجام دهیم. قدیس یعقوب رسول به ما می‌نویسد: «اگر کسی از شما بیمار است، بزرگان کلیسا را فراخوانَد تا برای او دعا کنند و او را به نام خداوند با روغن مسح نمایند. و دعای با ایمان، بیمار را شفا خواهد داد، و خداوند او را خواهد برخیزاند؛ و اگر گناهی کرده باشد، آمرزیده خواهد شد» (یعقوب ۵:‏ ۱۴-۱۵). نیازی نیست کسی جز کاهنان، پیران کلیسا را فرا بخوانید؛ نیازی نیست که او را به نامی جز نام خداوند تدهین کنید، تا مبادا که شبیه جادوگری جلوه کند. هیچ‌کس جز خود خداوند نمی‌تواند او را برخیزاند و هیچ‌کس جز خود خداوند نمی‌تواند گناهانش را بیامرزد. چرا روغن و نه چیز دیگری؟ چون فرمان داده شده است، تا اطاعت و ایمان خود را نشان دهیم. چرا فرمان داده شده که با آب تعمید یابیم، با روغن مُرّ در راز کریسمیشن، تدهین شویم، و با نان و شراب اشتراک مقدس را دریافت کنیم؟ این انتخاب خداوند است و حکمت خداوند، و وظیفه ماست که ایمان بیاوریم و اطاعت کنیم. عناصر گوناگونی در رازهای مقدس مختلف استفاده می‌شود، اما فیض خدا یکی است، چنان‌که خداوند ما یکی است، و همه‌چیز از سوی خداوند است. چرا خداوند نیاز به مواد دارد تا فیض خود را بر ما بریزد؟ خداوند به ماده نیاز ندارد، اما ما چون مادی هستیم، به ماده نیاز داریم. خداوند با نزول به ضعف ما، از ماده استفاده می‌کند. به فرشتگان بی‌جسم، فیض را به‌صورت غیرمادی عطا می‌نماید.
روغن به‌تنهایی ناتوان است، همان‌گونه که هر ماده دیگری نیز به‌تنهایی ناتوان است، اما فیض خدا تماما قدرتمند است. از طریق روغن، خداوند فیض روح‌القدس خود را عطا می‌کند، و این فیض، بیماران را شفا می‌دهد، ناتوانان را برمی‌خیزاند و دیوانگان را به سلامت بازمی‌گرداند.
ای برادران من، چقدر نیکویی خداوند غیرقابل توصیف است! چه بود که خداوند برای ما انجام نداد؟ و دیگر چه چیزی می‌توانست آرزوی ما باشد؟ او پیشاپیش تمام نیازهای ما را دانست، و برای همۀ آن‌ها درمان‌هایی از قبل پیش‌بینی کرد. او فقط از ما می‌خواهد که به او ایمان بیاوریم و دستوراتش را انجام دهیم. آیا گستاخی و شرم‌آور نیست که ما اغلب با وجدان، دستورهای پزشکان را، که انسان‌های فانی چون ما هستند، دنبال می‌کنیم، ولی دستورات خدای جاودانه را نادیده می‌گیریم؟
ای خداوند تماما نیکو، دل‌های سنگی ما را با قدرت فیض خود نرم کن، تا پیش از ساعت مرگمان، شکرگزاری درخور تو را به‌سویت بفرستیم: به‌سوی تو، ای خدای تماما حکیم و تماما نیکوی ما!
جلال و سپاس همیشه از آن تو باد. آمین.

error: Content is protected !!