30 ژانویه(گریگوری) / 12 فوریه(جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
یوحنا 10: 9-16 (انجیل صبح )

[9] من درهستم هرکه از من داخل گردد نجات یابد و بیرون و درون خرامد و علوفه یابد. [10] دزد نمی آید مگرآنکه بدزدد و بکشد و هلاک کند. من آمدم تاایشان حیات یابند و آن را زیادتر حاصل کنند. [11] «من شبان نیکو هستم. شبان نیکو جان خودرا در راه گوسفندان مینهد. [12] اما مزدوری که شبان نیست و گوسفندان از آن او نمی باشند، چون بیند که گرگ میآید، گوسفندان را گذاشته، فرار میکند و گرگ گوسفندان را میگیرد وپراکنده میسازد. [13] مزدور میگریزد چونکه مزدور است و به فکر گوسفندان نیست. [14] من شبان نیکو هستم و خاصان خود را میشناسم وخاصان من مرا میشناسند. [15] چنانکه پدر مرامی شناسد و من پدر را میشناسم و جان خود رادر راه گوسفندان مینهم. [16] و مرا گوسفندان دیگر هست که از این آغل نیستند. باید آنها را نیزبیاورم و آواز مرا خواهند شنید و یک گله و یک شبان خواهند شد.

دوم پطرس 1: 1-10

[1] شمعون پطرس، غلام و رسول عیسی مسیح، به آنانی که ایمان گرانبها را به مساوی مایافتهاند، در عدالت خدای ما و عیسی مسیح نجاتدهنده. [2] فیض و سلامتی در معرفت خدا و خداوند ماعیسی بر شما افزون باد. [3] چنانکه قوت الهیه او همهچیزهایی را که برای حیات و دینداری لازم است، به ما عنایت فرموده است، به معرفت او که ما را به جلال وفضیلت خود دعوت نموده، [4] که بوساطت آنهاوعده های بینهایت عظیم و گرانبها به ما داده شد تاشما به اینها شریک طبیعت الهی گردید و ازفسادی که از شهوت در جهان است، خلاصی یابید. [5] و به همین جهت، کمال سعی نموده، درایمان خود فضیلت پیدا نمایید [6] و در فضیلت، علم و در علم، عفت و در عفت، صبر و در صبر، دینداری [7] و در دینداری، محبت برادران و درمحبت برادران، محبت را. [8] زیرا هرگاه اینها درشما یافت شود و بیفزاید، شما را نمی گذارد که درمعرفت خداوند ما عیسی مسیح کاهل یا بیثمربوده باشید. [9] زیرا هرکه اینها را ندارد، کور وکوتاه نظر است و تطیهر گناهان گذشته خود را فراموش کرده است. [10] لهذاای برادران بیشتر جد و جهد کنید تادعوت و برگزیدگی خود را ثابت نمایید زیرا اگرچنین کنید هرگز لغزش نخواهید خورد.

عبرانیان 13: 7-16 (رساله قدیس)

[7] مرشدان خود را که کلام خدا را به شما بیان کردند بخاطر دارید و انجام سیرت ایشان راملاحظه کرده، به ایمان ایشان اقتدا نمایید. [8] عیسی مسیح دیروز و امروز و تا ابدالاباد همان است. [9] از تعلیمهای مختلف و غریب از جا برده مشوید، زیرا بهتر آن است که دل شما به فیض استوار شود و نه به خوراکهایی که آنانی که در آنهاسلوک نمودند، فایده نیافتند. [10] مذبحی داریم که خدمت گذاران آن خیمه، اجازت ندارند که از آن بخورند. [11] زیرا که جسدهای آن حیواناتی که رئیس کهنه خون آنهارا به قدسالاقداس برای گناه میبرد، بیرون ازلشکرگاه سوخته میشود. [12] بنابراین، عیسی نیزتا قوم را به خون خود تقدیس نماید، بیرون دروازه عذاب کشید. [13] لهذا عار او را برگرفته، بیرون از لشکرگاه به سوی او برویم. [14] زانرو که در اینجا شهری باقی نداریم بلکه آینده را طالب هستیم. [15] پس بوسیله او قربانی تسبیح را به خدابگذرانیم، یعنی ثمره لبهایی را که به اسم او معترف باشند. [16] لکن از نیکوکاری و خیرات غافل مشوید، زیرا خدا به همین قربانیها راضی است.

مرقس 13: 1-8

[1] و چون او از هیکل بیرون میرفت، یکی از شاگردانش بدو گفت: «ای استادملاحظه فرما چه نوع سنگها و چه عمارت ها است!» [2] عیسی در جواب وی گفت: «آیا این عمارت های عظیمه را مینگری؟ بدان که سنگی بر سنگی گذارده نخواهد شد، مگر آنکه به زیرافکنده شود!» [3] و چون او بر کوه زیتون، مقابل هیکل نشسته بود، پطرس و یعقوب و یوحنا و اندریاس سر ازوی پرسیدند: [4] «ما را خبر بده که این امور کی واقع میشود و علامت نزدیک شدن این امورچیست؟» [5] آنگاه عیسی در جواب ایشان سخن آغازکرد که «زنهار کسی شما را گمراه نکند! [6] زیرا که بسیاری به نام من آمده، خواهند گفت که من هستم و بسیاری را گمراه خواهند نمود. [7] اما چون جنگها و اخبار جنگها را بشنوید، مضطرب مشوید زیرا که وقوع این حوادث ضروری است لیکن انتها هنوز نیست. [8] زیرا که امتی بر امتی ومملکتی بر مملکتی خواهند برخاست و زلزله هادر جایها حادث خواهد شد و قحطیها واغتشاشها پدید میآید؛ و اینها ابتدای دردهای زه میباشد.

متی 5: 14-19 (انجیل قدیس )

[14] شما نور عالمید. شهری که بر کوهی بنا شود، نتوان پنهان کرد. [15] و چراغ را نمی افروزند تا آن را زیر پیمانه نهند، بلکه تا بر چراغدان گذارند؛ آنگاه به همه کسانی که در خانه باشند، روشنایی میبخشد. [16] همچنین بگذارید نور شما بر مردم بتابد تا اعمال نیکوی شما را دیده، پدر شما را که در آسمان است تمجید نمایند. [17] «گمان مبرید که آمدهام تا تورات یا صحف انبیا را باطل سازم. نیامدهام تا باطل نمایم بلکه تاتمام کنم. [18] زیرا هر آینه به شما میگویم، تاآسمان و زمین زایل نشود، همزه یا نقطهای ازتورات هرگز زایل نخواهد شد تا همه واقع شود. [19] پس هرکه یکی از این احکام کوچکترین رابشکند و به مردم چنین تعلیم دهد، در ملکوت آسمان کمترین شمرده شود. اما هرکه بعمل آورد و تعلیم نماید، او در ملکوت آسمان بزرگ خوانده خواهد شد.

تقویم قدیم
یوحنا 10: 9-16 (انجیل صبح )

[9] من درهستم هرکه از من داخل گردد نجات یابد و بیرون و درون خرامد و علوفه یابد. [10] دزد نمی آید مگرآنکه بدزدد و بکشد و هلاک کند. من آمدم تاایشان حیات یابند و آن را زیادتر حاصل کنند. [11] «من شبان نیکو هستم. شبان نیکو جان خودرا در راه گوسفندان مینهد. [12] اما مزدوری که شبان نیست و گوسفندان از آن او نمی باشند، چون بیند که گرگ میآید، گوسفندان را گذاشته، فرار میکند و گرگ گوسفندان را میگیرد وپراکنده میسازد. [13] مزدور میگریزد چونکه مزدور است و به فکر گوسفندان نیست. [14] من شبان نیکو هستم و خاصان خود را میشناسم وخاصان من مرا میشناسند. [15] چنانکه پدر مرامی شناسد و من پدر را میشناسم و جان خود رادر راه گوسفندان مینهم. [16] و مرا گوسفندان دیگر هست که از این آغل نیستند. باید آنها را نیزبیاورم و آواز مرا خواهند شنید و یک گله و یک شبان خواهند شد.

اول یوحنا 4: 20- 5: 21

[20] اگر کسی گوید که خدا را محبت مینمایم و از برادر خود نفرت کند، دروغگوست، زیرا کسیکه برادری را که دیده است محبت ننماید، چگونه ممکن است خدایی را که ندیده است محبت نماید؟ [21] و این حکم رااز وی یافتهایم که هرکه خدا را محبت مینماید، برادر خود را نیز محبت بنماید.

[1] هرکه ایمان دارد که عیسی، مسیح است، ازخدا مولود شده است؛ و هرکه والد رامحبت مینماید، مولود او را نیز محبت مینماید. [2] از این میدانیم که فرزندان خدا را محبت می نماییم، چون خدا را محبت مینماییم واحکام او را بهجا میآوریم. [3] زیرا همین است محبت خدا که احکام او را نگاه داریم و احکام اوگران نیست. [4] زیرا آنچه از خدا مولود شده است، بر دنیا غلبه مییابد؛ و غلبهای که دنیا را مغلوب ساخته است، ایمان ماست. [5] کیست آنکه بر دنیاغلبه یابد؟ جز آنکه ایمان دارد که عیسی پسرخداست. [6] همین است او که به آب و خون آمد یعنی عیسی مسیح. نه به آب فقط بلکه به آب و خون. وروح است آنکه شهادت میدهد، زیرا که روح حق است. [7] زیرا سه هستند که شهادت میدهند، [8] یعنی روح و آب و خون؛ و این سه یک هستند. [9] اگر شهادت انسان را قبول کنیم، شهادت خدابزرگتر است؛ زیرا این است شهادت خدا که درباره پسر خود شهادت داده است. [10] آنکه به پسر خدا ایمان آورد، در خود شهادت دارد وآنکه به خدا ایمان نیاورد، او را دروغگو شمرده است، زیرا به شهادتی که خدا درباره پسر خودداده است، ایمان نیاورده است. [11] و آن شهادت این است که خدا حیات جاودانی به ما داده است واین حیات، در پسر اوست. [12] آنکه پسر را داردحیات را دارد و آنکه پسر خدا را ندارد، حیات رانیافته است. [13] این را نوشتم به شما که به اسم خدا ایمان آوردهاید تا بدانید که حیات جاودانی دارید و تا به اسم پسر خدا ایمان بیاورید. [14] و این است آن دلیری که نزد وی داریم که هرچه برحسب اراده او سوال نماییم، ما را میشنود. [15] و اگر دانیم که هرچه سوال کنیم ما را میشنود، پس میدانیم که آنچه از او درخواست کنیم مییابیم. [16] اگر کسی برادر خود را بیند که گناهی را که منتهی به موت نباشد میکند، دعا بکند و او را حیات خواهدبخشید، به هرکه گناهی منتهی به موت نکرده باشد. گناهی منتهی به موت هست؛ بجهت آن نمی گویم که دعا باید کرد. [17] هر ناراستی گناه است، ولی گناهی هست که منتهی به موت نیست. [18] و میدانیم که هرکه از خدا مولود شده است، گناه نمی کند بلکه کسیکه از خدا تولد یافت خودرا نگاه میدارد و آن شریر او را لمس نمی کند. [19] و میدانیم که از خدا هستیم و تمام دنیا درشریر خوابیده است. [20] اما آگاه هستیم که پسرخدا آمده است و به ما بصیرت داده است تا حق رابشناسیم و در حق یعنی در پسر او عیسی مسیح هستیم. اوست خدای حق و حیات جاودانی.

عبرانیان 13: 7-16 (رساله قدیس)

[7] مرشدان خود را که کلام خدا را به شما بیان کردند بخاطر دارید و انجام سیرت ایشان راملاحظه کرده، به ایمان ایشان اقتدا نمایید. [8] عیسی مسیح دیروز و امروز و تا ابدالاباد همان است. [9] از تعلیمهای مختلف و غریب از جا برده مشوید، زیرا بهتر آن است که دل شما به فیض استوار شود و نه به خوراکهایی که آنانی که در آنهاسلوک نمودند، فایده نیافتند. [10] مذبحی داریم که خدمت گذاران آن خیمه، اجازت ندارند که از آن بخورند. [11] زیرا که جسدهای آن حیواناتی که رئیس کهنه خون آنهارا به قدسالاقداس برای گناه میبرد، بیرون ازلشکرگاه سوخته میشود. [12] بنابراین، عیسی نیزتا قوم را به خون خود تقدیس نماید، بیرون دروازه عذاب کشید. [13] لهذا عار او را برگرفته، بیرون از لشکرگاه به سوی او برویم. [14] زانرو که در اینجا شهری باقی نداریم بلکه آینده را طالب هستیم. [15] پس بوسیله او قربانی تسبیح را به خدابگذرانیم، یعنی ثمره لبهایی را که به اسم او معترف باشند. [16] لکن از نیکوکاری و خیرات غافل مشوید، زیرا خدا به همین قربانیها راضی است.

مرقس 15: 1-15

[1] بامدادان، بیدرنگ روسای کهنه بامشایخ و کاتبان و تمام اهل شورامشورت نمودند و عیسی را بند نهاده، بردند و به پیلاطس تسلیم کردند. [2] پیلاطس از او پرسید: «آیا تو پادشاه یهودهستی؟» او در جواب وی گفت: «تو میگویی.» [3] و چون روسای کهنه ادعای بسیار بر او می نمودند، [4] پیلاطس باز از او سوال کرده، گفت: «هیچ جواب نمی دهی؟ ببین که چقدر بر توشهادت میدهند!» [5] اما عیسی باز هیچ جواب نداد، چنانکه پیلاطس متعجب شد. [6] و در هر عید یک زندانی، هرکه رامی خواستند، بجهت ایشان آزاد میکرد. [7] و برابانامی با شرکای فتنه او که در فتنه خونریزی کرده بودند، در حبس بود. [8] آنگاه مردم صدازده، شروع کردند بهخواستن که برحسب عادت با ایشان عمل نماید. [9] پیلاطس درجواب ایشان گفت: «آیا میخواهید پادشاه یهود را برای شما آزاد کنم؟» [10] زیرا یافته بودکه روسای کهنه او را از راه حسد تسلیم کرده بودند. [11] اما روسای کهنه مردم را تحریض کرده بودند که بلکه برابا را برای ایشان رهاکند. [12] پیلاطس باز ایشان را در جواب گفت: «پس چه میخواهید بکنم با آن کس که پادشاه یهودش میگویید؟» [13] ایشان بار دیگر فریادکردند که «او را مصلوب کن!» [14] پیلاطس بدیشان گفت: «چرا؟ چه بدی کرده است؟» ایشان بیشتر فریاد برآوردند که «او را مصلوب کن.» [15] پس پیلاطس چون خواست که مردم راخشنود گرداند، برابا را برای ایشان آزاد کرد وعیسی را تازیانه زده، تسلیم نمود تا مصلوب شود.

متی 5: 14-19 (انجیل قدیس )

[14] شما نور عالمید. شهری که بر کوهی بنا شود، نتوان پنهان کرد. [15] و چراغ را نمی افروزند تا آن را زیر پیمانه نهند، بلکه تا بر چراغدان گذارند؛ آنگاه به همه کسانی که در خانه باشند، روشنایی میبخشد. [16] همچنین بگذارید نور شما بر مردم بتابد تا اعمال نیکوی شما را دیده، پدر شما را که در آسمان است تمجید نمایند. [17] «گمان مبرید که آمدهام تا تورات یا صحف انبیا را باطل سازم. نیامدهام تا باطل نمایم بلکه تاتمام کنم. [18] زیرا هر آینه به شما میگویم، تاآسمان و زمین زایل نشود، همزه یا نقطهای ازتورات هرگز زایل نخواهد شد تا همه واقع شود. [19] پس هرکه یکی از این احکام کوچکترین رابشکند و به مردم چنین تعلیم دهد، در ملکوت آسمان کمترین شمرده شود. اما هرکه بعمل آورد و تعلیم نماید، او در ملکوت آسمان بزرگ خوانده خواهد شد.

مناسبت و قدیسین روز

سه قدیس بزرگ: قدیس باسیل کبیر، قدیس گریگوری الهی‌دان، و قدیس یوحنای زرین‌دهان

هر یک از این قدیسان روز عید ویژهٔ خود را دارند: قدیس باسیل کبیر در ۱ ژانویه؛ قدیس گریگوری الهی‌دان در ۲۵ ژانویه؛ و قدیس یوحنای زرین‌دهان در ۲۷ ژانویه. این عید مشترک، یعنی ۳۰ ژانویه، در سدهٔ یازدهم و در زمان سلطنت امپراتور آلکسیوس کومننوس برقرار شد.
روزی میان مردم بحثی درگرفت که کدام‌یک از این سه، بزرگ‌تر است. برخی باسیل را به سبب پاکی و شجاعتش می‌ستودند؛ برخی دیگر گریگوری را به خاطر ژرفای بی‌همتا و بلندی اندیشه‌اش در الهیات؛ و گروهی نیز یوحنای زرین‌دهان را به سبب فصاحت و روشنی بیانش در تبیین ایمان تمجید می‌کردند. بدین‌سان، برخی «باسیلیانی» نامیده می‌شدند، برخی «گریگوریانی» و برخی دیگر «یوحنایی».
این اختلاف، به مشیت الهی، برای خیر کلیسا و جلال بیشتر این سه قدیس حل شد. اسقف یوحنا از اوخایتا (۱۴ ژوئن) رؤیایی در خواب دید: نخست هر سه قدیس را جداگانه، در جلالی عظیم و زیبایی وصف‌ناپذیر مشاهده کرد، و سپس هر سه با هم ظاهر شدند. آنان به او گفتند: «چنان‌که می‌بینی، ما در خدا یکی هستیم و هیچ تضادی میان ما نیست؛ و در میان ما نه اولی هست و نه دومی.»
قدیسان همچنین به اسقف یوحنا سفارش کردند که خدمتی مشترک برای آنان بنویسد و روزی مشترک برای جشن ایشان تعیین کند. پس از این رؤیای شگفت‌انگیز، اختلاف بدین‌گونه پایان یافت: روز ۳۰ ژانویه به عنوان عید مشترک این سه قدیس بزرگ تعیین شد. یونانیان این روز را نه تنها عیدی کلیسایی، بلکه بزرگ‌ترین عید ملی و آموزشی خود نیز می‌دانند.

قدیس شهید هیپولیتوس، اسقف روم

هیپولیتوس در زمان سلطنت کلودیوس برای ایمان رنج کشید. هنگامی که باکره‌ای به نام کریسا در روم به‌طرزی بی‌رحمانه برای مسیح شکنجه می‌شد، قدیس هیپولیتوس نزد شکنجه‌گران شفاعت او را کرد و آنان را نکوهش نمود. به سبب این اعتراض، هیپولیتوس نیز به دادگاه کشانده شد و پس از شکنجه‌های طولانی، به مرگ محکوم گردید. دست‌ها و پاهایش را بستند و او را در دریا غرق کردند. همراه با هیپولیتوس و کریسا، بیست شهید دیگر نیز رنج کشیدند. قدیس هیپولیتوس در سال ۲۶۹ به شهادت رسید.

شهید مقدس تئوفیلوس نوین

تئوفیلوس که فرمانده‌ای در زمان امپراتور کنستانتین و ملکه ایرنه بود، به دست مسلمانان به اسارت درآمد و چهار سال در زندان نگه داشته شد. هنگامی که همهٔ فشارهای مسلمانان را برای ترک ایمان مسیحی پذیرفت، با شمشیر سر از تنش جدا کردند و در سال ۷۸۴ به نزد خداوند مسکن گزید.

قدیس پیتر، پادشاه بلغارستان

پیتر، پسر سیمئون، دلباختهٔ بزرگ قدیس یوحنا از ریلا بود. او استقلال کلیسای بلغارستان را از کونستانتینوپل به دست آورد و ارتدکسی را در بلغارستان از بدعت باگومیل‌ها حفظ کرد. پس از جنگی ناموفق با مجارها و روس‌ها، پیتر در سال ۹۶۷، در پنجاه‌وششمین سال زندگی‌اش، درگذشت.


سرود ستایش

سه قدیس بزرگ: قدیس باسیل، قدیس گریگوری الهی‌دان،
و قدیس یوحنای زرین‌دهان

الهی‌دان، و قدیس یوحنای زرین‌دهن
روزه‌داری و ایمان—باسیل،
الهیات—گریگوری،
اعمال نیکوکاری—یوحنا،
دهان‌های زرین، دهان‌های عسل!
همه کارگران یک کار؛
سه فرشته، جداگانه؛
سه با هم، چون خدا یکی،
نه کسی اول است، نه دومی.
در ابدیت همگی توافق دارند،
یکی را بخوانی، هر سه یاری می‌کنند؛
یکی را سرود خوانی، هر سه می‌شنوند؛
یکی را جلال دهی، هر سه شاد می‌شوند.
سه انسان، یک تمامیت؛
سه اسقف بزرگ، یک عمل؛
سه نام، یک جلال؛
و مسیح، سر همه آن‌ها.


تأمل

در اینجا نمونه‌ای از چگونگی درخواست مشورت امپراتورها از قدیسان، پرهیز قدیسان از غرور و ثروت، و نحوه راهنمایی امپراتورها توسط آنان آورده شده است. تزارِ ارتدوکس بلغارستان، پیتر، با همراهان خود راهی کوه ریلا شد، زیرا مشتاقانه می‌خواست قدیس جان از ریلا را ببیند و از تعالیم او بهره‌مند شود. تزار افرادی را پیشاپیش فرستاد تا قدیس را از آمدنش آگاه سازند، اما قدیس از ملاقات با تزار امتناع کرد. تزار که اندوهگین شده بود، بار دیگر افرادی را همراه با مقداری خوراکی و مقدار زیادی طلا فرستاد و از قدیس درخواست کرد که برای او اندرز بنویسد.
جان، خوراکی‌ها را پذیرفت اما طلا را، حتی بدون لمس کردن آن، بازگرداند و به تزار پاسخ داد:
“اگر خواهان پادشاهی آسمانی هستی، همچون پدر آسمانی مهربان باش. بر بی‌عدالتی اعتماد نکن و طمع‌کار مباش؛ فروتن، آرام و در دسترس همگان باش. از ستایش‌های نجیب‌زادگانت لذت مبر. بگذار ردای ارغوانی‌ات با فضیلت‌ها بدرخشد. یاد مرگ را هرگز از روح خود دور مکن. خود را در برابر پای کلیسایِ مادر فروتن ساز؛ سر خویش را در برابر پیشوایان او فرود آور، تا پادشاه پادشاهان، با دیدن اخلاص تو، تو را با نیکی‌هایی پاداش دهد که هرگز به قلب انسان خطور نکرده است.”
تزار پس از دریافت آن نامه، آن را بوسید و از آن پس بارها آن را خواند.


تعمق

درباره خداوند عیسی به‌عنوان دوست کودکان:
1 به‌عنوان دوست فرشتگان در آسمان، که همچون کودکان، معصوم، مطیع و بدون هوس هستند؛
2 به‌عنوان دوست کودکان روی زمین، که به‌آسانی و با سادگی به خدا ایمان دارند؛
3 به‌عنوان دوست قدیسین، که با تلاش و فیض الهی از گناه پاک شده و همچون کودکان معصوم می‌شوند.


موعظه

— دربارهٔ این‌که انسان‌ها باید چون کودکان شوند تا فرزندان خدا باشند—

«به‌راستی به شما می‌گویم، اگر بازنگردید و چون کودکان نشوید، هرگز به ملکوت آسمان داخل نخواهید شد» (متی ۱۸: ۳).

این‌گونه خداوند سخن می‌گوید، و کلام او مقدس و راست است. کودکان چه برتری‌ای بر بزرگسالان دارند؟ آنان سه برتری دارند: در ایمان، در اطاعت، و در بخشش. کودک از پدر و مادرش دربارهٔ همه‌چیز می‌پرسد، و هرچه والدینش پاسخ دهند، کودک آن را باور می‌کند. کودک مطیع پدر و مادر است و به آسانی ارادهٔ خود را تابع ارادهٔ آنان می‌سازد. کودک بخشنده است؛ هرچند زود رنجیده می‌شود، اما زود نیز می‌بخشد.
خداوند ما این سه را از همهٔ انسان‌ها می‌طلبد: ایمان، اطاعت و بخشش. او می‌خواهد که انسان‌ها بی‌قیدوشرط به او ایمان آورند، چنان‌که کودک به پدر و مادرش ایمان دارد؛ بی‌قیدوشرط از او اطاعت کنند، چنان‌که کودک از والدینش اطاعت می‌کند؛ و در روابط با یکدیگر بخشنده باشند، بدی را به یاد نسپارند و بدی را با بدی پاسخ ندهند.
ایمان، اطاعت و بخشش، سه ویژگی اصلی روح کودک‌اند. پاکی و شادی نیز افزودهٔ این‌هاست. کودک حریص نیست، کودک شهوت‌ران نیست، و کودک گرفتار خودپسندی نیست. چشم کودک به رذایل آلوده نشده و شادی‌اش با نگرانی‌ها تباه نگشته است.
ای برادران، چه کسی می‌تواند ما را دوباره کودک سازد؟ هیچ‌کس جز خود مسیح. او می‌تواند ما را به کودکان بدل کند و یاری‌مان دهد که به‌وسیلهٔ نمونهٔ خود، به‌وسیلهٔ تعلیم خود و به قدرت روح‌القدس او، دوباره زاده شویم.
ای خداوند عیسی، کامل در اطاعت و فروتنی، کودک ازلی پدر آسمانی، ما را یاری کن تا به واسطهٔ ایمان به تو، اطاعت از تو، و بخشش نسبت به یکدیگر، همچون کودکان شویم.
جلال و ستایش تا ابد از آن تو باد. آمین.

error: Content is protected !!