23 اوت (گریگوری) /5 سپتامبر (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
متّی 28:‏16-‏20 (انجیل صبح)

[16] امّا یازده رسول به جلیل بر کوهی که عیسی ایشان را نشان داده بود، رفتند. [17] و چون او را دیدند، پرستش نمودند. لیکن بعضی شک کردند. [18] پس عیسی پیش آمده به ایشان خطاب کرده گفت: «تمامی قدرت در آسمان و بر زمین به من داده شده است. [19] پس رفته همهٔ قومها را شاگرد سازید و ایشان را به اسم پدر و پسر و روح‌القدس تعمید دهید. [20] وایشان را تعلیم دهید که همه آنچه را که به شما حکم کرده‌ام، حفظ کنند. و اینک من هر روزه تا پایان این عصر همراه شما می‌باشم.»

اوّل قرنتیان 15:‏1-‏11

[1] الآن ‌ای برادران، شما را از انجیلی که به شما مژده دادم، اعلام می‌نمایم که آن را هم پذیرفتید و در آن هم استوار می‌باشید [2] و به‌وسیلهٔ آن نیز نجات می‌یابید، به شرطی که آن کلامی را که به شما مژده دادم، محکم نگاه دارید و گرنه بی‌جهت ایمان آوردید. [3] زیرا که اوّل به شما سپردم، آنچه نیز یافتم که مسیح مطابق کتب در راه گناهان ما مرد [4] و اینکه دفن شد و در روز سوم مطابق کتب برخاست؛ [5] و اینکه به کیفا آشکار شد و بعد از آن به آن دوازده، [6] و پس از آن به زیاده از پانصد برادر یک بار آشکار شد که بسیاری از ایشان تا امروز باقی هستند، امّا بعضی خوابیده‌اند. [7] از آن پس به یعقوب آشکار شد و بعد به تمامی رسولان. [8] و آخر همه بر من مثل کودک سقط شده آشکار گردید. [9] زیرا من کوچکترین رسولان هستم و لایق نیستم که به رسول خوانده شوم، چونکه بر کلیسای خدا جفا می‌رسانیدم. [10] لیکن به فیض خدا آنچه هستم، هستم و فیض او که بر من بود باطل نگشت، بلکه بیش از همه ایشان مشقت کشیدم، امّا نه من، بلکه فیض خدا که با من بود. [11] پس خواه من و خواه ایشان به این طریق وعظ می‌کنیم و به اینطور ایمان آوردید.

فیلیپیان 2:‏5-‏11 (رساله، تئوتوکوس )

[5] پس همین فکر در شما باشد که در مسیح عیسی نیز بود؛ [6] که چون به صورت خدا بود، با خدا برابر بودن را غنیمت نشمرد، [7] لیکن خود را خالی کرده، صورت غلام را پذیرفت و در شباهت مردمان شد؛ [8] و چون در شکل انسان یافت شد، خود را فروتن ساخت و تا به مرگ، بلکه تا به مرگ صلیب مطیع گردید. [9] از این جهت خدا نیز او را بسیار سرافراز نمود و نامی را که فوق از همه نامها است، به او بخشید [10] تا به نام عیسی هر زانویی از آنچه در آسمان و بر زمین و زیر زمین است، خم شود [11] و هر زبانی اقرار کند که عیسی مسیح، خداوند است برای تمجید خدای پدر.

متّی 19:‏16-‏26

[16] ناگاه شخصی آمده، وی را گفت: «ای استاد نیکو، چه عمل نیکو کنم تا حیات جاودانی یابم؟» [17] عیسی وی را گفت: «از چه سبب مرا نیکو گفتی و حال آنکه کسی نیکو نیست، جز خدا فقط! لیکن اگر بخواهی داخل حیات شوی، احکام را نگاه دار.» [18] به او گفت: «کدام احکام؟» عیسی گفت: «قتل مکن، زنا مکن، دزدی مکن، شهادت دروغ مده، [19] پدر و مادر خود را حرمت دار و همسایهٔ خود را مثل نَفْس خود دوست بدار.» [20] جوان وی را گفت: «همهٔ اینها را از طفولیت نگاه داشته‌ام. دیگر مرا چه ناقص است؟» [21] عیسی به او گفت: «اگر بخواهی کامل شوی، رفته هر چه داری، بفروش و به فقرا بده که در آسمان گنجی خواهی داشت؛ و آمده مرا پیروی نما.» [22] چون جوان این سخن را شنید، غمگین شده، برفت زیرا که مال بسیار داشت. [23] عیسی به شاگردان خود گفت: «به راستی به شما می‌گویم که شخص دولتمند به پادشاهی آسمان به دشواری داخل می‌شود. [24] و باز شما را می‌گویم که گذشتن شتر از سوراخ سوزن، آسانتر است از وارد شدن شخص دولتمند در پادشاهی خدا.» [25] شاگردان چون شنیدند، بسیار متحیر گشته، گفتند: «پس که می‌تواند نجات یابد؟» [26] عیسی متوجه ایشان شده، گفت: «نزد انسان این محال است، لیکن نزد خدا همه‌ چیز ممکن است.»

لوقا 10:‏38-‏42، 11: 27- 28 (انجیل، تئوتوکوس)

[38] و هنگامی که می‌رفتند، عیسی وارد شهری شد و زنی که مارتا نام داشت، او را به خانه خود پذیرفت. [39] و او را خواهری مریم نام بود که نزد پایهای عیسی نشسته کلام او را می‌شنید. [40] امّا مارتا به سبب زیاد بودن خدمت مضطرب می‌بود. پس نزدیک آمده، گفت: «ای خداوند، آیا تو را باکی نیست که خواهرم مرا واگذارد که تنها خدمت کنم؟ او را بفرما تا مرا یاری کند.» [41] عیسی در جواب وی گفت: «ای مارتا، ای مارتا، تو در چیزهای بسیار اندیشه و اضطراب داری. [42] لیکن یک چیز لازم است و مریم آن نصیب خوب را اختیار کرده است که از او گرفته نخواهد شد.»
[27] چون او این سخنان را می‌گفت، زنی از آن میان به صدای بلند او را گفت: «خوشا به حال آن رَحِمی که تو را حمل کرد و پستانهایی که به تو شیر داد.» [28] لیکن او گفت: «بلکه خوشا به حال آنانی که کلام خدا را می‌شنوند و آن را نگاه می​دارند.»

تقویم قدیم
اوّل قرنتیان 4:‏1-‏5

[1] هر کس ما را چون خادمین مسیح و وکیلان اسرار خدا بشمارد. [2] و دیگر از وکیلان انتظار می‌رود که هر یکی امین باشد. [3] امّا برای من کمتر چیزی است که از شما یا از محکمه بشری قضاوت کرده شوم، بلکه بر خود نیز قضاوت نمی‌کنم. [4] زیرا که در خود عیبی نمی‌بینم، لیکن از این عادل شمرده نمی‌شوم، بلکه قضاوت کننده من خداوند است. [5] بنابراین پیش از وقت به چیزی قضاوت مکنید تا خداوند بیاید که خفایای ظلمت را روشن خواهد کرد و نیّتهای دلها را به ظهور خواهد آورد؛ آنگاه هر کس را تعریف از خدا خواهد بود.

فیلیپیان 2:‏5-‏11 (رساله، تئوتوکوس )

[5] پس همین فکر در شما باشد که در مسیح عیسی نیز بود؛ [6] که چون به صورت خدا بود، با خدا برابر بودن را غنیمت نشمرد، [7] لیکن خود را خالی کرده، صورت غلام را پذیرفت و در شباهت مردمان شد؛ [8] و چون در شکل انسان یافت شد، خود را فروتن ساخت و تا به مرگ، بلکه تا به مرگ صلیب مطیع گردید. [9] از این جهت خدا نیز او را بسیار سرافراز نمود و نامی را که فوق از همه نامها است، به او بخشید [10] تا به نام عیسی هر زانویی از آنچه در آسمان و بر زمین و زیر زمین است، خم شود [11] و هر زبانی اقرار کند که عیسی مسیح، خداوند است برای تمجید خدای پدر.

متّی 23:‏1-‏12

[1] آنگاه عیسی آن جماعت و شاگردان خود را خطاب کرده [2] گفت: «کاتبان و فریسیان بر تخت موسی نشسته‌اند. [3] پس آنچه به شما گویند، نگاه دارید و به‌ جا آورید لیکن مثل اعمال ایشان مکنید، زیرا می‌گویند و نمی‌کنند. [4] زیرا بارهای سنگین و دشوار را می‌بندند و بر دوش مردم می‌نهند و خود نمی‌خواهند آنها را به یک انگشت حرکت دهند. [5] و همه کارهای خود را می‌کنند تا مردم ایشان را ببینند. آیه‌دانهای خود را بزرگ و دامنهای قبای خود را پهن می‌سازند [6] و بالا نشستن در مهمانی‌ها و جاهای بلند‌مرتبه در کنیسه‌ها را دوست می‌دارند [7] و تعظیم در کوچه‌ها را و اینکه مردم ایشان را ‘استاد’ بخوانند. [8] لیکن شما ‘استاد’ خوانده مشوید، زیرا استاد شما یکی است یعنی مسیح و جمیع شما برادرانید. [9] و هیچ‌کس را بر زمین ‘پدر’ خود مخوانید، زیرا پدر شما یکی است که در آسمان است. [10] و ‘معلّم’ خوانده مشوید زیرا معلّم شما یکی است یعنی مسیح. [11] و هر‌ که از شما بزرگتر باشد، خادم شما بود. [12] و هر که خود را بلند کند، پست گردد و هر‌ که خود را فروتن سازد، سرافراز گردد.

لوقا 10:‏38-‏42، 11: 27- 28 (انجیل، تئوتوکوس)

[38] و هنگامی که می‌رفتند، عیسی وارد شهری شد و زنی که مارتا نام داشت، او را به خانه خود پذیرفت. [39] و او را خواهری مریم نام بود که نزد پایهای عیسی نشسته کلام او را می‌شنید. [40] امّا مارتا به سبب زیاد بودن خدمت مضطرب می‌بود. پس نزدیک آمده، گفت: «ای خداوند، آیا تو را باکی نیست که خواهرم مرا واگذارد که تنها خدمت کنم؟ او را بفرما تا مرا یاری کند.» [41] عیسی در جواب وی گفت: «ای مارتا، ای مارتا، تو در چیزهای بسیار اندیشه و اضطراب داری. [42] لیکن یک چیز لازم است و مریم آن نصیب خوب را اختیار کرده است که از او گرفته نخواهد شد.»
[27] چون او این سخنان را می‌گفت، زنی از آن میان به صدای بلند او را گفت: «خوشا به حال آن رَحِمی که تو را حمل کرد و پستانهایی که به تو شیر داد.» [28] لیکن او گفت: «بلکه خوشا به حال آنانی که کلام خدا را می‌شنوند و آن را نگاه می​دارند.»

مناسبت و قدیسین روز

شهید مقدس لوپوس

قدیس لوپوس خدمتگزار شهید بزرگ دیمیتریوس، فرمانده نظامی تسالونیکی، بود. هنگامی که امپراتور ماکسیمیان دستور داد قدیس دیمیتریوس را سر از بدن جدا کنند، لوپوس لبه جامه او را همراه با انگشترش در خون شهید فرو برد. لوپوس با همین انگشتر و جامه در تسالونیکی معجزات بسیاری انجام داد و مردم را از هر درد و بیماری شفا بخشید. امپراتور ماکسیمیان، که در آن زمان هنوز در تسالونیکی اقامت داشت، از این موضوع آگاه شد و فرمان داد لوپوس را شکنجه و سپس اعدام کنند. سربازانی که برای حمله به لوپوس سلاح برداشتند، به یکدیگر حمله کردند و به‌شدت یکدیگر را زخمی کردند. لوپوس که مسیحی بود اما هنوز تعمید نیافته بود، دعا کرد که خداوند به‌گونه‌ای پیش از مرگش تعمید او را فراهم سازد. در همان لحظه باران بر این شهید مقدس بارید و بدین‌گونه او از بالا تعمید یافت. پس از رنج‌های بسیار، لوپوس سر از بدنش جدا شد و در ملکوت آسمان جای گرفت.

شهید مقدس پوتینوس، اسقف لیون

پوتینوس را قدیس پولیکارپ از آسیای صغیر به سرزمین گل فرستاد تا به موعظه بپردازد. او نخستین اسقف لیون شد و بسیاری از بت‌پرستان را به مسیحیت بازگرداند. در دوران آزار و شکنجه مسیحیان در سال ۱۷۷، پوتینوس را برای محاکمه آوردند؛ یا دقیق‌تر بگوییم، او را حمل کردند، زیرا نود سال داشت. پروکنسول از او پرسید: «خدای مسیحیان کیست؟» پوتینوس سالخورده پاسخ داد: «اگر شایستگی یافتید، خواهید فهمید.» بت‌پرستان با چوب و سنگ به او حمله کردند و بی‌رحمانه او را زدند. قدیس پوتینوس را به زندان افکندند و او دو روز بعد بر اثر ضربات و شکنجه‌ها درگذشت و در ملکوت آسمان جای گرفت.

شهید مقدس ایرنائوس، اسقف لیون

ایرنائوس در جوانی شاگرد پولیکارپ بود؛ پولیکارپی که خود شاگرد رسولان بود و او را برای موعظه در سرزمین گل فرستاد. پس از شهادت قدیس پوتینوس، ایرنائوس به مقام اسقفی منصوب شد. ایرنائوس در نوشته‌های بی‌شمار خود ایمان ارتدوکس را تبیین کرد و از آن در برابر بدعت‌گذاران دفاع نمود. ایرنائوس در زمان امپراتور سوروس، در سال ۲۰۲، به خاطر مسیح به شهادت رسید؛ نوزده هزار تن از مسیحیان هم‌کیش او نیز همراه وی به شهادت رسیدند.

قدیس ویکتور

قدیس ویکتور در قرن سوم در مارسی رنج کشید و جان سپرد. پس از شکنجه‌های طولانی و تلخ، او را به زندان افکندند و در آنجا نگهبانان زندان را به ایمان مسیحی هدایت کرد. او با به صلیب کشیده شدن جان سپرد.

قدیس آلبان

آلبان از اشراف انگلستان بود. در دوران آزار و شکنجه، او یک کاهن مسیحی را در خانه خود پناه داد و از او ایمان مسیحی را آموخت. آلبان لباس خود را به آن کاهن داد، سپس خود لباس کاهن را پوشید و تسلیم شکنجه‌گران شد. او به مرگ محکوم شد و جلاد خود را به ایمان مسیحی هدایت کرد.


سرود ستایش

قدیس پولیکارپ ـ قدیس ایرنائوس ـ قدیس پوتینوس

چه زیباست تاکی با شاخه‌های پربار، با میوه‌ای خوشبو و شریف؛
پدر در فرزندانش شگفت‌انگیز است و پسران، جلال پیوند جسمانی‌اند.
اما فرزندان روحانی روح‌القدس از تاک و ازدواج پربار نیز زیباترند.
پولیکارپِ بسیار جلیل دو پسر داشت؛
قدیس ایرنائوس و قدیس پوتینوس.
آنان پسران روحانی او بودند، نه فرزندان جسمانی‌اش، و با جلال جاودانی و زوال‌ناپذیر تاج‌گذاری شدند.
پولیکارپ به وسیله روح خدا آنان را از نظر روحانی به وجود آورد؛
آنان برایش از فرزندانی که خود جسمانی به دنیا آورده بود عزیزتر بودند.
او هر دو را پرورش داد، با حکمت تغذیه کرد و آماده ساخت تا در سرزمین گل به موعظه بپردازند.
دو قربانی پسندیده، دو بره پاک؛
او آنان را برای ذبح، به خاطر مسیح مصلوب، تقدیم کرد.
دو منادی حکیم صهیون جدید، دو اسقف دلیر لیونِ تعمید‌یافته؛
ایرنائوس و پوتینوس خدا را جلال دادند و پولیکارپ، پدر روحانی خود را نیز جلال بخشیدند.
آنان قهرمانانه ایستادند و همچون شهیدان سقوط کردند،
و دوباره با تاج‌های پیروزی در برابر مسیح مهربان و نیکوکار ایستادند.


تأمل

قدرت صلیب رازآمیز است؛ هرچند توضیح آن دشوار باشد، حقیقی و انکارناپذیر است. قدیس یوحنای زرین‌دهان از رسمی در زمان خود سخن می‌گوید که در آن نشانه صلیب «بر تاج امپراتور، بر تجهیزات سربازان» و بر بخش‌هایی از بدن، یعنی «سر، سینه و قلب»، نقش می‌شد و همچنین بر مذبح تقدیم قربانی و بر فراز بسترها رسم می‌گردید. او می‌گوید: «اگر لازم باشد شیاطین را بیرون کنیم، از صلیب استفاده می‌کنیم؛ صلیب همچنین به شفای بیماران کمک می‌کند.» قدیس بندیکت علامت صلیب را بر جامی از زهر کشید و جام چنان شکست که گویی سنگی به آن برخورد کرده است. قدیس جولیان بر جام زهر که برای او آورده بودند علامت صلیب کشید و زهر را نوشید، اما هیچ آسیبی ندید. شهیده مقدس باسیلیسا از نیکومدیا خود را با نشانه صلیب محافظت کرد، در میان شعله‌های آتش ایستاد و آسیبی ندید. شهیدان مقدس اودون و سِنیس هنگامی که حیوانات وحشی را بر آنان رها کردند، بر خود علامت صلیب کشیدند و حیوانات وحشی رام و آرام شدند، مانند بره‌ها. از زمان زاهدان باستان تا امروز، نشانه صلیب قدرتمندترین سلاح در برابر وسوسه‌های شیاطین بوده است. هولناک‌ترین نقشه‌های شیطان هنگامی که انسان بر خود علامت صلیب را رسم می‌کند، همچون دود ناپدید می‌شوند. بنابراین، این نشانه‌ای از محبت خداوند عیسی مسیح به بشریت است که صلیب، که زمانی نشانه جنایت و ننگ بود، به واسطه مصلوب شدن و رستاخیز او به جایگاه تمام قدرت و نیروی پیروزمند تبدیل شد.


تعمق

درباره پیشروی سریع شرارت در روح شائول، از لحظه‌ای که او از خدا روی گرداند، تفکر کنید (اول سموئیل ۲۲):
۱. چگونه نیزه‌ای به سوی داوود پرتاب کرد؛
۲. چگونه نیزه‌ای به سوی پسرش یوناتان پرتاب کرد؛
۳. چگونه در یک روز هشتاد و پنج کاهن را کشت، زیرا گمان می‌کرد آنان با داوود همدست هستند؛
۴. چگونه در هر عصر و با هر گناهی که بر ضد خدا بدون توبه انجام می‌شود، گناهان بسیار دیگری نیز به دنبال آن کشیده می‌شوند.


موعظه

-درباره یحیای پیشرو و اینکه اشعیا درباره او چگونه پیشگویی کرد-

«صدای کسی که در بیابان ندا می‌کند: راه خداوند را آماده کنید و در صحرا شاهراهی برای خدای ما راست سازید.» (اشعیا ۴۰: ۳)

هنگامی که پادشاهی می‌خواهد از مکانی دیدار کند، مُنادی‌ای می‌فرستد تا آمدن او را اعلام کند. برای پادشاهی غیرمعمول، منادی‌ای غیرمعمول مناسب است. در بیابان، موسی منادی مسیحِ پادشاه بود؛ در اورشلیم، پیامبران؛ در ناصره، فرشته اعظم؛ در بیت‌لحم، مجوسیان شرق؛ و در اردن، یحیای تعمیددهنده. هیچ پادشاهی در تاریخ بشر چنین منادیانی نداشته است. قدیس یحیای تعمیددهنده، همان‌قدر غیرمعمول و ویژه که دیگر منادیان مسیح بودند، صدایی بود که در دو بیابان ندا می‌کرد: در بیابان اردن و در بیابان وجود انسان. همان‌گونه که بیابان اردن بی‌ثمر و خشک بود، بیابان روح انسان نیز بی‌ثمر و خشک بود. یحیی نمی‌توانست بیابان انسانی را سرسبز و پربار کند، اما آن را پاکسازی و شخم زد. او زمین را برای بذرپاش بزرگ آماده می‌کرد؛ همان کسی که با آمدنش بذر و باران را نیز با خود آورد: بذر معرفت و باران فیض از بالا، تا زمین را سرسبز و پربار سازد. یحیی با توبه راه را آماده کرد و با تعمید در آب، مسیر را راست و هموار ساخت. راه و مسیرها، همان روح‌های انسان‌ها هستند. با توبه، روح انسان برای دریافت بذر مسیح آماده می‌شود و با تعمید در آب، بذر در اعماق زمین قلب انسان کاشته می‌شود. هنگامی که آنان در آبِ تعمید فرو می‌روند، متکبران و فروتنان همگی یکی می‌شوند؛ در نیستیِ خویش در برابر عظمتِ مسیحِ نجات‌دهنده، آن جلال‌یافتهٔ مطلق، برابرند. «هر دره‌ای برافراشته خواهد شد و هر کوه و تپه‌ای پست خواهد گردید» (اشعیا ۴۰: ۴). این سخنان دربارهٔ دره‌ها و تپه‌های زمینی نیست، بلکه دربارهٔ انسان‌های فروتن و انسان‌های متکبر است. همان‌گونه که همهٔ مردگان در قبر، در برابر دیدگان انسانی زنده یکسان‌اند، همهٔ گناهکاران نیز ــ فروتنان و متکبران، غلامان و اربابان ــ در برابر خدای زنده برابرند.. چنین رؤیای شگفت‌انگیزی را اشعیا، پسر آموص، پیامبر خدای یگانه، حقیقی و زنده، مشاهده کرد.
ای خداوند، پادشاه آسمانی، که سپاهیان آسمانی شب و روز تو را عبادت می‌کنند، بار دیگر به هیچ‌بودن ما بنگر و به واسطه فروتنی و رنجی که برای ما متحمل شدی، ما را نجات ده.

زیرا جلال و ستایش تا ابد از آنِ توست. آمین.

error: Content is protected !!