22 ژوئیه (گریگوری) /4 اوت (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
اوّل قرنتیان 10:‏12-‏22

[12] پس آنکه گمان بَرَد که استوار است، باخبر باشد که نیفتد. [13] هیچ امتحانی جز آنکه مناسب بشر باشد، شما را فرو نگرفت. امّا خدا امین است که نمی‌گذارد شما فوق توان خود آزموده شوید، بلکه با امتحان راه گریزی نیز می‌سازد تا یارای تحمّل آن را داشته باشید. [14] بنابراین ای عزیزان من، از بت‌پرستی بگریزید. [15] به خردمندان سخن می‌گویم: خود قضاوت کنید بر آنچه می‌گویم. [16] پیالهٔ برکت که آن را شکر می‌گزاریم، آیا شراکت در خون مسیح نیست؟ و نانی را که پاره می‌کنیم، آیا شراکت در بدن مسیح نه؟ [17] زیرا ما که بسیاریم، یک نان و یکتن می‌باشیم، چونکه همه از یک نان سهم می‌یابیم. [18] اسرائیل جسمانی را ملاحظه کنید! آیا خورندگان قربانی‌ها شریک قربانگاه نیستند؟ [19] پس چه گویم؟ آیا بت چیزی می‌باشد؟ یا که قربانی بت چیزی است؟ [20] نه! بلکه آنچه بت‌پرستان قربانی می‌کنند، برای دیوها تقدیم می‌کنند، نه برای خدا؛ و نمی‌خواهم شما شریک دیوها باشید. [21] محال است که هم از پیالهٔ خداوند و هم از پیاله دیوها بنوشید؛ و هم از سفرهٔ خداوند و هم از سفره دیوها نمی‌توانید سهم برد. [22] آیا خداوند را به غیرت می‌آوریم، یا از او تواناتر می‌باشیم؟

متّی 16:‏20-‏24

[20] آنگاه شاگردان خود را قدغن فرمود که به هیچ‌ کس نگویند که او مسیح است. [21] و از آن زمان عیسی به شاگردان خود خبر دادن آغاز کرد که رفتن او به اورشلیم و زحمت بسیار کشیدن از مشایخ و سران کاهنان و کاتبان و کشته شدن و در روز سوم برخاستن ضروری است. [22] امّا پطرس او را گرفته، شروع کرد به منع نمودن و گفت: «حاشا از تو، ‌ای خداوند! این بر تو هرگز واقع نخواهد شد!» [23] اما عیسی برگشته، پطرس را گفت: «دور شو از من، ‌ای شیطان! زیرا که باعث لغزش من می‌باشی، زیرا نه امور الهی را، بلکه امور انسانی را تفکر می‌کنی!» [24] آنگاه عیسی به شاگردان خود گفت: «اگر کسی خواهد پیروی من کند، باید خود را انکار کرده و صلیب خود را برداشته، از عقب من آید.

تقویم قدیم
اوّل قرنتیان 15:‏29-‏38

[29] و گرنه آنانی که برای مردگان تعمید می‌یابند، چه کنند؟ هرگاه مردگان به هیچوجه بر نمی‌خیزند، پس چرا برای ایشان تعمید می‌گیرند؟ [30] و ما نیز چرا هر ساعت خود را در خطر می‌اندازیم؟ [31] به آن فخری درباره شما که مرا در خداوند ما مسیح عیسی هست قسم، که هر روزه مرا مرگی است. [32] چون به طور انسان در افسس با وحوش جنگ کردم، مرا چه فایده است؟ اگر مردگان بر نمی‌خیزند، بخوریم و بیاشامیم، چون فردا می‌میریم. [33] فریب مخورید؛ معاشرات بد، اخلاق خوب را فاسد می‌سازد. [34] برای عدالت بیدار شده، گناه مکنید؛ زیرا بعضی معرفت خدا را ندارند. برای شرمنده کردن شما می‌گویم. [35] امّا اگر کسی گوید: «مردگان چگونه برمی‌خیزند و به کدام بدن می‌آیند؟» [36] ‌ای احمق، آنچه تو می‌کاری زنده نمی‌گردد، جز آنکه بمیرد. [37] و آنچه می‌کاری، نه آن جسمی را که خواهد شد، می‌کاری، بلکه دانه‌ای مخصوص به خود، خواه از گندم و یا از دانه‌های دیگر. [38] لیکن خدا مطابق ارادهٔ خود، آن را جسمی می‌دهد و به هر یکی از تخمها جسم خودش را.

متّی 21:‏23-‏27

[23] و چون به معبد داخل شده تعلیم می‌داد، سران کاهنان و مشایخ قوم نزد او آمده، گفتند: «به چه اقتداری این اعمال را می‌نمایی و کیست که این اقتدار را به تو داده است؟» [24] عیسی در جواب ایشان گفت: «من نیز از شما سخنی می‌پرسم. اگر آن را به من گویید من هم به شما گویم که این اعمال را به چه اقتدار می‌نمایم: [25] تعمید یحیا از کجا بود از آسمان یا از انسان؟» ایشان با خود تفکّر کرده گفتند که «اگر گوییم ‘از آسمان بود.’ در آن صورت گوید ‘پس چرا به او ایمان نیاوردید.’ [26] و اگر گوییم ‘از انسان بود.’ از مردم می‌ترسیم زیرا همه یحیا را نبی می‌دانند.» [27] پس در جواب عیسی گفتند: «نمی‌دانیم.» عیسی به ایشان گفت: «من هم شما را نمی‌گویم که به چه قدرت این کارها را ‌کنم.»

مناسبت و قدیسین روز

قدیس مریم مجدلیه (هم‌رتبه با رسولان)

مریم، یکی از زنان حاملِ مُرّ و هم‌رتبه با رسولان، در شهر مجدله در کنار ساحل دریاچهٔ جِنّسارت، از قبیلهٔ یساکار متولد شد. او توسط هفت روح پلید رنج می‌کشید؛ اما خداوند عیسی مسیح او را از آنها آزاد کرد و شفا بخشید. او در تمام دوران زندگی زمینی خداوند، پیرو و خدمتگزار وفادار او بود. او در زیر صلیب در جلجتا ایستاد و همراه با تئوتوکوس (والدهٔ خدا)، با اندوهی عمیق رنج کشید. پس از مرگ خداوند، او سه بار به مقبرهٔ او رفت. هنگامی که خداوند رستاخیز یافت، مریم او را در دو نوبت دید: یک بار به تنهایی و بار دیگر همراه با دیگر زنان حامل مُرّ. او به روم سفر کرد و نزد قیصر تیبریوس رفت. او تخم‌مرغی سرخ‌رنگ به او تقدیم کرد و گفت: «مسیح برخاسته است!»
او همچنین پونتیوس پیلاطس را نزد قیصر به دلیل محکومیت ناعادلانهٔ خداوند عیسی متهم کرد. قیصر اتهام او را پذیرفت و پیلاطس را از اورشلیم به سرزمین گل (فرانسهٔ امروزی) منتقل کرد؛ جایی که این قاضی ناعادل در بی‌اعتباری و دور از لطف امپراتور، بر اثر بیماری هولناکی جان سپرد. پس از آن، مریم از روم به افسُس بازگشت تا در کار بشارت انجیل، به قدیس یوحنا الهیدان کمک کند. او با عشقی بزرگ نسبت به خداوندِ رستاخیز‌یافته، با غیرتی عظیم برای ایمان و همچون یک رسول حقیقی مسیح، انجیل مقدس را به جهان اعلام کرد. او در افسُس با آرامش درگذشت. بر اساس سنت کلیسا، غاری که در آن دفن شد، همان غاری بود که بعدها هفت جوان (۴ اوت) در آن برای صدها سال به خواب معجزه‌آسا رفتند، سپس زنده شدند و دوباره مردند. آثار مقدس قدیس مریم مجدلیه بعدها به کونستانتینوپل منتقل شد. همچنین یک صومعهٔ زیبای ارتدوکس روسی در نزدیکی باغ جتسیمانی، به افتخار قدیس مریم مجدلیه وقف شده است.

شهید روحانی فُقاس

در این روز، انتقال آثار مقدس قدیس فُقاس از پونتوس به کونستانتینوپل، در حدود سال ۴۰۴ میلادی گرامی داشته می‌شود. جشن اصلی این قدیس در ۲۲ سپتامبر است که در آن روز زندگی و رنج‌های او ذکر می‌شود. امروز همچنین یکی از معجزات این قدیس یادآوری می‌شود: اعراب مردی به نام پونتینوس را اسیر کردند. آنها او را زنجیر کردند، دستانش را از پشت بستند و او را رها کردند تا بمیرد. پونتینوس که روی زمین افتاده بود و توان حرکت نداشت، فریاد زد: «ای شهید مقدس فُقاس، بر من رحم کن و مرا نجات بده!» پس از گفتن این سخن، خوابش برد و در خواب، قدیس فُقاس نزد او آمد، دستش را لمس کرد و گفت: «خداوند عیسی مسیح تو را می‌بخشد!» هنگامی که آن مرد بیدار شد، دید که از بندها آزاد شده است. او برخاست و به خانه‌اش بازگشت. قدیس فُقاس از آن پس حامی و محافظ خانوادهٔ او شد.

راهب مقدس کورنلیوسِ پریاسلاول

کورنلیوس در پانزده سالگی توسط پیری روحانی به نام پائول، راهب شد. سرانجام او به بیابان رفت و زندگی سکوت و خلوت را برگزید. کورنلیوس سی سال در سکوت زندگی کرد، به گونه‌ای که حتی یک کلمه با کسی سخن نگفت؛ به همین دلیل بسیاری گمان می‌کردند که او لال است. او بر اثر روزه و ریاضت چنان لاغر و نحیف شده بود که مانند یک اسکلت به نظر می‌رسید. پیش از مرگ، او رتبهٔ بزرگ راهبانه (اسکیما) را دریافت کرد و در ۲۲ ژوئیهٔ سال ۱۶۹۳ در خداوند آرام گرفت.

شهیدهٔ مقدس مارچلا

قدیس مارچلا در جزیرهٔ خیوس بسیار مورد احترام است. در کلیسایی که به او اختصاص یافته، هر سال معجزات رخ می‌دهد. با این حال، زندگی دقیق او شناخته‌شده نیست. بر اساس سنت، مارچلا دختری بسیار پرهیزکار بود که در کودکی مادرش را از دست داد. پدر بت‌پرست و وحشی او می‌خواست با دختر خود مانند همسر رفتار کند. مارچلا از پدرش گریخت، اما پدرش که مانند حیوانی وحشی خشمگین شده بود، او را تعقیب کرد، به او رسید و بدنش را قطعه‌قطعه کرد. در نزدیکی کلیسای او، سنگ‌هایی وجود دارد که گاهی چنان به نظر می‌رسند که با خون پوشیده شده‌اند. مردم این سنگ‌ها را برمی‌دارند، به کلیسا می‌آورند و نزد قدیس مارچلا دعا می‌کنند. سپس آنها را بر بدن بیماران می‌مالند و بیماران شفا می‌یابند.


سرود ستایش

قدیس مریم مجدلیه

مجدلیه در اندوهی تاریک فرو رفته بود،
به سبب مرگ خونین پسر خدا.
اندوهی که از محبت سرچشمه می‌گیرد،
تلخ‌ترین اندوه‌هاست؛
او نه تسلی‌ای داشت
و نه دوستی در جهان.
اشک‌هایش تسلی او بودند،
و درد، تنها همراه او.
برای قدیس مریم مجدلیه،
جهان به تاریکی تبدیل شده بود.
او همچون انسانی ضعیف، نور را می‌جست،
و مریم در تاریکی بدون امید جست‌وجو می‌کرد.
حتی مقبرهٔ او برایش نور بود؛
اما ناگهان دید: مقبره خالی است!
با خود گفت:
«او را برده‌اند،
بدون لباس و بدون آنکه بدنش را تدهین کنند!»
با تلخی گریست،
و گریه‌اش پایانی نداشت.
آنگاه صدای مردی را در کنار خود شنید:

«ای زن، چرا گریه می‌کنی؟ چه کسی را می‌جویی؟»
او گفت:
«می‌پرسی چه کسی را می‌جویم؟
آیا می‌خواهی مرا آرام کنی؟
اگر تو بدن او را برده‌ای،
به من بگو کجا گذاشته‌ای.»
عیسی به او که می‌گریست و اندوهگین بود نگاه کرد
و با صدایی شیرین او را صدا زد:
«مریم!»
نور در قلب مریم تابید.
ای صدایی که اکنون شناخته شدی،
ای صدای بی‌نهایت شیرین،
ای صدایی سرشار از زندگی و قدرت!
با این صدا خداوند بیماران را شفا داد؛
با این صدا مردگان را زنده کرد.
ای صدای حیات‌بخش،
ای صدای شگفت‌انگیز!
مریم ناگهان برخاست و برگشت:
«رَبّونی!» (ای استاد من!)
در حالی که خورشید طلوع می‌کرد، فریاد زد.
برای مریم و برای جهان،
روز جدیدی آغاز شده بود.


تأمل

«خوشا به حال ماتم‌کنندگان»، خداوند فرمود. خوشا به حال کسانی که برای پادشاهی خدا ماتم می‌کنند. خوشا به حال کسانی که به خاطر ایمان به مسیح رنج می‌کشند. خوشا به حال کسانی که برای گناهان خود توبه می‌کنند. بدون اشک، توبهٔ حقیقی وجود ندارد. با چه چیزی گناهان خود را بشوییم، اگر نه با اشک‌ها یا با خون (خون شهادت)؟ راهبان نیترایا نزد قدیس ماکاریوس بزرگ پیامی فرستادند و درخواست کردند که او نزد آنان بیاید، نه اینکه همهٔ آنها نزد او بروند. ماکاریوس پذیرفت و نزد آنان آمد. همهٔ راهبان گرد قدیس ماکاریوس جمع شدند و از او خواستند سخنی برای تعلیم آنان بگوید. ماکاریوس شروع به گریستن کرد و از میان اشک‌هایش گفت: «ای برادران، بگذارید اشک‌ها از چشمان شما جاری شود، پیش از آنکه به جایی بروید که اشک‌های ما بدن‌های ما را خواهند سوزاند.» آنگاه همهٔ برادران شروع به گریستن کردند.


تعمق

درباره ظهور شگفت‌انگیز فرشتهٔ اعظم به یوشع پسر نون، هنگامی که برای فتح اریحا آماده می‌شد، تفکر کن (یوشع ۵):

۱. چگونه فرماندهٔ لشکرهای آسمانی با شمشیری کشیده در دست، نزد یوشع ظاهر شد.
۲. چگونه به یوشع گفت کفش‌های خود را از پا بیرون آورد.
۳. چگونه ما نیز در نبرد زندگی نباید بر قدم‌های خود و تجهیزات خود تکیه کنیم، بلکه فقط بر کسی که برای ما می‌جنگد اعتماد کنیم.


موعظه

-دربارهٔ عدالت تغییرناپذیر خداوند-

«زیرا اگر خدا بر فرشتگانی که گناه کردند رحم نکرد، بلکه ایشان را به جهنم افکند
و به زنجیرهای تاریکی سپرد…» (دوم پطرس ۲: ۴)

ای انسان گناهکار، پس چگونه می‌توانی انتظار بخشش داشته باشی؟ خدا بر فرشتگانی که گناه کردند رحم نکرد؛
او جهان قدیم را نیز حفظ نکرد، بلکه نوح، آن واعظ عدالت را نجات داد و طوفان را بر جهان بی‌ایمان آورد. همچنین شهرهای سدوم و عموره را به خاکستر تبدیل کرد و آنها را محکوم ساخت. (دوم پطرس ۲ :۵-۶)
پس ای انسان گناهکار، چگونه می‌توانی نجات پیدا کنی؟ آیا تو برای خدا عزیزتر و گرانبهاتر از میلیون‌ها فرشته هستی؟
یا از آن همه انسانی که در طوفان نابود شدند؟ یا از مردمی که در شهرهای پرجمعیت سدوم و عموره زندگی می‌کردند؟ هنگامی که فرشتگان به تاریکی جهنم افکنده شدند، انسان‌ها در طوفان غرق شدند، و شهرها به خاکستر تبدیل شدند، تو که همچنان در گناه زندگی می‌کنی و از آن روی برنمی‌گردانی، به چه چیزی امید داری؟ می‌گویی: «به رحمت خدا.» اما آیا خدا اکنون از گذشته مهربان‌تر شده است؟ آیا خدا مانند انسان تغییر می‌کند؟ بدون اندازه و بی‌حساب امیدوار نباش؛ بلکه به اندازهٔ تلاش خود برای اصلاح زندگی‌ات امید داشته باش. به راستی رحمت خداوند عظیم است، صبر او طولانی است و محبت او بی‌پایان. ببین! خداوند نسبت به تو مهربان‌تر است و تو را بیشتر از آنچه خودت دوست داری دوست دارد؛ و نجات تو را بیشتر از خودت می‌خواهد. اما دربارهٔ کسی که تا پایان رحمت خدا را مسخره می‌کند، تا پایان صبر خدا را به بازی می‌گیرد و تا پایان با محبت خدا مخالفت می‌کند: آیا خدا او را مجبور خواهد کرد وارد پادشاهی خود شود و او را همشهری فرشتگان و قدیسان گرداند؟ چه تاریکی هولناکی است تاریکی جهنم؛ صدای زنجیرها و دندان‌هایی که از خشم به هم می‌سایند! آنان که رحمت خدا را مسخره کردند و با محبت او مخالفت کردند، در آنجا ساکن‌اند. ای روح گمشده، آیا می‌خواهی به آنجا بروی؟ خدا نمی‌خواهد تو به آنجا بروی؛ فرشتگان برای تو که به سوی آنجا می‌روی اندوهگین‌اند؛ قدیسان دعا می‌کنند که بازگردی؛ کلیسای مقدس برای تو قربانی‌های روحانی تقدیم می‌کند تا به خود آیی! اگر همهٔ اینها را تحقیر کنی— آه، چرا باید همهٔ اینها را تحقیر کنی؟— پس چه نوع رحمتی از خدا انتظار داری؟
ای خداوند عادل، به ما کمک کن تا به سرعت از راهی که به تاریکی جهنم می‌انجامد بازگردیم؛ ما را به خود آور و در نیکی استوار کن، پیش از آنکه فرشتهٔ خود را بفرستی تا جان‌های ما را بگیرد.

جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد . آمین.

error: Content is protected !!