27 فوریه (گریگوری) /12 مارس (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
اشعیا 3: 1-14

[1] زیرا اینک خداوند یهوه صبایوت پایه ورکن را از اورشلیم و یهودا، یعنی تمامی پایه نان و تمامی پایه آب را دور خواهد کرد، [2] وشجاعان و مردان جنگی و داوران و انبیا وفالگیران و مشایخ را، [3] و سرداران پنجاهه وشریفان و مشیران و صنعت گران ماهر و ساحران حاذق را. [4] و اطفال را بر ایشان حاکم خواهم ساخت و کودکان بر ایشان حکمرانی خواهندنمود. [5] و قوم مظلوم خواهند شد، هرکس ازدست دیگری و هرشخص از همسایه خویش. واطفال بر پیران و پستان بر شریفان تمرد خواهندنمود. [6] چون شخصی به برادر خویش در خانه پدرش متمسک شده، بگوید: «تو را رخوت هست پس حاکم ما شو و این خرابی در زیر دست تو باشد»، [7] در آن روز او آواز خود را بلند کرده، خواهد گفت: «من علاج کننده نتوانم شد زیرا درخانه من نه نان و نه لباس است پس مرا حاکم قوم مسازید.» [8] زیرا اورشلیم خراب شده و یهودامنهدم گشته است، از آن جهت که لسان و افعال ایشان به ضد خداوند میباشد تا چشمان جلال اورا به ننگآورند. [9] سیمای رویهای ایشان به ضدایشان شاهد است و مثل سدوم گناهان خود رافاش کرده، آنها را مخفی نمی دارند. وای برجانهای ایشان زیرا که به جهت خویشتن شرارت را بعمل آوردهاند. [10] عادلان را بگویید که ایشان را سعادتمندی خواهد بود زیرا از ثمره اعمال خویش خواهند خورد. [11] وای بر شریران که ایشان را بدی خواهد بود چونکه مکافات دست ایشان به ایشان کرده خواهد شد. [12] و اما قوم من، کودکان بر ایشان ظلم میکنند و زنان بر ایشان حکمرانی مینمایند. ای قوم من، راهنمایان شماگمراه کنندگانند و طریق راههای شما را خراب میکنند. [13] خداوند برای محاجه برخاسته و به جهت داوری قومها ایستاده است. [14] خداوند بامشایخ قوم خود و سروران ایشان به محاکمه درخواهد آمد، زیرا شما هستید که تاکستانها راخوردهاید و غارت فقیران در خانه های شمااست.

پیدایش 2: 20-3: 20

[20] پس آدم همه بهایم و پرندگان آسمان و همه حیوانات صحرا را نام نهاد. لیکن برای آدم معاونی موافق وی یافت نشد. [21] و خداوند خدا، خوابی گران بر آدم مستولی گردانید تا بخفت، و یکی از دنده هایش راگرفت و گوشت در جایش پر کرد. [22] و خداوندخدا آن دنده را که از آدم گرفته بود، زنی بنا کرد ووی را به نزد آدم آورد. [23] و آدم گفت: «همانااینست استخوانی از استخوانهایم و گوشتی ازگوشتم، از این سبب “نسا” نامیده شود زیرا که ازانسان گرفته شد.» [24] از این سبب مرد پدر و مادرخود را ترک کرده، با زن خویش خواهد پیوست ویک تن خواهند بود. [25] و آدم و زنش هر دو برهنه بودند و خجلت نداشتند.
[1] و مار از همه حیوانات صحرا که خداوندخدا ساخته بود، هشیارتر بود. و به زن گفت: «آیا خدا حقیقت گفته است که از همه درختان باغ نخورید؟» [2] زن به مار گفت: «از میوه درختان باغ میخوریم، [3] لکن از میوه درختی که در وسط باغ است، خدا گفت از آن مخورید و آن را لمس مکنید، مبادا بمیرید.» [4] مار به زن گفت: «هر آینه نخواهید مرد، [5] بلکه خدا میداند درروزی که از آن بخورید، چشمان شما باز شود ومانند خدا عارف نیک و بد خواهید بود.» [6] و چون زن دید که آن درخت برای خوراک نیکوست وبنظر خوشنما و درختی دلپذیر دانش افزا، پس ازمیوهاش گرفته، بخورد و به شوهر خود نیز داد و اوخورد. [7] آنگاه چشمان هر دو ایشان باز شد وفهمیدند که عریانند. پس برگهای انجیر به هم دوخته، سترها برای خویشتن ساختند. [8] و آواز خداوند خدا را شنیدند که در هنگام وزیدن نسیم نهار در باغ میخرامید، و آدم و زنش خویشتن را از حضور خداوند خدا در میان درختان باغ پنهان کردند. [9] و خداوند خدا آدم راندا درداد و گفت: «کجا هستی؟» [10] گفت: «چون آوازت را در باغ شنیدم، ترسان گشتم، زیرا که عریانم. پس خود را پنهان کردم.» [11] گفت: «که تورا آگاهانید که عریانی؟ آیا از آن درختی که تو راقدغن کردم که از آن نخوری، خوردی؟» [12] آدم گفت: «این زنی که قرین من ساختی، وی از میوه درخت به من داد که خوردم.» [13] پس خداوندخدا به زن گفت: «این چهکار است که کردی؟» زن گفت: «مار مرا اغوا نمود که خوردم.» [14] پس خداوند خدا به مار گفت: «چونکه این کار کردی، از جمیع بهایم و از همه حیوانات صحرا ملعون تر هستی! بر شکمت راه خواهی رفت و تمام ایام عمرت خاک خواهی خورد. [15] وعداوت در میان تو و زن، و در میان ذریت تو و ذریت وی میگذارم؛ او سر تو را خواهد کوبید وتو پاشنه وی را خواهی کوبید.» [16] و به زن گفت: «الم و حمل تو را بسیار افزون گردانم؛ با الم فرزندان خواهی زایید و اشتیاق تو به شوهرت خواهد بود و او بر تو حکمرانی خواهد کرد.» [17] و به آدم گفت: «چونکه سخن زوجه ات راشنیدی و از آن درخت خوردی که امرفرموده، گفتم از آن نخوری، پس بسبب توزمین ملعون شد، و تمام ایام عمرت از آن بارنج خواهی خورد. [18] خار و خس نیز برایت خواهد رویانید و سبزه های صحرا را خواهی خورد، [19] و به عرق پیشانی ات نان خواهی خوردتا حینی که به خاک راجع گردی، که از آن گرفته شدی زیرا که تو خاک هستی و به خاک خواهی برگشت.» [20] و آدم زن خود را حوا نام نهاد، زیرا که اومادر جمیع زندگان است.

امثال 3: 19-34

[19] خداوند به حکمت خود زمین را بنیاد نهاد، و به عقل خویش آسمان را استوار نمود. [20] به علم او لجهها منشق گردید، و افلاک شبنم رامی چکانید. [21] ای پسر من، این چیزها از نظر تودور نشود. حکمت کامل و تمیز را نگاه دار. [22] پس برای جان تو حیات، و برای گردنت زینت خواهد بود. [23] آنگاه در راه خود به امنیت سالک خواهی شد، و پایت نخواهد لغزید. [24] هنگامی که بخوابی، نخواهی ترسید و چون دراز شوی خوابت شیرین خواهد شد. [25] از خوف ناگهان نخواهی ترسید، و نه از خرابی شریران چون واقع شود. [26] زیرا خداوند اعتماد تو خواهد بود و پای تو را از دام حفظ خواهد نمود. [27] احسان را ازاهلش باز مدار، هنگامی که بجا آوردنش در قوت دست توست. [28] به همسایه خود مگو برو وبازگرد، و فردا به تو خواهم داد، با آنکه نزد توحاضر است. [29] بر همسایه ات قصد بدی مکن، هنگامی که او نزد تو در امنیت ساکن است. [30] باکسیکه به تو بدی نکرده است، بیسبب مخاصمه منما. [31] بر مرد ظالم حسد مبر وهیچکدام از راههایش را اختیار مکن. [32] زیراکج خلقان نزد خداوند مکروهند، لیکن سر او نزدراستان است، [33] لعنت خداوند بر خانه شریران است. اما مسکن عادلان را برکت میدهد. [34] یقین که مستهزئین را استهزا مینماید، اما متواضعان رافیض میبخشد.

تقویم قدیم
یوحنا 10: 1-9 (انجیل صبح)

[1] «آمین آمین به شما میگویم هرکه از دربه آغل گوسفند داخل نشود، بلکه از راه دیگر بالا رود، او دزد و راهزن است. [2] و اما آنکه از در داخل شود، شبان گوسفندان است. [3] دربان بجهت او میگشاید و گوسفندان آواز او رامی شنوند و گوسفندان خود را نام بنام میخواند وایشان را بیرون میبرد. [4] و وقتی که گوسفندان خود را بیرون برد، پیش روی ایشان میخرامد وگوسفندان از عقب او میروند، زیرا که آواز او رامی شناسند. [5] لیکن غریب را متابعت نمی کنند، بلکه از او میگریزند زیرا که آواز غریبان رانمی شناسند.» [6] و این مثل را عیسی برای ایشان آورد، اماایشان نفهمیدند که چه چیز بدیشان میگوید. [7] آنگاه عیسی بدیشان بازگفت: «آمین آمین به شما میگویم که من در گوسفندان هستم. [8] جمیع کسانی که پیش از من آمدند، دزد و راهزن هستند، لیکن گوسفندان سخن ایشان را نشنیدند. [9] من درهستم هرکه از من داخل گردد نجات یابد و بیرون و درون خرامد و علوفه یابد.

اشعیا 11: 10-12: 2

[10] و در آن روز واقع خواهد شد که ریشه یسی به جهت علم قومها برپا خواهد شد و امت هاآن را خواهند طلبید و سلامتی او با جلال خواهدبود. [11] و در آن روز واقع خواهد گشت که خداوند بار دیگر دست خود را دراز کند تا بقیه قوم خویش را که از آشور و مصر و فتروس وحبش و عیلام و شنعار و حمات و از جزیره های دریا باقیمانده باشند باز آورد. [12] و به جهت امتها علمی برافراشته، رانده شدگان اسرائیل را جمع خواهد کرد، وپراکندگان یهودا را از چهار طرف جهان فراهم خواهد آورد. [13] و حسد افرایم رفع خواهد شد ودشمنان یهودا منقطع خواهند گردید. افرایم بریهودا حسد نخواهد برد و یهودا افرایم را دشمنی نخواهد نمود. [14] و بهجانب مغرب بر دوش فلسطینیان پریده، بنی مشرق را با هم غارت خواهند نمود. و دست خود را بر ادوم و موآب دراز کرده، بنی عمون ایشان را اطاعت خواهندکرد. [15] و خداوند زبانه دریای مصر را تباه ساخته، دست خود را با باد سوزان بر نهر درازخواهد کرد، و آن را با هفت نهرش خواهد زد ومردم را با کفش به آن عبور خواهد داد. [16] و به جهت بقیه قوم او که از آشور باقیمانده باشند شاه راهی خواهد بود. چنانکه به جهت اسرائیل در روز برآمدن ایشان از زمین مصربود.

[1] و در آن روز خواهی گفت که «ای خداوند تو را حمد میگویم زیرا به من غضبناک بودی اما غضبت برگردانیده شده، مراتسلی میدهی. [2] اینک خدا نجات من است بر اوتوکل نموده، نخواهم ترسید. زیرا یاه یهوه قوت وتسبیح من است و نجات من گردیده است.»

پیدایش 7: 11-8: 3

[11] و در سال ششصد از زندگانی نوح، در روزهفدهم از ماه دوم، در همان روز جمیع چشمه های لجه عظیم شکافته شد، و روزنهای آسمان گشوده. [12] و باران، چهل روز و چهل شب بر روی زمین میبارید. [13] در همان روز نوح وپسرانش، سام و حام و یافث، و زوجه نوح و سه زوجه پسرانش، با ایشان داخل کشتی شدند. [14] ایشان و همه حیوانات به اجناس آنها، و همه بهایم به اجناس آنها، و همه حشراتی که بر زمین میخزند به اجناس آنها، و همه پرندگان به اجناس آنها، همه مرغان و همه بالداران. [15] دودواز هر ذی جسدی که روح حیات دارد، نزد نوح به کشتی درآمدند. [16] و آنهایی که آمدند نر و ماده از هر ذی جسد آمدند، چنانکه خدا وی را امرفرموده بود. و خداوند در را از عقب او بست. [17] و طوفان چهل روز بر زمین میآمد، و آب همی افزود و کشتی را برداشت که از زمین بلندشد. [18] و آب غلبه یافته، بر زمین همی افزود، وکشتی بر سطح آب میرفت. [19] و آب بر زمین زیاد و زیاد غلبه یافت، تا آنکه همه کوههای بلندکه زیر تمامی آسمانها بود، مستور شد. [20] پانزده ذراع بالاتر آب غلبه یافت و کوهها مستور گردید. [21] و هر ذی جسدی که بر زمین حرکت میکرد، ازپرندگان و بهایم و حیوانات و کل حشرات خزنده بر زمین، و جمیع آدمیان، مردند. [22] هرکه دم روح حیات در بینی او بود، از هرکه در خشکی بود، مرد. [23] و خدا محو کرد هر موجودی را که برروی زمین بود، از آدمیان و بهایم و حشرات وپرندگان آسمان، پس از زمین محو شدند. و نوح باآنچه همراه وی در کشتی بود فقط باقی ماند. [24] وآب بر زمین صد و پنجاه روز غلبه مییافت.

[1] بهایمی را که با وی در کشتی بودند، بیادآورد. و خدا بادی بر زمین وزانید و آب ساکن گردید. [2] و چشمه های لجه و روزنهای آسمان بسته شد، و باران از آسمان باز ایستاد. [3] و آب رفته رفته از روی زمین برگشت. و بعد از انقضای صد و پنجاه روز، آب کم شد،

امثال 10: 1-22

[1] امثال سلیمان: پسر حکیم پدر خود رامسرور میسازد، اما پسر احمق باعث حزن مادرش میشود. [2] گنجهای شرارت منفعت ندارد، اما عدالت از موت رهایی میدهد. [3] خداوند جان مرد عادل را نمی گذارد گرسنه بشود، اما آرزوی شریران را باطل میسازد. [4] کسیکه بهدست سست کار میکند فقیرمی گردد، اما دست چابک غنی میسازد. [5] کسیکه در تابستان جمع کند پسر عاقل است، اما کسیکه در موسم حصاد میخوابد، پسر شرمآورنده است. [6] بر سر عادلان برکتها است، اما ظلم دهان شریران را میپوشاند. [7] یادگار عادلان مبارک است، اما اسم شریران خواهد گندید. [8] دانادل، احکام را قبول میکند، اما احمق پرگو تلف خواهد شد. [9] کسیکه به راستی راه رود، در امنیت سالک گردد، و کسیکه راه خود را کج میسازد آشکارخواهد شد. [10] هرکه چشمک میزند الم میرساند، امااحمق پرگو تلف میشود. [11] دهان عادلان چشمه حیاتاست، اما ظلم دهان شریران را میپوشاند. [12] بغض نزاعها میانگیزاند، اما محبت هر گناه را مستور میسازد. [13] در لبهای فطانت پیشگان حکمت یافت میشود، اما چوب به جهت پشت مردناقص العقل است. [14] حکیمان علم را ذخیره میکنند، اما دهان احمق نزدیک به هلاکت است. [15] اموال دولتمندان شهر حصاردار ایشان میباشد، اما بینوایی فقیران هلاکت ایشان است. [16] عمل مرد عادل مودی به حیاتاست، امامحصول شریر به گناه میانجامد. [17] کسیکه تادیب را نگاه دارد در طریق حیاتاست، اما کسیکه تنبیه را ترک نماید گمراه میشود. [18] کسیکه بغض را میپوشاند دروغگومی باشد. کسیکه بهتان را شیوع دهد احمق است. [19] کثرت کلام از گناه خالی نمی باشد، اما آنکه لبهایش را ضبط نماید عاقل است. [20] زبان عادلان نقره خالص است، اما دل شریران لاشی ء میباشد. [21] لبهای عادلان بسیاری را رعایت میکند، اما احمقان از بیعقلی میمیرند. [22] برکت خداوند دولتمند میسازد، و هیچ زحمت بر آن نمی افزاید.

عبرانیان 13: 17-21 (رساله،قدیس)

[17] مرشدان خود را اطاعت و انقیاد نمایید زیراکه ایشان پاسبانی جانهای شما را میکنند، چونکه حساب خواهند داد تا آن را به خوشی نه به ناله بهجا آورند، زیرا که این شما را مفید نیست. [18] برای ما دعا کنید زیرا ما را یقین است که ضمیر خالص داریم و میخواهیم در هر امر رفتارنیکو نماییم. [19] و بیشتر التماس دارم که چنین کنید تا زودتر به نزد شما باز آورده شوم. [20] پس خدای سلامتی که شبان اعظم گوسفندان یعنی خداوند ما عیسی را به خون عهدابدی از مردگان برخیزانید، [21] شما را در هر عمل نیکو کامل گرداناد تا اراده او را بهجا آورید وآنچه منظور نظر او باشد، در شما بعمل آوردبوساطت عیسی مسیح که او را تا ابدالاباد جلال باد. آمین.

یوحنا 10: 9-16 (انجیل،قدیس)

[9] من درهستم هرکه از من داخل گردد نجات یابد و بیرون و درون خرامد و علوفه یابد. [10] دزد نمی آید مگرآنکه بدزدد و بکشد و هلاک کند. من آمدم تاایشان حیات یابند و آن را زیادتر حاصل کنند. [11] «من شبان نیکو هستم. شبان نیکو جان خودرا در راه گوسفندان مینهد. [12] اما مزدوری که شبان نیست و گوسفندان از آن او نمی باشند، چون بیند که گرگ میآید، گوسفندان را گذاشته، فرار میکند و گرگ گوسفندان را میگیرد وپراکنده میسازد. [13] مزدور میگریزد چونکه مزدور است و به فکر گوسفندان نیست. [14] من شبان نیکو هستم و خاصان خود را میشناسم وخاصان من مرا میشناسند. [15] چنانکه پدر مرامی شناسد و من پدر را میشناسم و جان خود رادر راه گوسفندان مینهم. [16] و مرا گوسفندان دیگر هست که از این آغل نیستند. باید آنها را نیزبیاورم و آواز مرا خواهند شنید و یک گله و یک شبان خواهند شد.

مناسبت و قدیسین روز

قدیس پروکوپیوسِ مکرم از دکاپولیس

این قدیس از دکاپولیس در کنار دریای جلیل بود و از همین رو او را «دکاپولیتی» می‌نامیدند. او از جوانی خود را وقف زندگی زاهدانه کرد و همه ریاضت‌های مقرر را که به‌واسطه آن‌ها دل پاک می‌شود و روح به سوی خدا تعالی می‌یابد، به‌جا آورد. هنگامی که لئوی شریرِ ایسوری آغاز به آزار شمایل‌ها و شمایل‌پرستان کرد، پروکوپیوس در دفاع از آنان برخاست. او نشان داد که تکریم شمایل‌ها بت‌پرستی نیست، زیرا مسیحیان می‌دانند که با تعظیم در برابر شمایل‌ها، نه به ماده‌ای بی‌جان، بلکه به قدیسان زنده‌ای که در شمایل‌ها به تصویر کشیده شده‌اند، تعظیم می‌کنند. به سبب این امر، پروکوپیوس دستگیر شد و به‌طرزی بی‌رحمانه شکنجه گشت، تازیانه خورد و با برس آهنین خراشیده شد.
وقتی امپراتور شریر لئو در جسم کشته شد—زیرا پیش‌تر روح خود را از دست داده بود—شمایل‌ها در کلیساها بازگردانده شدند و پروکوپیوس به صومعه‌اش بازگشت و باقی روزهای خود را در آرامش سپری کرد. در کهنسالی، به پادشاهی خدا منتقل شد؛ جایی که با شادی به فرشتگان و قدیسان زنده می‌نگرد، همانانی که تصاویرشان را بر شمایل‌ها در زمین تکریم می‌کرد. او در قرن نهم به‌سلامت درگذشت.

قدیس تالِلائوسِ مکرم

تاللائوس زاهدی سوری بود. در آغاز در صومعهٔ قدیس ساوا مقدس در نزدیکی اورشلیم اقامت داشت، اما بعدها در گورستانی بت‌پرستانه که به ظهور ارواح شریر و هیولاها معروف بود، ساکن شد. برای غلبه بر ترس درون خود از طریق ایمان به خدا، تاللائوس در این گورستان ساکن گردید و سال‌های بسیاری را در آنجا گذراند و هم در روز و هم در شب، هجوم‌های فراوان ارواح شریر را تحمل کرد. به سبب ایمان عظیم و محبتش به خدا، خداوند عطیهٔ انجام معجزات را به او بخشید و او به‌واسطهٔ آن، خیر فراوانی به بیماران و رنج‌دیدگان رساند. او حدود سال ۴۶۰ درگذشت.

قدیس تیتوسِ مکرم از صومعهٔ غارهای کی‌یف

تیتوس کاهن بود و محبتی صادقانه به دیاکن اِواگریوس داشت، همچون محبت برادری به برادر دیگر. اما هرچند محبتشان در آغاز بسیار بود، بعدها به دشمنی و نفرتی دوطرفه تبدیل شد که شیطان آن را کاشته بود. آنان چنان از یکدیگر نفرت داشتند که وقتی یکی در کلیسا بخور می‌داد، دیگری روی برمی‌گرداند و از کلیسا بیرون می‌رفت. تیتوس بارها کوشید با مخالف خود آشتی کند، اما بی‌ثمر بود. تیتوس بیمار شد و همه گمان می‌کردند که در شُرف مرگ است. او التماس کرد اِواگریوس را نزدش بیاورند تا او را ببخشد. به زور، اِواگریوس را به کنار بستر تیتوس کشاندند، اما اِواگریوس خود را رها کرد و گریخت و گفت که تیتوس را نه در این جهان و نه در جهان دیگر نخواهد بخشید. به محض گفتن این سخن، بر زمین افتاد و جان داد. تیتوس سالم از بستر برخاست و شرح داد که چگونه شیاطین پیرامون او پرسه می‌زدند تا زمانی که اِواگریوس را بخشید. وقتی او را بخشید، شیاطین گریختند و به اِواگریوس حمله کردند و فرشتگان خدا گرد تیتوس را فرا گرفتند. تیتوس در سال ۱۱۹۰ درگذشت.

قدیس استفانِ مکرم

در آغاز، استفان از کارگزاران دربار امپراتور موریس بود. سپس خدمت دربار را ترک کرد و به‌سبب محبت به مسیح، آسایشگاهی خیریه برای سالمندان در کونستانتینوپل بنا نمود. او در سال ۶۱۴ در آرامش درگذشت.

شهید مقدس جولیان

جولیان چنان از نقرس رنج می‌برد که نه می‌توانست بایستد و نه راه برود. به سبب ایمانش به مسیح، او را بر تختی نزد قاضی آوردند. او به همراه شاگردش کرونیون، در اسکندریه و در دوران حکومت امپراتور دِکیوس، زنده در آتش سوزانده شد.


سرود ستایش

بخشش

تا خدا ما را بیامرزد، بیایید انسان‌ها را ببخشیم.
همهٔ ما در این زمین، میهمانانی موقتی هستیم.
روزه و دعای طولانی بیهوده است
اگر بدون بخشش و رحمت راستین باشد.
خدا پزشک حقیقی است؛ گناهان جذام‌اند.
هر که را خدا پاک می‌کند، همان را نیز جلال می‌بخشد.
هر عمل رحیمانهٔ انسان‌ها را خدا با رحمت پاداش می‌دهد.
آن‌که گناه را با گناه پاسخ دهد، بی‌رحمت هلاک می‌شود.
چرک با چرک از زخم‌های عفونی پاک نمی‌گردد،
و تاریکیِ سیاهچال با تاریکی رانده نمی‌شود،
بلکه مرهم پاک زخم چرکین را شفا می‌دهد،
و نور، تاریکیِ سیاهچال را می‌پراکند.
برای سخت‌زخمیان، رحمت چون مرهم است؛
همچون مشعل، همه از رحمت شادمان می‌شوند.
دیوانه می‌گوید: «من به رحمت نیاز ندارم!»
اما آنگاه که درماندگی بر او چیره می‌شود، فریاد رحمت برمی‌آورد!
انسان‌ها در رحمت خدا شست‌وشو می‌کنند،
و همان رحمت خدا ما را به زندگی بیدار می‌سازد!
تا خدا ما را بیامرزد، بیایید انسان‌ها را ببخشیم،
همهٔ ما در این زمین، میهمانانی موقتی هستیم.


تأمل

هر زمان که ما خارج از فیض خدا هستیم، خارج از خود هستیم و در مقایسه با طبیعتِ پر از فیض خود، وضعیت بهتری نسبت به یک فرد دیوانه در مقایسه با یک فرد به اصطلاح سالم نداریم. تنها یک فرد متبرک، یک فرد طبیعی است، یعنی فردی با طبیعت بالاتر و دست‌نخورده، که در آن فیض خدا حکومت و هدایت می‌کند. قدیس سیمئون الهی‌دان نوین می‌گوید: “یک چراغ، حتی اگر پر از روغن باشد و فتیله‌ای داشته باشد، اگر با آتش روشن نشود، کاملاً تاریک باقی می‌ماند. همین‌طور است با روحی که در ظاهر با تمام فضایل آراسته شده است، اگر نور و فیض روح القدس را نداشته باشد، خاموش و تاریک است.” (موعظه، شماره ۵۹). همان‌گونه که رسول بزرگ نیز می‌گوید: “اما به فیض خدا من آنچه هستم، هستم” (اول قرنتیان ۱۵ :۱۰). اما بدون فیض بودن به معنای دوری از خدا و دوری از واقعیت وجود فردی ماست. وجود ما، شخصیت ما، واقعیت ما را تأیید می‌کند و تنها در نزدیکی خدا و توسط خدا به کمال می‌رسد. به همین دلیل است که ما باید به گناهکاران مانند بیماران نگاه کنیم: مانند سایه‌های ضعیف، بدون واقعیت و بدون عقل.


تعمق

تعمق درباره خداوند عیسی به عنوان تاک “من تاک حقیقی هستم” (یوحنا ۱۵ :۱):

۱. به عنوان تاکی که شاخه‌های پرثمرِ زیادی در تصاویر قدیسین از آن جوانه زد؛
۲. به عنوان تاکی که با شیره‌ی خود، خون خود، تمام شاخه‌های روی خود را آبیاری و تغذیه می‌کند؛
۳. به عنوان تاکی که کلیسای الهی از آن بر روی زمین و در آسمان‌ها شاخه زد؛
۴. به عنوان تاکی که حتی من نباید شاخه‌ی زندگی خود را از آن جدا کنم.


موعظه

-درباره‌ی قدرت رستاخیزدهنده‌ی بدن-

“این معبد را خراب کنید و در سه روز آن را برپا خواهم کرد” (یوحنا ۲ :۱۹).

در اینجا خداوند ما درباره‌ی معبد بدن خود صحبت می‌کند. این بدن را خراب کنید و در سه روز آن را برپا خواهم کرد! این را کسی می‌گوید که قدرت خود را می‌داند و بر اساس قدرت خود، کلمات خود را عملی می‌کند. زیرا بدن او خراب شد، شکسته شد، سوراخ شد، دفن شد و برای سه روز در تاریکی پوشیده شد. و در روز سوم، او آن را برپا کرد؛ آن را نه تنها از قبر بر روی زمین برپا کرد، بلکه آن را به آسمان‌ها بالا برد. و بنابراین، او کلمه را گفت و کلمه‌ی او به حقیقت پیوست.

خداوند به یهودیان نشانه‌ای داد، زیرا آنها از او نشانه‌ای می‌خواستند. و هنگامی که او به آنها نشانه‌ای داد، که هیچ‌کس قبل از او قادر به انجام آن نبود، آنها به او ایمان نیاوردند، بلکه گیج و ترسیده، به نگهبانان جلجتا رشوه دادند تا قسم دروغ بخورند و دروغی را اعلام کنند که این نشانه‌ی معجزه‌آسا رخ نداده است، بلکه شاگردان او بدن او را از قبر دزدیده‌اند!

هیچ نشانه‌ای به کسانی که نمی‌خواهند ایمان بیاورند کمک نمی‌کند. یهودیان با چشمان خود شاهد معجزات زیادی از مسیح بودند، اما با این حال نمی‌خواستند ایمان بیاورند، بلکه درباره‌ی توجیه بی‌ایمانی خود صحبت کردند و گفتند که او این معجزات را “به واسطهٔ رئیس دیوها، انجام میدهد!” (متی ۹ :۳۴). هر کس که نمی‌خواهد به خوبی ایمان بیاورد، تمام نشانه‌هایی که آسمان می‌تواند بدهد به او کمک نخواهد کرد. قلبی پر از شر سخت‌تر از گرانیت است. ذهنی که توسط گناه تاریک شده است، نمی‌تواند توسط تمام نور آسمان روشن شود، که نور آن از هزاران خورشید بیشتر است.

وقتی انسان شر را از قلب خود بیرون می‌راند و ذهن خود را از تاریکی گناه نجات می‌دهد، آنگاه نشانه‌های زیادی را می‌بیند که خدا به کسانی که می‌خواهند ایمان بیاورند می‌دهد – تا ببینند و ایمان بیاورند.

ای برادران من، بیایید بر ضد رحمت خدا گناه نکنیم و به شر یهودیان تسلیم نشویم. ای برادران من، تمام نشانه‌ها قبلاً داده شده‌اند، و آنها همه مانند ستارگان در آسمان می‌درخشند، برای همه‌ی کسانی که قلبی نیک و ذهنی درست‌اندیش دارند.

جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد. آمین.

error: Content is protected !!