30 ژوئن (گریگوری) /13 ژوئیه (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
رومیان 14:‏9-‏18

[9] زیرا برای همین مسیح مرد و زنده گشت تا بر زندگان و مردگان سلطنت کند. [10] لیکن تو چرا بر برادر خود قضاوت می‌کنی؟ یا تو نیز چرا برادر خود را حقیر می‌شماری؟ از آن رو که همه پیش تخت داوری مسیح حاضر خواهیم شد. [11] زیرا نوشته شده است: «خداوند می‌گوید به حیات خودم قسم که هر زانویی نزد من خم خواهد شد و هر زبانی به خدا اقرار خواهد نمود.» [12] پس هر یکی از ما حساب خود را به خدا خواهد داد. [13] بنابراین بر یکدیگر قضاوت نکنیم، بلکه تصمیم گیرید به اینکه کسی سنگ لغزش یا مانعی به جهت افتادن در راه برادر خود نگذارد. [14] می‌دانم و در عیسی خداوند یقین می‌دارم که هیچ‌ چیز در ذات خود نجس نیست، جز برای آن کسی ‌که آن را نجس پندارد؛ برای او نجس است. [15] زیرا هرگاه برادرت به خوراک آزرده شود، دیگر به محبّت رفتار نمی‌کنی. به خوراک خود هلاک مساز کسی را که مسیح در راه او بِمُرد. [16] پس مگذارید که نیکویی شما را بد گویند. [17] زیرا پادشاهی خدا خوردن و نوشیدن نیست، بلکه عدالت و سلامتی و خوشی در روح‌القدس. [18] زیرا هر که در این امور خدمت مسیح را کند، پسندیده خدا و مقبول مردم است.

اوّل قرنتیان 4:‏9-‏16 (رساله، رسولان)

[9] زیرا گمان می‌برم که خدا ما رسولان را آخر همه عرضه داشت، مثل آنانی که فتوای مرگ بر ایشان شده است؛ زیرا که جهان و فرشتگان و مردم را تماشاگاه شده‌ایم. [10] ما به‌ خاطر مسیح جاهل هستیم، لیکن شما در مسیح دانا هستید؛ ما ناتوان، لیکن شما توانا؛ شما عزیز، امّا ما ذلیل. [11] تا به همین لحظه گرسنه و تشنه و عریان و کوبیده و آواره هستیم. [12] به‌ دستهای خود کار کرده، مشقّت می‌کشیم و دشنام شنیده، برکت می‌طلبیم و تحت ستم گردیده، صبر می‌کنیم. [13] چون تهمت بر ما می‌زنند، نصیحت می‌کنیم و مثل تفالهٔ دنیا و زبالهٔ همه ‌چیز شده‌ایم تا به حال. [14] این را نمی‌نویسم تا شما را شرمنده سازم، بلکه چون فرزندان محبوب خود به شما هشدار می‌دهم. [15] زیرا هرچند هزاران معلّم در مسیح داشته باشید، لیکن پدران بسیار ندارید، زیرا که من شما را در مسیح عیسی به انجیل پدر شدم. [16] پس از شما تمنّا دارم که از من نمونه بردارید.

متّی 12:‏14-‏16 ,22-‏30

[14] اما فریسیان بیرون رفته، به ضد او مشورت کردند که چطور او را هلاک کنند. [15] عیسی این را درک نموده، از آنجا روانه شد و گروهی بسیار از عقب او آمدند. پس جمیع ایشان را شفا بخشید، [16] و ایشان را قدغن فرمود که او را شهرت ندهند.
[22] آنگاه دیوانه‌ای کور و لال را نزد او آوردند و او را شفا داد چنانکه آن کور و لال، گویا و بینا شد. [23] و تمام آن گروه در حیرت افتاده، گفتند: «آیا این شخص پسر داوود نیست؟» [24] لیکن فریسیان شنیده، گفتند: «این شخص دیوها را بیرون نمی‌کند مگر به یاری بَعَلزِبول، رئیس دیوها!» [25] عیسی افکار ایشان را درک نموده، به ایشان گفت: «هر مملکتی که به ضدّ خود تجزیه گردد، ویران شود و هر شهر یا خانه‌ای که به ضدّ خود تجزیه گردد، برقرار نماند. [26] پس اگر شیطان، شیطان را بیرون کند، به خلاف خود تجزیه گردد. پس چگونه سلطنتش پایدار ماند؟ [27] و اگر من به کمک بَعَلزِبول دیوها را بیرون می‌کنم، پسران شما آنها را به یاری که بیرون می‌کنند؟ از این جهت ایشان بر شما داوری خواهند کرد. [28] لیکن هرگاه من به روح خدا دیوها را اخراج می‌کنم، در آن صورت پادشاهی خدا بر شما رسیده است. [29] و چگونه کسی بتواند در خانه شخصی نیرومند درآید و اسباب او را غارت کند، مگر آنکه اوّل آن نیرومند را ببندد و پس از آن، خانه او را تاراج کند؟ [30] هر‌ که با من نیست، بر خلاف من است و هر‌ که با من جمع نکند، پراکنده سازد.

مَرقُس 3:‏13-‏19 (رساله، رسولان)

[13] پس بر فراز کوهی برآمده، هر‌ که را خواست به نزد خود طلبید و ایشان نزد او آمدند. [14] و دوازده نفر را تعیین فرمود تا همراه او باشند و تا ایشان را به جهت وعظ نمودن بفرستد، [15] وایشان را قدرت باشد که مریضان را شفا دهند و دیوها را بیرون کنند. [16] و شمعون را پطرس نام نهاد. [17] و یعقوب پسر زِبِدی و یوحنا برادر یعقوب؛ این هر دو را بوآنِرجِس یعنی پسران رعد نام گذارد. [18] و آندریاس و فیلیپُس و بَرتولْما و متّی و توما و یعقوب بن حَلفای و تَدّای و شمعون قانوی، [19] و یهودای اسخریوطی که او را تسلیم کرد.

تقویم قدیم
اوّل قرنتیان 5:‏9-‌ 6: 11

[9] در آن نامه به شما نوشتم که با زانیان معاشرت نکنید. [10] لیکن نه مطلق با زانیان این جهان یا طمعکاران و یا ستمکاران یا بت‌پرستان، که در این صورت می‌باید از دنیا بیرون شوید. [11] لیکن الآن به شما می‌نویسم که اگر کسی ‌که به برادر نامیده می‌شود، زانی یا طماع یا بت‌پرست یا فحاش یا میگسار یا ستمگر باشد، با چنین شخص معاشرت مکنید بلکه غذا هم مخورید. [12] زیرا مرا چه‌ کار است که بر آنانی که خارج‌اند، داوری کنم. آیا شما بر اهل داخل داوری نمی‌کنید؟ [13] لیکن آنانی را که خارج‌اند، خدا داوری خواهد کرد. پس آن شریر را از میان خود برانید.
[1] آیا کسی از شما چون بر دیگری شاکی باشد، جرأت دارد که مرافعه برد پیش ظالمان نه نزد مقدّسان؟ [2] یا نمی‌دانید که مقدّسان، دنیا را داوری خواهند کرد؛ و اگر دنیا از شما قضاوت یابد، آیا قابل امور کوچکتر نیستید؟ [3] آیا نمی‌دانید که فرشتگان را داوری خواهیم کرد، تا چه رسد به امور روزگار؟ [4] پس چون در امور روزگار مرافعه دارید، آیا آنانی را که در کلیسا حقیر شمرده می‌شوند، می‌نشانید؟ [5] برای شرمنده کردن شما می‌گویم؛ آیا در میان شما یک نفر دانا نیست که بتواند در میان برادران خود قضاوت کند؟ [6] بلکه برادر با برادر به محاکمه می‌رود و آن هم نزد بی‌ایمانان! [7] اصلاً وجود چنین مرافعه‌هایی میان شما، خود شکستی برای شماست. چرا بیشتر مظلوم نمی‌شوید و چرا بیشتر زیان نمی‌پذیرید؟ [8] بلکه شما ظلم می‌کنید و زیان می‌زنید و این را نیز به برادران خود! [9] آیا نمی‌دانید که ظالمان وارث پادشاهی خدا نمی‌شوند؟ فریب مخورید، بی‌عفتان و بت‌پرستان و زناکاران و لواط گران [10] و دزدان و طمعکاران و میگساران و فحاشان و ستمگران وارث پادشاهی خدا نخواهند شد. [11] و بعضی از شما چنین می‌بودید لیکن شسته شده و مقدس گردیده و عادل کرده شده‌اید به نام عیسی مسیح خداوند و به روح خدای ما.

اوّل قرنتیان 4:‏9-‏16 (رساله، رسولان)

[9] زیرا گمان می‌برم که خدا ما رسولان را آخر همه عرضه داشت، مثل آنانی که فتوای مرگ بر ایشان شده است؛ زیرا که جهان و فرشتگان و مردم را تماشاگاه شده‌ایم. [10] ما به‌ خاطر مسیح جاهل هستیم، لیکن شما در مسیح دانا هستید؛ ما ناتوان، لیکن شما توانا؛ شما عزیز، امّا ما ذلیل. [11] تا به همین لحظه گرسنه و تشنه و عریان و کوبیده و آواره هستیم. [12] به‌ دستهای خود کار کرده، مشقّت می‌کشیم و دشنام شنیده، برکت می‌طلبیم و تحت ستم گردیده، صبر می‌کنیم. [13] چون تهمت بر ما می‌زنند، نصیحت می‌کنیم و مثل تفالهٔ دنیا و زبالهٔ همه ‌چیز شده‌ایم تا به حال. [14] این را نمی‌نویسم تا شما را شرمنده سازم، بلکه چون فرزندان محبوب خود به شما هشدار می‌دهم. [15] زیرا هرچند هزاران معلّم در مسیح داشته باشید، لیکن پدران بسیار ندارید، زیرا که من شما را در مسیح عیسی به انجیل پدر شدم. [16] پس از شما تمنّا دارم که از من نمونه بردارید.

متّی 13:‏54-‏58

[54] و چون به شهر خویش آمد، آنها را در کنیسه ایشان تعلیم داد، به گونه‌ای که متعجّب شده، گفتند: «از کجا این شخص چنین حکمت و معجزات را کسب نمود؟ [55] آیا این پسر نجّار نمی‌باشد؟ و آیا مادرش مریم نامی نیست؟ و برادرانش یعقوب و یوسف و شمعون و یهودا؟ [56] و همه خواهرانش نزد ما نمی‌باشند؟ پس این همه را از کجا کسب کرد؟» [57] و از او رنجیدند. لیکن عیسی به ایشان گفت: «نبی بی‌حرمت نباشد، مگر در شهر و خانه خویش.» [58] و به‌ سبب بی‌ایمانی ‌ایشان معجزه بسیار در آنجا ظاهر نساخت.

مَرقُس 3:‏13-‏19 (رساله، رسولان)

[13] پس بر فراز کوهی برآمده، هر‌ که را خواست به نزد خود طلبید و ایشان نزد او آمدند. [14] و دوازده نفر را تعیین فرمود تا همراه او باشند و تا ایشان را به جهت وعظ نمودن بفرستد، [15] وایشان را قدرت باشد که مریضان را شفا دهند و دیوها را بیرون کنند. [16] و شمعون را پطرس نام نهاد. [17] و یعقوب پسر زِبِدی و یوحنا برادر یعقوب؛ این هر دو را بوآنِرجِس یعنی پسران رعد نام گذارد. [18] و آندریاس و فیلیپُس و بَرتولْما و متّی و توما و یعقوب بن حَلفای و تَدّای و شمعون قانوی، [19] و یهودای اسخریوطی که او را تسلیم کرد.

مناسبت و قدیسین روز

اجتماع مقدس دوازده رسولِ جلیل‌القدر و ستوده

اگرچه هر یک از دوازده رسول بزرگ، در طول سال روز یادبود ویژهٔ خود را دارد، کلیسا این روز را به عنوان جشن عمومی همهٔ رسولان، همراه با پولس، مقرر کرده است. نام دوازده رسول مقدس و روزهای بزرگداشت هر یک چنین است:

پطرس: ۲۹ ژوئن و ۱۶ ژانویه
اندریاس: ۳۰ نوامبر
یعقوب، پسر زبدی: ۳۰ آوریل
یوحنای الهی‌دان: ۲۶ سپتامبر و ۸ می
فیلیپس: ۱۴ نوامبر
برتولماوس: ۱۱ ژوئن و ۲۵ اوت
توما: ۶ اکتبر
متیِ بشارت‌نگار: ۱۶ نوامبر
یعقوب، پسر حلفی: ۹ اکتبر
تدائوس یا یهودا، برادر یعقوب: ۱۹ ژوئن
شمعون غیور: ۱۰ می
متیاس: ۹ اوت
پولس: ۲۹ ژوئن

همچنین شایسته است به یاد آوریم که هر یک از این مقدس‌ترین و ازخودگذشته‌ترین مردان تاریخ جهان، زندگی زمینی خود را چگونه به پایان رساندند:

پطرس وارونه بر صلیب مصلوب شد.
اندریاس مصلوب شد.
یعقوب، پسر زبدی، گردن زده شد.
یوحنای الهی‌دان به شکلی معجزه‌آسا در آرامش آرمید.
فیلیپس مصلوب شد.
برتولماوس مصلوب شد، پوستش را کندند و سپس گردن زده شد.
توما با پنج نیزه سوراخ شد.
متیِ بشارت‌نگار زنده زنده سوزانده شد.
یعقوب، پسر حلفی، مصلوب شد.
تدائوس یا یهودا، برادر یعقوب، مصلوب شد.
شمعون غیور مصلوب شد.
متیاس سنگسار شد و پس از مرگ، سرش را بریدند.
پولس گردن زده شد.

پطرسِ مبارک، ولیعهد

پطرس از تبار تاتارها و برادرزادهٔ خان تاتار، برکای، بود. او موعظه‌ای دربارهٔ نجات از اسقف کیریلِ روستوف شنید و آن سخنان در دلش جای گرفت. سپس هنگامی که شفای معجزه‌آسای پسر برکای را به واسطهٔ دعاهای اسقف کیریل مشاهده کرد، پنهانی اردوی زرین را ترک کرد و به روستوف گریخت؛ جایی که تعمید یافت.
او با تمام جان و دل خود را وقف ریاضت، زهد و مطالعهٔ ایمان مقدس کرد. شبی، بر کنار دریاچه‌ای، قدیسان پطرس و پولس در رؤیا بر او ظاهر شدند و فرمان دادند که در همان مکان کلیسایی به نام ایشان بنا کند و حتی پول لازم برای این کار را نیز به او بخشیدند. پطرسِ مبارک کلیسایی زیبا در آنجا بنا کرد و پس از درگذشت همسرش، در سالخوردگی، در همان مکان راهب شد. او در ۲۹ ژوئن سال ۱۲۹۰، در نهایت آرامش و در سنین بسیار بالا، در خداوند آرمید و کلیسایی که ساخته بود، به صومعه‌ای تبدیل شد که تا امروز نیز با نام «صومعهٔ پتروفسکی» شناخته می‌شود.

قدیس جورج ایبریایی (گرجی)

جورج در سال ۱۰۱۴ در ایبریا (گرجستان) زاده شد و با خاندان پادشاهان گرجستان نسبت داشت. او در کودکی آموزش کلاسیک بسیار خوبی دید، اما دلش به زندگی روحانی کشیده شد. پس از مدتی ریاضت در کنار پدر روحانی نامدار، جورج، در کوه سیاه، به کوه آتوس رفت و زندگی زاهدانهٔ خود را در صومعهٔ ایورون ادامه داد و سرانجام رئیس آن صومعه شد. با کمک امپراتور کنستانتین مونوماخوس، صومعهٔ ایورون را بازسازی کرد و سقف کلیسای صومعه را با ورقه‌های سرب پوشاند؛ سقفی که تا امروز نیز باقی مانده است. او کتاب‌مقدس، پرولوگ و کتاب‌های عبادت کلیسا را به زبان گرجی ترجمه کرد. سپس پادشاه باگرات او را به گرجستان دعوت کرد تا مردم را تعلیم دهد. در وطن خود با استقبال شاهانه روبه‌رو شد و سراسر کشور را پیمود و هم روحانیان و هم مردم را تعلیم داد. در سالخوردگی آرزو داشت به کوه آتوس بازگردد و همان‌جا در آرامش بیارامد، اما مرگ در سال ۱۰۶۷ در کونستانتینوپل به سراغش آمد. سپس پیکرش به صومعهٔ ایورون منتقل شد. اگرچه در ۲۴ می درگذشت، گرجیان یادبود او را در ۳۰ ژوئن برگزار می‌کنند و او را «هم‌رتبهٔ رسولان» می‌نامند.


سرود ستایش

رسولان مقدس

تمام جهان همچون بیابانی خشک بود؛
و ارابهٔ روح بر فراز آن به پرواز درآمد—
رسولان مقدس، چون رؤیایی آتشین.
روح‌القدسِ سراقدس، به‌وسیلهٔ آنان، جهان را از نو بنا کرد.
رودهای فیض شگفت‌انگیز جاری شدند،
و آن بیابان مرده را زنده ساختند.
ای رسولان شگفت‌انگیز، ابرهای باران‌آور،
ای ساده‌دلان، ای حکیمان، ای ماهیگیران، ای قهرمانان!
از رود گنگ تا رود تیمز، مشعل را حمل کردند؛
از نیل تا پونتوس، قدوسیت را اعلام نمودند.
از ایران رنگارنگ تا سرزمین گلِ مفرغین،
هر جا که قدمی نهاده شد یا کشتی‌ای به حرکت درآمد،
در همه‌جا معجزهٔ خدای مجسم را آوردند،
و در همه‌جا نام مسیحِ برخاسته از مردگان را اعلام کردند،
بی‌هیچ شکایت، بی‌هیچ ترس و بی‌هیچ سردرگمی.
نه کوه‌ها و نه دریاها مانع آنان شدند؛
نه شمشیر آنان را ترساند و نه آزارها متوقفشان کرد؛
و نه تمام آتش‌های جهنم که بر ضدشان شعله‌ور شد، توانست آنان را بازدارد.
حقیقت آنان را هدایت می‌کرد، نه افسانه‌ای دروغین.
«زندگی ما مسیح است، و مرگ سودی زیباست!»
چنین گفتند. با چنین مردانی چه می‌توان کرد؟
بدن‌هایشان را مصلوب کنید؟ پوستشان را بکنید؟
دنیا همین کارها را کرد، اما چه آسیبی به آنان رساند؟
باشد که تا ابد سلطنت کنند! چنین خدا داوری کرده است.


تأمل

دغدغهٔ خیر و نجات همهٔ انسان‌ها، جان‌های بلند و دل‌های شریف رسولان مقدس را سرشار کرده بود. قدیس یوحنای زرین‌دهان، هنگام سخن گفتن از پولس رسول، او را «پدر جهانیان» می‌نامد.
او می‌گوید: «گویی تمام جهان را زاده بود؛ با اضطراب و کوشش پیوسته می‌کوشید همه را به ملکوت وارد کند.»
در حقیقت، عنوان «پدر جهانیان» عنوانی بسیار والاست، و اگر این عنوان را بتوان به کسی جز خدا نسبت داد، تنها شایستهٔ رسولان مسیح است؛ زیرا آنان با دلسوزی پدرانهٔ خود نسبت به همهٔ انسان‌ها، حقیقتاً پدران جهان بودند.
در دنیا مادران بسیاری هستند که به اندازهٔ رسولان، نسبت به خیرِ دشمنان و آزاردهندگان خود دلسوز نبودند.
پطرس رسول، دو بار بزرگ‌ترین دشمن خود، شمعون جادوگر، را از مرگ نجات داد: یک بار هنگامی که مردم می‌خواستند او را زنده بسوزانند، و بار دیگر هنگامی که سگی می‌خواست او را بدرَد. بیندیشید که دنیا چگونه پاسخ این همه نیکی را داد؛ گویی آنان بزرگ‌ترین دزدان و جنایتکاران بودند.
آه، چه اندازه سخن قدیس کیریل راست است که گفت: «تا زمانی که در این بدن هستیم، ما مسیحیان از نظر ظاهر همانند بت‌پرستان به نظر می‌رسیم؛ تفاوت تنها در روح است.»


تعمق

درباره توبهٔ معجزه‌آسای دزد بر صلیب تفکر کن (لوقا ۲۳ :۴۰) :

۱. چگونه دزد دانا، در میان رنج خود، نزدیکی خدا را احساس کرد، توبه نمود و برای نجات از خدا درخواست کرد، در حالی که رنجِ دزد نادان او را به کفرگویی علیه خدا کشاند.
۲. چگونه من نیز که به سبب گناه، دزدی روحانی هستم، باید همچون آن دزد دانا باشم؛ کسی که رنج او را از خدا دور نکرد، بلکه به خدا و به نجات نزدیک‌تر ساخت.


موعظه

-دربارهٔ قدرت و اثربخشی اعمال نیک-

«زیرا ارادهٔ خدا چنین است که با نیکوکاری، نادانی مردمان نادان را خاموش سازید.» (اول پطرس ۲ :۱۵)

ای برادران، بحث کردن با یک بی‌خدا دشوار است؛ سخن گفتن با دیوانه دشوار است؛ و متقاعد کردن انسانی تلخ‌کام نیز دشوار است. با سخنان، به سختی می‌توان یک بی‌خدا، دیوانه یا انسان کینه‌ورز را قانع کرد؛ اما با اعمال نیک، آسان‌تر می‌توان آنان را متقاعد ساخت.
«تا با دیدن اعمال نیک شما، خدا را در روز بازدید جلال دهند.» (اول پطرس ۲ :۱۲)
به کسانی که می‌خواهند با تو جدل کنند، نیکی کن؛ آنگاه در آن جدال پیروز خواهی شد. یک عمل محبت‌آمیز، دیوانه را زودتر از ساعت‌ها گفتگو به خود می‌آورد و انسان تلخ‌کام را بیش از ساعت‌ها سخن آرام می‌کند. اگر بی‌ایمانی، دیوانگی و تلخی از نادانی سرچشمه می‌گیرند، این نادانی همچون تب و جنونی است که اعمال نیک می‌توانند به سرعت آن را فرو نشانند. اگر با یک بی‌خدا، به همان شیوهٔ خشم‌آلود خودش بحث کنی، آتش بی‌ایمانی او را شعله‌ورتر می‌سازی. اگر با دیوانه‌ای با تمسخر سخن بگویی، تاریکی دیوانگی او را بیشتر می‌کنی. اگر گمان کنی با خشم می‌توانی بر انسان تلخ‌کام غلبه کنی، تنها آتش تلخی او را شدیدتر خواهی ساخت. عملی نیک و همراه با فروتنی، همچون آب بر آتش است. همیشه رسولان مقدس و شیوهٔ موفق آنان در برخورد با مردم را به یاد داشته باش. اگر بی‌خدایی تو را تحریک می‌کند، بدان که این انسان نیست که تو را تحریک می‌کند، بلکه شیطان است؛ زیرا انسان، در ذات خود، موجودی خداجوست. اگر دیوانه‌ای به تو ناسزا می‌گوید، این انسان نیست که ناسزا می‌گوید، بلکه شیطان است؛ زیرا انسان، در ذات خود، عاقل آفریده شده است. اگر انسانی تلخ‌کام تو را آزار می‌دهد، این انسان نیست که تو را می‌آزارد، بلکه شیطان است؛ زیرا انسان، در ذات خود، نیکوست. شیطان تو را به بحث‌های طولانی و گفت‌وگوهای بی‌ثمر می‌کشاند، اما از اعمال نیک می‌گریزد. در نام مسیح نیکی کن، و شیطان خواهد گریخت. آنگاه با انسان‌های واقعی روبه‌رو خواهی شد: انسان‌هایی دیندار، خردمند و نیکو. پس هر کاری که انجام می‌دهی، آن را به نام خداوند انجام بده.

ای خداوندِ سراسر نیکویی، ما را یاری ده تا نیکی کنیم و به وسیلهٔ نیکی، به نام تو پیروز شویم.

جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد . آمین.

error: Content is protected !!