26 فوریه (گریگوری) /11 مارس (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
اشعیا 2: 11-21

[11] چشمان بلند انسان پست و تکبر مردان خم خواهد شد و در آن روز خداوند به تنهایی متعال خواهد بود. [12] زیرا که برای یهوه صبایوت روزی است که بر هرچیز بلند و عالی خواهد آمد و برهرچیز مرتفع، و آنها پست خواهد شد؛ [13] و برهمه سروهای آزاد بلند و رفیع لبنان و بر تمامی بلوطهای باشان؛ [14] و بر همه کوههای عالی و برجمیع تلهای بلند؛ [15] و بر هربرج مرتفع و بر هرحصار منیع؛ [16] و برهمه کشتیهای ترشیش وبرهمه مصنوعات مرغوب؛ [17] و کبریای انسان خم شود و تکبر مردان پست خواهد شد. و در آن روز خداوند به تنهایی متعال خواهد بود، [18] وبتها بالکل تلف خواهند شد. [19] و ایشان به مغاره های صخرهها و حفره های خاک داخل خواهند شد، بهسبب ترس خداوند وکبریای جلال وی هنگامی که او برخیزد تا زمین را متزلزل سازد. [20] در آن روز مردمان، بتهای نقره و بتهای طلای خود را که برای عبادت خویش ساختهاند، نزد موش کوران و خفاشها خواهندانداخت، [21] تا به مغاره های صخرهها و شکافهای سنگ خارا داخل شوند، بهسبب ترس خداوند و کبریای جلال وی هنگامی که او برخیزد تا زمین را متزلزل سازد.

پیدایش 2: 4-19

[4] این است پیدایش آسمانها و زمین در حین آفرینش آنها در روزی که یهوه، خدا، زمین وآسمانها را بساخت. [5] و هیچ نهال صحرا هنوز درزمین نبود و هیچ علف صحرا هنوز نروییده بود، زیرا خداوند خدا باران بر زمین نبارانیده بود وآدمی نبود که کار زمین را بکند. [6] و مه از زمین برآمده، تمام روی زمین را سیراب میکرد. [7] خداوند خدا پس آدم را از خاک زمین بسرشت و در بینی وی روح حیات دمید، و آدم نفس زنده شد. [8] و خداوند خدا باغی در عدن بطرف مشرق غرس نمود و آن آدم را که سرشته بود، در آنجاگذاشت. [9] و خداوند خدا هر درخت خوشنما وخوش خوراک را از زمین رویانید، و درخت حیات را در وسط باغ و درخت معرفت نیک و بدرا. [10] و نهری از عدن بیرون آمد تا باغ را سیراب کند، و از آنجا منقسم گشته، چهار شعبه شد. [11] نام اول فیشون است که تمام زمین حویله را که در آنجا طلاست، احاطه میکند. [12] و طلای آن زمین نیکوست و در آنجا مروارید و سنگ جزع است. [13] و نام نهر دوم جیحون که تمام زمین کوش را احاطه میکند. [14] و نام نهر سوم حدقل که بطرف شرقی آشور جاری است. و نهرچهارم فرات. [15] پس خداوند خدا آدم را گرفت و او را درباغ عدن گذاشت تا کار آن را بکند و آن رامحافظت نماید. [16] و خداوند خدا آدم را امرفرموده، گفت: «از همه درختان باغ بیممانعت بخور، [17] اما از درخت معرفت نیک و بد زنهارنخوری، زیرا روزی که از آن خوردی، هرآینه خواهی مرد.» [18] و خداوند خدا گفت: «خوب نیست که آدم تنها باشد. پس برایش معاونی موافق وی بسازم.» [19] و خداوند خدا هر حیوان صحرا و هر پرنده آسمان را از زمین سرشت و نزدآدم آورد تا ببیند که چه نام خواهد نهاد و آنچه آدم هر ذی حیات را خواند، همان نام او شد.

امثال 3: 1-18

[1] ای پسر من، تعلیم مرا فراموش مکن و دل تو اوامر مرا نگاه دارد، [2] زیرا که طول ایام وسالهای حیات و سلامتی را برای تو خواهدافزود. [3] زنهار که رحمت و راستی تو را ترک نکند. آنها را بر گردن خود ببند و بر لوح دل خودمرقوم دار. [4] آنگاه نعمت و رضامندی نیکو، درنظر خدا و انسان خواهی یافت. [5] به تمامی دل خود بر خداوند توکل نما و بر عقل خود تکیه مکن. [6] در همه راههای خود او را بشناس، و اوطریقهایت را راست خواهد گردانید. [7] خویشتن را حکیم مپندار، از خداوند بترس و از بدی اجتناب نما. [8] این برای ناف تو شفا، وبرای استخوانهایت مغز خواهد بود. [9] از مایملک خود خداوند را تکریم نما و از نوبرهای همه محصول خویش. [10] آنگاه انبارهای تو به وفورنعمت پر خواهد شد، و چرخشتهای تو از شیره انگور لبریز خواهد گشت. [11] ای پسر من، تادیب خداوند را خوار مشمار، و توبیخ او را مکروه مدار. [12] زیرا خداوند هرکه را دوست داردتادیب مینماید، مثل پدر پسر خویش را که از اومسرور میباشد. [13] خوشابحال کسیکه حکمت را پیدا کند، و شخصی که فطانت را تحصیل نماید. [14] زیرا که تجارت آن از تجارت نقره ومحصولش از طلای خالص نیکوتر است. [15] ازلعلها گرانبهاتر است و جمیع نفایس تو با آن برابری نتواند کرد. [16] بهدست راست وی طول ایام است، و بهدست چپش دولت و جلال. [17] طریقهای وی طریقهای شادمانی است و همه راههای وی سلامتی میباشد. [18] به جهت آنانی که او را بهدست گیرند، درخت حیاتاست وکسیکه به او متمسک میباشد خجسته است.

تقویم قدیم
اشعیا 10: 12-20

[12] و واقع خواهد شد بعد از آنکه خداوندتمامی کار خود را با کوه صهیون و اورشلیم به انجام رسانیده باشد که من از ثمره دل مغرورپادشاه آشور و از فخر چشمان متکبر وی انتقام خواهم کشید. [13] زیرا میگوید: «به قوت دست خود و به حکمت خویش چونکه فهیم هستم این را کردم و حدود قومها را منتقل ساختم و خزاین ایشان را غارت نمودم و مثل جبار سروران ایشان را به زیر انداختم. [14] و دست من دولت قومها رامثل آشیانهای گرفته است و به طوری که تخمهای متروک را جمع کنند من تمامی زمین راجمع کردم. و کسی نبود که بال را بجنباند یا دهان خود را بگشاید یا جک جک بنماید.» [15] آیا تبر بر کسیکه به آن میشکند فخرخواهد نمود یا اره بر کسیکه آن را میکشدافتخار خواهد کرد، که گویا عصا بلند کننده خودرا بجنباند یا چوب دست آنچه را که چوب نباشدبلند نماید؟ [16] بنابراین خداوند یهوه صبایوت برفربهان او لاغری خواهد فرستاد و زیر جلال اوسوختنی مثل سوختن آتش افروخته خواهد شد. [17] و نور اسرائیل نار و قدوس وی شعله خواهدشد، و در یکروز خار و خسش را سوزانیده، خواهد خورد. [18] و شوکت جنگل و بستان او هم روح و هم بدن را تباه خواهد ساخت و مثل گداختن مریض خواهد شد. [19] و بقیه درختان وجنگلش قلیل العدد خواهد بود که طفلی آنها راثبت تواند کرد. [20] و در آن روز واقع خواهد شد که بقیه اسرائیل و ناجیان خاندان یعقوب بار دیگر برزننده خودشان اعتماد نخواهند نمود. بلکه برخداوند که قدوس اسرائیل است به اخلاص اعتماد خواهند نمود.

پیدایش 7: 6-9

[6] و نوح ششصد ساله بود، چون طوفان آب بر زمین آمد. [7] و نوح وپسرانش و زنش و زنان پسرانش با وی از آب طوفان به کشتی درآمدند. [8] از بهایم پاک و ازبهایم ناپاک، و از پرندگان و از همه حشرات زمین، [9] دودو، نر و ماده، نزد نوح به کشتی درآمدند، چنانکه خدا نوح را امر کرده بود.

امثال 9: 12-18

[12] اگر حکیم هستی، برای خویشتن حکیم هستی. و اگر استهزا نمایی به تنهایی متحمل آن خواهی بود. [13] زن احمق یاوهگو است، جاهل است و هیچ نمی داند، [14] و نزد در خانه خود مینشیند، درمکانهای بلند شهر بر کرسی، [15] تا راه روندگان رابخواند، و آنانی را که به راههای خود براستی میروند. [16] هرکه جاهل باشد به اینجا برگردد، وبه ناقص العقل میگوید: [17] «آبهای دزدیده شده شیرین است، و نان خفیه لذیذ میباشد.» [18] و اونمی داند که مردگان در آنجا هستند، ودعوتشدگانش در عمقهای هاویه میباشند.

مناسبت و قدیسین روز

قدیس پورفیریوس، اسقف غزه

این شبان بزرگ کلیسا از والدینی ثروتمند در تسالونیکی زاده شد. از دوران جوانی تا بیست‌وپنج‌سالگی، پورفیریوس در زادگاه خود ماند. پس از آن، والدین و زندگی دنیوی را ترک کرد و به بیابان‌های مصر کناره گرفت. تحت راهنمایی یک پدر روحانی باتجربه، پورفیریوس جوان به مقام رهبانیت رسید و پنج سال در آنجا ماند. سپس همراه با راهب مارک، یار وفادارش، به سرزمین مقدس سفر کرد. در نزدیکی اورشلیم، بار دیگر به مدت پنج سال به‌عنوان زاهد در غاری زندگی کرد. اما پس از آن، پاهای پورفیریوس ضعیف شد و دیگر توان راه رفتن نداشت. با این حال، بر زانوهای خود می‌خزید و پیوسته در خدمات الهی شرکت می‌کرد. شبی خداوند در رؤیایی بر او ظاهر شد و ناتوانی پاهایش را شفا داد و او کاملاً سلامت یافت.
وقتی به‌عنوان اسقف غزه انتخاب شد، پورفیریوس با دلی سنگین این مسئولیت را پذیرفت. در غزه تنها ۲۸۰ مسیحی یافت؛ دیگر ساکنان همگی بت‌پرستانی متعصب بودند. تنها با ایمان عظیم و صبر فراوان بود که پورفیریوس توانست ساکنان غزه را به ایمان مسیحی بازگرداند. او شخصاً به کونستانتینوپل سفر کرد تا با امپراتور آرکادیوس و پاتریارک یوحنای زرین‌دهان دیدار کند و حمایت آنان را در این مبارزه نابرابر با بت‌پرستان بجوید. او حمایت مورد نظر را دریافت کرد. معابد بت‌پرستی بسته شدند و بت‌ها ویران گشتند؛ سپس کلیسایی زیبا با سی ستون مرمرین بنا کرد. امپراتریس ائودوکیا به‌طور ویژه در ساخت این کلیسا یاری رساند. پورفیریوس آن‌قدر زیست تا ببیند که تمام شهر غزه به ایمان مسیحی گرویده است، اما تنها پس از کشمکش‌ها، رنج‌ها و اشک‌های دعایی بسیار به سوی خدا. او در سال ۴۲۱ در آرامش درگذشت. او هم در زمان زندگی و هم پس از مرگش معجزه‌گر بود. حتی امروز نیز آثار مقدس او در غزه آرام گرفته‌اند.

شهید مقدس جان کالْفا

این قدیس در گالاتا در کونستانتینوپل زاده شد. پیشه‌اش معماری و ساختمان‌سازی بود (کالْفا به معنای «معمار» است). به سبب اعتراف پرشور او به ایمان مسیحی، جان ترک‌ها را خشمگین کرد و آنان او را تحت فشار گذاشتند تا مسلمان شود. جان با شجاعت پاسخ داد: «من عیسی مسیح شیرین خود را انکار نخواهم کرد. به او ایمان دارم؛ او را خدمت می‌کنم؛ و به او اعتراف می‌نمایم.» پس از شکنجه‌های سخت، ترک‌ها در ۲۶ فوریه ۱۵۷۵ در کونستانتینوپل سر از تن او جدا کردند. او با شرافت برای مسیح محبوبش رنج کشید و سکونت خود را در سراهای خداوند یافت.


سرود ستایش

قدیس پورفیریوسِ فلج

راهب مارک از پورفیریوس می‌پرسد:
«ای پدر مقدس، تو فلج بودی؛
بر زانوهای خود به کلیسا می‌خزیدی،
دست مرا در دستانت می‌گرفتی.
دیروز چنین بود، اما امروز همه‌چیز دگرگون است!
دیشب بیمار بودی و اینک سالم بیدار شده‌ای.
چه کسی تو را چنین ناگهانی شفا داد؟
نام آن پزشک نادر را به من بگو.»

پورفیریوس در پاسخ به مارک گفت:
«خالق من، شفادهنده من است.
دیشب بر جلجتا به خواب رفتم،
کاملاً از درد شدید ناتوان شده بودم.
چنان‌که گویی در واقعیت است، در رؤیایی آشکار دیدم
که خداوند من بر صلیب آویخته بود،
و بر صلیب دیگر، دزد.
آنچه دیدم، همان را فریاد زدم!
«ای خدا و خداوند، مرا به یاد آور،
در پادشاهی خود مرا به یاد آور!»
خداوند نیکو به آن دزد گفت:
«فرود آی و بدن او را شفا ده،
چنان‌که روح تو را شفا دادم.»
بی‌درنگ، دزد از صلیب فرود آمد،
مرا در آغوش گرفت، بوسید و برخیزاند،
و گفت: «به سوی نجات‌دهنده ما نزدیک شو!»
در همان لحظه، خداوند نیز از صلیب فرود آمد،
صلیب را برداشت و بر من نهاد.
گفت: «چوب مقدس را بپذیر،
آن را برای نجات جاودان حمل کن.»
به محض آنکه صلیب را با دستانم گرفتم،
در همان دم برخاستم و شفا یافتم.
جلال بر خدا، خالق من،
جلال بر مسیح، نجات‌دهنده من!»


تأمل

قدیس یوحنای زرین دهان علیه کسانی که در کلیسا ایجاد آشوب می‌کنند و قبل از پایان مراسم لیتورگی الهیِ خدا از کلیسا خارج می‌شوند، چنین می‌نویسد: “برخی با لرز به عشای ربانی نزدیک نمی‌شوند، بلکه با هیاهو، یکدیگر را هل می‌دهند، از خشم می‌سوزند، فریاد می‌زنند، سرزنش می‌کنند، همسایه‌ی خود را می‌رانند، پر از آشوب هستند. در این باره بارها سخن گفته‌ام و از گفتن آن دست نخواهم کشید. آیا نظم رفتار در بازی‌های المپیک بت‌پرستان را نمی‌بینید، هنگامی که ترتیب‌دهنده با تاجی بر سر، لباسی بلند بر تن و عصایی در دست از میدان عبور می‌کند و گوینده اعلام می‌کند که سکوت و نظم برقرار شود؟ آیا زشت نیست که در جایی که شیطان حکومت می‌کند چنین سکوتی وجود دارد، و اینجا که مسیح ما را به سوی خود دعوت می‌کند، چنین هیاهویی وجود دارد؟ در میدان، سکوت: و در کلیسا، هیاهو! در دریا، آرامش و در بندر، طوفان! هنگامی که به یک مهمانی دعوت می‌شوی، نباید قبل از دیگران آنجا را ترک کنی، حتی اگر قبل از دیگران سیر شده‌ای، و اینجا در حالی که راز مهیب مسیح جشن گرفته می‌شود، در حالی که وظایف کاهنی هنوز ادامه دارد، در وسط آن خارج می‌شوی و می‌روی؟ چگونه می‌توان این را بخشید؟ چگونه می‌توان این را توجیه کرد؟ یهودا، پس از دریافت عشای ربانی در شام آخر (شام عرفانی) در آن شب نهایی، به سرعت خارج شد در حالی که دیگران سر میز باقی ماندند. ببینید، کسانی که قبل از سپاسگزاری نهایی عجله می‌کنند، از چه کسی پیروی می‌کنند؟ (موعظه در جشن اپیفانی).


تعمق

تعمق درباره عیسی مسیح که در قایق با شاگردانش است: “ناگهان طوفانی بزرگ در دریا برخاست، به طوری که قایق با موج‌ها پوشیده شد. اما او در خواب بود” (متی ۸ :۲۴).

۱. چگونه طوفانی برخاست در حالی که خداوند خواب بود؛
۲. چگونه شاگردان ترسیده او را بیدار کردند و از او کمک خواستند؛
۳. چگونه خداوند شاگردان را به دلیل کم‌ایمانی سرزنش کرد و دریا و بادها را آرام کرد؛
۴. چگونه من نباید از هیچ طوفانی در زندگی بترسم اگر خداوند را در قلبم نگه دارم، همان‌گونه که در عقب قایق است. (بدن – قایق – قلب – عقب).


موعظه

-درباره‌ی صدقه‌ی درونی-

“بلکه از آنچه دارید صدقه بدهید؛ تا همه چیز برایتان پاک باشد.” (لوقا 11: 41)


پاکیزگی بیرونی برای انسان شایسته است. اما این پاکیزگی کم‌اهمیت‌تری است. پاکیزگی درونی به طور غیرقابل مقایسه‌ای مهم‌تر از پاکیزگی بیرونی است. این پاکیزگی بزرگ‌تری است. یک ظرف تنها در صورتی می‌تواند مفیدتر باشد که از داخل شسته و تمیز باشد، حتی اگر بیرون آن تیره و خاک‌آلود باشد. اگر یک لیوان از داخل کثیف باشد، پاکیزگی بیرونی آن هرگز کسی را جذب نمی‌کند که از آن بنوشد. اگر یک کاسه از بیرون تیره و خاک‌آلود باشد، چه کسی جرأت می‌کند از آن بخورد؟ معلمان و نمونه‌های بیشتری از پاکیزگی بیرونی در جهان وجود دارد تا پاکیزگی درونی. زیرا آموزش و نشان دادن پاکیزگی بیرونی آسان‌تر از پاکیزگی درونی است.

ببینید برادران، چگونه معلم و الگوی پاکیزگی بزرگ، این پاکیزگی بزرگ را به صدقه‌ی درونی وابسته می‌کند. صدقه‌ای که از قلب انجام می‌شود، روح انسان را پاک می‌کند. صدقه‌ای که از قلب انجام می‌شود، قلب انسان را پاک می‌کند. صدقه‌ای که از روح انجام می‌شود، روح انسان را پاک می‌کند. صدقه‌ای که از تمام ذهن او انجام می‌شود، ذهن انسان را پاک می‌کند. به طور خلاصه، صدقه‌ی درونی تمام انسان را پاک می‌کند. اگر صدقه تنها از دست باشد، دست را چندان پاک نمی‌کند، چه رسد به قلب، روح و ذهن. صدقه از دست ضروری است، اما تنها زمانی دهنده را پاک می‌کند که قلب دست را به صدقه دادن وادار کند. علاوه بر صدقه از دست، انواع دیگری از صدقه وجود دارد. دعا برای مردم صدقه‌ی درونی است، و همچنین اندوه برای دردهای انسان‌ها، و شادی در شادی دیگران. این صدقه‌ای است که از قلب سرچشمه می‌گیرد و پاکیزگی در قلب، روح و ذهن ایجاد می‌کند.

ای خداوند پاک، به ما کمک کن تا با صدقه‌ی واقعی، پاکیزگی بزرگ را به دست آوریم.

جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد. آمین.

error: Content is protected !!