آیات روز
تقویم جدید
یوحنا 20:11-18(انجیل صبح)
یوحنا 20:11-18[11] امّا مریم بیرون قبر، گریان ایستاده بود و چون میگریست به سوی قبر خم شده، [12] دو فرشته را که لباس سفید در بر داشتند، یکی به طرف سر و دیگری به جانب پاها، در جایی که بدن عیسی گذارده بود، نشسته دید. [13] ایشان به او گفتند: «ای زن، برای چه گریانی؟» به ایشان گفت: «خداوند مرا بردهاند و نمیدانم او را کجا گذاردهاند.» [14] چون این را گفت، به عقب ملتفت شده، عیسی را ایستاده دید، لیکن نشناخت که عیسی است. [15] عیسی به او گفت: «ای زن، برای چه گریانی؟ که را میجویی؟» چون او گمان کرد که باغبان است، به او گفت: «ای آقا، اگر تو او را برداشتهای، به من بگو او را کجا گذاردهای تا من او را بردارم.» [16] عیسی به او گفت: «ای مریم!» او برگشته، گفت: «رَبّونی!» (یعنی ‘ای استاد’) [17] عیسی به او گفت: «مرا لمس مکن، زیرا که هنوز نزد پدر خود بالا نرفتهام. و لیکن نزد برادران من رفته، به ایشان بگو که نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما میروم.» [18] مریم مَجدَلیه آمده، شاگردان را خبر داد که «خداوند را دیدم و به من چنین گفت.»
اوّل قرنتیان 1:10-18
[10] لیکن ای برادران، از شما خواهش دارم به نام خداوند ما عیسی مسیح که همه یک سخن گویید و نفاق در میان شما نباشد، بلکه در یک فکر و یک رأی متحد شوید. [11] زیرا که ای برادران من، از اهل خانهٔ خلوئی دربارهٔ شما خبر به من رسید که نزاعها در میان شما پیدا شده است. [12] مقصود اینکه هر یکی از شما میگوید که «من از پولس هستم» و «من از اپلس» و «من از کیفا» و «من از مسیح». [13] آیا مسیح تقسیم شد؟ یا پولس در راه شما مصلوب گردید؟ یا به نام پولس تعمید یافتید؟ [14] خدا را شکر میکنم که هیچ یکی از شما را تعمید ندادم، جز کریسپُس و گایوس، [15] که مبادا کسی گوید که به نام خود تعمید دادم. [16] و خاندان استیفان را نیز تعمید دادم و دیگر یاد ندارم که کسی را تعمید داده باشم. [17] زیرا که مسیح مرا فرستاد، نه تا تعمید دهم، بلکه تا مژده رسانم؛ نه به حکمت کلام، مبادا قدرت صلیب مسیح باطل شود. [18] زیرا پیام صلیب برای هالکان حماقت است، لیکن نزد ما که ناجیان هستیم، قوت خداست.
فیلیپیان 3:7-14 (رساله، قدیس)
[7] امّا آنچه مرا سود میبود، آن را به خاطر مسیح زیان دانستم. [8] بلکه همه چیز را نیز به خاطر ارزش برتر شناخت خداوند خود مسیح عیسی زیان میدانم که به خاطر او همه چیز را زیان کردم و فضله شمردم تا مسیح را دریابم. [9] و در وی یافت شوم نه با عدالت خود که از شریعت است، بلکه با آن که از طریق ایمان به مسیح حاصل میآید، یعنی عدالتی که از خدا و بر اساس ایمان است. [10] و تا او را و قوت زنده شدن وی را و شراکت در رنجهای او را بشناسم و با مرگ وی مشابه گردم، [11] تا به هر طریق به زنده شدن از مردگان برسم. [12] نه اینکه تا به حال به چنگ آورده یا تا به حال کامل شده باشم، ولی در پی آن میکوشم بلکه شاید آن را به دست آورم که برای آن مسیح عیسی نیز مرا به دست آورد. [13] ای برادران، گمان نمیبرم که من به دست آوردهام؛ لیکن یک چیز میکنم که آنچه در عقب است فراموش کرده و به سوی آنچه در پیش است، خود را کشیده، [14] در پی مقصد میکوشم به خاطر جایزهٔ دعوت والای خدا که در مسیح عیسی است.
متّی 14:14-22
[14] پس عیسی بیرون آمده، گروهی بسیار دیده، بر ایشان رحم فرمود و بیماران ایشان را شفا داد. [15] و در وقت عصر، شاگردانش نزد وی آمده، گفتند: «این مکان دورافتاده است و وقت الان گذشته. پس این گروه را مرخص فرما تا به دهات رفته برای خود غذا بخرند.» [16] عیسی ایشان را گفت: «احتیاج به رفتن ندارند. شما ایشان را غذا دهید.» [17] به او گفتند: «در اینجا جز پنج نان و دو ماهی نداریم!» [18] گفت: «آنها را اینجا به نزد من بیاورید!» [19] و به آن جماعت فرمود تا بر سبزه نشستند و پنج نان و دو ماهی را گرفته، به سوی آسمان نگریسته، برکت داد و نان را پاره کرده، به شاگردان داد و شاگردان به آن جماعت. [20] و همه خورده، سیر شدند و از پارههای باقی مانده دوازده سبد پر کرده، برداشتند. [21] و خورندگان به جز زنان و کودکان قریب به پنج هزار مرد بودند. (متّی 14:22-33 ؛ مَرقُس 6:45-51؛ یوحنا 6:15-21) [22] بیدرنگ عیسی شاگردان خود را اصرار نمود تا به قایق سوار شده، پیش از وی به کناره دیگر روانه شوند تا آن گروه را مرخص کند.
مَرقُس 10:29-31 ,42-45 (انجیل،قدیس )
[29] عیسی جواب فرمود: «به راستی به شما میگویم کسی نیست که خانه یا برادران یا خواهران یا پدر یا مادر یا زن یا اولاد یا املاک را به خاطر من و انجیل ترک کند، [30] جز اینکه اکنون در این زمان صد چندان یابد از خانهها و برادران و خواهران و مادران و فرزندان و املاک با زحمات، و در عالم آینده حیات جاودانی را. [31] امّا بسیاری که اولین هستند، آخرین میگردند و آخرین اولین.»
[42] عیسی ایشان را خوانده، به ایشان گفت: «میدانید آنانی که حاکمان قومها شمرده میشوند بر ایشان ریاست میکنند و بزرگانشان بر ایشان اقتدار میرانند. [43] لیکن در میان شما چنین نخواهد بود، بلکه هر که خواهد در میان شما بزرگ شود، خادم شما باشد. [44] و هر که خواهد میان شما اوّل شود، غلام همه باشد. [45] زیرا که پسر انسان نیز نیامده تا خدمتش کنند، بلکه تا خدمت کند و تا جان خود را فدای بسیاری نماید.»
تقویم قدیم
یوحنا 10:9-16 (انجیل صبح)
یوحنا 10:9-16 (انجیل صبح)[9] من در هستم هر که از من داخل گردد، نجات یابد و بیرون و درون خرامد و علوفه یابد. [10] دزد نمیآید مگر آنکه بدزدد و بکشد و هلاک کند. من آمدم تا ایشان حیات یابند و آن را به فراوانی حاصل کنند. [11] «من شبان نیکو هستم. شبان نیکو جان خود را در راه گوسفندان مینهد. [12] امّا مزدوری که شبان نیست و گوسفندان از آنِ او نمیباشند، چون بیند که گرگ میآید، گوسفندان را گذاشته، فرار میکند و گرگ گوسفندان را میگیرد و پراکنده میسازد. [13] مزدور میگریزد، چونکه مزدور است و به فکر گوسفندان نیست. [14] من شبان نیکو هستم و خاصّان خود را میشناسم و خاصّان من مرا میشناسند. [15] چنانکه پدر مرا میشناسد و من پدر را میشناسم و جان خود را در راه گوسفندان مینهم. [16] و مرا گوسفندان دیگر هست که از این آغل نیستند. باید آنها را نیز بیاورم و صدای مرا خواهند شنید و یک گله و یک شبان خواهند شد.
رومیان 15:30-33
[30] لیکن ای برادران، از شما التماس دارم که به خاطر خداوند ما عیسی مسیح و به محبّت روح القدس، برای من نزد خدا در دعاها جدّ و جهد کنید، [31] تا از نافرمانان یهودیه آزاد شوم و خدمت من در اورشلیم مقبول مقدسین افتد [32] تا مطابق ارادهٔ خدا با خوشی نزد شما برسم و با شما استراحت یابم. [33] و خدای سلامتی با همهٔ شما باد، آمین.
فیلیپیان 3:7-14 (رساله، قدیس)
[7] امّا آنچه مرا سود میبود، آن را به خاطر مسیح زیان دانستم. [8] بلکه همه چیز را نیز به خاطر ارزش برتر شناخت خداوند خود مسیح عیسی زیان میدانم که به خاطر او همه چیز را زیان کردم و فضله شمردم تا مسیح را دریابم. [9] و در وی یافت شوم نه با عدالت خود که از شریعت است، بلکه با آن که از طریق ایمان به مسیح حاصل میآید، یعنی عدالتی که از خدا و بر اساس ایمان است. [10] و تا او را و قوت زنده شدن وی را و شراکت در رنجهای او را بشناسم و با مرگ وی مشابه گردم، [11] تا به هر طریق به زنده شدن از مردگان برسم. [12] نه اینکه تا به حال به چنگ آورده یا تا به حال کامل شده باشم، ولی در پی آن میکوشم بلکه شاید آن را به دست آورم که برای آن مسیح عیسی نیز مرا به دست آورد. [13] ای برادران، گمان نمیبرم که من به دست آوردهام؛ لیکن یک چیز میکنم که آنچه در عقب است فراموش کرده و به سوی آنچه در پیش است، خود را کشیده، [14] در پی مقصد میکوشم به خاطر جایزهٔ دعوت والای خدا که در مسیح عیسی است.
متّی 17:24-18: 4
[24] و چون ایشان وارد کَفَرناحوم شدند، مأموران اخذ مالیات دو دِرْهَم نزد پطرس آمده، گفتند: «آیا استاد شما دو دِرهم را نمیدهد؟» [25] گفت: «بلی.» و چون به خانه درآمده، عیسی بر او پیشی گرفته، گفت: «ای شمعون، چه گمان داری؟ پادشاهان جهان از چه کسان باج و خراج میگیرند؟ از فرزندان خویش یا از بیگانگان؟» [26] پطرس به وی گفت: «از بیگانگان.» عیسی به او گفت: «پس یقین، پسران آزادند! [27] لیکن مبادا که ایشان را برنجانیم. به کناره دریا رفته، قلابی بینداز و اولین ماهی که بیرون میآید، گرفته و دهانش را باز کرده، مبلغ چهار درهم خواهی یافت. آن را برداشته، برای من و خود به ایشان بده!»
[1] در همان ساعت، شاگردان نزد عیسی آمده، گفتند: «چه کس در پادشاهی آسمان بزرگتر است؟» [2] آنگاه عیسی طفلی طلب نموده، در میان ایشان برپا داشت [3] و گفت: «به راستی به شما میگویم تا عوض نشوید و مثل طفل کوچک نگردید، هرگز داخل پادشاهی آسمان نخواهید شد. [4] پس هر که مثل این بچّهٔ کوچک خود را فروتن سازد، همان در پادشاهی آسمان بزرگتر است.
مَرقُس 10:29-31 ,42-45 (انجیل،قدیس )
[29] عیسی جواب فرمود: «به راستی به شما میگویم کسی نیست که خانه یا برادران یا خواهران یا پدر یا مادر یا زن یا اولاد یا املاک را به خاطر من و انجیل ترک کند، [30] جز اینکه اکنون در این زمان صد چندان یابد از خانهها و برادران و خواهران و مادران و فرزندان و املاک با زحمات، و در عالم آینده حیات جاودانی را. [31] امّا بسیاری که اولین هستند، آخرین میگردند و آخرین اولین.»
[42] عیسی ایشان را خوانده، به ایشان گفت: «میدانید آنانی که حاکمان قومها شمرده میشوند بر ایشان ریاست میکنند و بزرگانشان بر ایشان اقتدار میرانند. [43] لیکن در میان شما چنین نخواهد بود، بلکه هر که خواهد در میان شما بزرگ شود، خادم شما باشد. [44] و هر که خواهد میان شما اوّل شود، غلام همه باشد. [45] زیرا که پسر انسان نیز نیامده تا خدمتش کنند، بلکه تا خدمت کند و تا جان خود را فدای بسیاری نماید.»
مناسبت و قدیسین روز

شهیدِ مقدس هِرمولائوس
هِرمولائوس در زمان سلطنت امپراتور ماکسیمیان، کاهن شهر نیکومدیا بود. او از جملهٔ دو هزار شهیدی بود که امپراتور فرمان داد همراه با کلیسایشان در آتش سوزانده شوند (۲۸ دسامبر). با این حال، هرمولائوس به همراه دو کاهن دیگر، هِرمیپاس و هِرموکراتِس، بهگونهای از مرگ گریختند. بعدها هرمولائوس، قدیس پانتِلِئیمون (۲۷ ژوئیه) را تعمید داد. سپس همراه با او دستگیر شد، تحت شکنجه قرار گرفت و سرانجام گردن زده شد. هِرمیپاس و هِرموکراتِس نیز همراه آنان رنج کشیدند و همگی در پادشاهی مسیح، تاجهای پیروزی و جلال را دریافت کردند. آنان در حدود سال ۳۰۴ میلادی با شرافت شهادت یافتند.

شهید راهبهٔ مقدس پاراسکِوا
پاراسکِوا در شهر روم از پدر و مادری مسیحی به دنیا آمد و از کودکی در ایمان مسیح پرورش یافت. او با شور فراوان میکوشید تمامی احکام خدا را به جا آورد. با ایمانی استوار و زندگی مطابق با آن، دیگران را نیز به راه نجات و زندگی خداپسندانه هدایت میکرد. پس از درگذشت والدینش، تمام دارایی خود را میان فقرا تقسیم کرد و رهبانیت را پذیرفت. پس از راهبه شدن، با غیرتی بیشتر ایمان مسیحی را موعظه میکرد و با وجود آزار خونین حکومت روم علیه مسیحیان، از هیچکس پنهان نمیشد. یهودیان شریر او را به سبب تبلیغ ایمانی که ممنوع اعلام شده بود متهم کردند و نزد امپراتور آنتونینوس بردند. هیچیک از چاپلوسیها و وعدههای امپراتور نتوانست ایمان این کنیز خدا را متزلزل کند. سپس او را با آتش شکنجه دادند و کلاهی از آهن گداخته بر سرش گذاشتند، اما خداوند به شکلی معجزهآسا او را حفظ کرد و پاراسکِوا آزاد شد و روم را ترک گفت. او از شهری به شهر دیگر سفر میکرد تا بتپرستان را به ایمان راستین هدایت کند. در دو شهر دیگر نیز نزد حاکمان و داوران برده شد و برای خداوندش شکنجه دید. در همان زمان، معجزات بزرگی انجام داد و به قدرت خدا بهسرعت از دردها و زخمهایش شفا یافت. بتپرستان، طبق عادت خود، این معجزات را به جادو و شفای سریع او را به لطف خدایانشان نسبت میدادند. پاراسکِوا روزی به حاکمی که او را شکنجه میداد گفت:
«ای حاکم، این خدایان تو نبودند که مرا شفا دادند، بلکه مسیح من، خدای حقیقی، مرا شفا داد.» سرانجام، شاهزادهای به نام تاراسیوس فرمان داد با شمشیر سر او را از تن جدا کنند. بدینگونه این قدیسه زندگی پربرکت خود را با شکوه به پایان رساند. بعدها آثار مقدس او به کونستانتینوپل منتقل شد. او در قرن دوم میلادی با شرافت برای مسیح رنج کشید.

قدیس موسی اوگریایی
موسی در دربار شاهزادهٔ جوان روس، بوریس، خدمت میکرد. هنگامی که سویاتوپولکِ بیدین، بوریس را به قتل رساند، موسی گریخت و به کییف پناه برد. اندکی بعد، پادشاه لهستان، بولسلاو، او را به عنوان برده به لهستان برد و به مبلغ هزار سکهٔ طلا به بیوهٔ جوان و فاسد یکی از فرماندهان کشتهشدهٔ خود فروخت. آن زن شرور بارها موسی را وسوسه کرد تا مرتکب زنا شود، اما موسی تسلیم نشد، زیرا نزد خدا نذر کرده بود که در پاکدامنی زندگی کند. سپس آن زن پیشنهاد ازدواج داد، ولی موسی آن را نیز رد کرد. موسی مخفیانه از راهبی از کوه آتوس رهبانیت را پذیرفت و با لباس رهبانی در برابر صاحب خود ظاهر شد. آن زن او را بست و دستور داد تازیانهاش بزنند و او را اخته کنند. در مجموع، ظلم و آزار این زن بیشرم پنج سال ادامه یافت؛ پنج سال درد و شکنجه. سپس پادشاه بولسلاو در شورشی ناگهانی کشته شد و همان زن نیز در همان آشوب به قتل رسید. موسی آزاد شد و به کییف بازگشت. در صومعهٔ قدیس آنتونی، زندگی خود را وقف دعا و سکوت کرد. او که این شهوت ننگین را کاملاً در خود مغلوب کرده بود، بسیاری از دیگران را نیز از آن نجات داد. آثار مقدس او افراد بسیاری را یاری رسانده است (نگاه کنید به زندگی قدیس یوحنای بسیار رنجکشیده، ۸ ژوئیه). پس از ده سال زندگی در سکوت در صومعهٔ غارها، قدیس موسی در ۲۶ ژوئیهٔ سال ۱۰۴۳ در آرامش آرمید و وارد پادشاهی ابدی و باکرهٔ مسیح شد.
سرود ستایش
قدیس موسی اوگریایی
موسی نزد خدا نذر پاکدامنی کرد،
و با آنکه در زنجیر بود، در روح آزاد ماند.
او به آن زن ثروتمند و نفرتانگیز،
که اسیر هوس و بردهٔ فساد بود، چنین پاسخ داد:
«کدام انسان با پیروی از خواستهٔ زنی،
جان اسیرِ شهوتِ خود را نجات داده است؟
به سبب یک زن، آدم از بهشت رانده شد.
به سبب دلیله، شمشون بیافتخار نابود گشت.
سلیمانِ بسیار حکیم نیز
به وسیلهٔ زنی فریب خورد
و به حماقت بتپرستی سقوط کرد.
دل هیرودیس نیز به وسیلهٔ زنی افسون شد،
و سر گرامیِ یحییِ پیشرو را از تن جدا کرد.
ای زن، من بندهٔ خدا هستم؛ مرا رها کن!
برای خود در این دنیا همراهی دیگر بجوی.
من تسلیم خواستهٔ تو نخواهم شد؛
در پیوند با تو هیچ خوشبختی نمیبینم.
ای زن، من باید در جسم پاک بمانم؛
این وظیفهٔ مقدس من در برابر خداوند است.
نه چاپلوسی، نه طلا و نه تمام قدرت تو،
ذهن و جسم مرا از راه به در نخواهد کرد.
خداوند قادر مطلق است؛ او مرا یاری خواهد داد.
در بهشت تنها آب زلال میجوشد.
خدا، خدای پاکی است؛ او ما را پاک آفریده است.
او میخواهد ما پاک بمانیم و همانگونه ما را نجات میدهد.
ای زن، پاکدامنی، جلال یک مسیحی است!»
تأمل
هیچ شهوت و هوسی بدون مبارزهای سخت مغلوب نمیشود. پدران مقدس، شهوت زنا را «مرگ» نامیدهاند. هنگامی که زناکاری از این شهوت نجات مییابد، گویی از مردگان برخاسته است. برای کسانی که در دنیا زندگی میکنند، این شهوت بیشتر از راه دیدن شعلهور میشود؛ اما برای زاهدانی که در بیابان زندگی میکنند، از طریق افکار و تخیلات برانگیخته میشود.
قدیسه سارا، زاهد بزرگ، سی سال از سوی دیو زنا مورد آزار قرار گرفت. او همواره با دعا بر آن غلبه میکرد و آن را میراند. روزی آن دیو به صورت انسانی بر او ظاهر شد و گفت: «سارا، تو مرا شکست دادی!» سارا با فروتنی پاسخ داد: «من تو را شکست ندادم، بلکه خداوند مسیح تو را شکست داد.» از آن زمان به بعد، اندیشهٔ زنا برای همیشه او را ترک کرد.
وقتی از قدیس پوئِمِن پرسیدند انسان چگونه میتواند با دیو زنا مبارزه کند، پاسخ داد: «اگر انسان شکم و زبان خود را مهار کند، خواهد توانست بر خویشتن فرمانروایی کند.»
قدیس آنتونی نیز گفت که سه نوع انگیزش در بدن وجود دارد: «نخست از طبیعت، دوم از بیاعتدالی در خوردن، و سوم از شیاطین.»
دیگران نیز گفتهاند که شهوت زنا به وسیلهٔ خشم و غرور نیرومندتر میشود. اما همه اتفاق نظر دارند که علاوه بر هوشیاری و کوشش روحانی انسان، کمک خدا نیز برای ریشهکن کردن کامل این شهوت نفرتانگیز ضروری است.
زندگی قدیس موسی اوگریایی، در کنار زندگی بسیاری دیگر از قدیسان، گواه آن است که انسان میتواند خود را در پاکدامنی حفظ کند. او پنجاه سال در دنیا و ده سال در صومعه زندگی کرد؛ در مجموع شصت سال زندگی در پاکی کامل و باکرگی.
تعمق
درباره پیروزی معجزهآسای بنیاسرائیل بر اموریان تفکر کن (یوشع ۲۴) :
۱. چگونه خدا زنبورهای وحشی را بر ضد اموریان فرستاد و آنان دچار آشفتگی شده و از بنیاسرائیل شکست خوردند.
۲. چگونه خداوند قادر مطلق است و حتی با کوچکترین چیزها متکبران و ستمکاران را نابود میکند.
موعظه
-دربارهٔ بدبختی کسانی که نزد مسیح میآیند و سپس از او روی برمیگردانند-
«زیرا اگر ایشان، پس از آنکه بهوسیلهٔ شناخت خداوند و نجاتدهندهٔ ما عیسی مسیح از آلودگیهای جهان رهایی یافتهاند، بار دیگر در همان آلودگیها گرفتار و مغلوب شوند، فرجام ایشان از آغازشان بدتر خواهد بود.» (دوم پطرس ۲: ۲۰)
ای برادران، خورشید درخشان است، اما سخنان رسول از آن نیز درخشانتر است. خورشید تنها بدنها را روشن میکند، اما سخنان رسول جانها را روشن میسازد. رسول ژرفای روح انسان را بهخوبی میبیند و از روی محبت سوزان، آن را برای ما آشکار میکند تا ما را در راه پاک نجات هدایت کند. او در چند جمله، دو تعلیم بزرگ به ما میدهد. نخست اینکه هیچکس نمیتواند از ناپاکی این جهان بگریزد، مگر از طریق شناخت خداوند و نجاتدهندهٔ ما عیسی مسیح. بدون شناخت او، انسان نه میتواند ناپاکی این جهان را ببیند و نه از آن پاک شود. دوم اینکه اگر کسی پس از شناخت خداوند از ناپاکی جهان بگریزد، اما دوباره به همان آلودگیها بازگردد و در آن گرفتار شود، پایان او از آغازش بدتر خواهد بود. زیرا کسی که نور را شناخته و دوباره به تاریکی بازگردد، تاریکی برای او از پیش نیز تاریکتر خواهد شد. کسی که عدالت را شناخته و دوباره به بیعدالتی فرو رود، مجازات سختتری خواهد داشت. کسی که قدوسیت را شناخته و دوباره به حیوانصفتی بازگردد، طبیعت حیوانی او از گذشته نیز وحشیتر خواهد شد. رسول مقدس، بدون تردید، چنین بازگشتی را به سگی تشبیه میکند که به استفراغ خود بازمیگردد، و به خوکی که پس از شسته شدن، دوباره در گل و لای میغلتد. هر که خداوند عیسی مسیح را بشناسد، هر آنچه را برای نجاتش لازم است نیز خواهد شناخت. او بینایی مییابد تا ناپاکی، دروغ و بیعدالتی را ببیند، و قدرت مییابد تا از همهٔ آنها بگریزد. پس مبادا دوباره بازگردد، تا مرگ ابدی او را فرو نبلعد. مبادا بارها خدا را بیازماید؛ زیرا اگر خدا نخستین بار با شتاب او را نجات داد، بار دوم دیرتر، و بار سوم دیرتر از آن عمل خواهد کرد.
آه، ای برادران، سخنان رسول چه اندازه روشنگر است!
ای خداوند عیسی، ای نجاتدهنده، ای قادر مطلق و سراسر نیکو، در ساعت ضعف ما از ما دور مشو؛ هنگامی که آلودگیهای این جهان میکوشند ما را دوباره به سوی خود بکشانند، ما را رهایی بخش.
جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد . آمین.