آیات روز
تقویم جدید
یوحنا 21:1-14 (انجیل صبح)
یوحنا 21:1-14 (انجیل صبح)[1] بعد از آن عیسی باز خود را در کنارهٔ دریای تیبِریه، به شاگردان ظاهر ساخت و خود را چنین ظاهر ساخت: [2] شَمعون پطرس و تومای معروف به دوقلو و نتنائیل که از قانای جلیل بود و دو پسر زِبِدی و دو نفر دیگر از شاگردان او جمع بودند. [3] شمعون پطرس به ایشان گفت: «میروم تا صید ماهی کنم.» به او گفتند: «ما نیز با تو میآییم.» پس بیرون آمده، به قایق سوار شدند و در آن شب چیزی نگرفتند. [4] و چون صبح شد، عیسی بر ساحل ایستاده بود، لیکن شاگردان ندانستند که عیسی است. [5] عیسی به ایشان گفت: «ای بچّهها، نزد شما خوراکی هست؟» به او جواب دادند که «نه!» [6] به ایشان گفت: «دام را به طرف راست قایق بیندازید که خواهید یافت.» پس انداختند و از فراوانی ماهی نتوانستند آن را بکشند. [7] پس آن شاگردی که عیسی او را دوست می داشت، به پطرس گفت: «خداوند است.» چون شَمعون پطرس شنید که خداوند است، لباس خود را به خود پیچید، چونکه برهنه بود و خود را در دریا انداخت. [8] امّا شاگردان دیگر در قایق آمدند، زیرا از خشکی دور نبودند، مگر نزدیک به دویست ذِراع و دام ماهی را میکشیدند. [9] پس چون به خشکی آمدند، آتشی افروخته و ماهی بر آن گذارده و نان دیدند. [10] عیسی به ایشان گفت: «از ماهیهایی که الان گرفتهاید، بیاورید.» [11] پس شَمعون پطرس رفت و دام را بر زمین کشید، پر از صد و پنجاه و سه ماهی بزرگ و با وجودی که اینقدر بود، دام پاره نشد. [12] عیسی به ایشان گفت: «بیایید بخورید.» ولی هیچ یک از شاگردان جرأت نکرد که از او بپرسد «تو کیستی؟» زیرا میدانستند که خداوند است. [13] آنگاه عیسی آمد و نان را گرفته، به ایشان داد و همچنین ماهی را. [14] و این مرتبه سوم بود که عیسی بعد از برخاستن از مردگان، خود را به شاگردان ظاهر کرد.
اوّل قرنتیان 11:31-12: 6
اوّل قرنتیان 11:31-12: 6[31] امّا اگر بر خود قضاوت میکردیم، قضاوت بر ما نمیشد. [32] لیکن هنگامی که بر ما قضاوت میشود، از خداوند تنبیه میشویم، مبادا با اهل دنیا بر ما قضاوت شود. [33] بنابراین ای برادران من، چون برای خوردن جمع میشوید، منتظر یکدیگر باشید. [34] و اگر کسی گرسنه باشد، در خانه بخورد، مبادا به جهت مکافات جمع شوید. و چون بیایم، بقیه را به نظم خواهم آورد.
[1] امّا درباره عطایای روحانی، ای برادران، نمیخواهم شما بیخبر باشید. [2] میدانید هنگامی که بتپرستان میبودید، به سوی بتهای لال برده میشدید، به گونهای که شما را میبردند. [3] پس شما را خبر میدهم که هر که سخن گوید به واسطهٔ روح خدا، عیسی را لعنت نمیکند و هیچکس جز به روحالقدس عیسی را خداوند نمیتواند گفت. [4] و نعمتها انواع است، ولی روح همان. [5] و خدمتها انواع است، امّا خداوند همان. [6] و عملها انواع است، لیکن همان خدا همه را در همه عمل میکند.
دوم تیموتائوس 2:1-10 (رساله،قدیس )
دوم تیموتائوس 2:1-10 (رساله،قدیس )[1] پس تو، ای فرزند من، در فیضی که در مسیح عیسی است، نیرومند باش. [2] و آنچه به شاهدان بسیار از من شنیدی، به مردمان امین بسپار که قابل تعلیم دیگران هم باشند. [3] چون سرباز نیکوی مسیح عیسی در تحمّل زحمات شریک باش. [4] هیچ سرباز خود را در امور روزگار گرفتار نمیسازد تا خشنودی آنکه او را به سربازی گرفت، بجوید. [5] و اگر کسی نیز پهلوانی کند، تاج را به او نمیدهند اگر به قانون پهلوانی نکرده باشد. [6] برزگری که زحمت میکشد، باید اوّل سهمی از حاصل ببرد. [7] در آنچه میگویم تفکّر کن، زیرا خداوند تو را در همه چیز فهم خواهد بخشید. [8] عیسی مسیح را به خاطر دار که از نسل داوود بوده، از مردگان برخاست مطابق مژدهٔ من، [9] که در آن چون بدکار تا به بندها زحمت میکشم، لیکن کلام خدا بسته نمیشود. [10] و از این جهت همهٔ زحمات را به خاطر برگزیدگان متحمّل میشوم تا ایشان نیز نجاتی را که در مسیح عیسی است با جلال جاودانی کسب کنند.
متّی 18:1-11
[1] در همان ساعت، شاگردان نزد عیسی آمده، گفتند: «چه کس در پادشاهی آسمان بزرگتر است؟» [2] آنگاه عیسی طفلی طلب نموده، در میان ایشان برپا داشت [3] و گفت: «به راستی به شما میگویم تا عوض نشوید و مثل طفل کوچک نگردید، هرگز داخل پادشاهی آسمان نخواهید شد. [4] پس هر که مثل این بچّهٔ کوچک خود را فروتن سازد، همان در پادشاهی آسمان بزرگتر است. [5] و کسی که چنین طفلی را به اسم من قبول کند، مرا پذیرفته است. [6] و هر که یکی از این کوچکان را که به من ایمان دارند، لغزش دهد، او را بهتر میبود که سنگ آسیایی بر گردنش آویخته، در قعر دریا غرق میشد! [7] وای بر این جهان به سبب لغزشها؛ زیرا که اجتناب ناپذیر است وقوع لغزشها، لیکن وای بر کسی که سبب لغزش باشد. [8] پس اگر دستت یا پایت تو را بلغزاند، آن را قطع کرده، از خود دور انداز زیرا تو را بهتر است که لنگ یا شل داخل حیات شوی، از آنکه با دو دست یا دو پا در آتش جاودانی افکنده شوی. [9] و اگر چشمت تو را لغزش دهد، آن را به در آر و از خود دور انداز، زیرا تو را بهتر است با یک چشم وارد حیات شوی، از اینکه با دو چشم در آتش جهنم افکنده شوی. (متّی 18:12-14 ؛ لوقا 15:4-7) [10] « بیایید که یکی از این کوچکان را حقیر مشمارید، زیرا شما را میگویم که فرشتگان ایشان دائم در آسمان روی پدر مرا که در آسمان است، میبینند. [11] زیرا که پسر انسان آمده است تا گم شده را نجات بخشد.
یوحنا 15:17-16: 2 (انجیل،قدیس )
یوحنا 15:17-16: 2 (انجیل،قدیس )[17] به این چیزها شما را حکم میکنم تا یکدیگر را محبّت نمایید. [18] «اگر جهان شما را دشمن دارد، بدانید که پیشتر از شما مرا دشمن داشته است. [19] اگر از جهان میبودید، جهان خاصّان خود را دوست میداشت. لیکن چونکه از جهان نیستید، بلکه من شما را از جهان برگزیدهام، از این سبب جهان با شما دشمنی میکند. [20] به خاطر آرید کلامی را که به شما گفتم: غلام بزرگتر از آقای خود نیست. اگر مرا زحمت دادند، شما را نیز زحمت خواهند داد، اگر کلام مرا نگاه داشتند، کلام شما را هم نگاه خواهند داشت. [21] لکن به خاطر اسم من تمامی این کارها را به شما خواهند کرد، زیرا که فرستنده مرا نمیشناسند. [22] اگر نیامده و به ایشان صحبت نکرده بودم، گناه نمیداشتند؛ و امّا الان عذری برای گناه خود ندارند. [23] هر که مرا دشمن دارد، پدر مرا نیز دشمن دارد. [24] و اگر در میان ایشان کارهایی نکرده بودم که غیر از من کسی هرگز نکرده بود، گناه نمیداشتند. لیکن اکنون دیدند و دشمن داشتند مرا و پدر مرا نیز. [25] بلکه تا تمام شود کلامی که در شریعت ایشان نوشته شده است که ‘مرا بی سبب دشمن داشتند.’ [26] لیکن چون تسلّیدهنده که او را از جانب پدر نزد شما میفرستم، آید، یعنی روح حقیقت که از پدر ارسال میگردد، او بر من شهادت خواهد داد. [27] و شما نیز شهادت خواهید داد، زیرا که از ابتدا با من بودهاید.
[1] این را به شما گفتم تا لغزش نخورید. [2] شما را از کنیسهها بیرون خواهند نمود؛ بلکه ساعتی میآید که هر که شما را بکُشد، گمان برد که خدا را خدمت میکند.
تقویم قدیم
یوحنا 21:1-14 (انجیل صبح)
یوحنا 21:1-14 (انجیل صبح)[1] بعد از آن عیسی باز خود را در کنارهٔ دریای تیبِریه، به شاگردان ظاهر ساخت و خود را چنین ظاهر ساخت: [2] شَمعون پطرس و تومای معروف به دوقلو و نتنائیل که از قانای جلیل بود و دو پسر زِبِدی و دو نفر دیگر از شاگردان او جمع بودند. [3] شمعون پطرس به ایشان گفت: «میروم تا صید ماهی کنم.» به او گفتند: «ما نیز با تو میآییم.» پس بیرون آمده، به قایق سوار شدند و در آن شب چیزی نگرفتند. [4] و چون صبح شد، عیسی بر ساحل ایستاده بود، لیکن شاگردان ندانستند که عیسی است. [5] عیسی به ایشان گفت: «ای بچّهها، نزد شما خوراکی هست؟» به او جواب دادند که «نه!» [6] به ایشان گفت: «دام را به طرف راست قایق بیندازید که خواهید یافت.» پس انداختند و از فراوانی ماهی نتوانستند آن را بکشند. [7] پس آن شاگردی که عیسی او را دوست می داشت، به پطرس گفت: «خداوند است.» چون شَمعون پطرس شنید که خداوند است، لباس خود را به خود پیچید، چونکه برهنه بود و خود را در دریا انداخت. [8] امّا شاگردان دیگر در قایق آمدند، زیرا از خشکی دور نبودند، مگر نزدیک به دویست ذِراع و دام ماهی را میکشیدند. [9] پس چون به خشکی آمدند، آتشی افروخته و ماهی بر آن گذارده و نان دیدند. [10] عیسی به ایشان گفت: «از ماهیهایی که الان گرفتهاید، بیاورید.» [11] پس شَمعون پطرس رفت و دام را بر زمین کشید، پر از صد و پنجاه و سه ماهی بزرگ و با وجودی که اینقدر بود، دام پاره نشد. [12] عیسی به ایشان گفت: «بیایید بخورید.» ولی هیچ یک از شاگردان جرأت نکرد که از او بپرسد «تو کیستی؟» زیرا میدانستند که خداوند است. [13] آنگاه عیسی آمد و نان را گرفته، به ایشان داد و همچنین ماهی را. [14] و این مرتبه سوم بود که عیسی بعد از برخاستن از مردگان، خود را به شاگردان ظاهر کرد.
اوّل قرنتیان 4:9-16
اوّل قرنتیان 4:9-16[9] زیرا گمان میبرم که خدا ما رسولان را آخر همه عرضه داشت، مثل آنانی که فتوای مرگ بر ایشان شده است؛ زیرا که جهان و فرشتگان و مردم را تماشاگاه شدهایم. [10] ما به خاطر مسیح جاهل هستیم، لیکن شما در مسیح دانا هستید؛ ما ناتوان، لیکن شما توانا؛ شما عزیز، امّا ما ذلیل. [11] تا به همین لحظه گرسنه و تشنه و عریان و کوبیده و آواره هستیم. [12] به دستهای خود کار کرده، مشقّت میکشیم و دشنام شنیده، برکت میطلبیم و تحت ستم گردیده، صبر میکنیم. [13] چون تهمت بر ما میزنند، نصیحت میکنیم و مثل تفالهٔ دنیا و زبالهٔ همه چیز شدهایم تا به حال. [14] این را نمینویسم تا شما را شرمنده سازم، بلکه چون فرزندان محبوب خود به شما هشدار میدهم. [15] زیرا هرچند هزاران معلّم در مسیح داشته باشید، لیکن پدران بسیار ندارید، زیرا که من شما را در مسیح عیسی به انجیل پدر شدم. [16] پس از شما تمنّا دارم که از من نمونه بردارید.
دوم تیموتائوس 2:1-10 (رساله،قدیس )
دوم تیموتائوس 2:1-10 (رساله،قدیس )[1] پس تو، ای فرزند من، در فیضی که در مسیح عیسی است، نیرومند باش. [2] و آنچه به شاهدان بسیار از من شنیدی، به مردمان امین بسپار که قابل تعلیم دیگران هم باشند. [3] چون سرباز نیکوی مسیح عیسی در تحمّل زحمات شریک باش. [4] هیچ سرباز خود را در امور روزگار گرفتار نمیسازد تا خشنودی آنکه او را به سربازی گرفت، بجوید. [5] و اگر کسی نیز پهلوانی کند، تاج را به او نمیدهند اگر به قانون پهلوانی نکرده باشد. [6] برزگری که زحمت میکشد، باید اوّل سهمی از حاصل ببرد. [7] در آنچه میگویم تفکّر کن، زیرا خداوند تو را در همه چیز فهم خواهد بخشید. [8] عیسی مسیح را به خاطر دار که از نسل داوود بوده، از مردگان برخاست مطابق مژدهٔ من، [9] که در آن چون بدکار تا به بندها زحمت میکشم، لیکن کلام خدا بسته نمیشود. [10] و از این جهت همهٔ زحمات را به خاطر برگزیدگان متحمّل میشوم تا ایشان نیز نجاتی را که در مسیح عیسی است با جلال جاودانی کسب کنند.
متّی 17:14-23
[14] و چون به نزد جماعت رسیدند، شخصی پیش آمده، نزد وی زانو زده، عرض کرد: [15] «خداوندا، بر پسر من رحم کن، زیرا به مرض غش دچار و به شدت در عذاب است، چنانکه اغلب در آتش و در آب میافتد. [16] او را نزد شاگردان تو آوردم، نتوانستند او را شفا دهند.» [17] عیسی در جواب گفت: «ای فرقه بیایمان کجرفتار، تا به کی با شما باشم و تا چند متحمّل شما گردم؟ او را نزد من آورید.» [18] پس عیسی او را نهیب داده، دیو از وی بیرون شد و در همان لحظه، آن پسر شفا یافت. [19] اما شاگردان نزد عیسی آمده، در خلوت از او پرسیدند: «چرا ما نتوانستیم او را بیرون کنیم؟ [20] عیسی ایشان را گفت: «به سبب بیایمانی شما. زیرا به راستی به شما میگویم، اگر ایمان به قدر یک دانه خردل میداشتید، به این کوه میگفتید: ‘از اینجا به آنجا منتقل شو!’ البته منتقل میشد و هیچ امری بر شما محال نمیبود. [21] لیکن این جنس جز به دعا و روزه بیرون نمیرود.» (متّی 17:22 و 23 ؛ مَرقُس 9:30-32؛ لوقا 9:44 و 45) [22] و چون ایشان در جلیل میگشتند، عیسی به ایشان گفت: «پسر انسان به دست مردم تسلیم کرده خواهد شد، [23] و او را خواهند کشت و در روز سوم خواهد برخاست.» پس بسیار محزون شدند.
یوحنا 15:17-16: 2 (انجیل،قدیس )
یوحنا 15:17-16: 2 (انجیل،قدیس )[17] به این چیزها شما را حکم میکنم تا یکدیگر را محبّت نمایید. [18] «اگر جهان شما را دشمن دارد، بدانید که پیشتر از شما مرا دشمن داشته است. [19] اگر از جهان میبودید، جهان خاصّان خود را دوست میداشت. لیکن چونکه از جهان نیستید، بلکه من شما را از جهان برگزیدهام، از این سبب جهان با شما دشمنی میکند. [20] به خاطر آرید کلامی را که به شما گفتم: غلام بزرگتر از آقای خود نیست. اگر مرا زحمت دادند، شما را نیز زحمت خواهند داد، اگر کلام مرا نگاه داشتند، کلام شما را هم نگاه خواهند داشت. [21] لکن به خاطر اسم من تمامی این کارها را به شما خواهند کرد، زیرا که فرستنده مرا نمیشناسند. [22] اگر نیامده و به ایشان صحبت نکرده بودم، گناه نمیداشتند؛ و امّا الان عذری برای گناه خود ندارند. [23] هر که مرا دشمن دارد، پدر مرا نیز دشمن دارد. [24] و اگر در میان ایشان کارهایی نکرده بودم که غیر از من کسی هرگز نکرده بود، گناه نمیداشتند. لیکن اکنون دیدند و دشمن داشتند مرا و پدر مرا نیز. [25] بلکه تا تمام شود کلامی که در شریعت ایشان نوشته شده است که ‘مرا بی سبب دشمن داشتند.’ [26] لیکن چون تسلّیدهنده که او را از جانب پدر نزد شما میفرستم، آید، یعنی روح حقیقت که از پدر ارسال میگردد، او بر من شهادت خواهد داد. [27] و شما نیز شهادت خواهید داد، زیرا که از ابتدا با من بودهاید.
[1] این را به شما گفتم تا لغزش نخورید. [2] شما را از کنیسهها بیرون خواهند نمود؛ بلکه ساعتی میآید که هر که شما را بکُشد، گمان برد که خدا را خدمت میکند.
مناسبت و قدیسین روز

شهیدِ بزرگ و مقدس، پانتلئیمون
پانتلئیمون در نیکومدیا، از مادری مسیحی و پدری بتپرست به دنیا آمد. نام مادرش اوبولا و نام پدرش اوستورگیوس بود. او در جوانی دانش پزشکی را فرا گرفت. کاهن هرمولائوس با او دوستی برقرار کرد، ایمان مسیحی را به او آموخت و او را تعمید داد. پانتلئیمون بهگونهای معجزهآسا مردی نابینا را که پزشکان دیگر بیهوده برای درمانش تلاش کرده بودند، شفا داد؛ او را به نام مسیح درمان کرد و سپس تعمیدش داد. پزشکان که از حسادت سرشار بودند، پانتلئیمون را به عنوان یک مسیحی متهم کردند و او برای محاکمه در برابر امپراتور ماکسیمیان حاضر شد. «او با جسم خود در برابر پادشاه زمینی ایستاده بود، اما با ذهن خود در برابر پادشاه آسمانی.» او آشکارا به امپراتور اعلام کرد که مسیحی است و در حضور او، مردی فلج را که سالها از بیماری رنج میبرد، شفا داد. این معجزه بسیاری از بتپرستان را به ایمان مسیحی جذب کرد. امپراتور پانتلئیمون را به انواع شکنجهها سپرد، اما خداوند بارها بر او ظاهر شد و او را سالم و بیآسیب رهایی بخشید. سپس قدیس هرمولائوس، همراه با هرمیپاس و هرموکراتس نیز به شهادت رسیدند. هنگامی که حکم اعدام پانتلئیمون صادر شد، او زانو زد و به دعا پرداخت. در همان لحظه، جلاد با شمشیر بر گردن او ضربه زد، اما شمشیر همچون موم شکست. جلاد نتوانست او را اعدام کند تا زمانی که قدیس دعای خود را به پایان رساند و به او اجازه داد این کار را انجام دهد. بقایای مقدس او دارای قدرت شفا بخشیدن است. پانتلئیمون در زیر درخت زیتونی به شهادت رسید که پس از آن، به طرز شگفتانگیزی پربار شد. نام «پانتلئیمون» به معنای «سراسر رحمت» یا «سراسر شفقت» است. خدای سراسر رحمت، روح پارسای او را پذیرفت و او را در میان قدیسان بزرگ خود جلال بخشید. این شهید شگفتانگیز، در جوانی، در روز ۲۷ ژوئیه سال ۳۰۴، با شرافت در راه مسیح رنج کشید و به شهادت رسید. نام قدیس پانتلئیمون در آیین تقدیس آبها و نیز در راز مقدس مسح بیماران، همراه با قدیس هرمولائوس و دیگر قدیسان بیمزد و معجزهگر، خوانده میشود. کلیسایی بسیار زیبا که به نام این قدیس وقف شده است، بر کوه مقدس آتوس قرار دارد.

قدیس کلمنت، اسقف اعظم اوهرید
کلمنت از شاگردان قدیسان متودیوس و سیریل بود. پس از درگذشت قدیس متودیوس، کلمنت به سبب فشار آلمانیها از موراویا به سوی جنوب رفت. او همراه با یارانش، گورازد، ناحوم، ساوا و آنجلاریوس ــ که همگی با نام «پنج قدیس» شناخته میشوند ــ از رود دانوب گذشتند و مهمان امپراتور بوریس میخائیل شدند. سپس به منطقه اوهرید آمدند. آنان ابتدا در بلیتسا صومعهای بنا کردند؛ جایی که نخستین کرسی اسقفی کلمنت قرار داشت. پس از آن، کلمنت به اوهرید نقل مکان کرد و از آنجا فعالیت عظیم شبانی و روشنگرانه خود را برای سراسر آن سرزمین آغاز نمود. او در اوهرید کلیسایی به نام قدیس پانتلئیمون بنا کرد. شاگردان بسیاری داشت که کتابها را با خط اسلاوی برای ملتهای اسلاو نسخهبرداری میکردند. قدیس ناحوم بهویژه در این کار یار و یاور او بود. کلمنت در زمان حیات خود معجزات فراوانی انجام داد و بقایای مقدسش تا امروز نیز قدرت شفا دارند. پس از سالها تلاش و خدمت وفادارانه به خدا، در سال ۹۱۶ میلادی با آرامش در اوهرید درگذشت. بقایای معجزهگر او در کلیسایی قرار دارد که در گذشته به مریم مقدس وقف شده بود و بعدها به نام قدیس کلمنت نامگذاری شد.

قدیس نیکلاس، دیوانه برای مسیح
نیکلاس اهل نووگورود و فرزند والدینی ثروتمند بود. او ثروت خود را رها کرد و همچون «دیوانهای برای مسیح» در خیابانها میدوید و با همین ظاهر دیوانهوار، مردم را تعلیم میداد. همریاضت او در این شیوه زندگی، مبارک تئودور بود. روزی، در حضور شاهدان، هر دوی آنان بر سطح آب رودخانه دویدند و از آن گذشتند. نیکلاس در سال ۱۳۹۲ در خداوند آرام گرفت.

قدیسه مکرم آنتوسا
آنتوسا پس از سالها زندگی زاهدانه در تنهایی، صومعهای برای نود راهبه تأسیس کرد. در دوران کشمکش شمایلشکنی، در زمان امپراتور کنستانتین کوپرونیموس، هر نود راهبه به شهادت رسیدند و پس از آن، خود آنتوسا نیز در سال ۷۵۹ میلادی درگذشت.

صد و پنجاه و سه شهید
این ۱۵۳ شهید در دریای تراکیه غرق شدند.
سرود ستایش
پنج قدیس (کلمنت، ناحوم، آنجلاریوس، ساوا و گورازد)
آن پنج خداپسند، حاملان کوشای شهد شیرین انجیل،
ایمان را در سراسر جهان گستردند، تا سرانجام در کنار آن دریاچه نیلگون ساکن شدند.
اما از همانجا، با تلاشی بیشتر کوشیدند تا همراه خداوند، تلخی زندگی انسانها را شیرین سازند.
کلمنتِ اسقف، بنده راستین خدا، که دردها و تمسخرهای بسیاری را تحمل کرد، در اوهرید به پرچم مسیح تبدیل شد.
و همراه او، قدیسان ناحوم، آنجلاریوس و ساوا، و گورازد مکرم، که در مجموع پنج تن بودند؛
همگی مردان خدا و کارگران او بودند.
هزار سال است که در آسمان زندگی میکنند،
و هزار سال است که انسانها را به شگفتی وا داشتهاند.
آنان برای تعمید دادن مردم از هیچ تلاشی دریغ نکردند،
و چون خدا را دوست داشتند، به تاج جلال آراسته شدند.
اوهرید، جلال این پنج قدیس را حفظ کرده است،
به عنوان افتخار و شکوه ملتهای اسلاو.
تأمل
اگر به فقیران صدقه میدهی، بدان که همان اندازه که به همسایه خود نیکی میکنی، بلکه حتی بیشتر، به خود نیکی کردهای. قدیس آنتونی میگوید: «هم زندگی و هم مرگ، از طریق همسایه ما به ما میرسد.» قدیس پطرس دمشقی مینویسد: «همانگونه که فقیران باید خدا را شکر کنند و ثروتمندانی را که به آنان نیکی میکنند دوست بدارند، ثروتمندان نیز حتی بیشتر باید خدا را شکر کنند و فقیران را دوست داشته باشند؛ زیرا به واسطه مشیت خدا، هم در این جهان و هم در جهان آینده، به سبب صدقههایشان نجات مییابند. زیرا بدون فقیران، نه تنها نمیتوانند نجات جان خود را به دست آورند، بلکه از وسوسههای ثروت نیز در امان نخواهند بود.» صدقهای که از روی خودنمایی یا با تحقیر داده شود، هیچ سودی ندارد. در گذشته، ثروتمندان طلا نزد زاهدان میآوردند و از آنان خواهش میکردند که آن را بپذیرند. بسیار به ندرت پیش میآمد که زاهدان با رغبت صدقه را قبول کنند، و اگر هم میپذیرفتند، تنها از روی دلسوزی برای ثروتمندان بود. تهیدستترین انسانها، از سر ترحم به ثروتمندان، صدقه آنان را میپذیرفتند!
تعمق
درباره رهایی معجزهآسای بنیاسرائیل از دست سیسَرا و سپاهش تفکر کن (داوران ۴):
۱. اینکه چگونه خداوند بر بنیاسرائیلِ در بند رحم کرد، فریاد آنان را شنید و ایشان را بر سیسَرا پیروز گردانید.
۲. اینکه چگونه دبوره نبیه، نیرویی اندک را از کوه تابور به جنگ سیسَرا فرستاد، در حالی که او نهصد ارابه آهنین و سپاهی عظیم داشت.
۳. اینکه چگونه سپاه سیسَرا پراکنده شد و خود سیسَرا نیز هلاک گردید.
موعظه
-درباره ریشخندکنندگانی که آمدنشان نسبت به امور مقدس پیشگویی شده بود-
«نخست این را بدانید که در روزهای آخر، استهزاکنندگانی خواهند آمد که بر طبق هوسهای خود رفتار خواهند کرد.» (دوم پطرس ۳:۳)
آیا وقتی استهزاکنندهای در برابر آینه میایستد و آن را مسخره میکند، آینه تغییر میکند یا کج و معوج میشود؟ هرگز؛ آینه همانگونه که بود باقی میماند. ای برادران، خدا نیز هنگامی که استهزاکنندگان او را مسخره میکنند، تغییر نمیکند و دگرگون نمیشود. خدای تغییرناپذیر و سراسر پاک میداند که استهزاکننده در حقیقت خودش را مسخره میکند. او با تمسخر امور مقدس خدا، خود را منحرف و زشت میسازد، در حالی که امور مقدس خدا دستنخورده و سالم باقی میمانند.
آه، چه بسیار استهزاکنندگان که در زمان ما وجود دارند! بسیارند، بیش از اندازه بسیار؛ اما انبوه آنان از آن یگانه قادر، ناتوانتر است. انبوهی از غبار در برابر بادی نیرومند چیست؟ تنها کافی است با شکیبایی منتظر بمانی تا آن باد نیرومند بوزد. بیش از اندازه بسیار، استهزاکنندگانی آمدهاند که کلام خدا را به تمسخر میگیرند. آنان سخنان خود را به جای کلام خدا عرضه میکنند؛ ناپاک را به جای مقدس، گندیده را به جای سالم، و مرگآور را به جای حیاتبخش مینشانند. کلام خدا همچون بادی نیرومند است و سخنان آنان همچون غبار.
استهزاکنندگان اکنون اینجا هستند ــ بسیار بیش از اندازه ــ که کارهای خدا را نیز به تمسخر میگیرند، و باز هم بسیاری دیگر خواهند آمد. آنان کارهای خود را برتر از کارهای خدا میستایند و میگویند ساختههای دست آنان بهتر و حکیمانهتر از آفریدههای خداست. اما کارهایشان دزدی است؛ زیرا هر چیز نیکی که ساختهاند، از مصالح خدا ساختهاند و بر اساس نمونه آفریدههای او. و هر بدیای که ساختهاند، از مصالح شیطان ساختهاند و بر اساس نمونه آفریدههای او. پس غبار به چه چیز میتواند فخر کند؟ استهزاکنندگان امروز یا فردا به چه خواهند بالید، هنگامی که گورهایشان زیر سُم الاغهای وحشی لگدمال شود؟
ای خداوند سراسر پاک، سخنان تو همچون بادی نیرومند، مقدس و پرقدرت است، و کارهای تو مقدس و بیشمار و بیحد و اندازهاند. ای خداوند سراسر پاک، زبانهای ما را از استهزا حفظ فرما، و زندگی ما را از استهزاکنندگان محفوظ بدار.
جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد . آمین.