28 ژوئیه (گریگوری) /10 اوت (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
اوّل قرنتیان 12:‏12-‏26

[12] زیرا چنانکه بدن یک است و اعضای گوناگون دارد و تمامی اعضای بدن اگر چه بسیار است، یکتن می‌باشد، همچنین مسیح نیز می‌باشد. [13] زیرا که تمامی ما به یک روح در یک بدن تعمید یافتیم؛ خواه یهود، خواه یونانی، خواه غلام، خواه آزاد، و همه از یک روح نوشانیده شدیم. [14] زیرا بدن یک عضو نیست بلکه بسیار است. [15] اگر پا گوید: «چونکه دست نیستم، از بدن نمی باشم»، آیا به این سبب از بدن نیست؟ [16] و اگر گوش گوید: «چونکه چشم نیستم، از بدن نیستم»، آیا به این سبب از بدن نیست؟ [17] اگر تمام بدن چشم بودی، کجا می‌بود شنیدن و اگر همه شنیدن بودی، کجا می‌بود بوییدن؟ [18] لیکن اکنون خدا هر یک از اعضا را در بدن نهاد مطابق اراده خود. [19] و اگر همه یک عضو بودی، بدن کجا می‌بود؟ [20] امّا اکنون اعضا بسیار است، لیکن بدن یک. [21] و چشم دست را نمی‌تواند گفت که «محتاج تو نیستم!» یا سر پایها را نیز که «احتیاج به شما ندارم!» [22] بلکه علاوه بر این، آن اعضای بدن که ضعیفتر می‌نمایند، لازمتر می‌باشند. [23] و آنها را که اعضای کم اهمیّت بدن می‌پندارم، عزیزتر می‌داریم و اعضای زشت ما صورت والا دارد. [24] لیکن اعضای زیبای ما را احتیاجی نیست، بلکه خدا بدن را مرتب ساخت به گونه‌ای که کم‌اهمیّت را بیشتر حرمت داد، [25] تا که جدایی در بدن نیفتد، بلکه اعضا به برابری در فکر یکدیگر باشند. [26] و اگر یک عضو دردمند گردد، سایر اعضا با آن همدرد باشند و اگر عضوی عزّت یابد، باقی اعضا با او به خوشی آیند.

متّی 18:‏18-‏22، 19: 1-2، 13 -15

[18] به راستی به شما می‌گویم آنچه بر زمین بندید، در آسمان بسته شده باشد و آنچه بر زمین گشایید، در آسمان گشوده شده باشد. [19] باز به شما می‌گویم هرگاه دو نفر از شما در زمین درباره هر ‌چه که بخواهند متفق شوند، از جانب پدر من که در آسمان است، برای ایشان کرده خواهد شد. [20] زیرا جایی که دو یا سه نفر به اسم من جمع شوند، آنجا در میان ایشان حاضرم.» [21] آنگاه پطرس نزد او آمده، گفت: «ای آقا، چند مرتبه برادرم به من خطا ورزد، می‌باید او را بخشید؟ آیا تا هفت مرتبه؟» [22] عیسی به او گفت: «تو را نمی‌گویم تا هفت مرتبه، بلکه تا هفتاد هفت مرتبه!
[1] و چون عیسی این سخنان را به پایان رسانید، از جلیل روانه شده، به حدود یهودیه از آن طرف اُردن آمد. [2] و گروهی بسیار از عقب او آمدند و ایشان را در آنجا شفا بخشید.
[13] آنگاه چند بچّه کوچک را نزد او آوردند تا دستهای خود را بر ایشان نهاده، دعا کند. اما شاگردان، ایشان را توبیخ نمودند. [14] عیسی گفت: «بچّه‌های کوچک را بگذارید و از آمدن نزد من، ایشان را منع مکنید، زیرا پادشاهی آسمان متعلّق به این چنین کسان است.» [15] و دستهای خود را بر ایشان گذارده از آنجا روانه شد.

تقویم قدیم
دوّم قرنتیان 2:‏3-‏15

[3] و همین را نوشتم که مبادا وقتی که بیایم، غمگین شوم از آنانی که می‌بایست سبب خوشی من بشوند، چونکه بر همهٔ شما اعتماد می‌دارم که شادی من، شادی همهٔ شما است. [4] زیرا که از غم و دلتنگی سخت و با اشکهای بسیار به شما نوشتم، نه تا غمگین شوید، بلکه تا بفهمید چه محبّت بی‌نهایتی با شما دارم. [5] و اگر کسی باعث غم شد، مرا غمگین نساخت، بلکه تا حدی همهٔ شما را تا بار زیاده ننهاده باشم. [6] کافی است آن کس را این تنبیهی که از بسیاری از شما به او رسیده است. [7] پس برعکس، شما باید او را عفو نموده، تسلّی دهید که مبادا افزونی غم چنین شخص را فرو برد. [8] بنابراین، به شما التماس می‌کنم که با او محبّت خود را استوار نمایید. [9] زیرا که برای همین نیز نوشتم تا شما را بیازمایم و بدانم که در همه ‌چیز مطیع می‌باشید. [10] امّا هر که را چیزی عفو نمایید، من نیز می‌کنم زیرا که آنچه من عفو کرده‌ام، هرگاه چیزی را عفو کرده باشم، به‌ خاطر شما به حضور مسیح کرده‌ام [11] تا شیطان بر ما برتری نیابد. زیرا که از توطئه‌های او بی‌خبر نیستیم. [12] امّا چون به تروآس به جهت مژده مسیح آمدم و دروازه‌ای برای من در خداوند باز شد، [13] در روح خود آرامی نداشتم، از آن رو که برادر خود تیطُس را نیافتم، بلکه ایشان را وداع نموده، به مقدونیه آمدم. [14] لیکن شکر خدا را که ما را در مسیح، دائم در موکب پیروزی خود می‌برد و عطر معرفت خود را در هر جا به‌وسیلهٔ ما آشکار می‌کند. [15] زیرا خدا را عطر خوشبوی مسیح می‌باشیم؛ هم در ناجیان و هم در هالکان.

متّی 23:‏13-‏22

[13] «وای بر شما ‌ای کاتبان و فریسیان ریاکار! که درِ پادشاهی آسمان را به روی مردم می‌بندید. زیرا خود داخل آن نمی‌شوید و داخل‌شوندگان را از داخل شدن مانع می‌‌گردید. [14] وای بر شما ‌ای کاتبان و فریسیان ریاکار! زیرا خانه‌های بیوه‌زنان را می‌بلعید و از روی ریا دعا را کِش می‌دهید؛ از آن رو عذاب شدیدتر خواهید یافت. [15] وای بر شما‌ ای کاتبان و فریسیان ریاکار! زیرا که خشکی و دریا را می‌گردید تا مریدی پیدا کنید و چون پیدا شد او را دو مرتبه پست‌تر از خود پسر جهنم می‌سازید! [16] وای بر شما ‌ای راهنمایان کور! که می‌گویید ‘هر‌ که به معبد قسم خورَد، باکی نیست، لیکن هر‌ که به طلای معبد قسم خورد، باید وفا کند.’ [17] ‌ای نادانان و نابینایان! آیا کدام والاتر است طلا یا معبدی که طلا را مقدس می‌سازد؟ [18] و نیز می‌گویید: ‘و هر‌ که به قربانگاه قسم خورد باکی نیست، لیکن هر‌ که به هدیه‌ای که بر آن است قسم خورد، باید ادا کند.’ [19] ‌ای جاهلان و کوران! کدام والاتر است هدیه یا قربانگاه که هدیه را تقدیس می‌نماید؟ [20] پس هر‌ که به قربانگاه قسم خورَد، به آن و به هر چه بر آن است، قسم خورده است [21] و هر‌ که به معبد قسم خورَد، به آن و به او که در آن ساکن است، قسم خورده است [22] و هر‌ که به آسمان قسم خورَد، به تخت خدا و به او که بر آن نشسته است، قسم خورده باشد.

مناسبت و قدیسین روز

رسولان مقدس پروخوروس، نیکانور، تیمون و پارمِناس

این چهار تن در شمار هفت شماس و نیز هفتاد رسول بودند. سه شماس دیگر عبارت بودند از: استفان، فیلیپ و نیکلاس. استفان، نخستین شهید، به طور جداگانه در ۲۷ دسامبر گرامی داشته می‌شود و فیلیپ در ۱۱ اکتبر. اما نیکلاس، به سبب بدعتش، در شمار قدیسان قرار نگرفت. این چهار تن روز جداگانه‌ای برای بزرگداشت ندارند و همگی در این روز یاد می‌شوند.
قدیس پروخوروس به دست پطرس رسول به مقام اسقفی نیکومدیا منصوب شد. مدتی در خدمت قدیس یوحنای الهی‌دان بود و در جزیره پاتموس، کتاب مکاشفه را که از زبان خود قدیس یوحنا شنید، به نگارش درآورد. پس از آن به نیکومدیا بازگشت و با تلاش و زحمات بسیار مردم را به ایمان مسیحی هدایت کرد. او سرانجام در انطاکیه به دست بی‌ایمانان به شهادت رسید.
قدیس نیکانور در اورشلیم، در همان روزی که قدیس استفان، نخستین شماس، به شهادت رسید، رنج کشید و اندکی پس از او نیز دو هزار مسیحی دیگر به دست یهودیان شریر کشته شدند.
قدیس تیمون اسقف عربستان بود و به خاطر مسیح بر صلیب جان سپرد.
قدیس پارمِناس پیش از دیدگان رسولان درگذشت و آنان بر او سوگواری کردند و او را به خاک سپردند.

شهید مقدس، جولیان

در زمان سلطنت امپراتور آنتونینوس، قدیس جولیان از دالماسی به کامپانیا در ایتالیا سفر کرد. او جوانی خوش‌سیما بود و جانش به طور کامل وقف خداوند شده بود. در راه، با سربازان امپراتور روبه‌رو شد که برای دستگیری مسیحیان می‌رفتند. جولیان آنان را این‌گونه سلام کرد: «سلام بر شما، ای برادران!» همین سلام و چهره آرام و مهربان او سبب شد سربازان گمان کنند که او مسیحی است. جولیان در پاسخ به پرسش‌های آنان گفت: «من مسیحی هستم و در دالماسی به دنیا آمده‌ام.» همچنین آشکارا اعتراف کرد که هدف سفرش دعوت بت‌پرستان به سوی خدای یگانه و زنده است. سربازان او را بی‌رحمانه کتک زدند و سرانجام در چاهی انداختند، جایی که هفت روز بدون هیچ خوراک انسانی باقی ماند. اما فرشته‌ای از سوی خدا بر او ظاهر شد و خوراک آسمانی به او داد. هنگامی که برای محاکمه حاضر شد، همچون الماس در ایمان خود استوار باقی ماند. شجاعت و پایداری او در ایمان باعث شد سی نفر به خداوند مسیح ایمان بیاورند. پس از آنکه به مرگ محکوم شد، قدیس جولیان زانو زد و به درگاه خدا دعا کرد، برای شهادتش از او سپاسگزاری نمود و از او خواست بر همه کسانی که یاد او را گرامی خواهند داشت، رحمت آورد. سپس با تبر سر از تنش جدا کردند و روح خود را به خدا سپرد.

قدیس مکرم، پائول از صومعه زروپوتامو

پائول فرزند امپراتور میخائیل کوروپالاتس بود. او که در آغاز «پروکوپیوس» نام داشت، از آموزش عالی، خردی کم‌نظیر و فروتنی برخوردار بود و در جوانی مایه شگفتی همه مردم کونستانتینوپل شده بود. امپراتور رومانوسِ بزرگ در یکی از فرمان‌های خود او را «بزرگ‌ترینِ همه فیلسوفان» نامید. اما چون بیم داشت روحش گرفتار غرور شود و بر اثر ستایش مردم هلاک گردد، این جوان درخشان جامه‌ای ژنده همچون گدایان پوشید و به کوه مقدس آتوس رفت. در آنجا به دست قدیس نامدار کوسماس رهبانیت را پذیرفت. پس از سال‌ها ریاضت و زندگی انفرادی، صومعه زروپوتامو را بازسازی کرد و اندکی بعد صومعه جدید قدیس پائول را بنا نهاد و در همان‌جا در پیری درگذشت. هنگامی که این صومعه تقدیس شد، امپراتور رومانوس قطعه بزرگی از صلیب مقدس و حیات‌بخش خداوند را به عنوان هدیه فرستاد که تا امروز نیز در آنجا نگهداری می‌شود. گفته می‌شود که او انجیل مقدس را در مقدونیه و صربستان نیز موعظه کرد. او از امپراتور شمایل‌شکن و شریر، لئوی ارمنی، رنج‌های فراوانی کشید و در سال ۸۲۰ میلادی در آرامش آرمید. در لحظه مرگ، قدیس پائول به برادران صومعه گفت: «اینک آن ساعتی فرا رسیده است که جانم همواره مشتاق آن بود و بدنم همواره از آن هراس داشت.»

شهید مقدس اوستاتیوس

این شهید مسیح، سربازی در شهر آنکیرا بود. هنگامی که برای محاکمه حاضر شد، از شکنجه‌ها نهراسید، بلکه آزادانه نام خداوند عیسی مسیح را ستایش کرد. فرمانده‌ای به نام کورنلیوس دستور داد پاهای او را سوراخ کنند و طنابی از میان آنها بگذرانند. سپس او را با همان طناب بر زمین کشیدند تا کنار رودخانه بردند و در آب افکندند. اما او به قدرت خدا نجات یافت و زخم‌هایش شفا پیدا کرد. سپس در سلامت کامل بار دیگر در برابر فرمانده ظاهر شد. وقتی فرمانده او را زنده دید، چنان دچار وحشت شد که شمشیر خود را بیرون کشید و خود را کشت. اوستاتیوس مدتی دیگر به زندگی ادامه داد و سرانجام در سال ۳۱۶ میلادی در خداوند آرام گرفت.


سرود ستایش

قدیس پائول زروپوتامو

جهان، پائول جوان را بسیار ستایش می‌کرد،
از این‌رو آن شاهزاده جوان سلطنت را ترک گفت،
شکوه امپراتوری، ثروت و قدرت را، دسیسه‌های شهر و تجملات رو به زوال را،
و از جهان گریخت، از همه چیز گریخت،
به بیابانی که قدیسان در آن پنهان می‌شوند،
و با ریاضت سخت جان خود را نجات می‌دهند،
و شب و روز خدا را می‌ستایند و او را جلال می‌دهند.
پائول جایگاه خود را در کوه آتوس یافت،
تا در آنجا جان خویش را همچون خمیری نو بسازد،
تا جانش مانند جان کودکی شود،
و مرکز حقیقی وجود خود و جهان را بیابد.
هر آنچه پائول آرزو کرد، به انجام رساند،
و خدا در راه دشوارش او را یاری داد،
بدنش را از شهوت‌های نابودکننده رهایی بخشید،
و جانش را از قدرت دیوها آزاد ساخت.
او با صلیب مصلوب شدن مسیح،
هم جسم و هم جان خود را تعمید داد.
و همچون شمعی پاک، به زیبایی با محبت خدا افروخته شد،
و فرشتگان خدا او را به آسمان بردند.
به سبب آنکه پائول جوان پادشاهی زمینی را ترک کرد،
خدا او را در پادشاهی آسمانی با جلالی بزرگ سرافراز ساخت.


تأمل

قدیس نیلوسِ کوه سینا درباره مهربانی می‌نویسد: «فرزندم، همیشه بکوش ساده و مهربان باشی. مبادا چیزی در دلت باشد و چیزی دیگر بر زبانت؛ زیرا این نیرنگ و دروغ است. راستگو باش و نه دروغگو، زیرا دروغ از آنِ شریر است. بدی را با بدی پاسخ مده، بلکه اگر کسی به تو بدی کرد، او را ببخش تا خدا نیز تو را ببخشد. اگر خاطره بدی‌ها آزارت می‌دهد، با تمام دل برای آن برادر (که به تو بدی کرده است) دعا کن، و یاد افکار بد از تو خواهد گریخت.»
روایت کرده‌اند که جوانی تصمیم گرفت خدمت پیرمردی بسیار تندخو را بر عهده بگیرد تا خدا گناهان خودش را ببخشد. او دوازده سال این خدمت بسیار دشوار و طاقت‌فرسا را تحمل کرد و سپس به سوی خدا رفت. یکی از پدران بزرگ روحانی، هنگام دعا، روح آن جوان را در بهشت دید که برای همان پیرمرد بدخو چنین دعا می‌کرد: «خداوندا، همان‌گونه که به سبب او بر من رحم کردی، بر او نیز مطابق رحمت عظیمت و به خاطر من، بنده‌ات، رحم فرما.» چهل روز بعد، آن پیرمرد تندخو نیز درگذشت و همان پدر روحانی بار دیگر روح او را دید که در پادشاهی آسمان آرام گرفته است. این جوان شکیبا چه مهربانی زیبا و شگفت‌انگیزی از خود نشان داد؛ مهربانی‌ای که حقیقتاً معجزه‌آسا بود.


تعمق

درباره سوختن معجزه‌آسای قربانی بر روی صخره تفکر کن (داوران ۶):

۱. چگونه فرشته‌ای بر جدعون ظاهر شد و جدعون شتابان نان و گوشت آورد تا از فرشته پذیرایی کند.
۲. چگونه فرشته با نوک عصای خود نان و گوشت را لمس کرد و آتشی برخاست و قربانی را کاملاً سوزاند.


موعظه

-درباره پرسش‌های بی‌خردانهٔ بی‌خردان-

«و می‌گویند: وعده آمدن او کجاست؟» (دوم پطرس ۳ :۴)

ریشخندکنندگان، امور مقدس خدا را با چنین سخنانی به تمسخر می‌گیرند. آنان که کلام و اعمال خدا را مسخره می‌کنند، وعده‌های خدا را نیز به ریشخند می‌گیرند. ما ایمانداران می‌گوییم که خداوند خواهد آمد، و آنان با تمسخر می‌گویند: «پس چه وقت خواهد آمد؟ هنوز که نیامده است!» ما می‌گوییم خداوند وعده داده است که خواهد آمد، و آنان می‌گویند: «پس وعده آمدنش کجاست؟ پدران ما با انتظار آمدن او زندگی کردند و مردند، اما او نیامد. آیا شما هنوز هم منتظر او خواهید ماند؟» آری، ای برادران، ما منتظر او هستیم و همچنان نیز منتظر خواهیم ماند. او وعده داده است که خواهد آمد، و بی‌تردید خواهد آمد.
رسول مقدس نیز وعده خداوند را تأیید می‌کند، زیرا آن را از زبان خود خداوند شنیده است؛ از همان لب‌هایی که جز حقیقت از آنها صادر نمی‌شود. «برای خداوند، یک روز مانند هزار سال است.» (دوم پطرس ۳: ۸) با این سخن، رسول دهان ریشخندکنندگان را می‌بندد و به ما شکیبایی می‌آموزد. اکنون نزدیک به دو هزار سال از زمانی می‌گذرد که پسر خدا وعده داد با قدرت و جلال بازگردد تا ایمانداران را نجات دهد و بی‌ایمانان را مجازات کند. اما ریشخندکنندگان می‌گویند: «هنوز که نیامده است!»
ای تمسخرکنندگان نادان! آیا دو هزار سال برای خدا همان اندازه طولانی است که برای شما؟ آیا نمی‌دانید که برای او دو هزار سال همچون دو روز است؟ آیا او باید همه وعده‌های خود را تنها در مدت دو روز به انجام برساند؟ او که جاودانه است، مانند شما فانیان شتاب ندارد. شما شتاب دارید، زیرا به زودی خواهید مرد؛ اما او جاودانه است و از مرگ هراسی ندارد. هنگامی که او بیاید، شما را در قبرهایتان خواهد یافت. شیپور فرشته شما را بیدار خواهد کرد و برخواهید خاست، اما تنها برای آنکه ببینید او راستگو بوده است. آنگاه به پادشاهی تاریکِ تهمت‌زنندگان افکنده خواهید شد، زیرا بر خداوندِ حقیقت تهمت زدید و او را به دروغگویی متهم کردید.
ای برادران، خداوند نمی‌خواهد ما درباره روز و ساعت آمدن او حدس و گمان بزنیم؛ تنها می‌خواهد ایمان داشته باشیم که او خواهد آمد. هر زمان که بیاید، چه زنده باشیم و چه مرده، آمدن او را خواهیم دید. آیا همین کافی نیست؟
ای خداوند، خدای نجات‌دهنده ما، شکیبایی را به ما بیاموز و ما را در ایمان استوار گردان. ما می‌دانیم که تو خواهی آمد.

جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد . آمین.

error: Content is protected !!