20 ژوئن (گریگوری) /3 ژوئیه (جولیان)

آیات روز
تقویم جدید
رومیان 3:‏28-‏4: 3

[28] زیرا یقین می‌دانیم که انسان بدون اعمال شریعت، محض ایمان عادل شمرده می‌شود. [29] آیا او خدای یهود است فقط؟ مگر خدای غیریهودیان هم نیست؟ البته خدای غیریهودیان نیز است. [30] زیرا واحد است خدایی که اهل ختنه را از ایمان، و ختنه ناشدگان را به ایمان عادل خواهد شمرد. [31] پس آیا شریعت را به ایمان باطل می‌سازیم؟ به هیچوجه! بلکه شریعت را استوار می‌داریم.
[1] پس چه چیز را بگوییم، که پدر ما ابراهیم به حسب جسم یافت؟ [2] زیرا اگر ابراهیم به اعمال عادل شمرده شد، جای فخر دارد امّا نه در نزد خدا. [3] زیرا کتاب چه می‌گوید؟ «ابراهیم به خدا ایمان آورد و آن برای او عدالت محسوب شد.»

متّی 7:‏24-‏8: 4

[24] پس هر‌ که این سخنان مرا بشنود و آنها را به‌ جا آرد، او را به مردی دانا تشبیه می‌کنم که خانه خود را بر سنگ بنا کرد. [25] و باران باریده، سیلابها روان گردید و بادها وزیده، به آن خانه زور آورد و خراب نگردید، زیرا که بر سنگ بنا شده بود. [26] و هر‌ که این سخنان مرا شنیده، به آنها عمل نکرد، به مردی نادان ماند که خانه خود را بر شن بنا نهاد. [27] و باران باریده، سیلابها جاری شد و بادها وزیده، به آن خانه زور آورد و خراب گردید و خرابی آن عظیم بود.»
[1] و چون او از کوه به زیر آمد، گروهی بسیار از عقب او روانه شدند. [2] که ناگاه یک جذامی آمد و او را پرستش نموده، گفت: «ای آقا، اگر بخواهی، می‌توانی مرا پاک سازی.» [3] عیسی دست آورده، او را لمس نمود و گفت: «می‌خواهم؛ پاک شو!» که بی‌درنگ جذام از او پاک گشت. [4] عیسی به او گفت: «دقّت کن که کسی را اطلاع ندهی، بلکه رفته، خود را به کاهن نشان بده و آن هدیه‌ای را که موسی فرمود، تقدیم کن تا برایشان گواهی باشد.»

تقویم قدیم
رومیان 16:‏1-‏16

[1] و خواهر ما فیبی را که خادم کلیسای در کِنخریه است، به شما می‌سپارم [2] تا او را در خداوند به طور شایسته مقدسین بپذیرید و در هر چیزی که به شما محتاج باشد، او را یاری کنید، زیرا که او بسیاری را و خود مرا نیز همراهی می‌نمود. [3] سلام برسانید به پریسکا و آکیلا، همکاران من در مسیح عیسی [4] که در راه جان من گردنهای خود را نهادند و نه من به تنهایی ممنون ایشان هستم، بلکه همهٔ کلیساهای غیریهودیان. [5] کلیسا را که در خانه ایشان است و دوست عزیز من اِپینِتوس را که برای مسیح نوبر آسیاست، سلام رسانید. [6] و مریم را که برای شما زحمت بسیار کشید، سلام گویید. [7] و آندرونیکوس و یونیاس خویشان مرا که با من اسیر می‌بودند، سلام کنید که مشهور در میان رسولان هستند و قبل از من در مسیح شدند. [8] و آمپلیاتوس را که در خداوند دوست عزیز من است، سلام رسانید. [9] و اوربانوس که با ما در کار مسیح همراه است و اِستاخیس دوست عزیز مرا سلام نمایید. [10] و آپِلیس آزموده شده در مسیح را سلام برسانید و اهل خانهٔ آریستوبولُس را سلام برسانید. [11] و خویش من هیرودیون را سلام دهید و آنانی را که از اهل خانهٔ نارکیسوس که در خداوند هستند، سلام رسانید. [12] تریفینا و تریفوسا را که در خداوند زحمت کشیده‌اند سلام گویید؛ و پرسیس محبوبه را که در خداوند زحمت بسیار کشید، سلام دهید. [13] و روفُس برگزیده در خداوند و مادر او و مرا سلام بگویید. [14] آسینکریتوس را و فِلگون و هِرماس و پاتروباس و هِرمِس و برادرانی که با ایشانند، سلام نمایید. [15] فیلولوگوس را و یولیا و نیریاس و خواهرش، و اولیمپاس و همهٔ مقدسانی که با ایشانند، سلام برسانید. [16] و یکدیگر را به بوسهٔ مقدسانه سلام کنید. و تمامی کلیساهای مسیح شما را سلام می‌فرستند.

متّی 13:‏3-‏9

[3] و چیزهای بسیار به مَثَلها برای ایشان گفت: «وقتی برزگری به جهت پاشیدن تخم بیرون شد. [4] و چون تخم می‌پاشید، قدری در راه افتاد و مرغان آمده، آن را خوردند. [5] و بعضی بر سنگلاخ جایی که خاک زیاد نداشت افتاده، به زودی سبز شد، چونکه زمین عمق نداشت، [6] و چون آفتاب برآمد، بسوخت و چون ریشه نداشت، خشکید. [7] و بعضی در میان خارها ریخته شد و خارها نمو کرده، آن را خفه نمود. [8] و برخی در زمین نیکو کاشته شده، بار آورد، بعضی صد و بعضی شصت و بعضی سی. [9] هر‌ که گوش شنوا دارد، بشنود.»

مناسبت و قدیسین روز

قدیس شهید-اسقف متودیوس، اسقف پاتارا


متودیوس از جوانی خود را وقف ریاضت و زهد کرد و مانند شهری بر فراز کوه دیده می‌شد، تا اینکه به اسقفی شهر پاتارا در لیکیه دعوت شد. او به عنوان اسقفی دانشمند و فصیح، علیه بدعت اوریگن نوشت. «کلمات الهام‌یافته او همچون برق در سراسر جهان درخشید.»
مردمان بت‌پرست علیه او برخاستند، او را شکنجه کردند و در سال ۳۱۱ در شهر خلکیس در سوریه گردن زدند.

قدیسان شهید آریستوکلس، دیمتریان و آتاناسیوس

آریستوکلس کاهن کلیسای جامع شهر تاماسوس در قبرس بود و زندگی‌ای خداپسندانه داشت. به سبب غیرت فراوانش در ایمان، شایسته شد که صدایی از آسمان بشنود که او را فرمان می‌داد به سالامیس در قبرس برود و تاج شهادت را دریافت کند.
دیکن دیمتریان و خواننده آتاناسیوس او را همراهی کردند. آنان به سالامیس رسیدند و به موعظه مسیح پرداختند.
بت‌پرستان آنان را گرفتند و پس از شکنجه، آریستوکلس را گردن زدند، اما دیمتریان و آتاناسیوس را زنده‌زنده در آتش سوزاندند، در سال ۳۰۶.

قدیس ناحوم اوهرید

جشن اصلی ناحوم در ۲۳ دسامبر برگزار می‌شود و ۲۰ ژوئن جشن تابستانی اوست. در این روز گردهمایی بزرگی در صومعه او برگزار می‌شود. بسیاری از بیماران برای شفا از طریق دعا و ایمان بر سرِ آثار مقدس او می‌آیند.
نه تنها ارتدوکس‌ها، بلکه پیروان ادیان دیگر نیز برای کمک نزد او می‌آیند. در سال ۱۹۲۶، یک مسلمان از رِسنـا به شکرانه شفای برادرش که از مرگ نجات یافته بود، ناقوسی به صومعه اهدا کرد. نام او جمال زیزو بود و برادرش سلیمان زیزو نام داشت.

قدیس کالستوس اول، پاتریارک کونستانتینوپل

کالستوس شاگرد گریگوری سینائی بود و ۲۸ سال در کوه آتوس در ریاضت زیست. او بعدها صومعه‌ای به نام قدیس ماماس بنا کرد و در سال ۱۳۵۰ پاتریارک کونستانتینوپل شد. پس از چهار سال از مقام خود کناره گرفت و به آتوس بازگشت، اما دوباره به درخواست امپراتور بازگردانده شد و تا پایان عمر پاتریارک ماند.
او در سال ۱۳۶۸ در راه سفر به سِرِس درگذشت. او کتابی ارزشمند برای راهبان نوشت و همچنین زندگینامه قدیسین مختلف را نگاشت.
قدیس ماکسیموس کپساکالیویا پیشاپیش مرگ او را پیشگویی کرده بود.

قدیس لیکیوس، اسقف بروندیزی

لیکـیوس در اسکندریه متولد شد و در جوانی راهب شد. او به دریافت مکاشفات و فیضی عظیم رسید تا جایی که مردگان را زنده می‌کرد و دیوها را بیرون می‌راند.
او ابتدا اسقف اسکندریه بود و سپس به فرمان الهی به شهر بت‌پرست بروندیزی در ایتالیا رفت. در آنجا همه مردم را تعمید داد و کلیسایی به نام مادر خدا بنا کرد.
او در قرن پنجم، در زمان امپراتور تئودوسیوس دوم، درگذشت.

قدیس مکرم استودیوس


استودیوس از اشراف و کنسول‌های برجسته کونستانتینوپل بود. او کلیسای قدیس یحیی تعمیددهنده را نزدیک دروازه طلایی بنا کرد و همچنین صومعه‌ای تأسیس نمود که بعدها به نام «استودیون» معروف شد. این صومعه به مرکز بزرگی از قدیسان، زاهدان و شهیدان تبدیل شد و مشهورترین آنان قدیس تئودور استودیت بود.
صلیبیان لاتین در سال ۱۲۰۴ آن را ویران کردند، اما دوباره در سال ۱۲۹۳ بازسازی شد. امروز در آن مکان یک مسجد قرار دارد.


سرود ستایش

قدیس لیکیوس

«لیکـیوس، لیکیوس با قلبی سپید،
نامت در کتاب حیات جاودان ثبت شد،
و در آسمان یاد تو ابدی خواهد بود،
و زمین تو را جلال خواهد داد!»

این صدا از آسمان به لیکیوس رسید،
و آرامشی خوشبو قلب او را آرام کرد.
شیطان تاریک علیه او برخاست،
اما او با صلیب در برابرش ایستاد.

او از تیرهای دیوها زخمی نشد،
بلکه با قدرت خدا همه را شکست داد.
خدا به شبان نیکو نیرو داد،
تا گله خود را در مصر نگه دارد.
او در بروندیزی کلیسا بنا کرد،
و مردم را به اراده خدا تعلیم داد.
بسیاری را تعمید داد و روشن کرد،
و همه را با نور ایمان ارتدوکس روشن ساخت.

با معجزاتش جهان را شگفت‌زده کرد،
و سپس به سوی خدا رفت تا تاج جلال را دریافت کند.


تأمل

قدیس ساپریان درباره جاودانگی می‌نویسد:
«اگر انسانی مشهور به تو وعده‌ای بدهد، تو به وعده‌اش ایمان می‌آوری و حتی جرأت نمی‌کنی فکر کنی که او که همیشه به سخنش وفادار است، تو را فریب می‌دهد. اما ببین، ای فریب‌کار، خودِ خدا با تو سخن می‌گوید و تو با تردید می‌لرزی! خدا به تو پس از ترک این جهان جاودانگی وعده داده است، و آیا تو گستاخانه به این وعده شک می‌کنی؟ این یعنی تو اصلاً خدا را نمی‌شناسی؛ یعنی با بی‌ایمانی‌ات مسیح خداوند و معلم را اهانت می‌کنی.»
ایمان قدیسان خدا چقدر نیرومند است! چقدر روشن، قابل فهم و با مثال‌های ساده و قدرتمند توضیح داده شده است!
بی‌ایمانان شک می‌کنند، نه چون ظاهراً عاقل‌ترند، بلکه چون ناپاک‌اند. انسان هرچه مقدس‌تر باشد، عاقل‌تر است؛ زیرا در آینه روشن قلب خود حقیقت را می‌بیند.


تعمق

درباره خشک شدن معجزه‌آسای درخت انجیر بی‌ثمر تفکر کن (متی ۲۱: ۱۹):

1. چگونه خداوند درخت انجیری را که برگ‌های فراوان داشت اما میوه‌ای نداشت لعنت کرد و آن درخت خشک شد؛

2. چگونه زندگی من نیز، که پر از برگ است—مشغله‌های جسمانی، خواسته‌ها و افکار—اما بدون میوه روحانی است، می‌تواند زیر همان لعنت قرار گیرد، اگر راه خود را اصلاح نکنم.


موعظه

-درباره اینکه نجات ما در دست خداست-

«اسب برای روز جنگ آماده می‌شود،
اما نجات از آنِ خداوند است» (امثال ۲۱ :۳۱).

ما موظفیم خود را آماده کنیم، اما موفقیت ما وابسته به خداست. تمام آمادگی ما تنها مانند پیشنهادی به خداست، و این آمادگی نیست که نتیجه را تعیین می‌کند، بلکه خداست. به همین دلیل مردم به درستی می‌گویند: «انسان برنامه می‌ریزد، اما خدا تصمیم می‌گیرد.»

ای سرباز مسیح، ذهن خود را مانند اسبی نیکو آماده کن، قلب خود را با فضیلت‌ها مسلح ساز، و اراده‌ات را با ریاضت شکل بده؛ اما بدان که نجات از آنِ خداوند است.
ای تاجر مسیح، هر روز نیکو تجارت کن و مادیات را با روحانیات، زمین را با آسمان، و فانی را با جاودانگی معاوضه کن؛ اما بدان که نجات از آنِ خداوند است.
ای شخم‌زن مسیح، جان خود را شخم بزن و دوباره شخم بزن، هر روز بذر نیک انجیل را در آن بکار، علف‌های هرز را از مزرعه جانت پاک کن، و از آن مراقبت کن؛ اما بدان که نجات از آنِ خداوند است.
اسب در دریای سرخ به فرعون کمک نکرد. ثروت بابل نیز در روز حسابرسی با خدا سودی نداشت. انسان ممکن است همه چیز را آماده کرده باشد، اما در لحظه تعیین‌کننده همه چیز را از دست بدهد. زیرا نجات در آمادگی نیست، بلکه در خداوند است.
به همین دلیل قدیسان، با اینکه بیشترین آمادگی را داشتند، در لحظه مرگ آه می‌کشیدند و نمی‌دانستند آیا پذیرفته خواهند شد یا نه. چقدر خوب سخن خداوند را به یاد داشتند:
«چون همه چیزهایی را که به شما امر شده انجام دادید، بگویید: ما بندگان بی‌فایده‌ایم» (لوقا ۱۷: ۱۰).
برادران، برای روز آزمایش آماده باشیم، مجهز و مسلح، اما امیدمان را به آمادگی خود نبندیم، بلکه به خداوند.

ای خداوند نجات‌دهنده ما، ما را یاری کن و نجات بده.

جلال و سپاس تا ابد از آن تو باد . آمین.

error: Content is protected !!