24 ژوئیه (گریگوری) /6 اوت (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
لوقا 21:‏12-‏19 (انجیل صبح)

[12] و قبل از این همه، بر شما دست درازی خواهند کرد و جفا نموده شما را به کنیسه‌ها و زندانها خواهند سپرد و در حضور پادشاهان و والیان به خاطر نام من خواهند برد. [13] و این برای شما به شهادت خواهد انجامید. [14] پس در دلهای خود قرار دهید که برای جواب دادن پیشتر اندیشه نکنید، [15] زیرا که من به شما زبانی و حکمتی خواهم داد که همه دشمنان شما با آن مقاومت و مباحثه نتوانند نمود. [16] و شما را والدین و برادران و خویشان و دوستان تسلیم خواهند کرد و بعضی از شما را به قتل خواهند رسانید. [17] و تمامی مردم به جهت نام من شما را نفرت خواهند کرد. [18] ولی مویی از سر شما گم نخواهد شد. [19] جانهای خود را به صبر دریابید.

اوّل قرنتیان 11:‏8-‏22

[8] زیرا که مرد از زن نیست بلکه زن از مرد است. [9] و نیز مرد برای زن آفریده نشد، بلکه زن برای مرد. [10] از این جهت زن می‌باید عزّتی بر سر داشته باشد به خاطر فرشتگان. [11] لیکن زن از مرد جدا نیست و مرد هم جدا از زن نیست در خداوند. [12] زیرا چنانکه زن از مرد است، همچنین مرد نیز به‌وسیلهٔ زن، لیکن همه ‌چیز از خدا. [13] در دل خود انصاف دهید: آیا شایسته است که زن ناپوشیده نزد خدا دعا کند؟ [14] آیا خود طبیعت شما را نمی‌آموزد که اگر مرد موی دراز دارد، او را ننگ می‌باشد؟ [15] و اگر زن موی دراز دارد، او را فخر است، زیرا که موی به جهت پرده به او داده شد؟ [16] و اگر کسی ستیزه‌گر باشد، ما و کلیساهای خدا را چنین عادتی نیست. [17] لیکن چون این فرمان را به شما می‌کنم، شما را تحسین نمی‌کنم، زیرا که شما نه از برای بهتری بلکه برای بدتری جمع می‌شوید. [18] زیرا اولا هنگامی که شما در کلیسا جمع می‌شوید، می‌شنوم که در میان شما جدایی‌ها روی می‌دهد و قدری از آن را باور می‌کنم. [19] از آن جهت که لازم است در میان شما تفرقه‌ها نیز باشد تا که مقبولان از شما آشکار گردند. [20] پس چون شما در یک جا جمع می‌شوید، ممکن نیست که شام خداوند خورده شود. [21] زیرا در وقت خوردن هر کس شام خود را پیشتر می‌گیرد و یکی گرسنه و دیگری مست می‌شود. [22] مگر خانه‌ها برای خوردن و آشامیدن ندارید؟ یا کلیسای خدا را تحقیر می‌نمایید و آنانی را که ندارند شرمنده می‌سازید؟ به شما چه بگویم؟ آیا در این امر شما را تحسین نمایم؟ تحسین نمی‌نمایم!

رومیان 8:‏28-‏39 (رساله، قدیس)

[28] و می‌دانیم که برای آنانی که خدا را دوست می‌دارند و مطابق اراده او خوانده شده‌اند، همه‌ چیزها برای خیریت با هم در کار می‌باشند. [29] زیرا آنانی را که از قبل شناخت، ایشان را نیز پیش معین فرمود تا به صورت پسرش متشکل شوند تا او نخست‌زاده از برادران بسیار باشد. [30] و آنانی را که از قبل معین فرمود، ایشان را هم خواند و آنانی را که خواند، ایشان را نیز عادل گردانید و آنانی را که عادل گردانید، ایشان را نیز جلال داد. [31] پس به این چیزها چه گوییم؟ هرگاه خدا با ما است، کیست به ضد ما؟ [32] او که پسر خود را دریغ نداشت، بلکه او را در راه همه ما تسلیم نمود، چگونه با وی همه ‌چیز را به ما نخواهد بخشید؟ [33] کیست که بر برگزیدگان خدا اتهام زند؟ آیا خدا که عادل کننده است؟ [34] کیست که ایشان را محکوم کند؟ آیا مسیح عیسی که مرد، بلکه نیز برخاست، آنکه به ‌دست راست خدا هم هست و ما را نیز شفاعت می‌کند؟ [35] کیست که ما را از محبّت مسیح جدا سازد؟ آیا مصیبت یا دلتنگی یا جفا یا قحطی یا عریانی یا خطر یا شمشیر؟ [36] چنانکه نوشته شده است که «به خاطر تو تمام روز کشته و مثل گوسفندان کشتاری شمرده می‌شویم.» [37] بلکه در همه این امور از حد زیاده پیروزی یافتیم، به واسطه او که ما را محبّت نمود. [38] زیرا یقین می‌دانم که نه مرگ و نه حیات و نه فرشتگان و نه سران و نه قدرتها و نه چیزهای حال و نه چیزهای آینده [39] و نه بلندی و نه پستی و نه هیچ مخلوق دیگر قدرت خواهد داشت که ما را از محبّت خدا که در خداوند ما مسیح عیسی است، جدا سازد.

متّی 17:‏10-‏18

[10] شاگردانش از او پرسیده، گفتند: «پس کاتبان چرا می‌گویند که می‌باید ایلیا اوّل آید؟» [11] او در جواب گفت: «البته ایلیا می‌آید و تمام چیزها را اصلاح خواهد نمود. [12] لیکن به شما می‌گویم که هم‌اکنون ایلیا آمده است و او را نشناختند، بلکه آنچه خواستند با وی کردند؛ به همانطور پسر انسان نیز از ایشان زحمت خواهد دید.» [13] آنگاه شاگردان دریافتند که درباره یحیای تعمید دهنده به ایشان سخن می‌گفت. (متّی 17‏:14‏-19 ؛ مَرقُس 9‏:14‏-28؛ لوقا 9‏:37‏-42) [14] و چون به نزد جماعت رسیدند، شخصی پیش آمده، نزد وی زانو زده، عرض کرد: [15] «خداوندا، بر پسر من رحم کن، زیرا به مرض غش دچار و به شدت در عذاب است، چنانکه اغلب در آتش و در آب می‌افتد. [16] او را نزد شاگردان تو آوردم، نتوانستند او را شفا دهند.» [17] عیسی در جواب گفت: «ای فرقه بی‌ایمان کج‌رفتار، تا به کی با شما باشم و تا چند متحمّل شما گردم؟ او را نزد من آورید.» [18] پس عیسی او را نهیب داده، دیو از وی بیرون شد و در همان لحظه، آن پسر شفا یافت.

یوحنا 15:‏17-‏16: 2 (انجیل، قدیس)

[17] به این چیزها شما را حکم می‌کنم تا یکدیگر را محبّت نمایید. [18] «اگر جهان شما را دشمن دارد، بدانید که پیشتر از شما مرا دشمن داشته است. [19] اگر از جهان می‌بودید، جهان خاصّان خود را دوست می‌داشت. لیکن چونکه از جهان نیستید، بلکه من شما را از جهان برگزیده‌ام، از این سبب جهان با شما دشمنی می‌کند. [20] به‌ خاطر آرید کلامی را که به شما گفتم: غلام بزرگتر از آقای خود نیست. اگر مرا زحمت دادند، شما را نیز زحمت خواهند داد، اگر کلام مرا نگاه داشتند، کلام شما را هم نگاه خواهند داشت. [21] لکن به خاطر اسم من تمامی این کارها را به شما خواهند کرد، زیرا که فرستنده مرا نمی‌شناسند. [22] اگر نیامده و به ایشان صحبت نکرده بودم، گناه نمی‌داشتند؛ و امّا الان عذری برای گناه خود ندارند. [23] هر ‌که مرا دشمن دارد، پدر مرا نیز دشمن دارد. [24] و اگر در میان ایشان کارهایی نکرده بودم که غیر از من کسی هرگز نکرده بود، گناه نمی‌داشتند. لیکن اکنون دیدند و دشمن داشتند مرا و پدر مرا نیز. [25] بلکه تا تمام شود کلامی که در شریعت ایشان نوشته شده است که ‘مرا بی سبب دشمن داشتند.’ [26] لیکن چون تسلّی‌دهنده که او را از جانب پدر نزد شما می‌فرستم، آید، یعنی روح حقیقت که از پدر ارسال می‌گردد، او بر من شهادت خواهد داد. [27] و شما نیز شهادت خواهید داد، زیرا که از ابتدا با من بوده‌اید.
[1] این را به شما گفتم تا لغزش نخورید. [2] شما را از کنیسه‌ها بیرون خواهند نمود؛ بلکه ساعتی می‌آید که هر ‌که شما را بکُشد، گمان برد که خدا را خدمت می‌کند.

تقویم قدیم
لوقا 21:‏12-‏19 (انجیل صبح)

[12] و قبل از این همه، بر شما دست درازی خواهند کرد و جفا نموده شما را به کنیسه‌ها و زندانها خواهند سپرد و در حضور پادشاهان و والیان به خاطر نام من خواهند برد. [13] و این برای شما به شهادت خواهد انجامید. [14] پس در دلهای خود قرار دهید که برای جواب دادن پیشتر اندیشه نکنید، [15] زیرا که من به شما زبانی و حکمتی خواهم داد که همه دشمنان شما با آن مقاومت و مباحثه نتوانند نمود. [16] و شما را والدین و برادران و خویشان و دوستان تسلیم خواهند کرد و بعضی از شما را به قتل خواهند رسانید. [17] و تمامی مردم به جهت نام من شما را نفرت خواهند کرد. [18] ولی مویی از سر شما گم نخواهد شد. [19] جانهای خود را به صبر دریابید.

دوّم قرنتیان 1:‏1-‏7

[1] پولس به اراده خدا رسول عیسی مسیح و تیموتائوس برادر، به کلیسای خدا که در قُرِنتُس می‌باشد با همهٔ مقدّسینی که در تمام اَخائیه هستند: [2] فیض و سلامتی از پدر ما خدا و عیسی مسیح خداوند به شما باد. [3] متبارک باد خدا و پدر خداوند ما عیسی مسیح که پدر رحمتها و خدای تمامی تسلّی‌ها است، [4] که ما را در هر تنگی ما تسلّی می‌دهد تا ما بتوانیم دیگران را در هر مصیبتی که باشد، تسلّی نماییم، به آن تسلی که خود از خدا یافته‌ایم. [5] زیرا به اندازه‌ای که رنجهای مسیح در ما زیاده شود، به همین قسم تسلی ما نیز به‌وسیلهٔ مسیح می‌افزاید. [6] امّا خواه زحمت کشیم، این است برای تسلّی و نجات شما، و خواه تسلّی پذیریم، این هم به خاطر تسلّی شما است که میسر می‌شود از صبر داشتن در همین دردهایی که ما هم می‌بینیم. [7] و امید ما درباره شما استوار است، زیرا می‌دانیم که چنانکه شما شریک دردهای ما هستید، همچنین شریک تسلّی نیز خواهید بود.

رومیان 8:‏28-‏39 (رساله، قدیس)

[28] و می‌دانیم که برای آنانی که خدا را دوست می‌دارند و مطابق اراده او خوانده شده‌اند، همه‌ چیزها برای خیریت با هم در کار می‌باشند. [29] زیرا آنانی را که از قبل شناخت، ایشان را نیز پیش معین فرمود تا به صورت پسرش متشکل شوند تا او نخست‌زاده از برادران بسیار باشد. [30] و آنانی را که از قبل معین فرمود، ایشان را هم خواند و آنانی را که خواند، ایشان را نیز عادل گردانید و آنانی را که عادل گردانید، ایشان را نیز جلال داد. [31] پس به این چیزها چه گوییم؟ هرگاه خدا با ما است، کیست به ضد ما؟ [32] او که پسر خود را دریغ نداشت، بلکه او را در راه همه ما تسلیم نمود، چگونه با وی همه ‌چیز را به ما نخواهد بخشید؟ [33] کیست که بر برگزیدگان خدا اتهام زند؟ آیا خدا که عادل کننده است؟ [34] کیست که ایشان را محکوم کند؟ آیا مسیح عیسی که مرد، بلکه نیز برخاست، آنکه به ‌دست راست خدا هم هست و ما را نیز شفاعت می‌کند؟ [35] کیست که ما را از محبّت مسیح جدا سازد؟ آیا مصیبت یا دلتنگی یا جفا یا قحطی یا عریانی یا خطر یا شمشیر؟ [36] چنانکه نوشته شده است که «به خاطر تو تمام روز کشته و مثل گوسفندان کشتاری شمرده می‌شویم.» [37] بلکه در همه این امور از حد زیاده پیروزی یافتیم، به واسطه او که ما را محبّت نمود. [38] زیرا یقین می‌دانم که نه مرگ و نه حیات و نه فرشتگان و نه سران و نه قدرتها و نه چیزهای حال و نه چیزهای آینده [39] و نه بلندی و نه پستی و نه هیچ مخلوق دیگر قدرت خواهد داشت که ما را از محبّت خدا که در خداوند ما مسیح عیسی است، جدا سازد.

متّی 21:‏43-‏46

[43] از این جهت شما را می‌گویم که پادشاهی خدا از شما گرفته شده به ملتی که میوه‌اش را بیاورند، عطا خواهد شد. [44] و هر‌ که بر آن سنگ افتد، خُرد شود و اگر آن، بر کسی افتد، او را له سازد.» [45] و چون سران کاهنان و فریسیان مَثَلهایش را شنیدند دریافتند که در مورد ایشان می‌گوید. [46] و چون خواستند او را گرفتار کنند، از مردم ترسیدند، زیرا که او را نبی می‌دانستند.

یوحنا 15:‏17-‏16: 2 (انجیل، قدیس)

[17] به این چیزها شما را حکم می‌کنم تا یکدیگر را محبّت نمایید. [18] «اگر جهان شما را دشمن دارد، بدانید که پیشتر از شما مرا دشمن داشته است. [19] اگر از جهان می‌بودید، جهان خاصّان خود را دوست می‌داشت. لیکن چونکه از جهان نیستید، بلکه من شما را از جهان برگزیده‌ام، از این سبب جهان با شما دشمنی می‌کند. [20] به‌ خاطر آرید کلامی را که به شما گفتم: غلام بزرگتر از آقای خود نیست. اگر مرا زحمت دادند، شما را نیز زحمت خواهند داد، اگر کلام مرا نگاه داشتند، کلام شما را هم نگاه خواهند داشت. [21] لکن به خاطر اسم من تمامی این کارها را به شما خواهند کرد، زیرا که فرستنده مرا نمی‌شناسند. [22] اگر نیامده و به ایشان صحبت نکرده بودم، گناه نمی‌داشتند؛ و امّا الان عذری برای گناه خود ندارند. [23] هر ‌که مرا دشمن دارد، پدر مرا نیز دشمن دارد. [24] و اگر در میان ایشان کارهایی نکرده بودم که غیر از من کسی هرگز نکرده بود، گناه نمی‌داشتند. لیکن اکنون دیدند و دشمن داشتند مرا و پدر مرا نیز. [25] بلکه تا تمام شود کلامی که در شریعت ایشان نوشته شده است که ‘مرا بی سبب دشمن داشتند.’ [26] لیکن چون تسلّی‌دهنده که او را از جانب پدر نزد شما می‌فرستم، آید، یعنی روح حقیقت که از پدر ارسال می‌گردد، او بر من شهادت خواهد داد. [27] و شما نیز شهادت خواهید داد، زیرا که از ابتدا با من بوده‌اید.
[1] این را به شما گفتم تا لغزش نخورید. [2] شما را از کنیسه‌ها بیرون خواهند نمود؛ بلکه ساعتی می‌آید که هر ‌که شما را بکُشد، گمان برد که خدا را خدمت می‌کند.

مناسبت و قدیسین روز

شهیدهٔ مقدس، کریستینا

کریستینا در شهر صور به دنیا آمد. او دختر اوربان، فرماندار امپراتوری و بت‌پرست، بود. علت اینکه والدینش نام «کریستینا» را بر او نهادند معلوم نیست، اما این نام در خود راز پیروی آیندهٔ او از مسیح را نهفته داشت. تا یازده‌سالگی هیچ شناختی از مسیح نداشت. هنگامی که به این سن رسید، پدرش به سبب زیبایی خارق‌العاده‌اش او را در بالاترین طبقهٔ برجی بلند جای داد تا از دنیا دور نگه داشته شود. تصمیم داشت او تا زمان بلوغ کامل در آنجا زندگی کند. همهٔ آسایش‌های زندگی برای او فراهم بود؛ خدمتکارانی برای خدمت به او و بت‌هایی از طلا و نقره تا هر روز برای آنها قربانی تقدیم کند. اما روح کریستینای جوان در آن محیط منزوی و بت‌پرستانه اندوهگین بود. او هر روز از پنجره به خورشید و زیبایی‌های جهان می‌نگریست و شب‌ها به آسمان پرستاره و شگفت‌انگیز خیره می‌شد. بدین‌گونه، تنها با درک طبیعی خود، به ایمانی استوار به خدای واحد و زنده رسید. خدای رحیم، چون اشتیاق او را برای حقیقت دید، فرشتهٔ خود را فرستاد تا نشان صلیب را بر او ترسیم کند. فرشته او را «عروس مسیح» نامید و او را به طور کامل با حقایق الهی آشنا ساخت. آنگاه کریستینا همهٔ بت‌های اتاق خود را در هم شکست و بدین سبب خشم شدید پدرش را برانگیخت. پدر او را به محاکمه کشاند و فرمان داد شکنجه‌اش کنند. سپس او را به زندان انداخت و تصمیم گرفت روز بعد گردنش را بزنند. اما همان شب، اوربان که کاملاً سالم بود، ناگهان جان سپرد و پیش از دخترش به گور رفت. پس از او، دو فرماندار دیگر به نام‌های دیون و ژولیان شکنجهٔ این باکرهٔ مقدس را ادامه دادند. پایداری شجاعانهٔ کریستینا و معجزاتی که به قدرت خدا انجام می‌داد، بسیاری از بت‌پرستان شهر صور را به مسیحیت هدایت کرد. در هنگام شکنجهٔ کریستینا، دیون ناگهان در میان جمعیت بر زمین افتاد و جان داد. جانشین او، ژولیان، سینه‌ها و زبان کریستینا را برید. شهیده، زبان بریدهٔ خود را به صورت ژولیان پرتاب کرد و او در همان لحظه نابینا شد. سرانجام، رنج‌های او برای مسیح زیر ضربهٔ شمشیر پایان یافت، اما زندگی او در ملکوت جاودانهٔ فرشتگان ادامه یافت. کریستینا با افتخار در قرن سوم میلادی به شهادت رسید.

قدیس مکرم، پولیکارپ، رئیس صومعهٔ غارهای کی‌یف

پولیکارپ دارای «محبت به خدا و همسایه، شادی برخاسته از وجدانی پاک، آرامش ناشی از پیروزی بر همهٔ امیال، شکیبایی در هنگام وسوسه و سختی، نیکویی در اطاعت از همگان، مهربانی نسبت به فقیران، ایمانی استوار در انجام فرمان‌های خدا، صداقت در وفاداری به عهدهای خویش، حلم و بردباری بدون خشم، پرهیزکاری و دیگر فضایل» بود. او صومعهٔ بزرگ غارهای کی‌یف را چنان شایسته اداره کرد که پس از وفاتش، در میان راهبان کسی که شایستگی جانشینی او را داشته باشد یافت نشد؛ زیرا آنان که شایسته بودند، از روی فروتنی حاضر به پذیرفتن مقام ریاست صومعه نمی‌شدند. از این رو برادران ناچار شدند کاهنی غیرراهب به نام باسیل را به ریاست صومعه برگزینند. قدیس پولیکارپ در سال ۱۱۸۲ میلادی در خداوند آرام گرفت.


سرود ستایش

قدیسه کریستینا

شهیدهٔ پرجلال، باکرهٔ کریستینا،
عروس برگزیدهٔ پسر خدا، بدترین دشمن خود را در پدرش یافت؛
همان کسی که بدن او را با آهن‌های تیز درید.
«دخترم، اگر خدایان را نپذیری، دیگر تو را دختر خود نخواهم خواند.»
پدر به دخترش چنین گفت و او پاسخ داد:
«من هرگز از تو خشمگین نبوده‌ام، با آنکه من خدمتگزار مسیح هستم و تو خدمتگزار شیطان.
در تو نه پدری می‌بینم و نه دوستی. اینکه مرا دختر خود نمی‌خوانی، مرا شاد می‌کند. خداوند، پدر من است و شیرینی جان من.»
پدر، همچون حیوانی درنده، به خدمتکارانش فرمان داد گوشت بدن او را تا استخوان بتراشند.
گوشت از بدن لطیفش بر زمین می‌ریخت، و زخمی بر زخم دیگر افزوده می‌شد، تا جایی که هیچ نقطهٔ سالمی باقی نماند.
شهیدهٔ مقدس، تکه‌ای از گوشت بدن خود را برداشت و به صورت ناپاک پدرش کوبید و گفت:
«ای اوربان، ای گوشت‌خوار، این هم گوشت من! بگیر، ای درنده، گوشت فرزندت را بخور!»
همان شب، اوربان از بدن خود جدا شد و در دوزخ، جانش به شیطان پیوست.
کریستینا رنج کشید و خون خود را ریخت، و با دلاوری بر جهانی از دشمنان پیروز شد.
باکرهٔ کریستینا، آن شهیدهٔ شگفت‌انگیز، با جلال پسر خدا سرافراز گردید.


تأمل


ایمان مسیحی بیش از هر زمان دیگری جان انسان‌ها را روشن و نورانی می‌کند، هنگامی که موعظه‌کنندگان این ایمان، خود با زندگی‌شان نورافشانی کنند.
قدیس پولیکارپ، رئیس صومعهٔ غارهای کی‌یف، در گفتار، کردار و سراسر وجودش به‌طور کامل با نور ایمان مسیحی روشن شده بود. از همین رو، نفوذی شگفت‌انگیز نه تنها بر مردم عادی، بلکه بر شاهزادگان و اشراف نیز داشت. شاهزادهٔ کی‌یف، روستیسلاو مستیسلاویچ، با دیدن و شنیدن سخنان این مرد الهی، چنان از ایمان مسیحی روشن شد و چنان فروتن و شریف گردید که هم برای اطرافیان خود و هم برای تمام مردمش نمونه‌ای از زندگی مسیحی شد. او در ایام روزهٔ بزرگ، هر یکشنبه در عشای ربانی شرکت می‌کرد و در همه جا به جستجوی فقیران و نیازمندان می‌رفت تا به آنان کمک کند. سرانجام تصمیم گرفت جامهٔ رهبانی بپوشد و به قدیس پولیکارپ گفت: «پدر مقدس، حکومت شاهزادگی در این جهان بدون گناه نیست و مرا تلخ‌کام و فرسوده کرده است.» پولیکارپ پاسخ داد: «اگر با تمام دل این را می‌خواهی، پس ارادهٔ خدا چنین باد.» اما شاهزاده در اسمولنسک به بیماری کشنده‌ای مبتلا شد و دستور داد هرچه زودتر او را به کی‌یف ببرند تا پیش از مرگ، رهبانیت را بپذیرد؛ ولی پیش از آنکه آرزویش برآورده شود، درگذشت.


تعمق

دربارهٔ پیروزی معجزه‌آسای اسرائیلیان بر مردم شهر عای تفکر کن (یوشع، ۸):

۱. چگونه مردم عای، اسرائیلیان را تعقیب کردند و نزدیک بود آنان را شکست دهند.
۲. چگونه یوشع، مطابق فرمان خدا، پرچم خود را بالا برد و تا هنگام شکست کامل دشمن، آن را برافراشته نگاه داشت.
۳. چگونه من نیز در زمان خطر باید دل خود را همچون پرچمی به سوی خدا بلند کنم و با صلیب در قلب و دعا بر لب، به سوی پیروزی گام بردارم.


موعظه

-دربارهٔ هشدار مقدس رسولان-

«زیرا آنان با سخنان تکبرآمیز و پوچ، از راه شهوات جسمانی… کسانی را که تازه از گمراهی گریخته‌اند، فریب می‌دهند.» (دوم پطرس ۲ :۱۸)

رسول مقدس انسان را بهتر از دانشمندترین عالمان می‌شناسد، زیرا او قدیس و رسول خداست، و قدیس و رسول می‌تواند تا ژرفای قلب انسان نفوذ کند. رسول دربارهٔ چه کسانی سخن می‌گوید؟ او از انسان‌های ناپاک، بی‌شرم و خودسر سخن می‌گوید؛ همان کسانی که پیش‌تر آنان را «چاه‌های بی‌آب» و «ابرها و مه» نامیده بود. این افراد، سخنورانی پرحرف و به ظاهر مهم هستند. آنان با سخنان متکبرانه و دروغین با مردم سخن می‌گویند. این سخنان، هم دل آنان را پنهان می‌کند و هم آشکار می‌سازد؛ از نادانان و بی‌خردان پنهان می‌کند، اما برای کسانی که در ایمان استوارند و به فیض الهی روشن شده‌اند، حقیقت درونشان را آشکار می‌سازد. هرگاه انسان ناپاک از پاکی خود سخن بگوید، ناپاکی‌اش را آشکار می‌کند. هرگاه انسان بی‌شرم از شرافت خود دفاع کند، بی‌شرمی خود را نشان می‌دهد. هرگاه انسان خودسر ارادهٔ خدا را تفسیر کند، خودسری خویش را آشکار می‌سازد. هر کس با دقت به سخنان چنین افرادی گوش دهد، بوی تعفن شهوات جسمانی آنان را احساس خواهد کرد. اما افراد بی‌توجه و ناآگاه این را درک نمی‌کنند، بلکه باور می‌کنند و فریب می‌خورند. کسانی که تازه از فریب شکم، دنیا و شیطان رهایی یافته‌اند، اغلب با همین سخنان متکبرانه و دروغین گرفتار می‌شوند؛ همانند ماهی‌ای که در تور نامرئی اسیر می‌شود. ماهی تا هنگامی که تور بر ساحل داغ خالی نشود، نمی‌فهمد که گرفتار شده است؛ آن‌گاه می‌فهمد، اما دیگر بسیار دیر شده است. آه، مبادا برای آن جان‌های بیچاره‌ای که در دام سخنان متکبرانه و دروغین گرفتار شده‌اند نیز چنین دیر شود!
ای برادران، بدانید هر آموزگاری که با تعلیم خود شهوات جسمانی را توجیه کند و گناهکاران را در خواهش‌های نفسانی‌شان تأیید نماید، آموزگار دروغین است.
ای خداوند عیسی، قدوس و سراسر پاک، فرشتگان مقدس خود را بفرست تا همهٔ نوایمانان و تازه‌کاران در ایمان تو را از لب‌های متکبر و دروغگو محافظت کنند.

جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد . آمین.

error: Content is protected !!