21 ژانویه(گریگوری) / 3 فوریه(جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
یعقوب 3: 11- 4: 6

[11] آیا چشمه از یک شکاف هم آب شیرین و هم آب شور جاری می‌سازد؟ [12] یا می‌شود، ای برادران من که درخت انجیر، زیتون یا درخت مو، انجیر بار آورد؟ چشمه شور نیز نمی‌تواند آب شیرین را موجود سازد. [13] کیست در میان شما که حکیم و عالم باشد؟ پس اعمال خود را از کردار نیکو به تواضع حکمت آشکار بسازد. [14] لیکن اگر در دل خود حسد تلخ و تعصب دارید، فخر مکنید و به ضد حقیقت دروغ مگویید. [15] این حکمت از بالا نازل نمی‌شود، بلکه دنیوی و نفسانی و شیطانی است. [16] زیرا هر جایی که حسد و تعصب است، در آنجا بلوا و هر امر زشت موجود می‌باشد. [17] لیکن آن حکمت که از بالا است، اوّل پاک است و بعد صلح‌آمیز و ملایم و نصیحت‌پذیر و پر از رحمت و میوه‌های نیکو و بی‌طرف و بی‌ریا. [18] و میوهٔ عدالت در صلح و صفا کاشته می‌شود به دست آنانی که صلح و صفا برقرار می‌کنند.

[1] از کجا در میان شما جنگها و از کجا نزاعها پدید می‌آید؟ آیا نه از لذّتهای شما که در اعضای شما جنگ می‌کند؟ [2] طمع می‌ورزید و ندارید؛ پس می‌کُشید. حسد می‌نمایید و نمی‌توانید به چنگ آرید؛ پس جنگ و جدال می‌کنید. ندارید از این جهت که درخواست نمی‌کنید. [3] درخواست می‌کنید و نمی‌یابید، از این رو که به نیّت بد درخواست می‌کنید تا در لذّات خود صرف نمایید. [4] ‌ای زناکاران، آیا نمی‌دانید که دوستی دنیا، دشمنی خداست؟ پس هر که می‌خواهد دوست دنیا باشد، دشمن خدا گردد. [5] آیا گمان دارید که کتاب بی‌جهت می‌گوید: «خدا نسبت به روحی که در ما ساکن کرده است، غیرت بسیار دارد؟» [6] لیکن او فیض زیاده می‌بخشد. بنابراین می‌گوید: «خدا متکبران را مخالفت می‌کند، امّا فروتنان را فیض می‌بخشد.»

مرقس 11: 22-26

[22] عیسی در جواب ایشان گفت: «به خدا ایمان آورید، [23] زیرا به راستی به شما می‌گویم هر‌ که به این کوه گوید: ‘کنده شده، به دریا افکنده شو’ و در دل خود شک نداشته باشد، بلکه یقین دارد که آنچه گوید می‌شود، به راستی هر‌ آنچه گوید، به او عطا شود. [24] بنابراین به شما می‌گویم آنچه در عبادت درخواست می‌کنید، یقین بدانید که آن را یافته‌اید و به شما عطا خواهد شد. [25] و وقتی که به دعا بایستید، هرگاه کسی به شما خطا کرده باشد، او را ببخشید تا آنکه پدر شما نیز که در آسمان است، خطایای شما را ببخشد. [26] امّا هرگاه شما نبخشید، پدر شما نیز که در آسمان است، تقصیرهای شما را نخواهد بخشید.»

تقویم قدیم
دوم پطرس 2: 9-22

[9] پس خداوند می‌داند که عادلان را از امتحان رهایی دهد و ظالمان را تا به روز جزا در عذاب نگاه دارد. [10] به ویژه آنانی که در شهوات نجاست در‌ پی جسم می‌روند و اقتدار خداوند را حقیر می‌دانند. این گستاخان و متکبّران از اهانت به بزرگان آسمانی ترسی ندارند؛ [11] و حال آنکه فرشتگانی که در قدرت و قوت برتر هستند، پیش خداوند بر ایشان حکم افترا نمی‌زنند. [12] لیکن اینها همچون حیوانات بی‌شعور که برای صید و هلاکت طبیعتاً متولّد شده‌اند، ملامت می‌کنند بر آنچه نمی‌دانند و در فساد خود هلاک خواهند شد. [13] و مزد ناراستی خود را خواهند یافت که عیش و عشرت یک روزه را سرور خود می‌دانند. لکّه‌ها و عیبها هستند که در مهمانی‌های محبّتانه خود عیش و عشرت می‌نمایند وقتی که با شما شادی می‌کنند. [14] چشمان پر از زنا دارند که از گناه بازداشته نمی‌شود، و کسان ناپایدار را به دام می‌کشند؛ پسران لعنت که قلب خود را برای سودجویی تربیت کرده‌اند، [15] و راه مستقیم را ترک کرده، گمراه شدند و راه بلعام پسر بُصور را که مزد ناراستی را دوست می‌داشت، پیش گرفتند. [16] لیکن او از تقصیر خود توبیخ یافت که الاغ بی‌زبان به زبان انسان سخن گفته، دیوانگی نبی را توبیخ نمود. [17] اینها چشمه‌های بی‌آب و مِه‌های رانده شده به باد شدید هستند که برای ایشان ظلمت تاریکی جاودانی، تعیین شده است. [18] زیرا که سخنان تکبرآمیز و پوچ می‌گویند و آنانی را که از اهل گمراهی تازه آزاد شده‌اند، در دام شهوات به عیاشی جسمی می‌کشند. [19] ایشان را به آزادی وعده می‌دهند و حال آنکه خود غلام فساد هستند، زیرا هر چیزی که بر کسی غالب شده باشد، او نیز غلام آن است. [20] زیرا هرگاه به معرفت خداوند و نجات‌دهنده ما عیسی مسیح از آلودگی دنیوی رهایی یافتند و بعد از آن، بار دیگر گرفتار و مغلوب آن گشتند، اواخر ایشان از اوایل بدتر می‌شود. [21] زیرا که برای ایشان بهتر می‌بود که راه عدالت را ندانسته باشند، از اینکه بعد از دانستن، بار دیگر از آن فرمان مقدس که به ایشان سپرده شده بود، برگردند. [22] آنچه مَثَل حقیقی می‌گوید، به سرشان آمده که: «سگ به قی خود مراجعت کرده است.» و «خوک شسته شده، به غلطیدن در گِل.»

مرقس 13: 14-23

[14] پس چون مکروه ویرانی را که به زبان دانیال نبی گفته شده است، در جایی که نمی‌باید، برپا بینید -آنکه می‌خواند بفهمد- آنگاه آنانی که در یهودیه می‌باشند، به کوهستان فرار کنند، [15] و هر‌ که بر بام باشد، به زیر نیاید و به خانه داخل نشود تا چیزی از آن ببرد، [16] و آنکه در مزرعه است، برنگردد تا رخت خود را بردارد. [17] امّا وای بر آبستنان و شیر دهندگان در آن روزها! [18] و دعا کنید که فرار شما در زمستان نشود، [19] زیرا که در آن روزها، چنان مصیبتی خواهد شد که از ابتدای خلقتی که خدا آفرید تا کنون نشده و نخواهد شد. [20] و اگر خداوند آن روزها را کوتاه نکردی، هیچ بشری نجات نیافتی. لیکن به خاطر برگزیدگانی که انتخاب نموده است، آن روزها را کوتاه ساخت. (متّی ۲۴: ۲۳‏-۳۵، لوقا ۲۱: ۲۵‏-۳۳) [21] پس هرگاه کسی به شما گوید ‘اینک مسیح در اینجاست’ یا ‘اینک در آنجا’، باور مکنید. [22] زانرو که مسیحان دروغین و انبیای دروغین ظاهر شده، نشانه‌ها و معجزات از ایشان صادر خواهد شد، به گونه‌ای که اگر ممکن می‌بود، برگزیدگان را هم گمراه می‌کردند. [23] لیکن شما مواظب باشید! اینک از همه امور شما را پیش خبر دادم.

مناسبت و قدیسین روز

قدیس ماکسیموسِ معترف

ماکسیموس به‌زادگاه اهل کنستانتینوپل بود. در آغاز، مقام بلندی در دربار امپراتور هِراکلیوس داشت و سپس راهب شد و ریاست صومعه‌ای را نه‌چندان دور از پایتخت بر عهده گرفت. او بزرگ‌ترین مدافع ارتدوکسی در برابر بدعتِ موسوم به مونوتِلیتیسم بود؛ بدعتی که از بدعتِ اوتیخِس سرچشمه می‌گرفت. همان‌گونه که اوتیخس ادعا می‌کرد در مسیح تنها یک طبیعت وجود دارد (مونو‌فیزیتیسم)، مونوتِلیتی‌ها نیز مدعی بودند که در مسیح تنها یک اراده وجود دارد. ماکسیموس با این ادعا به مخالفت برخاست و بدین‌سان در برابر امپراتور و پاتریارک قرار گرفت. ماکسیموس به‌آسانی هراسان نمی‌شد، بلکه تا پایان استقامت کرد و ثابت نمود که همان‌گونه که در مسیح دو طبیعت هست، دو اراده نیز وجود دارد. به سبب کوشش‌های او، شورایی در کارتاژ و شورایی دیگر در روم برگزار شد و هر دو شورا تعالیم مونوتِلیتی‌ها را محکوم و آناتیما اعلام کردند. رنج‌های ماکسیموس در راه ارتدوکسی به‌سختی قابل توصیف است: شاهزادگان او را شکنجه کردند، روحانیان بلندپایه فریبش دادند، توده‌های مردم بر او تف انداختند، سربازان او را زدند، تبعید و زندانی شد—تا سرانجام، شکنجه‌گران زبان و یکی از دستانش را بریدند و او را به تبعید ابدی در سرزمین اسکیماریس [نزدیک باتومی در کنار دریای سیاه] محکوم کردند. او سه سال در زندان آنجا زیست و در سال ۶۶۲ جان خود را به خدا سپرد.

ماکسیموس متبارک یونانی

ماکسیموس در یونان زاده شد و از آنجا به دربار تزار روسیه، باسیلی ایوانوویچ، دعوت گردید تا به‌عنوان کتابدار و مترجم تزار خدمت کند. او بسیار رنج کشید و بسیار نیز کار کرد، اما به‌خاطر حقیقت، آزارهای فراوان دید. مدتی طولانی را در زندان گذراند و در همان‌جا «قانون‌نامهٔ معروف به روح‌القدس» را نوشت که هنوز در کلیسا مورد استفاده است. او در سال ۱۵۵۶ در خداوند آرامید.

قدیس نئوفیتوس، شهیدِ بزرگ

نئوفیتوس در نیقیه به دنیا آمد. در حالی که هنوز کودکی بیش نبود، به فیض خدا معجزات بزرگی انجام داد. او از صخره‌ای آب جاری ساخت و مادر مردهٔ خود را زنده کرد. کبوتری سفید او را به کوه اُلمپوس هدایت کرد؛ جایی که شیری را از غار خود بیرون راند و همان‌جا ساکن شد. در پانزده‌سالگی، در دوران حکومت امپراتور دیوکلتیان، به‌خاطر مسیح در نیقیه شکنجه شد. به‌هیچ‌وجه حاضر نشد مسیح را انکار کند. پس از تازیانه‌زدن و زندان، او را به آتش افکندند، اما خدا جانش را حفظ کرد. سپس او را در برابر شیری گرسنه نهادند، ولی شیر با نئوفیتوس مهربانی کرد. قدیس، این شیر را همان شیری شناخت که پیش‌تر در غارش ریاضت می‌کشید؛ شروع کرد به نوازش او و به شیر فرمان داد به غار بازگردد. آنگاه نئوفیتوس را با نیزه‌ای زدند و جانش به مسکن‌های خداوند منتقل شد.

قدیسه آگنس، شهیدهٔ مقدس

آگنس در سیزده‌سالگی به‌خاطر ایمان به مسیح به آتش افکنده شد و سپس گردن زده شد. او در زمان حیات و پس از مرگش قدرت‌های شگفتِ معجزه‌گری نشان داد. آگنس در دوران حکومت دیوکلتیان، در سال ۳۰۵، به شهادت رسید.


سرود ستایش

دریای پهناور از هر سو می‌خروشد.
زمین، تنهٔ باغ آسمانی است،
اما چون تنه‌ای سیاه با میوه‌هایی زرّین.
چنین است زمین تیره با سپهرِ ستاره‌باران.
زمین خاموش شاخه‌های نادیدنی خود را می‌گستراند،
و بر شاخه‌ها ستارگان‌اند—سیب‌های زرّین.
آه، چه میوه‌های شگفتی از گِلی معمولی،
که رحمت خدا به زمین سیاه بخشید!
و انسان نیز زمین است؛ بدنش از زمین است.
در سپهرِ او ستارگان‌اند—و آن‌ها اعمال نیک اویند.
اندیشه‌هایش رنگین‌کمان‌ها هستند و تا انتهای جهان می‌روند—
شاخه‌هایی نادیدنی با ستارگانی بر نوکشان!
میوه! خداوند از انسانِ آفریده‌شده میوه می‌طلبد.
تنها با میوه است که زندگی انسان را داوری می‌کند.
آنگاه که مرگ درخت را می‌لرزاند،
بگذار سیب‌های زرّینِ زندگی‌ات
به دستان خدا فرو افتد.
آن‌گاه خواهی توانست بگویی:
«زندگی‌ام بیهوده نبود—
برای حقیقتی زیبا، خوابی زشت دیدم!»


تأمل

ایمان مسیحی یگانه ایمانی در جهان است که معیار ارزش‌های آن مشخص و هرگز دگرگون‌ نمی‌شند. قدیس یوحنای زرّین‌دهان به‌روشنی بیان می‌کند که این ایمان چگونه ارزش‌ها را می‌سنجد و طبقه‌بندی می‌کند. او می‌گوید: «چیزها به سه دسته تقسیم می‌شوند: نخست، آنچه نیکوست و هرگز نمی‌تواند بد شود—مانند حکمت، محبت و امثال آن. دوم، آنچه بد است و هرگز نمی‌تواند نیکو گردد—مانند انحراف، غیرانسانی و قساوت. سوم، آنچه گاه این است و گاه آن، بسته به حالت و نیتِ کسانی که از آنها استفاده می‌کنند.» این معلم الهی توضیح می‌دهد که ثروت و فقر، آزادی و بردگی، قدرت، بیماری، و حتی خودِ مرگ در این دستهٔ سوم قرار می‌گیرند. اینها به‌خودیِ خود نه نیک‌اند و نه بد، بلکه بسته به حالت انسان‌ها و نحوهٔ استفاده‌ای که از آنها می‌کنند، نیک یا بد می‌شوند. برای نمونه، اگر ثروت نیک و فقر بد می‌بود، آنگاه همهٔ ثروتمندان نیک و همهٔ فقرا بد می‌بودند. اما هر روز می‌بینیم که همان‌گونه که ثروتمندان نیک و بد وجود دارند، فقیران نیک و بد نیز هستند. همین امر دربارهٔ تندرستان و بیماران، آزادان و دربندان، سیرشدگان و گرسنگان، و صاحبان قدرت و زیر‌دستان نیز صادق است. حتی مرگ نیز بد نیست، زیرا «شهیدان به‌واسطهٔ مرگ، از همهٔ دیگران سعادتمندتر شدند.»


تعمق

درباره خداوند عیسی به‌عنوان شهری که بر فراز کوه نهاده شده است (متی ۵ :۱۴):
۱. به‌عنوان شهری بر کوه صهیون آسمانی، یعنی برتر از جهان آفریده‌شده در پادشاهی ابدیت؛
۲. به‌عنوان شهری بر فراز کوه تاریخ بشری؛
۳. به‌عنوان شهری بر فراز کوه زندگیِ خودم، یعنی در اوج آرمان‌هایم، در بلندترین نقطهٔ اندیشه‌ها و اشتیاق‌هایم.


موعظه

— دربارهٔ فهمیدن از راه عمل —

«اگر کسی بخواهد ارادهٔ او را به‌جا آورد، خواهد دانست که آیا این تعلیم از خداست، یا من از خود سخن می‌گویم»
(یوحنا ۷: ۱۷).

با منطق و سخنان انسانی ثابت کردن اینکه تعلیم مسیح از خداست، سود چندانی ندارد. سریع‌ترین و مطمئن‌ترین راه برای شناخت این حقیقت آن است که ارادهٔ خدا را همان‌گونه که مسیح اعلام و به آن شهادت داد، به‌جا آوریم. هر که چنین کند، خواهد دانست که تعلیم مسیح از خداست.
اگر به‌خاطر خدا اشک بریزی، خواهی دانست که تسلای او چیست. اگر رحیم باشی، رحمت خدا را خواهی شناخت. اگر صلح بسازی، خواهی دانست که شایسته است پسر خدا خوانده شوی. اگر مردم را ببخشی، خواهی دانست که خدا تو را می‌بخشد.
هیچ‌کس هرگز نمی‌تواند بداند که تعلیم مسیح از خداست، مگر آنکه ارادهٔ خدا را انجام دهد. انجام دادن ارادهٔ خدا و به‌جا آوردن فرمان‌های او تنها کلید گشودن بهشت است، جایی که خدا دیده می‌شود. این همان کلید فهم کتاب‌مقدس و همهٔ اسرار مکاشفه است.
قدیس باسیل می‌نویسد: «برای فهم آنچه در کتاب‌مقدس پنهان است، پاکیِ زندگی لازم است.»
خداوند از ما چه چیز دیگری می‌خواهد، آنگاه که می‌آموزد از راه انجام ارادهٔ او به فهم الوهیت تعلیمش می‌رسیم؟ او فقط می‌خواهد که ما با میوهٔ اعمال خود، به الوهیت تعلیمش یقین پیدا کنیم. او نمی‌خواهد که این یقین به‌شیوه‌ای آسان حاصل شود، بلکه به‌شیوه‌ای دشوارتر—نه تنها با شنیدن، بلکه با عمل کردن؛ زیرا کسی که به‌آسانی قانع می‌شود، به‌آسانی نیز دچار تزلزل و تغییر نظر می‌گردد؛ اما آن که به‌سختی قانع شده است، تغییر دادن نظرش دشوار خواهد بود. ای برادران، از این‌رو باید بکوشیم ارادهٔ خدا را به‌جا آوریم، تا خدا را بشناسیم و جان‌های خود را نجات دهیم.
ای خداوندِ سراسر حکمت، به قدرت روح‌القدسِ خود ما را یاری ده تا ارادهٔ تو را انجام دهیم.
جلال و ستایش تا ابد از آن تو باد. آمین.

error: Content is protected !!