26 می (گریگوری) /8 ژوئن (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
اعمال رسولان 21:‏26-‏32

[26] پس پولُس آن اشخاص را برداشته، روز دیگر با ایشان آیین پاکی را به جا آورده به معبد وارد شد و از پایان تاریخ روزهای پاکی اطلاع داد تا هدیه‌ای برای هر یک از ایشان تقدیم کنند. [27] و چون هفت روز نزدیک به انجام رسید، یهودی‌ای چند از آسیا او را در معبد دیده، تمامی قوم را شورانیدند و دست بر او انداخته، [28] فریاد برآوردند که «ای مردان اسرائیلی، امداد کنید! این است آن کس که به ضدّ ملت و شریعت و این مکان در هر جا همه را تعلیم می‌دهد. بلکه یونانی‌ای چند را نیز به معبد آورده این مکان مقدّس را آلوده کرده است.» [29] زیرا قبل از آن تروفیموس اِفِسُسی را با وی در شهر دیده بودند و فکر می‌کردند که پولُس او را به معبد آورده است. [30] پس تمامی شهر به آشوب کشیده شد و خلق ازدحام کرده، پولُس را گرفتند و از معبد بیرون کشیدند و بی‌درنگ درها را بستند. [31] و چون قصد قتل او می‌کردند، خبر به مین‌باشی سپاه رسید که «تمامی اورشلیم به شورش آمده است.» [32] او بی‌درنگ سپاه و یوزباشی‌ها را برداشته، بر سر ایشان تاخت. پس ایشان به محض دیدن مین باشی و سپاهیان، از زدن پولُس دست برداشتند.

یوحنا 16:‏2-‏13

[2] شما را از کنیسه‌ها بیرون خواهند نمود؛ بلکه ساعتی می‌آید که هر ‌که شما را بکُشد، گمان برد که خدا را خدمت می‌کند. [3] و این کارها را با شما خواهند کرد، به خاطر آنکه نه پدر را شناخته‌اند و نه مرا. [4] لیکن این را به شما گفتم تا وقتی که زمان برسد، به‌ خاطر آورید که من به شما گفتم. و این را از اوّل به شما نگفتم، زیرا که با شما بودم. [5] «امّا الان نزد فرستنده خود می‌روم و کسی از شما از من نمی‌پرسد: ‘به کجا می‌روی؟’ [6] لیکن چون این را به شما گفتم، دل شما از غم پر شده است. [7] و من به شما راست می‌گویم که رفتن من برای شما مفید است، زیرا اگر نروم، تسلّی دهنده نزد شما نخواهد آمد. امّا اگر بروم، او را نزد شما می فرستم. [8] و چون او آید، جهان را بر گناه و عدالت و داوری محکوم خواهد نمود. [9] امّا بر گناه، زیرا که به من ایمان نمی‌آورند. [10] و امّا بر عدالت، از آن سبب که نزد پدر خود می‌روم و دیگر مرا نخواهید دید. [11] و امّا بر داوری، از آنرو که بر رئیس این جهان حکم شده است. [12] «و بسیار چیزهای دیگر نیز دارم به شما بگویم، لیکن الان طاقت تحمل آنها را ندارید. [13] امّا چون او یعنی روح حقیقت آید، شما را به تمامی حقیقت هدایت خواهد کرد، زیرا که از خود صحبت نمی‌کند، بلکه به آنچه شنیده است، سخن خواهد گفت و از امور آینده به شما خبر ‌خواهد داد.

تقویم قدیم
رومیان 2:‏28-‏3: 18

[28] زیرا آنکه در ظاهر است، یهودی نیست و آنچه در ظاهر در جسم است، ختنه نه! [29] بلکه یهود آن است که در باطن باشد و ختنه آنکه قلبی باشد، در روح، نه در حرف که تعریف آن نه از انسان، بلکه از خداست.
[1] پس برتری یهود چیست؟ و یا از ختنه چه فایده؟ [2] بسیار از هر جهت؛ اوّل آنکه به ایشان کلام خدا امانت داده شده است. [3] زیرا که چه بگوییم اگر بعضی ایمان نداشتند؟ آیا بی‌ایمانی ‌ایشان امانت خدا را باطل می‌سازد؟ [4] به هیچوجه! بلکه خدا راستگوست و هر انسان دروغگو، چنانکه نوشته شده است: «تا اینکه در سخنان خود برحق شوی و در داوری خود غالب آیی.» [5] لیکن اگر ناراستی ما عدالت خدا را ثابت می‌کند، چه گوییم؟ آیا خدا ظالم است وقتی که غضب می‌نماید؟ به طور انسان سخن می‌گویم. [6] به هیچوجه! در این صورت خدا چگونه دنیا را داوری خواهد کرد؟ [7] زیرا اگر به دروغ من، راستی خدا برای جلال او افزون شود، پس چرا بر من نیز چون گناهکار حکم شود؟ [8] و چرا نگوییم، چنانکه بعضی بر ما تهمت می‌زنند و گمان می‌برند که ما چنین می‌گوییم: «بدی بکنیم تا نیکویی حاصل شود»؟ محکومیت ایشان به انصاف است. [9] پس چه گوییم؟ آیا برتری داریم؟ نه به هیچوجه! زیرا پیش ادعا وارد آوردیم که یهود و یونانی هر دو به گناه اسیرند. [10] چنانکه نوشته شده است که «کسی عادل نیست، یکی هم نه! [11] کسی فهیم نیست، کسی خواستار خدا نیست. [12] همه گمراه و همگی باطل گردیده‌اند. نیکوکاری نیست یکی هم نه!» [13] «گلوی ایشان گور گشاده است و به زبانهای خود فریب می‌دهند.» «زهر مار در زیر لب ایشان است؛» [14] «دهان ایشان پر از لعنت و تلخی است.» [15] «پایهای ایشان برای خون ریختن شتابان است؛ [16] هلاکت و پریشانی در راههای ایشان است [17] و راه سلامتی را ندانسته‌اند.» [18] خداترسی در چشمانشان نیست.»

متّی 6:‏31-‏34 ، 7: 9- 11

[31] پس اندیشه مکنید و مگویید چه بخوریم یا چه بنوشیم یا چه بپوشیم. [32] زیرا که در طلب همه این چیزها اقوام بت‌پرست می‌باشند. اما پدر آسمانی شما می‌داند که بدین همه‌چیز احتیاج دارید. [33] لیکن اوّل پادشاهی خدا و عدالت او را بطلبید که این همه برای شما افزون خواهد شد. [34] پس در اندیشه فردا مباشید زیرا فردا اندیشه خود را خواهد کرد. بدی امروز برای امروز کافی است.
[9] و کدام آدمی است از شما که پسرش نانی از او خواهد و سنگی به او دهد؟ [10] یا اگر ماهی خواهد، ماری به او بخشد؟ [11] پس هرگاه شما که شریر هستید، دادن بخشش‌های نیکو را به اولاد خود می‌دانید، چقدر زیاده پدر شما که در آسمان است، چیزهای نیکو را به آنانی که از او می‌طلبند، خواهد بخشید!

مناسبت و قدیسین روز

رسول مقدس کارپوس

کارپوس یکی از هفتاد رسول مقدس بود. او شاگرد و همراه پولس رسول بود و به‌دست او به اسقفی وارنا در تراکیه منصوب شد. همچنین در جزیرهٔ کرت بشارت انجیل را موعظه کرد و قدیس دیونیسیوس آریوپاگوسی را در خانهٔ خود پذیرفت. دیونیسیوس شهادت می‌دهد که کارپوس مردی بود با ذهنی بسیار پاک، فروتنی و معصومیت؛ و اینکه خداوند عیسی مسیح همراه فرشتگانش در رؤیا بر او ظاهر شد، و او هرگز لیتورگی الهی را آغاز نمی‌کرد مگر آنکه نخست مکاشفه‌ای آسمانی دریافت می‌نمود. پس از تحمل رنج‌های بسیار به‌خاطر نام مسیح، سرانجام به‌دست یهودیان بی‌ایمان کشته شد. روح او در ملکوت خدا ساکن شد تا جاودانه با نظارهٔ جلال خداوند شادی کند.

رسول مقدس آلفائوس

آلفائوس پدر دو تن از دوازده‌ رسول بود: یعقوب پسر آلفائوس، و متی انجیل‌نگار. او زندگی زمینی خود را در آرامش به پایان رساند.

یوحنا مکرم از پسیکائیتا

او از سنین جوانی جهان را ترک کرد و به لاورای پسیکائیتا در کونستانتینوپل رفت. در آنجا سالیان بسیاری را در ریاضت و زهد، به‌خاطر محبت مسیح، سپری کرد. به‌سبب تکریم آیکون‌های مقدس، در قرن هشتم تبعید را تحمل نمود.

شهید جدید الکساندر اهل تسالونیکی

این شهید مسیح در تسالونیکی، در دوران سلطهٔ سخت ترکان بر آن شهر، متولد شد. در جوانی به‌وسیلهٔ ترکان فریب خورد و مسلمان شد. در آغاز، عذاب وجدانی نسبت به این عمل نداشت و همراه دیگر مسلمانان به زیارت رفت و درویش شد. اما هنگامی که به‌صورت درویش در تسالونیکی زندگی می‌کرد، به تلخی توبه نمود. در دل خود دریافت که گناه هولناک انکار مسیح جز با خون خودش پاک نخواهد شد. بنابراین، پس از توبه و تصمیم به شهادت، آشکارا خود را مسیحی اعلام کرد. ترکان او را زندانی و شکنجه‌های گوناگون کردند، اما الکساندر فقط فریاد می‌زد: «من مسیحی به دنیا آمدم و می‌خواهم مسیحی بمیرم.» سرانجام او را به مرگ محکوم کردند، و الکساندرِ توبه‌کار از این حکم بسیار شاد شد، زیرا آن را نشانهٔ بخشش گناهانش و پذیرفته‌شدن قربانی‌اش از سوی خدا می‌دانست. او در سال ۱۷۹۴ در اسمیرنا گردن زده شد و در کلیسای آسمانی و زمینی جلال یافت.


سرود ستایش

رسولان مقدس

رسولان مقدس، آن گروه اندک،
جهان را با نور آسمانی روشن ساختند.
بر بال‌های روح، سراسر دنیا را پیمودند،
تا همان بال‌ها را به جهان ببخشند.

به قصرها، کلبه‌ها و کوهستان‌ها رفتند؛
در راه‌ها عرق ریختند و دریاها را پیمودند.
برای آنان، هر روز نبردی تازه و رنجی نو بود؛
با جهان کشتی می‌گرفتند، بی‌آنکه شکایت کنند.

هر روز متفاوت بود، اما اندیشه‌شان یکی:
فکرشان بر مسیح بود و نگاهشان به مسیح.
برایشان فرقی نداشت روز را چگونه بگذرانند—
شب را در قصر بسر برند یا در زندان—

تنها دغدغه‌شان این بود که مسیح را در خود نگاه دارند،
و همراه او هرچه زودتر زمین را فراگیرند.

چه شام بخورند و چه نخورند، برایشان یکسان بود؛
فقط می‌خواستند ایمان در سراسر جهان بدرخشد.
احترام یا ضربه، نزد آنان یکسان بود؛
تنها می‌خواستند مسیح بر جهان پادشاهی کند.

فرشتگان بال‌گشوده بر فراز آنان پرواز می‌کردند،
و چون برادران خویش، به آنان شادی می‌نمودند.

ای رسولان مقدس، فرزندان خدا،
ستون‌های کلیسا بر بنیاد مسیح—
شما هنوز نیز کلیسا را بنا می‌کنید و استوار می‌سازید،
گرچه چون خورشیدها در آسمان می‌درخشید.


تأمل

ما نباید آرزوی مرگ گناهکار را داشته باشیم، بلکه باید خواهان توبه او باشیم. هیچ چیز خداوند را که بر صلیب برای گناهکاران رنج کشید، بیشتر اندوهگین نمی‌کند از این‌که ما از او بخواهیم گناهکاری را از سر راه‌مان بردارد و او را بمیراند. اتفاق افتاد که رسولی به نام کارپُس خود را گم کرد و شروع کرد به دعا برای مرگ دو مرد گناهکار؛ یکی بت‌پرست و دیگری از ایمان برگشته. آنگاه خودِ خداوند عیسی مسیح بر کارپُس ظاهر شد و فرمود: «مرا بزن؛ من آماده‌ام تا بار دیگر برای نجات بشر مصلوب شوم.»
قدیس کارپُس این واقعه را برای قدیس دیونِسیوس آریوپاگیت نقل کرد و او آن را نوشت و به کلیسا سپرد تا درسی باشد برای همه، که برای نجات گناهکاران باید دعا کرد، نه برای نابودی آنان، «زیرا خداوند نمی‌خواهد کسی هلاک گردد، بلکه همه به توبه گرایند» (دوم پطرس ۳: ۹)


تعمق

تعمق درباره فیض خداوند روح‌القدس در راز عشای ربانی:
۱. چگونه آن فیض، نان و شراب را زنده می‌سازد؛
۲. چگونه همان فیض، آن‌ها را به بدن و خون مسیح تبدیل می‌کند.


موعظه

-درباره فیض خدا-
«فیض من تو را کافی است» (دوم قرنتیان ۱۲: ۹)
خداوند حتی رسولان خود را نیز از وسوسه‌ها معاف نداشت. به همین دلیل به آنان فیض عطا کرد! زمانی که خود شیطان شروع به آزار پولس رسول کرد، پولس دعا کرد تا شیطان از او دور شود. خداوند در پاسخ فرمود: «فیض من تو را کافی است» یعنی اگر لازم است در برابر شیطان پایداری کنی، برای ایستادگی، «فیض من تو را کافی است» اگر باید با شیطان بجنگی، باز هم «فیض من تو را کافی است» اگر می‌خواهی شیطان را شکست دهی، باز هم «فیض من تو را کافی است» فیض، سلاحی فراگیر است. فیض قوی‌تر از هر دشمنی، از هر حمله، و از تمام قدرت‌های تاریکی است. فیض شکست‌ناپذیر و پیروز است.
ای برادران، به همین دلیل باید از خداوند بخواهیم که فیض تماما قدرتمند خویش را به ما عطا کند. فیض یعنی حضور خدا در درون ما. فیض یعنی ملکوت خدا در درون ما. وقتی فیض خدا در ماست، روز در جان ماست. و روز یعنی نور، شناخت و بی‌هراسی.
ای برادران، بر روی زمین نمی‌توان نعمتی بالاتر از فیض خدا از او طلب کرد. اگر تمام جهان را به عنوان هدیه دریافت کنیم، آن هدیه کمتر از فیض خدا خواهد بود.

ای خداوند بسیار فیاض، ای سرچشمه‌ پایان‌ناپذیرِ فیضِ قادر مطلق، فیض خود را بر دل‌های سنگی ما بریز تا در برابر نیکویی عظیم تو و ناسپاسی هولناک خود بگرییم.

جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد. آمین.

error: Content is protected !!