آیات روز
تقویم جدید
اِشعیا 5:7-16
[7] زیرا که تاکستان یهوه صِبایوت خاندان اسرائیل است و مردان یهودا نهال شادمانی او میباشند. او برای انصاف انتظار کشید و اینک خونریزی! برای عدالت، و اینک ناله و فریاد! [8] وای بر آنانی که خانه را به خانه ملحق و مزرعه را به مزرعه میافزایند تا مکانی باقی نماند. و شما در میان زمین به تنهایی ساکن میشوید. [9] یهوه صِبایوت در گوش من گفت: «به راستی که خانههای بسیار خراب خواهد شد، و خانههای بزرگ و خوشنما متروک خواهد گردید. [10] زیرا که ده جفت گاو زمین یک ”بَت“ تقریباً معادل ۲۲ لیتر است. یک بَت خواهد آورد و یک حومر تخم، یک ایفه خواهد داد.» [11] وای بر آنانی که صبح زود برمیخیزند تا در پی باده بروند، و شب دیر مینشینند تا شراب، ایشان را گرم نماید. [12] و در بزمهای ایشان عود و بربط و دف و نی و شراب میباشد. اما به عمل خداوند نگاه نمیکنند و به کار دستهای او نمینگرند. [13] از این روست که قوم من به خاطر نبود معرفت اسیر میشوند و شریفان ایشان گرسنه و عوام ایشان از تشنگی بیتاب میگردند. [14] از این سبب عالم مردگان حرص خود را زیاد کرده و دهان خویش را بیحد باز نموده است و نجیبان و مردم ایشان، عربدهکشان و شادی کنان، به آن فرو میرود. [15] و مردم خوار خواهند شد و آدمیان ذلیل خواهند گردید و چشمان متکبران پست خواهد شد. [16] یهوه صِبایوت به انصاف متعال خواهد بود و خدای قدوس به عدالت تقدیس کرده خواهد شد.
پیدایش 4:8-15
[8] و قائن با برادر خود هابیل صحبت کرد. و واقع شد چون در صحرا بودند، قائن بر برادر خود هابیل برخاسته او را کشت. [9] آنگاه خداوند به قائن گفت: «برادرت هابیل کجاست؟» گفت: «نمیدانم، مگر پاسبان برادرم هستم؟» [10] خداوند فرمود: «چه کردهای؟ خون برادرت از زمین نزد من فریاد برمیآورد! [11] و اکنون تو ملعون هستی از زمینی که دهان خود را باز کرد تا خون برادرت را از دستت فرو برد. [12] هر گاه کشت زمین کنی، قوت خود را دیگر به تو نخواهد داد. و تو پریشان و آواره در جهان خواهی بود.» [13] قائن به خداوند گفت: «جزایم از تحملم زیاده است. [14] اینک مرا امروز بر روی زمین مطرود ساختی، و از روی تو پنهان خواهم بود. و پریشان و آواره در جهان خواهم بود و هر که مرا یابد، مرا خواهد کشت.» [15] خداوند به او گفت: «پس هر که قائن را بکشد، هفت چندان از او انتقام گرفته شود.» و خداوند بر قائن نشانی نهاد تا هر که او را یابد، او را نکشد.
امثال سلیمان 5:1-15
[1] ای پسر من، به حکمت من توجّه نما و گوش خود را به بصیرت من فراگیر، [2] تا تدابیر را محافظت نمایی و لبهایت معرفت را نگاه دارد. [3] زیرا که لبهای زن اجنبی عسل را می چکاند و دهان او از روغن ملایمتر است. [4] لیکن آخر او مثل افسنتین تلخ است و برنده مثل شمشیر دو دم. [5] پایهایش به مرگ فرو میرود و قدمهایش به عالم مردگان چسبیده است. [6] به طریق حیات هرگز گام نخواهد گذاشت. قدمهایش آواره شده است و او نمیداند. [7] و الان ای پسرانم مرا بشنوید و از سخنان دهانم انحراف مورزید. [8] طریق خود را از او دور ساز و به در خانه او نزدیک مشو. [9] مبادا دوران جوانی خود را به دیگران بدهی و سالهای خویش را به ستمکیشان. [10] و غریبان از اموال تو سیر شوند و ثمره زحمت تو به خانه بیگانه رود. [11] که در عاقبت خود ناله سر دهی؛ هنگامی که گوشت و بدنت فانی شده باشد [12] و گویی چرا ادب را نفرت داشتم و دل من تنبیه را خوار شمرد [13] و صدای معلّمان خود را نشنیدم و به معلّمان خود گوش ندادم. [14] ر آستانه تباهی کامل هستم. در میان قوم و جماعت. [15] آب را از منبع خود بنوش و نهرهای جاری را از چشمه خویش.
تقویم قدیم
اِشعیا 14:24-32
اِشعیا 14:24-32[24] یهوه صِبایوت قسم خورده، میگوید: «یقین به طوری که قصد نمودهام، همچنان واقع خواهد شد. و به اینطور که تقدیر کردهام، همچنان به جا آورده خواهد گشت. [25] و آشور را در زمین خودم خواهم شکست و او را بر کوههای خویش پایمال خواهم کرد. و یوغ او از ایشان رفع شده، بار او از گردن ایشان برداشته خواهد شد.» [26] تقدیری که بر تمامی زمین مقدر گشته، این است. و دستی که بر تمامی قومها دراز شده، همین است. [27] زیرا که یهوه صِبایوت تقدیر نموده است، پس کیست که آن را پوچ گرداند؟ و دست اوست که دراز شده است، پس کیست که آن را برگرداند؟ [28] در سالی که آحاز پادشاه مُرد، این وحی نازل شد: [29] ای تمامی فلسطین، شادی مکن از اینکه عصایی که تو را میزد، شکسته شده است. زیرا که از ریشه مار، افعی بیرون میآید و نتیجه او مار آتشین جهنده خواهد بود. [30] و نخستزادگان مسکینان خواهند چرید و فقیران در اطمینان خواهند خوابید. و ریشه تو را با قحطی خواهم کشت و باقیماندگان تو مقتول خواهند شد. [31] ای دروازه، شیون نما! و ای شهر، فریاد برآور! ای تمامی فلسطین، تو گداخته خواهی شد. زیرا که از طرف شمال دود میآید و از صفوف او کسی دور نخواهد افتاد. [32] پس به قاصدان قومها چه جواب داده شود؟ «خداوند صَهیون را بنیاد نهاده است و مسکینان قوم او در آن پناه خواهند برد.»
پیدایش 8:21- 9: 7
پیدایش 8:21- 9: 7[21] و خداوند بوی خوش بویید و خداوند در دل خود گفت: «بعد از این دیگر زمین را به سبب انسان لعنت نکنم، زیرا که خیال دل انسان از کودکی بد است، و بار دیگر همه وحوش را هلاک نکنم، چنانکه کردم. [22] مادامی که جهان باقی است، کشت و درو، و سرما و گرما، و زمستان و تابستان، و روز و شب متوقف نخواهد شد.» [1] و خدا، نوح و پسرانش را برکت داده، به ایشان گفت: «بارور و زیاد شوید و زمین را پر سازید. [2] و ترس شما و هیبت شما بر همه وحوش زمین و بر همه پرندگان آسمان، و بر هر چه بر زمین میخزد، و بر همه ماهیان دریا خواهد بود. آنها به دست شما تسلیم شدهاند. [3] و هر جنبندهای که زندگی دارد، برای شما خوراک باشد. همه را چون گیاه سبز به شما دادم، [4] مگر گوشت را با حیاتش که خون او باشد، مخورید. [5] به یقین انتقام خون شما را برای جان شما خواهم گرفت. از دست هر حیوان آن را خواهم گرفت. و از دست انسان، انتقام جان انسان را از دست برادرش خواهم گرفت. [6] هر که خون انسان ریزد، خون او به دست انسان ریخته شود. زیرا خدا انسان را به صورت خود ساخت. [7] و شما بارور و زیاد شوید، و در زمین پخش شده، در آن بیفزایید.»
امثال سلیمان 11:19-12 :6
امثال سلیمان 11:19-12 :6[19] چنانکه عدالت به حیات منتهی می شود، همچنین هر که شرارت را پیروی نماید، او را به مرگ میرساند. [20] کج خلقان نزد خداوند نفرت انگیزند، امّا کاملان طریق پسندیده او میباشند. [21] یقین دان که شریر بیسزا نخواهد ماند، امّا نسل صالحان نجات خواهند یافت. [22] زن زیبای بیعقل حلقه زرین است در بینی گراز. [23] آرزوی عادلان تنها نیکویی است، امّا انتظار شریران، غضب میباشد. [24] هستند که میپاشند و بیشتر میاندوزند و هستند که زیاده از آنچه شاید نگاه میدارند، امّا به نیازمندی میانجامد. [25] شخص سخاوتمند فربه میشود، و هر که سیراب میکند، خود نیز سیراب خواهد گشت. [26] هر که غله را نگاه دارد، مردم او را لعنت خواهند کرد، امّا بر سر فروشنده آن برکت خواهد بود. [27] کسی که نیکویی را بطلبد، رضامندی را میجوید، و هر که بدی را بطلبد، به سرش خواهد آمد. [28] کسی که بر توانگری خود توکّل کند، خواهد افتاد، امّا عادلان مثل برگ سبز شکوفه خواهند آورد. [29] هر که اهل خانه خود را برنجاند، نصیب او باد خواهد بود و احمق بنده حکیمدلان خواهد شد. [30] ثمره مرد عادل درخت حیات است، و کسی که جانها را صید کند، حکیم است. [31] اینک مرد عادل بر زمین جزا خواهد یافت، پس چند مرتبه زیاده مرد شریر و گناهکار. [1] هر که رهنمود را دوست میدارد، معرفت را دوست میدارد، امّا هر که از تنبیه نفرت کند، وحشی است. [2] مرد نیکو خشنودی خداوند را کسب مینماید، امّا او، صاحب تدبیر فاسد را محکوم خواهد ساخت. [3] انسان از بدی استوار نمیشود، امّا ریشه عادلان جنبش نخواهد خورد. [4] زن صالحه تاج شوهر خود میباشد، امّا زنی که خجل سازد، مثل پوسیدگی در استخوانهایش میباشد. [5] فکرهای عادلان انصاف است، امّا تدابیر شریران فریب است. [6] سخنان شریران برای خون در کمین است، امّا دهان راستان ایشان را رهایی میدهد.
مناسبت و قدیسین روز

شهیدان مقدس اوتروپیوس، کلئونیکوس و باسیلیسکوس
آنان همراهان قدیس تئودوروس تیرون بودند. هنگامی که آن عادلِ خدا بهجلال آرام گرفت، این سه تن در زندان باقی ماندند. برای مدتی طولانی محکوم نشدند، زیرا فرماندار امپراتور در شهر آمَسیا تغییر کرده بود. وقتی فرماندار جدید—که از پیشین خود بیرحمتر بود—وارد شد، دستور داد این سه نفر را نزد او بیاورند.
هر سه جوان بودند. اوتروپیوس و کلئونیکوس برادر بودند و باسیلیسکوس خویشاوند قدیس تئودوروس بود. هر سه در محبت برادرانه چنان بودند که گویی برادران خونیاند. ازاینرو در برابر فرماندار گفتند: «همانگونه که تثلیث اقدس جداییناپذیر است، ما نیز در ایمان جداییناپذیر و در محبت غیرقابل انفکاک هستیم.»
تمام چاپلوسیهای فرماندار بیهوده بود و تلاش او برای رشوه دادن به اوتروپیوس نیز سودی نداشت. نخست، فرماندار اوتروپیوس را به صرف غذا با خود دعوت کرد. اوتروپیوس نپذیرفت و از مزامیر نقل کرد: «خوشا به حال مردی که در مشورت شریران گام ننهد» (مزمور ۱:۱). پس از آن، فرماندار مبلغ زیادی پول—۱۵۰ لیتر نقره—به او پیشنهاد داد که اوتروپیوس آن را نیز رد کرد و به فرماندار یادآور شد که یهودا به خاطر نقره جان خود را از دست داد.
پس از آنکه همهٔ بازجوییها و شکنجهها بینتیجه ماند، دو نفر نخست به مصلوب شدن محکوم شدند و باسیلیسکوس به گردنزده شدن. چنین نیز شد: دو برادر بر دو صلیب مصلوب شدند و خدا را شکر گفتند که ایشان را شایسته ساخته است همان مرگی را بچشند که خود مسیح نیز پذیرفت. سومی، باسیلیسکوس، گردن زده شد.
آنان همگی وارد ملکوت شادی شدند، جایی که قدیس تئودوروس، فرماندهشان، در انتظارشان بود—او پیش از ایشان بهوسیلهٔ مسیحِ خداوند و فاتح جلال یافته بود. آنان در سال ۳۰۸ با شرافت رنج کشیدند.

قدیسه پیاما، مصری
پیاما به خاطر مسیح نخواست ازدواج کند و خود را در خانهٔ مادرش به زندگی زاهدانه وقف کرد. او غذای اندکی میخورد و آن هم یک روز در میان. بیشتر وقت خود را در دعا و تأمل میگذراند. پیاما عطیهٔ روشنبینی را دارا بود. او در حدود سال ۳۷۷ در آرامش، روح خود را به خداوند سپرد.

دوشیزهٔ ناشناخته
او از خانوادهای ثروتمند در اسکندریه بود. پدری نیکو داشت که رنج بسیار کشید و مرگی دشوار داشت، و مادری بدکار که زندگی آسانی داشت، بهآرامی مرد و با احترام دفن شد. این دوشیزه سرگردان بود که آیا باید مطابق الگوی پدرش زندگی کند یا مادرش. در رؤیایی، وضعیت هر دو والد خود را در جهان دیگر دید: پدرش را در ملکوت خدا و مادرش را در تاریکی و عذاب.
این رؤیا به او کمک کرد تصمیم بگیرد که تمام زندگی خود را به خدا وقف کند. همچون پدرش، به فرامین خدا پایبند بماند، بیآنکه به سختیها و مصیبتهایی که باید تحمل کند توجه کند. او تا پایان به ارادهٔ خدا وفادار ماند و به یاری خدا شایستهٔ ملکوت آسمان گردید، جایی که دوباره با پدر خدادوست خود متحد شد.
سرود ستایش
قدیسان اوتروپیوس، کلئونیکوس و باسیلیسکوس
ذهن آرام و برافراشته به سوی خدای متعال،
و دلی افروخته از محبت نسبت به او،
به دردها اعتنا نمیکند و نگران بدن نیست:
بر چنین کسانی تنها خداوند فرمان میراند.
ذهن استوار بر مسیح—این مهمترین چیز است.
قدیس اوتروپیوس این را در میان شکنجههایش شناخت؛
و کلئونیکوس، برادرش، و باسیلیسکوس محبوب—
هر سه در آتش بودند، گویی در شبنم صبحگاهی.
ذهن استوار بر مسیح به شکنجهها نمیاندیشد.
اگر درد پایدار باشد، دعا نیز پایدار است.
ذهن استوار بر مسیح به درد فکر نمیکند، بلکه دعا میبافد.
آنکه از خدا میترسد، از درد نمیترسد.
دو برادر خونی بر صلیب برافراشته شدند:
بدنهایشان میلرزید، اما روحشان متزلزل نشد.
هر دو خدایی را جلال دادند که ایشان را جلال بخشید؛
چنین مرگ شرافتمندی به آنان عطا کرد.
جامهٔ جسم دریده و برداشته میشود،
و روح به سوی آسمان میشتابد.
روح از بدن نیرومندتر است.
فریاد برمیآورند:
«ای خدا، روحهای ما را در اعلی علیین بپذیر ؛
تو را جلال جاودان باد، ای پسر خدا!»
تأمل
از نظر انسانی، مسیح، از طریق اطاعت خویش، خود را به مقام برتری در کلیسا، در جهان و در تاریخ بشر ارتقا داد. هیچکس نمیتواند رهبر خوبی باشد مگر اینکه مدرسهی اطاعت را به پایان رسانده باشد. آدم اقتدار و سلطه بر موجودات زنده و عناصر طبیعت را در همان لحظهای از دست داد که نافرمانی خود را نسبت به خدا نشان داد. ابا موسی گفت: “اطاعت، اطاعت میآورد؛ اگر کسی به خدا گوش دهد، خدا نیز به او گوش میدهد.” پس آشکار است که خدا بیشتر به انسان گوش میدهد، تا انسان به خدا، به ویژه وقتی در نظر گرفته شود که انسان هر روز به چه میزان و به چه طریقی بر ضد احکام خدا گناه میکند. این یک حقیقت است که خدای ازلی به ما، موجودات فاسدشدنی، بیشتر از آنچه ما به او گوش میدهیم، گوش میدهد. این باید همه ما را که هنوز وجدان داریم، پر از شرم کند. هنگامی که قدیس اوتروپیوس، به همراه دو همراهش، شکنجه میشد، به خدا دعا کرد: “به کمک ما بیا همانطور که به خادم خود تئودور تیرون کمک کردی.” ناگهان، زمین لرزید و خداوند مطیع با فرشتگان خود به همراه قدیس تئودور ظاهر شد. خداوند به رنجدیدگان فرمود: “در طول زمان شکنجه شما، من در مقابل چهرههای شما ایستادم و صبر شما را مشاهده کردم. من نامهای شما را در کتاب حیات خواهم نوشت.”
تعمق
تعمق درباره خداوند عیسی در شام رازآلود:
۱. چگونه او نان و شراب، دو عنصر معمولیِ تغذیه را، برگزید و از طریق آنها پیوندِ آشکار و پنهانِ خود را با کلیسا تا پایان زمان برقرار ساخت؛
۲. چگونه شام اسرارآمیز تا به امروز حفظ شده است و چگونه تا پایان زمان به عنوان رازِ عشای ربانی محفوظ خواهد ماند؛
۳. چگونه هر روز، و تقریباً هر ساعت، در جایی از جهان، یک کاهن، نان و شراب را تقدیس میکند و آن را به عنوان جسم و خون مسیح دریافت میکند. چه رؤیت شگفتانگیزی است! [تقدیس نان و شراب و دریافت آن به عنوان جسم مقدس و خون گرانبهای مسیح]
موعظه
-درباره عشق به همسایه –
“اما ماندنم در جسم برای شما ضروریتر است” (فیلیپیان ۱: ۲۴).
پولس رسول با شعلهور شدن از عشق خدا، در رساله خود به فیلیپیان، اذعان داشت که برای او مرگ یک سود است زیرا زندگی او مسیح است. عشق پولس به مسیح او را به سوی مرگ میکشاند تا هر چه زودتر در کنار مسیح بایستد، و عشق او به مومنان دوباره او را وادار میکند تا در جسم بماند. با این حال، دو عشق وجود ندارد که رسول را جذب کند و او را در دو جهت بکشد، بلکه یک و همان عشق است که دو گنج ثروت را پیش روی او میگشاید. یک گنج، جهان پر برکت در آسمان است، و گنج دیگر، روح مومنان روی زمین است. آن گنج آسمانی با این ثروت از زمین افزایش مییابد؛ این گنج به گنج دیگر سرریز میشود. برای رفتن به آسمان، رسول به وسیلهی محبت و پاداش کشیده میشود؛ برای ماندن در زمین، به وسیلهی محبت و وظیفه. ای برادران من، هنگامی که انسان فانی درمییابد که ماندن در جسم بخاطر محبت به برادرانش مهمتر است، پس چه معجزهای است که خدای ازلی، قبل از رسول میدانست که بودن در جسم برای نجات بشر مهمتر از بیرون بودن از جسم در ملکوت روحانی است؟ آیا این اعتراف پولس در برابر فیلیپیان با وضوح کامل دلایل تجسم پسر خدا را برای ما توضیح نمیدهد؟ آنجا، در آسمانها، پادشاهی واقعی مسیح و زندگی واقعی مسیح بدون آمیختگی گناه و مرگ است. اما عشق پسر خدا به انسانها ماندن در جسم بر روی زمین در میان انسانها را ضروری دانست. به راستی، ما باید از پولس رسول سپاسگزار باشیم که او، در توضیح خود به ما، راز آمدن مسیح و سکونت او در جسم را توضیح داد.
ای خداوند، شگفتانگیز هستی تو در قدیسان خود .
جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد. آمین.