3 ژوئن (گریگوری) /16 ژوئن (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
رومیان 1:‏18-‏27

[18] زیرا غضب خدا از آسمان آشکار می‌شود بر هر بی‌دینی و ناراستی مردمانی که حقیقت را در ناراستی باز می‌دارند. [19] چونکه آنچه از خدا می‌توان شناخت، بر آنان آشکار است، زیرا خدا آن را بر ایشان آشکار کرده است. [20] زیرا که چیزهای نادیده او، یعنی قوّت سرمدی و الوهیتش از ابتدای آفرینش عالم به‌وسیله کارهای او فهمیده و دیده می‌شود تا ایشان را عذری نباشد. [21] زیرا هر‌چند خدا را شناختند، ولی او را چون خدا تمجید و شکر نکردند، بلکه در خیالات خود باطل گردیده، دل بی‌فهم ایشان تاریک گشت. [22] ادعای حکمت می‌کردند و احمق گردیدند. [23] و جلال خدای غیرفانی را به شبیه تمثال انسان فانی و پرندگان و چارپایان و خزندگان تبدیل نمودند. [24] بنابراین خدا نیز ایشان را در شهوات دل خودشان به ناپاکی تسلیم فرمود تا در میان خود بدنهای خویش را بی‌حرمت سازند، [25] که ایشان حقیقت خدا را با دروغ عوض کردند و عبادت و خدمت نمودند مخلوق را به عوض خالقی که تا به ابد متبارک است. آمین. [26] از این سبب خدا ایشان را به هوسهای شرم‌آور تسلیم نمود، به گونه‌ای که زنانشان نیز عمل طبیعی را به آنچه خلاف طبیعت است، تبدیل نمودند. [27] و همچنین مردان هم داشتن رابطه طبیعی با زنان را ترک کرده، از شهوات خود با یکدیگر سوختند. مرد با مرد مرتکب کارهای زشت شده، مکافات سزاوار تقصیر خود را در خود یافتند.

متّی 5:‏20-‏26

[20] زیرا به شما می‌گویم، تا عدالت شما بر عدالت کاتبان و فریسیان افزون نشود، به پادشاهی آسمان هرگز داخل نخواهید شد. [21] «شنیده‌اید که به اولین گفته شده است ‘قتل مکن و هر‌ که قتل کند سزاوار حکم شود.’ [22] لیکن من به شما می‌گویم، هر‌ که به برادر خود بی‌سبب خشم گیرد، مستوجب حکم باشد و هر‌ که برادر خود را ‘راقا’ گوید، مستوجب قصاص باشد و هر که احمق گوید، مستحق آتش جهنم بود. [23] پس هرگاه هدیه خود را به قربانگاه ببری و آنجا به ‌خاطرت آید که برادرت بر تو حقی دارد، [24] هدیه خود را پیش قربانگاه واگذار و رفته، اوّل با برادر خویش صلح نما و بعد آمده، هدیه خود را بگذران. [25] با شاکی خود مادامی که با وی در راه هستی صلح کن، مبادا شاکی، تو را به قاضی سپارد و قاضی، تو را به داروغه تسلیم کند و در زندان افکنده شوی. [26] به جدیت به تو می‌گویم، که تا قِران آخر را ادا نکنی، هرگز از آنجا بیرون نخواهی آمد.

تقویم قدیم
رومیان 7:‏14-‏8: 2

[14] زیرا می‌دانیم که شریعت روحانی است، لیکن من جسمانی و زیر گناه فروخته شده هستم، [15] که آنچه می‌کنم نمی دانم، زیرا آنچه می‌خواهم نمی‌کنم، بلکه کاری را که از آن نفرت دارم، به جا می‌آورم. [16] پس هرگاه کاری را که نمی‌خواهم، به‌ جا می‌آورم، شریعت را تصدیق می‌کنم که نیکوست. [17] و اکنون من دیگر کننده آن نیستم، بلکه آن گناهی که در من ساکن است. [18] زیرا می‌دانم که در من یعنی در بدنم هیچ نیکویی ساکن نیست، زیرا که میل در من حاضر است، امّا توان نیکویی کردن نه! [19] زیرا آن نیکویی را که می‌خواهم نمی‌کنم، بلکه بدی را که نمی‌خواهم، می‌کنم. [20] پس چون آنچه را نمی‌خواهم می‌کنم، من دیگر کننده آن نیستم، بلکه گناه که در من ساکن است. [21] بنابراین این شریعت را می‌یابم که وقتی که می‌خواهم نیکویی کنم، بدی نزد من حاضر است. [22] زیرا مطابق انسانیت باطنی به شریعت خدا خشنودم. [23] لیکن شریعتی دیگر در اعضای خود می بینم که با شریعت ذهن من نزاع می‌کند و مرا اسیر می‌سازد به آن شریعت گناه که در اعضای من است. [24] وای بر من، که مرد نگون‌بخت هستم! کیست که مرا از جسم این مرگ رهایی بخشد؟ [25] خدا را شکر می‌کنم به وساطت خداوند ما عیسی مسیح. خلاصه اینکه من به ذهن خود، شریعت خدا را بندگی می‌کنم و امّا به جسم خود، شریعت گناه را.
[1] پس هیچ محکومیّت نیست بر آنانی که در مسیح عیسی هستند. [2] زیرا که شریعت روح حیات در مسیح عیسی، مرا از شریعت گناه و مرگ آزاد گردانید.

متّی 10:‏9-‏15

[9] طلا یا نقره یا مس در کمرهای خود با خود نبرید، [10] و برای سفر، توشه‌دان یا دو پیراهن یا کفشها یا چوبدستی برندارید، زیرا که مزدور مستحق خوراک خود است. [11] و در هر شهری یا قریه‌ای که داخل شوید، جویا شوید که در آنجا چه کسی لیاقت دارد؛ پس در آنجا بمانید تا بیرون روید. [12] و چون به خانه‌ای درآیید، بر آن سلام نمایید؛ [13] پس اگر خانه لایق باشد، سلام شما بر آن واقع خواهد شد و اگر نالایق بود، سلام شما به شما خواهد برگشت. [14] و هر‌ که شما را قبول نکند یا به سخن شما گوش ندهد، از آن خانه یا شهر بیرون شده، خاک پایهای خود را بتکانید. [15] به راستی به شما می‌گویم که در روز جزا حالت سرزمین سُدوم و غُمورَّه از آن شهر آسانتر خواهد بود.

مناسبت و قدیسین روز

شهید مقدس لوسیلیان و همراهانش: کلودیوس، هیپاتیوس، پائول، دیونیسیوس و دوشیزه پائولا

لوسیلیان در تمام عمرش کاهن بت‌پرستان بود، اما در سالخوردگی حقیقت مسیحیت را شناخت و تعمید گرفت. این تغییر ایمان موجب خشم بت‌پرستان نیکومدیا شد و او را به محاکمه کشاندند. چون حاضر نشد از ایمان تازهٔ خود دست بردارد، به شدت کتک خورد و در حالی که سراسر بدنش زخمی شده بود به زندان افکنده شد. در زندان با چهار جوان به نام‌های کلودیوس، هیپاتیوس، پائول و دیونیسیوس آشنا شد که آنان نیز به سبب ایمان به مسیح زندانی بودند. پیرمرد از دیدار این جوانان بسیار شاد شد و آنان نیز از همراهی او خرسند بودند. روزهای خود را با گفتگوهای روحانی، دعا و سرودخوانی سپری می‌کردند. سرانجام آنان را از زندان بیرون آوردند، شکنجه کردند و سپس به بیزانتیوم فرستادند. در آنجا سربازان کلودیوس، هیپاتیوس، پائول و دیونیسیوس را گردن زدند و لوسیلیان را یهودیان بر صلیب کشیدند و سراسر بدنش را با میخ سوراخ کردند.

دوشیزه‌ای به نام پائولا آشکارا پیکرهای شهیدان را برداشت و با احترام به خاک سپرد. به همین سبب او نیز متهم شد و پس از شکنجه گردن زده شد و از خداوند دو تاج دریافت کرد: تاج باکرگی و تاج شهادت. شهادت آنان در دوران امپراتور اورلیان، میان سال‌های ۲۷۰ تا ۲۷۵ میلادی رخ داد.

شهید مقدس لوسیان

لوسیان رومی‌ای بود که به سبب اصالت خانوادگی، ثروت و دانش شهرت داشت. مدتی شاگرد رسول مقدس پطرس بود. بعدها پاپ کلمنت او را همراه با دیونیسیوس آریوپاگوسی برای بشارت انجیل به سرزمین گل (فرانسه) فرستاد و پیش از آن او را به مقام اسقفی منصوب کرد. لوسیان با غیرت فراوان تعلیمات مسیح را ابتدا در گل و سپس در بلژیک موعظه کرد. هنگامی که امپراتور ستمگر دومیتیان آزار مسیحیان را آغاز کرد، مأمورانی از روم به گل فرستاده شدند تا مبلغان مسیحی را دستگیر کنند. آنان نخست دیونیسیوس مقدس را گرفتند و سپس به دنبال لوسیان رفتند. وقتی لوسیان را در بلژیک همراه با کاهن ماکسیانوس و شماس جولیان یافتند، آن دو را در جایی کشتند و لوسیان را در مکانی دیگر گردن زدند. پس از قطع شدن سرش، بدن بی‌جان او از زمین برخاست، سر خود را در دست گرفت (همانند دیونیسیوس مقدس و یووان ولادیمیر مقدس) و تا جایی که می‌خواست در آن دفن شود راه رفت. در همانجا بر زمین افتاد و دفن شد. بعدها کلیسایی بر فراز بقایای مقدس او بنا گردید.

شهید مقدس دیمیتری، ولیعهد روسیه

بوریس گودونوف جاه‌طلب، در سال ۱۵۹۱ میلادی در شهر اوگلیچ، دیمیتری هشت‌ساله را با نیرنگ به قتل رساند. پس از مرگش، دیمیتری بر راهبی ظاهر شد و پیشگویی کرد که «دیمیتریِ دروغین» ظهور خواهد کرد و موجب نابودی قاتلش، بوریس گودونوف، خواهد شد؛ و چنین نیز شد. معجزات بی‌شماری بر مزار این ولیعهد شهید رخ داد. پانزده سال بعد، بقایای او را سالم و فسادناپذیر یافتند. سپس با احترام بسیار به مسکو منتقل شد و در کلیسای فرشتهٔ مقرب میکائیل به خاک سپرده شد.


سرود ستایش

شهید مقدس، ولیعهد دیمیتری

دیمیتری، کودکی خردسال، به قدیسی بزرگ تبدیل شد،
و گودونوف، آن قاتل بزرگ، برای همیشه ملعون ماند.

آن که تشنهٔ قدرت است، هرگز سیراب نمی‌شود؛
شهوت قدرت، آتشی است در این جهان و آن جهان، آتشی خاموش‌نشدنی.

از جام بوریس، مردم مسموم شدند،
اما بوریس از همان جام نوشید و خود را محکوم کرد.

بر رودخانه‌ای از خون به سوی تخت سلطنت شناور شد،
اما آن رودخانه به دریایی از کرم‌ها می‌ریزد.

تاج بر سر آن جنایتکار، چون در زلزله می‌لرزید؛
از همه چیز می‌ترسید و پیوسته به آسمان می‌نگریست.

هر که خون بی‌گناهان را بریزد، باید آماده باشد خون خود را نیز بریزد؛
هرگز استثنایی برای این قانون نبوده و نخواهد بود.

شهوت قدرت، اسبی بالدار است با بال‌هایی از موم؛
هنگامی که به اوج قدرت پرواز می‌کند، بال‌هایش آب می‌شوند!

آنگاه از آن بلندی‌ها به ژرفا سقوط می‌کند، پایین‌تر از یک گدا؛
و شیطان به پیروان خود می‌گوید: «بنگرید، این صدمین احمق!»

دیمیتری، آن ولیعهد جوان، بی‌گناه رنج کشید؛
آن زمان ولیعهد بود، و اکنون نیز ولیعهد است.


تأمل

ای کاش می‌توانستیم به راز مشیت الهی در زندگی انسان‌ها وارد شویم! آنگاه از هر گناه و هر کار شر، با ترس و لرز پر می‌شدیم. «ای خداوند، اعمال تو را درک کردم و در شگفت ماندم.»
در برخی از رویدادهای بزرگ، راز مشیت خدا حتی برای انسان‌هایی با روحانیت کمتر نیز آشکار می‌شود؛ مانند سرنوشت ولیعهد دیمیتری و بوریس گودونوف خون‌ریز و قدرت‌طلب. گودونوف برای رسیدن به مقام اول در دربار تزار تئودور، بسیاری از اشراف را مسموم کرد. پس از آنکه به این مقام رسید، حتی نقشه کشید تا برادر تزار، دیمیتریِ هشت‌ساله را نیز مسموم کند. بارها با مزدوران خود زهرهای کشنده به ولیعهد کودک خوراند، اما زهر اثری نکرد.
مشیت الهی اجازه داد که قتل این کودک بی‌گناه به‌طور پنهانی و در خفا صورت نگیرد، بلکه آشکار و در روز روشن انجام شود. گودونوف قاتلانی فرستاد که در میان روز، به‌طور علنی دیمیتری را کشتند. بدین‌گونه، دیمیتری شهیدی آشکار شد و گودونوف برای تمام روسیه جنایتکاری آشکار.
پس از آن، فردی ظاهر شد و خود را دیمیتری واقعی معرفی کرد (گویی که دیمیتریِ واقعی کشته نشده و کس دیگری به‌جای او کشته شده بود) و با سپاهی به سوی گودونوف حرکت کرد. او گودونوف را شکست داد و چنان به یأس کشاند که بوریس برای خود زهر تهیه کرد و همان زهر را خود نوشید. او که دیگران را مسموم کرده بود، خود را نیز مسموم ساخت! او که دیمیتری بی‌گناه را کشته بود، به‌دست کسی با نام دیمیتری شکست خورد!
هر که چشمان روحانی دارد، ببیند راز مشیت الهی را.


تعمق

تعمق درباره آرام‌سازی معجزه‌آسای طوفان در دریا:
«و ناگاه طوفان عظیمی در دریا پدید آمد، چنان‌که کشتی از موج‌ها پوشیده شد، اما او خوابیده بود» (متی ۸ :۲۴):
۱. چگونه شاگردان فریاد زدند: «خداوندا، ما را نجات ده که هلاک می‌شویم!» (متی ۸ :۲۵) و چگونه خداوند با یک کلمه، طوفان را آرام ساخت و آرامشی عظیم پدید آمد؛
۲. چگونه خداوند منتظر است که من نیز با ترس به او فریاد زنم تا طوفانِ هوس‌ها، انسان‌ها و شیاطین را در دریای زندگی‌ام آرام سازد.


موعظه

– دربارهٔ آرامش ساده‌دلان و راحتی غافلانه احمقان –
« زیرا که گمراهی جاهلان، ایشان را خواهد کشت و راحتی غافلانه احمقان، ایشان را هلاک خواهد ساخت.»
(امثال ۱: ۳۲).
آیا آرامش می‌کُشد؟ بله، آرامش بی‌خدا می‌کُشد. آیا راحتی و کامیابی نابود می‌کند؟ بله، راحتی و کامیابی بدون خدا و برخلاف قوانین خدا می‌تواند نابود سازد. ساده‌لوح هستند آنان که چنین آرامشی را می‌جویند و نادان هستند آنان که در پی چنین کامیابی می‌دوند. زیرا در حقیقت، آنان به دنبال آرامش نیستند بلکه به دنبال شمشیرند و نه در پی کامیابی بلکه در پی نابودی. آرامش ساده‌لوحان چیست و کامیابی نادانان چیست؟ آرامش ساده‌لوحان، آرامش جسمانی است و کامیابی نادانان، بَزم و خوشگذرانی جسمانی است. هیرودیس پادشاه چنین آرامشی را می‌خواست و به وسیلهٔ کرم‌ها خورده شد. ایزابل چنین کامیابی را می‌خواست و سگ‌ها او را خوردند.
به چه نام می‌توان آن مردی را خواند که هنگامی تصمیم می‌گیرد خانه‌ای بسازد، فکر می‌کند نخست باید سقف را در هوا بگذارد و سپس دیوارها را برپا کند و بعد پی خانه را بگذارد؟ او را ساده‌لوح و نادان می‌نامیم. درست همین‌گونه هستند همهٔ کسانی که می‌کوشند آرامش را در جهان بدون آرامش درونی برقرار کنند و کامیابی بیرونی برای مردم فراهم آورند بدون کامیابی درونی. ایمان مسیحی تنها ایمانی است که از بنیاد بنا می‌کند و بنیاد، مسیح است؛ صخره‌ای استوار و ویران‌ناشدنی. پس ایمان مسیحی برای آرامش و کامیابی انسان‌ها بر مسیح بنا می‌شود. آرامشی درونی، مبارک و شاد بر مسیح خداوند بنا می‌گردد و بر این آرامش، آرامش بیرونی استوار می‌شود. همچنین کامیابی حقیقی و پایدار. بلکه بهتر است بگوییم که آرامش حقیقی و کامیابی حقیقی همانند خانه‌ای محکم بنا شده است و آرامش و کامیابی بیرونی مانند زینت‌های بیرونی خانه‌اند. اما اگر زینت‌ها فرو افتند، خانه همچنان پابرجا خواهد ماند، ولی اگر خانه ویران شود، آیا زینت‌ها در هوا خواهند ماند؟
ای برادران من، تعلیم مسیحی تنها تعلیم درست دربارهٔ آرامش و کامیابی است. باقی همه دیوانگی و حماقت است. زیرا چگونه می‌توان خادمان را دید که می‌خواهند عمارتی در مُلک ارباب بنا کنند بی‌اجازهٔ ارباب و بدون یاری او؟
ای خداوند، سرچشمهٔ آرامش حقیقی و جاودان و کامیابی حقیقی، ما را از آرامش ساده‌لوحان و کامیابی نادانان نجات ده.
جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد. آمین.

error: Content is protected !!