24 ژانویه(گریگوری) / 6 فوریه(جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
اول تسالونیکیان 5: 14-23

[14] لیکن ‌ای برادران، از شما خواهش داریم که سرکشان را تنبیه کنید و کم‌جرأتان را تشویق نمایید و ضعیفان را حمایت کنید و با همهٔ مردم تحمّل نمایید. [15] به هوش باشید که کسی با کسی به سزای بدی، بدی نکند، بلکه دائم با یکدیگر و با همه مردم در‌ پی نیکویی بکوشید. [16] پیوسته شادمان باشید. [17] همیشه دعا کنید. [18] در هر امری شکرگزار باشید که این است ارادهٔ خدا در حق شما در مسیح عیسی. [19] روح را خاموش مکنید. [20] نبوتها را خوار مشمارید. [21] همه‌ چیز را بیازمایید، و به آنچه نیکو است، بچسبید. [22] از هر نوع بدی دوری کنید. [23] امّا خود خدای سلامتی شما را به تمامی مقدس گرداند و روح و نفس و بدن شما به طور کامل، بی‌عیب محفوظ باشد در وقت آمدن خداوند ما عیسی مسیح.

لوقا 17: 3-10

[3] به خود دقّت کنید! و اگر برادرت به تو خطا ورزد، او را توبیخ کن و اگر توبه کند، او را ببخش. [4] و هرگاه در یک روز هفت دفعه به تو گناه کند و در یک روز هفت مرتبه، برگشته به تو گوید: ‘توبه می‌کنم،’ او را ببخش.» [5] آنگاه رسولان به خداوند گفتند: «ایمان ما را زیاد کن.» [6] خداوند گفت: «اگر ایمان به قدر دانهٔ خردلی می‌داشتید، به این درخت توت می‌گفتید که کنده شده در دریا نشانده شود، اطاعت شما می‌کرد. [7] «امّا کیست از شما که غلامش به شخم کردن یا شبانی مشغول شود و وقتی که از صحرا آید، به وی گوید: ‘سریع بیا و بنشین.’ [8] بلکه آیا به او نمی‌گوید: ‘چیزی درست کن تا شام بخورم و کمر خود را بسته مرا خدمت کن تا بخورم و بنوشم و بعد از آن تو بخور و بیاشام؟’ [9] آیا از آن غلام منّت می‌کشد از آنکه فرامین او را به‌ جا آورد؟ گمان ندارم. [10] همچنین شما نیز چون به هر چیزی که مأمور شده‌اید عمل کردید، گویید که: ‘غلامان بی‌ارزش هستیم، زیرا که آنچه بر ما واجب بود، به‌ جا آوردیم.’»

تقویم قدیم
اول یوحنا 2: 7-17

[7] ‌ای عزیزان فرمانی تازه به شما نمی‌نویسم، بلکه فرمانی کهنه که آن را از ابتدا داشتید؛ و فرمان کهنه آن کلام است که از ابتدا شنیدید. [8] و نیز فرمانی تازه به شما می‌نویسم که حقیقت آن در او و در شما نمایان است. زیرا که تاریکی در گذر است و نور حقیقی الآن می‌درخشد. [9] کسی ‌که می‌گوید که در نور است و از برادر خود نفرت دارد، تا حال در تاریکی است. [10] و کسی ‌که برادر خود را محبّت نماید، در نور ساکن است و لغزش در او نیست. [11] امّا کسی ‌که از برادر خود نفرت دارد، در تاریکی است و در تاریکی راه می‌رود و نمی‌داند کجا می‌رود، زیرا که تاریکی چشمانش را کور کرده است. [12] ‌ای فرزندان، به شما می‌نویسم، زیرا که گناهان شما به خاطر اسم او بخشیده شده است. [13] ‌ای پدران، به شما می‌نویسم، زیرا او را که از ابتدا است، می‌شناسید. ای جوانان، به شما می نویسم، از آنجا که بر شریر غالب شده‌اید. ای بچّه‌ها به شما نوشتم، زیرا که پدر را می‌شناسید. [14] ‌ای پدران، به شما نوشتم، زیرا او را که از ابتداست، می‌شناسید. ای جوانان، به شما نوشتم، از آن جهت که توانا هستید و کلام خدا در شما ساکن است و بر شریر غلبه یافته‌اید. [15] دنیا را و آنچه در دنیاست، دوست مدارید، زیرا اگر کسی دنیا را دوست دارد، محبّت پدر در او نیست. [16] زیرا که آنچه در دنیاست، از شهوت جسم و خواهش چشم و غرور زندگانی از پدر نیست، بلکه از جهان است. [17] و دنیا و شهوات آن در گذر است لیکن کسی ‌که به اراده خدا عمل می‌کند، تا به ابد باقی می‌ماند.

مرقس 4: 3-9

[3] و هنگامی که او در بِیت‌عَنیا در خانه شمعون جذامی به غذا نشسته بود، زنی با شیشه‌ای از عطر گرانبها از سنبل خالص آمده، شیشه را شکسته، بر سر وی ریخت. [4] و بعضی در خود خشم نموده، گفتند: «چرا این عطر تلف شد؟ [5] زیرا ممکن بود این عطر زیادتر از سیصد دینار فروخته، به فقرا داده شود.» و آن زن را سرزنش نمودند. [6] امّا عیسی گفت: «او را واگذارید! از برای چه او را زحمت می‌دهید؟ زیرا که با من کاری نیکو کرده است، [7] زیرا که فقرا را همیشه با خود دارید و هرگاه بخواهید می‌توانید با ایشان نیکویی کنید، لیکن مرا با خود دائم ندارید. [8] او آنچه در قوّه‌اش بود کرد، زیرا که بدن مرا به جهت دفن، پیش تدهین کرد. [9] به راستی به شما می‌گویم در هر جایی از تمام عالم که به این انجیل موعظه شود، آنچه این زن کرد نیز به جهت یادگاری وی گفته خواهد شد.»

مناسبت و قدیسین روز

قدیسهٔ کِسِنیا از سن پترزبورگ

قدیسه کِسِنیا از سن پترزبورگ (حدود ۱۷۲۰–۱۸۰۳)، زن جوانی که همسرش ناگهان درگذشته بود، راه دیوانگی برای مسیح را برای دعا کردن به خاطر روح همسرش انتخاب کرد. پس از اینکه تمام دارایی خود را بخشید، لباس همسرش را پوشید و اعلام کرد: «کِسِنیا مرده است». او در فقر زندگی می‌کرد، شب‌ها در مزرعه دعا می‌کرد و کمک‌های مردمی را رد می‌کرد (جز سکه‌های کوچک – «شاه سوار بر اسب»).

کِسِنیا به خاطر روشن‌بینی، معجزاتش (پیشگویی‌ها، شفاها) و کمک مخفیانه‌اش در ساخت کلیسای اسمولنسک (که شب‌ها آجر حمل می‌کرد) مشهور شد. او به مدت ۴۵ سال این راه را ادامه داد. پس از مرگ، در قبرستان اسمولنسک دفن شد، جایی که صومعه‌اش به مکانی برای زیارت و شفا تبدیل شده است. او در سال ۱۹۸۸ قدیسه اعلام شد.

قدیسهٔ مکرم کِسِنیا

کِسِنیا در روم زاده شد؛ تنها دختر یک سناتور برجسته. او که به سبب محبت به مسیح جذب شده بود، از ازدواجی که والدینش برایش در نظر گرفته بودند سر باز زد. برای گریز از این ازدواج، به‌طور پنهانی همراه با دو کنیز خود از خانه گریخت و به جزیرهٔ کوس، به مکانی به نام میلَسا رسید. در آنجا صومعه‌ای برای باکرگان بنیاد نهاد و تا پایان زندگی‌اش به شیوه‌ای زاهدانه زیست. با آن‌که زنی ناتوان‌جثه بود، در روزه، دعا و شب‌زنده‌داری استقامتی استوار داشت. اغلب تمام شب را ایستاده به دعا می‌گذراند. پوشش او از همهٔ خواهران فقیرانه‌تر بود و نانی را که می‌خورد، بارها با خاکستر آتشدان می‌پاشید. در هنگام وفات او (۴۵۰ میلادی)، نشانه‌ای شگفت بر فراز صومعهٔ باکرگان پدیدار شد: حلقه‌ای از ستارگان با صلیبی در مرکز آن، درخشان‌تر از خورشید. بسیاری از بیماران از طریق آثار مقدس او شفا یافتند. کنیزان زن او [که راهبه شده بودند] در نمونهٔ زندگی رئیس خود پایدار ماندند. هنگامی که آنان نیز به آرامش رسیدند، بنا به خواستشان در پای مبارک کِسِنیا دفن شدند.

قدیس محترم مَکدونیوس

مکدونیوس راهبی گوشه‌نشین از سوریه بود. او تنها دانه‌های جو را که با آب نرم شده بود می‌خورد و فقط در سال‌های پیری اجازه داد نان پخته بخورد. زندگی زمینی خود را در سال ۴۱۸ به پایان رساند.

قدیس محترم فیلو، اسقف قبرس

هنگامی که قدیس اپیفانیوس برای یاری رساندن با دعای خود به خواهر امپراتور هونوریوس به روم فراخوانده شد، فیلو را به مقام اسقفی تقدیس کرد. فیلو تفاسیرى بر کتب پنجگانه تورات و غزل غزل‌ها نوشت. او در سدهٔ پنجم میلادی به آرامی درگذشت.

قدیس مکرم دیونیسیوسِ کوه اُلمپ

دیونیسیوس معجزه‌گری بود که به زندگی زاهدانه بر کوه اُلمپ می‌زیست. او در کوه آتوس جامهٔ رهبانیت بر تن کرد و رئیس صومعهٔ فیلوته‌ئو شد. در واپسین سال‌های زندگی، بار دیگر به خلوت بر کوه اُلمپ بازگشت و در سدهٔ شانزدهم میلادی در خداوند آرامید.


سرود ستایش

قدیسه کِسِنیا

باکره کِسِنیا، همچون اگنس،
یا تِکلا و آناستازیای سراسرجلال،
نخواست به مردی فانی بسته شود،
بلکه دامادی در مسیح نامیرا یافت.
کِسِنیا با تمامی جان، زیبایی او را دوست داشت،
رحمت، لطافت و پاکیِ تابان او را.
او حتی خانه و ثروت سناتور را ترک گفت،
آنگاه که خورشید عدالت در جانش درخشید.
روح! روح! روح، عروس حقیقی است،
در حالی که تن، فقیر و گذراست چون علف.
کِسِنیا آغاز کرد به آراستن عروس،
و شستن و پروردن او با دعاهای بسیار،
تا عروس سیمایی آسمانی به خود گیرد،
دلپذیر و شایستهٔ داماد آسمانی.
رنج‌های قدیسه کِسِنیا داماد را خشنود ساخت،
و او هدایای شگفت بسیاری بدو بخشید.
چون روح پاک او بر تن فرمانروایی یافت،
آرام همچون پادشاهی بر شهری مغلوب،
آنگاه خداوند او را با تاج جاودانگی تاج‌گذاری کرد.
او را به سراهای شادی جاودان رهنمون شد:
آنجا که فرشتگان آفریننده را با سرود می‌ستایند؛
آنجا که خداوند عروس خویش را می‌پذیرد.


تأمل

در روزگار ما، معمولاً این سخنان را از والدین می‌شنویم: «می‌خواهیم زندگی فرزندمان را تأمین کنیم.» از همین رو، بسیار سخت کار می‌کنند تا ثروت بیندوزند—اغلب به‌ناروا—تا فرزند خود را در حرفه‌ای آموزش دهند که بیشترین امنیت جسمانی و منفعت مادی را به همراه دارد. و این کار را کسانی انجام می‌دهند که به‌اصطلاح مسیحی‌اند! آنان چنین می‌کنند، زیرا برداشتشان از زندگی واقعی و امنیت واقعیِ زندگی نادرست است. اینک بنگرید که یک مادرِ واقعاً مسیحی چگونه پسر خود را برای زندگی حقیقی آماده می‌کند: در هنگام مرگ، افروسنِه مبارک به پسرش، کلِمانِ آنکیرا، چنین گفت: «ای پسرم، مرا سرافراز کن و با شجاعت برای مسیح برخیز و او را استوار و بی‌درنگ اعتراف کن! در دل خود امید دارم که تاج شهادت به‌زودی بر تو بشکفد، به افتخار من و برای نجات بسیاری. از تهدیدها، یا شمشیرها، یا دردها، یا زخم‌ها، یا آتش مترس. مگذار چیزی تو را از مسیح جدا سازد، بلکه نگاهت را به آسمان بدوز—و از آنجا می‌توانی پاداش بزرگ، جاودان و سرشار خود را از خدا انتظار داشته باشی. از جلال خدا بترس؛ از داوری هولناک او بیم داشته باش؛ در برابر چشم همه‌بین او بلرز؛ زیرا همهٔ کسانی که او را انکار کنند، کیفر آتش خاموش‌نشدنی و کِرمِ همواره بیدار را خواهند یافت. بگذار این پاداش من از تو باشد، ای پسر شیرینم—برای درد زایمان و رنجی که در تربیت تو کشیدم—تا مرا مادرِ یک شهید بنامند. از خونی که از من دریافت کرده‌ای دریغ مکن، بلکه آن را بریز، تا من نیز از این راه به افتخار برسم. بدن خود را به شکنجه بسپار، تا من نیز در پیشگاه خداوند ما از این امر شادمان شوم—چنان‌که گویی خودم برای او رنج کشیده‌ام.»


تعمق

درباره خداوند عیسی به‌عنوان آموزگار:
۱. به‌عنوان آموزگاری که می‌آموزد انسان چگونه بیندیشد تا نجات یابد؛
۲. به‌عنوان آموزگاری که می‌آموزد انسان چگونه سخن بگوید تا نجات یابد؛
۳. به‌عنوان آموزگاری که می‌آموزد انسان چگونه عمل کند تا نجات یابد.


موعظه

— دربارهٔ پیامبرِ بس ژرف‌بین —

چرا در دل‌های خود بدی می‌اندیشید؟

(متی ۹: ۴)

آنگاه که خداوند ما شایسته دید فریسیان و کاتبان را توبیخ کند، آنان هنوز نه کسی را کشته بودند، نه کسی را فریب داده بودند، و نه کسی را غارت کرده بودند. افزون بر این، حتی با سخنان خود نیز هنوز به کسی اهانت نکرده بودند. پس چرا خداوند ما آنان را نصیحت کرد، در حالی که نه در عمل و نه در سخن گناهی مرتکب نشده بودند؟ زیرا افکارشان بد بود.
اندیشهٔ بد، گناه است! این فهم تازه و بزرگ را مسیح به جهان آورد. در حقیقت، اندیشهٔ بد سرچشمهٔ گناه‌آلودِ همهٔ گناهان است؛ زیرا پیش از آن‌که انسان سخنی گناه‌آلود بگوید یا کاری گناه‌آلود انجام دهد، گناه را در اندیشهٔ خود می‌پرورد. اندیشه، گناهِ سببی است. همهٔ گناهان دیگر، گناهانِ متعاقبی هستند. هر که بخواهد اعمال بد را نابود کند، نخست باید افکار بد را از ریشه برکند. هر که بخواهد جریان آب را متوقف سازد، نخست باید سرچشمه را خشک کند. پس هیچ‌کس خود را چنین توجیه نکند: «من گناهکار نیستم، زیرا کسی را نکشته‌ام، کسی را غارت نکردم، به کسی بی‌حرمتی نکرده‌ام یا به کسی دروغ نگفته‌ام!» بنگرید که ما سرشار از افکار مرگبارِ غارت، بی‌حرمتی و فریب هستیم! اگر به‌واسطهٔ اعمال خود مرتکب گناه نشده‌ایم، این صرفاً به سبب رحمت خدا و شرایط بیرونی است. اما اگر خدا اجازه داده بود و اگر شرایط مساعد می‌بود، همهٔ آن گناهانی را که در اندیشهٔ خود پرورده‌ایم، انجام می‌دادیم. مار نه‌تنها هنگامی که نیش می‌زند سمی است، بلکه حتی هنگامی که نیش نمی‌زند نیز سمی است—زیرا زهر را در ذات خود دارد.
پس اندیشه نه‌تنها گناه است، بلکه سرچشمهٔ گناه، آغاز گناه، بذر و ریشهٔ گناه نیز هست. از همین رو خداوندِ تماما بینا و تماما دانا کسانی را که افکار بد داشتند توبیخ کرد: چرا در دل‌های خود بدی می‌اندیشید؟
ای خداوندِ تماما بینا و تماما دانا، ما را یاری ده تا دل‌ها و ذهن‌هایمان را از افکار بد پاک سازیم، تا سخنان و اعمالمان پاک باشند.
جلال و ستایش تا ابد از آنِ تو باد. آمین.

error: Content is protected !!