28 ژوئن (گریگوری) /11 ژوئیه (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
لوقا 24:‏1-‏12 (انجیل صبح)

[1] پس در روز اوّل هفته هنگام سپیده صبح، زنان ادویه‌جاتی را که درست کرده بودند با خود برداشته به‌ سر قبر ‌آمدند و بعضی دیگران همراه ایشان. [2] و سنگ را از سر قبر غلطانیده دیدند. [3] چون داخل شدند، بدن خداوند عیسی را نیافتند [4] و واقع شد هنگامی که ایشان از این امر متحیّر بودند که ناگاه دو مرد در لباس درخشنده نزد ایشان بایستادند. [5] و چون ترسان شده سرهای خود را به سوی زمین افکنده بودند، به ایشان گفتند: «چرا زنده را از میان مردگان می‌طلبید؟ [6] در اینجا نیست، بلکه زنده شده است. به یاد آورید که چگونه وقتی که در جلیل بود، شما را خبر داده [7] گفت ضروری است که پسر انسان به ‌دست مردم گناهکار تسلیم شده مصلوب گردد و روز سوم برخیزد.» [8] پس سخنان او را به‌ خاطر آوردند. [9] و از سر قبر برگشته، آن یازده و دیگران را از همهٔ این امور آگاه ساختند. [10] و مریم مجدلیه و یوآنا و مریم مادر یعقوب و دیگر رفقای ایشان بودند که رسولان را از این چیزها آگاه ساختند. [11] لیکن سخنان زنان را هذیان پنداشته باور نکردند. [12] امّا پطرس برخاسته، دوان دوان به سوی قبر رفت و خم شده کفن را تنها گذاشته دید و از این ماجرا در عجب شده به خانهٔ خود رفت. (مَرقُس 16‏:12)

رومیان 6:‏18-‏23

[18] و از گناه آزاد شده، غلامان عدالت گشته‌اید. [19] به طور انسان، به خاطر ضعف جسم شما سخن می‌گویم، زیرا همچنان ‌که اعضای خود را بندگی نجاست و گناه برای گناه سپردید، همچنین الان نیز اعضای خود را به بندگی عدالت برای قدوسیت بسپارید. [20] زیرا هنگامی که غلامان گناه می‌بودید، از عدالت آزاد می‌بودید. [21] پس آن وقت چه ثمر داشتید از آن کارهایی که الان از آنها شرمنده‌اید که انجام آنها مرگ است؟ [22] اما اکنون چونکه از گناه آزاد شده و غلامان خدا گشته‌اید، ثمر خود را برای قدّوسیت می‌آورید که عاقبت آن، حیات جاودانی است. [23] زیرا که مزد گناه مرگ است، اما نعمت خدا حیات جاودانی در خداوند ما عیسی مسیح.

متّی 8:‏5-‏13

[5] و چون عیسی وارد کفرناحوم شد، یک یوزباشی‌ نزد وی آمد و به او التماس نموده، [6] گفت: «ای آقا، خادم من مفلوج در خانه خوابیده و به شدت در عذاب است.» [7] عیسی به او گفت: «من آمده، او را شفا خواهم داد.» [8] یوزباشی در جواب گفت: «ای آقا، لایق آن نیستم که زیر سقف من آیی. بلکه فقط سخنی بگو و خادم من شفا خواهد یافت. [9] زیرا که من نیز مردی زیر حکم هستم و سپاهیان را زیر دست خود دارم؛ چون به یکی گویم ‘برو’، می‌رود و به دیگری ‘بیا’، می‌آید و به غلام خود ‘فلان کار را بکن’، می‌کند.» [10] عیسی چون این سخن را شنید، متعجب شده، به همراهان خود گفت: «به راستی به شما می‌گویم که چنین ایمانی در اسرائیل هم نیافته‌ام. [11] و به شما می‌گویم که بسیاری از مشرق و مغرب آمده، در پادشاهی آسمان با ابراهیم و اسحاق و یعقوب بر سر یک سفره خواهند نشست؛ [12] اما پسران پادشاهی بیرون افکنده خواهند شد، در ظلمت خارجی جایی که گریه و فشار دندان باشد.» [13] پس عیسی به یوزباشی گفت: «برو، بر وفق ایمانت تو را عطا شود.» که بی‌درنگ خادم او شفا یافت.

تقویم قدیم
رومیان 9:‏1-‏5

[1] در مسیح راست می‌گویم و دروغ نه، و وجدان من در روح‌القدس مرا شاهد است [2] که مرا غمی بزرگ و در دلم اضطراب دائمی است. [3] زیرا راضی هم می‌بودم که خود از مسیح ملعون و محروم شوم در راه برادرانم که به حسب جسم خویشان منند، [4] که ایشان اسرائیلی‌اند و پسرخواندگی و جلال و عهدها و امانت شریعت و عبادت و وعده‌ها از آن ایشان است؛ [5] که پدران از آن ایشانند و از ایشان مسیح به حسب جسم شد که فوق از همه است، خدای متبارک تا به ابد، آمین.

متّی 9:‏18-‏26

[18] او هنوز این سخنان را به ایشان می‌گفت که ناگاه رئیسی آمد و او را پرستش نموده، گفت: «دخترم هم‌اکنون مرده است. با اینحال بیا و دست خود را بر وی گذار که زنده خواهد شد.» [19] پس عیسی به اتفاق شاگردان خود برخاسته، از عقب او روان شد. [20] و اینک زنی که مدّت دوازده سال به مرض خون‌ریزی مبتلا می‌بود، از عقب او آمده، دامن ردای او را لمس نمود، [21] زیرا با خود گفته بود: «اگر فقط ردایش را لمس کنم، شفا یابم.» [22] عیسی برگشته، نظر بر وی انداخته، گفت: «ای دختر، خاطر جمع دار، زیرا که ایمانت تو را شفا داده است!» در آن دم آن زن شفا یافت. [23] و چون عیسی به خانه رئیس در‌آمد، نوحه‌گران و گروهی از زارزنندگان را دیده، [24] به ایشان گفت: «بیرون روید، زیرا دختر نمرده بلکه در خواب است.» ایشان بر وی ریشخند نمودند. [25] اما چون آن گروه بیرون شدند، داخل شده، دست آن دختر را گرفت که در آن دم برخاست. [26] و این کار در تمام آن مرز و بوم شهرت یافت.

مناسبت و قدیسین روز

شهیدان مقدس کوروش و جان

این دو شهید مقدس در ۳۱ ژانویه نیز گرامی داشته می‌شوند و شرح زندگی و رنج‌های ایشان در همان روز آمده است. اما در ۲۸ ژوئن، انتقال آثار مقدس آنان از کانوپوس به منوتیس و معجزات فراوانی که به‌واسطهٔ این آثار رخ داد، یاد می‌شود.

قدیس کیریل، پاتریارک اسکندریه، با اشتیاق فراوان از خدا خواست تا ناپاکی بت‌پرستی را از شهر منوتیس، که در آن معبدی بت‌پرستانه وجود داشت و شیاطین بر آنجا سلطه داشتند، از میان بردارد. فرشته‌ای از سوی خدا بر پاتریارک ظاهر شد و به او گفت که اگر آثار مقدس قدیسان کوروش و جان را به آن شهر منتقل کند، منوتیس از ناپاکی پاک خواهد شد.
پاتریارک بی‌درنگ چنین کرد؛ آثار مقدس این شهیدان را به منوتیس منتقل نمود و کلیسایی به افتخار آنان بنا کرد.
به‌واسطهٔ این آثار مقدس، آمونیوس، پسر یولیانوس فرماندار اسکندریه، از بیماری غدد گردن شفا یافت؛ شخصی به نام تئودور از نابینایی درمان شد؛ ایسیدور اهل مایوما از بیماری تحلیل‌برندهٔ کبد بهبود یافت؛ همسر تئودور از مسمومیت نجات یافت؛ زنی به نام اوژنیا از بیماری استسقا شفا گرفت؛ و افراد بسیار دیگری نیز از بیماری‌ها و رنج‌های گوناگون درمان شدند. همهٔ این وقایع در سال ۴۱۲ میلادی رخ داد.

پدر روحانی سنوفیوسِ حاملِ عَلَم

سنوفیوس از زاهدان بزرگ و معجزه‌گران صحرای مصر و هم‌عصر پاتریارک تئوفیلوس و امپراتور تئودوسیوس کبیر بود. او را «حاملِ عَلَم» می‌نامیدند، زیرا روزی به‌واسطهٔ دعاهایش، امپراتور تئودوسیوس را در پیروزی بر سپاه دشمن یاری کرد.
هنگامی که امپراتور سنوفیوس را به کونستانتینوپل فراخواند، او پاسخ داد که توان آمدن ندارد، اما جامهٔ کهنهٔ رهبانی و عصای خود را برای امپراتور فرستاد. امپراتور آن جامه را پوشید و عصا را با خود به میدان جنگ برد و با پیروزی بازگشت.

پدر روحانی پائول طبیب


پائول اهل قرنتس بود. پس از پایان تحصیلاتش، به صومعه‌ای رفت و راهب شد. او نبردی سخت با روح ناپاک شهوت داشت. هنگامی که به نیروی صلیب آن روح را از خود راند، شیطان تهمتی پلید بر ضد او برانگیخت و زنی فاسد را واداشت تا ادعا کند کودکی که به دنیا آورده، فرزند پائول است. برخی بدعت‌گذاران، پائول را از صومعه بیرون کشیدند، کودک را در آغوش او گذاشتند و او را وادار کردند در شهر بگردد تا مردم بر او آب دهان بیندازند. کودک تنها چند روز از تولدش گذشته بود.
قدیس پائول با تمام وجود به درگاه خدا دعا کرد و به مردم گفت: «اکنون بگذارید خود این کودک بگوید پدرش چه کسی است.» کودک دست خود را از میان قنداق بیرون آورد، به یک آهنگر اشاره کرد و گفت: «آن مرد پدر من است، نه پائولِ راهب.»
دشمنان پائول شرمسار شدند و خدا به او قدرت بزرگی برای شفا بخشیدن عطا کرد، به‌گونه‌ای که هرگاه دست بر بیماران می‌گذاشت، آنان شفا می‌یافتند.
پائول پس از عمری خداپسندانه، در سنین پیری با آرامش در خداوند آرمید. او در قرن هفتم میلادی می‌زیست.


سرود ستایش

قدیس سنوفیوس

سنوفیوسِ پیر در بیابان روزه می‌گرفت،
بدنش همچون استخوان‌های خشک، بی‌هوس شده بود،
اما همان‌گونه که آب از سنگ خشک جاری می‌شود، فیض روح‌القدس از او جاری بود؛
در بدنی که مرده می‌نمود،
روحی نیرومند نهفته بود.
امپراتور باشکوه، تئودوسیوس، آوازهٔ او را شنید،
و هنگامی که آمادهٔ جنگ می‌شد،
از پیرِ مقدس سنوفیوس خواست
نزد او بیاید و او را برکت دهد تا شیطان را درهم بشکند.
امپراتور وعدهٔ هدایای فراوان به او داد. اما سنوفیوسِ پیر به گریه افتاد.
او در پاسخ به امپراتور تئودوسیوس نوشت که نمی‌تواند بیاید،
زیرا راه بسیار دور است و نمی‌خواهد آرامش دعای خود را با دغدغه‌های سفر بر هم زند.
او برای همهٔ هدایا از امپراتور سپاسگزاری کرد،
و تنها جامهٔ کهنهٔ رهبانی خود را برای او فرستاد.
همراه آن جامه، عصای کهنهٔ خود را نیز فرستاد.
این‌ها هدایای آن راهب به امپراتور بودند!
«بگذار امپراتور این عصا را به دست گیرد و این جامه را بپوشد،
آنگاه در جنگ بر هر دشمنی پیروز خواهد شد.»
امپراتور با لباس راهبان رهسپار میدان نبرد شد،
و با شکوه و پیروزی بازگشت.
پس از آن، امپراتور در شهر ستونی برای یادبود پیروزی برپا کرد،
و بر فراز آن، تندیس خود را با جامهٔ رهبانی قرار داد،
تا جهان ایمان امپراتور تئودوسیوس
و قدرت شگفت‌انگیز قدیس سنوفیوس را به یاد داشته باشد.


تأمل

پروتستان‌ها قدرت خدا را برای انجام معجزه از طریق اشیای مادی انکار کرده‌اند. آنان گمان کردند که با این کار، ایمان مسیحی را روحانی‌تر می‌سازند، اما در حقیقت، مسیحیت را فقیر و ناقص کرده‌اند. آنان عمل قدرت خدا را از طریق شمایل‌های مقدس، آثار مقدس قدیسان، صلیب، و حتی برخی از آنان از طریق قدرت عشای ربانی نیز انکار کرده‌اند. اگر این راه نادرست را تا پایان دنبال کنند، ناچار خواهند بود حتی معجزاتی را که از طریق بدن زمینی خودِ خداوند عیسی مسیح انجام شد نیز انکار کنند، زیرا بدن او نیز مادی بود. همچنین باید معجزاتی را که از لمس دستان رسولان و قدیسان پدید آمد رد کنند، زیرا آن دست‌ها نیز مادی بودند؛ و نیز عصای موسی، ردای مقدس مریمِ تماما مقدس، دستمال پولس رسول، و بسیاری نمونه‌های دیگر را.
در این انکار، پروتستان‌ها در تضاد با سراسر کلیسای باستان قرار می‌گیرند. در اینجا تنها یکی از هزاران دلیل آورده می‌شود که خدا از طریق اشیا عمل می‌کند، به‌ویژه هنگامی که بخواهد قدیسان خود را جلال بخشد:
در اسکندریه ستونی بلند برپا شده بود که بر فراز آن، تندیس امپراتور تئودوسیوس قرار داشت؛ او لباس رهبانی بر تن داشت و عصای رهبانی در دست گرفته بود. این ستون یادبود پیروزی او بر دشمنانش بود، هنگامی که جامهٔ رهبانی قدیس سنوفیوس را بر تن داشت و عصای او را در دست گرفته بود.
هرگاه خدا اراده کند، حتی یک جامهٔ متعلق به یک قدیس نیز می‌تواند سپاه‌های نیرومند بی‌ایمانان را شکست دهد. چه کسی جرأت دارد قدرت یا شیوهٔ عمل خدای قادر مطلق را محدود کند؟


تعمق

شفای معجزه‌آسای ده جذامی را در نظر بگیر (لوقا ۱۷: ۱۲):

۱. چگونه خداوند تنها با قدرت کلام خود، ده جذامی را که از او درخواست رحمت کردند، شفا داد.
۲. چگونه خداوند می‌تواند مرا نیز، که از نظر روحی و اخلاقی همچون جذامی هستم، اگر با ایمان به سوی او فریاد برآورم، شفا بخشد.


موعظه

-دربارهٔ قدوسیت-

«بلکه همان‌گونه که آن که شما را خوانده است قدوس است، شما نیز در تمام رفتار خود مقدس باشید.» (اول پطرس ۱ :۱۵)

ای برادران، قدوسیت فضیلتی است که همهٔ فضایل دیگر را در بر می‌گیرد. از این‌رو، قدیس کسی است که به همهٔ فضایل آراسته باشد. اگر کسی اهل دعا باشد اما رحمت نداشته باشد، نمی‌توان او را قدیس نامید. یا اگر کسی شکیبا باشد اما ایمان و امید نداشته باشد، در شمار قدیسان قرار نمی‌گیرد. و اگر کسی بسیار مهربان باشد اما ایمان به خدا نداشته باشد، به‌راستی او نیز در زمرهٔ قدیسان نیست.
قدیس، انسانی کامل است؛ همان‌گونه که آدم در بهشت بود، بلکه حتی کامل‌تر، همانند آدمِ جدید، یعنی خداوند ما عیسی مسیح. او قدوسِ برتر از همهٔ قدیسان است. او بذر قدوسیت را در زمین کاشت و پرورش‌دهندهٔ همهٔ قدیسان در طول تاریخ است. او ما را نیز به مقام قدوسیت فراخوانده است. او نمونهٔ حقیقی یک قدیس را به ما نشان داد. او الگوی همهٔ قدیسان است، همان‌گونه که الگوی حقیقی انسان نیز هست.
ای برادران، انسان حقیقی چیزی جز یک قدیس نیست. قدیس بودن و انسان بودن، در حقیقت، یک چیز است. او به ما نشان داد که انسان بودن یعنی چه و قدیس بودن یعنی چه.
پطرس رسول به ما فرمان می‌دهد: «در تمام رفتار خود مقدس باشید.»
قدیس تنها در بخشی از زندگی خود مقدس نیست، بلکه در سراسر زندگی‌اش قدوس است. ما باید در هر کار زندگی خود، چه بزرگ و چه کوچک، مقدس باشیم تا در شمار قدیسان قرار گیریم؛ یعنی در شمار کسانی که زندگیشان مطابق با نمونهٔ قدیسان و الگوی حقیقی انسان، یعنی خداوند عیسی مسیح، بوده است.

جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد . آمین.

error: Content is protected !!