20 ژوئیه (گریگوری) /2 اوت (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
یوحنا 20:‏19-‏31 (انجیل صبح)

[19] و در شام همان روز که یکشنبه بود، هنگامی که درها بسته بود، جایی که شاگردان به خاطر ترس یهود جمع بودند، ناگاه عیسی آمده، در میان ایستاد و به ایشان گفت: «سلام بر شما باد!» [20] و چون این را گفت، دستها و پهلوی خود را به ایشان نشان داد و شاگردان چون خداوند را دیدند، شاد گشتند. [21] باز عیسی به ایشان گفت: «سلام بر شما باد! چنانکه پدر مرا فرستاد، من نیز شما را می‌فرستم.» [22] و چون این را گفت، دمید و به ایشان گفت: «روح‌القدس را بیابید. [23] گناهان آنانی را که بخشیدید، برای ایشان بخشیده شد و آنانی را که بستید، بسته شد.» (مَرقُس 16‏:14) [24] امّا توما که یکی از آن دوازده بود و او را دوقلو می‌گفتند، وقتی که عیسی آمد با ایشان نبود. [25] پس شاگردان دیگر به او گفتند: «خداوند را دیده‌ایم.» به ایشان گفت: «تا در دو دستش جای میخها را نبینم و انگشت خود را در جای میخها نگذارم و دست خود را بر پهلویش ننهم، ایمان نخواهم آورد.» [26] و بعد از هشت روز باز شاگردان با توما در خانه‌ای جمع بودند و درها بسته بود که ناگاه عیسی آمد و در میان ایستاده، گفت: «سلام بر شما باد!» [27] پس به توما گفت: «انگشت خود را به اینجا بیاور و دستهای مرا ببین و دست خود را بیاور و بر پهلوی من بگذار و بی‌ایمان مباش، بلکه ایمان دار.» [28] توما در جواب وی گفت: «ای خداوند من و ‌ای خدای من!» [29] عیسی گفت: «ای توما، بعد از دیدنم ایمان آوردی؟ خوشا به حال آنانی که ندیده ایمان آورند.» [30] و عیسی معجزات دیگر بسیار نزد شاگردان نمود که در این کتاب نوشته نشد. [31] لیکن این قدر نوشته شد تا ایمان آورید که عیسی، مسیح و پسر خدا است و تا ایمان آورده به اسم او حیات یابید.

اوّل قرنتیان 9:‏13-‏18

[13] آیا نمی‌دانید که هر که در خدمت معبد مشغول باشد، از معبد می‌خورد و هر که خدمت قربانگاه کند، از قربانگاه سهمی می‌دارد. [14] و همچنین خداوند فرمود که «هر که به انجیل اعلام نماید، از انجیل روزی یابد». [15] لیکن من هیچ‌یک از اینها را استفاده نکردم و این را به این قصد ننوشتم تا با من چنین شود، زیرا که مرا مُردن بهتر است از آنکه کسی فخر مرا باطل گرداند. [16] زیرا هرگاه مژده دهم، مرا فخر نیست چونکه مرا ضرورت افتاده است، بلکه وای بر من اگر مژده ندهم. [17] زیرا هرگاه این را به میل خود کنم، پاداشی دارم. لیکن اگر با کراهت باشد، وکالتی به من سپرده شد. [18] در این صورت، مرا چه مزد است؟ اینکه چون مژده می‌دهم، انجیل مسیح را رایگان سازم و از حق خود در آن استفاده نکنم.

یعقوب 5:‏10-‏20 (رساله، نبی)

[10] ‌ای برادران، نمونهٔ زحمت و صبر را بگیرید از پیامبرانی که به نام خداوند سخن گفتند. [11] اینک صبر کنندگان را خوشبخت می‌گوییم و صبر ایوب را شنیده‌اید و سرانجام کار خداوند را دانسته‌اید، زیرا که خداوند بسیار مهربان و کریم است. [12] لیکن اوّل همه‌، ای برادران من، قسم مخورید؛ نه به آسمان و نه به زمین و نه به هیچ سوگند دیگر. بلکه «بلی» شما «بلی» باشد و «نه» شما «نه»، مبادا محکوم شوید. [13] اگر کسی از شما مبتلای بلایی باشد، دعا بنماید و اگر کسی خوشحال باشد، سرود بخواند. [14] و هرگاه کسی از شما بیمار باشد، کشیشان کلیسا را طلب کند تا برایش دعا نمایند و او را به نام خداوند به روغن تدهین کنند. [15] و دعای ایمان، بیمار شما را شفا خواهد بخشید و خداوند او را خواهد برخیزانید و اگر گناه کرده باشد، بر او بخشیده خواهد شد. [16] نزد یکدیگر به گناهان خود اعتراف کنید و برای یکدیگر دعا کنید تا شفا یابید، زیرا دعای مرد عادل در عمل، قوت بسیار دارد. [17] ایلیا مردی بود صاحب حواس مثل ما و به تمامی دل دعا کرد که باران نبارد و تا مدّت سه سال و شش ماه نبارید. [18] و باز دعا کرد و آسمان بارید و زمین ثمر خود را رویانید. [19] ‌ای برادران من، اگر کسی از شما از حقیقت منحرف شود و شخصی او را باز گرداند، [20] بداند هر که گناهکار را از گمراهی او برگرداند، جانی را از مرگ رهانیده و گناهان بسیار را پوشانیده است.

متّی 16:‏1-‏6

[1] آنگاه فریسیان و صدوقیان نزد او آمده، از روی امتحان از وی خواستند که نشانه‌ای آسمانی برایشان ظاهر سازد. [2] ایشان را جواب داد که «در وقت عصر می‌گویید: ‘هوا خوش خواهد بود، زیرا آسمان سرخ است.’ [3] و صبحگاهان می‌گویید: ‘امروز هوا بد خواهد شد، زیرا که آسمان سرخ و گرفته است.’ ای ریاکاران! می‌دانید که سیمای آسمان را چگونه تعبیر کنید، اما تعبیر علامات زمانها را نمی‌دانید! [4] فرقهٔ شریر زناکار نشانه‌ای می‌طلبند و نشانه‌ای به ایشان عطا نخواهد شد، جز نشانه‌ٔ یونس پیامبر.» پس ایشان را رها کرده، روانه شد. [5] و شاگردانش چون به آن طرف می‌رفتند، فراموش کردند که نان بردارند. [6] عیسی ایشان را گفت: «آگاه باشید که از خمیرمایهٔ فریسیان و صدوقیان دوری کنید!»

لوقا 4:‏22-‏30 (انجیل، نبی)

[22] و همه بر وی شهادت دادند و از سخنان فیض‌آمیزی که از دهانش صادر می‌شد، تعجّب نموده، گفتند: «مگر این پسر یوسف نیست؟» [23] به ایشان گفت: «بدون شک این مَثَل را به من خواهید گفت: ‘ای طبیب خود را شفا بده. آنچه شنیده‌ایم که در کفرناحوم از تو صادر شد، اینجا نیز در وطن خویش بنما.’» [24] و گفت: «به راستی به شما می‌گویم که هیچ نبی در وطن خویش مقبول نباشد. [25] و به حقیقت شما را می‌گویم که بیوه‌زنان بسیار در اسرائیل بودند، در دوران ایلیا، وقتی که آسمان مدّت سه سال و شش ماه بسته ماند، چنانکه قحطی عظیم در تمامی زمین پدید آمد، [26] و ایلیا نزد هیچ کدام از ایشان فرستاده نشد، مگر نزد بیوه‌زنی در صَرِفَه صیدون. [27] و جذامیان بسیار در اسرائیل بودند، در دوران الیشع نبی و هیچیک از ایشان تمیز نگشت، جز نَعَمان سُریانی.» [28] پس تمام اهل کنیسه چون این سخنان را شنیدند، پر از خشم گشتند. [29] و برخاسته او را از شهر بیرون کردند و بر قلّه کوهی که قریه ایشان بر آن بنا شده بود بردند، تا او را به زیر افکنند. [30] ولی او از میان ایشان گذشته، برفت.

تقویم قدیم
یوحنا 20:‏19-‏31 (انجیل صبح)

[19] و در شام همان روز که یکشنبه بود، هنگامی که درها بسته بود، جایی که شاگردان به خاطر ترس یهود جمع بودند، ناگاه عیسی آمده، در میان ایستاد و به ایشان گفت: «سلام بر شما باد!» [20] و چون این را گفت، دستها و پهلوی خود را به ایشان نشان داد و شاگردان چون خداوند را دیدند، شاد گشتند. [21] باز عیسی به ایشان گفت: «سلام بر شما باد! چنانکه پدر مرا فرستاد، من نیز شما را می‌فرستم.» [22] و چون این را گفت، دمید و به ایشان گفت: «روح‌القدس را بیابید. [23] گناهان آنانی را که بخشیدید، برای ایشان بخشیده شد و آنانی را که بستید، بسته شد.» (مَرقُس 16‏:14) [24] امّا توما که یکی از آن دوازده بود و او را دوقلو می‌گفتند، وقتی که عیسی آمد با ایشان نبود. [25] پس شاگردان دیگر به او گفتند: «خداوند را دیده‌ایم.» به ایشان گفت: «تا در دو دستش جای میخها را نبینم و انگشت خود را در جای میخها نگذارم و دست خود را بر پهلویش ننهم، ایمان نخواهم آورد.» [26] و بعد از هشت روز باز شاگردان با توما در خانه‌ای جمع بودند و درها بسته بود که ناگاه عیسی آمد و در میان ایستاده، گفت: «سلام بر شما باد!» [27] پس به توما گفت: «انگشت خود را به اینجا بیاور و دستهای مرا ببین و دست خود را بیاور و بر پهلوی من بگذار و بی‌ایمان مباش، بلکه ایمان دار.» [28] توما در جواب وی گفت: «ای خداوند من و ‌ای خدای من!» [29] عیسی گفت: «ای توما، بعد از دیدنم ایمان آوردی؟ خوشا به حال آنانی که ندیده ایمان آورند.» [30] و عیسی معجزات دیگر بسیار نزد شاگردان نمود که در این کتاب نوشته نشد. [31] لیکن این قدر نوشته شد تا ایمان آورید که عیسی، مسیح و پسر خدا است و تا ایمان آورده به اسم او حیات یابید.

اوّل قرنتیان 3:‏9-‏17

[9] زیرا با خدا همکاران هستیم و شما زراعت خدا و خانه خدا هستید. [10] مطابق فیض خدا که به من عطا شد، چون معمار دانا بنیاد نهادم و دیگری بر آن خانه می‌سازد؛ لیکن هر کس با‌خبر باشد که چگونه می‌سازد. [11] زیرا بنیادی دیگر هیچ‌‌کس نمی‌تواند نهاد جز آنکه نهاده شده است، یعنی عیسی مسیح. [12] لیکن اگر کسی بر آن بنیاد، عمارتی از طلا یا نقره یا جواهر یا چوب یا گیاه یا کاه بنا کند، [13] کار هر کس آشکار خواهد شد، زیرا که آن ‘روز’ آن را آشکار خواهد نمود، چونکه آن به آتش به ظهور خواهد رسید و خود آتش، عمل هر کس را خواهد آزمود که چگونه است. [14] اگر کاری که کسی بر آن پی گذارده باشد بماند، پاداش خواهد یافت. [15] و اگر عمل کسی سوخته شود، زیان به او وارد آید، هرچند خود نجات یابد امّا چنانکه از میان آتش. [16] آیا نمی‌دانید که معبد خدا هستید و روح خدا در شما ساکن است؟ [17] اگر کسی معبد خدا را خراب کند، خدا او را هلاک سازد، زیرا معبد خدا مقدس است و شما آن معبد هستید.

یعقوب 5:‏10-‏20 (رساله، نبی)

[10] ‌ای برادران، نمونهٔ زحمت و صبر را بگیرید از پیامبرانی که به نام خداوند سخن گفتند. [11] اینک صبر کنندگان را خوشبخت می‌گوییم و صبر ایوب را شنیده‌اید و سرانجام کار خداوند را دانسته‌اید، زیرا که خداوند بسیار مهربان و کریم است. [12] لیکن اوّل همه‌، ای برادران من، قسم مخورید؛ نه به آسمان و نه به زمین و نه به هیچ سوگند دیگر. بلکه «بلی» شما «بلی» باشد و «نه» شما «نه»، مبادا محکوم شوید. [13] اگر کسی از شما مبتلای بلایی باشد، دعا بنماید و اگر کسی خوشحال باشد، سرود بخواند. [14] و هرگاه کسی از شما بیمار باشد، کشیشان کلیسا را طلب کند تا برایش دعا نمایند و او را به نام خداوند به روغن تدهین کنند. [15] و دعای ایمان، بیمار شما را شفا خواهد بخشید و خداوند او را خواهد برخیزانید و اگر گناه کرده باشد، بر او بخشیده خواهد شد. [16] نزد یکدیگر به گناهان خود اعتراف کنید و برای یکدیگر دعا کنید تا شفا یابید، زیرا دعای مرد عادل در عمل، قوت بسیار دارد. [17] ایلیا مردی بود صاحب حواس مثل ما و به تمامی دل دعا کرد که باران نبارد و تا مدّت سه سال و شش ماه نبارید. [18] و باز دعا کرد و آسمان بارید و زمین ثمر خود را رویانید. [19] ‌ای برادران من، اگر کسی از شما از حقیقت منحرف شود و شخصی او را باز گرداند، [20] بداند هر که گناهکار را از گمراهی او برگرداند، جانی را از مرگ رهانیده و گناهان بسیار را پوشانیده است.

متّی 14:‏22-‏34

[22] بی‌درنگ عیسی شاگردان خود را اصرار نمود تا به قایق سوار شده، پیش از وی به کناره دیگر روانه شوند تا آن گروه را مرخص کند. [23] و چون مردم را روانه نمود، به خلوت برای عبادت بر فراز کوهی برآمد. و وقت شام در آنجا تنها بود. [24] اما قایق در آن وقت در میان دریا به‌ سبب باد مخالف که می‌وزید، به امواج گرفتار بود. [25] و در پاس چهارم از شب، عیسی بر دریا گام زنان، به سوی ایشان روانه گردید. [26] اما چون شاگردان، او را بر دریا گام زنان دیدند، مضطرب شده، گفتند که «شبحی است!» و از ترس فریاد برآوردند. [27] اما عیسی ایشان را بی‌درنگ خطاب کرده، گفت: «خاطر جمع دارید! منم، ترسان مباشید!» [28] پطرس در جواب او گفت: «ای آقا، اگر تویی، مرا بفرما تا بر روی آب، نزد تو آیم.» [29] عیسی فرمود: «بیا!» همان لحظه پطرس از قایق فرود شده، بر روی آب به راه افتاد تا نزد او آید. [30] لیکن چون باد را شدید دید، ترسان گشت و در عنقریبی غرق شدن، فریاد برآورده، گفت: «ای آقا، نجاتم ده.» [31] عیسی بی‌درنگ دست آورده، او را بگرفت و گفت: «ای کم‌ایمان، چرا شک کردی؟» [32] و چون به قایق سوار شدند، باد ساکن گردید. [33] پس اهل قایق آمده، او را پرستش کرده، گفتند: «به راستی که تو پسر خدا هستی!» [34] آنگاه عبور کرده، به زمین جِنیسارِت آمدند،

لوقا 4:‏22-‏30 (انجیل، نبی)

[22] و همه بر وی شهادت دادند و از سخنان فیض‌آمیزی که از دهانش صادر می‌شد، تعجّب نموده، گفتند: «مگر این پسر یوسف نیست؟» [23] به ایشان گفت: «بدون شک این مَثَل را به من خواهید گفت: ‘ای طبیب خود را شفا بده. آنچه شنیده‌ایم که در کفرناحوم از تو صادر شد، اینجا نیز در وطن خویش بنما.’» [24] و گفت: «به راستی به شما می‌گویم که هیچ نبی در وطن خویش مقبول نباشد. [25] و به حقیقت شما را می‌گویم که بیوه‌زنان بسیار در اسرائیل بودند، در دوران ایلیا، وقتی که آسمان مدّت سه سال و شش ماه بسته ماند، چنانکه قحطی عظیم در تمامی زمین پدید آمد، [26] و ایلیا نزد هیچ کدام از ایشان فرستاده نشد، مگر نزد بیوه‌زنی در صَرِفَه صیدون. [27] و جذامیان بسیار در اسرائیل بودند، در دوران الیشع نبی و هیچیک از ایشان تمیز نگشت، جز نَعَمان سُریانی.» [28] پس تمام اهل کنیسه چون این سخنان را شنیدند، پر از خشم گشتند. [29] و برخاسته او را از شهر بیرون کردند و بر قلّه کوهی که قریه ایشان بر آن بنا شده بود بردند، تا او را به زیر افکنند. [30] ولی او از میان ایشان گذشته، برفت.

مناسبت و قدیسین روز

قدیس ایلیا نبی

پیامبر ایلیا ، آن که خدا را می‌دید، معجزه‌گر بود و برای ایمان به خدا غیرت فراوان داشت ، از نسل هارون و در شهر تشبَه متولد شد؛ به همین دلیل او را «تشبی» می‌نامیدند. هنگامی که ایلیا متولد شد، پدرش ساباس دید که فرشتگان خدا در اطراف کودک در حال پرواز هستند، او را در آتش می‌پیچند و با شعله‌ها به او غذا می‌دهند. این رؤیا پیش‌نمایی از شخصیت آتشین ایلیا و قدرت آتشینی بود که از سوی خدا به او داده شده بود. او تمام دوران جوانی خود را در تفکر الهی و دعا گذراند و بارها به بیابان می‌رفت تا در آرامش به تفکر و دعا بپردازد. در آن زمان، پادشاهی یهود به دو بخش نابرابر تقسیم شده بود: پادشاهی یهودا که تنها شامل دو قبیله، یعنی قبیلهٔ یهودا و بنیامین بود و پایتخت آن اورشلیم بود؛ و پادشاهی اسرائیل که شامل ده قبیلهٔ باقی‌مانده بود و پایتخت آن سامره بود. بخش نخست توسط نسل سلیمان اداره می‌شد و بخش دوم توسط نسل یربعام، که یکی از خدمتگزاران سلیمان بود، حکومت می‌شد. بزرگ‌ترین رویارویی پیامبر ایلیا با پادشاه اسرائیل، اخاب، و همسر شرورش ایزابل بود؛ زیرا آنان بت‌ها را پرستش می‌کردند و مردم را از خدمت به خدای واحد و زنده دور می‌ساختند. علاوه بر این، ایزابل که اهل سوریه بود، شوهر خود را متقاعد کرد که معبدی برای خدای سوریِ بعل بسازد و بسیاری از کاهنان را برای خدمت به این خدای دروغین منصوب کرد.
ایلیا از طریق معجزات بزرگ، قدرت و اقتدار خداوند را آشکار ساخت: او آسمان را بست، به‌گونه‌ای که به مدت سه سال و شش ماه باران نبارید؛ او از آسمان آتش فرود آورد تا قربانی خدا را بسوزاند، در حالی که کاهنان بت‌پرست نتوانستند برای خدای دروغین خود بعل چنین کاری انجام دهند؛ او با دعای خود باران را بازگرداند؛ او به‌طور معجزه‌آسا آرد و روغن زن بیوه در صَرَفَه را زیاد کرد و پسر او را زنده نمود؛ او به اخاب نبوت کرد که سگ‌ها خون او را خواهند لیسید، و به ایزابل گفت که سگ‌ها بدن او را خواهند خورد؛ و همهٔ این پیشگویی‌ها تحقق یافتند. او معجزات بسیار دیگری نیز انجام داد و رویدادهای بسیاری را پیشگویی کرد. او با خدا سخن گفت و صدای خدا را پس از باد، زلزله و آتش، در آرامش کوه حوریب شنید.
پیش از مرگش، الیشع را به عنوان جانشین خود در مقام نبوت تعیین کرد؛ و با ردای خود آب‌های رود اردن را شکافت. سرانجام، او با ارابه‌ای آتشین که اسب‌های آتشین آن را می‌کشیدند، به آسمان برده شد. در کوه تابور، او همراه با موسی در کنار خداوند ما عیسی مسیح ظاهر شد. در پایان جهان، ایلیا دوباره ظهور خواهد کرد تا قدرت دجال را پایان دهد (مکاشفه ۱۱).

قدیس ایلیا، پاتریارک اورشلیم، و قدیس فلاویوس، پاتریارک انطاکیه

قدیس ایلیا و قدیس فلاویوس غیرتمندان بزرگی برای ایمان و مدافعان آیین راستین (ارتدوکسی) بودند. آنان توسط امپراتور بدعت‌گذار، آناستاسیوس، به تبعید فرستاده شدند و در همان تبعید از دنیا رفتند. آن دو به‌طور شگفت‌انگیزی مرگ امپراتور آناستاسیوس و همچنین زمان مرگ خودشان را پیش‌بینی کردند. آنها در همان زمان، از مکان‌هایی بسیار دور از یکدیگر، برای هم نامه نوشتند: «امروز آناستاسیوس، امپراتور، مرد؛ بیایید هر دوی ما همراه با او در برابر داوری خدا حاضر شویم.»
دو روز بعد، هر دو قدیس در سال ۵۱۸ میلادی به آرامش خداوند پیوستند.


سرود ستایش

نبی مقدس ایلیا

ای مرد آتشین، ای پیامبر ایلیا،
تو با شکوه آسمانی بر زمین درخشیدی
و خداوند را با دعاهای خود خشنود ساختی.
تو آسمان‌ها را بستی و از آسمان آتش فرود آوردی؛
همه با یاری دست نیرومند خدا.
تو مردم را به خاطر بی‌ایمانی‌شان توبیخ کردی؛
و برای خدای زنده غیرت فراوان داشتی،
و کلیسا تو را به عنوان پیامبر خود گرامی می‌دارد.
پادشاه تو را نترساند، و ملکه حتی کمتر؛
زیرا خداوند، پادشاه تو و تمام دارایی تو بود.
خوراک و نوشیدنی نگرانی تو نبود.
تو کاملاً خود را به مشیت خدا سپرده بودی،
و از هیچ‌کس نمی‌ترسیدی،
اما همه از تو می‌ترسیدند؛
همان‌گونه که شیر قدرتمند برای موش‌های کوچک ترسناک است.
تو برای خدای زنده غیرت فراوان داشتی،
و کلیسا تو را به عنوان پیامبر خود جشن می‌گیرد.
خداوند تو را چنان که کمتر کسی را جلال داد، جلال بخشید،
زیرا تو خدای زنده را جلال دادی!
او آتش فرستاد تا قربانی را بسوزاند؛
او به تو قدرت داد تا مردگان را زنده کنی.
کارهای قدرتمند تو تمام جهان را شگفت‌زده کرد؛
تمام پیشگویی‌های تو تحقق یافت.
تو در جسم و روح زنده و کامل باقی ماندی،
از این رو مرگ هیچ سهمی در تو نداشت.
ای پیامبر خدا، هم در روح و هم در جسم،
با جان‌های شاد فریاد می‌زنیم:
جلال بر تو باد!


تأمل

هنگامی که قدیس گریگوری نیسایی دربارهٔ زندگی خواهرش، قدیسه ماکرینا، می‌نوشت، در ذکر معجزات او تردید کرد و گفت: «… تا مبادا مسئول گناه بی‌ایمانی در میان انسان‌های ضعیف باشم.» او کسانی را که ایمان ندارند «ضعیف» می‌نامد. به‌راستی هیچ چیز ضعیف‌تر از انسانی بدون ایمان نیست. انسان بی‌ایمان به قدرت چیزهای مرده و عناصر بی‌جان طبیعت ایمان دارد، اما به قدرت خدا یا مردان خدا ایمان ندارد. این کندی و تاریکی روحانی است، و این تاریکی برابر با مرگ روحانی است. بنابراین، روح‌های زنده ایمان دارند، اما روح‌های مرده ایمان ندارند. روح‌های زنده به معجزات قدرتمند ایلیا نبی ایمان دارند. این معجزات به آنان شجاعت و شادی می‌دهد، زیرا می‌دانند که آنها آشکار شدن قدرت خداوند هستند. وقتی خدا قدرت خود را از طریق چیزهای بی‌جان و عناصر طبیعت آشکار می‌کند، چرا نباید آن را از طریق انسان‌های زنده و مقدس نیز آشکار کند؟ ظهور پیامبر ایلیا بر کوه تابور هنگام تجلی خداوند، به‌طور ویژه بزرگ‌ترین شادی را برای مؤمنان به همراه دارد. این پیامبر بزرگ در طول زندگی زمینی خود وجود خدای واحد و زنده را ثابت کرد، و با ظهور خود بر کوه تابور، صدها سال پس از ترک زمین، به انسان‌ها اثباتی آشکار از زندگی پس از مرگ داد.


تعمق

درباره کمک معجزه‌آسای خداوند به بنی‌اسرائیل در جنگ تفکر کن (تثنیه ۲ و ۳):

۱. چگونه موسی پادشاهان بت‌پرست، سیحونِ اموری و عوجِ باشان، را شکست داد، زیرا ارادهٔ خدا این بود که آنان نابود شوند؛
۲. چگونه موسی نتوانست سرزمین موآب را تصرف کند، زیرا خداوند به خاطر نسل‌های صالح لوط چنین نمی‌خواست؛
۳. چگونه پیروزی و شکست در جنگ‌ها بدون اجازهٔ خداوند اتفاق نمی‌افتد.


موعظه

-دربارهٔ شهادت شخصی رسول-

«این است پسر محبوب من که از او خشنودم. و این صدا را که از آسمان آمد، هنگامی که با او در کوه مقدس بودیم شنیدیم.» (دوم پطرس ۱: ۱۷-۱۸)

بیایید شهادت آن شخص راستین و وفاداری را بشنویم که به خاطر شهادتش بر صلیب کشته شد. بیایید پطرس رسول را بشنویم؛ کسی که آنچه را با کلام نتوانست ثابت کند، با مرگ خونین خود بر صلیب ثابت کرد؛ هنگامی که بت‌پرستان او را وارونه به صلیب کشیدند. او شهادت می‌دهد که در کوه مقدس تابور حضور داشت، زمانی که خداوند ما عیسی مسیح تجلی یافت و موسی و ایلیا ظاهر شدند. او شهادت می‌دهد که صدایی از آسمان شنیده شد که گفت: «این است پسر محبوب من که از او خشنودم.» (دوم پطرس ۱ :۱۷) در این متن، رسول دربارهٔ آنچه خود و همراهانش در کوه مقدس دیدند، که در انجیل روایت شده است، سخن نمی‌گوید؛ بلکه فقط چیزی را که شنیدند تکرار می‌کند. آنچه شنیدند به همان اندازه مهم است که آنچه دیدند. بنابراین، انسان‌ها باید بشنوند که رسولان خداوند عیسی را در نوری شگفت‌انگیز و آسمانی دیدند که تجلی یافته بود، و بدانند که او پسر خداست. همچنین باید بشنوند که رسولان موسی و ایلیا را زنده دیدند، و بدانند که زندگی پس از مرگ واقعی است، همان‌گونه که داوری خدا نیز واقعی است. همچنین باید بشنوند که خداوند عیسی توسط خود خدای پدر، و نه صرفاً توسط انسان‌ها، «پسر خدا» خوانده شد. کسانی که این سخنان را به انسان‌ها می‌رسانند و آنچه چشمانشان دید و گوش‌هایشان شنید را بیان می‌کنند، شاهدانی راستین و وفادار هستند. کسی که رسولان را باور نمی‌کند، باید یهودا، قیافا، هیرودیس و نرون را باور کند؛ یعنی آزاردهندگان رسولان و خیانت‌کنندگان به حقیقت را. کسی که صالحان را باور نمی‌کند، چاره‌ای جز باور کردن ناصالحان ندارد. کسی که پاکان را باور نمی‌کند، باید ناپاکان را باور کند. کسی که به کسانی که برای حقیقت رنج می‌کشند ایمان ندارد، باید به شکنجه‌گران و شهوت‌پرستان ایمان بیاورد. روز روشن نمی‌شود مگر برای اینکه انسان‌ها یکی از این دو راه را انتخاب کنند.
ای خداوند، نجات‌دهنده و روشنی‌بخش ما، جان‌های ما را با کلام مقدست روشن کن؛ همان کلامی که رسولانت برای آن رنج کشیدند.

جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد . آمین.

error: Content is protected !!