آیات روز
تقویم جدید
اِفِسُسیان 3:8-21
اِفِسُسیان 3:8-21[8] یعنی به من که کمتر از کمترین همه مقدّسینم، این فیض عطا شد که در میان غیریهودیان به دولت بیقیاس مسیح مژده دهم، [9] و همه را روشن سازم که چیست اداره امور آن رازی که از بنای عالمها پوشیده بود، در خدایی که همه چیز را آفرید. [10] تا آنکه اکنون بر صاحبان ریاستها و قدرتها در جایهای آسمانی، حکمت گوناگون خدا بهوسیلهٔ کلیسا معلوم شود، [11] مطابق تقدیر ازل که در خداوند ما مسیح عیسی نمود، [12] که در وی میتوانیم با دلیری و با اطمینان به خدا نزدیک شویم به خاطر ایمان وی. [13] بنابراین استدعا دارم که از زحمات من به جهت شما خستهخاطر مشوید که آنها فخر شما است. [14] از این سبب، زانو میزنم نزد آن پدر، [15] که از او هر خانوادهای در آسمان و بر زمین نام میگیرد، [16] که مطابق دولت جلال خود به شما عطا کند که در انسانیت باطنی خود از روح او به قوت نیرومند شوید، [17] تا مسیح بهوسیله ایمان در دلهای شما ساکن شود؛ [18] و در محبّت ریشه کرده و بنیاد نهاده، توان یابید که با تمامی مقدسین درک کنید که عرض و طول و عمق و بلندی چیست؛ [19] و محبّت مسیح را بشناسید که فوق از معرفت است تا پُر شوید تا تمامی پُری خدا. [20] اکنون او را که قادر است که بکند بینهایت زیادتر از هر آنچه بخواهیم یا فکر کنیم، مطابق آن قوتی که در ما عمل میکند، [21] بر او در کلیسا و در مسیح عیسی تا تمامی قرنها تا ابد جلال باد. آمین.
غَلاطیان 4:22-31 (رساله، پیشرو)
غَلاطیان 4:22-31 (رساله، پیشرو)“زیرا مکتوب است ابراهیم را دو پسر بود، یکی از کنیز و دیگری از آزاد. لیکن پسر کنیز، به حسب جسم تولد یافت و پسر آزاد، بر حسب وعده. و این امور به طور تمثیل گفته شد زیرا که این دو زن، دو عهد میباشند، یکی از کوه سینا برای بندگی میزاید و آن هاجر است. زیرا که هاجر کوه سینا است در عرب، و مطابق است با اورشلیمی که موجود است، زیرا که با فرزندانش در بندگی میباشد. لیکن اورشلیم بالا آزاد است که مادر تمامی ما میباشد. زیرا نوشته شده است: «ای نازا که نزاییدهای، شاد باش! صدا کن و فریاد برآور ای تو که درد زایمان ندیدهای. زیرا که فرزندان زن بیکس از فرزندان شوهردار بیشترند.» لیکن ما، ای برادران، چون اسحاق فرزندان وعده میباشیم. بلکه چنانکه آن وقت آنکه بر حسب جسم تولّد یافت، بر وی که برحسب روح بود جفا میکرد، همچنین الان نیز هست. لیکن کتاب چه میگوید؟ «کنیز و پسر او را بیرون کن، زیرا پسر کنیز با پسر آزاد میراث نخواهد یافت.» خلاصه ای برادران، فرزندان کنیز نیستیم بلکه از زن آزادیم.”
مَرقُس 11:22-26
مَرقُس 11:22-26[22] عیسی در جواب ایشان گفت: «به خدا ایمان آورید، [23] زیرا به راستی به شما میگویم هر که به این کوه گوید: ‘کنده شده، به دریا افکنده شو’ و در دل خود شک نداشته باشد، بلکه یقین دارد که آنچه گوید میشود، به راستی هر آنچه گوید، به او عطا شود. [24] بنابراین به شما میگویم آنچه در عبادت درخواست میکنید، یقین بدانید که آن را یافتهاید و به شما عطا خواهد شد. [25] و وقتی که به دعا بایستید، هرگاه کسی به شما خطا کرده باشد، او را ببخشید تا آنکه پدر شما نیز که در آسمان است، خطایای شما را ببخشد. [26] امّا هرگاه شما نبخشید، پدر شما نیز که در آسمان است، تقصیرهای شما را نخواهد بخشید.»
لوقا 1:5-25 (انجیل، پیشرو)
لوقا 1:5-25 (انجیل، پیشرو)“در دوران هیرودیس پادشاه یهودیه، کاهنی زکریا نام از فرقهٔ ابیّا بود که زن او از دختران هارون بود و الیزابت نام داشت. و هر دو در حضور خدا صالح و به جمیع احکام و فرایض خداوند، بیعیب رفتار میکردند. و ایشان را فرزندی نبود، زیرا که الیزابت نازاد بود و هر دو دیرینه سال بودند. و واقع شد که چون به نوبت فرقه خود در حضور خدا کهانت میکرد، طبق رسم کهانت، نوبت او شد که به قُدس خداوند درآمده، بُخور بسوزاند. و در وقت بُخور، تمام جماعت قوم بیرون عبادت میکردند. ناگاه فرشته خداوند به طرف راست آتشدان بخور ایستاده، بر وی ظاهر گشت. چون زکریا او را دید، در حیرت افتاده، ترس بر او چیره شد. فرشته به او گفت: «ای زکریا، ترسان مباش، زیرا که دعای تو مستجاب گردیده است و همسرت الیزابت برای تو پسری خواهد زایید و او را یحیی خواهی نامید. و تو را خوشی و شادی رخ خواهد نمود و بسیاری از به دنیا آمدن او مسرور خواهند شد. زیرا که در حضور خداوند بزرگ خواهد بود و شراب و مُسکری نخواهد نوشید و از شکم مادر خود، پر از روحالقدس خواهد بود. و بسیاری از بنیاسرائیل را، به سوی خداوند خدای ایشان خواهد برگردانید. و او به روح و قوّت ایلیا پیش روی وی خواهد خرامید، تا دلهای پدران را به طرف پسران و نافرمانان را به حکمت عادلان بگرداند تا قومی حاضر برای خداوند مهیّا سازد.» زکریا به فرشته گفت: «این را چگونه بدانم و حال آنکه من پیر هستم و همسرم دیرینه سال است؟» فرشته در جواب وی گفت: «من جبرائیل هستم که در حضور خدا میایستم و فرستاده شدم تا به تو سخن گویم و از این امور تو را مژده دهم. و الحال تا این امور واقع نگردد، لال شده یارای حرف زدن نخواهی داشت، زیرا سخنان مرا که در وقت خود به وقوع خواهد پیوست، باور نکردی.» و جماعت منتظر زکریا می بودند و از طول توقف او در قُدس متعجّب شدند. امّا چون بیرون آمده نتوانست با ایشان حرف زند، پس فهمیدند که در قُدس رویایی دیده است، پس به سوی ایشان اشاره میکرد و ساکت ماند. و چون روزهای خدمت او به اتمام رسید، به خانهٔ خود رفت. و بعد از آن روزها، زن او الیزابت حامله شده، مدت پنج ماه خود را پنهان نمود و گفت: «به اینطور خداوند به من عمل نمود در روزهایی که مرا منظور داشت، تا ننگ مرا از نظر مردم بردارد.»”
تقویم قدیم
فیلیپیان 1:8-14
فیلیپیان 1:8-14“زیرا خدا مرا شاهد است که چقدر با شفقت درونی خود عیسی مسیح، مشتاق همهٔ شما هستم. و برای این دعا میکنم تا محبّت شما در معرفت و کمالِ فهم، بسیار زیادتر شود. تا چیزهای بهتر را برگزینید و در روز مسیح پاک و بیعیب باشید و پر شوید از میوهٔ عدالت که بهوسیلهٔ عیسی مسیح برای تمجید و حمد خداست. امّا ای برادران، میخواهم شما بدانید که آنچه بر من واقع گشت، برعکس به رشد انجیل انجامید، به حدّی که زنجیرهای من آشکارا شد در مسیح به تمام گارد کاخ سلطنتی و به همه دیگران آشکار شد که به خاطر مسیح به زنجیرم. و بسیاری از برادران در خداوند از زنجیرهای من اعتماد به هم رسانیده، بیشتر جرأت میکنند که کلام خدا را بیترس بگویند. ”
غَلاطیان 4:22-31 (رساله، پیشرو)
غَلاطیان 4:22-31 (رساله، پیشرو)“زیرا مکتوب است ابراهیم را دو پسر بود، یکی از کنیز و دیگری از آزاد. لیکن پسر کنیز، به حسب جسم تولد یافت و پسر آزاد، بر حسب وعده. و این امور به طور تمثیل گفته شد زیرا که این دو زن، دو عهد میباشند، یکی از کوه سینا برای بندگی میزاید و آن هاجر است. زیرا که هاجر کوه سینا است در عرب، و مطابق است با اورشلیمی که موجود است، زیرا که با فرزندانش در بندگی میباشد. لیکن اورشلیم بالا آزاد است که مادر تمامی ما میباشد. زیرا نوشته شده است: «ای نازا که نزاییدهای، شاد باش! صدا کن و فریاد برآور ای تو که درد زایمان ندیدهای. زیرا که فرزندان زن بیکس از فرزندان شوهردار بیشترند.» لیکن ما، ای برادران، چون اسحاق فرزندان وعده میباشیم. بلکه چنانکه آن وقت آنکه بر حسب جسم تولّد یافت، بر وی که برحسب روح بود جفا میکرد، همچنین الان نیز هست. لیکن کتاب چه میگوید؟ «کنیز و پسر او را بیرون کن، زیرا پسر کنیز با پسر آزاد میراث نخواهد یافت.» خلاصه ای برادران، فرزندان کنیز نیستیم بلکه از زن آزادیم.”
لوقا 3:23-4: 1
لوقا 3:23-4: 1“و خود عیسی وقتی که شروع کرد، نزدیک به سی ساله بود. و طبق گمان خلق، پسر یوسف، پسر هالی، پسر مَتّات، پسر لاوی، پسر مِلکی، پسر یَنّا، پسر یوسف، پسر مَتّاتیا، پسر عاموس، پسر ناحوم، پسر حِسلی، پسر نَجَّی، پسر مَعَت، پسر مَتّاتیا، پسر سِمِعِین، پسر یُسِک، پسر یهودا، پسر یوحَنان، پسر ریسا، پسر زِروبّابل، پسر شِئَلتیئیل، پسر نیری، پسر مِلکی، پسر اَدّی، پسر قوصام، پسر اِلمادام، پسر عیر، پسر یوشَع، پسر اِلعازار، پسر یوریم، پسر مَتّات، پسر لاوی، پسر شَمعون، پسر یهودا، پسر یوسف، پسر یونام، پسر اِلیاقیم، پسر مِلیا، پسر مِنّا، پسر مَتّاتا، پسر ناتان، پسر داوود، پسر یَسا، پسر عوبید، پسر بوعَز، پسر سَلمون، پسر نَحشون، پسر عَمّیناداب، پسر رام، پسر حِصْرون، پسر فِرِص، پسر یهودا، پسر یعقوب، پسر اسحاق، پسر ابراهیم، پسر تارَح، پسر ناحور، پسر سِروج، پسر رِعو، پسر فِلِج، پسر عِبِر، پسر شِلَخ، پسر قینان، پسر اَرفَکشاد، پسر سام، پسر نوح، پسر لَمِک، پسر مَتوشالَح، پسر خَنوخ، پسر یارِد، پسر مَهَلَلئیل، پسر قینان، پسر اَنوش، پسر شِیث، پسر آدم، پسر خدا.”
“امّا عیسی پر از روحالقدس بوده، از اُردن مراجعت کرد و روح او را به بیابان برد. ”
لوقا 1:5-25 (انجیل، پیشرو)
لوقا 1:5-25 (انجیل، پیشرو)“در دوران هیرودیس پادشاه یهودیه، کاهنی زکریا نام از فرقهٔ ابیّا بود که زن او از دختران هارون بود و الیزابت نام داشت. و هر دو در حضور خدا صالح و به جمیع احکام و فرایض خداوند، بیعیب رفتار میکردند. و ایشان را فرزندی نبود، زیرا که الیزابت نازاد بود و هر دو دیرینه سال بودند. و واقع شد که چون به نوبت فرقه خود در حضور خدا کهانت میکرد، طبق رسم کهانت، نوبت او شد که به قُدس خداوند درآمده، بُخور بسوزاند. و در وقت بُخور، تمام جماعت قوم بیرون عبادت میکردند. ناگاه فرشته خداوند به طرف راست آتشدان بخور ایستاده، بر وی ظاهر گشت. چون زکریا او را دید، در حیرت افتاده، ترس بر او چیره شد. فرشته به او گفت: «ای زکریا، ترسان مباش، زیرا که دعای تو مستجاب گردیده است و همسرت الیزابت برای تو پسری خواهد زایید و او را یحیی خواهی نامید. و تو را خوشی و شادی رخ خواهد نمود و بسیاری از به دنیا آمدن او مسرور خواهند شد. زیرا که در حضور خداوند بزرگ خواهد بود و شراب و مُسکری نخواهد نوشید و از شکم مادر خود، پر از روحالقدس خواهد بود. و بسیاری از بنیاسرائیل را، به سوی خداوند خدای ایشان خواهد برگردانید. و او به روح و قوّت ایلیا پیش روی وی خواهد خرامید، تا دلهای پدران را به طرف پسران و نافرمانان را به حکمت عادلان بگرداند تا قومی حاضر برای خداوند مهیّا سازد.» زکریا به فرشته گفت: «این را چگونه بدانم و حال آنکه من پیر هستم و همسرم دیرینه سال است؟» فرشته در جواب وی گفت: «من جبرائیل هستم که در حضور خدا میایستم و فرستاده شدم تا به تو سخن گویم و از این امور تو را مژده دهم. و الحال تا این امور واقع نگردد، لال شده یارای حرف زدن نخواهی داشت، زیرا سخنان مرا که در وقت خود به وقوع خواهد پیوست، باور نکردی.» و جماعت منتظر زکریا می بودند و از طول توقف او در قُدس متعجّب شدند. امّا چون بیرون آمده نتوانست با ایشان حرف زند، پس فهمیدند که در قُدس رویایی دیده است، پس به سوی ایشان اشاره میکرد و ساکت ماند. و چون روزهای خدمت او به اتمام رسید، به خانهٔ خود رفت. و بعد از آن روزها، زن او الیزابت حامله شده، مدت پنج ماه خود را پنهان نمود و گفت: «به اینطور خداوند به من عمل نمود در روزهایی که مرا منظور داشت، تا ننگ مرا از نظر مردم بردارد.»”
مناسبت و قدیسین روز

آبستنشدن قدیس یحیای تعمیددهنده
در این روز، رحمت، معجزات و حکمت خدا جشن گرفته میشود: رحمت او نسبت به والدین پارسا و خداترسِ قدیس یحیی، یعنی زکریای سالخورده و الیزابت، که تمام زندگی خود را در آرزوی داشتن فرزند گذراندند و از خدا فرزند طلب کردند؛ معجزه او، یعنی آبستنشدن الیزابت در رحم سالخوردهاش؛ و حکمت او در تدبیر نجات انسان. خدا برای یحیی نقشهای بسیار بزرگ داشت: یعنی اینکه او پیامبر و پیشروِ مسیح خداوند، نجاتدهنده جهان، باشد. خدا از طریق فرشتگان خود، تولد اسحاق را به سارهٔ نازا، تولد سامسون را به همسر نازای منوح، و تولد یحیای پیشرو را به زکریا و الیزابتِ نازا اعلام کرد. همه اینان کسانی بودند که خدا برای آنان مقصودی ویژه داشت و تولدشان را از طریق فرشتگان خود پیشگویی کرد. چگونه ممکن بود از والدین سالخورده فرزندانی متولد شوند؟ اگر کسی بخواهد این را درک کند، نباید از انسانها درباره آن بپرسد، زیرا انسانها آن را نمیدانند؛ همچنین نباید قوانین طبیعت را مطالعه کند، زیرا این امر فراتر از قانون طبیعت است. بلکه باید نگاه خود را به قدرت خدای قادر مطلق معطوف کند؛ خدایی که تمام جهان را از هیچ آفرید و برای آفرینش نخستین انسان، آدم، به هیچ پدر و مادری، چه پیر و چه جوان، نیاز نداشت. پس به جای کنجکاوی، بیایید خدا را شکر کنیم؛ خدایی که اغلب قدرت، رحمت و حکمت خود را به شیوههایی فراتر از قانون طبیعت بر ما آشکار میکند؛ زیرا بدون این معجزات ویژه خدا، ما در قانون طبیعت زندانی میشدیم، به ناامیدی میافتادیم و خدا را به فراموشی میسپردیم.

شهیده مقدس ایرایدا
در برخی مکانها، ایرایدا را رایس یا رائیدا نیز مینامند. او دختری جوان از شهر باتان در مصر بود و بنابراین احتمالاً مصری بود. روزی ایرایدا برای کشیدن آب از چاهی در نزدیکی دریا بیرون رفت و کشتیای را دید که مملو از مسیحیان به زنجیر کشیدهشده بود: کاهنان، شماسان، راهبان، زنان و دختران. او با پرسوجو دریافت که همه این افراد به دست آزاردهندگان بتپرست برای شکنجه و مرگ به خاطر نام عیسی مسیح منتقل میشوند. ناگهان قلب ایرایدای جوان با اشتیاق رنج کشیدن برای خداوند شعلهور شد. او کوزههایش را کنار چاه گذاشت، سوار کشتی شد و اعتراف کرد که او نیز مسیحی است. بلافاصله او را همراه دیگران به زنجیر کشیدند و همه آنان را به شهر آنتینوپولیس در مصر بردند. پس از شکنجههای گوناگون، ایرایدا نخستین کسی بود که سر از بدنش جدا شد و پس از او دیگران نیز به شهادت رسیدند. او با شرافت رنج کشید و در آغاز قرن چهارم جلال یافت.

شهید مقدس نوین نیکولای پانتوپولیس
نیکولا در جوانی، در سال ۱۶۷۲، به دست ترکها در کونستانتینوپل به خاطر ایمان مسیحی رنج کشید. پدرش از تسالی به کونستانتینوپل آمده بود و چون پدرش صاحب یک مغازهٔ اجناس گوناگون بود، او را پانتوپولیس مینامیدند. پس از فشارهای فراوان برای مسلمانشدن و شکنجههای بسیار به دلیل امتناع او، نیکولا سر از بدنش جدا شد و به پادشاهی خدا وارد شد. یادگارهای او در صومعهٔ زیراپوتامو در کوه مقدس آرام دارند.

شهید مقدس نوین یوحنا
یوحنا در مکانی به نام کونیتسا در آلبانی متولد شد. او از والدین مسلمان و خود نیز مسلمان بود. پس از مشاهده قدرت معجزهآسای ایمان مسیحی در مکانها و موقعیتهای گوناگون، غسل تعمید پذیرفت. به همین دلیل از او شکایت شد و او را به دادگاه ترکها بردند. یوحنا که در آیتولیا به خاطر ایمان مسیحی از سوی ترکها شکنجه شده بود، در سال ۱۸۱۴ سر از بدنش جدا شد. یوحنا پیش از مرگ فریاد زد: «ای خداوند، مرا در پادشاهی خود به یاد آور!»
سرود ستایش
شهید مقدس ایرایدا
ایرایدای بافضیلت برای آوردن آب رفت،
اما نزد مادرش بازنگشت، بلکه نزد خداوند رفت.
ایرایدا با میل و رغبت در جستوجوی رنج بود؛
مسیح خداوند برای او از مادرش عزیزتر بود.
کشتیای پر از شهیدان آماده حرکت بود.
ایرایدا بهسرعت فریاد زد: «مرا نیز بپذیرید!»
«من نیز خادم مسیح هستم، زیرا او برای من همهچیز است،
و میخواهم وسیلهای برای سرود ستایش او باشم،
سرودی از شکنجه و رنج برای حقیقت.
آه، مرا بپذیرید، بگذارید هلاک شوم!»
و ایرایدا برای خدای خود هلاک شد،
و وارث حیات جاودانه گردید.
ای خداوند، اکنون نیز به دعاهای او ما را نجات ده.
سپاس بر ایرایدای مقدس و جلال بر خدا باد!
تأمل
هر کس به فقیر میدهد، به مسیح میدهد. این معنای تعلیم انجیل است و تجربه قدیسان نیز آن را تأیید کرده است. پطرسِ رحیم، پس از توبه خود، هر جا فرصتی پیش میآمد به فقیران صدقه میداد. روزی پطرس با مردی روبهرو شد که از کشتیشکستگی جان سالم به در برده بود و تنها توانسته بود بدن برهنه خود را از آن حادثه نجات دهد. آن مرد از او مقداری لباس درخواست کرد. پطرس ردای گرانبهای خود را از تن درآورد و مرد برهنه را با آن پوشاند. اندکی بعد، پطرس ردای خود را در مغازه یک تاجر دید که آن را برای فروش به نمایش گذاشته بود. پطرس بسیار اندوهگین شد که آن مرد کشتیشکسته به جای استفاده از ردا برای خودش، آن را فروخته بود. پطرس با خود اندیشید: «من شایسته نیستم؛ خداوند صدقه مرا نمیپذیرد.» اما بعد، خداوند در خواب بر او ظاهر شد. او به صورت مردی زیبا، درخشانتر از خورشید، با صلیبی بر سر و در حالی که ردای پطرس را بر تن داشت، ظاهر شد. خداوند پرسید: «پطرس، چرا اندوهگینی؟» پطرس پاسخ داد: «خداوندا، چرا اندوهگین نباشم، وقتی میبینم چیزی را که به فقیر دادم در بازار میفروشند؟» سپس خداوند از او پرسید: «آیا این لباس را که بر تن من است میشناسی؟» پطرس پاسخ داد: «آن را میشناسم، خداوندا؛ این همان لباس من است که با آن مرد برهنه را پوشاندم.» آنگاه خداوند دوباره به او فرمود: «پس اندوهگین مباش؛ تو آن را به مرد فقیر دادی و من آن را دریافت کردم، و عمل تو را میستایم.»
تعمق
در گناهان یهورام پادشاه و مجازاتی که خدا بر او نازل کرد تعمق کن (دوم تواریخ ۲۱):
۱. چگونه یهورام همه برادران خود را کشت و بتپرستی را در بیشهها و تپهها دوباره برقرار کرد؛
۲. چگونه دشمنان او سرزمین را غارت کردند و مردم آن را به بردگی گرفتند؛
۳. چگونه او به بیماری سختی در رودههایش مبتلا شد و مرد و هیچکس برای او سوگواری نکرد.
موعظه
درباره خدای روحالقدس که از پدر صادر میشود
«اما چون تسلیدهنده بیاید، که او را از جانب پدر نزد شما خواهم فرستاد، یعنی روح حقیقت، که از پدر صادر میشود، او بر من شهادت خواهد داد.» (یوحنا ۱۵: ۲۶)
برادران، اعماق ذات خدا دستنیافتنی است. اما خدا نه همهچیز را از ما پنهان کرده و نه همهچیز را بر ما آشکار ساخته است. او به اندازهای که ضعف ما توان تحمل آن را دارد و به اندازهای که برای نجات ما ضروری است، بر ما آشکار کرده است. درباره روحالقدس بر ما آشکار شده است که او از پدر صادر میشود و به وسیله پسر فرستاده میشود. هیچکس بیش از این جستوجو نکند، مبادا به خطا بیفتد. چون او از پدر صادر میشود، با پدر همذات است؛ و چون از سوی پسر فرستاده میشود تا کار پسر را ادامه دهد، با پسر برابر است. خداوند پیشتر فرمود: «پدر… بر من شهادت میدهد» (یوحنا ۸ :۱۸)؛ و اکنون درباره روح حقیقت میفرماید که «او بر من شهادت خواهد داد». هر دو شاهد یکی هستند؛ به همین دلیل خداوند در یک زمان از یکی و در زمانی دیگر از دیگری یاد میکند. او که شهادت داده است و او که شهادت خواهد داد، در ذات برابرند؛ زیرا خداوند نمیخواست شاهد آینده از شاهد گذشته کمتر باشد. بنابراین، ما درباره زمان با اصطلاحات انسانی سخن میگوییم؛ اما در واقع، آن سه در آسمان برای همیشه شهادت میدهند، مطابق سخنان بشارتدهنده: «زیرا سه کس هستند که در آسمان شهادت میدهند: پدر، کلمه و روحالقدس؛ و این سه یکی هستند» (اول یوحنا ۵ :۷). افرادی هستند که ادعا میکنند روحالقدس از پدر و پسر صادر میشود. چه کسی این را بر آنان آشکار کرده است و چه زمانی؟ ما میدانیم که روحالقدس از پدر صادر میشود، زیرا این امر را پسر خدا، خداوند ما عیسی مسیح، بر ما آشکار کرده است. بنابراین، چنین افزودهای را به ایمان ارتدوکس خود رد میکنیم، زیرا با سخنان خود خداوند مطابقت ندارد. با این حال، اگر بخواهیم سخنان خداوند پاکترین را بهراستی درک کنیم، قلبهای ما باید بسیار پاک شده باشند. بنابراین، باید بیش از آنکه با کنجکاوی بیهوده در اعماق بیپایان وجود خدا با قلبهای ناپاک کاوش کنیم، برای پاککردن قلبهای خود از شهوات تلاش کنیم؛ زیرا کسانی که چنین میکنند، به بدعت میافتند و جانهای خود را از دست میدهند.
ای خداوند، خدای بزرگ و توانا، تو را شکر میکنیم که از طریق نجاتدهنده ما، عیسی مسیح، نزد ما آمدی؛ و از این طریق میدانیم که ما فرزندان تاریکی نیستیم، بلکه پسران نور هستیم.
جلال و ستایش تا ابد از آنِ تو باد. آمین.