23 می (گریگوری) /5 ژوئن (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
اعمال رسولان 20:‏7-‏12

[7] و در اوّل هفته چون شاگردان برای شکستن نان جمع شدند و پولُس در فردای آن روز عازم سفر بود، برای ایشان موعظه می‌کرد و سخن او تا نصف شب طول کشید. [8] و در بالاخانه‌ای که جمع بودیم، چراغ بسیار بود. [9] ناگاه جوانی که اِفتیخوس نام داشت، نزد پنجره نشسته بود که خواب سنگین او را در ربود و چون پولُس کلام را طول می‌داد، خواب بر او چیره گشته، از طبقهٔ سوّم به زیر افتاد و او را مرده برداشتند. [10] آنگاه پولُس به زیر آمده، بر او افتاد و وی را در آغوش کشیده، گفت: «مترسید، زیرا که جان او در اوست.» [11] پس بالا رفته و نان را شکسته، خورد و تا سپیده صبح گفتگوی بسیار کرده، همچنین روانه شد. [12] و آن جوان را زنده بردند و تسلّی بزرگ پذیرفتند.

یوحنا 14:‏10-‏21

[10] آیا باور نمی‌کنی که من در پدر هستم و پدر در من است؟ سخن‌هایی که من به شما می‌گویم، از خود نمی‌گویم، لیکن پدری که در من ساکن است، او این کارها را می‌کند. [11] مرا تصدیق کنید که من در پدر هستم و پدر در من است، و گرنه مرا به خاطر آن کارها تصدیق کنید. [12] به راستی به شما می‌گویم، هر ‌که به من ایمان آرد، کارهایی را که من می‌کنم، او نیز خواهد کرد و بزرگتر از اینها نیز خواهد کرد، زیرا که من نزد پدر می‌روم. [13] «و هر چیزی را که به اسم من بخواهید، به‌ جا خواهم آورد تا پدر در پسر جلال یابد. [14] اگر چیزی به اسم من طلب کنید، من آن را به‌ جا خواهم آورد. [15] اگر مرا دوست دارید، فرامین مرا نگاه دارید. [16] و من از پدر خواهم خواست و او تسلّی‌دهنده‌ای دیگر به شما عطا خواهد کرد تا همیشه با شما بماند، [17] یعنی روح حقیقت که جهان نمی‌تواند او را قبول کند، زیرا که او را نمی‌بیند و نمی‌شناسد و امّا شما او را می‌شناسید، زیرا که با شما می‌ماند و در شما خواهد بود. [18] «شما را یتیم نمی‌گذارم نزد شما می‌آیم. [19] بعد از اندک زمانی جهان دیگر مرا نمی‌بیند و امّا شما مرا می‌بینید و از این جهت که من زنده‌ام، شما هم خواهید زیست. [20] و در آن روز شما خواهید دانست که من در پدر هستم و شما در من و من در شما. [21] هر ‌که فرامین مرا دارد و آنها را حفظ کند، آن است که مرا محبّت می‌نماید؛ و آنکه مرا محبّت می‌نماید، پدر من او را محبّت خواهد نمود و من او را محبّت خواهم نمود و خود را به او ظاهر خواهم ساخت.»

تقویم قدیم
رومیان 2:‏14-‏29

[14] زیرا هرگاه ملتهایی که شریعت ندارند، کارهای شریعت را به طبیعت به‌ جا آرند، اینان هرچند شریعت ندارند، برای خود شریعت هستند، [15] چونکه از ایشان آشکار می‌شود که عمل شریعت بر دل ایشان نوشته شده است و وجدان ایشان نیز گواهی می‌دهد و افکار ایشان با یکدیگر یا متهم می‌کند، یا تبرئه می‌نماید، [16] در روزی که خدا رازهای مردم را داوری خواهد نمود به‌وسیلهٔ عیسی مسیح مطابق مژدهٔ من. [17] پس اگر تو معروف به یهود هستی و بر شریعت تکیه می‌کنی و به خدا فخر می‌نمایی [18] و ارادهٔ او را می‌دانی و از شریعت تربیت یافته، بهترین چیزها را می‌گزینی [19] و یقین داری که خود هادی کوران و نور ظلمت‌نشینان [20] و مرّبی جاهلان و معلم کودکان هستی و در شریعت صورت معرفت و حقیقت را داری، [21] پس‌ ای کسی ‌که دیگران را تعلیم می‌دهی، چرا خود را نمی‌آموزی؟ و وعظ می‌کنی که دزدی نباید کرد، آیا خود دزدی می‌کنی؟ [22] و از زنا کردن منع می‌کنی، آیا خود زانی نیستی؟ و از بتها نفرت داری، آیا خود معبدها را غارت نمی‌کنی؟ [23] و به شریعت فخر می‌کنی، آیا با زیر پا گذاشتن شریعت خدا را اهانت نمی‌کنی؟ [24] زیرا که «به خاطر شما در میان قومها اسم خدا را کفر می‌گویند»، چنانکه نوشته شده است. [25] زیرا ختنه فایده دارد، هرگاه به شریعت عمل نمایی. امّا اگر شریعت را زیر پا می گذاری، ختنه تو ختنه ناشده گشته است. [26] پس اگر فردی ختنه ناشده فرامین شریعت را نگاه دارد، آیا ختنه ناشدگی او ختنه شمرده نمی‌شود؟ [27] و فردی که به شکل طبیعی ختنه ناشده است، هرگاه شریعت را به‌ جا آرد، حکم خواهد کرد بر تو که با وجود کتب و ختنه شریعت را زیر پا می‌گذاری. [28] زیرا آنکه در ظاهر است، یهودی نیست و آنچه در ظاهر در جسم است، ختنه نه! [29] بلکه یهود آن است که در باطن باشد و ختنه آنکه قلبی باشد، در روح، نه در حرف که تعریف آن نه از انسان، بلکه از خداست.

متّی 5:‏33-‏41

[33] «باز شنیده‌اید که به اولین گفته شده است که ‘قسم دروغ مخور، بلکه قسم‌های خود را به خداوند وفا کن. [34] لیکن من به شما می‌گویم، هرگز قسم مخورید، نه به آسمان زیرا که تخت پادشاهی خداست، [35] و نه به زمین، زیرا که پای‌انداز او است، و نه به اورشلیم، زیرا که شهر پادشاه عظیم است. [36] و نه به ‌سر خود قسم یاد کن، زیرا که مویی را سفید یا سیاه نمی‌توانی کرد. [37] بلکه ‘بلی’ شما همان بلی و ‘نه’ شما همان نه باشد، زیرا که زیاده بر این از شریر است. [38] «شنیده‌اید که گفته شده است. ‘چشمی به چشمی و دندانی به دندانی’ [39] لیکن من به شما می‌گویم، با شریر مقاومت مکنید. بلکه هر‌ که به گونه راست تو سیلی زند، دیگری را نیز به سوی او بگردان، [40] و اگر کسی خواهد تو را به محکمه برده قبایت را بگیرد، عبای خود را نیز به او واگذار، [41] و هرگاه کسی تو را برای یک میل مجبور سازد، دو میل همراه او برو.

مناسبت و قدیسین روز

قدیس میخائیل، اسقف سینادا

میخائیل، این اسقف مقدس و دانشمند، از دوران کودکی خود را وقف خدمت به مسیح کرد. او همراه با قدیس تئوفیلاکتوسِ نیکومدیا زندگی زاهدانه‌ای داشت. در زمانی که خشکسالی شدیدی روی داده بود، این دو قدیس با دعاهای خود بارانی فراوان بر زمین فرو فرستادند.
به سبب زندگی زاهدانه و پاک او از جوانی، به دست پاتریارک تاراسیوس به مقام اسقفی شهر سینادا برگزیده و تقدیس شد. او در شورای هفتم جهانی کلیسا در نیقیه (۷۸۷) شرکت کرد. به درخواست امپراتور، برای مذاکره دربارهٔ صلح نزد خلیفه هارون‌الرشید فرستاده شد.
در دوران سلطنت لئوی ارمنیِ شریر، به سبب تکریم شمایل‌های مقدس از مقام اسقفی خود برکنار و به تبعید فرستاده شد. او در همان‌جا، در رنج و فقر اما در وفاداری کامل به ارتدوکسی، در سال ۸۱۸ آرامید و به پادشاهی مسیح داخل شد.

شهید مکرم میخائیل

پس از مرگ والدینش، میخائیل تمام دارایی خود را میان فقرا تقسیم کرد و به زیارت اورشلیم رفت. سپس وارد صومعهٔ قدیس ساوای تقدیس‌شده شد و در آنجا رهبانیت پذیرفت.
میخائیل بسیار جوان و خوش‌سیما بود، اما بر اثر روزه‌های بسیار، چهره‌ای پژمرده و رنگ‌پریده داشت. در آن زمان عرب‌ها بر اورشلیم حکومت می‌کردند. روزی پدر روحانی‌اش او را برای فروش دست‌ساخته‌هایش به شهر فرستاد. خواجه‌ای از دربار ملکهٔ عرب او را در خیابان دید و برای نشان دادن آن کارها نزد ملکه برد.
وقتی ملکه آن راهب زیبارو را دید، گرفتار شهوت ناپاک شد و همان‌گونه که همسر فوطیفار زمانی یوسف پاکدامن را وسوسه کرده بود، او نیز به میخائیل پیشنهاد گناه جسمانی داد. اما میخائیل پیشنهاد ناپاک را رد کرد و گریخت. ملکهٔ خشمگین فرمان داد او را با چوب بزنند و نزد پادشاه ببرند، با این اتهام که به دین محمد اهانت کرده است.
پادشاه به میخائیل پیشنهاد کرد اسلام را بپذیرد، اما او نپذیرفت. سپس جامی از زهری قوی به او دادند تا بنوشد. میخائیل آن زهر را نوشید ولی هیچ آسیبی ندید. آنگاه پادشاه فرمان داد در مرکز اورشلیم سرش را بزنند.
راهبان پیکر او را یافتند و به صومعهٔ قدیس ساوا بردند و با احترام دفن کردند. قدیس میخائیل در قرن نهم برای مسیح رنج کشید و جلال یافت.

قدیسهٔ مکرم اوفروسینه، شاهدخت پولوتسک

اوفروسینه دختر شاهزاده وسسلاوِ پولوتسک بود. هنگامی که والدینش می‌خواستند او را به ازدواج درآورند، به صومعه‌ای گریخت و راهبه شد.
فرشتهٔ خداوند سه بار بر او ظاهر شد و مکانی را که باید در آن صومعه‌ای تازه برای دوشیزگان بنا کند، به او نشان داد. او خواهرش اودوکیا و بسیاری از دختران اشراف را نیز به زندگی رهبانی جذب کرد.
دخترعمویش، زونیسلاوا، که شاهدخت بوریسوف بود، تمام ثروت، لباس‌ها و جواهرات خود را آورد و گفت:
«تمام زیبایی این جهان را باطل می‌شمارم، و این زیورها را که برای ازدواجم آماده شده بود، به کلیسای نجات‌دهنده تقدیم می‌کنم. و خود نیز می‌خواهم در ازدواجی روحانی با او نامزد شوم و سرم را زیر یوغ نیک و آسان او قرار دهم.»
اوفروسینه او را نیز راهبه کرد و نام اوپراکسیا را به او داد.
اوفروسینه در پیری آرزو داشت در اورشلیم بمیرد و برای این امر به خدا دعا کرد. خدا دعایش را شنید و هنگامی که به اورشلیم سفر کرد، همان‌جا در خداوند آرامید. او در ۲۳ می ۱۱۷۳ در صومعهٔ قدیس تئودوسیوس دفن شد.


سرود ستایش

شهید مکرم میخائیل

آن ملکهٔ شریر، میخائیل را متهم کرد
که به دین اسلام توهین کرده است.

امپراتور پیشنهادی عجیب به آن راهب داد:
که او را همچون پسر خود خواهد پذیرفت،
اگر فقط ایمان راستین را ترک کند
و همچون مسلمانی، سر خود را بتراشد.

راهب دل خویش را با دعا گرم کرد
و به چهرهٔ سلطان خندید:

«ای پادشاه، آیا می‌پنداری از من نیرومندتری؟
برای من، مرگ یعنی حیاتی تازه.
جان من به این جهان دلبسته نیست.

اینک سه چیز به تو پیشنهاد می‌کنم:
یا با صلیبِ مؤمنان راستین تعمید بپذیر،
یا مرا با شمشیر خون‌ریزت بکش،
یا مرا نزد پدر روحانی‌ام آزاد کن
تا به صومعهٔ خود بازگردم.»

شاه از خشم آکنده شد؛
با درخشیدن شمشیر، سر قدیس فرو افتاد.

فرشتگان، جان مقدس او را برگرفتند
و به پادشاهی مسیح بردند.


تأمل

انسان روحانی همه چیز و تمام جلوه‌های طبیعت را به شکلی روحانی و نمادین تفسیر می‌کند و از هر چیز، برای جان خود بهره می‌برد. روزی برادران نزد قدیس یوحنای کوتاه قد آمدند و برای او تعریف کردند که بارانی سنگین باریده و نخل‌ها را سیراب کرده و شاخه‌های تازه‌ای بر آن‌ها روییده‌اند، به‌طوری‌که راهبان مواد کافی برای کارهای دستی خود خواهند داشت. قدیس یوحنا اندیشید و به برادران گفت: «به همین صورت، روح‌القدس وارد دل‌های قدیسان می‌شود تا آن را تازه گرداند و شاخه‌هایی از ترس خدا را از آن برویاند.»


تعمق

تعمق درباره فیض خداوند روح‌القدس در راز مقدس تعمید:
۱. چگونه این فیض به روح قدرت می‌بخشد تا از خداوند مسیح پیروی کند؛
۲. چگونه این فیض نشانه‌ای از فرزندخواندگی الهیِ انسانِ تعمید یافته است.


موعظه

– درباره اینکه نباید روح خدا را محزون کنیم –
«و روح‌ قدوسِ خدا را که به او تا روز آزادی مُهر شده اید، غمگین مسازید.»
(افسسیان ۴ :۳۰)
ای برادران، «مُهر عطای روح‌القدس» بر همه ما که با آب و روح تعمید یافته‌ایم، زده شده است. روح خدا به ما داده شده نه به‌خاطر شایستگی‌های ما—و هیچ‌کس نباید چنین بیندیشد—بلکه بر اساس رحمت خدای زنده. حتی در روابط عادی میان انسان‌ها، آن‌که عطا می‌کند خوشحال است و آن‌که هدیه می‌گیرد نیز خوشحال است. عطاکردن شادی‌ای دو‌سویه است. هرچه هدیه بزرگ‌تر باشد، شادی هم بیشتر است. خدا شاد می‌شود وقتی فیض روح‌القدس خود را می‌بخشد؛ پس چرا انسان‌ها شاد نباشند وقتی آن را دریافت می‌کنند؟ نیازمند، در هنگام گرفتن هدیه بیشتر از ثروتمندی که عطا می‌کند شاد می‌شود؛ پس چرا انسان‌های بینوا شاد نباشند که این عطیه عظیم را از خدای غنی دریافت کرده‌اند؟
انسان‌ها چگونه روح‌القدس را محزون می‌سازند؟ رسولی که فرمان داد روح خدا را محزون مسازیم، بلافاصله شرح می‌دهد که چگونه این غم پدید می‌آید: «هر قسم تلخی و خشم و عصبانیت و فریاد و ناسزاگویی و هرگونه بد اندیشی را از خود دور کنید.» (افسسیان ۴ :۳۱). به‌عبارت دیگر، روح خدا از هر گناهی که ما مرتکب می‌شویم محزون می‌شود. بگذارید هر گناهی از ما دور شود تا روح خدا شاد گردد، و با حضور او، ما نیز شادی را تجربه خواهیم کرد. وقتی مهمانی عزیز به خانه‌مان می‌آید، تلاش می‌کنیم هرچه او را خوشنود می‌سازد انجام دهیم. آیا می‌توان مهمانی گرامی‌تر از روح‌القدسِ خدا داشت؟ چون او گرامی‌ترین و مطلوب‌ترین مهمان ماست، باید تمام تلاشمان را برای خوشنودی او به کار گیریم. می‌دانیم با چه چیزهایی روح‌القدس را خوشنود می‌سازیم—با همان چیزهایی که مسیح خداوند را خشنود می‌سازند. خداوند فرمود: «اگر مرا دوست دارید، احکام مرا نگاه دارید.» (یوحنا ۱۴: ۱۵). پس هر که احکام مسیح را نگاه می‌دارد، محبت به پسر و روح‌القدس دارد. آن که پسر را خشنود می‌سازد، پدر و روح‌القدس را نیز خشنود می‌سازد. رسول به‌ویژه توصیه می‌کند: «با یکدیگر مهربان باشید و رحیم و همدیگر را ببخشید» (افسسیان ۴: ۳۲). اگر مهربان، دل‌سوز و بخشنده باشیم، بدین وسیله روح‌القدس را که میهمان دل ماست خشنود می‌سازیم. آن‌گاه روح خدا در ما شادی می‌کند و تمام وجود ما از شادی‌ای وصف‌ناپذیر به لرزه می‌افتد.
ای برادران من، بیایید مراقب باشیم تا مهمان اعلی و بلندمرتبه‌مان را، که با غنی‌ترین عطایا نزد ما می‌آید، محزون نسازیم.
ای روح‌القدس خدا، کوتاهی ما را در برابر عظمت جاودانه‌ات ببخش، و ما را بی‌ثمر و تهی از حضور خود مگذار.
جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد. آمین.

error: Content is protected !!