آیات روز
تقویم جدید
یوحنا 10: 1-9 (انجیل صبح )
[1] «به راستی به شما میگویم، هر که از در به آغل گوسفند داخل نشود، بلکه از راه دیگر بالا رود، او دزد و راهزن است. [2] و امّا آنکه از در داخل شود، شبان گوسفندان است. [3] دربان در را برای او می گشاید و گوسفندان صدای او را می شنوند و گوسفندان خود را نام به نام میخواند و ایشان را بیرون میبرد. [4] و وقتی که گوسفندان خود را بیرون برد، پیش روی ایشان می رود و گوسفندان از عقب او میروند، زیرا که صدای او را میشناسند. [5] لیکن غریب را پیروی نمیکنند، بلکه از او میگریزند، زیرا که صدای غریبان را نمیشناسند.» [6] و این مثل را عیسی برای ایشان آورد، امّا ایشان نفهمیدند که چه چیز به ایشان میگوید. [7] آنگاه عیسی به ایشان باز گفت: «به راستی به شما میگویم که من دَرِ گوسفندان هستم. [8] تمامی کسانی که پیش از من آمدند، دزد و راهزن هستند، لیکن گوسفندان سخن ایشان را نشنیدند. [9] من در هستم هر که از من داخل گردد، نجات یابد و بیرون و درون خرامد و علوفه یابد.
اول پطرس 3: 10-22
[10] زیرا «هر که میخواهد حیات را دوست بدارد و روزهای نیکو بیند، زبان خود را از بدی و لبهای خود را از فریب گفتن باز بدارد. [11] از بدی دوری نماید و نیکویی را به جا آورد. در پی صلح باشد و آن را دنبال کند. [12] از آن رو که چشمان خداوند بر عادلان است و گوشهای او به سوی دعای ایشان، لیکن روی خداوند به ضدّ بدکاران است.» [13] و اگر برای نیکویی غیور هستید، کیست که به شما ضرری برساند؟ [14] بلکه هرگاه برای عدالت زحمت کشیدید، خوشا به حال شما. پس از ترس ایشان بیمناک و مضطرب مشوید. [15] بلکه خداوند مسیح را در دل خود تقدیس نمایید و پیوسته حاضر باشید تا هر که سبب امیدی را که دارید، از شما بپرسد، او را جواب دهید، لیکن با حلم و ترس. [16] و وجدان خود را نیکو نگاه دارید تا آنانی که بر کردار نیکوی شما در مسیح افترا میاندازند، در همان چیزی که شما را بد میگویند، خجالت کشند، [17] زیرا اگر ارادهٔ خدا چنین است، نیکوکار بودن و زحمات کشیدن، بهتر است از بدکردار بودن. [18] زیرا که مسیح نیز برای گناهان یک بار زحمت کشید، یعنی عادلی برای ظالمان، تا ما را نزد خدا بیاورد؛ در حالیکه به حسب جسم مرد، لیکن به حسب روح زنده گشت، [19] و به آن روح نیز رفت و اعلام نمود به ارواحی که در زندان بودند، [20] که سابق نافرمانبردار بودند هنگامی که حلم خدا در دوران نوح انتظار میکشید، وقتی که کشتی بنا میشد، که در آن جماعتی کم، یعنی هشت نفر به آب نجات یافتند، [21] که نمونه آن یعنی تعمید اکنون ما را نجات میبخشد؛ نه دور کردن کثافت تن، بلکه امتحان وجدان صالح به سوی خدا به واسطهٔ برخاستن عیسی مسیح، [22] که به آسمان رفت و به دست راست خدا است و فرشتگان و قدرتها و قوات مطیع او شدهاند.
عبرانیان 7: 26- 8: 2 (رساله قدیس)
[26] زیرا که ما را چنین رئیس کاهنی شایسته است، قدّوس و بیآزار و بیعیب و از گناهکاران جدا شده و از آسمانها بلندتر گردیده، [27] که هر روز محتاج نباشد به مثال آن سران کاهنان که اوّل برای گناهان خود و بعد برای قوم قربانی بگذراند، چونکه این را یک بار فقط به جا آورد هنگامی که خود را به قربانی گذرانید. [28] از آن رو که شریعت مردمانی را که ضعفها دارند کاهن میسازد، لیکن کلام قسم که بعد از شریعت است، پسر را که تا به ابد کامل شده است.
[1] پس مقصود عمده از این کلام این است که برای ما چنین رئیس کاهنی هست که در آسمانها به دست راست تخت مقام عظمت نشسته است، [2] که خادم مکان اقدس و آن خیمه حقیقی است که خداوند آن را برپا نمود نه انسان.
مرقس 12: 18-27
[18] و صَدّوقیان که منکر زنده شدن مردگان هستند، نزد وی آمده، از او سؤال نموده، گفتند: [19] «ای استاد، موسی به ما نوشت که هرگاه برادر کسی بمیرد و زنی باز گذاشته، اولادی نداشته باشد، برادرش زن او را بگیرد تا از برای برادر خود نسلی پیدا نماید. [20] پس هفت برادر بودند که نخستین، زنی گرفته، بمُرد و اولادی نگذاشت. [21] پس دوّمی او را گرفته، هم بیاولاد فوت شد و همچنین سومی. [22] تا آنکه آن هفت او را گرفتند و اولادی نگذاشتند و بعد از همه، زن فوت شد. [23] پس در روز قیامت چون برخیزند، زن کدامیک از ایشان خواهد بود از آن جهت که هر هفت، او را به زنی گرفته بودند؟» [24] عیسی در جواب ایشان گفت: «آیا گمراه نیستید از آنرو که کتب و قوّت خدا را نمیدانید؟ [25] زیرا هنگامی که از مردگان برخیزند، نه زن میگیرند و نه شوهر میکنند، بلکه مانند فرشتگان، در آسمان میباشند. [26] امّا در مورد مردگان که برمیخیزند، در کتاب موسی در متن مربوط به بوته نخواندهاید چگونه خدا او را خطاب کرده، گفت که: ‘منم خدای ابراهیم و خدای اسحاق و خدای یعقوب.’ [27] و او خدای مردگان نیست بلکه خدای زندگان است. پس شما بسیار گمراه شدهاید.»
یوحنا 10: 9-16 (انجیل قدیس)
[9] من در هستم هر که از من داخل گردد، نجات یابد و بیرون و درون خرامد و علوفه یابد. [10] دزد نمیآید مگر آنکه بدزدد و بکشد و هلاک کند. من آمدم تا ایشان حیات یابند و آن را به فراوانی حاصل کنند. [11] «من شبان نیکو هستم. شبان نیکو جان خود را در راه گوسفندان مینهد. [12] امّا مزدوری که شبان نیست و گوسفندان از آنِ او نمیباشند، چون بیند که گرگ میآید، گوسفندان را گذاشته، فرار میکند و گرگ گوسفندان را میگیرد و پراکنده میسازد. [13] مزدور میگریزد، چونکه مزدور است و به فکر گوسفندان نیست. [14] من شبان نیکو هستم و خاصّان خود را میشناسم و خاصّان من مرا میشناسند. [15] چنانکه پدر مرا میشناسد و من پدر را میشناسم و جان خود را در راه گوسفندان مینهم. [16] و مرا گوسفندان دیگر هست که از این آغل نیستند. باید آنها را نیز بیاورم و صدای مرا خواهند شنید و یک گله و یک شبان خواهند شد.
تقویم قدیم
یوحنا 10: 1-9 (انجیل صبح )
[1] «به راستی به شما میگویم، هر که از در به آغل گوسفند داخل نشود، بلکه از راه دیگر بالا رود، او دزد و راهزن است. [2] و امّا آنکه از در داخل شود، شبان گوسفندان است. [3] دربان در را برای او می گشاید و گوسفندان صدای او را می شنوند و گوسفندان خود را نام به نام میخواند و ایشان را بیرون میبرد. [4] و وقتی که گوسفندان خود را بیرون برد، پیش روی ایشان می رود و گوسفندان از عقب او میروند، زیرا که صدای او را میشناسند. [5] لیکن غریب را پیروی نمیکنند، بلکه از او میگریزند، زیرا که صدای غریبان را نمیشناسند.» [6] و این مثل را عیسی برای ایشان آورد، امّا ایشان نفهمیدند که چه چیز به ایشان میگوید. [7] آنگاه عیسی به ایشان باز گفت: «به راستی به شما میگویم که من دَرِ گوسفندان هستم. [8] تمامی کسانی که پیش از من آمدند، دزد و راهزن هستند، لیکن گوسفندان سخن ایشان را نشنیدند. [9] من در هستم هر که از من داخل گردد، نجات یابد و بیرون و درون خرامد و علوفه یابد.
اول یوحنا 2: 18- 3: 10
[18] ای بچّهها، این ساعت آخر است و چنانکه شنیدهاید که ‘ضدّمسیح’ میآید، اکنون هم ضدّمسیحان بسیار ظاهر شدهاند و از این میدانیم که ساعت آخر است. [19] از ما بیرون شدند، لیکن از ما نبودند، زیرا اگر از ما میبودند، با ما میماندند؛ لیکن بیرون رفتند تا آشکار شود که همه ایشان از ما نیستند. [20] و امّا شما از آن قدّوس، مسح را یافتهاید و هر چیز را میدانید. [21] ننوشتم به شما از این جهت که حقیقت را نمیدانید، بلکه از این رو که آن را میدانید و اینکه هیچ دروغ از حقیقت نیست. [22] دروغگو کیست جز آنکه مسیح بودن عیسی را انکار کند. آن ‘ضدّمسیح’ است که پدر و پسر را انکار مینماید. [23] کسی که پسر را انکار کند، پدر را هم ندارد و کسی که اعتراف به پسر نماید، پدر را نیز دارد. [24] و امّا شما آنچه از ابتدا شنیدید، در شما استوار بماند. زیرا اگر آنچه از اوّل شنیدید، در شما استوار بماند، شما نیز در پسر و در پدر استوار خواهید ماند. [25] و این است آن وعدهای که او به ما داده است، یعنی حیات جاودانی. [26] و این را به شما نوشتم دربارهٔ آنانی که شما را گمراه میکنند. [27] و امّا در شما آن مسح که از او یافتهاید، استوار است و نیاز ندارید که کسی شما را تعلیم دهد، بلکه چنانکه خود آن مسح شما را از همه چیز تعلیم میدهد و حقیقت است و دروغ نیست. پس به گونهای که شما را تعلیم داد، در او استوار میمانید. [28] الآن ای فرزندان در او استوار بمانید تا چون ظاهر شود، اعتماد داشته باشیم و در هنگام ظهورش از او شرمنده نباشیم. [29] اگر فهمیدهاید که او عادل است، پس میدانید که هر که عدالت را به جا آورد، از او تولّد یافته است.
[1] ملاحظه کنید چه نوع محبّت پدر به ما داده است تا فرزندان خدا خوانده شویم؛ و چنین هستیم و از این جهت دنیا ما را نمیشناسد، زیرا که او را نشناخت. [2] ای عزیزان، الآن فرزندان خدا هستیم و هنوز آشکار نشده است آنچه خواهیم بود؛ لیکن میدانیم که چون او ظاهر شود، مانند او خواهیم بود، زیرا او را چنانکه هست، خواهیم دید. [3] و هر کس که این امید را بر او دارد، خود را پاک میسازد، چنانکه او پاک است. [4] و هر که گناه را به عمل میآورد، به ضدّ شریعت عمل میکند، زیرا گناه مخالف شریعت است. [5] و میدانید که او ظهور کرد تا گناهان را بردارد و در او هیچ گناه نیست. [6] هر که در او استوار است، گناه نمیکند و هر که گناه میکند، او را ندیده است و نمیشناسد. [7] ای فرزندان، کسی شما را گمراه نکند؛ کسی که عدالت را به جا میآورد، عادل است چنانکه او عادل است. [8] و کسی که گناه میکند از ابلیس است، زیرا که ابلیس از ابتدا گناهکار بوده است. و از این جهت پسر خدا ظهور کرد تا کارهای ابلیس را پوچ سازد. [9] هر که از خدا مولود شده است، گناه نمیکند، زیرا تخم او در وی میماند و او نمیتواند گناهکار بوده باشد، زیرا که از خدا تولّد یافته است. [10] فرزندان خدا و فرزندان ابلیس از این آشکار میگردند. هر که عدالت را به جا نمیآورد، از خدا نیست و همچنین هر که برادر خود را محبّت نمینماید.
عبرانیان 7: 26- 8: 2 (رساله قدیس)
[26] زیرا که ما را چنین رئیس کاهنی شایسته است، قدّوس و بیآزار و بیعیب و از گناهکاران جدا شده و از آسمانها بلندتر گردیده، [27] که هر روز محتاج نباشد به مثال آن سران کاهنان که اوّل برای گناهان خود و بعد برای قوم قربانی بگذراند، چونکه این را یک بار فقط به جا آورد هنگامی که خود را به قربانی گذرانید. [28] از آن رو که شریعت مردمانی را که ضعفها دارند کاهن میسازد، لیکن کلام قسم که بعد از شریعت است، پسر را که تا به ابد کامل شده است.
[1] پس مقصود عمده از این کلام این است که برای ما چنین رئیس کاهنی هست که در آسمانها به دست راست تخت مقام عظمت نشسته است، [2] که خادم مکان اقدس و آن خیمه حقیقی است که خداوند آن را برپا نمود نه انسان.
مرقس 11: 1-11
[1] و چون نزدیک به اورشلیم به بِیتفاجی و بِیتعَنیا بر کوه زیتون رسیدند، دو نفر از شاگردان خود را فرستاده، [2] به ایشان گفت: «به این دهکدهای که پیش روی شما است بروید و چون وارد آن شدید، در دم کرّه الاغی را بسته خواهید یافت که تا به حال هیچ کس بر آن سوار نشده؛ آن را باز کرده، بیاورید. [3] و هرگاه کسی به شما گوید: ‘چرا چنین میکنید؟’ گویید: ‘خداوند به این احتیاج دارد؛ بیدرنگ آن را به اینجا خواهد فرستاد.’» [4] پس رفتند و در کوچهای بیرون در کرّهای بسته یافتند و آن را باز میکردند، [5] که بعضی از حاضرین به ایشان گفتند: «چه کار دارید که کرّه را باز میکنید؟» [6] آن دو نفر چنانکه عیسی فرموده بود، به ایشان گفتند. پس ایشان را اجازه دادند. [7] آنگاه کرّه را به نزد عیسی آورده، رخت خود را بر آن افکندند تا بر آن سوار شد. [8] و بسیاری رختهای خود و بعضی شاخهها از درختان بریده، بر راه گسترانیدند. [9] و آنانی که پیش و پس میرفتند، فریادکنان میگفتند: «هوشیعانا! مبارک باد کسی که به نام خداوند میآید. [10] مبارک باد پادشاهی پدر ما داوود که میآید! هوشیعانا در اوج آسمانها!» [11] و عیسی وارد اورشلیم شده، به معبد رفت و همه چیز را از نظر گذراند. چون وقت شام شد با آن دوازده به بِیتعَنیا رفت.
یوحنا 10: 9-16 (انجیل قدیس)
[9] من در هستم هر که از من داخل گردد، نجات یابد و بیرون و درون خرامد و علوفه یابد. [10] دزد نمیآید مگر آنکه بدزدد و بکشد و هلاک کند. من آمدم تا ایشان حیات یابند و آن را به فراوانی حاصل کنند. [11] «من شبان نیکو هستم. شبان نیکو جان خود را در راه گوسفندان مینهد. [12] امّا مزدوری که شبان نیست و گوسفندان از آنِ او نمیباشند، چون بیند که گرگ میآید، گوسفندان را گذاشته، فرار میکند و گرگ گوسفندان را میگیرد و پراکنده میسازد. [13] مزدور میگریزد، چونکه مزدور است و به فکر گوسفندان نیست. [14] من شبان نیکو هستم و خاصّان خود را میشناسم و خاصّان من مرا میشناسند. [15] چنانکه پدر مرا میشناسد و من پدر را میشناسم و جان خود را در راه گوسفندان مینهم. [16] و مرا گوسفندان دیگر هست که از این آغل نیستند. باید آنها را نیز بیاورم و صدای مرا خواهند شنید و یک گله و یک شبان خواهند شد.
مناسبت و قدیسین روز

قدیس یوحنا زریندهان، شیپور زرّین ارتدوکسی
یاد این فروغ کلیسا در ۱۳ نوامبر و ۳۰ ژانویه گرامی داشته میشود، اما در این روز کلیسا انتقال آثار مقدس او را از روستای کومانای گرجستان—جایی که در تبعید در آن آرام گرفته بود—به کونستانتینوپل، که پیشتر کلیسا را در آن رهبری میکرد، جشن میگیرد. سی سال پس از درگذشت قدیس یوحنا، پاتریارک پروکلوس، شاگرد و پدر روحانی او، موعظهای در یادبودش ایراد کرد. او چنان محبت مردم و امپراتور، تئودوسیوسِ جوان، را نسبت به این قدیس بزرگ برافروخت که همگان خواستار انتقال آثار زریندهان به کونستانتینوپل شدند. گفته میشود که تابوتِ حاوی آثار قدیس یوحنا زریندهان اجازه نمیداد از جای خود حرکت داده شود، تا آنکه امپراتور نامهای نوشت و از او طلب آمرزش کرد (زیرا مادرِ تئودوسیوس، اودوکسیا، مسئول تبعید این قدیس بود) و از او خواست به کونستانتینوپل، جایگاه پیشینش، بازگردد. هنگامی که این نامهٔ توبه بر تابوت نهاده شد، وزن آن بهطرزی شگفت سبک گشت. در هنگام انتقال آثار او، بسیاری از بیماران که تابوت را لمس کردند شفا یافتند. چون آثار به پایتخت رسید، امپراتور—به نام مادرش، چنانکه گویی خود او بر فراز آثار سخن میگفت—بار دیگر از قدیس طلب آمرزش کرد: «هنگامی که در این زندگی گذرا میزیستم، به تو بدی کردم؛ و اکنون که تو در زندگی نامیرا هستی، به جان من یاری رسان. جلال من گذشت و هیچ سودی به من نرساند. ای پدر، مرا یاری کن؛ در جلالت، پیش از آنکه در داوری مسیح محکوم شوم، مرا مدد رسان!» چون قدیس را به کلیسای دوازده رسول آوردند و بر تخت پاتریارکی نشاندند، انبوه مردم از دهان قدیس یوحنا زریندهان این سخن را شنیدند: «سلام بر همه.» انتقال آثار قدیس یوحنا زریندهان در سال ۴۳۸ روی داد.

قدیس مکرم تیتوس از صومعهٔ غارهای کییف
تیتوس در آغاز سرباز بود. هنگامی که در نبردی از ناحیهٔ سر زخمی شد، از جهان کناره گرفت و به صومعهٔ غارهای کییف رفت؛ در آنجا شفا یافت و سپس به رهبانیت درآمد. تیتوس وقت خود را در سوگواریِ پیوسته برای گناهان پیشینش میگذراند. پیش از مرگ، از طریق ظهوری آسمانی به او اعلام شد که همهٔ گناهانش آمرزیده شده است. آثار او در غارهای تئودوسیوس قرار دارد.
سرود ستایش
قدیس یوحنا زریندهان
قدیس یوحنا، شیپوری طلایی،
رحمت خدا را به بشریت بشارت داد –
رحمتی شگفتانگیز که حتی گناهکاران را دوست دارد؛
رحمتی حیرتآور که از طریق خورشید میدرخشد،
و با ماه، زمین را به حیرت میاندازد،
در گهوارۀ ستارگان تاب میخورد.
رحمتی مهیب از جلجتای خونین،
جایی که خدای مصلوب، گناه جهان را میبخشد.
رحمتی از ترس، بخشش و جلال،
رحمتی که فرشتگان از آن میسرایند،
که همه آفرینش از آن مینوشند،
که تنها قدیسین آن را جلال میدهند؛
رحمتی که مرهمی برای بیماران است،
شادی برای سادهدلان، حماقت برای کاتبان،
پادزهر برای مغروران و مجازات برای خودپسندان.
رحمت خدا، که همه آفرینش از آن لذت میبرند،
که مانند جریان هوا ریخته میشود؛
رحمتی که همه گناهان را میپوشاند:
چنین رحمتی – ناشناخته تا مسیح –
درخششی ابدی، از مسیح تابیده شد.
ای معلم رحمتِ خدا،
از خدا بخواه که گناهان ما را ببخشاید.
تأمل
روزه گرفتن چیز بزرگی است، اما محبت حتی بزرگتر است. اگر از طریق روزه، ارواح شیطانی بیرون رانده میشوند، هوسها رام میگردند، بدن آرام میشود و روح ثابت میگردد؛ سپس از طریق محبت، خدا در انسان ساکن میشود. خود خداوند روزه را به عنوان امری ضروری تأکید کرد، اما محبت را به عنوان فرمان اصلی، برجسته ساخت. در نیمه اول قرن نوزدهم، جلالالدین بیگ ،سلطانی مرتد و حاکمی مستقل در اوهرید حکومت میکرد. در آن زمان، کلیسا توسط متروپولیتن کالینیکوس اداره میشد. اگرچه از ادیان مختلف بودند، جلالالدین بیگ و کالینیکوس دوستان بسیار خوبی بودند و اغلب به دیدار یکدیگر میرفتند. اتفاق افتاد که جلالالدین بیگ بیست و پنج مسیحی را به دار آویختن محکوم کرد. قرار بود آنها در روز جمعه مقدس به دار آویخته شوند. متروپولیتن، کاملاً نگران، نزد جلالالدین بیگ رفت و شروع به التماس کرد که در حکم خود ملایمتر عمل کند. در حالی که آنها در حال گفتگو بودند، زمان ناهار فرا رسید و بیگ از متروپولیتن دعوت کرد تا ناهار بخورد. برای ناهار بره آماده شده بود. متروپولیتن عذرخواهی کرد و گفت که به دلیل روزه نمیتواند برای ناهار بماند و آماده رفتن شد. بیگ متأسف شد و به متروپولیتن گفت: “انتخاب کن – یا با من ناهار بخور و بیست و پنج مرد را از دار نجات ده، یا ناهار نخور و اجازه ده آنها به دار آویخته شوند.” متروپولیتن بر خود علامت صلیب رسم کرد و نشست تا غذا بخورد، و جلالالدین محکومان را از مجازات مرگ رها کرد.
تعمق
درباره خداوند عیسی به عنوان کاهن اعظم:
۱. کسی که به عنوان قربانی، تمام زمان زندگی خود بر روی زمین را به خدا تقدیم میکند؛
۲. کسی که به عنوان قربانی، هر کلمه، هر احساس، هر فکر، هر کار و هر اشک خود را به خدا تقدیم میکند؛
۳. کسی که در نهایت خود را به طور کامل به عنوان یک انسان، به نمایندگی از انسان، به خدا تقدیم میکند.
موعظه
— دربارهٔ سردرگمی کمایمانان —
این چه مردی است که حتی بادها
و دریا از او اطاعت میکنند؟
(متی ۸: ۲۷)
حواریان چنین از یکدیگر پرسیدند، زیرا هنوز خداوند عیسی را بهدرستی نمیشناختند، اما دیدند که چگونه دریا و بادهای طوفانی را آرام کرد: این چه مردی است که حتی بادها و دریا از او اطاعت میکنند؟ این همان کسی است که بادها و دریا را آفرید. پس چه معجزهای است اگر آفریدههای خودش از او اطاعت کنند؟ مگر تبر ابزار فرمانبردارِ دستِ آنکه آن را ساخته نیست؟ خداوند همهچیز را با کلام خویش آفرید؛ ازاینرو همهچیز از کلام او اطاعت میکند.
ای برادران، این چه مردی است؟ او کیست؟ این همان کسی است که پیشتر بادها را برمیانگیخت و آرام میساخت، و دریا را به تلاطم در میآورد و فرو مینشاند. این همان کسی است که امروز نیز چنین میکند. او بهعنوان انسان، در برابر انسانها ایستاد و بادِ متحرک و دریای افسارگسیخته را توبیخ کرد تا خرافات انسانها را برطرف سازد—اینکه بادها و دریا یا بهطور تصادفی کور یا بهوسیلهٔ نیرویی شیطانی به حرکت درمیآیند و آرام میشوند—و حقیقت را برای همیشه آشکار سازد که قدرتِ حکیمانه و سودمندِ خالق، همهٔ عناصر را مطابق تدبیر خویش هدایت و فرمان میدهد.
حواریان پرسیدند: «او کیست؟» ای حواریان مقدس، او پسرِ بیگناهِ خداست که نامش را در سراسر جهان منتشر خواهید کرد و بهخاطر نام او همچون برهها بهدست گرگها شکنجه و کشته خواهید شد. گرگها کیستند؟ گرگها کسانیاند که میپندارند باد خود حرکت می کند و دریا تنها از خود یا از شیطان به تلاطم درمی آید و آرام میشود. ای حواریان مقدس، شما که پرسیدید و پاسخِ راست را دریافتید و حقیقت را به سراسر جهان اعلام کردید، برای ما دعا کنید تا ما نیز توسط آن حقیقت روشن شویم.
ای خداوندِ حکیم و قادرمطلق، بادهای گناه را آرام کن و طوفانِ شهوات ناپاک و ناشایست ما را فرونشان.
جلال و ستایش تا ابد از آن تو باد. آمین.