25 آوریل (گریگوری) /8 می (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
لوقا 10:‏1-‏15 (انجیل صبح، قدیس)

[1] و بعد از این امور، خداوند هفتاد نفر دیگر را نیز تعیین فرموده، ایشان را جفت‌جفت پیش روی خود به هر شهری و جایی که خود فکر رفتن به آن داشت، فرستاد. [2] پس به ایشان گفت: «محصول بسیار است و عمله کم. پس از صاحب محصول درخواست کنید تا عمله‌ها برای محصول خود بفرستد. [3] بروید، اینک من شما را چون برّه‌ها در میان گرگان می‌فرستم. [4] و کیسه و توشه‌دان و کفشها با خود برمدارید و هیچ‌ کس را در راه سلام منمایید، [5] و در هر خانه‌ای که داخل شوید، اوّل گویید: ‘سلام بر این خانه باد.’ [6] پس هرگاه پسر سلام در آن خانه باشد، سلام شما بر آن قرار گیرد و گرنه به سوی شما برگشت کند. [7] و در آن خانه توقف نمایید و از آنچه دارند بخورید و بیاشامید، زیرا که مزدور سزاوار مزد خود است و از خانه به خانه نقل مکنید. [8] و در هر شهری که رفتید و شما را پذیرفتند، از آنچه پیش شما گذارند، بخورید. [9] و مریضان آنجا را شفا دهید و به ایشان گویید: ‘پادشاهی خدا به شما نزدیک شده است.’ [10] لیکن در هر شهری که رفتید و شما را قبول نکردند، به کوچه‌های آن شهر بیرون شده بگویید: [11] ‘حتی خاکی که از شهر شما بر ما نشسته است، بر شما می‌افشانیم. لیکن این را بدانید که پادشاهی خدا به شما نزدیک شده است.’ [12] و به شما می‌گویم که حالت سُدوم در آن روز، از حالت آن شهر آسانتر خواهد بود. [13] وای بر تو، ‌ای خورزین! وای بر تو، ‌ای بِیت‌صیدا! زیرا اگر معجزاتی که در شما ظاهر شد در صور و صِیدون ظاهر می‌شد، بدون شک مدّتی در پلاس و خاکستر نشسته، توبه می‌کردند. [14] لیکن حالت صور و صِیدون در روز جزا، از حال شما آسانتر خواهد بود. [15] و تو، ‌ای کَفَرناحوم که سر به آسمان افراشته‌ای، تا به هاویه سرنگون خواهی شد.

اعمال رسولان 5:‏21-‏33

[21] چون این را شنیدند، وقت سحر به معبد در آمده، تعلیم دادند. اما رئیس کاهنان و رفیقانش آمده اهل شورا و تمامی مشایخ بنی‌اسرائیل را طلب نموده به زندان فرستادند تا ایشان را حاضر سازند. [22] پس خادمان رفته، ایشان را در زندان نیافتند و برگشته، خبر داده، [23] گفتند که «زندان را به احتیاط تمام بسته یافتیم و پاسبانان را بیرون درها ایستاده، لیکن چون باز کردیم، هیچ‌‌کس را در آن نیافتیم.» [24] چون سردار سپاه معبد و سران کاهنان این سخنان را شنیدند، دربارهٔ ایشان در حیرت افتادند که «عاقبت این کار چه خواهد شد؟» [25] آنگاه کسی آمده ایشان را آگاهانید که اینک آن کسانی که زندانی نمودید، در معبد ایستاده، مردم را تعلیم می‌دهند. [26] پس سردار سپاه با خادمان رفته ایشان را آوردند، لیکن نه به زور، زیرا که از قوم ترسیدند که مبادا ایشان را سنگسار کنند. [27] و چون ایشان را به مجلس حاضر کرده، برپا بداشتند، کاهن اعظم از ایشان پرسیده، گفت: [28] «مگر شما را با تأکید قدغن نفرمودیم که به این اسم تعلیم مدهید؟ شما که اورشلیم را به تعلیم خود پر ساخته‌اید و می‌خواهید خون این مرد را به گردن ما فرود آرید.» [29] پطرس و رسولان در جواب گفتند: «خدا را می‌باید بیشتر از انسان اطاعت نمود. [30] خدای پدران ما، آن عیسی را برخیزانید که شما به صلیب کشیده، کشتید. [31] او را خدا بر دست راست خود بالا برده، سَرور و نجات‌دهنده ساخت تا اسرائیل را توبه و بخشش گناهان بدهد. [32] و ما هستیم شاهدان او بر این امور، چنانکه روح‌القدس نیز است که خدا او را به همهٔ مطیعان او عطا فرموده است.» [33] آنها چون شنیدند، خشمگین شده مشورت کردند که ایشان را به قتل رسانند.

اول پِطرُس 5:‏6-‏14 (رساله، قدیس)

[6] پس زیر دست نیرومند خدا فروتنی کنید تا شما را در وقت معین سرافراز نماید. [7] و تمام نگرانیهای خود را به وی واگذارید، زیرا که او برای شما فکر می‌کند. [8] هشیار و بیدار باشید، زیرا که دشمن شما ابلیس مانند شیر غرّان در گردش است و کسی را می‌جوید تا ببلعد. [9] پس به ایمان استوار شده، در مقابل او بایستید، چون آگاه هستید که همین زحمات بر برادران شما که در دنیا هستند، می‌آید. [10] و خدای همهٔ فیضها که ما را به جلال ابدی خود در مسیح خوانده است، شما را بعد از کشیدن زحمتی اندک، کامل و استوار و توانا خواهد ساخت. [11] او را تا به ابد جلال و توانایی باد، آمین. [12] به توسط سِلوانُس که او را برادر امین شما می‌شمارم، مختصری نوشتم و نصیحت و شهادت می‌دهم که همین است فیض حقیقی خدا که بر آن مستحکم هستید. [13] خواهر برگزیده با شما که در بابِل است و پسر من مَرقُس به شما سلام می‌رسانند. [14] یکدیگر را به بوسهٔ محبّتانه سلام کنید و همه شما را که در مسیح هستید، سلام باد آمین.

یوحنا 6:‏14-‏27

[14] و چون مردمان این معجزه را که از عیسی صادر شده بود دیدند، گفتند که «این البته همان نبی است که باید در جهان بیاید!» [15] و امّا عیسی چون دانست که می‌خواهند بیایند و او را به زور برده پادشاه سازند، باز تنها به کوه برآمد. [16] و چون شام شد، شاگردانش به ‌جانب دریا پایین رفتند، [17] و به قایق سوار شده به آن طرف دریا به کفرناحوم روانه شدند. و چون تاریک شد، عیسی هنوز نزد ایشان نیامده بود. [18] و دریا به سبب وزیدن باد شدید به تلاطم آمد. [19] پس وقتی که نزدیک به بیست و پنج یا سی تیر پرتاپ رانده بودند، عیسی را دیدند که بر روی دریا راه‌روان نزدیک قایق می‌آید. پس ترسیدند. [20] او به ایشان گفت: «من هستم، مترسید!» [21] و چون می‌خواستند او را در قایق بیاورند، همان لحظه قایق به آن زمینی که عازم آن بودند رسید. [22] صبحگاهان گروهی که به آن طرف دریا ایستاده بودند، دیدند که هیچ قایقی نبود غیر از آن که شاگردان او داخل آن شده بودند و عیسی با شاگردان خود داخل آن قایق نشده، بلکه شاگردانش تنها رفته بودند. [23] لیکن قایقهای دیگر از تیبِریه آمد، نزدیک به آنجایی که نان خورده بودند بعد از آنکه خداوند شکر گفته بود. [24] پس چون آن گروه دیدند که عیسی و شاگردانش در آنجا نیستند، ایشان نیز به قایقها سوار شده، به دنبال عیسی به کَفَرناحوم آمدند. [25] و چون او را در آن طرف دریا یافتند، به او گفتند: «ای استاد، کی به اینجا آمدی؟» [26] عیسی در جواب ایشان گفت: «به راستی به شما می گویم که مرا می‌طلبید، نه به سبب معجزاتی که دیدید، بلکه به سبب آن نان که خوردید و سیر شدید. [27] کار بکنید نه برای خوراک فانی، بلکه برای خوراکی که تا حیات جاودانی باقی هست که پسر انسان آن را به شما عطا خواهد کرد، زیرا خدای پدر بر او مُهر زده است.»

مَرقُس 6:‏7-‏13 (انجیل، قدیس)

[7] پس آن دوازده را پیش خوانده، شروع کرد به فرستادن ایشان جفت جفت و ایشان را بر ارواح پلید قدرت داد، [8] و ایشان را قدغن فرمود که «جز چوبدستی فقط، هیچ‌ چیز برندارید، نه توشه‌دان و نه پول در کمربند خود، [9] بلکه کفشی در پا کنید و دو قبا در بر نکنید.» [10] و به ایشان گفت: «در هر جا داخل خانه‌ای شوید، در آن بمانید تا از آنجا بیرون روید. [11] و هر جا که شما را قبول نکنند و به سخن شما گوش نگیرند، از آن مکان بیرون رفته، خاک پایهای خود را بیفشانید تا بر آنها شهادتی گردد. به راستی به شما می‌گویم حالت سُدوم و غُموره در روز جزا از آن شهر آسانتر خواهد بود.» [12] پس روانه شده، موعظه کردند که توبه کنند، [13] و بسیار دیوها را بیرون کردند و مریضان کثیر را روغن مالیده، شفا دادند.

تقویم قدیم
لوقا 10:‏1-‏15 (انجیل صبح، قدیس)

[1] و بعد از این امور، خداوند هفتاد نفر دیگر را نیز تعیین فرموده، ایشان را جفت‌جفت پیش روی خود به هر شهری و جایی که خود فکر رفتن به آن داشت، فرستاد. [2] پس به ایشان گفت: «محصول بسیار است و عمله کم. پس از صاحب محصول درخواست کنید تا عمله‌ها برای محصول خود بفرستد. [3] بروید، اینک من شما را چون برّه‌ها در میان گرگان می‌فرستم. [4] و کیسه و توشه‌دان و کفشها با خود برمدارید و هیچ‌ کس را در راه سلام منمایید، [5] و در هر خانه‌ای که داخل شوید، اوّل گویید: ‘سلام بر این خانه باد.’ [6] پس هرگاه پسر سلام در آن خانه باشد، سلام شما بر آن قرار گیرد و گرنه به سوی شما برگشت کند. [7] و در آن خانه توقف نمایید و از آنچه دارند بخورید و بیاشامید، زیرا که مزدور سزاوار مزد خود است و از خانه به خانه نقل مکنید. [8] و در هر شهری که رفتید و شما را پذیرفتند، از آنچه پیش شما گذارند، بخورید. [9] و مریضان آنجا را شفا دهید و به ایشان گویید: ‘پادشاهی خدا به شما نزدیک شده است.’ [10] لیکن در هر شهری که رفتید و شما را قبول نکردند، به کوچه‌های آن شهر بیرون شده بگویید: [11] ‘حتی خاکی که از شهر شما بر ما نشسته است، بر شما می‌افشانیم. لیکن این را بدانید که پادشاهی خدا به شما نزدیک شده است.’ [12] و به شما می‌گویم که حالت سُدوم در آن روز، از حالت آن شهر آسانتر خواهد بود. [13] وای بر تو، ‌ای خورزین! وای بر تو، ‌ای بِیت‌صیدا! زیرا اگر معجزاتی که در شما ظاهر شد در صور و صِیدون ظاهر می‌شد، بدون شک مدّتی در پلاس و خاکستر نشسته، توبه می‌کردند. [14] لیکن حالت صور و صِیدون در روز جزا، از حال شما آسانتر خواهد بود. [15] و تو، ‌ای کَفَرناحوم که سر به آسمان افراشته‌ای، تا به هاویه سرنگون خواهی شد.

اعمال رسولان 10:‏44-‏11: 10

[44] این سخنان هنوز بر زبان پطرس بود که روح‌القدس بر همهٔ آنانی که کلام را شنیدند، نازل شد. [45] و مؤمنان از اهل ختنه که همراه پطرس آمده بودند، در حیرت افتادند از آنکه بر غیریهودیان نیز عطای روح‌القدس فرو ریخته شد، [46] زیرا که ایشان را شنیدند که به زبانها صحبت کرده خدا را تمجید می‌کردند. [47] آنگاه پطرس گفت: «آیا کسی می‌تواند آب را منع کند، برای تعمید دادن اینانی که روح‌القدس را چون ما نیز یافته‌اند؟» [48] پس فرمود تا ایشان را به نام عیسی مسیح تعمید دهند. آنگاه از او خواهش نمودند که روزی چند توقف نماید.
[1] پس رسولان و برادرانی که در یهودیه بودند، شنیدند که غیریهودیان نیز کلام خدا را پذیرفته‌اند. [2] و چون پطرس به اورشلیم آمد، اهل ختنه از او انتقاد کرده [3] گفتند که «به نزد اشخاص ختنه‌ ناشده رفته، با ایشان غذا خوردی!» [4] پطرس از اوّل همه را به ایشان بیان کرده، گفت: [5] «من در شهر یافا دعا می‌کردم که ناگاه در عالم رویا چیزی را دیدم که نازل می‌شود مثل سفره‌ای بزرگ به چهار گوشه از آسمان آویخته که بر من می‌رسد. [6] چون بر آن نیک نگریسته، دقت کردم، چارپایان و وحوش و خزندگان و مرغان هوا را دیدم. [7] و صدایی را شنیدم که به من می‌گوید: ‘ای پطرس برخاسته، سر بِبُر و بخور.’ [8] گفتم: ‘به هیچوجه، ای خداوند، زیرا هرگز چیزی حرام یا ناپاک به دهانم نرفته است.’ [9] بار دیگر ندا از آسمان در‌ رسید که ‘آنچه خدا پاک نموده، تو حرام مخوان.’ [10] این سه دفعه واقع شد که همه باز به سوی آسمان بالا برده شد.

اول پِطرُس 5:‏6-‏14 (رساله، قدیس)

[6] پس زیر دست نیرومند خدا فروتنی کنید تا شما را در وقت معین سرافراز نماید. [7] و تمام نگرانیهای خود را به وی واگذارید، زیرا که او برای شما فکر می‌کند. [8] هشیار و بیدار باشید، زیرا که دشمن شما ابلیس مانند شیر غرّان در گردش است و کسی را می‌جوید تا ببلعد. [9] پس به ایمان استوار شده، در مقابل او بایستید، چون آگاه هستید که همین زحمات بر برادران شما که در دنیا هستند، می‌آید. [10] و خدای همهٔ فیضها که ما را به جلال ابدی خود در مسیح خوانده است، شما را بعد از کشیدن زحمتی اندک، کامل و استوار و توانا خواهد ساخت. [11] او را تا به ابد جلال و توانایی باد، آمین. [12] به توسط سِلوانُس که او را برادر امین شما می‌شمارم، مختصری نوشتم و نصیحت و شهادت می‌دهم که همین است فیض حقیقی خدا که بر آن مستحکم هستید. [13] خواهر برگزیده با شما که در بابِل است و پسر من مَرقُس به شما سلام می‌رسانند. [14] یکدیگر را به بوسهٔ محبّتانه سلام کنید و همه شما را که در مسیح هستید، سلام باد آمین.

یوحنا 8:‏12-‏20

[12] پس عیسی باز به ایشان خطاب کرده، گفت: «من نور عالم هستم. کسی ‌که مرا پیروی کند، در ظلمت نگردد، بلکه نور حیات را یابد.» [13] آنگاه فریسیان به او گفتند: «تو بر خود شهادت می‌دهی، پس شهادت تو راست نیست.» [14] عیسی در جواب ایشان گفت: «هرچند من بر خود شهادت می‌دهم، شهادت من راست است، زیرا که می‌دانم از کجا آمده‌ام و به کجا خواهم رفت، لیکن شما نمی‌دانید از کجا آمده‌ام و به کجا می روم. [15] شما مطابق جسم حکم می‌کنید امّا من بر هیچ‌‌کس حکم نمی‌کنم. [16] و اگر من حکم دهم، حکم من راست است، از آنرو که تنها نیستم، بلکه من و پدری که مرا فرستاد. [17] و نیز در شریعت شما نوشته شده است که شهادت دو کس حق است. [18] من بر خود شهادت می‌دهم و پدری که مرا فرستاد نیز برای من شهادت می‌دهد.» [19] به او گفتند: «پدر تو کجا است؟» عیسی جواب داد که: «نه مرا می‌شناسید و نه پدر مرا. هرگاه مرا می شناختید، پدر مرا نیز می‌شناختید.» [20] و این کلام را عیسی در محل صندوق هدایا گفت، وقتی که در معبد تعلیم می‌داد و هیچ‌‌کس او را نگرفت، برای آنکه وقت او هنوز نرسیده بود.

مَرقُس 6:‏7-‏13 (انجیل، قدیس)

[7] پس آن دوازده را پیش خوانده، شروع کرد به فرستادن ایشان جفت جفت و ایشان را بر ارواح پلید قدرت داد، [8] و ایشان را قدغن فرمود که «جز چوبدستی فقط، هیچ‌ چیز برندارید، نه توشه‌دان و نه پول در کمربند خود، [9] بلکه کفشی در پا کنید و دو قبا در بر نکنید.» [10] و به ایشان گفت: «در هر جا داخل خانه‌ای شوید، در آن بمانید تا از آنجا بیرون روید. [11] و هر جا که شما را قبول نکنند و به سخن شما گوش نگیرند، از آن مکان بیرون رفته، خاک پایهای خود را بیفشانید تا بر آنها شهادتی گردد. به راستی به شما می‌گویم حالت سُدوم و غُموره در روز جزا از آن شهر آسانتر خواهد بود.» [12] پس روانه شده، موعظه کردند که توبه کنند، [13] و بسیار دیوها را بیرون کردند و مریضان کثیر را روغن مالیده، شفا دادند.

مناسبت و قدیسین روز

رسول و انجیل‌نگار مقدس, مرقس

مرقس همراه و همکار پطرس رسول بود، و پطرس در رساله اول خود او را «پسر» می‌نامد—نه پسر جسمانی، بلکه پسر روحانی (اول پطرس ۵: ۱۳). هنگامی که مرقس در روم همراه پطرس بود، مؤمنان از او درخواست کردند که تعلیم نجات‌بخش خداوند عیسی مسیح، معجزات و زندگی او را برایشان بنویسد. بدین‌گونه مرقس انجیل مقدس خود را نوشت، که خودِ پطرس رسول آن را دید و بر درستی آن شهادت داد. مرقس به‌دست پطرس رسول به مقام اسقفی منصوب شد و برای بشارت به مصر فرستاده شد. از این‌رو، قدیس مرقس نخستین موعظه‌کننده انجیل و نخستین اسقف در مصر بود. مصر به‌طور کامل در تاریکی غلیظ بت‌پرستی، جادوگری و شرارت فرو رفته بود. اما با یاری خدا، قدیس مرقس موفق شد بذر تعلیم مسیح را در سراسر لیبی، آمونیکیا و پنتاپولیس بپاشد. از پنتاپولیس به اسکندریه آمد، جایی که روح خدا او را هدایت کرد. در اسکندریه، او توانست کلیسای خدا را بنیان نهد، اسقفان و کاهنان و شماسان را منصوب کند، و همه آنان را در ایمان مکرم استوار سازد. او بشارت خود را با معجزات بزرگ بسیاری تأیید کرد.

هنگامی که بت‌پرستان او را به‌عنوان نابودکننده ایمان خود متهم کردند و حاکم شهر به جست‌وجوی او پرداخت، مرقس بار دیگر به پنتاپولیس گریخت و کار پیشین خود را استوار ساخت. پس از دو سال، مرقس به اسکندریه بازگشت، و مؤمنان که شمارشان بسیار افزایش یافته بود، با شادی فراوان از او استقبال کردند. اما در این هنگام، بت‌پرستان او را گرفتند، محکم بستند و بر سنگفرش خیابان‌ها کشیدند، در حالی که فریاد می‌زدند: «گاو را به آغل بکشیم!» مرقس، زخمی و غرق در خون، به زندان افکنده شد. در آنجا نخست فرشته‌ای آسمانی بر او ظاهر شد و او را تقویت کرد. سپس خودِ خداوند عیسی مسیح بر او ظاهر شد و فرمود: «سلام بر تو، ای مرقس، انجیل‌نگار من!»
مرقس پاسخ داد: «سلام بر تو نیز، ای خداوند عیسی مسیح من!»

روز بعد، آن مردان بی‌رحم او را دوباره از زندان بیرون آوردند و باز هم در کوچه‌ها کشیدند، با همان فریاد: «گاو را به آغل بکشیم!» سرانجام، کاملاً ناتوان و فرسوده، مرقس گفت: «ای خداوند، روح خود را به دستان تو می‌سپارم.» و بدین‌گونه جان سپرد و روحش به جهان بهتر رفت. آثار مقدس او با احترام توسط مسیحیان دفن شد و در طول قرون، شفاهای بی‌شماری از هرگونه درد، رنج و بیماری از آن‌ها به مردم عطا شده است.

قدیس آنیانوس، دومین اسقف اسکندریه

هنگامی که قدیس مرقس از کشتی در اسکندریه به خشکی قدم گذاشت، بند کفش یکی از پاهایش پاره شد. او کفاشی را دید و کفش خود را برای تعمیر به او سپرد. کفاش، هنگام تعمیر، با سوزن دست چپ خود را زخمی کرد و خون جاری شد و از درد فریاد کشید. آنگاه رسول خدا مقداری خاک را با آب دهان خود آمیخت و بر دست زخمی نهاد، و فوراً دست او شفا یافت. کفاش که از این معجزه شگفت‌زده شده بود، مرقس را به خانه خود دعوت کرد. پس از شنیدن موعظه مرقس، آنیانوس—که نام آن کفاش بود—همراه با تمام اهل خانه‌اش تعمید یافت. آنیانوس چنان فضیلت و غیرتی برای کار خدا از خود نشان داد که قدیس مرقس او را به مقام اسقفی برگزید. این مرد مقدس، دومین اسقف کلیسای اسکندریه شد.


سرود ستایش


رسول مقدس و انجیل نگار، مرقس
مرقس انجیل نگار، به مصر پرواز کرد
چون زنبوری با عسل، و مصر چشید
شیرینی عسل مسیح را؛ شیرینی معرفت زنده را،
و مردم شروع کردند به شگفت‌زده شدن از مسیح:
چگونه او، در نگرانی الهی خود، جسم گرفت
چگونه او، برای نجات انسان، فروتن شد،
و چگونه در جلال و قدرت برخاست.


مصریان گفتند: تا کنون در تاریکی غلیظ راه می‌رفتیم!
و اکنون برای ما، خورشید طلوع می‌کند،
ای مردم، بیایید در این روز درخشان شادی کنیم!

اما مرقس, محصول شگفت‌انگیز, خود را با خونش آبیاری کرد،
و به همین دلیل، همه بت‌ها فرو ریختند.
و مصر، سرزمین فرعون‌ها، تعمید یافت
و شد مزرعه خدا؛ کلیسای رسولی.


تأمل


شیطان به‌سرعت برای دستان بیکار کار پیدا می‌کند و فرشته نیز به‌سرعت برای دستان کوشا. در این جهان پر از حرکت و تغییر دائم، انسان، چه بخواهد چه نخواهد، باید همواره مشغول باشد، خواه به اعمال نیک، خواه به اعمال شر. انسان بیکار در واقع تنبل نیست؛ او کارگری کوشا برای شیطان است. بدن و جان بیکار، مناسب‌ترین زمین برای شخم زدن و کاشتن شیطان‌اند.
آنتونیوس کبیر فرمود: «بدن باید رام شود و در زحمات طولانی غوطه‌ور گردد.» افرایم سوری تعلیم می‌دهد: «خودت را به کار عادت بده، تا نیاز نباشد گدایی کردن را بیاموزی.» همه پدران مقدس، بدون استثنا، از ضرورت کار برای نجات جان انسان سخن گفته‌اند. رسولان و همه قدیسان برای ما نمونه‌ای از تلاش پیوسته و متمرکز روحانی و جسمانی‌اند.
اینکه انسان بیکار با بیکاری‌اش عمر خود را طولانی نمی‌کند بلکه کوتاه می‌سازد، به‌وضوح در طول عمر بسیاری از قدیسان آشکار است؛ قدیسانی که در میان کارگران جهان، بزرگ‌ترین کارگران بودند.


تعمق


تعمق درباره خداوند عیسیِ قیام کرده:
۱. چگونه رستاخیز او ما را برمی‌انگیزد و برای هر کار نیکو ـ چه جسمانی و چه روحانی ـ تقویت می‌کند؛
۲. چگونه رستاخیز او، هر عمل نیکوی ما را با نور امید به خدای زنده روشن می‌سازد، خدایی که اعمال ما را می‌شمارد، می‌سنجد و برای روز داوری محفوظ نگاه می‌دارد.


موعظه


ـ درباره عشق رسولان به زحمت و کار ـ
«و نان هیچ‌‌کس را مفت نخوردیم، بلکه به زحمت و مشقت شبانه‌روز به ‌کار مشغول می‌بودیم تا بر کسی از شما بار نگذاریم. »
(دوم تسالونیکیان ۳: ۸)
نخست عمل کن، سپس تعلیم بده. همه رسولان و همه قدیسان خدا از این اصل پیروی کردند. بدین‌سان، پولس رسول، حتی پیش از آن‌که فرمان دهد: «اگر کسی نمی‌خواهد کار کند، نباید غذا بخورد» (دوم تسالونیکیان ۳ :۱۰)، درباره خود و همکارانش در بشارت اعلام می‌کند که نان کسی را مفت نخوردند، بلکه با تلاش و کار، نان خود را به‌دست آوردند. «شب و روز کار کردیم!» اینان کارگران واقعی‌اند! اینان زنبورهای عسل‌آور مسیح‌اند! کار روزانه و شبانه: جای گناه کجاست؟ کار روزانه و شبانه: فرصت برای گناه کجاست؟ کار روزانه و شبانه: شیطان کجا می‌تواند لانه هوس‌ها را ببافد؟ کار روزانه و شبانه: انگیزه لغزش کجاست؟
در برخی از صومعه‌های مصر و فلسطین، حدود ده هزار راهب می‌زیستند. همگی از دست‌رنج خود زندگی می‌کردند: از ساختن کندو، سبد، زیرانداز و دیگر صنایع دستی. کار روزانه و شبانه، و نیز دعای روزانه و شبانه. وقتی راهبی کندوهای خود را در شهر به قیمتی بالاتر از قیمت تعیین‌شده توسط سرپرست صومعه می‌فروخت، برای آن مجازات می‌شد. برای زاهدان، مسئله ثروت‌اندوزی نبود، بلکه تنها تأمین نیازهای اساسی و پوشاکی ساده اهمیت داشت. در این سبک زندگی، زاهدان پیروان حقیقی رسول بزرگ بودند و هستند.
ای برادران من، از تنبلی بِگریزیم چنان‌که از غاری پر از درندگان. اگر اتفاقاً در چنین غاری افتادیم، پیش از آن‌که درندگان دهانه غار را کاملاً ببندند، سریعاً فرار کنیم. آن غار محل سکونت مرد بیکار است که در آن آسایش می‌جوید. و آن درندگان، ارواح شریرند که در چنین مکانی بیشتر احساس راحتی می‌کنند تا نزد پادشاهشان در هاویه.
ای خداوندی که در همه کارهای خلقتت شگفت‌انگیزی، ما را از تنبلی بیدار کن و به کار شبانه‌روزی تشویق فرما، توسط روح‌القدس مشوق تو برای ما.
جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد. آمین.

error: Content is protected !!