28 می (گریگوری) /10 ژوئن (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
اعمال رسولان 25:‏13-‏19

[13] و بعد از گذشت روزهایی چند، اگریپاس پادشاه و بِرنیکی برای خوشامدگویی فِستوس به قیصریه آمدند. [14] و چون روزهایی چند در آنجا توقف نمودند، فستوس برای پادشاه، ماجرای پولُس را بیان کرده، گفت: «مردی است که فِلیکس او را در حبس گذاشته است، [15] که دربارهٔ او وقتی که به اورشلیم آمدم، سران کاهنان و مشایخ یهود شکایت خود را مطرح کردند و خواهش نمودند که بر او داوری شود. [16] در جواب ایشان گفتم که رومیان را رسم نیست که کسی را تسلیم کنند قبل از آنکه متهم شاکیان خود را روبرو شود و او را فرصت دهند که اتهام ایشان را جواب گوید. [17] پس چون ایشان در اینجا جمع شدند، بی​درنگ در روز دوّم بر مسند نشسته، فرمودم تا آن شخص را حاضر کردند. [18] و شاکیانش برپا ایستاده، از آنچه من گمان می‌بردم هیچ ادعا بر وی نیاوردند. [19] بلکه مسئله‌ای چند بر او ایراد کردند دربارهٔ مذهب خود و در حق عیسی نامی که مرده است و پولُس می‌گوید که او زنده است.

یوحنا 16:‏23-‏33

[23] و در آن روز چیزی از من طلب نخواهید کرد. به راستی به شما می‌گویم که هر ‌آنچه از پدر به اسم من طلب کنید، به شما عطا خواهد کرد. [24] تا کنون به اسم من چیزی طلب نکردید؛ بطلبید تا بیابید و خوشی شما کامل گردد. [25] این چیزها را به مَثَلها به شما گفتم، لیکن زمانی می‌آید که دیگر به مَثَلها به شما حرف نمی‌زنم، بلکه از پدر به شما آشکارا خبر خواهم داد. [26] «در آن روز به اسم من طلب خواهید کرد و به شما نمی‌گویم که من برای شما از پدر خواهم خواست، [27] زیرا خود پدر شما را دوست می‌دارد، چونکه شما مرا دوست داشتید و ایمان آوردید که من از نزد خدا بیرون آمدم. [28] از نزد پدر بیرون آمدم و در جهان وارد شدم، و باز جهان را گذارده، نزد پدر می‌روم.» [29] شاگردانش به او گفتند: «اکنون آشکارا سخن می‌گویی و هیچ مَثَل نمی‌گویی. [30] الان دانستیم که همه ‌چیز را می‌دانی و لازم نیست که کسی از تو بپرسد. به این جهت باور می‌کنیم که از جانب خدا آمدی. [31] عیسی به ایشان جواب داد: «آیا الان باور می کنید؟ [32] اینک زمانی می‌آید، بلکه الان آمده است، که پراکنده خواهید شد، هر یکی به نزد خاصّان خود، و مرا تنها خواهید گذارد. لیکن تنها نیستم، زیرا که پدر با من است. [33] به این چیزها به شما صحبت کردم تا در من سلامتی داشته باشید. در جهان برای شما زحمات خواهد شد. ولی خاطر جمع دارید، زیرا که من بر جهان غالب شده‌ام.»

تقویم قدیم
رومیان 4:‏13-‏25

[13] زیرا به ابراهیم و نسل او، وعده‌ای که او وارث جهان خواهد بود، از جهت شریعت داده نشد، بلکه از عدالت ایمان. [14] زیرا اگر اهل شریعت وارث باشند، ایمان بی‌ارزش شد و وعده باطل. [15] زیرا که شریعت باعث غضب است، امّا جایی که شریعت نیست، تجاوز از شریعت هم نیست. [16] و از این جهت از ایمان شد تا محض فیض باشد تا وعده برای همگی نسل استوار شود، نه تنها به نسل شرعی، بلکه به نسل ایمانی ابراهیم نیز که پدر همه ما است، [17] چنانکه نوشته شده است که «تو را پدر قومهای بسیار ساخته‌ام.» در حضور آن خدایی که به او ایمان آورد که مردگان را زنده می‌کند و ناموجودات را به وجود می خواند. [18] که او در ناامیدی به امید ایمان آورد تا پدر قومهای بسیار شود، مطابق آنچه گفته شد که «نسل تو چنین خواهد بود.» [19] و در ایمان کم قوّت نشده، نگاه کرد به بدن خود که در آن وقت مرده بود، چونکه نزدیک به صد ساله بود و به رحم مرده سارا. [20] و در وعدهٔ خدا از بی‌ایمانی شک ننمود، بلکه در ایمان قوی گشته، خدا را تمجید نمود، [21] و یقین دانست که به وفای وعده خود نیز قادر است. [22] و از این جهت برای او عدالت حساب شد. [23] ولی اینکه برای وی حساب شد، نه برای او فقط نوشته شد، [24] بلکه برای ما نیز که به ما حساب خواهد شد، چون ایمان آوریم به او که خداوند ما عیسی را از مردگان برخیزانید، [25] که به خاطر گناهان ما تسلیم گردید و به خاطر عادل شدن ما برخیزانیده شد.

متّی 7:‏21-‏23

[21] «نه هر‌ که مرا ‘خداوند، خداوند’ گوید، داخل پادشاهی آسمان گردد، بلکه آنکه اراده پدر مرا که در آسمان است، به‌جا آورد. [22] بسیاری در آن روز مرا خواهند گفت: ‘خداوندا، خداوندا، آیا به نام تو نبوّت ننمودیم و به اسم تو دیوها را اخراج نکردیم و به نام تو معجزات بسیار ظاهر نساختیم؟’ [23] آنگاه به ایشان به صراحت خواهم گفت که ‘هرگز شما را نشناختم، ای بدکاران! از من دور شوید!’

مناسبت و قدیسین روز

قدیس نیکیتاس، معترف و اسقف کالسدون

او در جوانی دنیا را ترک کرد و به زندگی زاهدانهٔ رهبانی روی آورد. چون خورشیدی با فضیلت‌ها می‌درخشید، رؤسای کلیسا او را شناختند و به تخت اسقفی کالسدون برگزیدند. او به‌عنوان اسقف، به‌ویژه نسبت به نیازمندان بسیار رحیم بود و توجه فراوانی به یتیمان، بیوه‌زنان و فقرا داشت. هنگامی که لئوی ارمنیِ شریر بر ضد شمایل مقدس قیام کرد، نیکیتاس با شجاعت در دفاع از آن‌ها برخاست، امپراتور را نکوهش کرد و معنای شمایل ها را توضیح داد. به همین سبب، تحقیرها، تهمت‌ها و زندان‌های بسیاری را تحمل نمود. سرانجام به‌خاطر اعتراف به ایمان تبعید شد و پس از رنج‌ها و زحمات فراوان، نزد خداوند رفت تا تاج جلال را در ملکوت خدا دریافت کند.

شهیدهٔ مقدس هلیکونیس

هلیکونیس در تسالونیکی متولد شد و در پارسایی مسیحی پرورش یافت. در زمان فرمانروایی گوردیان و فیلیپ، به کورِنت رفت و آشکارا تمام کسانی را که برای بت‌ها قربانی می‌کردند نکوهش نمود. هنگامی که فرماندار، پرینوس، از او خواست برای بت آسکلپیوس قربانی تقدیم کند، این شهیدهٔ مسیح پاسخ داد: «به من گوش کن: من کنیز مسیح هستم و نمی‌دانم آسکلپیوس کیست. هرچه می‌خواهی با من انجام بده.»
به همین دلیل او را محاکمه کردند و شکنجه‌های هولناکی بر او وارد آوردند. او را در آتش انداختند، اما مقدار زیادی خون از بدنش جاری شد و آتش را خاموش کرد، و او زنده ماند. سپس او را نزد شیرها افکندند، ولی شیرها آسیبی به او نرساندند و همچون حیوانات رام گرد او می‌گشتند. وقتی او را به معبد بردند تا ظاهراً برای بت‌ها قربانی کند، بت‌ها را نابود کرد و همین خشم شکنجه‌گر را بیشتر ساخت.
زمانی که زخمی در زندان افتاده بود، خودِ خداوند همراه با فرشتگان مقرب، میخائیل و جبرائیل، بر او ظاهر شد. خداوند زخم‌هایش را شفا داد و او را تسلی و قوت بخشید. سپس او را برای گردن‌زدن به محل اعدام بردند. پیش از شهادت، هلیکونیس دستانش را به آسمان بلند کرد و دعا نمود که خدا او را بپذیرد و با بره‌های خویش در آغل آسمانی متحد سازد. هنگامی که دعایش پایان یافت، صدایی از آسمان شنیده شد: «بیا ای دختر، تاج و تختی برای تو آماده شده است!»
سرانجام او را گردن زدند و از خداوندی که از سر محبت همچون برّه‌ای پاک و بی‌گناه خویشتن را برای او قربانی کرده بود، تاج جلال را دریافت نمود.

قدیس ایگناتیوسِ روستوف

او به‌عنوان اسقف، بیست‌وشش سال با محبت و شفقت فراوان، گلهٔ مسیح را هدایت کرد. هنگامی که درگذشت و بدنش را در کلیسا قرار می‌دادند، برخی از حاضران دیدند که او از تابوت برخاست و در هوا بالای کلیسا ایستاد و مردم و شهر را از بلندی برکت داد. سپس بدنش دوباره به تابوت بازگشت. معجزات فراوان دیگری نیز بر مزار او رخ داد. او در ۲۸ می ۱۲۸۸ نزد خداوند آرام گرفت.


سرود ستایش

قدیسه هلیکونیس

هلیکونیس، شهیدهٔ شجاع،
پاک‌جان و بسیار زیباروی،
در کورِنت، شهر بت‌ها،
کلام خدای یگانه را اعلام کرد:

«ای کورِنتیان، فریب‌خورده در تاریکی،
و بسته در زنجیرهای شیاطین،
شما همه‌چیز را می‌پرستید
جز خدای یگانهٔ متعال!

خدا یکی است و بت‌ها بسیارند؛
خدا یکی است و دیوها بسیارند.
خدای یگانه، خالق و قادر مطلق است؛
او نیکو بخشندهٔ تمامی آفرینش است.

او همه‌چیز را آفرید و همه‌چیز را نگاه می‌دارد؛
به هر موجود زنده‌ای دمِ حیات بخشید.
او همه‌چیز را با قدرت و حکمت به حرکت درمی‌آورد؛
و همه را با رحمت الهی نوازش می‌کند.

او خداوند زمین و آسمان است؛
تنها او را باید پرستش کرد.
ای کورِنتیانِ ثروتمند و پرافتخار،
چرا این‌چنین بی‌ایمان هستید؟»


تأمل

فقط انسان متکبر است که همیشه آماده است مسیح را با دیگر مردان بزرگ تاریخ برابر بداند. با این حال، از همان نگاه اول روشن است که مردان بزرگ یک چیزند و خداوند مسیح چیز دیگری؛ همان‌طور که آفرینش یک چیز است و آفریننده چیزی دیگر. مسیح نه‌تنها بزرگ است، بلکه او آفریننده و سرچشمه و الهام‌بخش هر عظمت حقیقی در تاریخ بشر است. ناپلئون، یکی از مردان بزرگ گذرا، در تبعید و رنج در جزیرهٔ سنت هلن، این سخنان را بر زبان آورد:
«اسکندر، سزار، هانیبال، لویی چهاردهم، با تمام نبوغ‌شان، هیچ‌اند. آنان جهان را فتح کردند، اما نتوانستند حتی یک دوست برای خود بیابند. و اینک، مسیح می‌خواند و نسل‌های پی‌در‌پی، فوراً در پیوندی متحد می‌شوند که از پیوند خونی هم نزدیک‌تر و نیرومندتر است. مسیح آتشی از محبت می‌افروزد که هر خودخواهی را می‌سوزاند و از هر گونه محبتی که تصورش را بکنی، فراتر می‌رود.»


تعمق

تعمق درباره فیض خداوند روح‌القدس در راز مقدس ازدواج:
۱. چگونه این فیض، در چارچوب ازدواج، پیوند جسمانی دو انسان را به‌گونه‌ای مشروع تقدیس می‌کند، برای هدف تولد و پرورش فرزندان؛
۲. چگونه این فیض، از طریق محبت، پیوند دو روح—زن و شوهر—را متحد، منور و تقویت می‌سازد.


موعظه

—دربارهٔ قدرت راز مقدس ازدواج—
«به همین سبب، مرد پدر و مادر خود را ترک خواهد گفت و به زن خویش خواهد پیوست و آن دو یک تن خواهند شد» (پیدایش ۲:۲۴).
این ارادهٔ خداست که نسل بشر افزوده شود؛ و این هنر خدایی است که چگونه نسل بشر افزایش می‌یابد. این رازی الهی است که انسان پدر و مادر خود را ترک می‌گوید و به همسر خود می‌پیوندد. ترک پدر و مادر به معنای رها کردن ایشان نیست، بلکه به معنای آن است که خود به والدین تبدیل شود. زمانی که فرزندان، خود والدین می‌شوند، دیگر صرفاً فرزند نیستند، بلکه شریک والدین خود می‌گردند. وقتی پسرانِ ازدواج‌کرده راز و درد زایمان را درمی‌یابند، احترام بیشتری برای والدین خود قائل می‌شوند. پیوند زناشویی هرگز انسان را از احترام و اطاعت نسبت به والدینش معاف نمی‌سازد. فرمان آغازین خدا برای احترام به والدین باید تحقق یابد. اما بر اساس نظم طبیعی امور، انسان پدر و مادر را ترک می‌گوید و خود والدین می‌شود؛ بنیان‌گذار آینده‌ای تازه می‌شود در حالی که والدینش، پس از ایفای نقش خود در جهان، آن را ترک می‌گویند. اما مسئله فقط «ترک» والدین نیست. از طریق رازی ناشناخته، انسان به همسر خود می‌پیوندد و از والدین جدا می‌شود. قدیس تئودورتوس می‌نویسد: «خود مسیح پدر آسمانی‌اش را ترک گفت و با کلیسا متحد شد.»
برادران من، ازدواج رازی بزرگ و معجزه‌آساست، یکی از عظیم‌ترین اسرار نقشهٔ خدا. ازدواجی پاک و شرافتمندانه، پر از والایی و شکوه است. ازدواجی پاک و محترم، با ترس از خدا، ظرف فیض روح‌القدس است. هر که به ازدواج بی‌احترامی کند، به روح خدا بی‌احترامی کرده است. هر که ازدواج را با ناپاکی آلوده سازد، بر ضد روح خدا کفر گفته است. هر که به خاطر ملکوت خدا از ازدواج می‌پرهیزد، باید به شیوه‌ای دیگر خود را چون ظرفی از روح‌القدس آماده کند و در قلمرو روحانی بارور گردد تا مانند درخت انجیر بی‌ثمر بریده نشود.
ای خدای روح‌القدس قادر، یاری ده آنانی را که در حال زناشویی هستند، تا در پاکی، ترس و محبت متقابل، همچون کلیسای خدا باشند که تو در آن با شادی ساکن هستی و همه چیز را به نیکویی تدبیر می‌کنی.
شکوه و شکر تا ابد از آن تو باد. آمین.

error: Content is protected !!