25 فوریه (گریگوری) /10 مارس (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
اشعیا 2: 3-11

[3] و قوم های بسیار عزیمت کرده، خواهند گفت: «بیایید تا به کوه خداوند و به خانه خدای یعقوب برآییم تا طریق های خویش را به ما تعلیم دهد و به راههای وی سلوک نماییم.» زیرا که شریعت از صهیون و کلام خداوند از اورشلیم صادر خواهد شد. [4] و اوامتها را داوری خواهد نمود و قوم های بسیاری را تنبیه خواهد کرد و ایشان شمشیرهای خود رابرای گاوآهن و نیزه های خویش را برای اره هاخواهند شکست و امتی بر امتی شمشیر نخواهدکشید و بار دیگر جنگ را نخواهند آموخت. [5] ای خاندان یعقوب بیایید تا در نور خداوند سلوک نماییم. [6] زیرا قوم خود یعنی خاندان یعقوب را ترک کردهای، چونکه از رسوم مشرقی مملو و مانندفلسطینیان فالگیر شدهاند و با پسران غربا دست زدهاند، [7] و زمین ایشان از نقره و طلا پر شده وخزاین ایشان را انتهایی نیست، و زمین ایشان ازاسبان پر است و ارابه های ایشان را انتهایی نیست؛ [8] و زمین ایشان از بتها پر است؛ صنعت دستهای خویش را که به انگشتهای خود ساختهاند سجده مینمایند. [9] و مردم خم شده و مردان پست میشوند. لهذا ایشان را نخواهی آمرزید. [10] از ترس خداوند و از کبریای جلال وی به صخره داخل شده، خویشتن را در خاک پنهان کن. [11] چشمان بلند انسان پست و تکبر مردان خم خواهد شد و در آن روز خداوند به تنهایی متعال خواهد بود.

پیدایش 1: 24-2: 3 (عصر)

[24] و خدا گفت: «زمین، جانوران را موافق اجناس آنها بیرون آورد، بهایم و حشرات وحیوانات زمین به اجناس آنها.» و چنین شد. [25] پس خدا حیوانات زمین را به اجناس آنهابساخت و بهایم را به اجناس آنها و همه حشرات زمین را به اجناس آنها. و خدا دید که نیکوست. [26] و خدا گفت: «آدم را بصورت ما و موافق شبیه ما بسازیم تا بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان وبهایم و بر تمامی زمین و همه حشراتی که بر زمین میخزند، حکومت نماید.» [27] پس خدا آدم را بصورت خود آفرید. او رابصورت خدا آفرید. ایشان را نر و ماده آفرید. [28] و خدا ایشان را برکت داد و خدا بدیشان گفت: «بارور و کثیر شوید و زمین را پر سازید و در آن تسلط نمایید، و بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان وهمه حیواناتی که بر زمین میخزند، حکومت کنید.» [29] و خدا گفت: «همانا همه علف های تخم داری که بر روی تمام زمین است و همه درختهایی که در آنها میوه درخت تخم دار است، به شما دادم تا برای شما خوراک باشد. [30] و به همه حیوانات زمین و به همه پرندگان آسمان وبه همه حشرات زمین که در آنها حیاتاست، هر علف سبز را برای خوراک دادم.» و چنین شد. [31] و خدا هرچه ساخته بود، دید و همانابسیار نیکو بود. و شام بود و صبح بود، روزششم.
[1] و آسمانها و زمین و همه لشکر آنها تمام شد. [2] و در روز هفتم، خدا از همه کار خود که ساخته بود، فارغ شد. و در روز هفتم از همه کارخود که ساخته بود، آرامی گرفت. [3] پس خدا روزهفتم را مبارک خواند و آن را تقدیس نمود، زیراکه در آن آرام گرفت، از همه کار خود که خداآفرید و ساخت.

امثال 2: 1-22 (عصر)

[1] ای پسر من اگر سخنان مرا قبول مینمودی و اوامر مرا نزد خود نگاه میداشتی، [2] تاگوش خود را به حکمت فرا گیری و دل خود را به فطانت مایل گردانی، [3] اگر فهم را دعوت میکردی و آواز خود را به فطانت بلندمی نمودی، [4] اگر آن را مثل نقره میطلبیدی ومانند خزانه های مخفی جستجو میکردی، [5] آنگاه ترس خداوند را میفهمیدی، و معرفت خدا را حاصل مینمودی. [6] زیرا خداوندحکمت را میبخشد، و از دهان وی معرفت وفطانت صادر میشود. [7] به جهت مستقیمان، حکمت کامل را ذخیره میکند و برای آنانی که درکاملیت سلوک مینمایند، سپر میباشد، [8] تاطریقهای انصاف را محافظت نماید و طریق مقدسان خویش را نگاه دارد. [9] پس آنگاه عدالت و انصاف را میفهمیدی، و استقامت و هر طریق نیکو را. [10] زیرا که حکمت به دل تو داخل میشد و معرفت نزد جان تو عزیزمی گشت. [11] تمیز، تو را محافظت مینمود، وفطانت، تو را نگاه میداشت، [12] تا تو را از راه شریر رهایی بخشد، و از کسانی که به سخنان کج متکلم میشوند. [13] که راههای راستی را ترک میکنند، و به طریقهای تاریکی سالک میشوند. [14] از عمل بد خشنودند، و از دروغهای شریرخرسندند. [15] که در راههای خود معوجند، و درطریقهای خویش کج رو میباشند. [16] تا تو را اززن اجنبی رهایی بخشد، و از زن بیگانهای که سخنان تملقآمیز میگوید؛ [17] که مصاحب جوانی خود را ترک کرده، و عهد خدای خویش را فراموش نموده است. [18] زیرا خانه او به موت فرو میرود و طریقهای او به مردگان. [19] کسانی که نزد وی روند برنخواهند گشت، و به طریقهای حیات نخواهند رسید. [20] تا به راه صالحان سلوک نمایی و طریقهای عادلان را نگاه داری. [21] زیراکه راستان در زمین ساکن خواهند شد، و کاملان در آن باقی خواهند ماند. [22] لیکن شریران از زمین منقطع خواهند شد، و ریشه خیانتکاران از آن کنده خواهد گشت.

تقویم قدیم
اشعیا 9: 9-10: 4

[9] و تمامی قوم خواهنددانست یعنی افرایم و ساکنان سامره که از غرور وتکبر دل خود میگویند. [10] خشتها افتاده است امابا سنگهای تراشیده بنا خواهیم نمود؛ چوبهای افراغ در هم شکست اما سرو آزاد بجای آنهامی گذاریم. [11] بنابراین خداوند دشمنان رصین رابضد او خواهد برافراشت و خصمان او را خواهدبرانگیخت. [12] ارامیان را از مشرق و فلسطینیان رااز مغرب و ایشان اسرائیل را با دهان گشوده خواهند خورد. اما با این همه خشم او برگردانیده نشده و دست او هنوز دراز است. [13] و این قوم بسوی زننده خودشان بازگشت ننموده و یهوه صبایوت را نطلبیدهاند. [14] بنابراین خداوند سر ودم و نخل و نی را از اسرائیل در یک روز خواهدبرید. [15] مرد پیر و مرد شریف سر است و نبیای که تعلیم دروغ میدهد، دم میباشد. [16] زیرا که هادیان این قوم ایشان را گمراه میکنند و پیروان ایشان بلعیده میشوند. [17] از این سبب خداوند از جوانان ایشان مسرور نخواهد شد و بر یتیمان و بیوهزنان ایشان ترحم نخواهد نمود. چونکه جمیع ایشان منافق وشریرند و هر دهانی به حماقت متکلم میشود بااینهمه غضب او برگردانیده نشده و دست او هنوزدراز است. [18] زیرا که شرارت مثل آتش میسوزاند و خار و خس را میخورد، و دربوته های جنگل افروخته شده، دود غلیظ پیچان میشود. [19] از غضب یهوه صبایوت زمین سوخته شده است و قوم هیزم آتش گشتهاند و کسی بربرادر خود شفقت ندارد. [20] از جانب راست میربایند و گرسنه میمانند و از طرف چپ میخورند و سیر نمی شوند و هرکس گوشت بازوی خود را میخورد. [21] منسی افرایم را وافرایم منسی را و هر دوی ایشان بضد یهودا متحدمی شوند. با اینهمه غضب او برگردانیده نشده ودست او هنوز دراز است.

[1] وای بر آنانی که احکام غیر عادله راجاری میسازند و کاتبانی که ظلم رامرقوم میدارند، [2] تا مسکینان را از داوری منحرف سازند و حق فقیران قوم مرا بربایند تا آنکه بیوهزنان غارت ایشان بشوند و یتیمان راتاراج نمایند. [3] پس در روز بازخواست در حینی که خرابی از دور میآید، چه خواهید کرد وبسوی که برای معاونت خواهید گریخت و جلال خود را کجا خواهید انداخت؟ [4] غیر از آنکه زیراسیران خم شوند و زیر کشتگان بیفتند. با اینهمه غضب او برگردانیده نشده و دست او هنوز درازاست.

پیدایش 7: 1-5

[1] و خداوند به نوح گفت: «تو و تمامی اهل خانه ات به کشتی در آیید، زیرا تو را در این عصر به حضور خود عادل دیدم. [2] و از همه بهایم پاک، هفت هفت، نر و ماده با خود بگیر، و از بهایم ناپاک، دودو، نر و ماده، [3] و از پرندگان آسمان نیزهفت هفت، نر و ماده را، تا نسلی بر روی تمام زمین نگاه داری. [4] زیرا که من بعد از هفت روزدیگر، چهل روز و چهل شب باران میبارانم، وهر موجودی را که ساختهام، از روی زمین محومی سازم.» [5] پس نوح موافق آنچه خداوند او را امرفرموده بود، عمل نمود.

امثال 8: 32-9: 11

[32] پس الانای پسران مرا بشنوید، وخوشابحال آنانی که طریقهای مرا نگاه دارند. [33] تادیب را بشنوید و حکیم باشید، و آن را ردمنمایید. [34] خوشابحال کسیکه مرا بشنود، و هرروز نزد درهای من دیده بانی کند، و باهوهای دروازه های مرا محافظت نماید. [35] زیرا هرکه مرایابد حیات را تحصیل کند، و رضامندی خداوندرا حاصل نماید. [36] و اما کسیکه مرا خطا کند، بهجان خود ضرر رساند، و هرکه مرا دشمن دارد، موت را دوست دارد.

[1] حکمت، خانه خود را بنا کرده، و هفت ستونهای خویش را تراشیده است. [2] ذبایح خود را ذبح نموده و شراب خود را ممزوج ساخته و سفره خود را نیز آراسته است. [3] کنیزان خود را فرستاده، ندا کرده است، بر پشتهای بلندشهر. [4] هرکه جاهل باشد به اینجا بیاید، و هرکه ناقص العقل است او را میگوید. [5] بیایید از غذای من بخورید، و از شرابی که ممزوج ساختهام بنوشید. [6] جهالت را ترک کرده، زنده بمانید، و به طریق فهم سلوک نمایید. [7] هرکه استهزاکننده راتادیب نماید، برای خویشتن رسوایی را تحصیل کند، و هرکه شریر را تنبیه نماید برای او عیب میباشد. [8] استهزاکننده را تنبیه منما مبادا از تونفرت کند، اما مرد حکیم را تنبیه نما که تو رادوست خواهد داشت. [9] مرد حکیم را پند ده که زیاده حکیم خواهد شد. مرد عادل را تعلیم ده که علمش خواهد افزود. [10] ابتدای حکمت ترس خداوند است، و معرفت قدوس فطانت میباشد. [11] زیرا که به واسطه من روزهای تو کثیر خواهدشد، و سالهای عمر از برایت زیاده خواهدگردید.

مناسبت و قدیسین روز

قدیس تاراسیوس، پاتریارک کونستانتینوپل

پیشینیان او، پاتریارک پاول، به‌طور پنهانی از تخت پاتریارکی کناره گرفت، وارد صومعه شد و جامهٔ اسکیما را بر تن کرد. در آن زمان، ایرنه و کنستانتین ششم حکومت می‌کردند. به توصیهٔ پاول، تاراسیوس که در آن هنگام سناتور و مشاور دربار بود، در سال ۷۸۳ به‌عنوان پاتریارک برگزیده شد. او به‌سرعت از مراتب کلیسایی گذر کرد و به مقام پاتریارکی تقدیس شد.
تاراسیوس مردی بسیار دانشمند و سرشار از غیرت در ایمان ارتدوکس بود. او با اکراه این مقام را پذیرفت، تنها برای آن‌که در نبرد با بدعت‌ها—به‌ویژه شمایل‌ستیزی—به ارتدوکسی یاری رساند. در دوران او، هفتمین شورای جهانی (نیقیه، ۷۸۷) برگزار شد؛ شورایی که در آن شمایل‌ستیزی محکوم گردید و تکریم شمایل‌های مقدس تأیید و بازگردانده شد.
تاراسیوس نسبت به یتیمان و فقرا بسیار بخشنده بود: پناهگاه‌هایی بنا کرد و خوراک میان آنان توزیع نمود. در برابر قدرتمندان، در دفاع از ایمان و اخلاق، قاطع و بی‌باک بود. هنگامی که امپراتور کنستانتین همسر قانونی خود، ماریا، را تبعید کرد و یکی از خویشاوندانش را به‌عنوان همسر نزد خود آورد، از پاتریارک درخواست برکت ازدواج کرد. تاراسیوس نه‌تنها این برکت را نپذیرفت، بلکه نخست او را اندرز داد، سپس سرزنش کرد و سرانجام از دریافت عشای ربانی منع نمود.
پیش از مرگش، بسیاری دیدند که چگونه تاراسیوس به دیوان پاسخ می‌داد و می‌گفت: «من به این گناه آلوده نیستم، و نه به آن گناه»، تا آن‌که زبان ناتوانش دیگر توان سخن گفتن نداشت. آنگاه با دستانش به دفاع برخاست و دیوان را از خود راند. هنگامی که درگذشت، چهره‌اش چون خورشید درخشید. این اسقف بزرگ و راستین در سال ۸۰۶ رحلت کرد. او بیست‌ودو سال و چهار ماه کلیسا را شبانی نمود.

پافنوتیوسِ مقدس از کفالا

این قدیس بزرگ هم‌دوران قدیس آنتونی کبیر بود. دربارهٔ او گفته‌اند که هشتاد سال تمام همان جامه را بر تن داشت. قدیس آنتونی احترام بسیاری برای او قائل بود و همواره می‌گفت که پافنوتیوس زاهدی راستین است که توان شفا دادن و نجات جان‌ها را دارد.


سرود ستایش

به خدای آفریننده

آفریننده، درخشان و تاج‌گرفته از نور،
نه به وصف کسی درآید و نه به بیان چیزی:
او سازندگان دانای کلیسا را برمی‌انگیزد،
مدافعان غیور و شبانان نیکو را.
او رنج‌ها را اجازه می‌دهد، به سبب گناهان ما،
گرچه در ذات خویش رحمت و نیکویی است.
چنان‌که زمین ناسازگار را با یخبندان تلخ آماده می‌سازد،
تا آن را بارور و مهیای کِشت کند،
به همان‌سان دل‌های ما را با رنج‌های تلخ نرم می‌کند،
اما با دست مهربان خویش همه‌چیز را به سوی نیکی می‌برد.
از میان تاریکی گناه، به نور می‌نگرد،
و پس از زمانی مقرر، دیگر اجازه نمی‌دهد تاریکی بماند.
او شادی را در دل اندوه و اشک بازمی‌شناسد.
پایان هر آغاز را می‌بیند،
زیرا خود همه‌چیز را آغاز کرده و می‌خواهد همه را به کمال رساند.
چه کسی می‌تواند در برابر فرمان او بایستد؟
کسی ممکن است بگوید او ضعیف است، زیرا خود را به‌ظرافت پنهان می‌کند:
با سایه‌ای از عمل، دیدگان را از خویش می‌پوشاند.
چون سایه بگذرد و جهان به پایان خویش رسد،
و کلیسای پیروز به آسمان برده شود،
آنگاه خورشید عدالت که هرگز خاموش نمی‌شود،
خود را با کلیسا، چون با ارغوان شاهانه، خواهد پوشاند.


تأمل

یک مسیحی شبیه به دوشیزه‌ای نامزد شده است. همان‌گونه که دوشیزه‌ی نامزد شده پیوسته به نامزد خود می‌اندیشد، مسیحی نیز پیوسته به مسیح می‌اندیشد. حتی اگر نامزدش دورتر از ده تپه باشد، باز هم دوشیزه چنان رفتار می‌کند که گویی او همیشه آنجا است؛ در کنار او و با او. او به او می‌اندیشد، برای او می‌خواند، درباره‌ی او صحبت می‌کند، برای او رویا می‌بیند و هدایایی برای او آماده می‌کند. به همین‌گونه یک مسیحی نسبت به مسیح رفتار می‌کند. همان‌گونه که دوشیزه‌ی نامزد شده می‌داند که ابتدا باید از خانه‌ای که در آن متولد شده دور شود تا با نامزد خود دیدار کند و کاملاً با او متحد شود، مسیحی نیز می‌داند که او نیز نمی‌تواند کاملاً با مسیح متحد شود تا زمانی که مرگ او را از بدن، یعنی از خانه‌ی مادی که روحش در آن ساکن بوده و از زمان تولد رشد کرده است، جدا کند.


تعمق

تعمق درباره عیسی مسیح که در قایق نشسته و به مردم در ساحل تعلیم می‌دهد: “در موقعیتی دیگر، او شروع به تعلیم در کنار دریا کرد. جمعیت بسیار زیادی دور او جمع شدند، به طوری که او به قایقی که در دریا بود رفت و در آن نشست. و تمام جمعیت در کنار دریا بر روی زمین بودند” (مرقس ۴: ۱).

۱. چگونه جمعیت زیادی دور او جمع شدند تا او را بشنوند، به طوری که مجبور شد به قایق برود؛
۲. چگونه او در قالب تمثیل‌ها به آنها درباره‌ی بذرافشان، بذر و زمین تعلیم داد، یعنی همان تشبیهات و مثال‌هایی که از ابتدای جهان تا به امروز تکرار شده‌اند و تا پایان جهان نیز تکرار خواهند شد؛
۳. چگونه او به آنها با استفاده از رویدادهای ساده‌ای که از ابتدای زمان با انسان همراه بوده‌اند و تا پایان زمان نیز با انسان خواهند بود، تعلیم می‌دهد و نه با رویدادهای نادر و غیرمعمول.


موعظه

-درباره‌ی غیرممکن بودن رازها-

“زیرا هیچ چیز پنهانی وجود ندارد که آشکار نشود” (مرقس ۴ :۲۲).

همه‌ی کارهای پنهانی انسان روزی آشکار خواهند شد. هیچ یک از کارهای انسان نمی‌تواند پنهان بماند. یهودیان فکر می‌کردند که می‌توانند کشتن بسیاری از پیامبران را از خدا پنهان کنند و کار خونین و شوم آنها علیه مسیح از خدا و انسان پنهان بماند. اما آنچه آنها فکر می‌کردند پنهان کنند، به داستانی روزانه و شبانه در آسمان‌ها و روی زمین برای هزاران سال تبدیل شد.

یهودا فکر می‌کرد که توافق خیانت‌کارانه‌اش علیه خداوندش پنهان خواهد ماند، اما خداوند این توافق را تشخیص داد و آن را به رویش آشکار کرد. “عیسی به او گفت: ‘یهودا، آیا پسر انسان را با بوسه تسلیم می‌کنی؟’” (لوقا ۲۲: ۴۸).

خداوند همچنین قلب‌های فریسیان را تشخیص داد و افکار شریرانه‌ی آنها را خواند. “چرا در دل‌های خود به بدی می‌اندیشید؟” (متی ۹ :۴). چه نوع کارها، چه نوع چیزها، چه نوع رویدادهایی در این جهان می‌توانند از کسی که حتی مخفی‌ترین افکار قلب‌های انسان‌ها را می‌بیند و آشکار می‌کند، پنهان بمانند؟

“زیرا هیچ چیز پنهانی وجود ندارد که آشکار نشود.” به همین دلیل ما باید بترسیم؛ به همین دلیل ما باید شاد باشیم. بترسیم – زیرا همه‌ی کارهای شریرانه‌ی پنهان، تمایلات شریرانه و افکار شریرانه‌ی ما آشکار خواهند شد. شاد باشیم – زیرا همه‌ی نیکی‌هایی که در خفا انجام داده‌ایم، یا آرزو کرده‌ایم، یا به آن اندیشیده‌ایم، آشکار خواهند شد. اگر اینها در برابر انسان‌ها آشکار نشوند، در برابر فرشتگان آسمانی آشکار خواهند شد. هر چه ترس برای گناهکاران بیشتر باشد، شادی برای پارسایان نیز بیشتر خواهد بود.

ای خداوند، دوستدار انسان‌ها، گناهان ما را ببخش و آنها را برای نابودی ما و اندوه فرشتگان مقدس‌ت آشکار مکن.

جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد. آمین.

error: Content is protected !!