آیات روز
تقویم جدید
اول پطرس 4: 12- 5: 5
[12] ای حبیبان، تعجب منمایید از این آتشی که در میان شماست و بجهت امتحان شما میآید که گویا چیزی غریب بر شما واقع شده باشد. [13] بلکه بقدری که شریک زحمات مسیح هستید، خشنودشوید تا در هنگام ظهور جلال وی شادی و وجدنمایید. [14] اگر بخاطر نام مسیح رسوایی میکشید، خوشابحال شما زیرا که روح جلال وروح خدا بر شما آرام میگیرد. [15] پس زنهار هیچیکی از شما چون قاتل یا دزد یا شریر یا فضول عذاب نکشد. [16] لکن اگر چون مسیحی عذاب بکشد، پس شرمنده نشود بلکه به این اسم خدا راتمجید نماید. [17] زیرا این زمان است که داوری ازخانه خدا شروع شود؛ و اگر شروع آن از ماست، پس عاقبت کسانی که انجیل خدا را اطاعت نمی کنند چه خواهد شد؟ [18] و اگر عادل به دشواری نجات یابد، بیدین و گناهکار کجا یافت خواهد شد؟ [19] پس کسانی نیز که برحسب اراده خدا زحمت کشند، جانهای خود را در نیکوکاری به خالق امین بسپارند.
[1] پیران را در میان شما نصیحت میکنم، من که نیز با شما پیر هستم و شاهد بر زحمات مسیح و شریک در جلالی که مکشوف خواهدشد. [2] گله خدا را که در میان شماست بچرانید ونظارت آن را بکنید، نه به زور بلکه به رضامندی ونه بجهت سود قبیح بلکه به رغبت؛ [3] و نهچنانکه بر قسمت های خود خداوندی بکنید بلکه بجهت گله نمونه باشید، [4] تا در وقتی که رئیس شبانان ظاهر شود، تاج ناپژمرده جلال را بیابید. [5] همچنینای جوانان، مطیع پیران باشید بلکه همه با یکدیگر فروتنی را بر خود ببندید زیرا خدابا متکبران مقاومت میکند و فروتنان را فیض میبخشد.
مرقس 12: 38-44
[38] پس در تعلیم خود گفت: «از کاتبان احتیاطکنید که خرامیدن در لباس دراز و تعظیم های دربازارها [39] و کرسی های اول در کنایس و جایهای صدر در ضیافتها را دوست میدارند. [40] اینان که خانه های بیوهزنان را میبلعند و نماز را به ریاطول میدهند، عقوبت شدیدتر خواهند یافت.» [41] و عیسی در مقابل بیتالمال نشسته، نظاره میکرد که مردم به چه وضع پول به بیتالمال میاندازند؛ و بسیاری از دولتمندان، بسیارمی انداختند. [42] آنگاه بیوهزنی فقیر آمده، دوفلس که یک ربع باشد انداخت. [43] پس شاگردان خود را پیش خوانده، به ایشان گفت: «هرآینه به شما میگویم این بیوهزن مسکین از همه آنانی که در خزانه انداختند، بیشتر داد. [44] زیرا که همه ایشان از زیادتی خود دادند، لیکن این زن ازحاجتمندی خود، آنچه داشت انداخت، یعنی تمام معیشت خود را.»
تقویم قدیم
اول یوحنا 3: 21- 4: 6
[21] ای حبیبان، هرگاه دل ما ما را مذمت نکند، در حضور خدا اعتماد داریم. [22] و هرچه سوآل کنیم، از او میپاییم، از آنجهت که احکام او رانگاه میداریم و به آنچه پسندیده اوست، عمل مینماییم. و این است حکم او که به اسم پسر اوعیسی مسیح ایمان آوریم و یکدیگر را محبت نماییم، چنانکه به ما امر فرمود. [23] و هرکه احکام او را نگاه دارد، در او ساکن است و او در وی؛ و ازاین میشناسیم که در ما ساکن است، یعنی از آن روح که به ما داده است.
[1] ای حبیبان، هر روح را قبول مکنید بلکه روحها را بیازمایید که از خدا هستند یا نه. زیرا که انبیای کذبه بسیار به جهان بیرون رفتهاند. [2] به این، روح خدا را میشناسیم: هر روحی که به عیسی مسیح مجسم شده اقرار نماید از خداست، [3] و هر روحی که عیسی مسیح مجسم شده راانکار کند، از خدا نیست. و این است روح دجال که شنیدهاید که او میآید و الان هم در جهان است. [4] ای فرزندان، شما از خدا هستید و بر ایشان غلبه یافتهاید زیرا او که در شماست، بزرگتر است از آنکه در جهان است. [5] ایشان از دنیا هستند ازاین جهت سخنان دنیوی میگویند و دنیا ایشان رامی شنود. [6] ما از خدا هستیم و هرکه خدا رامی شناسد ما را میشنود و آنکه از خدا نیست مارا نمی شنود. روح حق و روح ضلالت را از این تمییز میدهیم.
مرقس 14: 43- 15: 1
[43] در ساعت وقتی که او هنوز سخن میگفت، یهودا که یکی از آن دوازده بود، با گروهی بسیار باشمشیرها و چوبها از جانب روسای کهنه و کاتبان و مشایخ آمدند. [44] و تسلیمکننده او بدیشان نشانی داده، گفته بود: «هرکه را ببوسم، همان است. او را بگیرید و با حفظ تمام ببرید.» [45] و درساعت نزد وی شده، گفت: «یا سیدی، یا سیدی.» و وی را بوسید. [46] ناگاه دستهای خود را بر وی انداخته، گرفتندش. [47] و یکی از حاضرین شمشیر خود را کشیده، بر یکی از غلامان رئیس کهنه زده، گوشش را ببرید. [48] عیسی روی بدیشان کرده، گفت: «گویا بر دزد با شمشیرها وچوبها بجهت گرفتن من بیرون آمدید! [49] هر روزدر نزد شما در هیکل تعلیم میدادم و مرا نگرفتید. لیکن لازم است که کتب تمام گردد.» [50] آنگاه همه او را واگذارده بگریختند. [51] و یک جوانی باچادری بر بدن برهنه خود پیچیده، از عقب اوروانه شد. چون جوانان او را گرفتند، [52] چادر راگذارده، برهنه از دست ایشان گریخت. [53] و عیسی را نزد رئیس کهنه بردند و جمیع روسای کاهنان و مشایخ و کاتبان بر او جمع گردیدند. [54] و پطرس از دور در عقب او میآمد تا به خانه رئیس کهنه درآمده، با ملازمان بنشست ونزدیک آتش خود را گرم مینمود. [55] و روسای کهنه و جمیع اهل شورا در جستجوی شهادت برعیسی بودند تا او را بکشند و هیچ نیافتند، [56] زیراکه هرچند بسیاری بر وی شهادت دروغ میدادند، اما شهادت های ایشان موافق نشد. [57] وبعضی برخاسته شهادت دروغ داده، گفتند: [58] «ماشنیدیم که او میگفت: من این هیکل ساخته شده بهدست را خراب میکنم و در سه روز، دیگری راناساخته شده بهدست، بنا میکنم.» [59] و در این هم باز شهادت های ایشان موافق نشد. [60] پس رئیس کهنه از آن میان برخاسته، ازعیسی پرسیده، گفت: «هیچ جواب نمی دهی؟ چه چیز است که اینها در حق تو شهادت میدهند؟» [61] اما او ساکت مانده، هیچ جواب نداد. باز رئیس کهنه از او سوال نموده، گفت: «آیا تو مسیح پسرخدای متبارک هستی؟» [62] عیسی گفت: «من هستم؛ و پسر انسان را خواهید دید که برطرف راست قوت نشسته، در ابرهای آسمان میآید.» [63] آنگاه رئیس کهنه جامه خود را چاک زده، گفت: «دیگرچه حاجت به شاهدان داریم؟ [64] کفر او را شنیدید! چه مصلحت میدانید؟» پس همه بر او حکم کردند که مستوجب قتل است. [65] و بعضی شروع نمودند به آب دهان بروی انداختن و روی او را پوشانیده، او را میزدندو میگفتند نبوت کن. ملازمان او را میزدند. [66] و در وقتی که پطرس در ایوان پایین بود، یکی از کنیزان رئیس کهنه آمد [67] و پطرس راچون دید که خود را گرم میکند، بر او نگریسته، گفت: «تو نیز با عیسی ناصری میبودی؟ [68] اوانکار نموده، گفت: «نمی دانم و نمی فهمم که توچه میگویی!» و چون بیرون به دهلیز خانه رفت، ناگاه خروس بانگ زد. [69] و بار دیگر آن کنیزک اورا دیده، به حاضرین گفتن گرفت که «این شخص از آنها است!» [70] او باز انکار کرد. و بعد از زمانی حاضرین بار دیگر به پطرس گفتند: «در حقیقت تو از آنها میباشی زیرا که جلیلی نیز هستی ولهجه تو چنان است.» [71] پس به لعن کردن و قسم خوردن شروع نمود که «آن شخص را که میگویید نمی شناسم.» [72] ناگاه خروس مرتبه دیگر بانگ زد. پس پطرس را بهخاطر آمد آنچه عیسی بدو گفته بود که «قبل از آنکه خروس دومرتبه بانگ زند، سه مرتبه مرا انکار خواهی نمود.» و چون این را بهخاطر آورد، بگریست.
[1] بامدادان، بیدرنگ روسای کهنه بامشایخ و کاتبان و تمام اهل شورامشورت نمودند و عیسی را بند نهاده، بردند و به پیلاطس تسلیم کردند.
مناسبت و قدیسین روز

شهید مقدس ، ایگناتیوس حمل کننده خدا
عید اصلی قدیس ایگناتیوس در زمستان، در ۲۰ دسامبر، جشن گرفته میشود. در این روز، انتقال آثار او از روم—جایی که شهادت را پذیرفت—به انطاکیه، جایی که پیشتر اسقف آن بود، یادبود میشود. هنگامی که قدیس ایگناتیوس برای پاسخگویی دربارهٔ ایمانش در برابر امپراتور تراژان به روم فراخوانده شد، چند تن از شهروندان انطاکیه او را در این سفر طولانی همراهی کردند؛ زیرا محبتی عظیم نسبت به شبان شگفتانگیز خود داشتند. از آنجا که هرگز ایمان خود به مسیح را انکار نکرد، این قدیس خدا—که از همهٔ چاپلوسیها و وعدههای امپراتور تراژان بیزار بود—به مرگ محکوم شد و به میان جانوران وحشی در سیرکوس ماکسیموس افکنده شد. جانوران وحشی پیکرش را دریدند و او جان خود را به خدا سپرد. همراهانش استخوانهای آشکارشدهٔ او را گرد آوردند، به انطاکیه بردند و با احترام به خاک سپردند. هنگامی که ایرانیان در سدهٔ ششم انطاکیه را تصرف کردند، آثار قدیس ایگناتیوس بار دیگر از انطاکیه به روم منتقل شد.

شهدای مقدس رومانوس، جیمز، فیلوتئوس، هیپرخیوس، آبیبوس، یولیانوس و پارگوریوس
همهٔ آنان در زمان سلطنت امپراتور ماکسیمیلیان، در سال ۲۹۷، در ساموساتا برای خداوند عیسی مسیح به شهادت رسیدند. فیلوتئوس و هیپرخیوس از اشراف بودند و دیگران جوانانی از خاندانهای نجیب. بتپرستان مرگی هولناک بر آنان روا داشتند و میخها را در سر هر یک فرو کردند. آنان با شرافت شهادت را پذیرفتند و به شادی جاودان وارد شدند.

قدیس لارنس از صومعهٔ غارهای کییف
لارنس داوطلبانه زندگی گوشهنشینی را برگزید و از نمونهٔ گوشهنشینان پیشین، اسحاق و نیکیتاس، پیروی کرد؛ اما خود را از فریبهای شیطانی که در آغاز بر آن دو عارض شده بود، نگاه داشت. با ریاضت بسیار، دعا و تعمق الهی، لارنس به مرتبهای بلند از کمال رسید. او از یک شیطان ترسیده آموخت که از میان ۱۱۸ راهب صومعهٔ غارها، به ۳۰ تن از سوی خدا اقتدار بر ارواح شریر عطا شده است. لارنس در سال ۱۱۹۴ به سوی خداوند رفت.
سرود ستایش
قدیس ایگناتیوس, حمل کننده خدا
مرگ تلخ مسیح نیش مرگ را کُند کرد
و ترس غیرمنطقی از مرگ را برای همیشه از بین برد.
گروهی از شهیدان به سوی مسیح در مرگ شتافتند،
اما بدون ترس، شکایت یا فریاد.
بسیاری، با شادی، به سوی مرگ شتافتند،
زیرا قبل از مرگشان، فرشتگان و بهشت را دیدند.
قدیس ایگناتیوس به رم سفر کرد.
در طول راه، به خدای زنده دعا کرد
همانطور که یک پسر به والدین خود دعا میکند،
که دندانهای حیوانات او را خرد کنند!
آنچه که برایش دعا کرد، خدا به او عطا کرد.
ببین، قدیس، پس از خرد شدن، زنده ماند!
زنده و کامل باقی ماند، در برابر میز بهشت،
نان نرم شده توسط شکنجه برای مسیح —
قدیس ایگناتیوس، حامل شجاع خدا.
در طول اعصار، به کسانی که شکنجه میشوند شجاعت میبخشد.
تنها دو نوع رنج میتواند وجود داشته باشد:
برای حقیقت یا برای گناهان — این را نمیتوان پنهان کرد.
درد برای گناهان، درد بدون امید است،
اما درد برای حقیقت، شادی بدون غم است.
همانطور که نور از طریق باران رنگینکمان را میسازد،
همانطور شادی از طریق اشکها و غم ملایم
در آسمانهای روحانی، بهشت و خدا را به تصویر میکشد،
و روحهای شهیدان مقدس را تقویت میکند.
تأمل
هر چه انسان در دانش روحانی و پاکسازی قلب پیشرفت میکند، بیشتر به نظر میرسد که عمقی که در آن قرار دارد حتی پایینتر از آن است که قبلاً فکر میکرد، و ارتفاعی که به سوی آن تلاش میکند حتی بالاتر است. هنگامی که یکی از غولهای روحانی، که در بستر مرگ بود، شنید که همراهانش به خاطر ریاضتهای بزرگش او را ستایش میکنند، شروع به گریه کرد و گفت: “فرزندانم، من حتی زندگی روحانی خود را شروع نکردهام.” هنگامی که قدیس ایگناتیوس ،حمل کننده خدا، در زنجیر در سیاهچال دراز کشیده بود، به افسسیان نوشت: “من به شما فرمان نمیدهم گویی که فرد مهمی هستم. حتی اگر به خاطر نام عیسی مسیح در زنجیر هستم، با این حال، هنوز در او کامل نشدهام. اکنون شروع به شاگردی او کردهام، و با شما به عنوان مجمعی از معلمانم صحبت میکنم.”
تعمق
در رفتار ساده خداوند عیسی:
۱. چگونه با ماهیگیران، و همچنین با کاتبان و شاهزادگان به سادگی رفتار میکرد؛
۲. چگونه به همه پاسخ میداد و به خانه هر کسی که او را دعوت میکرد وارد میشد؛
۳. چگونه شأن سلطنتی او به وضوح از طریق تمام سادگی رفتارش میدرخشید.
موعظه
— دربارهٔ کمال از طریق انجام ارادهٔ خدا —
عیسی به ایشان گفت: «خوراک من این است که ارادهٔ فرستندهٔ خود را بهجا آورم
و کار او را به انجام رسانم.»
(یوحنا ۴ :۳۴)
این است نمونهای نجاتبخش که منجی ما به ما میدهد! او که چنین قدرت، اقتدار و حکمتی دارد، میگوید که به جهان آمد تا نه ارادهٔ خود، بلکه ارادهٔ پدر را بهجا آورد، و نه کار خود، بلکه کار پدر را—اما ما، با آنکه به ناتوانیِ تار عنکبوت هستیم، پیوسته بر ارادهٔ خود تأکید میکنیم و برخی از ما حتی بر کارِ خود! پسر با پدر برابر است، چنانکه در جای دیگر میگوید: «من و پدر یک هستیم» (یوحنا ۱۰ :۳۰). با این همه، خداوند عیسی میگوید که به جهان آمد تا ارادهٔ پدر را انجام دهد و کار پدر را به کمال رساند. او این را نمیگوید تا کوچکیِ ذات خود را در برابر ذات پدر نشان دهد—زیرا ذات ایشان یکی است—بلکه برای آنکه عظمتِ محبت خود به پدر را آشکار سازد و ما را برانگیزد تا از سرِ محبت به خدا، ارادهٔ او را بهکلی بپذیریم.
تمام بدبختیِ ما در این زندگی از آنجاست که ارادهٔ آنکه ما را به این جهان فرستاده است بهجا نمیآوریم. ارادهٔ او را بهجا نمیآوریم، زیرا محبتی نسبت به او نداریم؛ زیرا هر که کسی را دوست دارد، مطابق ارادهٔ او عمل میکند. خودِ خداوند فرمود: «اگر مرا دوست دارید، احکام مرا نگاه دارید» (یوحنا ۱۴ :۱۵). خداوند چگونه میتوانست محبت خود به پدر را اعلام کند، جز با بهجا آوردن ارادهٔ پدر؟ و ما چگونه میتوانیم محبت خود به خداوند عیسی—که برای ما بر صلیب مصلوب شد—را اعلام کنیم، جز با بهجا آوردن ارادهٔ او؟
ای برادران، ارادهٔ ما، به اندازهٔ سایه فریبنده است. از آن پیروی نکنیم تا هلاک نشویم. بلکه ارادهٔ دوستدارِ انسانها، خداوند را پیروی کنیم؛ او که یگانه کسی است که میداند چه چیز برای ما بهترین است.
ای خداوند فروتن و دوستدار انسانها، به ما بیاموز که ارادهٔ تو را بهجا آوریم.
جلال و ستایش تا ابد از آن تو باد. آمین.