آیات روز
تقویم جدید
غَلاطیان1: 1-10, 20- 2:5
1پولس، رسول نه از جانب انسان و نه بهوسیلهٔ انسان، بلکه به عیسی مسیح و خدای پدر که او را از مردگان برخیزانید، 2و همهٔ برادرانی که با من میباشند، به کلیساهای غَلاطیه: 3فیض و سلامتی از جانب خدای پدر و عیسی مسیح خداوند با شما باد؛ 4که خود را برای گناهان ما داد تا ما را از این جهان حاضر شریر مطابق اراده خدا و پدر ما خلاصی بخشد، 5که او را تا به ابد جلال باد. آمین. 6تعجّب میکنم که به این زودی از آن کس که شما را به فیض مسیح خوانده است، برمیگردید به سوی انجیلی دیگر، 7که انجیل دیگر نیست. لیکن بعضی هستند که شما را مشوش میسازند و میخواهند انجیل مسیح را تحریف نمایند. 8بلکه هرگاه ما هم یا فرشتهای از آسمان، انجیلی غیر از آنکه ما به آن مژده دادیم به شما رساند، ملعون باد! 9چنانکه پیش گفتیم، الآن هم باز میگویم: اگر کسی انجیلی غیر از آنکه پذیرفتید بیاورد، ملعون باد! 10آیا اکنون تأیید مردم را خواهانم، یا خدا را؟ یا رضامندی مردم را میطلبم؟ اگر تا به حال رضامندی مردم را میخواستم، غلام مسیح نمیبودم. 20امّا درباره آنچه به شما مینویسم، اینک در حضور خدا دروغ نمیگویم. 21بعد از آن به نواحی سوریه و کیلیکیه آمدم. 22و کلیساهای یهودیه که در مسیح بودند، مرا به چهره نمیشناختند، 23جز اینکه شنیده بودند که «آنکه پیشتر بر ما جفا مینمود، اکنون مژده میدهد به همان ایمانی که قبل از این ویران میساخت.» 24و خدا را در من تمجید نمودند.
1پس بعد از چهارده سال با بَرنابا باز به اورشلیم رفتم و تیطُس را همراه خود بردم. 2ولی به الهام رفتم و انجیلی را که در میان غیریهودیان به آن موعظه میکنم، به ایشان عرضه داشتم؛ امّا در خلوت به افراد با نفوذ، مبادا بیجهت بدوم یا دویده باشم. 3لیکن حتی تیطُس هم که همراه من و یونانی بود، مجبور نشد که ختنه شود. 4و این به خاطر برادران دروغین بود که ایشان را مخفیانه درآوردند و مخفیانه وارد شدند تا آزادی ما را که در مسیح عیسی داریم، جاسوسی کنند و تا ما را به بندگی درآوردند. 5که ایشان را یک دم هم به اطاعت در این امر تابع نشدیم تا حقیقت انجیل در شما استوار ماند.
مَرقُس 5: 1- 20
1پس به آن کناره دریا تا به سرزمین جَدَریان آمدند. 2و چون از قایق بیرون آمد، همان لحظه شخصی که روحی پلید داشت از میان قبرها بیرون شده، به او برخورد. 3که در میان قبرها ساکن میبود و هیچ کس به زنجیرها هم نمیتوانست او را بسته نگاهدارد، 4زیرا که بارها او را به کُندهها و زنجیرها بسته بودند و زنجیرها را گسیخته و کُندهها را شکسته بود و هیچ کس نمیتوانست او را رام نماید، 5و پیوسته شب و روز در کوهها و میان قبرها فریاد میزد و خود را به سنگها مجروح میساخت. 6چون عیسی را از دور دید، دوان دوان آمده، او را سجده کرد، 7و به آواز بلند فریاد زده، گفت: «ای عیسی، پسر خدای متعال، مرا با تو چهکار است؟ تو را به خدا قسم میدهم که مرا عذابم ندهی.» 8زیرا عیسی به او گفته بود: «ای روح پلید، از این شخص بیرون بیا!» 9پس از او پرسید: «اسم تو چیست؟» به وی گفت: «نام من لژیون است، زیرا که بسیاریم.» 10پس به او التماس بسیار نمود که ایشان را از آن سرزمین بیرون نکند. 11و در حوالی آن کوهها، گله گراز بسیاری میچرید. 12و همهٔ دیوها از وی خواهش نموده، گفتند: «ما را به گرازها بفرست تا در آنها داخل شویم.» 13عیسی ایشان را اجازه داد. پس آن ارواح خبیث بیرون شده، به گرازان داخل گشتند و آن گلّه از بلندی به دریا پرید و قریب به دو هزار بودند که در آب خفه شدند. 14و خوکبانان فرار کرده، در شهر و مزرعهها خبر میدادند و مردم به جهت دیدن آن ماجرا بیرون شتافتند. 15و چون نزد عیسی رسیده، آن دیوانه را که لژیون داشته بود، دیدند که نشسته و لباس پوشیده و عاقل گشته است، بترسیدند. 16و آنانی که دیده بودند، سرگذشت دیوانه و گرازان را به ایشان بازگفتند. 17پس شروع به التماس نمودند که از حدود ایشان روانه شود. 18و چون عیسی به قایق سوار شد، آنکه دیوانه بود از او خواهش نمود که با وی باشد. 19امّا عیسی او را اجازه نداد بلکه به او گفت: «به خانه، نزد خویشان خود برو و ایشان را خبر ده از آنچه خداوند با تو کرده است و چگونه به تو رحم نموده است.» 20پس روانه شده، در دِکاپولیس به آنچه عیسی با وی کرده، موعظه کردن آغاز نمود که همه مردم متعجّب شدند.
تقویم قدیم
غَلاطیان 6:2-10
[2] بارهای سنگین یکدیگر را متحمّل شوید و به این نوع شریعت مسیح را به جا آرید. [3] زیرا اگر کسی خود را شخص برجستهای گمان برد و حال آنکه چیزی نباشد، خود را میفریبد. [4] امّا هر کس عمل خود را امتحان بکند، آنگاه فخر در خود به تنهایی خواهد داشت، نه در دیگری، [5] زیرا هر کس حامل بار خود خواهد شد. [6] امّا هر که در کلام تعلیم یافته باشد، معلّم خود را در همهٔ چیزهای خوب سهیم بسازد. [7] خود را فریب مدهید، خدا را مسخره نمیتوان کرد. زیرا که آنچه آدمی بکارد، همان را درو خواهد کرد. [8] زیرا هر که برای جسم خود کارد، از جسم فساد را درو کند و هر که برای روح کارد، از روح حیات جاودانی خواهد دروید. [9] لیکن از نیکوکاری خسته نشویم، زیرا که در موسم آن درو خواهیم کرد اگر ملول نشویم. [10] خلاصه به قدری که فرصت داریم با تمامی مردم نیکویی بنماییم، به ویژه با اهل بیت ایمان.
مَرقُس 7:14-24
[14] پس آن جماعت را پیش خوانده، به ایشان گفت: «همه شما به من گوش دهید و فهم کنید. [15] هیچ چیز نیست که از بیرون آدم داخل او گشته، بتواند او را نجس سازد، بلکه آنچه از درونش صادر شود. آن است که آدم را ناپاک میسازد. [16] هر که گوش شنوا دارد، بشنود.» [17] و چون از نزد جماعت به خانه وارد شد، شاگردانش معنی مَثَل را از او پرسیدند. [18] به ایشان گفت: «مگر شما نیز همچنین بیفهم هستید و نمیدانید که آنچه از بیرون داخل آدم میشود، نمیتواند او را ناپاک سازد، [19] زیرا که داخل دلش نمیشود، بلکه به شکم میرود و خارج میشود.» به این ترتیب عیسی همهٔ خوراکیها را پاک اعلام کرد. [20] و گفت: «آنچه از آدم بیرون آید، آن است که انسان را ناپاک میسازد، [21] زیرا که از درون دل انسان صادر میشود خیالات بد و زنا و فسق و قتل و دزدی [22] و طمع و بدخواهی و مکر و شهوتپرستی و چشم بد و کفر و غرور و جهالت. [23] تمامی این چیزهای بد از درون صادر میگردد و آدم را ناپاک میگرداند.» (متّی ۱۵: ۲۱-۲۸) [24] پس از آنجا برخاسته به حوالی صور و صِیدون رفته، به خانه وارد شد و خواست که هیچ کس مطلع نشود، لیکن نتوانست مخفی بماند،
مناسبت و قدیسین روز

شهید مقدس آنتیموس
او در نیکومدیا متولد شد و از دوران کودکی بهعنوان یک مسیحی راستین پرورش یافت. «بدن او میرایی یافته بود، روحش فروتن شده بود، حسادتش ریشهکن شده بود، خشمش رام شده بود، تنبلیاش دور شده بود… او نسبت به همه محبت داشت و با همه در صلح بود؛ با همه خردمند بود، برای جلال خدا غیرت داشت و با همه صریح و بیپیرایه بود.» جای شگفتی نیست که مردی با چنین فضایل به مقام اسقفی منصوب شد. قدیس آنتیموس در دوران آزار و شکنجه بیرحمانه مسیحیان به دست امپراتوران شرور، دیوکلتیان و ماکسیمیان، بهعنوان اسقف نیکومدیا خدمت میکرد. جویبارهای خون مسیحیان جاری شد، بهویژه در نیکومدیا. در یک سال، در عید میلاد مسیح، بیست هزار شهید در یک کلیسا زندهزنده سوزانده شدند (به ۲۸ دسامبر مراجعه کنید). این واقعه در زمان اسقفی آنتیموس رخ داد. با این حال، آزار و شکنجه با این ماجرا پایان نیافت، بلکه ادامه پیدا کرد و بسیاری از مسیحیان به زندان افکنده شدند و برای شکنجه و مرگ در آنجا نگه داشته شدند. قدیس آنتیموس به روستای سمانا کناره گرفت، نه به این دلیل که از مرگ میگریخت، بلکه برای اینکه به تشویق گله خود در راهِ شهادت ادامه دهد، تا مبادا کسی از ترس از ایمان بازگردد. یکی از نامههای او به مسیحیان زندانی به دست مأموران افتاد و به امپراتور ماکسیمیان تحویل داده شد. امپراتور بیست سرباز را فرستاد تا آنتیموس را پیدا کنند و نزد او بیاورند. آن پیرمرد سپیدمو و صاحب بصیرت به استقبال سربازان آمد، آنان را به خانه خود برد و مانند مهمان از آنان پذیرایی کرد—و تنها پس از آن آشکار کرد که او همان آنتیموس است که در جستوجویش بودند. سربازان که از مهربانی آنتیموس شگفتزده شده بودند، پیشنهاد کردند که او پنهان شود و گفتند به امپراتور خواهند گفت که نتوانستهاند او را پیدا کنند. اما آنتیموس پاسخ داد که نمیتواند برای نجات جان خود از فرمان خدا درباره دروغگویی سرپیچی کند، و همراه سربازان رفت. در طول راه، همه سربازان به مسیح ایمان آوردند و به دست آنتیموس تعمید یافتند. امپراتور دستور داد آنتیموس را برای مدت طولانی بهشدت شکنجه کنند و سپس او را با تبر سر ببرند. او خداوند را جلال داد و در آغاز قرن چهارم به آرامش و استراحت ابدی رفت.

شهیده مقدس واسیلیسا
واسیلیسا دختری نهساله بود. او اندکی پس از درگذشت قدیس آنتیموس در نیکومدیا به شهادت رسید. شکنجهگران تمام بدن او را با زخمها پوشاندند، اما او به مسیح وفادار ماند. خداوند او را از آتش و حیوانات وحشی بهطور معجزهآسایی سالم نگاه داشت؛ و این امر سبب شد شکنجهگر او، اسکندر، توبه کند و ایمان مسیحی را بپذیرد. سپس واسیلیسا به دشتی رفت، بر زانوهای خود افتاد و با شکرگزاری از خدا دعا کرد که توانسته است شکنجهها را تحمل کند، و پس از آن روح خود را به خدا سپرد؛ در حدود سال ۳۰۹.

قدیس یوانیکیه، اسقف اعظم و نخستین پاتریارک صربستان
یوانیکیه در پریزرن متولد شد و در ابتدا بهعنوان منشی پادشاه دوشان خدمت کرد. او در سال ۱۳۳۹ اسقف اعظم شد و در سال ۱۳۴۶ به مقام پاتریارکی ارتقا یافت. یوانیکیه شبان اعظم و سازماندهندهای پرشور برای کلیسای صربستان بود، «مدافع بزرگ قوانین کلیسا». او در ۳ سپتامبر ۱۳۴۹ به آرامش ابدی وارد شد. یادگارهای او در پاتریارکنشین پِچ قرار دارند.

راهب مقدس تئوکتیست
او روزهدار و همزاهد قدیس اوتیمیوس بزرگ بود. تئوکتیست رئیس صومعه لَوْرای اوتیمیوس بود که در حدود شش مایلی اورشلیم، در مسیر اَریحا، قرار داشت. او در همه امور شاگرد قدیس اوتیمیوس بود و تحت هدایت روحانی او تا سن نود سالگی صومعه را اداره کرد. او با زندگی خود خدا را خشنود ساخت و در میانه قرن پنجم، در دوران فرمانروایی آناستاسیوس، پاتریارک اورشلیم، به آرامش ابدی وارد شد.
سرود ستایش
شهید مقدس آنتیموس
آنتیموس مقدس گله خود را تشویق میکرد:
«ای فرزندان من، ای فرزندان محبوب من،
ای حاملان یوغ مسیح،
اکنون زمان انکار بزرگ و دلکندن فرا رسیده است،
ای سربازان مسیح مصلوب،
که با جلال از مردگان برخاست!
اکنون زمان آزار و شکنجه بیرحمانه است؛
اکنون زمان مبارزه و شکیبایی است؛
زیرا محصول قهرمانان آماده شده است.
تاج درخشان بالای سر شما میتابد:
از جلادان تاریک نترسید،
زیرا قدرت انسان تا ابد دوام ندارد،
اما قدرت خدا تا ابدالآباد باقی است.
خوشا به حال آنکس که از خدا میترسد!
اشکهای شما در آسمان
به دست فرشتگان پاک خواهد شد؛
زخمهای شما در آسمان
با مرهم بهشتی شفا خواهد یافت.
مرگ به زندگی تبدیل خواهد شد!
خوارشدگان با تاجی تاجگذاری خواهند شد!
شکنجه کوتاه است، اما برکات جاودانهاند.
ای فرزندان عزیز من، نترسید.»
تأمل
کسی که آرزوی نجات دارد باید مطلقاً از اقتدار روحانی اطاعت کند. بدون این اطاعت، انسان حتی با بزرگترین اشتیاق برای نجات نیز ممکن است هلاک شود. قدیسان بزرگ، که اطاعت را شرط نجات میدانستند، خود نیز عمل اطاعت را به کمال انجام میدادند. هنگامی که قدیس سیمئون ستون را برای زندگی زاهدانه خود برگزید، این امر برای دیگر زاهدان نوعی نوآوری به نظر رسید. از آنجا که نمیدانستند این شکل از زهد از روح خداست یا از روح غرور، پدران صحرا مردانی روحانی را فرستادند تا پاسخ را مشخص کنند. قرار بود راهبان از طرف آنان به سیمئون فرمان دهند که از ستون پایین بیاید. اگر او نمیخواست پایین بیاید، معنایش این بود که قرار گرفتن او بر ستون از روح غرور سرچشمه گرفته است. اما اگر از فرمان اطاعت میکرد و شروع به پایین آمدن میکرد، آنان باید او را در همان حال رها میکردند، زیرا آمادگی او برای اطاعت نشان میداد که زهد او از روحالقدس است. هنگامی که فرستادگان رسیدند و به سیمئون گفتند که شورای پدران مقدس صحرا به او فرمان داده است از ستون پایین بیاید، سیمئون بلافاصله شروع به پایین آمدن از نردبان کرد. هنگامی که آنان اطاعت او را دیدند، با شادی به او فریاد زدند: «پایین نیا، ای پدر مقدس، بلکه همانجا که هستی بمان. اکنون میبینیم که زهد تو از خداست.»
تعمق
درباره مجازات خدا بر داوود بهسبب گناهانش تعمق کن (دوم سموئیل ۱۳):
۱. چگونه اَمنون، پسر داوود، دختر داوود، تامارا، را بیحرمت کرد؛
۲. چگونه ابشالوم، پسر داوود، بهسبب این امر، اَمنون، برادر خود، را کشت؛
۳. چگونه داوود بهشدت گریست.
موعظه
-درباره کلمه خدا که در جسم آشکار شد-
«و کلمه جسم گردید» (یوحنا ۱: ۱۴)
ای برادران، اینجا آغاز جدید، مبارک و نجاتبخش برای ماست—آغاز نجات ما. آدم هنگامی که زیر سلطه گناه و مرگ سقوط کرد، در جسم بود. اکنون آفریننده آدم در جسم ظاهر شده است تا آدم و نسل آدم را از قدرت گناه و مرگ رهایی بخشد. پسر خدا—کلمه، حکمت، نور و حیات—در جسم انسانی و با روح انسانی در میان انسانها فرود آمد. او مجسم شد، اما از الوهیت خود جدا نشد. او بدون آنکه از پدر خود جدا شود، فرود آمد. او هر آنچه را که بود و در تمام ابدیت خواهد بود حفظ کرد، و در عین حال چیزی جدید دریافت کرد: طبیعت انسانی. صفات جاودانه او بهسبب تجسد کاسته نشدند، و رابطه او با پدر و روح نیز تغییر نکرد. این را پدر هم در اردن و هم بر کوه تابور تأیید کرد: «این است پسر محبوب من!» او نگفت: «این پسر من بود»، بلکه گفت: «این است پسر من.» روحالقدس در هنگام انعقاد جسمانی او و در سراسر مأموریت او بر زمین با او بود. طبیعت الهی و انسانی در او متحد شدند، اما با یکدیگر درنیامیختند. چگونه؟ ای تو که حتی نمیدانی چگونه خودت را برای خودت توضیح دهی و نمیتوانی بگویی روح و بدن تو چگونه در وجودت با یکدیگر متحدند، این را مپرس. تنها این را بدان: خدا به دیدار زمین آمد و گنجینههایی وصفناشدنی غنی برای بشریت به همراه آورد—هدایای سلطنتی، فناناپذیر، جاودانه، گرانبها و بیبدیل. این را بدان و بگذار قلبت از شادی به رقص آید. بکوش دستانت را پاک کنی، حواس خود را تطهیر کنی، روحت را بشویی، قلبت را سفید کنی و ذهنت را راست گردانی، تا بتوانی هدایای سلطنتی را دریافت کنی. زیرا این هدایا به ناپاکان داده نمیشوند.
ای خداوند عیسی مسیح، به ما یاری کن تا بهوسیله خون و روح خود، خود را پاک و شستوشو دهیم، تا شایسته دریافت هدایای سلطنتی تو شویم.
زیرا جلال و ستایش تا ابد از آنِ توست. آمین.