آیات روز
تقویم جدید
اِفِسُسیان 5:1-8
[1] پس چون فرزندان عزیز از خدا سرمشق بگیرید. [2] و در محبّت رفتار نمایید، چنانکه مسیح هم ما را محبّت نمود و خود را برای ما همچون هدیهای عطرآگین و قربانی به خدا گذرانید. [3] امّا زنا و هر ناپاکی و طمع در میان شما حتّی سخنش هم نباشد، چنانکه مقدّسین را میشاید. [4] و نه چیزهای زشت و سخنان مبتذل و چرب زبانی که اینها شایسته نیست، بلکه شکرگزاری. [5] زیرا این را یقین میدانید که هیچ زناکار یا ناپاک یا طماع که همان بتپرست باشد، میراثی در پادشاهی مسیح و خدا ندارد. [6] هیچکس شما را به سخنان باطل فریب ندهد، زیرا که به خاطر اینها غضب خدا بر پسران نااطاعتی ریخته میشود. [7] پس با ایشان شریک مباشید. [8] زیرا که پیشتر ظلمت بودید، لیکن اکنون در خداوند نور میباشید. پس چون فرزندان نور رفتار کنید.
لوقا 17:3-10
[3] به خود دقّت کنید! و اگر برادرت به تو خطا ورزد، او را توبیخ کن و اگر توبه کند، او را ببخش. [4] و هرگاه در یک روز هفت دفعه به تو گناه کند و در یک روز هفت مرتبه، برگشته به تو گوید: ‘توبه میکنم،’ او را ببخش.» [5] آنگاه رسولان به خداوند گفتند: «ایمان ما را زیاد کن.» [6] خداوند گفت: «اگر ایمان به قدر دانهٔ خردلی میداشتید، به این درخت توت میگفتید که کنده شده در دریا نشانده شود، اطاعت شما میکرد. [7] «امّا کیست از شما که غلامش به شخم کردن یا شبانی مشغول شود و وقتی که از صحرا آید، به وی گوید: ‘سریع بیا و بنشین.’ [8] بلکه آیا به او نمیگوید: ‘چیزی درست کن تا شام بخورم و کمر خود را بسته مرا خدمت کن تا بخورم و بنوشم و بعد از آن تو بخور و بیاشام؟’ [9] آیا از آن غلام منّت میکشد از آنکه فرامین او را به جا آورد؟ گمان ندارم. [10] همچنین شما نیز چون به هر چیزی که مأمور شدهاید عمل کردید، گویید که: ‘غلامان بیارزش هستیم، زیرا که آنچه بر ما واجب بود، به جا آوردیم.’»
تقویم قدیم
اول پِطرُس 1:1-2 ,10-12, 2: 6-10
[1] پِطرُس، رسول عیسی مسیح، به غریبانی که پراکندهاند در پونتوس و غَلاطیه و کاپادوکیه و آسیا و بیطینیه؛ [2] برگزیدگان مطابق علم سابق خدای پدر، به تقدیس روح برای اطاعت و پاشیدن خون عیسی مسیح. فیض و سلامتی بر شما افزون باد.
[10] که درباره این نجات، پیامبرانی که از فیضی که برای شما تعیین شده بود، خبر دادند، تفتیش و کند و کاو میکردند [11] و دریافت مینمودند که کدام و چگونه زمان است که روح مسیح که در ایشان بود از آن خبر میداد، چون از زحماتی که برای مسیح تعیین شده بود و جلالهایی که بعد از آنها خواهد بود، شهادت میداد؛ [12] و به ایشان آشکار شد که نه به خود بلکه به ما خدمت میکردند، در آن اموری که شما اکنون از آنها خبر یافتهاید از کسانی که به روحالقدس که از آسمان فرستاده شده است، مژده دادهاند و فرشتگان نیز مشتاق هستند که آنها را ببینند.
[6] بنابراین، در کتاب نوشته شده است که «اینک مینهم در صهیون سنگی، سنگ اصلی بنا برگزیده و گرانبها؛ و هر که به وی ایمان آورد، خجل نخواهد شد.» [7] پس شما را که ایمان دارید حرمت است، لیکن آنانی را که ایمان ندارند، «آن سنگی که معماران رد کردند، همان سنگ اصلی بنا گردید،» [8] و «سنگ لغزش دهنده و صخرهای که موجب سقوط می گردد.» زیرا که اطاعت کلام نکرده، لغزش میخورند که برای همین معین شدهاند. [9] لیکن شما قبیله برگزیده و کهانت شاهانه و ملت مقدس و قومی که ملک خاص خدا باشد، هستید تا برتریهای او را که شما را از ظلمت، به نور عجیب خود خوانده است، اعلام نمایید. [10] که سابق قومی نبودید و الان قوم خدا هستید. آن وقت از رحمت محروم، امّا اکنون رحمت کرده شدهاید.
مَرقُس 13:1-8
[1] و چون او از معبد بیرون میرفت، یکی از شاگردانش به او گفت: «ای استاد، ببین چه نوع سنگها و چه عمارتها است!» [2] عیسی در جواب وی گفت: «آیا این عمارتهای عظیم را مینگری؟ بدان که سنگی بر سنگی گذارده نخواهد شد، مگر آنکه به زیر افکنده شود!» [3] و چون او بر کوه زیتون، مقابل معبد نشسته بود، پطرس و یعقوب و یوحنا و آندریاس در خلوت از وی پرسیدند: [4] «ما را خبر بده که این امور کی واقع میشود و علامت نزدیک شدن این امور چیست؟» [5] آنگاه عیسی در جواب ایشان سخن آغاز کرد که «به هوش باشید که کسی شما را گمراه نکند! [6] زیرا که بسیاری به نام من آمده، خواهند گفت که ‘من هستم’ و بسیاری را گمراه خواهند نمود. [7] اما چون جنگها و اخبار جنگها را بشنوید، مضطرب مشوید زیرا که وقوع این حوادث ضروری است، لیکن انتها هنوز نیست. [8] زیرا که ملّتی بر ملّتی و مملکتی بر مملکتی خواهد برخاست و زلزلهها در جایها به وقوع خواهد پیوست و قحطیها و اغتشاشها پدید میآید؛ و اینها آغاز درد زایمان میباشد.
مناسبت و قدیسین روز

ملاکیِ نبی
ملاکی آخرینِ انبیا از نظر زمانی بود. او پس از بازگشت عبرانیان از اسارتِ بابِل، در سال ۵۳۸ پیش از میلاد، به دنیا آمد. چهرهای بهگونهای غیرمعمول زیبا داشت. بنا بر روایتها، مردم او را «فرشته» مینامیدند؛ شاید به سبب زیبایی ظاهریاش، یا به سبب پاکی روحانیاش، و یا حتی به این دلیل که با فرشتهای از جانب خدا ارتباط داشت. در بسیاری از مواقع، او رو در رو با یک فرشته سخن میگفت. در چنین هنگامهایی، دیگران صدای فرشته را میشنیدند، اما شایستهٔ دیدن چهرهٔ فرشته نبودند. آنچه فرشته اعلام میکرد، ملاکیِ جوان آن را نبوت مینمود. او بر اسرائیلِ ناسپاس و بر کاهنانِ بیقانون فریاد برمیآورد. پانصد سال پیش از مسیح، ملاکی بهروشنی آمدن و رسالتِ یحییِ تعمیددهنده را پیشگویی کرد: «اینک رسول خود را خواهم فرستاد تا راه را پیشِ روی من مهیا سازد» (ملاکی ۳ :۱). او عمدتاً نبیِ روزِ داوریِ هولناک است. او در حالی که هنوز جوان بود، خود را به خداوند سپرد. پس از او، تا زمانِ یحییِ تعمیددهنده، دیگر پیامبری در اسرائیل برنخاست.

کاهنِ شهید گوردیوس
گوردیوس در قیصریهٔ کاپادوکیه زاده شد. او در دورانِ فرمانرواییِ امپراتور لیکینیوس، افسری در ارتش روم بود. هنگامی که آزار و شکنجهای هولناک بر ضد مسیحیان آغاز شد، گوردیوس ارتش و مقام خود را ترک گفت و به بیابانِ سینا پناه برد. او بهتنهایی بر کوه حوریب، زمان خود را به دعا و تأمل در اسرارِ آسمان و زمین میگذراند. بهویژه به پوچی و بیارزشیِ همهٔ آن چیزهایی میاندیشید که انسانها بر سرشان در زمین میکوشند و میجنگند، و سرانجام آرزو کرد بمیرد و به حیاتِ ابدی و فسادناپذیر منتقل شود. با همین اشتیاق، در زمانی که مسابقات و بازیهای بتپرستانهای در جریان بود، به شهر فرود آمد. گوردیوس خود را به حاکمِ شهر معرفی کرد و اعلام نمود که مسیحی است. حاکم، بیهوده با چاپلوسی و تهدید کوشید او را از ایمانش بازگرداند. گوردیوس استوار و خللناپذیر، چون الماس، ایستاد و گفت: «آیا سراسر حماقت نیست که با این زندگی کوتاه، حیاتی از عذابِ ابدی و مرگِ روحانی خریداری شود؟» چون به مرگ محکوم شد، با شادی به سوی محلِ اعدام شتافت و در راه، با جلادان دربارهٔ تعالیمِ جلالمند و شیرینِ مسیح سخن گفت. با نامِ مسیح بر لبانش، گوردیوس بدنِ جوانِ خود را به شمشیر سپرد و در سال ۳۲۰ میلادی جانِ عادلِ خویش را به خدا تقدیم کرد.

قدیسه ژنویو
ژنویو حامی و سرپرستِ شهرِ پاریس است. او با روزه، دعا و صدقه دادن شایستهٔ پادشاهیِ خدا شد و در سوم ژانویهٔ سال ۵۱۲ میلادی، در هشتادونهمین سالِ زندگیاش درگذشت.
سرود ستایش
نبیِ مقدس ملاکی
ملاکی آنچه فرشته به او میگوید اعلام میکند:
روز، آری روز، آه روز در راه است!
روزی که چون کورهای فروزان میسوزد.
چه کسی آن را تاب میآورد؟ چه کسی پایدار میماند؟
چه کسی با عدالتِ خویش در برابر داور خواهد ایستاد؟
همهٔ بیایمانان چون کاهِ خشک خواهند بود،
خوراکِ آتشِ گرسنه؛ گریه و ناله و فریاد!
آتش لبریز میشود و چون رود جاری میگردد؛
آنجا زبانِ گناهکار چه میتواند بگوید؟
ای کاهنانِ من، شما که مرا ستایش نمیکنید،
چرا زبانهایتان جلالِ خداوند را نمیسراید؟
در میانِ مردم، همهجا خوار شدهاید،
زیرا داوری، شریعت و معجزاتِ مرا خوار شمردهاید.
من، خداوند سخن میگویم، خداوندِ لشکرها؛
آه، داوریِ سخت بر آن جادوگرانِ نفرتانگیز!
آنگاه که آتش یورش میبرد، دود و غرشِ هولناک را میراند،
دیگر دستِ خداوند نوازش نمیکند.
توبه کنید، ای مردم، تا زمانی که روزها برایتان باقی است؛
به سوی من بازگردید، و من به سوی شما بازخواهم گشت.
من، خداوند سخن میگویم، خداوندِ لشکرها؛
به سوی من بازگردید، و من به سوی شما بازخواهم گشت.
ملاکی آنچه فرشته به او میگوید اعلام میکند:
روز، آری روز، آه روز در راه است!
روزی که چون کورهای فروزان میسوزد.
تأمل
خداوند خواری و سقوط را بر انسانِ مغرور روا میدارد، آنگاه که میپندارد نیروی او برای همیشه استوار شده است. هنگامی که اپارخِ (فرماندار) شریرِ رومی، تارکوینیوس، تیموتائوسِ مبارک را گردن زد، قدیس سیلوستر را فراخواند و او را تهدید کرد که اگر قبر تیموتائوس را فاش نکند و نیز فوراً برای بتها قربانی نگذارد، به مرگ محکوم خواهد شد. این قدیسِ بصیر، بیهیچ ترس و لرزی، با کلماتِ انجیلی به اپارخ پاسخ داد: «ای نادان، امشب جانت از تو مطالبه خواهد شد» (لوقا ۱۲: ۲۰)، «و همان چیزی که به آن مینازی که بر من وارد خواهی کرد (یعنی مرگ)، بر خودت واقع خواهد شد.» اپارخِ مغرور، سیلوستر را در زنجیر بست و به زندان افکند و قصد داشت اندکی بعد او را بکشد. پس از آن، برای خوردن ناهار نشست؛ اما استخوانِ ماهی در گلویش گیر کرد. از نیمروز تا نیمهشب، پزشکان کوشیدند جان او را نجات دهند، اما همهٔ تلاشها بیثمر بود. در نیمهشب، تارکوینیوس جانِ مغرورِ خود را در شدیدترین عذابها تسلیم کرد. بدینسان پیشگوییِ قدیس سیلوستر تحقق یافت، و نیز سخنِ کتابمقدس: «غرور پیش از هلاکت میآید» (امثال ۱۶: ۱۸).
تعمق
درباره فرشتهٔ نگهبان:
۱. چگونه در سمتِ راستِ من میایستد و در همهچیز پشتیبانِ من است، تا زمانی که از شریعتِ خدا منحرف نشوم؛
۲. چگونه بارها او را آزردهام و با تعدّی از شریعتِ خدا، او را از خود راندهام.
موعظه
— دربارهٔ اینکه پادشاهیِ خدا با دل به دست میآید، نه با زبان —
«نه هر که به من گوید: خداوندا، خداوندا، داخلِ پادشاهیِ آسمان خواهد شد»
(متی ۷: ۲۱).
ای برادران، پادشاهیِ خدا با زبان به دست نمیآید، بلکه با دل. دل خزانهٔ آن ثروتهایی است که بهوسیلهٔ آنها پادشاهی خریداری میشود؛ دل، نه زبان! اگر خزانه از ثروتهای خدا پر باشد—یعنی ایمانی نیرومند، امیدی نیک، محبتی زنده و اعمالی صالح—آنگاه پیامآورِ آن ثروتها، یعنی زبان، راستگو و دلپذیر است. اما اگر خزانه از همهٔ آن ثروتها تهی باشد، آنگاه پیامآورش [زبان] دروغین و گستاخ خواهد بود. دل هرگونه باشد، سخن نیز همانگونه است؛ دل هرگونه باشد، کردار نیز همانگونه است. همهچیز، همهچیز، به دل بستگی دارد.
ریاکاری در برابر مردم ناتوان است، و در برابر خدا ناتوانتر. خداوند از طریق نبی ملاکی میگوید«اگر من پدر هستم، پس حرمتِ من کجاست؟ و اگر من آقا هستم، پس هیبتِ من کجاست؟» (ملاکی ۱ :۶). یعنی: میشنوم که مرا پدر میخوانید، اما نمیبینم که با دلهایتان مرا حرمت مینهید. میشنوم که مرا آقا میخوانید، اما ترسِ من را در دلهایتان نمیبینم.
دعای ما: «خداوندا! خداوندا!» تنها زمانی زیبا و سودمند است که از دلی دعاگو برآید. خودِ خداوند فرمان داده است که بیوقفه دعا کنیم؛ اما نه تنها با زبانی که مردم بشنوند، بلکه در خلوتِ حجرهٔ دل، تا خداوند ما را بشنود و ببیند.
ای خداوندِ باشکوه و شگفتانگیز، ما را از ریاکاری رهایی بخش و ترسِ خود را در دلهایمان بریز، تا دلهایمان پیوسته در دعا، راستقامت در حضورِ تو بایستد.
جلال و ستایش تا ابد از آنِ تو باد. آمین.