21 فوریه (گریگوری) /6 مارس (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
رومیان 14: 19-23، 16: 25-27

[19] پس آن اموری را که منشا سلامتی و بنای یکدیگر است پیروی نمایید. [20] بجهت خوراک کار خدا را خراب مساز. البته همهچیز پاک است، لیکن بد است برای آن شخص که برای لغزش میخورد. [21] گوشت نخوردن و شراب ننوشیدن و کاری نکردن که باعث ایذا یا لغزش یا ضعف برادرت باشد نیکواست. [22] آیا تو ایمان داری؟ پس برای خودت درحضور خدا آن را بدار، زیرا خوشابحال کسیکه بر خود حکم نکند در آنچه نیکو میشمارد. [23] لکن آنکه شک دارد اگر بخورد ملزم میشود، زیرا به ایمان نمی خورد؛ و هرچه از ایمان نیست گناه است.

[25] لکن درحال مکشوف شد و بوسیله کتب انبیا برحسب فرموده خدای سرمدی به جمیع امتها بجهت اطاعت ایمان آشکارا گردید، [26] اکنون طبق پیشگویی انبیا و به فرمان خدای ابدی، این پیام در همه جا اعلام می‌شود تا مردم در سراسر جهان به مسیح ایمان بیاورند و از او اطاعت کنند. [27] بر آن خدایی که دانای یکتاست، به‌وسیلۀ عیسی مسیح تا ابد جلال باد! آمین.

غلاطیان 5: 22-6: 2 (رساله، درگذشته‌گان )

[22] لیکن ثمره روح، محبت و خوشی وسلامتی و حلم و مهربانی و نیکویی و ایمان وتواضع و پرهیزکاری است، [23] که هیچ شریعت مانع چنین کارها نیست. [24] و آنانی که از آن مسیح میباشند، جسم را با هوسها و شهواتش مصلوب ساختهاند. [25] اگر به روح زیست کنیم، به روح هم رفتار بکنیم. [26] لافزن مشویم تا یکدیگر را به خشم آوریم و بر یکدیگر حسد بریم.

[1] اماای برادران، اگر کسی به خطایی گرفتارشود، شما که روحانی هستید چنین شخص را به روح تواضع اصلاح کنید. و خود راملاحظه کن که مبادا تو نیز در تجربه افتی. [2] بارهای سنگین یکدیگر را متحمل شوید و بدین نوع شریعت مسیح را بهجا آرید.

متی 6: 1-13

[1] «زنهار عدالت خود را پیش مردم بهجامیاورید تا شما را ببینند و الا نزد پدر خودکه در آسمان است، اجری ندارید. [2] پس چون صدقه دهی، پیش خود کرنا منواز چنانکه ریاکاران در کنایس و بازارها میکنند، تا نزد مردم اکرام یابند. هرآینه به شما میگویم اجر خود رایافتهاند. [3] بلکه تو چون صدقه دهی، دست چپ تو از آنچه دست راستت میکند مطلع نشود، [4] تاصدقه تو در نهان باشد و پدر نهان بین تو، تو راآشکارا اجر خواهد داد. [5] «و چون عبادت کنی، مانند ریاکاران مباش زیرا خوش دارند که در کنایس و گوشه های کوچهها ایستاده، نماز گذارند تا مردم ایشان راببینند. هرآینه به شما میگویم اجر خود راتحصیل نمودهاند. [6] لیکن تو چون عبادت کنی، به حجره خود داخل شو و در را بسته، پدر خود راکه در نهان است عبادت نما؛ و پدر نهان بین تو، تو را آشکارا جزا خواهد داد. [7] و چون عبادت کنید، مانند امتها تکرار باطل مکنید زیرا ایشان گمان میبرند که بهسبب زیاد گفتن مستجاب میشوند. [8] پس مثل ایشان مباشید زیرا که پدر شماحاجات شما را میداند پیش از آنکه از او سوال کنید. [9] «پس شما به اینطور دعا کنید: “ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد. [10] ملکوت تو بیاید. اراده تو چنانکه در آسمان است، بر زمین نیز کرده شود. [11] نان کفاف ما را امروز به ما بده. [12] و قرض های ما را ببخش چنانکه ما نیزقرضداران خود را میبخشیم. [13] و ما را در آزمایش میاور، بلکه از شریر ما رارهایی ده.

متی 11: 27-30 (انجیل، درگذشته‌گان )

[27] پدر همهچیز را به من سپرده است و کسی پسر را نمی شناسد بجز پدر و نه پدر را هیچکس میشناسد غیر از پسر و کسیکه پسر بخواهد بدومکشوف سازد. [28] بیاید نزد منای تمام زحمتکشان و گرانباران و من شما را آرامی خواهم بخشید. [29] یوغ مرا بر خود گیرید و از من تعلیم یابید زیرا که حلیم و افتادهدل میباشم و درنفوس خود آرامی خواهید یافت؛ [30] زیرا یوغ من خفیف است و بار من سبک.»

تقویم قدیم
اشعیا 7: 1-14

[1] و در ایام آحاز بن یوتام بن عزیا پادشاه یهودا، واقع شد که رصین، پادشاه آرام وفقح بن رملیا پادشاه اسرائیل بر اورشلیم برآمدندتا با آن جنگ نمایند، اما نتوانستند آن را فتح نمایند. [2] و به خاندان داود خبر داده، گفتند که ارام در افرایم اردو زدهاند و دل او و دل مردمانش بلرزید به طوری که درختان جنگل از باد میلرزد. [3] آنگاه خداوند به اشعیا گفت: «تو با پسر خودشاریاشوب به انتهای قنات برکه فوقانی به راه مزرعه گازر به استقبال آحاز بیرون شو. [4] و وی رابگو: باحذر و آرام باش مترس و دلت ضعیف نشود از این دودم مشعل دودافشان، یعنی ازشدت خشم رصین و ارام و پسر رملیا. [5] زیرا که ارام با افرایم و پسر رملیا برای ضرر تو مشورت کرده، میگویند: [6] بر یهودا برآییم و آن رامحاصره کرده، به جهت خویشتن تسخیر نماییم و پسر طبئیل را در آن به پادشاهی نصب کنیم.» [7] خداوند یهوه چنین میگوید که «این بجا آورده نمی شود و واقع نخواهد گردید. [8] زیرا که سرارام، دمشق و سر دمشق، رصین است و بعد ازشصت و پنج سال افرایم شکسته میشود به طوری که دیگر قومی نخواهد بود. [9] و سر افرایم سامره و سر سامره پسر رملیا است و اگر باورنکنید هرآینه ثابت نخواهید ماند.» [10] و خداوند بار دیگر آحاز را خطاب کرده، گفت: [11] «آیتی به جهت خود از یهوه خدایت بطلب. آن را یا از عمقها بطلب یا از اعلی علیین بالا.» [12] آحاز گفت: «نمی طلبم و خداوند راامتحان نخواهم نمود.» [13] گفت: «ای خاندان داود بشنوید! آیا شما راچیزی سهل است که مردمان را بیزار کنید بلکه میخواهید خدای مرا نیز بیزار کنید. [14] بنابراین خود خداوند به شما آیتی خواهد داد: اینک باکره حامله شده، پسری خواهد زایید و نام او راعمانوئیل خواهد خواند.

پیدایش 5: 32-6: 8

[32] و نوح پانصد ساله بود، پس نوح سام و حام و یافث را آورد.

[1] و واقع شد که چون آدمیان شروع کردندبه زیاد شدن بر روی زمین و دختران برای ایشان متولد گردیدند، [2] پسران خدا دختران آدمیان را دیدند که نیکومنظرند، و از هر کدام که خواستند، زنان برای خویشتن میگرفتند. [3] وخداوند گفت: «روح من در انسان دائم داوری نخواهد کرد، زیرا که او نیز بشر است. لیکن ایام وی صد و بیست سال خواهد بود.» [4] و در آن ایام مردان تنومند در زمین بودند. و بعد از هنگامی که پسران خدا به دختران آدمیان درآمدند و آنهابرای ایشان اولاد زاییدند، ایشان جبارانی بودندکه در زمان سلف، مردان نامور شدند. [5] و خداونددید که شرارت انسان در زمین بسیار است، و هرتصور از خیالهای دل وی دائم محض شرارت است. [6] و خداوند پشیمان شد که انسان را برزمین ساخته بود، و در دل خود محزون گشت. [7] وخداوند گفت: «انسان را که آفریدهام، از روی زمین محو سازم، انسان و بهایم و حشرات وپرندگان هوا را، چونکه متاسف شدم از ساختن ایشان.» [8] اما نوح در نظر خداوند التفات یافت.

امثال 6: 20-7: 1

[20] ای پسر من اوامر پدر خود را نگاه دار وتعلیم مادر خویش را ترک منما. [21] آنها را بر دل خود دائم ببند، و آنها را بر گردن خویش بیاویز. [22] حینی که به راه میروی تو را هدایت خواهد نمود، و حینی که میخوابی بر تو دیده بانی خواهد کرد، و وقتی که بیدار شوی با تو مکالمه خواهد نمود. [23] زیرا که احکام (ایشان ) چراغ وتعلیم (ایشان ) نور است، و توبیخ تدبیرآمیز طریق حیاتاست. [24] تا تو را از زن خبیثه نگاه دارد، و ازچاپلوسی زبان زن بیگانه. [25] در دلت مشتاق جمال وی مباش، و از پلکهایش فریفته مشو، [26] زیرا که بهسبب زن زانیه، شخص برای یک قرص نان محتاج میشود، و زن مرد دیگر، جان گرانبها را صید میکند. [27] آیا کسی آتش را درآغوش خود بگیرد و جامهاش سوخته نشود؟ [28] یا کسی بر اخگرهای سوزنده راه رود وپایهایش سوخته نگردد؟ [29] همچنین است کسیکه نزد زن همسایه خویش داخل شود، زیرا هرکه او را لمس نماید بیگناه نخواهد ماند. [30] دزد را اهانت نمی کنند اگر دزدی کند تاجان خود را سیر نماید وقتی که گرسنه باشد. [31] لیکن اگر گرفته شود، هفت چندان رد خواهدنمود و تمامی اموال خانه خود را خواهد داد. [32] اما کسیکه با زنی زنا کند، ناقص العقل است وهرکه چنین عمل نماید، جان خود را هلاک خواهد ساخت. [33] او ضرب و رسوایی خواهدیافت، و ننگ او محو نخواهد شد. [34] زیرا که غیرت، شدت خشم مرد است و در روز انتقام، شفقت نخواهد نمود. [35] بر هیچ کفارهای نظرنخواهد کرد و هرچند عطایا را زیاده کنی، قبول نخواهد نمود.

[1] ای پسر من سخنان مرا نگاه دار، و اوامر مرانزد خود ذخیره نما.

مناسبت و قدیسین روز

قدیس زکریا، پاتریارک اورشلیم

در زمان سلطنت امپراتور یونانی هراکلیوس، خسرو پادشاه ایران، در سال ۶۱۴ به اورشلیم حمله کرد. خسرو شهر را غارت کرد، صلیبِ گرامی را به ایران برد و شمار بسیار زیادی از مسیحیان را به اسارت گرفت. در میان آنان پاتریارک زکریا نیز بود. یهودیان در انجام این شرارت‌ها علیه مسیحیان، خسرو را یاری کردند. در میان دیگر اعمال شریرانهٔ یهودیان، این عمل نیز ذکر شده است: آنان نود هزار مسیحی را از خسرو خریدند تا بردگانشان باشند و همگی را کشتند. پاتریارک سالخورده، زکریا، چهارده سال در اسارت ماند. به سبب صلیبِ گرامی، معجزات بسیاری در ایران رخ داد، تا آنجا که حتی ایرانیان می‌گفتند: «خدای مسیحیان به ایران آمده است.» سرانجام، هراکلیوس پادشاه ایران را واداشت تا صلیبِ گرامی را همراه با پاتریارک و دیگر اسیران باقی‌مانده به اورشلیم بازگرداند. خودِ امپراتور هراکلیوس صلیب را بر دوش گرفته، آن را به شهر مقدس وارد کرد. قدیس زکریا باقی روزهای عمر خود را در آرامش گذراند و در سال ۶۳۱ نزد خداوند آرام گرفت. پس از او، پاتریارک مودستوس بر تخت نشست و پس از وی قدیس صفرونیوس (۱۱ مارس).

تیموتائوس مکرم

تیموتائوس راهبی منزوی در مکانی به نام سیمبولا، در سوی آسیایی کوه اُلمپوس بود. او در جوانی وارد صومعه شد و به مقام رهبانیت رسید. تا کهنسالی، زندگی زمینی خود را در روزه، دعا، شب‌زنده‌داری و کارِ بی‌وقفه سپری کرد. او در سراسر زندگی خود پاک و عفیف باقی ماند. خدا به پاکان و عفیفان اقتدار بر ارواح پلید می‌بخشد، و این اقتدار را به تیموتائوس عطا کرد. به سبب کوشش‌های او برای نجات جان خویش، قدیس تیموتائوس توانست در درون خود سکونتگاهی شگفت‌انگیز برای روح‌القدس بنا کند. این مرد مقدس در سال ۷۹۵ آرمید.

قدیس اِوستاتیوس، اسقف اعظم انطاکیه

اوستاتیوس غیرتمندی بزرگ و مدافعی استوار از ارتدکسی بود. از همین رو، در نخستین شورای جهانی [نیقیه، ۳۲۵] نقش برجسته‌ای داشت، جایی که با استدلالی منظم و عالمانه، تعالیم آریوس را رد کرد. او همراه با دیگر پدران مقدس، به‌درستی اقرار کرد که عیسی مسیح، به‌عنوان پسر خدا، از نظر ذات الهی با پدر و روح‌القدس برابر است. پس از مرگ امپراتور کنستانتین، آریانیان دوباره قدرت گرفتند و به آزار شدید ارتدکسی پرداختند. قدیس اوستاتیوس از کرسی خود برکنار و تبعید شد؛ نخست به تراکیا و سپس به مقدونیه. اوستاتیوس رنج‌های بسیار و طولانی کشید تا آنکه سرانجام در سال ۳۴۵ جان مقدس خود را به خدا سپرد.

قدیس جانِ سوم اسکولاستیکوس، پاتریارک کنستانتینوپل

جان که حقوقدان بود، به مقام کاهنی منصوب شد و سپس در سال ۵۶۵ به پاتریارکی رسید. او مجموعه‌ای از قوانین کلیسایی را گردآوری کرد که در نوموکانون گنجانده شد. در دوران او، سرود کروبیان و نیز دعای قبل از «عشای ربانی» به لیتورگی الهی افزوده شد. جان در آرامش درگذشت و در سال ۵۷۷ جان خود را به خدا سپرد.


سرود ستایش

صلیبِ مقدس

صلیبِ نجات‌بخش، آغشته به خون،
مدت‌ها همچون در قبری، در تاریکی پنهان بود!
به‌خاطر تو، قهرمانی سه روز در تاریکی ساکن شد،
و تو سیصد سال در زیر زمین نهفته بودی.
پس از آنکه خداوند نیاکان را از هاویه آزاد ساخت، برخاست،
و هنگامی که آزادی برای کلیسا برقرار شد، تو نیز برخاستی.
پس از قیام، خداوند اندکی بر زمین ماند،
و تو نیز مدتی بر ایمانداران درخشیدی،
تا آنکه به‌اندازهٔ کافی آنان را در استحکام ایمان یاری دادی،
تا همه آموختند که خود را با نشان صلیب نشان کنند،
تا تعمید‌یافتگان به وجدان خویش، قدرت صلیب را شناختند.
بدین‌سان، خدمت خود را با شرافت به پایان رساندی.
هزار فصل بیاید و بگذرد،
اما تصویر و قدرت تو هرگز زایل نخواهد شد.
ایمانداران در برابر صلیبِ گرامی به مسیح خدا دعا می‌کنند:
به‌واسطهٔ صلیبِ گرامی، همهٔ دشواری‌ها را شفا ده،
همهٔ دردها را شفا ده.


تأمل

فال‌گیری چیست؟ سه نوع باور وجود دارد که ریشه در فال‌گیری دارند: باور به شانس کور، باور به اشیا و باور به قدرت مطلق ارواح تاریکی. از طریق فال‌گیری، وقایع پیش‌بینی می‌شوند، قدرت اشیا تفکیک می‌شود و به ارواح تاریکی سوگند یاد می‌شود. هیچ ایمانی به اندازه‌ی ایمان مسیحی فال‌گیری را محکوم و رد نکرده است. هیچ ایمانی، به جز مسیحیت، از فال‌گیری آزاد و پاک نیست. سایر ادیان، کم یا زیاد، فال‌گیری هستند و برخی فقط از فال‌گیری تشکیل شده‌اند. فال‌گیری به معنای تسلیم کردن انسان به چیزهای پایین‌تر و موجوداتی پایین‌تر از انسان است. از این رو می‌توان گفت که فال‌گیری را می‌توان باوری به تاریکی نامید. به همین دلیل است که پولس رسول می‌گوید: “از افسانه‌های دنیوی و بیهوده دوری کنید. خود را برای پرستش تمرین دهید” (اول تیموتائوس ۴ :۷). مسیحیت ایمان نور است به دو معنا: اول اینکه انسان را بالاتر از شانس، بالاتر از همه‌ی اشیا و بالاتر از ارواح تاریکی قرار می‌دهد؛ و دوم اینکه انسان را فقط تحت اقتدار خدای زنده، خردمند و قادر مطلق قرار می‌دهد. خدای بینا وجود دارد، بنابراین شانس کور وجود ندارد. در اتحاد روحی با این خدای بینا و زنده، انسان می‌تواند بالاتر از همه‌ی اشیا و قدرتمندتر از همه‌ی ارواح تاریکی باشد.


تعمق

تعمق درباره گفتگوی خداوند عیسی با جوان ثروتمند: “شخصی از او پرسید: ‘ای معلم نیکو، چه کنم تا حیات ابدی را به ارث ببرم؟’ عیسی به او پاسخ داد: ‘چرا مرا نیکو می‌خوانی؟ هیچ‌کس نیکو نیست جز یکی که خداست. تو احکام را می‌دانی: ‘زنا نکن؛ قتل نکن؛ دزدی نکن؛ شهادت دروغ نده؛ پدر و مادرت را احترام کن.’ و او پاسخ داد: ‘همه‌ی این‌ها را از جوانی رعایت کرده‌ام.’ وقتی عیسی این را شنید، به او گفت: ‘هنوز یک چیز کم داری: همه‌ی آنچه داری بفروش و به فقرا بده، و در آسمان گنجی خواهی داشت. سپس بیا و مرا پیروی کن.’ اما وقتی او این را شنید، بسیار غمگین شد، زیرا بسیار ثروتمند بود” (لوقا ۱۸ :۱۸-۲۳).

۱. چگونه مرد ثروتمند به دنبال مشورت بود اما آماده‌ی قربانی نبود؛

۲. چگونه خداوند ما راه قربانی را به او نشان داد که برای به دست آوردن حیات ابدی ضروری است؛

۳. چگونه مرد ثروتمند با غم رفت زیرا نمی‌توانست از ثروت خود جدا شود.


موعظه

– درباره‌ی روزه و نماز –

“این جنس جز به نماز و روزه بیرون نمی‌رود” (مرقس ۹ :۲۹).

این نسخه‌ی نجات‌بخشِ بزرگ‌ترین ظبیب روح انسان است. این دارویی است که امتحان شده و اثبات شده است. داروی دیگری برای جنون وجود ندارد. این چه نوع بیماری‌ای است؟ این حضور و تسلط یک روح شریر در انسان است، روح شریر خطرناکی که تلاش می‌کند تا در نهایت بدن و روح انسان را نابود کند. پسری که خداوند ما از شر روح شریر آزاد کرد؛ این روح شریر که گاهی او را به آتش و گاهی به آب می‌انداخت فقط برای اینکه او را نابود کند.

تا زمانی که انسان فقط درباره‌ی خدا فلسفه‌بافی می‌کند، ضعیف و کاملاً ناتوان است در برابر روح شریر. روح شریر به سفسطه‌های ضعیف جهان می‌خندد. اما، به محض اینکه انسان شروع به روزه گرفتن و دعا کردن به خدا می‌کند، روح شریر پر از ترس غیرقابل توصیف می‌شود. روح شریر به هیچ وجه نمی‌تواند عطر نماز و روزه را تحمل کند. عطر خوش‌بو او را خفه می‌کند و تا حد خستگی مفرط ضعیف می‌کند. در انسانی که فقط درباره‌ی ایمان فلسفه‌بافی می‌کند، فضای زیادی برای شیاطین وجود دارد. اما در انسانی که صادقانه شروع به دعا کردن به خدا و روزه گرفتن با صبر و امید می‌کند، برای شیطان تنگ و محدود می‌شود و او باید از چنین انسانی فرار کند. در برابر برخی بیماری‌های جسمی فقط یک درمان وجود دارد. در برابر بزرگ‌ترین بیماری روح، شیطان‌پرستی، دو درمان وجود دارد که باید همزمان استفاده شوند: روزه و دعا. رسولان و قدیسان روزه می‌گرفتند و به خدا دعا می‌کردند. به همین دلیل بود که در برابر ارواح شریر بسیار قدرتمند بودند.

ای عیسای بخشنده، طبیب و یاری دهنده‌ی ما در همه‌ی مصیبت‌ها، ما را با قدرت روح القدس خود تقویت کن تا بتوانیم به دستورات نجات‌بخش تو در مورد روزه و دعا برای نجات خود و همنوعانمان پایبند باشیم.

تو را تا به ابد جلال و سپاس باد. آمین.

error: Content is protected !!