آیات روز
تقویم جدید
دوّم قرنتیان 9:12-10: 7
دوّم قرنتیان 9:12-10: 7[12] زیرا که به جا آوردن این خدمت، نه فقط نیازهای مقدّسین را رفع میکند، بلکه سپاس خدا را نیز بسیار میافزاید. [13] و از دلیل این خدمت، خدا را تمجید میکنند به خاطر اطاعت شما در اعتراف انجیل مسیح و گشادهدستی بخشش شما برای ایشان و همگان. [14] و ایشان به خاطر افزونی فیض خدایی که بر شماست، در دعای خود مشتاق شما میباشند. [15] خدا را برای عطای وصف ناپذیر او شکر باد.
[1] امّا من خود، پولس، که چون در میان شما حاضر بودم، فروتن بودم، لیکن وقتی که غایب هستم، با شما جسارت میکنم، از شما به حِلم و شفقت مسیح خواهش دارم [2] و التماس میکنم که چون حاضر شوم، جسارت نکنم به آن اعتمادی که گمان میبرم که جرأت خواهم کرد با آنانی که میپندارند که ما به طریق جسم رفتار میکنیم. [3] زیرا هرچند در جسم رفتار میکنیم، ولی به قانون جسمی جنگ نمینماییم. [4] زیرا اسلحهٔ جنگ ما جسمانی نیست، بلکه نزد خدا قادر است برای انهدام قلعهها، [5] که خیالات و هر بلندی را که خود را به خلاف معرفت خدا میافرازد، به زیر میافکنیم و هر فکری را به اطاعت مسیح اسیر میسازیم. [6] و حاضر هستیم که از هر نااطاعتی انتقام جوییم، وقتی که اطاعت شما کامل شود. [7] آیا به صورت ظاهری نگاه میکنید؟ اگر کسی بر خود اعتماد دارد که از آنِ مسیح است، این را نیز از خود بداند که چنانکه او از آنِ مسیح است، ما نیز همچنان از آنِ مسیح هستیم.
مَرقُس 3:19-27
مَرقُس 3:19-27[19] و یهودای اسخریوطی که او را تسلیم کرد. (متّی ۱۲: ۲۲-۳۷) [20] و چون به خانه وارد شدند، باز جمعی فراهم آمدند به طوری که ایشان فرصت نان خوردن هم نکردند. [21] و خویشان او چون شنیدند، بیرون آمدند تا او را بردارند، زیرا گفتند: «از خود بیخود شده است.» [22] و کاتبانی که از اورشلیم آمده بودند، گفتند که «بِعِلزِبول دارد و به یاری رئیس دیوها، دیوها را اخراج میکند.» [23] پس ایشان را پیش طلبیده، مَثَلها زده، به ایشان گفت: «چطور میتواند شیطان، شیطان را بیرون کند؟ [24] و اگر مملکتی به ضدّ خود تقسیم شود، آن مملکت نتواند پایدار بماند. [25] و هرگاه خانهای به ضدّ خویش تقسیم شد، آن خانه نمیتواند استقامت داشته باشد. [26] و اگر شیطان با نفس خود مقاومت نماید و تقسیم شود، او نمیتواند استوار ماند، بلکه هلاک میگردد. [27] و هیچکس نمیتواند به خانهٔ مرد نیرومند وارد شده، اسباب او را غارت نماید، جز آنکه اوّل آن نیرومند را ببندد و بعد از آن خانه او را تاراج میکند.
تقویم قدیم
غَلاطیان 2:21- 3: 7
غَلاطیان 2:21- 3: 7[21] فیض خدا را باطل نمیسازم، زیرا اگر عدالت به شریعت میبود، بدون شک مسیح بی جهت مرد.
[1] ای غلاطیان بیفهم، کیست که شما را افسون کرد تا حقیقت را اطاعت نکنید که پیش چشمان شما عیسی مسیح مصلوب شده ترسیم گردید؟ [2] فقط این را میخواهم از شما بفهمم که روح را از اعمال شریعت یافتهاید یا از خبر ایمان؟ [3] آیا اینقدر بیفهم هستید که به روح شروع کرده، الان به جسم کامل میشوید؟ [4] آیا اینقدر زحمات را بیجهت کشیدید اگر به راست هم که بیجهت باشد؟ [5] پس آنکه روح را به شما عطا میکند و قوّات در میان شما به ظهور میآورد، آیا از اعمال شریعت یا از خبر ایمان میکند؟ [6] چنانکه ابراهیم به خدا ایمان آورد و برای او عدالت حساب شد. [7] پس آگاهید که اهل ایمان فرزندان ابراهیم هستند.
مَرقُس 6:1-7
مَرقُس 6:1-7[1] پس از آنجا روانه شده، به وطن خویش آمد و شاگردانش از عقب او آمدند. [2] چون روز سبّت رسید، در کنیسه تعلیم دادن آغاز نمود و بسیاری چون شنیدند، حیران شده گفتند: «از کجا به این شخص این چیزها رسیده و این چه حکمت است که به او عطا شده است که چنین معجزات از دست او صادر میگردد؟ [3] مگر این نیست نجّار، پسر مریم و برادر یعقوب و یوشا و یهودا و شمعون؟ و خواهران او اینجا نزد ما نمیباشند؟» و از او رنجیدند. [4] عیسی ایشان را گفت: «نبی بیحرمت نباشد جز در وطن خود و میان خویشان و در خانهٔ خود.» [5] و در آنجا هیچ معجزهای نتوانست نمود جز اینکه دستهای خود را بر چند مریض نهاده، ایشان را شفا داد. [6] و از بیایمانی ایشان متعجّب شده، در دهات آن حوالی گشته، به تعلیم دادن پرداخت. (متّی ۱۰: ۱-۱۵، لوقا ۹: ۱-۶) [7] پس آن دوازده را پیش خوانده، شروع کرد به فرستادن ایشان جفت جفت و ایشان را بر ارواح پلید قدرت داد،
مناسبت و قدیسین روز

شهید مقدس آدریان و همسرش ناتالیا
آدریان و ناتالیا زن و شوهر بودند و هر دو از خانوادههایی اشرافی و ثروتمند در نیکومدیا میآمدند. آدریان بتپرست بود و ریاست پرایتوریوم را بر عهده داشت. ناتالیا در نهان مسیحی بود. هر دو جوان بودند و تنها سیزده ماه پس از ازدواجشان با یکدیگر زندگی کردند و سپس به شهادت رسیدند. هنگامی که امپراتور شرور، ماکسیمیان، از نیکومدیا دیدار کرد، فرمان داد مسیحیان را دستگیر کنند و تحت شکنجه قرار دهند. بیستوسه مسیحی در غاری نزدیک شهر پنهان شده بودند. شخصی آنان را به مقامات گزارش داد. آنان را بیرحمانه با تازیانههای چرمی که برای زدن حیوانات استفاده میشد شلاق زدند، با چوب کتک زدند و به زندان افکندند. اندکی بعد آنان را نزد رئیس پرایتوریوم آوردند تا نامهایشان ثبت شود. آدریان به این افراد نگریست: آرام و فروتن بودند؛ شکنجه میشدند، اما شکیبایی میکردند. او از آنان خواست سوگند بخورند و به او بگویند که به گمان آنان خداوندشان در برابر تحمل این همه شکنجه چه چیزی به آنان خواهد بخشید. آنان از سعادت عادلان در ملکوت خدا سخن گفتند. آنگاه آدریان بیدرنگ به کاتب روی کرد و به او گفت: «نام مرا نیز همراه این مقدسان بنویس؛ من نیز مسیحی هستم!» هنگامی که امپراتور از این ماجرا آگاه شد، از آدریان پرسید: «آیا دیوانه شدهای؟» آدریان پاسخ داد: «من دیوانه نشدهام؛ بلکه تازه به خود آمدهام.» هنگامی که ناتالیا از این ماجرا باخبر شد، بسیار شادمان گشت. هنگامی که آدریان همراه دیگران، در زنجیر و در زندان بود، ناتالیا نزد آنان آمد و به همه خدمت کرد. هنگامی که شوهرش را شلاق میزدند و بهشدت شکنجه میکردند، ناتالیا او را تشویق میکرد که تا پایان شکیبا باشد. پس از شکنجهها و زندانیبودن طولانی، امپراتور فرمان داد دستها و پاهای زندانیان را با چکش و سندان بشکنند. این فرمان اجرا شد. آدریان همراه با بیستوسه مرد مسیحی دیگر، در میان شدیدترین شکنجهها روح خود را تسلیم کرد. ناتالیا بقایای مقدس آنان را به آرگیروپولیس، در نزدیکی کونستانتینوپل، برد و در آنجا با احترام به خاک سپرد. چند روز بعد، آدریان در شکوه و درخششی آسمانی بر ناتالیا ظاهر شد و او را فراخواند که او نیز نزد خداوند بیاید؛ و ناتالیا با آرامش روح خود را به خدا سپرد.

راهب مقدس تیتوئس
تیتوئس، شاگرد قدیس پاکومیوس، در میان زاهدان مصر شهرت داشت. او رئیس صومعه تابِنّیسی بود. تمام زندگی خود را در پاکی مطلق گذراند. روزی برادری از او پرسید: «چه راهی به فروتنی میانجامد؟» تیتوئس پاسخ داد: «راه رسیدن به فروتنی، پرهیز، دعا و دانستن این است که خود را از همه پایینتر بدانی.» تیتوئس به درجه بسیار والایی از کمال روحانی رسید؛ هرگاه دستهای خود را برای دعا بلند میکرد، روحش به حالت وجد و خلسه روحانی درمیآمد. او در قرن چهارم یا پنجم در خداوند آرام گرفت. راهب مقدس ایبیستیون نیز همراه او گرامی داشته میشود.

قدیس زِر-یعقوب
یعقوب، مبشر و مبلغ بزرگ مسیحیت در حبشه بود.

معجزه شمایل مقدسترین بانوی ما، والده خدا، در مسکو در سال ۱۳۹۵
به بخش «تأمل» در زیر مراجعه کنید.
سرود ستایش
شهید مقدس آدریان و همسرش، قدیسه ناتالیا، و بیستوسه شهید
راه پر از خار است،
اما در بهشت گلهای سرخ وجود دارد؛
رنجها تلخاند،
اما مسیح شیرین است.
این چه صدایی است که از سیاهچال تاریک به گوش میرسد؟
چکش بر سندان سخت فرود میآید،
اما آهن یا سربی را شکل نمیدهد؛
بلکه پاهای شهید را خرد میکند؛
بازوهای شهید را خرد میکند؛
زیرا شهید، سرباز مسیح است.
دست سفید و نجیب مردی بر خاک میافتد، آغشته به خون؛
دست قدیس آدریان.
قدیسه ناتالیا دست شوهرش را برداشت و با آن از زندان بیرون دوید.
این دست را شست، در پارچهای ابریشمی پیچید و آن را بوسید و با اشکهایش خیس کرد.
هر جا که میرفت، دست او را با خود میبرد.
آن را هنگام خواب زیر سرش میگذاشت و آهسته به دست بریدهشده میگفت:
«ای دست آدریان مقدس من، تو بارها به من کمک کردهای.
بار دیگر به من کمک کن، ای دست؛
مرا بهسرعت به آسمان برسان، به جایی که آدریان با مقدسان زندگی میکند.»
در حقیقت، انتظار او کوتاه بود؛
آدریان بر ناتالیا ظاهر شد، زیباتر و درخشانتر از یک پادشاه،
و صدای آسمانیاش او را فراخواند:
«ای ناتالیای خواهر من، نزد من بیا؛
نزد من بیا و تا ابد زندگی خواهی کرد.
پادشاه تو را به ملکوت ابدی فرا میخواند!»
تأمل
گاهی در میان مسیحیان سخنان بیایمانانهای شنیده میشود: «حتی خدا هم نمیتواند در اینجا کمکی بکند!» هیچ خطری وجود ندارد که خدا نتواند در آن یاری کند و هیچ دشمنی نیز وجود ندارد که بتواند با قدرت خودش و بدون اجازه خداوند پیروز شود. نپرس که خدا چگونه ارتش قدرتمند دشمنان ما را نابود خواهد کرد؛ برای خدا این کار از نفس کشیدن تو نیز آسانتر است! بخوان که چگونه خدا تنها با یک ظهور، سپاه سوریه را چنان به وحشت انداخت که پراکنده شدند و اسرائیل نجات یافت (دوم پادشاهان ۷ :۶). بخوان که چگونه اورشلیم بدون هیچ تلاشی از سوی حزقیال، پادشاه، جز التماس و دعای او در برابر خدا، از سپاه قدرتمند بابل نجات یافت (دوم پادشاهان ۱۹: ۳۵). خداوند چنین معجزاتی را تنها در دوران باستان انجام نداده است، بلکه هرگاه مؤمنان با ایمان به او دعا میکنند، همچنان چنین میکند. چنین اتفاقی در سال ۱۳۹۵ رخ داد، هنگامی که پادشاه تاتار، تیمورلنگ، مسکو را با سپاهی بیشمار محاصره کرد. روسها شمایل معجزهگر مقدسترین و پاکترین بانوی ما، والده خدا، را از شهر ولادیمیر به مسکو آوردند و تمام مردم با اشک و زاری به درگاه او دعا کردند. ناگهان، بدون هیچ دلیل آشکاری، سپاه تاتار با شتاب عقبنشینی کرد و گریخت. چه چیزی سبب این امر شد؟ تیمورلنگ در خواب دید که ابرهایی از مقدسان از آسمان فرود میآیند. در میان آنان، بانوی مقدس، والده خدا، همچون ملکه ایستاده بود و لشکرهایی از فرشتگان او را احاطه کرده بودند. والده خدا تیمورلنگ را بهشدت سرزنش کرد و به او فرمان داد فوراً سرزمین روسها را ترک کند؛ و مقدسان نیز عصاهای خود را به سوی او بلند کردند. تیمورلنگ که بهشدت هراسان شده بود، به سپاهش فرمان داد به محض طلوع روز عقبنشینی کنند.
تعمق
درباره بزرگی روح داوود تفکر کنید (اول سموئیل ۲۶):
۱. چگونه داوود شبانه وارد اردوگاه شائول شد و هنگامی که شائول در خواب بود، نیزه و جام او را برداشت؛
۲. چگونه فرمانده داوود خواست با نیزه شائول را بکشد، اما داوود او را منع کرد؛
۳. چگونه داوود انتقام را به خداوند واگذار کرد.
موعظه
-درباره رنجهای مسیح و اینکه چگونه اشعیا آنها را از پیش دید-
« پشت خود را به زنندگان و رُخسار خود را به آنان که ریش مرا کندند؛ روی خود را از رسوایی و آب دهان پنهان نکردم.» (اشعیا ۵۰ :۶)
برادران، این پیشگویی است. اکنون تحقق دقیق آن پیشگویی را بخوانید: «و چون عیسی را تازیانه زد، او را تسلیم کرد تا مصلوب شود.» (متی ۲۷: ۲۶) آیا این همان چیزی نیست که پیامبر از پیش گفته بود؟ «پشت خود را به زنندگان سپردم…» و دوباره میخوانیم: «یکی از مأمورانی که آنجا ایستاده بود، با کف دست بر عیسی زد.» (یوحنا ۱۸: ۲۲) و باز: «بر صورت او زدند و از او پرسیدند و گفتند: بگو چه کسی تو را زد؟» (لوقا ۲۲ :۶۴) آیا این همان چیزی نیست که پیامبر پیشگویی کرده بود؟ «رُخسار خود را به آنان که ریش مرا کندند سپردم…» افزون بر این میخوانیم: «و او را مسخره کردند» (متی ۲۷: ۲۹)؛ و «با نی بر سر او زدند و بر او آب دهان انداختند» (مرقس ۱۵ :۱۹). این همان چیزی است که پیامبر پیشگویی کرده بود: «چهرهام را از خواری و آب دهان پنهان نکردم.» هر کلمه از این پیشگویی روشن است. شگفتانگیز است که انسان بصیر و خداشناس، از میان دیوارهای چندین قرن، وقایع را روشنتر از آن میبیند که چشم عادی کف یک آب زلال و کمعمق را میبیند! خداوند با قدرت مقاومتناپذیر خود، روح انسان فانی را میگشاید تا به واسطه روح، رویدادهای دوردست را به همان روشنی ببیند که چشم جسمانی رویدادهای نزدیک را میبیند. پس خدای دانای مطلق و بینای مطلق چگونه خود از میان مغز استخوانهای ما، از میان مهِ افکارمان و از میان تمام رازهای قلبهایمان میبیند؟ او افکار ما را حتی پیش از آنکه متولد شوند میداند و خواستههای ما را پیش از آنکه شکل بگیرند میشناسد. او تنها شاهدی است که هرگز فریب نخورده و نمیتواند فریب بخورد؛ شاهد تمام رویدادهای بیرونی و درونی، در بلندیها و ژرفاها، در پهنا و درازا. او در روح ما به حقیقت بر تمام چیزهایی که جانمان برای خیر و نجات خود نیاز دارد آگاهی دارد و آن را گواهی میدهد.
ای شاهدِ همهبین و شگفتانگیزِ تمام رازهای آسمان و زمین، ای آفریننده و روزیدهنده نیکوی ما، تو بهتنهایی ضعفهای همه ما را میبینی. یاریمان کن، آه، یاریمان کن تا آنچه را برای نجات ابدی روحمان ضروری است بیاموزیم.
زیرا جلال و ستایش تا ابد از آنِ توست. آمین.