31 دسامبر(گریگوری) / 13 ژانویه(جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
عبرانیان 10:‏1-‏18

[1] زیرا که چون شریعت را سایهٔ نعمتهای آینده است، نه صورت واقعی آن چیزها، آن هرگز نمی‌تواند هر سال به همان قربانی‌هایی که پیوسته می‌گذرانند، آنانی را که نزدیک می‌آیند، کامل گرداند. [2] و گرنه آیا گذرانیدن آنها متوقّف نمی‌شد چونکه عبادت کنندگان بعد از آنکه یک‌بار پاک شدند، دیگر حس گناهان را در وجدان نمی‌داشتند؟ [3] بلکه در اینها هر سال یادگاری گناهان می‌شود. [4] زیرا محال است که خون گاوها و بزها رفع گناهان را بکند. [5] بنابراین هنگامی که داخل جهان می‌شود، می‌گوید: «قربانی و هدیه را نخواستی، لیکن بدنی برای من حاضر ساختی. [6] به قربانی‌های سوختنی و قربانی‌های گناه رغبت نداشتی. [7] آنگاه گفتم: ‘اینک می‌آیم تا ارادهٔ تو را‌ ای خدا، به جای آورم.؛ در طومار کتاب در حق من نوشته شده است.’» [8] چون پیش می‌گوید: «هدایا و قربانی‌ها و قربانی‌های سوختنی و قربانی‌های گناه را نخواستی و به آنها رغبت نداشتی،» که آنها را مطابق شریعت می‌گذرانند. [9] بعد گفت که «اینک می‌آیم تا ارادهٔ تو را‌ به جای آورم.» پس اوّلی را برمی‌دارد، تا دوّمی را استوار سازد. [10] و به این ارادهٔ مقدس شده‌ایم، به قربانی بدن عیسی مسیح، یک مرتبه فقط. [11] هر کاهن هر روزه به خدمت مشغول بوده، می‌ایستد و همان قربانی‌ها را به دفعات می‌گذراند که هرگز رفع گناهان را نمی‌تواند کرد. [12] لیکن او چون یک قربانی برای گناهان گذرانید، به ‌دست راست خدا بنشست تا به ابد. [13] و بعد از آن منتظر است تا دشمنانش پای انداز او شوند. [14] از آن رو که به یک قربانی مقدّسان را کامل گردانیده است تا به ابد. [15] و روح‌القدس نیز برای ما شهادت می‌دهد، زیرا بعد از آنکه گفته بود: [16] «این است آن عهدی که بعد از آن دوران با ایشان خواهم بست. خداوند می‌گوید، فرامین خود را در دلهای ایشان خواهم نهاد و بر ذهن ایشان خواهم نوشت.» [17] باز می‌گوید: «و گناهان و خطایای ایشان را دیگر به یاد نخواهم آورد.» [18] امّا جایی که بخشش اینها هست، دیگر قربانی گناهان نیست.

مَرقُس 11:‏22-‏26

[22] عیسی در جواب ایشان گفت: «به خدا ایمان آورید، [23] زیرا به راستی به شما می‌گویم هر‌ که به این کوه گوید: ‘کنده شده، به دریا افکنده شو’ و در دل خود شک نداشته باشد، بلکه یقین دارد که آنچه گوید می‌شود، به راستی هر‌ آنچه گوید، به او عطا شود. [24] بنابراین به شما می‌گویم آنچه در عبادت درخواست می‌کنید، یقین بدانید که آن را یافته‌اید و به شما عطا خواهد شد. [25] و وقتی که به دعا بایستید، هرگاه کسی به شما خطا کرده باشد، او را ببخشید تا آنکه پدر شما نیز که در آسمان است، خطایای شما را ببخشد. [26] امّا هرگاه شما نبخشید، پدر شما نیز که در آسمان است، تقصیرهای شما را نخواهد بخشید.»

تقویم قدیم
یعقوب 3:‏1-‏10

[1] ای برادران من، بسیار معلّم نشوید، چونکه می‌دانید که بر ما معلمان داوری سخت‌تر خواهد شد. [2] زیرا همگی ما بسیار می‌لغزیم. و اگر کسی در سخن‌گفتن نلغزد، او مرد کامل است و می‌تواند لگام تمام بدن خود را بکشد. [3] و اینک لگام را بر دهان اسبان می‌زنیم تا مطیع ما شوند و تمام بدن آنها را برمی‌گردانیم. [4] اینک کشتی‌ها نیز چقدر بزرگ است و از بادهای سخت رانده می‌شود، لیکن با سُکّان کوچک به هر طرفی که ارادهٔ ناخدا باشد، برگردانیده می‌شود. [5] همچنان زبان نیز عضوی کوچک است و سخنان کبرآمیز می‌گوید. اینک آتش کمی چه جنگل بزرگی را می‌سوزاند! [6] و زبان آتشی است! آن عالم ناراستی در میان اعضای ما زبان است که تمام بدن را آلوده می‌کند و دایرهٔ کائنات را می‌سوزاند و جهنم است که آن را می‌افروزد. [7] زیرا که هر طبیعتی از وحوش و پرندگان و خزندگان و حیوانات دریایی از طبیعت انسان رام می‌شود و رام شده است. [8] لیکن زبان را کسی از مردمان نمی‌تواند رام کند. شرارتی سرکش و پر از زهر قاتل است! [9] خداوند و پدر را به آن متبارک می‌خوانیم و به همان مردمان را که به صورت خدا آفریده شده‌اند، لعنت می‌گوییم. [10] از یک دهان برکت و لعنت بیرون می‌آید! ای برادران، شایسته نیست که چنین شود.

مَرقُس 12:‏18-‏27

[18] و صَدّوقیان که منکر زنده شدن مردگان هستند، نزد وی آمده، از او سؤال نموده، گفتند: [19] «ای استاد، موسی به ما نوشت که هرگاه برادر کسی بمیرد و زنی باز گذاشته، اولادی نداشته باشد، برادرش زن او را بگیرد تا از برای برادر خود نسلی پیدا نماید. [20] پس هفت برادر بودند که نخستین، زنی گرفته، بمُرد و اولادی نگذاشت. [21] پس دوّمی او را گرفته، هم بی‌اولاد فوت شد و همچنین سومی. [22] تا آنکه آن هفت او را گرفتند و اولادی نگذاشتند و بعد از همه، زن فوت شد. [23] پس در روز قیامت چون برخیزند، زن کدامیک از ایشان خواهد بود از آن جهت که هر هفت، او را به زنی گرفته بودند؟» [24] عیسی در جواب ایشان گفت: «آیا گمراه نیستید از آن‌رو که کتب و قوّت خدا را نمی‌دانید؟ [25] زیرا هنگامی که از مردگان برخیزند، نه زن می‌گیرند و نه شوهر می‌کنند، بلکه مانند فرشتگان، در آسمان می‌باشند. [26] امّا در مورد مردگان که برمی‌خیزند، در کتاب موسی در متن مربوط به بوته نخوانده‌اید چگونه خدا او را خطاب کرده، گفت که: ‘منم خدای ابراهیم و خدای اسحاق و خدای یعقوب.’ [27] و او خدای مردگان نیست بلکه خدای زندگان است. پس شما بسیار گمراه شده‌اید.»

مناسبت و قدیسین روز

قدیسهٔ مکرم ملانیای رومی

ملانیا در شهر روم از پدر و مادری دیندار و بسیار ثروتمند زاده شد. آنان او را مجبور کردند با جوانی نجیب‌زاده به نام آپینیانوس ازدواج کند. او هنگام زایمانِ دومین فرزندش به بیماری سختی دچار شد و به شوهرش گفت که تنها در صورتی شفا خواهد یافت که او در حضور خدا نذر کند از این پس همچون برادر خواهر با او زندگی کند. شوهرش نذر کرد و ملانیا، از شادی روحانی، به‌طور جسمانی به سلامت کامل بازگشت. هنگامی که خداوند را خوش آمد تا هر دو فرزندشان را به سوی خود بخواند، آنان تصمیم گرفتند همهٔ دارایی‌های خود را بفروشند و عواید آن را میان فقرا، کلیساها و صومعه‌ها تقسیم کنند. آنان به سرزمین‌ها و شهرهای بسیاری سفر کردند و در همه‌جا با ثروت خود اعمال نیکو انجام دادند. پدران روحانی نامدارِ مصر از شمال تا جنوب را دیدار کردند، از ایشان بسیار آموختند و الهام گرفتند. در تمام آن مدت، ملانیا زندگی زاهدانه‌ای داشت: روزه‌های سخت، دعاهای پرشور و خواندن کتاب‌مقدس. عادت او این بود که هر سال سه بار تمام کتاب‌مقدس، هم عهد عتیق و هم عهد جدید، را بخواند. او با شوهرش همچون برادری هم‌ریاضت زندگی می‌کرد. چون به اسکندریه رسیدند، برکت پاتریارک، قدیس کیریل، را دریافت کردند. سپس به اورشلیم رفتند و بر کوه زیتون ساکن شدند. در آنجا ملانیا منزوی شد و به تأمل الهی، روزه و دعا پرداخت. چهارده سال بدین‌گونه زیست و پس از آن برای یاری رساندن به نجات دیگران از خلوت بیرون آمد. صومعه‌ای برای مردان و دیرى برای زنان بنیان نهاد. به دعوت خویشاوندش، سناتور وولوسیان ـ که بت‌پرست بود ـ به کنستانتینوپل رفت و او را به ایمان مسیحی آورد (کاری که حتی قدیس آگوستینِ مبارک نیز از انجامش ناتوان مانده بود). سپس به کوه زیتون بازگشت و در سال ۴۳۹، در پنجاه‌وهفت‌سالگی، خود را به خدا تقدیم کرد.

قدیس پائیسیوس آتونی

قدیس پائیسیوس از کوه مقدس آتوس (۱۹۲۴–۱۹۹۴) یکی از محترم‌ترین قدیسان یونانی قرن بیستم است. او در کاپادوکیه به دنیا آمد و در نوزادی به یونان آورده شد. در سال ۱۹۵۴، در کوه آتوس راهب شد. او در صومعه‌های فیلوتئوس و کوتلوموسیوس ریاضت کشید و به مبارزه با پروتستانتیسم کمک کرد. او دارای موهبت مکاشفه و تسلی بود و هزاران رنج‌دیده را پذیرفت. وی در ۱۲ ژوئیه ۱۹۹۴ در صومعهٔ قدیس یوحنای الهی‌دان در سوروتی درگذشت. او در سال ۲۰۱۵ قدیس اعلام شد.

شهیدِ محترم زوتیکوس، پرورش‌دهندهٔ یتیمان (نیکوکارِ فقرا)

زوتیکوس هم از نظر تبار و هم از نظر مقام، شخصیتی برجسته بود. به کنستانتینوپل رفت، از همهٔ امور دنیوی چشم پوشید و به مقام کاهنی دست یافت. خانه‌ای برای فقرا بنیان نهاد که در آن بیماران واگیردار را می‌پذیرفت و به ایشان خدمت می‌کرد. او آشنای نزدیک امپراتور کنستانتین کبیر بود. به سبب زرهایی که زوتیکوس از امپراتور دریافت کرده و برای بیماران خرج کرده بود، کنستانتیوس، پسر کنستانتین، فرمان داد او را به الاغی وحشی ببندند و آن را برانند تا آنکه قدیس زوتیکوس بر اثر جراحاتش جان سپرد. او در سدهٔ چهارم رنج دید و شهید شد.

تئوفیلاکتِ متبارک، اسقف اعظم اهرید

تئوفیلاکت در جزیرهٔ اوریپوس زاده شد و در کنستانتینوپل نزد برجسته‌ترین استادان زمان خود آموزش دید. او که کاهن کلیسای بزرگ بود، به مقام اسقفی برگزیده شد و برخلاف میلش به اُهرید فرستاده شد، جایی که حدود بیست‌وپنج سال (تقریباً از ۱۰۸۲ تا ۱۱۰۸) در آن ماند. کروماتیانوسِ اُهرید او را «داناترین اسقف اعظم» می‌خواند. مردی با دانشی عظیم، هم در علوم دنیوی و هم الهیاتی، با ذوق ظریف بیزانسی، روحیه‌ای اندوهگین و حساس؛ تئوفیلاکت در میان اسلاوهای اُهرید خود را همچون تبعیدی در میان بربران احساس می‌کرد. او تفسیرهایی بر چهار انجیل و دیگر کتاب‌های عهد جدید نوشت. این آثار، پس از نوشته‌های قدیس یوحنای زرین‌دهان، بهترینِ نوع خود به شمار می‌آیند و تا امروز با سود فراوان خوانده می‌شوند. دیگر آثار شناخته‌شدهٔ او شامل نامه‌هایش و «زندگی‌نامهٔ قدیس کلمنتِ اُهرید» است. در کهنسالی، قدیس تئوفیلاکت از اُهرید به تسالونیکی کناره گرفت، جایی که گمان می‌رود زندگی زمینی‌اش را به پایان رساند و به سکونت در سعادت ابدی راه یافت.


سرود ستایش

قدیسهٔ مکرم ملانیای رومی

ملانیای ثروتمند، زرِ فراوان داشت؛
آن را به‌خاطر مسیح و نجات خویش به فقرا بخشید.
آن‌که خردمندانه تجارت کند،
از زرِ خویش ارزشی بزرگ به دست می‌آورد
و با آن به‌سرعت ملکوت آسمان را می‌خرد.
ملانیا، زنِ پارسا، فقیر شد؛
در جهان هیچ نداشت جز خدای زنده،
و بی‌زر ـ اما با خدای زنده ـ ثروتمند گشت.
ملانیا گفت: «خدا به‌تنهایی کافی است!»
ملانیا، پزشکِ جان‌ها، دردها را شفا می‌داد،
و تا واپسین نفس، خدا را می‌ستود.


تأمل

چه خردمندانه مردان و زنان مقدس می‌دانستند با ثروت خویش چگونه رفتار کنند! چه ماهرانه کالاهای ابدی آسمان را با دارایی‌های زمینی می‌خریدند. آه، چه اندک برای خودِ دارایی‌های زمینی ارزش قائل بودند ـ همچون غبار و دود! هنگامی که قدیسه ملانیا با قصد رساندن یاری مالی به پدران مقدسِ بیابان‌های مصر به دیدارشان رفت، از دیدن نفرت شدید آنان از اموال و ثروت شگفت‌زده شد. بدین‌گونه، به دیدار گوشه‌نشینی به نام افِسْتِیون رفت و در حجرهٔ او چیزی جز حصیرها، کاسه‌ای برای آب، اندکی نان خشک و ظرفی نمک ندید. چون از پیش می‌دانست که آن پیر از او زر نخواهد پذیرفت، فرصت را غنیمت شمرد و چند سکهٔ طلا در ظرف نمک گذاشت. اما در راه بازگشت، شنید که پیر با شتاب به دنبال او می‌دود و با صدای بلند می‌خواهد بایستد. ملانیا ایستاد. پیر سکه‌های طلا را در کف دستش گرفت و به سوی ملانیا دراز کرد و گفت: «من به این نیاز ندارم؛ آنچه مالِ توست، بگیر!» ملانیا به او گفت: «اگر تو به آن نیاز نداری، به دیگری بده.» پاسخ داد: «در اینجا هیچ‌کس به آن نیازی ندارد.» وقتی ملانیا از گرفتن طلا خودداری کرد، پیر بازویش را تاب داد و سکه‌ها را به رودخانه افکند و سپس به حجرهٔ خود بازگشت.

در زمان شیوع طاعون در کنستانتینوپل، امپراتور کنستانتیوس فرمان داد هر که آلوده است فوراً به دریا افکنده شود. قدیس زوتیکوس بیماران را با پرداخت فدیه آزاد می‌کرد و به خانهٔ خود می‌آورد و در آنجا از ایشان پرستاری می‌نمود. چون پولش تمام شد، نزد امپراتور رفت و از او پول خواست تا برایش مرواریدهای گران‌بها بخرد. امپراتور پول داد و زوتیکوس با آن همچنان کار آزاد کردن بیماران واگیردار و رسیدگی به آنان را ادامه داد. روزی امپراتور از زوتیکوس مرواریدهای وعده‌داده‌شده را خواست، و زوتیکوس او را به خانهٔ خود برد و بیماران را نشانش داد و گفت: «این‌ها، ای امپراتور، مرواریدهای زنده‌ای هستند که با رنج و مال برای نجات تو به دست آورده‌ام.» امپراتورِ خشمگین، زوتیکوس را به مرگ محکوم کرد؛ اما زوتیکوس به حیات ابدی داخل شد، و امپراتور ماند تا برای گناهانش کفاره دهد و توبه کند.


تعمق

دربارهٔ جماعتِ توبه‌کنندگان:

۱. چگونه نادانسته یا دانسته بر ضد شریعتِ مسیح گناه کردند؛
۲. چگونه توبه نمودند، زندگی خویش را اصلاح کردند و شریعتِ مسیح را به‌جا آوردند؛
۳. چگونه اکنون در پادشاهیِ مسیح شادمان‌اند و با دعاهای خویش ما را یاری می‌کنند.


موعظه

— دربارهٔ پیروزیِ برّه —

«ایشان با برّه جنگ خواهند نمود، و برّه بر ایشان غالب خواهد آمد»
(مکاشفه ۱۷ :۱۴).

ای برادران، بیایید از پیروزیِ برّه بر همهٔ وحوش شادمان و مسرور شویم. شیران و ببران، گرگ‌ها و روباهان، کفتارها و ماران—برّه بر همهٔ آنان غالب خواهد شد! چه کسی چنین چیزی را دیده و شنیده است؟ گوش‌های ما این را شنیده‌اند و چشمان ما آن را دیده‌اند. برّه، مسیحِ خداوند است، و وحوش، همهٔ دشمنانِ اویند—چه آشکار و چه ناپیدا. در روزگار ما برّه پیروزی‌ها را به دست می‌آورد؛ و در آینده نیز برّه پیروز خواهد شد، تا واپسین روز. برّه پیروز شد و پیروز می‌شود و پیروز خواهد شد بر همهٔ پادشاهان و حاکمانِ جهان با سرشت‌های حیوانی‌شان، با سپاه‌ها و مزدوران‌شان، با ستایشگران و پیروان‌شان. چنین قدرتی از آنِ برّهٔ فروتنِ خداست.

ای برادرانِ بینوای من، مترسید؛ هراسان نباشید؛ دودل نشوید. بزرگ‌ترین پیروز، رهبرِ شما، یاری‌دهندهٔ شما و دوستِ شماست. او «برّه» خوانده می‌شود تا به ما بیاموزد که باید همچون برّه‌ها باشیم: آرام، فروتن، بی‌مکر، شکیبا، آمادهٔ فداکاریِ پیروزی‌بخش، و سپرده به ارادهٔ شبانِ خویش. هنگامی که خدا با برّه است، آنگاه برّه از گرگ نیرومندتر است، از شیر تواناتر، و از مار و روباه زیرک‌تر. با این همه، عدالت شناخته نمی‌شود و پیروزیِ نهایی دیده نمی‌گردد مگر آنکه هر دو جهان در نظر گرفته شوند. ای برادران، چون هر دو جهان را در نظر آوریم، عدالتِ جاودان و پیروزیِ نامیرا را بازمی‌شناسیم. برّه پیروز می‌شود، و تنها برّه.

ای خداوند عیسی، پادشاهِ پادشاهان، پیروز در همهٔ کشاکش‌ها و نبردها، برّهٔ خدا، فروتن و رحیم، ما را برّه‌هایی پیروزمند بگردان.

جلال و ستایش تا ابد از آنِ تو باد. آمین.

error: Content is protected !!