آیات روز
تقویم جدید
رومیان 11:25-36
[25] زیرا ای برادران، نمی خواهم شما از این راز بیخبر باشید که مبادا خود را دانا انگارید- که سختدلی بر بخشی از اسرائیل حکمفرما شده است، تا وقتی که شمار کامل غیریهودیان داخل گردند. [26] و همچنین همگی اسرائیل نجات خواهند یافت، چنانکه نوشته شده است که «از صهیون نجاتدهندهای خواهد آمد و بیدینی را از یعقوب خواهد برداشت؛ [27] و این است عهد من با ایشان در زمانی که گناهانشان را بردارم.» [28] به لحاظ انجیل برای شما دشمناناند، لیکن به لحاظ انتخاب الهی، به خاطر اجداد، محبوبند. [29] زیرا که در نعمتها و دعوت خدا بازگشتن نیست. [30] زیرا همچنان که شما در سابق مطیع خدا نبودید و الان به سبب نافرمانی ایشان رحمت یافتید، [31] همچنین ایشان نیز الان نافرمان شدند تا به خاطر رحمتی که بر شما است، بر ایشان نیز رحم شود. [32] زیرا خدا همه را در نافرمانی بسته است تا بر همه رحم فرماید. [33] شگفت انگیز است عمق دولتمندی و حکمت و علم خدا! چقدر دور از دسترس است تقدیرهای او و فوق از کاوش است راههای وی! [34] زیرا کیست که فکر خداوند را دانسته باشد؟ یا که مشاور او شده؟» [35] «یا که سبقت جسته چیزی به او داده تا به او باز داده شود؟» [36] زیرا که از او و به او و تا او همه چیز است؛ و او را تا به ابد جلال باد، آمین.
متّی 12:1-8
[1] در آن زمان، عیسی در روز سَبّت از میان کشتزارها میگذشت و شاگردانش چون گرسنه بودند، به چیدن و خوردن خوشهها آغاز کردند. [2] اما فریسیان چون این را دیدند، به او گفتند: «اینک شاگردان تو عملی میکنند که کردن آن در سَبّت جایز نیست.» [3] ایشان را گفت: «مگر نخواندهاید آنچه داوود و رفیقانش کردند، وقتی که گرسنه بودند؟ [4] چه طور داوود به خانه خدا وارد شده، نان حضور را خورد که خوردن آن بر او و رفیقانش جایز نبود، بلکه بر کاهنان فقط؟ [5] یا در تورات نخواندهاید که در روزهای سَبّت، کاهنان در معبد سَبّت را رعایت نمیکنند و بیگناه هستند؟ [6] لیکن به شما میگویم که در اینجا شخصی بزرگتر از معبد است! [7] و اگر این معنی را درک میکردید که ‘رحمت میخواهم نه قربانی، بیگناهان را محکوم نمیکردید. [8] زیرا که پسر انسان صاحب روز سَبّت نیز هم هست.»
تقویم قدیم
اوّل قرنتیان 3:18-23
[18] کسی خود را فریب ندهد! اگر کسی از شما خود را در این جهان حکیم پندارد، جاهل بشود تا حکیم گردد. [19] زیرا حکمت این جهان نزد خدا جهالت است، چنانکه نوشته شده است: «حکیمان را به حیلهٔ خودشان گرفتار میسازد.» [20] و نیز: «خداوند افکار حکیمان را میداند که باطل است.» [21] پس هیچکس در انسان فخر نکند، زیرا همه چیز از آن شما است؛ [22] خواه پولس، خواه اَپُلُس، خواه کیفا، خواه دنیا، خواه زندگی، خواه مرگ، خواه چیزهای حال، خواه چیزهای آینده، همه از آن شما است [23] و شما متعلّق به مسیح و مسیح متعلّق به خدا میباشد.
متّی 13:36-43
[36] آنگاه عیسی آن گروه را مرخص کرده، داخل خانه گشت و شاگردانش نزد وی آمده، گفتند: «مَثَل علفهای هرز مزرعه را برای ما شرح بده.» [37] در جواب ایشان گفت: «آنکه بذر نیکو میکارد پسر انسان است، [38] و مزرعه، این جهان است و تخم نیکو پسران پادشاهی و علفهای هرز، پسران شریرند. [39] و دشمنی که آنها را کاشت، ابلیس است و موسم محصول، عاقبت این عالم و دروندگان، فرشتگانند. [40] پس همچنان که علفهای هرز را جمع کرده، در آتش میسوزانند، همانطور در عاقبت این عالم خواهد شد، [41] که پسر انسان فرشتگان خود را فرستاده، همه لغزش دهندگان و بدکاران را جمع خواهند کرد، [42] و ایشان را به تنور آتش خواهند انداخت، جایی که گریه و فشار دندان بود. [43] آنگاه عادلان در پادشاهی پدر خود مثل آفتاب، درخشان خواهند شد. هر که گوش شنوا دارد بشنود.
مناسبت و قدیسین روز

قدیس مکرم داوود
داوود در تسالونیکی به دنیا آمد. در آغاز، زندگی زاهدانهٔ خود را در نزدیکی تسالونیکی، در کلبهای که زیر درخت بادام ساخته بود، آغاز کرد. سپس ریاضت خود را در تسالی ادامه داد. او با روزه، دعا و شبزندهداری چنان خود را پاک ساخت که شایستهٔ دریافت فیض عظیم الهی شد. روزی زغالهای افروخته را در دست خود گرفت، بر آنها بخور نهاد و بدون آنکه دستش آسیبی ببیند، امپراتور را بخور داد. امپراتور با دیدن این صحنه تا زمین در برابر او تعظیم کرد. مردم نیز از معجزات فراوان او در شگفت بودند. او در سال ۵۴۰ میلادی در آرامش به خواب رفت و به سعادت جاودانی وارد شد.

عید شمایل تیخوینِ مادر خدا
این شمایل مقدسِ مریمِ مقدس (تئوتوکوس) نخست در کونستانتینوپل قرار داشت، اما در سال ۱۳۸۳، هفتاد سال پیش از سقوط کونستانتینوپل، ناگهان در آسمان نزدیک شهر تیخوین در شمال روسیه ظاهر شد. در همان مکانی که شمایل بر زمین فرود آمد، کلیسا و صومعهای بنا شد و این شمایل به نام همان شهر «تیخوین» شناخته شد. معجزات بیشماری بهواسطهٔ این شمایل رخ داده است و بهویژه بسیاری از بیماران از طریق آن شفا یافتهاند.

عید شمایل هودیگیتریا (راهنما)ی مادر خدا
این شمایل را بنا بر سنت، خودِ لوقای انجیلنگار بر چوب نقاشی کرد و مریمِ سراقدوس آن را دید و برکت داد. قدیس لوقا این شمایل را به تئوفیلوس، مقام دولتیای که کتاب اعمال رسولان را برای او نوشته بود، هدیه داد. بعدها این شمایل از انطاکیه به اورشلیم منتقل شد و سپس ملکه ائودوکیا آن را به کونستانتینوپل فرستاد و به پولخریا، خواهر امپراتور، هدیه کرد. پولخریا آن را در کلیسای بلاخرنای، که خود بنیان نهاده بود، قرار داد.
روزی مریمِ سراقدوس بر دو مرد نابینا ظاهر شد، آنان را به کلیسای بلاخرنای، نزد این شمایل، هدایت کرد و در آنجا بیناییشان را بازگرداند. از همین رو، این شمایل «هودیگیتریا» یعنی «راهنما» نام گرفت.
هنگامی که سپاه خسرو، پادشاه ایران، و خاقان سکایی به کونستانتینوپل حمله کردند، پاتریارک سرجیوس این شمایل را برداشت و همراه با آن بر گرد باروهای شهر راهپیمایی دعا برگزار کرد. آنگاه مریمِ سراقدوس مسیحیان را از دست دشمنان نجات داد. سپاه دشمن دچار آشفتگی شد، دریا متلاطم گردید، کشتیهای آنان غرق شد و بازماندگان گریختند. از آن زمان، این معجزه در شنبهٔ هفتهٔ پنجم روزهٔ بزرگ با خواندن آکاتیست مریمِ مقدس گرامی داشته میشود.
در دوران شمایلشکنی، این شمایل را به صومعهٔ پانتوکراتور بردند و درون دیواری پنهان کردند و چراغ روغنیای را در برابر آن روشن گذاشتند. سالها بعد، هنگامی که دیوار گشوده شد، شمایل و چراغ را درست همانگونه که رها شده بودند، یافتند.

عید شمایل مادر خدا در لِدّا یا روم
(سرود ستایش زیر را ببینید.)
سرود ستایش
شمایل مادر خدا در لِدّا
شمایل لِدّای مادر خدا، به دست پاتریارک ژرمانوس، که به خاطر ایمان در بند بود، از کونستانتینوپل برای اسقف روم فرستاده شد، آنگاه که شرق به سبب دفاع از شمایلها رنج میکشید.
شمایل بر روی آب روانه شد، سریعتر از کشتیهایی که دریا را میپیمایند، سبکتر از آب و نسیم، بر فراز امواج، بیآنکه آب آن را لمس کند.
این شمایل سالیان دراز در روم باقی ماند، تا آنکه امپراتوران شمایلشکن از جنگ با مسیح دست کشیدند.
و هنگامی که صلح زرین بار دیگر شرق را در بر گرفت، شمایل لِدّا به خانهٔ خود بازگشت، سبکتر از آب و نسیم، بر فراز امواج، بیآنکه آب آن را لمس کند.
دو پایتخت، دو شاهدِ ایمان، قدرت مادر خدا را شناختند، قدرت شگفتانگیز شمایل لِدّا را، که مردگان را برمیخیزاند و بیماران را شفا میبخشد.
تأمل
توبهٔ بیوقفه برای یک مسیحی تا واپسین دم زندگی ضروری است. قدیس مرقس زاهد میگوید: «بیندیش، و خواهی دید که راز پارسایی در قدیسان خدا از راه توبه تحقق یافته است.» حتی در ساعت مرگ نیز توبه لازم است.
روزی پدری روحانی، سالخورده و نامدار، در بستر مرگ بود و کاهنی را فراخواند تا عشای ربانی مقدس را به او بدهد. در راه، راهزنی به کاهن پیوست؛ او میخواست ببیند یک مرد مقدس چگونه از دنیا میرود. پیر مقدس با آرامش عشای ربانی را دریافت کرد و با آرامش با کاهن سخن گفت. آنگاه راهزن گریست و گفت: «خوشا به حال تو! وای بر من، مرگ من چگونه خواهد بود؟» اما همان لحظه، پیر مقدس دچار غرور شد و پاسخ داد: «مانند من باش، آنگاه سرنوشتت نیز مانند من خواهد بود.»
راهزن در حالی که در طول راه بر گناهان خود میگریست و بر خود نوحه میکرد، بازگشت و همان لحظه از دنیا رفت. پس از آن، مردم دیوانهای در راه مسیح را دیدند که بر مرگ پیر مقدس میگریست، اما بر مرگ راهزن میرقصید و سرود میخواند. وقتی علت را از او پرسیدند، پاسخ داد: «آن یکی با غرور، همهٔ ثمرات نیک خود را از دست داد؛ اما این یکی با توبه، همهٔ میوههای نجات را به دست آورد.»
تعمق
درباره شفای معجزهآسای زن خمیده تفکر کن (لوقا ۱۳: ۱۱):
۱. چگونه خداوند دستهای خود را بر زن خمیده نهاد و او بیدرنگ راست ایستاد.
۲. چگونه روح من نیز مانند آن زن خمیده است و به سوی زمین خم شده است.
۳. چگونه خداوند میتواند دست خود، یعنی روحالقدس، را بر جان من بگذارد و همان لحظه این کجی را راست گرداند.
موعظه
-دربارهٔ ترس انسان بیایمان-
«شریر، هرچند کسی او را تعقیب نکند، میگریزد؛ اما عادل همچون شیر، دلیر و مطمئن است.» (امثال ۲۸ :۱)
انسان شریر حتی از سایهها نیز میترسد؛ سایهٔ درختان را همچون لشکری میبیند. هر جا خشخشی بشنود، گمان میکند انتقامگیرنده در راه است. لرزش برگها را صدای زنجیرها میپندارد؛ آواز پرندگان را فریاد شکارچیان میانگارد؛ علف را جاسوس گناه خود میبیند؛ آب را شاهدی علیه خویش؛ خورشید را داور، و ستارگان را سرزنشکنندگان خود.
ای برادران، چه بسیار دروغها که از ترس زاده میشوند! زیرا ترس از گناه سرچشمه میگیرد، گناه از شیطان است، و شیطان پدر همهٔ دروغهاست.
ترس نخستین میوهٔ گناه است. هنگامی که آدم گناه کرد، خود را از حضور خدا پنهان ساخت. و وقتی خدا او را ندا داد، آدم گفت: «آواز تو را در باغ شنیدم و ترسیدم.» (پیدایش ۳: ۱۰)
آدم پیش از گناه، ترس را نمیشناخت. او از حضور خدا نمیگریخت، بلکه همواره با اشتیاق به دیدار او میشتافت. اما همین که گناه کرد، ترس بر او چیره شد.
اما عادل همچون شیر، استوار و بیباک است. بیگناهی، بیترسی میآورد. بیگناهی، نیرومندی میآورد. بیگناهان، نیرومندند؛ بسیار نیرومند. شجاعاند؛ بسیار شجاع. عادلان، استوار و بیباکاند. تنها عادلان چنیناند.
ای خداوندِ بیگناه، ما را از ترسهای بیهوده رهایی بخش، و پیش از آن، ما را از گناه، که زایندهٔ ترس است، محفوظ بدار.
جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد . آمین.