22 فوریه (گریگوری) /7 مارس (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
لوقا 24: 1-12 (انجیل صبح )

[1] پس در روز اول هفته هنگام سپیده صبح، حنوطی را که درست کرده بودندبا خود برداشته بهسر قبرآمدند و بعضی دیگران همراه ایشان. [2] و سنگ را از سر قبر غلطانیده دیدند. [3] چون داخل شدند، جسد خداوند عیسی را نیافتند [4] و واقع شد هنگامی که ایشان از این امر متحیر بودند که ناگاه دو مرد در لباس درخشنده نزد ایشان بایستادند. [5] و چون ترسان شده سرهای خود را به سوی زمین افکنده بودند، به ایشان گفتند: «چرا زنده را از میان مردگان میطلبید؟ [6] در اینجا نیست، بلکه برخاسته است. به یاد آورید که چگونه وقتی که در جلیل بود شمارا خبر داده، [7] گفت ضروری است که پسر انسان بهدست مردم گناهکار تسلیم شده مصلوب گرددو روز سوم برخیزد.» [8] پس سخنان او را بهخاطرآوردند. [9] و از سر قبر برگشته، آن یازده و دیگران را ازهمه این امور مطلع ساختند. [10] و مریم مجدلیه ویونا و مریم مادر یعقوب و دیگر رفقای ایشان بودند که رسولان را از این چیزها مطلع ساختند. [11] لیکن سخنان زنان را هذیان پنداشته باورنکردند. [12] اما پطرس برخاسته، دوان دوان به سوی قبر رفت و خم شده کفن را تنها گذاشته دیدو از این ماجرا در عجب شده به خانه خود رفت.

رومیان 13: 11-14: 4

[11] و خصوص چون وقت را میدانید که الحال ساعت رسیده است که ما را باید از خواب بیدارشویم زیرا که الان نجات ما نزدیک تر است از آن وقتی که ایمان آوردیم. [12] شب منقضی شد و روز نزدیک آمد. پس اعمال تاریکی را بیرون کرده، اسلحه نور را بپوشیم. [13] و با شایستگی رفتار کنیم چنانکه در روز، نه در بزمها و سکرها وفسق و فجور و نزاع و حسد؛ [14] بلکه عیسی مسیح خداوند را بپوشید و برای شهوات جسمانی تدارک نبینید.

[1] و کسی را که در ایمان ضعیف باشدبپذیرید، لکن نه برای محاجه درمباحثات. [2] یکی ایمان دارد که همهچیز را بایدخورد اما آنکه ضعیف است بقول میخورد. [3] پس خورنده ناخورنده را حقیر نشمارد وناخورنده بر خورنده حکم نکند زیرا خدا او راپذیرفته است. [4] تو کیستی که بر بنده کسی دیگرحکم میکنی؟ او نزد آقای خود ثابت یا ساقطمی شود. لیکن استوار خواهد شد زیرا خدا قادراست که او را ثابت نماید.

متی 6: 14-21

[14] «زیرا هرگاه تقصیرات مردم را بدیشان بیامرزید، پدر آسمانی شما، شما را نیز خواهدآمرزید. [15] اما اگر تقصیرهای مردم را نیامرزید، پدر شما هم تقصیرهای شما را نخواهد آمرزید. [16] «اما چون روزهدارید، مانند ریاکاران ترشرو مباشید زیرا که صورت خویش را تغییرمی دهند تا در نظر مردم روزهدار نمایند. هرآینه به شما میگویم اجر خود را یافتهاند. [17] لیکن توچون روزهداری، سر خود را تدهین کن و روی خود را بشوی [18] تا در نظر مردم روزهدار ننمایی، بلکه در حضور پدرت که در نهان است؛ و پدر نهان بین تو، تو را آشکارا جزا خواهد داد. [19] «گنجها برای خود بر زمین نیندوزید، جایی که بید و زنگ زیان میرساند و جایی که دزدان نقب میزنند و دزدی مینمایند. [20] بلکه گنجهابجهت خود در آسمان بیندوزید، جایی که بید وزنگ زیان نمی رساند و جایی که دزدان نقب نمی زنند و دزدی نمی کنند. [21] زیرا هرجا گنج تواست دل تو نیز در آنجا خواهد بود.

تقویم قدیم
عبرانیان 3: 12-16

[12] ای برادران، باحذر باشید مبادا در یکی ازشما دل شریر و بیایمان باشد که از خدای حی مرتد شوید، [13] بلکه هر روزه همدیگر رانصیحت کنید مادامی که «امروز» خوانده میشود، مبادا احدی از شما به فریب گناه سخت دل گردد. [14] از آنرو که در مسیح شریک گشتهایم اگر به ابتدای اعتماد خود تا به انتهاسخت متمسک شویم. [15] چونکه گفته میشود: «امروز اگر آواز او را بشنوید، دل خود را سخت مسازید، چنانکه در وقت جنبش دادن خشم او.» [16] پس که بودند که شنیدند و خشم او راجنبش دادند؟ آیا تمام آن گروه نبودند که بواسطه موسی از مصر بیرون آمدند؟

اول تسالونیکیان 4: 13-17 (رساله، درگذشته‌گان )

[13] اماای برادران نمی خواهیم شما از حالت خوابیدگان بیخبر باشید که مبادا مثل دیگران که امید ندارند، محزون شوید. [14] زیرا اگر باورمی کنیم که عیسی مرد و برخاست، به همینطورنیز خدا آنانی را که در عیسی خوابیدهاند با وی خواهد آورد. [15] زیرا این را به شما از کلام خدامی گوییم که ما که زنده و تا آمدن خداوند باقی باشیم برخوابیدگان سبقت نخواهیم جست. [16] زیرا خود خداوند با صدا و با آواز رئیس فرشتگان و با صور خدا از آسمان نازل خواهدشد و مردگان در مسیح اول خواهند برخاست. [17] آنگاه ما که زنده و باقی باشیم، با ایشان در ابرهاربوده خواهیم شد تا خداوند را در هوا استقبال کنیم و همچنین همیشه با خداوند خواهیم بود.

مرقس 1: 35-44

[35] بامدادان قبل از صبح برخاسته، بیرون رفت و به ویرانهای رسیده، در آنجا به دعا مشغول شد. [36] و شمعون و رفقایش درپی او شتافتند. [37] چون او را دریافتند، گفتند: «همه تو رامی طلبند.» [38] بدیشان گفت: «به دهات مجاورهم برویم تا در آنها نیز موعظه کنم، زیرا که بجهت این کار بیرون آمدم.» [39] پس در تمام جلیل درکنایس ایشان وعظ مینمود و دیوها را اخراج میکرد. [40] و ابرصی پیش وی آمده، استدعا کرد وزانو زده، بدو گفت: «اگر بخواهی، میتوانی مراطاهر سازی!» [41] عیسی ترحم نموده، دست خودرا دراز کرد و او را لمس نموده، گفت: «میخواهم. طاهر شو!» [42] و چون سخن گفت، فی الفور برص از او زایل شده، پاک گشت. [43] و اورا قدغن کرد و فور مرخص فرموده، [44] گفت: «زنهار کسی را خبر مده، بلکه رفته خود را به کاهن بنما و آنچه موسی فرموده، بجهت تطهیر خودبگذران تا برای ایشان شهادتی بشود.»

یوحنا 5: 24-30 (انجیل، درگذشته‌گان )

[24] آمین آمین به شما میگویم که ساعتی میآید بلکه اکنون است که مردگان آواز پسر خدارا میشنوند و هرکه بشنود زنده گردد. [25] زیراهمچنانکه پدر در خود حیات دارد، همچنین پسر را نیز عطا کرده است که در خود حیات داشته باشد. [26] و بدو قدرت بخشیده است که داوری هم بکند زیرا که پسر انسان است. [27] و از این تعجب مکنید زیرا ساعتی میآید که در آن جمیع کسانی که در قبور میباشند، آواز او را خواهندشنید، [28] و بیرون خواهند آمد؛ هرکه اعمال نیکوکرد، برای قیامت حیات و هرکه اعمال بد کرد، بجهت قیامت داوری. [29] من از خود هیچ نمی توانم کرد بلکه چنانکه شنیدهام داوری میکنم و داوری من عادل است زیرا که اراده خود را طالب نیستم بلکه اراده پدری که مرا فرستاده است. [30] اگر من بر خود شهادت دهم شهادت من راست نیست.

مناسبت و قدیسین روز

شهید مقدس موریس و هفتاد سرباز همراه او

در زمان سلطنت امپراتور ماکسیمیان، آزار بزرگی علیه مسیحیان برپا شد. در شهر سوری آپامئا، موریس فرمانده سپاه محلی بود. بت‌پرستان او را به‌عنوان مسیحی و گسترش‌دهندهٔ ایمان مسیحی در میان سربازان به امپراتور گزارش دادند. خودِ امپراتور آمد و تحقیق را انجام داد. همراه با موریس، هفتاد سرباز مسیحی نیز به حضور امپراتور آورده شدند که در میان آنان فوتینوس، پسر موریس، نیز بود. نه چاپلوسی‌های امپراتور و نه تهدیدهایش توانست این قهرمانان را متزلزل کند. آنان در پاسخ به تهدیدهای امپراتور گفتند: «ای امپراتور، در جان‌های نیرومند و سالمِ آنان که خداوند را دوست دارند، ترسی نیست!» هنگامی که امپراتور فرمان داد کمربندها و جامه‌های نظامی‌شان را از تنشان درآورند، به او گفتند: «خدای ما ما را با جامه‌ها و کمربندهای فسادناپذیر و با جلالی جاودان خواهد پوشانید!» وقتی امپراتور آنان را به سبب خوار شمردن افتخار نظامی‌ای که به آنان داده بود سرزنش کرد، پاسخ دادند: «افتخار تو بی‌افتخار است، زیرا خدا را فراموش کرده‌ای، همان که قدرت امپراتوری را به تو بخشیده است!» سپس امپراتور فرمان داد جلاد، پسر موریس، فوتینوس، را در برابر چشمان پدرش گردن بزند تا در دل پدر و دیگران ترس اندازد. اما موریس گفت: «ای شکنجه‌گر، خواستهٔ ما را برآورده ساختی و فوتینوس، سرباز مسیح، را پیشاپیش ما فرستادی.» آنگاه امپراتور آنان را به مرگی بس غیرانسانی محکوم کرد: آنان را به جایی باتلاقی بردند، برهنه کردند، به درختان بستند و بدنشان را با عسل مالیدند تا پشه‌ها و زنبورهای درشت آنان را نیش بزنند. پس از ده روز دردناک‌ترین رنج‌ها، جان‌های خود را به خدا سپردند و رفتند تا برای ابد با فرشتگان مقدس در آسمان شادمانی کنند. مسیحیان پنهانی پیکرهایشان را برداشتند و با احترام به خاک سپردند. این سربازان دلیر مسیح در حدود سال ۳۰۵ رنج کشیدند.

شهیدان بسیار در اوگنیوس، نزدیک کونستانتینوپل

در زمان سلطنت امپراتور آرکادیوس، بقایای بسیاری از شهیدان مسیح از زیر خاک بیرون آورده شد که در میان آنان رسول اندرونیکوس و همکارش یونیا (رومیان ۱۶: ۷) بودند. این بقایا از طریق مکاشفه‌ای از سوی خدا به یکی از روحانیان، نیکولاوس کالیگرافوس، آشکار شد. «نام‌های آنان تنها برای خدا شناخته شده است، همان که نام‌هایشان را در کتاب حیات در آسمان‌ها نوشته است.» در قرن دوازدهم، امپراتور اندرونیکوس اول کلیسایی زیبا بر فراز بقایای رسول اندرونیکوس بنا کرد.

تالاسیوس و لیمنائوس مقدس

هر دو، تالاسیوس و لیمنائوس، زاهدان سوری بودند. یکی از اشکال ویژهٔ زهد آنان سکوت بود. پس از درگذشت قدیس تالاسیوس در سال ۴۴۰، لیمنائوس به قدیس مارون (۱۴ فوریه) پیوست و همراه او بر فراز کوهی، زیر آسمان باز، زندگی زاهدانه ای را سپری کرد.

قدیس پاپیوس از هیراپولیس

پاپیوس شاگرد رسولان مقدس و نویسنده‌ی پدران کلیسا بود. از پاپیوس شهادت‌هایی دربارهٔ اناجیل قدیس متی و قدیس مرقس، چهار مریم، و برادران خداوند در دست داریم، و نیز دست‌نوشته‌ای ناقص اما محفوظ با عنوان «تفسیر سخنان خداوند ما».


سرود ستایش

قدیسان موریس و فوتینوس، سربازان مسیح

از ریشه‌ای شریف—از تاکی شریف،
فوتینوسِ جوان: قربانی‌ای زیبا و پسندیده برای خدا.
پدر شاهد بود هنگامی که پسرش را گردن زدند.
چون جویبارهای خون سرخ جاری شد،
دلِ موریسِ پدرِ دلیر به لرزه درآمد؛
اما نه فریاد زد، نه اندوهگین شد، و نه اشکی ریخت.
گفت: «ای خدای عزیز، تو او را به من دادی.
ای نیکو، در برابر همهٔ محبتت چه هدیه‌ای بهتر می‌توانم بدهم؟
مرا نیز شایستهٔ مرگ ساز، چنان‌که فوتینوس را ساختی،
ای آن‌که برای ما پسر یگانهٔ خود را قربانی کردی!»
موریس، سرباز جلیلِ ملکوت آسمانی،
هدیه‌ای از فرمانروایان زمینی نپذیرفت،
بلکه یاران خود، آن لژیون سرافراز، را تشویق کرد
که در برابر بت‌های بی‌جان سر فرود نیاورند.
او همراهانش را به سوی مرگ برد و از راه مرگ به سوی حیات.
زبان از بیان این زیبایی کم‌نظیر ناتوان است.
«بگذار زنبورهای درشت از گوشت ما تغذیه کنند؛
با این حال، ای سربازان، ما مغلوب نشده‌ایم.
بگذار پشه‌ها خون ما را بمکند و سیر شوند.
ای برادران من، به‌زودی در آن سوی خواهیم بود،
آنجا که همهٔ کسانی که برای صلیب جنگیدند سلطنت می‌کنند.
به مسیح خدا خواهیم گفت: ‹ما تو را انکار نکردیم!›»


تأمل

در مورد اقامت دائمی با خدا، قدیس آنتونی می‌آموزد: “بگذار روح تو در همه‌ی اوقات با خداوند بماند، و بگذار بدن تو مانند مجسمه‌ای بر روی زمین بماند. همیشه در مقابل چهره‌ی خداوند ایستاده باش. ترس از خدا همیشه در مقابل چشمان تو باشد؛ و به همین ترتیب، یاد مرگ، تنفر از همه‌چیز دنیوی. هر روز بمیر تا زندگی کنی؛ زیرا هر کس از خدا بترسد، برای همیشه زندگی خواهد کرد. همیشه هوشیار باش تا به تنبلی و بیکاری نیفتی. از همه‌چیز دنیوی متنفر باش و از آن دوری کن وگرنه تو را از خدا دور خواهد کرد. از هرچیزی که به روح تو آسیب می‌زند، متنفر باش. به خاطر چیزهای زودگذر از خدا منحرف نشو. نمونه‌ی کسی که از تو ضعیف‌تر است را نپذیر بلکه از کسی که کامل‌تر است. قبل از همه‌چیز دائماً دعا کن، برای هرچیزی که برای تو پیش می‌آید، از خدا تشکر کن. اگر همه‌چیزهایی که دستور داده شده است را انجام دهی، وارث آنچه چشم ندیده است، و گوش نشنیده است، و آنچه وارد قلب انسان نشده است، آنچه خدا آماده کرده است” خواهی شد (اول قرنتیان ۲ :۹).


تعمق

تعمق درباره گفتگوی خداوند عیسی با مارتا و مریم:

۱. چگونه هر دو خواهر با صمیمیت خداوند را پذیرفتند و آرزوی شنیدن کلام او را داشتند؛

۲. چگونه مریم بیشتر نگران چیزهای روحانی و مارتا نگران مهمان‌نوازی مادی از میهمان الهی بود؛

۳. چگونه خداوند بیشتر خوشحال می‌شود که کسی را با غذای روحانی سیر کند تا اینکه خودش با غذای مادی سیر شود.


موعظه

-درباره‌ی جاهلان، خردمندتر از جهان-

“ما به خاطر مسیح جاهل هستیم” (اول قرنتیان ۴: ۱۰).

این سخن پولس رسول کبیر است که در ابتدا توسط خرد دنیوی هدایت می‌شد، که ضد مسیح بود، تا اینکه دروغ و فساد خرد دنیوی، و نور و ثبات خرد مسیح را شناخت. سپس، رسول مقدس از اینکه جهان او را “دیوانه‌ای/جاهلی به خاطر مسیح” می‌نامید، عصبانی نشد و نه از سر لجبازی با جهان، از این نام هراسی نداشت.
برای ما هیچ ارزشی ندارد که جهان چگونه ما را می‌بیند یا می‌نامد. اما مهم است، و بسیار مهم، که فرشتگان مقدس در آسمان چگونه ما را می‌بینند و می‌نامند وقتی پس از مرگ با آن‌ها ملاقات می‌کنیم. این از اهمیت حیاتی برخوردار است و همه‌چیز دیگر هیچ است.
یا ما به خاطر مسیح دیوانه‌ای/جاهلی برای جهان هستیم یا به خاطر جهان دیوانه‌ای/ برای مسیح هستیم. اوه چقدر کوتاه‌مدت است صدای کلام جهان! اگر جهان به ما بگوید “دیوانه/”، جهان خواهد مرد و کلامش خواهد مرد! پس ارزش کلامش چیست؟ اما اگر آسمانی‌های جاودانه به ما بگویند “دیوانه/”، آن نه خواهد مرد و نه از ما به عنوان محکومیت ابدی برداشته می‌شود.
کسی که به خدای زنده ایمان ندارد، نه به زندگی ابدی، نه به تجسد خداوند مسیح، نه به رستاخیز مسیح، نه به حقیقت انجیل و نه به رحمت و عدالت ابدی خدا – آیا جای تعجب است که کسی که به همه‌ی این‌ها ایمان دارد را دیوانه/ بداند؟

ای کاش هر یک از ما که خود را با نشان صلیب علامت می‌زنیم نه تنها تحمل این نام را آسان بیابیم بلکه با رضایت، نام “دیوانه” را به خاطر مسیح بپذیریم! بیایید شاد و خوشحال باشیم اگر بی‌ایمانان ما را چنین بنامند، زیرا این بدان معناست که ما به مسیح نزدیک هستیم و از بی‌ایمانان دور. بیایید شاد و خوشحال باشیم و با پژواکی قدرتمند در گوش‌های جهان تکرار کنیم: بله، بله، در واقع ما به خاطر مسیح دیوانه هستیم!
ای خداوند خردمند، ما را با قدرت خود تقویت کن تا از جهان بی‌ایمان نترسیم، نه وقتی که با شلاق ما را می‌زنند و نه وقتی که با کلمات به خاطر تو ما را تحقیر می‌کنند.

جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد. آمین.

error: Content is protected !!